...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٥

بازیگر طنز رادیو و تلویزیون، است و ؛ ! هرچند که در سینمای ایران، ها بیشترند از همه اقلیت ها

از همین الان کلکسیونرها رفتن دنبال خرید عینک دودی های

چقدر "خالی الذهن" شدن سخته!

ابوالفضل فاتح؛ موسس شرط گذاشته بود دختران دارای جمال بالا! و کسانی که خانه شان بالای میدان فاطمی است، در این خبرگزاری استخدام نشوند!

انسجام و هماهنگی اصلاح طلبان مجلس کمتر از هماهنگی انجمن اسلامی دانشگاه آزاد واحد ابرقو است؛عمق ضربه 88 به اصلاح طلبان حالا معلوم می شود!

سالگرد را باید با سالگرد مقایسه کرد:تیرماه 68؛خروج از فضای آرمانی جنگ؛گفتمان سازندگی هاشمی در اوج؛امروز اما فقط اکل میته

تروریسم در بلند مدت؛ مردم جهان را به هم نزدیک می کند؛غرایز انسانی را بیدار می کند؛حتما امروز خیلی ها مهربان تر از دیروز هستند

تروریسم به نام اسلام؛ مساله را اینقدر پررنگ و حیاتی و عامض خواهد کرد که نهایتا به گره خواهد زد

کودتای ترکیه؛ کمتر از 4 ساعت دوام آورد؛ مسجد و اینترنت و دموکراسی کودتا را فلج کرد!

کاش سیاست هم مثل فوتبال گزارشگر مخصوص داشت؛ را هم گزارش می کرد!

تو خیلی مهربونی، ولی فقط در مورد خودت!

نشان داد قدرت و تاثیر نیروهای اطلاعاتی در شرایط آشوب و جنگ شهری به مراتب از نیروهای نظامی بیشتر است

احتمالا به صرفه ترین؛عملی ترین و محتمل ترین راه حل روحانی برای موضوع , تبدیل حصر به ممنوع التصویری و ممنوع الخبری و باشد

نفرت از و و و و حمایت از ؛ قدر مشترک ها و !

یکی از غم انگیزترین سرنوشت ها را داشت؛ مرگ در فقر و آلزایمر و غربت و ناشناسی؛ اپراخوان اجاره نشین ها!

مرحوم و رهبران مدرسه می توانستند امروز ایران باشند اگر آنها هم وارد سیاست و حکومت شده بودند

قبلا مردم نگران آدم آهنی ها علیه انسان بودند که سوژه فیلم های علمی تخیلی بود؛این نگرانی برطرف شده که هیچ؛ الان دغدغه با ربات است!

و بورژوایی ترین اصطلاحات زبان قارسی است

نگران شد؛ در بستر مرگ و خطر خوابید

خوشبخت‌ترین مدیرمسئول رسانه در ایران؛ است؛ بازرس اتحادیه بنکداران و مدیرمسئول روزنامه رسمی کشور

چقدر این جدید نمازجمعه تهران یخ و کارمندی طوراست.مرحوم کاراکتر خاص خودش را داشت:کاسب بازار؛مکبر مسجد هدایت صدای عالی

به این فکر کنید که با "نیامدن" در انتخابات ریاست جمهوری 96 چه چیز یا چیزهایی بدست خواهد آورد؟

بهشت را به "بها" دهند یا "بهانه"؟ جواب همین سئوال ساده ؛ مرز میان دو نوع رایج است!

اینقدر اسم "امیرعلی" زیاد شده که احتمال اینکه اسم بیست سال بعد اسمش باشه، زیاده! امیرعلی در خانواده ای مذهبی و متوسط...

توی باغچه های بین قبرهای #بهشت_زهرا پر از نخل های کوچولو است، هسته خرماهای خیراتی تف شده؛ فاتحه هایی که دوباره تبدیل به #خرما می شوند!

رفتیم یک باغی رو ببینیم؛دیدیم که روبروی قبرستانه! بهش میگم همین که روبروی قبرستانه؟!طرف میگه:نه! روبروی گلزار شهدا است!

تا دروازه های تمدن بزرگ؛ یک یاحسین دیگر! ....شعار پیشنهادی احتمالی دکتر به

یک احتمال دیگر:حسن روحانی کاملا از اصلاح طلبان برائت جوید و بشود نامزد اختصاصی و قطعا پیروز در 96؛بازی برد-برد؟

بدترین و آزاردهنده نرین خواب هایی که می بینم، مربوط به دوران مدرسه،امتحان,استرس خوندن فیزیک و شیمی و... است! چه کردی با ما ای سیستم آموزشی!

یکی از اشتباهات مسکوت گذاشتن پینشهاد مناظره در سال 92 بود

تجمع چی ها در ؛ تلاش برای تشکیل یک شهر انقلابی-مذهبی و به رسمیت شناخته شدن واتیکانیزه شدن و احتمالا بعدا است؟

"من #88 به محسن رضایی رای دادم" یکی از اشکال رایج تقیه و توریه سیاسی در میان خواص و عوام است!

"نه! این داعشی نیست، می شناسمش! قبلا می اومد اینجا" وقتی استکان ها را به آبدارخانه مسجد برمی گرداندم،دیدم درباره من حرف می زنند!

زندگی به سبک + و !

دعوت حدادعادل به برنامه های تلویزیونی در حکم واکسینه شدن برنامه مذکور و البته تهیه کننده های سیما در برابر زیرآب زنی های اداری-سیاسی است !

پرچم؛ یقه آخوندی،اقتدار ملی،عدم تبرج؛...مسئولین گفتن با این کلمه و ترکیبات؛ بسازید!

تحولات بعد از نشان می دهد که درباره تحولات داخلی ایران؛ تقویت نیست و آنها سیاست صبر و انتظار را ادامه می دهند

زیبایی است؛ رسانه گلایه؛ رسانه خبر و مخ زنی؛ عصاره همه اینها !

بروبچز سیاسی به جای "یه کفتر دارم سیگار میکشه" میگن:بیا خونمون عکس بی حجاب زهرا رهنورد و دختر روحانی و مینو خالقی رو بهت نشون بدم

یکی از ویژه برنامه های سالگرد ارتحال دوره ریاست محمد هاشمی،،صحنه غش کردن در حین شنیدن خبر ارتحال بود،سهم چپ از سفره رسانه ایی انقلاب!

یه وقتهایی رسانه نصیحت و هشدار، گوش و چشم و حرف و موعظه نیست ، می شود "بو"؛ بوی ...پیام رسان ویژه است با همه هشدارها و عبرتها!

بهترین راه گند زدن به یک فیلم خوب و حتی مخدوش کردن چهره مشعشغ و بزرگواری مثل ؛ دوبله مزخرف است!

؛ انقلابی ترین ماشین جهان است ! وقت کلاس رو نمی گیره؛ کار می کنه و کار و کار!

اصرار بر ، یقینی ترین راه برای شدن ، تفسیر به رای دین و باز کردن باب "تنزل تنزیل" است

 یک #آیه نهی در مذمت، حتی یک "اوف" گفتن به والدبن، انگار خدا میگه اینها با من هستند،از طرف من هستند،"حق" ندارید حتی یک اوف به آنها بگویید!

آیت الله علی و دکتر یدالله ؛ چه شباهتی در ایمان این دو مرد بود که تنها مدافعان -درون دینی- نظریه تکامل و فرگشت در قرن ما شدند؟

هر روز صبح که از خواب بیدار می شه به خودش میگه: خوب امروز همگام با مردم باشم یا همراه با مسئولین؟ مثل ریش ستاری است این بشر!

به زودی"چرا در جنگیدیم؟" بسیار به "چرا بعد از جنگ را ادامه دادیم؟" شبیه خواهد شد...

برجام را جیره بندی کرده ایم؛رسانه را جیره بندی کرده ایم؛اخوی حسین را هم انتهای کانال دراز کرده اند؛منتظریم بیایند و تیرخلاص بزنند!

-یاسین!

-ها؟

-این شیرخشک ها که امروز برای آوردی از "اونا" که نیست؟

-خودت چی فکر می کنی گوگوشم؟! گفتگوی با

"سی و هفت" حالا یک عدد خاص است؛ رقم سالهای سلطنت با دوره برابر شده است

برای اولین بار از وقتی که یادم می اد، بابام موقع پخش گفتگوی تلویزیونی یک رییس جمهور جلوی تلویزیون خوابش برد!

زیادگویی؛کلی گویی،شعارزدگی،تعارف و اضافه گویی،توضیح واضحات، هم مردم،هم مسوولین! علوم سیاسی و ارتباطات خونده ها کجای مجلس نشستن؟ چه باید کرد؟

معطوف به انسان شد و آرمانش شد ؛ معطوف به انسان شد و آرمانش شد:

در محافل هنری به زودی دچار یک دگریسی خواهد شد و از یک فحش رکیک تبدیل به کلمه طنازانه ای خواهد شد، مثلا دیوس! ر.ک تبدیل کثافت به کصافت!

تاثیر تبلیغات بر فروش انفجاری که یادتان هست؛فکرشو بکنید همین ظرفیت که تاحالا در سیاست ایرانی خرج نشده بیاد توی و...

لابراتوار دکتر عبیدی! یکی از با کلاس ترین و خارجکی ترین نام ها در دهه شصت و هفتاد!

تنها فردی از مسوولان و شخصیت های نظام در تاریخ انقلاب اسلامی است که سابقه از را در کارنامه خود ندارد

یک نقطه ضعف در مقایسه با این است که مشکل با ، عقیدتی-فکری بود و چالش ، مالی-اقتصادی

پدیده تجمع اعتراضی "خانواده شهدا" یکی از کلیدواژه های ثابت سیاست دهه هفتاد و هشتاد بود،حالا مدتهاست کمتر خبری-بااین عنوان- شنیده میشود،چرا؟

باید تنبل باشی تا معنی "من حیث لایحتسب" را بهتر از بقیه بفهمی!

مشروطه،سوم اسفند ۹۹،شهریور۲۰، مرداد ۳۲،بهمن ۵۷...در تاریخ معاصر، ۵ بار سقوط کرده و هربار با فتح و سقوط و انقلابش؛ یک حکومت-دولت رفته

توی علوم انسانی، یا باید دکتر بشی یا سوژه دکترهای علوم انسانی! ...وگرنه یزیدی هستی!

قولم به خودم برای حذف تدریجی موسیقی از زندگی را شکست! در حد دانلود همه آلبوم ها و گوش دادن شبانه روزی! مثل یه نور کوچولو اومدی!

یکی از غم انگیزترین لحظات :در جلسه با رهبری تقاضا می کند برای توسعه حرم امام زمین بدهند و این درخواست رد می شود/خاطرات هاشمی71

اگر رهبر شده بود:یادم هست یک اختلافی بین ایشان و امام راحل ایجاد شده بود،حضرت آقا با کمال شجاعت نظرشون رو گفتند و ...

در تمام انتخابات های بعد از 92 نامزد شده؛برای ریاست جمهوری 96 هم می آید؛آیا هنوز نزد کوپن تایید صلاحیت دارد یا نه؟!

محصول هالیوودی/بالییودی/مارکسیستی فهمیدن هستند

مکتب و دین و حتی "ایسمی" که را درنیاورد یعنی دلی نیست..بیاندازش دور!

(آقاجواد ) دامنه Islamonlie.ir را ممنوع الفروش کرده و عشقش کشیده که ترشی بندازه! !

منتظر پخش قریب الوقوع سریال ها و فیلم های روسی با موضوع جنگ میهنی و دفاع در برابر امپریالیسم و فاشیسم و ..از صداوسیما هستم

غفور غفور سعید! اسم ها و قیافه ها و هیجان گزارشگر؛انگار بی سیم عملیات فتح المبین یا حداقلش دیده بان حاتمی کیا باشه!

آسمان همه جا مال من است یعنی: هرکجای دنیا و توئیترت رو باز کنی!

امروز، تلفیقی از و است

عصر جمعه پارک لاله،صندلی چیده اند دور حوض،حاج اقایی بالای منبر،مردمی که شبانه روز از صداوسبما همین حرفها را میشنوند، صندلی ها را پر کرده اند

در ، انگار اون بچه لوس و ننر کلاس هستند که معلم،ناظم و حتی بچه های خلاف نیمکت آخر -هرکدام با دلیل خود-هواشونو دارن!

آیت الله امروز برای اولین بار صریحا از با عنوان "سران فتنه" نام برد؛احتمالا مختومه شدن رفع حصر در دولت !

اگر در قدرت باقی مانده بود الان بندر مهندس بازرگان و بازرگان شهر داشتیم،در نماز جمعه هم:السلام علیک یا بازرگان ایها العبد الصالح

برای راننده های زن باید زد،تو نمیدونی برای چی زدی ولی اونا میدونن چرا! اقلش اینه که حواسشون جمع میشه!

خاطرات از دوران ریاست جمهوری در حال نوشته شدن است! مثل خاطرات مذاکرات هسته ای،کدام انتشاراتی این شانس بزرگ را خواهد داشت؟

فقط اونجاش که در آخرین مراحل خوب شدن، آخرین خلط ها و چرک ها از دماغ و گلو بیرون می آد و کم کم دوباره حس چشایی ات احیا می شه!

، مفتش شش انگشتی را راحت کرد از رنج مدام ؛ آق حسینی کندو؛ لبخندهای مخصوص داشت؛صدای مخملین و حتی توپوق های دوست داشتنی

اگر توجه و محبت خوشبختی می آورد، بازیگرهای و تلویزیون باید خوشبخت ترین آدمهای روی کره زمین بودند در همه اعصار و قرون!

رکورد ولیعهدی رو زد! فرزند برومند شاه شهید؛سی و پنج سال در تبریز در انتظار سلطنت نشست و رضا پهلوی سی و شش سال!

از خواهشمندیم ساعت خودروی پراید را بزرگتر و واضح تر طراحی کند که موتورسواران بی ساعت هنگام ترافیک، قادر به دیدن ساعت باشند!

زندگی در خانه های بتونی، توهم جاودانگی می آورد!

! امروز...شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۵ مٌرد! دیگه زنده نیست..تو چرا؟!

نه...انگار واقعا ذات آدمها از قیافه هاشون معلومه!

نام واقعی و بی تعارف "انقلاب اسلامی"، "نهضت روحانیت ۱۳۵۷-۱۳۴۲" است؛ چه خوشمان بیاید، چه بدمان بیاید!

اینقدر روی خودش کار کرده که دیگه تقریبا سین اش؛ شین نمی زنه! یه موقعی خیلی شین اش می زد! !

دشمن زمان است! البته نه زمان های بزرگ ! زمان های کوچک مثل صبح تا عصر! عصر تا شب!

خیلی ها در نظام؛ مسئولیت دارند،حتی ممکن است رئیس جمهور هم بشوند؛ اما افراد خیلی کمی هستند که خود نظام هستند!

یکی از فرمول های اصلی زیبایی مردانه: داشتن چند میلی متر مکعب چانه اضافه!

زبان رو فقط می فهمه و بس!

مرحله بعدی جنگ : اعزام نیروی زمینی گسترده از سوی ایران؛ مسلح شدن مخالفان به سلاح ضدهوایی

اسماء "غیر حسنای"خدا: خیر‌الماکرین،بهترین حیله‌گران,"الضار"؛آزاردهنده،خواندنش با اسامی نیکویش است اما نام‌هایش ارکان همه‌چیز را پرکرده‌اند

نسکافه/قهوه با فلفل سیاه! امتحان کنید جواب می دهد، دلسوختگی رو آنچنان تر می کند !

برای ؛عملا اعلان جنگ سیاسی-رسانه ای به است؛نشانه واضح "غیرقابل حل شدن مشکلات"جمهوری اسلامی و سعودی

"بگذریم، مهم نیست، ولش کن" سه قاتل خاموش دیالوگ هستند!

مردها را خدا و زنها می شناسند؛ زنها را فقط خدا !

برای ایرانی به یک عنصر "اعتمادآفرین" تبدیل شده است،صندوقدار یک بیمارستان خصوصی غرب تهران

پیامبر طبقه متوسط ایرانی شده است، نقد درون گفتمانی است و علیه قصاص و سنت و هشداری برای انحطاط جنسی جامعه

این اسامی را بخاطر بسپارید:،، ،، (دوم) ،،

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٥

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/5/56/Bashar_al_Assad.jpg

دشواری های دکتر #بشار_اسد:علوی بودن ولی نماز را به روش#اهل_سنت مقابل دوربین خواندن برای جلب نظر اکثریت هفتاددرصدی سنی در #سوربه؛زنش بی #حجاب باشد تا #سکولارها خوششان بیاید؛وارث سنت بعثی و ناسیونالیسم عربی باشد ولی از ایران تشکر کند

 

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٥

-امسال شبیه ترین سال به 79 خواهد بود، یعنی آخرین سال دور اول #خاتمی، بر خلاف سال87 که راهبرد تثبیت و حمایت از احمدی نژاد برای انتخابات 88 بود

-خشم و جبر و تعجیل و ریاکاری! مظاهر دخالت شیطان در سیاست!

-جالبه که تاحالا حتی یک #افغانی ندیدم که سرچهارراه؛ فال و گل و سی.دی شاد! و دستمال کاغذی و جوراب و ...بفروشد!


-ده میلیون مسافر شمال؛ حداقل سه میلیون خودرو، حمله سراسری در هر تعطیلی؛#شمال زخم شد! دلخوشی یک ملت کویر زده؛ ته این ماجرا فاجعه است قطعا!

-یک خوبی #توئیتر اینه که از بس لحظه ای است، کمتر اجازه می ده آدم غرق نوستالوژی و گذشته بشه!خیلی "حال" است به گذشته و حتی آینده خیلی کار ندارد

- #عباس_کیارستمی علاوه بر همه جوایز و افتخارات سینمایی، اسکار #مخ_زنی در کارنامه خود داشت! #ژولیت_بینوش

-هروقت خواستید خیلی دودوتا چهار تایی و خیلی منطقی به سیاست ایران نگاه کنید، یادتون بیاد که در خرداد 92  #هاشمی_رفسنجانی #ردصلاحیت شد!

-خوبه که این مستند دستگیری داعشی ها در ایران رو با صدای #رنجبران و #موسوی و سایر صداهای ماندگار! #واحدمرکزی_خبر یا #بیست_و_سی پخش نکردند!

-#جمهوری_اسلامی، خیلی ساده...خیلی پیچیده!

-صفدر!
-ها؟
-واقعا همه پولها رو پس دادی؟ هیچی نموند؟

دیالوگ احتمالی امشب #صفدر_حسینی و همسرش!

- #بیعرضه یا #فاسد دوگانه ای که برای #حسن_روحانی در نظر گرفته اند با ماجرای #حسین_فریدون و... این قصه ادامه دارد

-البته دکتر #بشار_اسد اشتباهاتی داشت که ما بارها تذکر دادیم اما متاسفانه ایشان گوش نکرد.../قسمتی از مصاحبه های چند وقت بعد/

-در پشت صحنه سکانس دادگاه طلاق #جدایی_نادر_از_سیمین؛ اصغر فرهادی در راهنمایی بازیگرها می گه:لیلا به قاضی بگه "حاج آقا"؛ پیمان بگه: آقای قاضی!

-فکر کنم یکی از مشکلات اصلی خیلی از خانم ها با #اسلام،#لاک_زدن باشه! لاک دوست دارند دیگه! دست خودشون نیست!

-من اگر استاد جامعه شناسی،روزنامه نگاری یا حتی علوم سیاسی! بودم، سئوال امتحان نهایی ام این بود: سه جوک اختراع کنید و بنویسید(20 نمره)

-نمی دونم اینو بگم یا نه... این چیزی رو که می خوام بگم بیرون از اینجا نقل نکنید...تاکتیک های #آخوندی برای جمع کردن حواس مستمع!

-فکر کنم دیگه ملت بی خیال جوک درست کردن برای #دکتر_شریعتی شدند! مدتهاست جوک درباره دکتر علی شریعتی نشنیدم و نخوندم! ئی طوره واقعا؟

-#مارتیک، #محمد_اصفهانی ارمنی ها و شاید #لس_آنجلسی ها است !

-احتمالا نامزدهای بالقوه اصولگرا دارند #مناظره_تلویزیونی با #حسن_روحانی را تمرین می کنند؛ با مدل #احمدی_نژادی و با نگاهی به تجربه #قالیباف !

-"ادعونی استجب لکم" و "فاذکرونی اذکرکم" ضدفلسفی ترین آیات قرآن هستند،بیا و بخوان تا بخوانمت و یادت کنم!بالاتر از هر  بحث و فلسفه بافی و...

-#مرحوم_دولابی و #ع_صاد به اندازه همه پنجاه سال روشنفکری دینی؛بازرگان و سروش  ملکیان و حتی نهادهای رسمی آدم سازی و هدایت و رنج زدایی کرده اند

-خیلی‌ها دلشان میخواهد #اسلام را یک کاسه کنند تا یا مهارش کنند یا منکوب؛یا در ورژن روشنفکری،یا در ورژن رادیکال؛ این عجز دربرابر اسلام جالبه!

-کی فکرشو می کرد فرشته عذاب #محمد_علی_رامین، #مهناز_افشار باشه؟! و احتمالا بالعکس؟!

-دقت کردید قبل از اخبار شبکه یک؛ که یک آیه از #قرآن را پخش می کنند؛هیچ وقت آیات مربوط به حوری و غلمان،حیض؛نفاس و...نمی آد؟!

-یه وقتهایی آدم یه هیجانی می خواد که فقط با فاز #شوخی_کارگری یا #شوخی_عشایری برطرف می شه!

-پس اون سیستم عامل مهربون فیلم #Her کی می اد به بازار؟ که توئیتر و فیس بوک و تلگرام رو حین دوچرخه سواری برام بخونه؟ دیر نشده یه خورده؟

-جالب نیست #عباس_کیارستمی اسم بچه اش رو گذاشته #احمد؟ قاعدتا با توجه به فیلمهاش باید شهرام، بهرام می ذاشت!

-ماهیت غالب #تویترفارسی به نظر من:آزادی های یواشکی و با اسم مستعار چند نسل سوخته طبقه متوسط با چاشنی سکس و هجو و ناامیدی و آرزومندی

-#میتینگ_کوروش حتی توییتر فارسی رو هم غافلگیر کرد؛این یعنی توییتر رسانه دهه هشتادی ها نیست و بیشتر مال ما دهه پنجاه-شصتی های نسل سوخته است!

-یکسری سوالای غلط توی دنیا داریم؛مثلا: زنها بیشتر رنج می برند یا مردها؟مردها بیشتر لذت می برند یا زنها؟

-این خط؛این نشان: #دابسمش های دونفره لوس و ناشیانه به زودی جزیی از فیلم های #عروسی ایرانی خواهد شد! دقیقا مثل سکانس های گلفروشی و آرایشگاه!

-پدیده غلط انداز و عجیبی که در جامعه داریم #سکولارهای_موقت هستند که از سر لجبازی شکل گرفته اند.اینها را نباید #سکولار واقعی  دانست.

-در گفتمان آیت الله خامنه ای، "اصولگرایی" جایش را به "انقلابی گری" داده است، رهبری از 1385 تاکنون واژه "اصولگرایی" را به کار نبرده است.

-این کنیه سیاسی "یادگار امام" به پسر #حسن_خمینی(احمد) هم منتقل می شه؟

- #ترانه_علیدوستی بعد از ماجرای کن؛ احساس #قدرت و #استقلال می کند،#تقیه  سیاسی و #فمینیستی اش را کنار گذاشته،دقیقا بر خلاف #شهاب_حسینی

-#زلف بر باد دادن این بار ایمان مردی را بر باد  نداد؛#کرسی مجلس بر باد داد! #مینو_خالقی

-#علی_مطهری حالا اولین صعود سیاسی-پارلمانی را بعد از هشت سال نمایندگی انفرادی شروع کرد.با این تجربه چه میکند و آیا توان بالاتر رفتن هم دارد؟

#پرستار می گفت دیکر اجازه نمی دهیم همراهان بیماران ICU با آنها خلوت کنند؛چون از ترس هزینه ها #یواشکی چیزی به آنها می دهند که #خلاص شوند!

-یک دهه قبل ممنوعه های #شریعتی  جزو ثابت ممنوعه فروشی های میدان انقلاب بود.شریعتی جای خود را به #پهلوی ها داده است.

#پرستو_فروهر با این حرکت اخیرش، "مظلومیت خون" پدر و مادر مقتولش را با باسن #شادی_صدر تاخت زد، معامله منصفانه ای بود؟!

https://twitter.com/HedayatiBahman

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٥

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 96 در دو فرض کلی قابل تحلیل است:

-تایید صلاحیت و حضور حسن روحانی به عنوان نامزد دولت مستقر و اعتدالیون و اصلاح طلبان و ...در این صورت حضور و "اجازه" یافتن احمدی نژاد برای حضور در انتخابات، شرایط دوقطبی را بسیار شدید خواهد کرد و بهترین هدیه ممکن(!) به حسن روحانی خواهد شد؛ رای روحانی بسیار بیشتر از 92 خواهد شد و عملا "تنها نامزد غیرنظامی اصولگرایان که توانایی رای آوری ورای سبد رای سنتی این جریان را دارد" یعنی احمدی نژاد، کارش "تمام شده" خواهد بود.

-رد صلاحیت احتمالی حسن روحانی و حضور یک نامزد جایگزین مثل اسحاق جهانگیری یا ظریف و نوبخت و ...از طرف جناح اعتدال-اصلاح و از سوی دیگر، حضور "با اعتماد به نفس تر" نامزد احتمالی اصولگرایان و نظام در رقابت، در این حالت احتمالا احمدی نژاد هیچ شانسی برای تایید صلاحیت نخواهد داشت.

اما شرایط خرداد 96 اینگونه خواهد بود:

-در داخل: تداوم وضعیت رکود اقتصادی و عدم میوه دهی برجام و ناکام ماندن سیاست بازکردن درها توسط حسن روحانی یا نشانه های ضعیف رفع رکود و شروع رونق، غلبه و قلیان مطالبات و آغاز دلسردی عمومی از حسن روحانی.

پیروزی حسن روحانی(با شرط حضور) در حالت بالا، جز با حرکت 4WD و بسیج تمام قد به میدان آمدن "رئیس دولت اصلاحات، هاشمی رفسجانی، حسن خمینی و همه پتانیسیل رسانه ایی-فضای مجازی-طبقه متوسط جریان اصلاح طلب بعلاوه "یاران دوازدهم خارج نشین"، ممکن نخواهد شد(که البته چاره و جایگزینی جز این هم ندارند) یعنی "تکرار" تجربه انتخابات مجلس دهم.

-با فرض حضور حسن روحانی، انتخاباتی شبیه سال 1380 روی خواهد داد: 5-6 نامزد درجه دوم اصولگرا برای گرم کردن خود و تنور انتخابات و  البته توهم شکستن آرای روحانی به میدان می آیند و قطعا روحانی پیروز می شود.

در خارج: اضمحلال یا سرکوبی شدید داعش در منطقه(به خصوص عراق و سوریه) و شرایط "مرگ داعش"و باقی ماندن شرایط نزاع با عربستان سعودی در حوزه های دیگر منطقه و رئیس جمهوری در آمریکا که قطعا ملایمت باراک اوباما را نخواهد داشت و کفه را به سمت بلوک سعودی سنگین تر خواهد کرد(چه هیلاری کلینتون چه ترامپ)



***



فکر می کنم پیچیده ترین حالت انتخابات 96 عدم حضور حسن روحانی و حضور احتمالی و البته فعلا "بعید" چهره ای مثل سردار قاسم سلیمانی باشد، احتمالی که حسام الدین آشنا در پستی جنجالی به آن پرداخت(+).

 

پرونده:Sardar Qasem Soleimani-01.jpg

سردار سلیمانی اگر بخواهد وارد عرصه انتخابات و سیاست شود، سومین نامزد "نظامی" بعد از محسن رضایی و باقر قالیباف است که البته از نظر جایگاه و موقعیت و وزانت "نظامی"؛ سردار سلیمانی بیشتر به محسن رضایی(و بیشتر از رضایی البته) شباهت دارد تا قالیباف.

کسانی که سیاست ایرانی را رصد می کنند می دانند که مصونیت و حتی کاریزمای محسن رضایی (به عنوان فرمانده سپاه که وارد سیاست شد) تا انتخابات 84 تقریبا حفظ بود و ازاین مقطع بود که "وزانت سیاسی" خود را از دست داد و ...یا همینطور قالیباف در انتخابات 84 جهش قابل ملاحظه ای داشت اما خیلی زود ایرباس بخت او افول کرد.

حالا این تجربه پیش روی سردار سلیمانی است با این تفاوت که "کاریزما و موقعیت و "موانع جبری و غیر جبری" عدم تخریب سلیمانی در رسانه های داخل بسیار بالاتر از رضایی و قالیباف است".

 سردار سلیمانی دارای چهره ای وارسته در میان اقشار مختلف مردم(حتی اقشار سکولار و ملی گرا و ..است) و اسطوره ای و شبیه به سرداران اولیه سپاه چون همت و باکری و خرازی است و در خرداد 96- سردار قاسم سلیمانی "قهرمان مرگ داعش" خواهد بود.

سردار سلیمانی،غول مرحله آخر و صدام تر از صدام را کشته است! موقعیتی که نه رضایی، نه قالیباف و نه هیچ کدام از چهره های نظامی کشور آن را نداشته اند.

حضور و پیروزی احتمالی قاسم سلیمانی -که البته  خورده شیشه های انحرافی احمدی نژاد را هم ندارد- به معنی اقبال مردم به یک "قهرمان انقلابی استکبار ستیز" و ..است که بسیار مورد "تاکید" است و البته جبران قدرت گیری چهار ساله بلوک هاشمی رفسنجانی در سالهای اخیر و ...

احتمالا به این فکر می کنید که ممکن است "رسانه های فارسی زبان خارج از کشور" در مقطع انتخابات ریاست جمهوری، دست به تخریب گسترده سردار سلیمانی بزنند، این جریان اگر با نقد داخلی و همراهی خاتمی-هاشمی-روحانی و رسانه های مجازی داخلی همراه نباشد، اقبالی نخواهد یافت و "ابتر " باقی خواهد ماند و حتی سکوت این بلوک در برابر سردار سلیمانی می تواند احتمال پیروزی سردار سلیمانی را پررنگ تر کند.

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٤
مانی حقیقی، فرزند نعمت حقیقی و لیلی گلستان و نوه ابراهیم گلستان، چندان نیازی به معرفی ندارد. چه از او خوشمان بیاید و او را در قامت "جرج کلونی سینمای ایران" بدانیم یا یک "فیضه خوار" که نان از نام مادر و پدربزرگ و دایی اش می خورد، نمی توان منکر شد که او امروز یکی از "شخصیت های" سینمای ایران است.

نمی توان مانی حقیقی را در سینمای ایران نادیده گرفت و قطعا این دانش آموخته فلسفه  از دانشگاه مک‌گیل که دو فوق لیسانس فلسفه و مطالعات فرهنگی دارد، روزهای جنجالی و خاصی را برای سینمای ایران و البته خودش رقم خواهد زد.

اما آخرین فیلم مانی حقیقی "اژدها وارد می شود" نام دارد؛ پنجمین و متفاوت ترین او همنام یکی از فیلم های رزمی بروس لی است، اما فیلم حقیقی، بروس لی ندارد! به نظر می رسد مانی حقیقی سعی دارد جای پای پدربزرگش بگذارد و فیلمسازی استعاره آمیز روشنفکری را آغاز کند.

مانی حقیقی که در پنج سالگی در فیلم جنجالی  پدربزرگش(ابراهیم گلستان)"اسرار گنج دره جنی"  بازی کرده است، در چهل و شش سالگی، "یک اسرار گنج دره جنی" به روایت خود ساخته است.

ذکر این نکته برای مخاطبانی که از داستان فیلم "اسرار گنج دره جنی" بی خبرند، لازم است که این فیلم استعاره ای صریح از ایران دوران پهلوی دوم ، مساله نفت و افزایش ناگهانی قیمت نفت و تبعات آن بر جامعه سنتی و مدرنیزاسیون ظاهری آن بود؛ یک روستایی(پرویز صیاد) در حین شخم زدن زمین  یک گنج زیرزمینی بزرگ کشف می کند و با فروش تدریجی آن، ثروتمند می شود و نهایتا این ثروت به بدبختی و نابودی او مجبور می شود.

این فیلم تنها چند روز فرصت اکران داشت و ساواک سریعا متوجه کنایه عمیق این فیلم به شخص شاه شد و فیلم برای همیشه توقیف شد، حتی نسخه های آن نابود شدند و ابراهیم گلستان جزو مغضوبان سیستم شد و...

فیلم اژدها وارد می شود، شباهت های قریبی به "اسرار گنج دره جنی" دارد و گویی بازسازی آن در دوران معاصر توسط نوه گلستان است.

داستان فیلم «اژدها وارد می شود» در دهه 40 می گذرد. ماجرای فیلم از جایی آغاز می شود که خبر پیدا شدن یک مار بزرگ در یک روستا دهان به دهان می پیچد و زمینه ساز اتفاقاتی می شود.

در "اژدها وارد می شود" جامعه ایرانی به شکل یک کشتی به گل نشسته و قبرستان متروک به تصویر کشیده می شود، قبرستانی از تاریخ و گورستان دشمنان قدیمی ایران که اینک اژدهایی(نماد از قدرت قدیمی ایران) در آن خوابیده است،در فیلم عملا میوه تحولات فعلی ایران، به صورت فرزند نامشروع چپ مارکسیستی و سنت با نام تامل برانگیز"والیه"(که می تواند کنایه ای از ولایت و ..باشد) معرفی می شود.


نمایی از فیلم "اژدها وارد می شود" ساخته مانی حقیقی
در اژدها وارد می شود، مثل فیلم ابراهیم گلستان سخن از یک گنج زیر زمینی است، اما این گنج برخلاف فیلم گلستان،نفت نیست، بلکه یک اژدهای موهوم و ترسناک و  البته زیرزمینی است!

اژدها وارد می شود، کنایه های صریحی به روشنفکران هم دارد، آنها هم مثل مردم بومی و سنت زده،  این "باور" یا "خرافه" را می پذیرند که هرگونه حرکت و جنبش و "زلزله ای" فقط با جنازه(شهید) ممکن است، البته زلزله های شدید ولی بی اثر و کوتاه!

قسمت جالب و تامل برانگیز دیگر فیلم" اژدها وارد می شود" موضوع "هندی ها" است، هندی هایی با ریش بلند و لباس سفید که می خواستند به "لبنان" بروند ولی در ایران سرگردان و ماندگار شدند و نهایتا این هندی های بی هنر و "علاف" هستند که بطور ناگهانی در هنگام کندن زمین(دقیقا مثل فیلم اسرار گنج دره جنی) متوجه زیرزمین و گنج های آن می شوند!

-در بخشی از فیلم به کمک "هندی ها" در دوره "صفویه" برای عقب راندن پرتقالی ها نیز اشاره می شود و همچنین تاکید بر کشتن "شتر" حیوانی که یادآور فرهنگ عربی است که البته ناتمام و مبهم باقی می ماند!

-حضور صادق زیباکلام و سعید حجاریان در نقش های خودشان(روشنفکران امروزی ایران) که یک داستان ساختگی را صحه می گذارند و برای آن فکت و کد می آورند نیز از هوشمندی های مانی حقیقی برای جذاب کردن فیلم است که هم باعث فریب مخاطب می شود و هم فتیله بمب رسانه ای به نفع "اژها وارد می شود" را روشن می کند، دور از ذهن نیست که در روزهای آتی؛ صادق زیباکلام و سعیدحجاریان در معرض پرسش های فراوان در خصوص اظهارنظرهایش در این فیلم قرار گیرند و ...

شراکت ترانه علیدوستی و لیلی گلستان در سرمایه گذاری فیلم هم از نکات جالب "اژدها وارد می شود" است!

 اشاره به کشته شدن فرزند و پدر والیه در موشک باران(جنگ یا تحولات دهه شصت) را هم می توان با نگاه طعنه آمیز مانی حقیقی در توصیف نسل دوم مرتبط دانست.

در پایان فیلم طعنه ای به نسل جوان زده می شود:چند دستیار جوان به کنایه از نسل جدید سراغ نوار(تاریخ) می روند و هیچ چیز از آن نمی فهمند!نواری که بخش عمده آن"سکوت"(ناگفته) است!

 مانی حقیقی سال گذشته این فیلم را جلوی دوربین برد و برخلاف رسم و عرف زمانه؛ اجازه نداد هیچ خبر و عکسی از فیلم منتشر شود، مانی حقیقی دلیلش برای ساخت «اژدها وارد می شود» در سکوت خبری را این طور توضیح داده است: علت این که راجع به «اژدها وارد می شود» حرف نزدم این است که تماشاگر از صفر و بدون پیش داوری به تماشای فیلم بنشیند.
مطالب مرتبط
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۳

مذاکرات هسته ای ایران و غرب برای نیل به یک "توافق پایدار" به حساس ترین  و سخت ترین مرحله خود رسیده است، بحران دوازده ساله هسته ای ایران زمانی آغاز شد که حسن روحانی بر مسند دبیری شورای عالی امنیت ملی تکیه زده بود و حالا بعد از کش و قوس های فراوان و آزمودن مدل تاکتیک ها و استراتژی های مختلف و گاه متضاد، دوباره حسن روحانی در قامت رئیس جمهور، مدیریت پرونده هسته ای را بر عهده گرفته است.

اختلاف بر تعداد سانتریفیوژها و نوع و کیفیت حذف تحریم ها دو نقطه کانونی اختلاف ایران و 1+5 است، اختلافی بطور مشخص میان ایران و آمریکا.



حسن روحانی اینک نزدیک به دوسال است که همه آبرو و اعتبار و توانمندی و هرآنچه را که سرمایه سیاسی می توان نامید به میدان هسته ای آورده است، روحانی از اولین روز دولت خود-حتی قبل از آن- مستقیما به سراغ موضوع هسته ای با استراتژی "توافق بزرگ برد-برد" رفت.

علیرغم خوش بینی های اولیه و با اتمام مدت توافق موقت ایران و غرب بر اساس توافق نامه ژنو(آذر ماه 1392) حالا ماراتن دوازده ساله ای هسته ای به جاهای باریک و حساس خود رسیده است، هم ایران و هم غرب باید و لاجرم در مواضع اعلامی و رسمی فعلی خود انعطاف به خرج بدهند تا این بحران حل شود.

تقریبا مشخص است که اگر در مهلت باقی مانده، توافق هسته ای بزرگ محقق شود، چه اتفاقاتی خواهد افتاد، اما حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری که رای خود از مردم و اعتبار و آبروی سیاسی اش را به موضوع هسته ای پیوند زده است و طبق گفته یصریح خود مسئولیت مذاکرات را شخصا به عهده گرفته است،در صورت شکست مذاکرات چه خواهد کرد؟  حسن روحانی بعد و قبل از شکست مذاکرات هسته ای چه تفاوتی خواهد داشت؟

واضح است که اگر حسن روحانی برای بار دوم - بعد از تجربه سالهای 82-84 - به عنوان منعطف ترین طیف داخل نظام در حوزه هسته ای و سیاست خارجی با پشتوانه مردمی "نتواند" به توافق هسته ای برسد، هیچ طیف دیگری از هیچ یک از جناح ها و شخصیت های سیاسی قادر نخواهد بود به این توافق دست پیدا کند.

باید این نکته را هم در نظر گرفت عدم تحقق توافق هسته ای با وجود ابتکاراتی چون مذاکرات رسمی با آمریکا، تماس تلفنی رئیس جمهوری ایران با باراک اوباما  عملا به معنای بسته شدن طولانی و حتی دائمی توافق هسته ای ایران و غرب-حداقل از سمت ایران- خواهد بود.

با این اوصاف، می توان چند گمانه مهم در این خصوص بیان کرد:

1-فردای شکست مذاکرات هسته ای، حسن روحانی که همواره در میانه دو جناح اصلی کشور قرار دارد، در موضوع هسته ای ، تبدیل به یک اصولگرای دو آتشه چون"سعید جلیلی" شود و عملا استراتژی سالهای گذشته مبتنی بر افزایش تعداد سانتریفیوژها و تاسیسات هسته ای در برابر افزایش تحریم ها و فشارهای غرب محقق شود،  هرچند با توجه به سوابق و روحیات حسن روحانی نمی توان باور کرد که چنین اتفاقی روی دهد...

2-گمانه دوم این است که حسن روحانی فردای شکست مذاکرات هسته ای- در حالی که دوره اول ریاست جمهوری اش به نیمه می رسد-سکوت پیشه کند و عملا با سوخت شدن مهمترین برگ برنده اش در موضوع هسته ای، دیگر فقط عملا به کارهای روزمره ریاست جمهوری بپردازد تا دوره اش تمام شود و در انتخابات 96 هم نامزد نشود.

 شاید در این فاصله زمانی-شکست احتمالی مذاکرات تا انتخابات ریاست جمهوری 1396- به دلیل حضور حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور صرفا فضا به قبل از سال 92 برنگردد و  تحریم ها افزایش نیابد ، هرچند که توافقی هم در کار نخواهد بود و شاید طرفین به "فریز" و "ُسکوت" رضایت دهند.

3-گمانه سوم این است که حسن روحانی در صورت شکست احتمالی مذاکرات هسته ای استراتژی و تاکتیک خود را تغییر دهد و به جای مذاکره، رفتاری  عجیب و غیر قابل پیش بینی مانند محمود احمدی نژاد در سالهای 1390-92 در پیش بگیرد.

به گزارش پارسینه، تنها چند هفته باقی مانده است تا یکی از سرنوشت مهمترین چالش سیاست خارجی ایران بعد از پایان جنگ هشت ساله(1980-88) مشخص شود، سرنوشتی که با سرنوشت حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور میانه رویی که با رای قابل توجه مردمی بعد از یک دوره رادیکال در مدیریت پرونده هسته ای روی کار آمده بود.

مطالب مرتبط
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۳

" پدر شهید علی هاشمی فرمانده مفقودالاثر سپاه اهواز آمد و یک ماشین خواست" / خاطرات هاشمی رفسنجانی 1370.

***

 نمی دانم چرا؛ ولی از دیروز این جمله درگیرم کرد، راستش را بگویم هیچ وقت اینقدر از واژه "خواستن " بدم نیامده بود...!


فکر کن..بنده خدا از اهواز کوبیده باشد آمده باشد تهران، (لابد با اتوبوس) خیابان پاستور، عرق ریزان مرداد، دفتر رئیس جمهور... لابد با کلی پارتی و سفارش و "خواستن" دیگر، بیاید چند دقیقه پیش رئیس جمهور و بعد از مقدمه و تعارف و تعریف از فرزندش و به یاد آوردن اینکه بچه اش که بوده و چه شده، از هاشمی یک ماشین "خواسته" باشد، ماشینی که با حال و هوای آن سالها، پیکان یا در بهترین حالت پاترول می توانسته باشد!

چه چیزی ..چه ذهنیتی .. یا چه نیازی باعث شده که از هاشمی "ماشین" بخواهد؟ نه حتی چیزی بیش از یک چهارچرخه دودی؟! مثلا خانه، وام یا هر چیز با ارزش تر دیگری؟ آنهم ازهاشمی ..نه از بنیاد شهید یا امام جمعه یا دفتر رهبری؟ چون فکر می کرده طبق شایعات فزاینده اوایل دهه هفتاد هاشمی پولدار است؟ پیش خودش دودوتا چهارتا کرده که  هاشمی از جیب خودش می بخشد و باری برای بیت المال نخواهد بود؟

یک حالت غم انگیزتر این است که دلیل این کم خواهی و خواستن حقیر این بوده که پدر فکر می کرده، فرزندش مفقود الاثر است و روزی به میهن بازخواهد گشت پس بهتر است "کم" بخواهد تا حتما بدهند! یعنی به اندازه یک "پدر شهید قطعی " نخواهد، چیزی بخواهد که دست به نقد و فوری باشد!

چیزی که این "خواستن" را درام تر کرده اینکه هاشمی رفسنجانی هم در خاطراتش ننوشته که این خواسته را اجابت کرده یا نه ...! هاشمی فقط نوشته "پدر شهید علی هاشمی فرمانده مفقودالاثر سپاه اهواز آمد و یک ماشین خواست"

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳

 به نظرمی رسد در هفته های اخیر معادله بازی سیاست در کشور دستخوش تغییرات محسوس و معنی داری شده است، به طوری که می توان این تحولات را مبداء جدیدی در عمر دولت حسن روحانی و البته جناح بندی های نیروهای سیاسی در کشور به حساب آورد.

به طور خلاصه می توان گفت زمین بازی کم کم از "سیاست خارجی"(توافق هسته ای با غرب) به سمت "فرهنگ" چرخش پیدا می کند و قطعا این چرخش، بی دلیل و اتفاقی نیست.

واقعیت این است که همایش دلواپیسم در حالی برگزار شد که را می توان آن را نقطه اوج و نهایی مانور رسانه ای-سیاسی مخالفان توافق هسته ای ژنو دانست.

 نشانه های روشنی وجود دارد که مخالفان توافق هسته ای بیش از این؛ نه "می توانند" و نه اجازه دارند در این حوزه به مخالفت با دولت برخیزند.

اما درست در روزهای بعد از برگزاری پرسر و صدای همایش دلواپیسیم با موج جدیدی مواجه شدیم:

تغییر زمین بازی از
 چهره های مطرح اصولگرا با رویکرد "مذاکرات هسته ای تحت نظارت رهبری است" به میدان وارد شدند تا عملا موج برخاسته از همایش دلواپیسم-به میانداری چهره های جبهه پایداری- خنثی شود.

اگر تا پیش از این در جریان اصولگرا، چهره هایی چون علی لاریجانی و ابوترابی(که قبلا بارها از "ضرورت همراهی با سیاست هسته ای دولت سخن گفته بودند)، در روزهای اخیر،  علاءالدین بروجردی رئیس متنفذ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم به میدان آمد و در جملاتی صریح و بی سابقه از "اتخاذ تصمیمات عالی هسته ای در حضور رهبری" سخن گفت(+)

 حتی محمدباقر قالیباف -که این روزها تحت فشار شدید اصلاح طلبان متحد دولت است و قاعدتا نباید موضعی همسو با آنان بگیرد- هم با همین رویکرد وارد میدان شد و همین جمله کلیدی را تکرار کرد که "سیاست هسته ای تحت نظر رهبری است"(+) تا اثبات شود حتی رقیبی چون قالیباف هم متحد و موتلف مخالفان رئیس دولت نیست.

محسن رضایی هم که تاکنون کمتر به صراحت در مورد توافق هسته ای سخن گفته بود، بدین موج پیوست(+)

همزمان با این تحولات؛ بلافاصله نشانه های چرخش در زمین بازی خود را نشان داد: انتشار خبر عدم حضور معنی دار رهبرمعظم انقلاب در نمایشگاه کتاب، موج تجمعات خیابانی ضدبدحجابی -با حضور چهره های معروفی چون حسین الله کرم که در سالهای اصلاحات سردمدار این چنین تجمعات بود- موج جدید انتقادات ائمه جمعه از سیاست های فرهنگی دولت و...

با این اوصاف؛ به نظر می رسد به همان میزان که انتقادات از توافق هسته ای با غرب در حال کمرنگ شدن و به حاشیه رفتن است؛ انتقاد از سیاست های فرهنگی اوج خواهد گرفت؛ دلیل هم قابل حدس است:

 1-ضرورت های واقعی و غیرقابل انکار  اقتصادی و سیاسی برای ادامه مسیر توافق هسته ای ژنو و القای این پیام به داخل و خارج که مسیر توافق هسته ای با غرب قابل بازگشت نمی باشد و کلیت و رهبری نظام در این مسیر همراه دولت حسن روحانی است.

2-جلوگیری از قدرت یافتن بیش از حد دولت حسن روحانی و مهار اتحاد دولت و اصلاح طلبان با طرح موضوع فرهنگ.

اما داغ شدن بحث فرهنگ در جامعه می تواند یک پیامد مهم داشته باشد: احیاء و افزایش نقش آفرینی شورای عالی انقلاب فرهنگی.

 بی شک یکی از مهمترین ابزارهای فشار به دولت حسن روحانی برای تجدیدنظر در سیاست های فرهنگی"شورای عالی انقلاب فرهنگی" است، نهادی که هرچند ریاست آن با رئیس جمهور است، اما چهره های حاضر در آن دیدگاه مخالف دولت را نمایندگی می کنند.

بدین ترتیب حسن روحانی می تواند در ادامه کار خود از کمرنگ شدن یک چالش و برآمدن یک چالش جدید و جدی دیگر مطمئن باشد.

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳

سال 76 در سینمای ایران، سال آژانس شیشه ای بود؛ آژانس شیشه ای روایتی از بچه های جنگ بود  که حالا در "شهر" جایی نداشتند و این روایت، همه داستان یک خطی ایدئولوژیک-سیاسی "انصار حزب الله" بود...

آژانس شیشه ای به دلیل داستان فوق العاده سیاسی و نابش، سیمرغ های فجر را درو کرد،اما شاید کمتر کسی یادش باشد که تهیه کننده آژانس شیشه ای  "وراهنر" بود، وراهنر جزو اولین موسسه فرهنگی هایی بود که در میانه دهه هفتاد از نگاه نوی مدیران نهادها برآمد.


حاتمی کیا یکی از پیچیده ترین البته موفق ترین ایدئولوژیک سازان جمهوری اسلامی است و حتی ورای آن؛ کاملا وفادار و البته متنفع از "سیستم دو جناحی جمهوری اسلامی".

 حاتمی کیا رندانه و زیرکانه هروقت که از شرایط سیاسی و فرهنگی تسلط یک جناح احساس تنگی و ضیق می کند به آغوش جناح -قدرت-دیگر می رود؛ گاهی هم بسیار مهیب! میانه میانه بازی می کند، از یک طرف اعتبار و بودجه می گیرد، از یک طرف هم موج رسانه ای و ساپورت در قاب هفته نامه و ماهنامه های روشنفکری؛ مثل چ!

جاتمی کیا حتی وقتی به سراغ ممنوعه ترین ها می رود(به رنگ ارغوان) همین قاعده را رعایت می کند، نوسانات حاتمی کیا در فیلمسازی به هیچ وجه بی معنی نیست، عصیان آمیزترین اثر حاتمی کیا (گزارش یک جشن) هم حتی در چارچوب چیزی است که  امروز به شوخی یا  کنایه به آن "سبزاللهی"  می گویند...

***

 
حالا حاتمی کیای 92 خواسته  با "چ" یک آژانس شیشه ای دیگر بسازد،داستان یک خطی "چ"...بیرون کشیدن "چمران" از گفتمان "بازرگان" است؛ چمرانی که  در آخرین سنگر محاصره، با عصای خمینی از دریای خون پاوه می گذرد، بازنمایی و فاکتور گیری کامل چمران بازرگان به چمران خمینی! چمران سپاه! نه چمران نهضت آزادی! ... و این دقیقا یعنی همان مصطفی چمرانی است که برادرش"مهدی چمران" در این سالها خواسته و تبلیغ کرده.

  "چ" البته -برخلاف انتظار حاتمی کیا- سیمرغ ها را درو نکرد...حاتمی کیا در "چ" موج رسانه ای اصلاح طلبان را با خود داشت، حتی تیزرهای فله ای تلویزیون را، حتی لبخند رضایت رهبری (به ادعای خود) اما "چ" آنچنان که می خواست "نگرفت" و حالا حاتمی کیا سایت ها را مقصر می داند، حاتمی کیا حالا سایت ها را دوست ندارد!

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۳

خوب روشهای مختلفی هست... منطق های مختلف و معینی وجود دارد، روسها همان لحظه اول گروگانگیری از جان گروگان ها می گذرند(هرچه قدر هم که باشن)، با گاز سمی و سرب داغ هجوم می برن محل گروگانگیری و کار رو تموم می کنن که این پیام رو بدن:برای ما یک نفر و صدنفر فرقی نمی کند..ما معامله نمی کنیم!



برای روسها گروگان یعنی مُرده! ...جنازه...مهم نشان دادن شدت عمل و ضرب شصت آهنین پلیس و تصویر اقتدارآمیز روسیه است و بس! آخر قصه هم پوتین به اتفاق دوربین تلویزیون روسیه، به دیدن مصدومان و بازماندگان می رود و یک مدال و ...خلاص!

کشور برادر و دوست سوریه، اما روش جالبی دارد، برادران بعثی سوری در پاسخ به گروگانگیری، می رن خانواده های گروگانگیرها رو فله ای می گیرن می اندازن زندان و باقی قضایا..، یکهو 200 تا زن و کودک، طبعا گروگانگیر مجبور به تسلیم یا معامله می شن.


منطق غربی و آمریکایی کمی متفاوت است البته، برای آنها گروگان، هنوز "شهروند" است، شهروندی که پشتوانه مالیات و رای و خوراک رسانه است، سعی می کنند حتی الامکان با پول و مصالحه "جان" گروگان ها را بخرند و دردسر بیشتری نکشند، عملیات نظامی هم وقتی انجام می شود که "احتمال" آزادی و رهایی گروگان ها بالا باشد...آخر قصه هم می شود یک فیلم هالیوودی پرفروش و "گاد بلس آمریکا" و "فرنچ کیس" و ...پول و پا و عصا!

اما در کشور ما به نظرمی رسد به دلیل کم سابقه بودن پدیده گروگانگیری و مسائل دیگر، معمولا منطقی وجود ندارد جز نادیده گرفتن...نه مذاکره، نه تماس، نه برخورد، نه حتی ضرب شصت،...ظاهرا در منطق ما گروگان(به خصوص اگر سرباز و ایرانی هم باشد) از همان لحظه اول؛ "شهید" محسوب می شود...

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٢

به گزارش پارسینه، مشاور رئیس جمهور معمولا شغلی تشریفاتی و صوری محسوب می شود، مشاوران معمولا پیشکوست ها یا دوستان قدیمی "احترام لازم" هستند که رئیس دولت ترجیح می دهد نام و حضور آنان زینت دولت آنان باشد. اما این همه ماجرا نیست، رسم سیاست در ایران این است که روسای جمهور همیشه یک "مشاور در سایه" داشته اند، در دولت موقت مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی این وظیفه را بر عهده داشت که همزمان وزیر خارجه او هم بود.

 در ریاست جمهوری کوتاه بنی صدر(1358-1360) حسین نواب صفوی این وظیفه را برعهده داشت،‌مشاوری که نهایتا بعد از خلع و فرار وی به جوخه اعدام سپرده شد.

 در دولت هاشمی رفسنجانی، عطاالله مهاجرانی نقش این مشاور وی‍ژه را ایفا می کرد که نهایتا از کشور خارج شد و امروز در قامت یکی از چهره های فکری جریان موسوم به سبز نقش آفرینی می کند.

 در دولت سید محمد خاتمی،‌این سعید حجاریان بود که افکار سیاسی و عملیاتی رئیس جمهور را مهندسی می کرد  که نهایتا به تیر غیب گرفتار آمد و خانه نشین شد.

در دولت محمود احمدی نژاد، این اسفندیار رحیم مشایی بود که معادلات پشت پرده قدرت رئیس جمهور را طراحی و مهندسی می کرد.

با گذشت نزدیک به پنج ماه از عمر دولت حسن روحانی حالا با اطمینان می توان گفت که این "مشاور ویژه-استراتژیک" در دولت یازدهم،‌کسی نیست جز "محمود سریع القلم".

سریع القلم چهره ای عملگرا-تئوریک که بیش از بیست سال است در سایه روحانی چه در نیاوران(مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع) و چه حالا در پاستور(نهاد ریاست جمهوری) حضور موثر و جدی و البته نیمه علنی دارد.

محمود سریع القلم هم این روزها تمرکز خود را بر مقابله فکری و عملی با "پوپولیسم" قرار داده است، در مصاحبه ها،‌ سخنرانی در مجامع دانشجویی این "مشاور ارشد رئیس جمهور" ابایی ندارد که برای مقابله با آنچه که میراث دولت گذشته می داند، با مثال های عامیانه مثل بحث های سیاسی و هسته ای رانندگان تاکسی یا لبوفروش ها به جنگ عوام گرایی در سیاست برود.

بی جهت نیست که مخالفان دولت(از کیهان تا طیف پایداری تا حامیان قالیباف) هم این روزها تمرکز خود را بر حمله شدید و دائمی بر سریع القلم گذاشته اند.

هدف روشن است: مخالفان دولت می خواهند با متوقف کردن و از صحنه خارج کردن مشاور ارشد، راه حسن روحانی را سد کنند،اما حالا آزمون بزرگی برای حسن روحانی در پیش است،‌روحانی در مقابل فشار فزاینده مخالفان دولت با مشاور ارشدش چه خواهد کرد؟

 آیا روحانی مثل هاشمی، جای مهره خود را عوض می کند و سعی می کند با سیاست صبر و سکوت و مخفی کردن،‌فشارها را از مشاور ارشدش دور کند؟ آیا چون خاتمی حتی در مقابل حذف فیزیکی مشاورش کوتاه می آید؟ آیا مثل احمدی نژاد محکم بر بقای مشاورش می ایستد و هزینه می دهد؟

مطالب مرتبط

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٢

همانطور که پیش بینی می شد بعد از مصاحبه تلویزیونی حسن روحانی در آستانه صد روزگی دولت، محمود احمدی نژاد که مهمترین سیبل انتقادات رئیس جمهور بود، از وی رسما تقاضای مناظره کرد، در این میان چند نکته را می توان به اختصار بیان کرد:

1- درخواست مناظره با حسن روحانی یک معنای مشخص دارد: "رقیب تو ماییم!"  و جا افتادن این معنا، یعنی به حاشیه رفتن همه جریانات و چهره های اصولگرایی به عنوان "رقیب" و "آلترتانیو" دولت مستقر و "رجعت" دوباره احمدی نژادیسم.

2- واقعیت این است که حالا مشخص شده است که در صحنه انتخابات ریاست جمهوری، اصولگرایان بر خلاف اصلاح طلبان توان بسیج طبقه متوسط را ندارند و با تکیه بر پایگاه سنتی و ثابت خود هم نمی توانند برنده انتخابات باشند.

 3-  وجود و حضور احمدی نژاد یا احمدی نژادی که بتواند با مکانیسم های عامه گرایی، توده ها را جذب کند و با موج پوپولیسم، برنده شود، یک خلاء استراتژیک در میان اصولگرایان است که فقط احمدی نژاد آن را تامین کند، مناظره احتمالی روحانی-احمدی نژاد می تواند مقدمه فراموش کردن "جریان انحرافی" از سوی اصولگرایان باشد در مقابل رقیب مشترک!

4- احمدی نژاد با درخواست مناظره ار روحانی و رخ دادن احتمالی این مناظره، عملا می تواند وزن "نبود" خود را در صحنه سیاست و به خصوص انتخابات 92  به "رخ" بکشد، برای "آینده" امتیاز بگیرد.

5- درخواست مناظره با روحانی، عملا تداوم همان بازی قدیمی احمدی نژاد در تقابل با هاشمی رفسنجانی است، بازی زیرکانه احمدی نژاد که آن را خوب بلد است، می توان از هم اکنون بسیاری از جملاتی را که محمود احمدی نژاد در مناظره احتمالی با روحانی به زبان خواهد آورد را حدس زد: پشت دولت شما، آقای هاشمی است! آقای هاشمی این را دولت را سرکار آورده است، برادر شما در دولت چه می کند؟ چرا خانه شما در شمال شهر است؟  باندهای قدرت و ثروت در این دولت به هم رسیده اند، جای جوانها در این دولت کجاست؟ آیا تا بحال اجاره نشین بوده اید آقای روحانی؟ چرا مسکن مهر را که مال پابرهنه ها است را تعطیل کردید؟ چرا با آمریکا سازش کردید؟ و...

6-برای زیست در فضای سیاست، یک سیاستمدار به "نامی " نیاز دارد که "بر سر زبانها" بیفتد، حالا محمود احمدی نژاد دوباره با پاس گل رسانه های مخالف و موافق، دوباره این "فرصت" را به دست آورده است.

7- احمدی نژاد و روحانی دو سیاستمدار دارای مهارت های گفتاری فوق العاده هستند، تجربه مناظره ها، حاضر جوابی ها و مهارت های گفتاری این دو، از مناظره احتمالی روحانی-احمدی نژاد یک شوی بی نظیر سیاسی-تاریخی خواهد ساخت، مناظره ای که شاید از همه مناظره های تاریخ تلویزیون ایران، دیدنی تر و پرمخاطب تر باشد

.این نکته را هم نباید فراموش کرد که پیروزی حسن روحانی در مناظره احتمالی، از شیخ دیپلمات یک پیروز کامل و حتی مالک الرقاب صحنه سیاست ایرانی خواهد ساخت، در صورت پیروزی در این مناظره احتمالی، روحانی تبدیل به قدرتی بی بدیل، غیرقابل حذف در معادلات نظام جمهوری اسلامی خواهد شد.

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۳ آذر ۱۳٩٢

اکبر خوش‌کوشک، یکی از نام‌های جنجالی و پرحرف و حدیث سیاست ایرانی است، به خصوص در دهه هفتاد، حضور او در نهادهای خاص از یک سو و تعلق خاطرش به اصلاح‌طلبان و شایعات رنگارنگی که پشت سرش است، از او شخصیتی خاص ساخته است، اکبر خوش‌کوشک اخیرا پا به فضای مجازی گذاشته و بعد از 14 سال سکوت بعد از ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، اخیرا نامه سرگشاده‌ای به علیرضا نوری‌زاده نوشت و او را به مناظره فرا خواند.

 خبرنگار پارسینه از اکبر خوش کوشک درخواست مصاحبه کرد و او هم پذیرفت که نخستین مصاحبه فیس‌بوکی خود را با این سایت انجام دهد.

متن این گفتگو را به صورت مکتوب و ارسال سئوالات و دریافت جوابها انجام شده است را از نظر می گذرانید، لازم به توضیح است برای حفظ امانت جوابها عینا و با اصلاحات ویراستاری بسیار جزیی منتشر می شود:



 -اکبر خوش کوشک واقعا کیست؟! شما خودتان را چطور تعریف می‌کنید؟ الان به چه کاری مشغول هستید؟ آیا در حال حاضر کارمند دولت محسوب می‌شوید؟

 اکبر خوش‌کوشک فرزند یک کارگر است، بنده  یک شهروند عادی هستم و کسی نیستم که از خودم تعریف کنم؛ من الان  مشغول کارهای تجاری هستم،بنده بازنشسته اجباری هستم بعد از 30 سال خدمت مثل دیگر دوستان در تمام وزارتخانه ها و در جای کار دولتی کارمند نیستم؛ اما از بنده مشورت می خواهند (و) من انجام وظیفه می کنم.

نخستین فعالیت سیاسی خودتان را از چه سنی آغاز کردید؟

  ابتدا در بهار 1358 توسط یکی از افراد گروهک‌های معاند و منافقین به نام بچه نفتی...

محله نازی آباد یکی از سیاستمدارخیزترین نقاط ایران است،  شما هم اهل این محله هستید، به نظر خودتان محله نازی آباد چه داشت و دارد که چنین حالتی پیدا کرده است؟

  این فرمایشات شما فقط نازی آیاد را می کوید، این حس ناسیونالیستی است که من هم دارم، در تمام کشور عزیز ما انسانهای فداکاری و خوب متدین هستند؛ اما  نازی آباد به خاطر چند موضوع و بخاطر بعضی از خادمانش در سر زبان افتاده است، بزرگ همه نازی آبادی ها شهید والامقام شهید حاج داود کریمی است، استادم بود اما من شادگرد خوبی نبودم، من امام خمینی رضوان خدا بر او باد را از طریق ایشان شناختم.

این مسئله که گفته می شود شما به نیروهای اصلاح طلب وابستگی عاطفی یا سازمانی دارید، چقدر صحت دارد؟ آیا الان هم فعالیت سیاسی می کنید؟

 از سال 56-57 ، البته همه اطلاح طلب هستند از ادم تا خاتم (ص) ولی بنده از اول انقلاب به اصلاحات وابستگی دارم. همه ما برای اطلاح جامعه انقلاب کردیم. بنده سیاسی هستم، اما سیاسی با صداقت، من هیچ گونه وابستگی به هیچ گروه و سازمانی ندارم.
 من بفرموده حضرت آیت الله حاج حسن اقای خمینی دامه عزه که می گوید تمام سازمانها و حزب ها و گروه داخل نظام درونشان 50 درصد ارزشی دارند و 50 درصد ضد ارزشی دارند، ما وظیفه مان این است که باید آن ارزشها را نگه داریم هرجا که باشیم، این ارزشها را برای انقلاب و رهبری و نظام مقدس جمهوری اسلامی حفظ کنیم، بنده دوستانی از تمام گروه های اصولگرا و اصلاح طلب دارم، اما همانطور که گفتم با نگاه و  با نظریه حضرت آیت الله سید حسن خمینی دامه عزه با سیاسیون و گروهها رفاقت دارم.

روایت شما از قتل های زنجیره ای سال 1377 چیست؟ عاملان و آمران این قتل ها چه کسانی بودند؟

 راجع به قتل های زنجیره ای باتمام زوایا مصاحبه کرده ام که پخش خواهد شد.

شخصیت سعید امامی را چطور ارزیابی می کنید؟ او چطور آدمی بود؟ شما از کی با او آشنا شدید؟ آیا او خودکشی کرد؟ الان بعد از گذشت حدود شانزده سال، چه حسی به او دارید؟

 راجع به مرحوم سعید امامی هم مصاحبه کرده ام که بزودی پخش خواهد شد.

آیا اینکه گفته می شود شما در قتل فروهرها یا دیگر مقتولان حضور داشتید، صحت دارد؟

 من در قتل های زنجیره ای شرکت نداشته ام بلکه مسولیتی برای پیگیری برای یافتن کسانی که این کار را کرده بودند، داشتم، چون من در همان معاونت مسولیت داشته‌ام.

فکر می کنید چرا این‌قدر مورد حمله ضدانقلاب هستید و هر از چندگاهی برای شما شایعه می‌سازند؟

بالاخره  اگر یک نفر خادم این نظام باشد و بخاطرش ده ها بار مورد ترور و چندین بار مجروح جنگ را تجربه کرده باشد،دو برادرم بعد از جانبازی  هردو شان شهید شده باشند، همشیره ام 30 سال سپاهی بود و زحماتی کشیده ، پدر بسیجی ام که دو بار رفت به جهبه و مجروح شده ، با همه اینها، همیشه پا ی انقلاب و رهبری ایستاده ام،  خیلی ها به من ظلم کردند از خارجی ها نباید خرده گرفت، بلکه مشکل بعضی احمق های خودی است که تازه به دوران رسیده اند و در مبارزات نبودند، نه خودشان نه اربانشان.

آیا این صحت دارد که شما در انتخابات 88 حامی مهندس موسوی بودید؟

بله درست است، من  افتخار می کنم که برای پرشور شدن انتخابات که نظر مقام عظما ولایت نظرشان بود، تا ساعت 12شب 22 خرداد 23 خرداد  فعال بودم، مقام رهبری که  انتخابات را تایید کردند من هم قبول کردم و دیگر هیچ نوع فعالیت نکردم، اما بعضی از پس مانده های قتل های زنجیره می خواستند با ادعاهای  واهی با من برخود کنند، اما معاونت محترم وقت حفاظت از من دفاع کرد، در شواری عالی امینت ملی که بنده هیچ نقشی نداشتم اما روزنامه .. و سایت ... و خیلی اشغال های دیگر برعلیه من می نوشتند که من مسول شورش های خیابانی سال 88 هستم، این را به این خاطر می گفتند چون من در 20 اسفند 87 با دوستانمان میزبان جناب منهدس موسوی در حسینه بازار دوم نازی اباد بودیم و مهندس موسوی همانجا برای کاندید ریاست جمهوری نهم اعلام نامزدی کرد.

-چرا وارد شبکه‌های اجتماعی شدید و در فیس‌بوک از عکس واقعی خودتان استفاده نمی‌کنید؟

 در این کشور آزادی هست، هرکس می تواند از حقوق شهروندی استفاده کند، چون من خوشگل نیستم، هر کس عکسم را ببیند حالش بهم می‌خورد من هم رعایت حال دوستان را کردم و عکس استاد شهیدم (حاج داوود کریمی) را گذاشتم!

شما بعد از مدتها سکوت، نامه ای به علیرضا نوری زاده نوشتید و او را تلویحا متهم کردید که در قتل فریدون فرخزاد دست داشته است، امکان دارد، مفصل تر و شفاف تر این مسئله را توضیح دهید؟ چرا بعد از مدتها سکوت، ناگهان به فکر نوشتن این نامه سرگشاده افتادید؟

 راجع به نوری زاده بنده قبلا نوشته ام ، تا ایشان جواب بنده را بدهد، بعد هم مردم قضاوت کنند

مایلید دیگر چه کسانی (مثل نوری‌زاده) را به مناظره و گفتگوی مستقیم دعوت کنید؟

 اگر دوستانه عزیزم در سرکار سابق ایراد نگیرند برای شماها سال‌ها مطلب دارم.

فکر می کنید دوباره شرایطی ایجاد شود که قتل های زنجیره ای سال 77 تکرار شود؟
  هیچ وقت! دیگر هیچ خودسری حتی حاضر به تنه زدن به مرغ هم نمی شود.

تلخ‌ترین و شیرین‌ترین لحظه زندگی اکبر خوش‌کوشک چه بوده است؟

خودستایی می‌شود! این هم نخستین مصاحبه فیس‌بوکی من!

اشکالی ندارد اگر از عکس‌هایی که در اینترنت از شما هست برای مصاحبه استفاده کنیم؟

این چیزها برایم مهم نیست، فقط امیدوارم پارسینه صداقت داشته باشد.

توضیح: بنا به خواسته آقای خوشکوشک عکسها حذف شد.

مطالب مرتبط
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢

 چهار، پنج ساله بودم، سر سفره شام توی خونه "عزیز"، خاله ام سر سفره  با خنده، قاشق غذا را در هوا می چرخاند به پسرش "علی"، هم بازی و هم سن من، می گفت: "بخور! علی! بخور قوی شی، سوار آمریکا بشی!" ...یادم نمی آید خاطره ای از این قدیمی تر از آمریکا داشته باشم...

من هم می توانم قوی بشم و سواری بگیرم از آمریکا؟ سوار شدن روی آمریکا چه مزه ای می دهد؟ هنوز طعم عجیب فکر آن روزم، با همه جزئیاتش ،یادم هست، معمای آمریکا، شاید جزو اولین های "فکرهای کودکانه ام بود".

 کمی بزرگتر که شدم، آمریکا برایم  عقرب و روبه مکاره سرود 13 آبان تلویزیون با صدای خشمگین و پرابهت قره باغی شد با همان افکت های دهه شصتیِ جمجمه و مرگ و  البته "بمب..."



بعدها سرصف صبحگاه هم ناظم های ریشو با پیراهن روی شلوار انداخته، بعد از دعای "اللهم کن لولیک الفرج" از ما "مرگ بر آمریکا" می خواستند، می گفتند اینقدر بلند بگید مرگ بر آمریکا که خود آمریکا بشنوه!  این "طوری بگو که آمریکا بشنوه" را برای صدام، شوروی و انگلیس و منافقین و دیگران به کار نمی رفت، انگار آمریکا، یک شانیت خاص داشت، حتی در دشمنی و نفرین کردن.

  "آمریکا" حتی توی دهان یه جور دیگر می چرخید،.آمررریکا...با دو  "آ" گردن کلفت شروع می شد و آن "ر" مشدد و عصبی اش،  انگار یک جورایی ناتمام می ماند تلفظش...آمریکا، با آن پرچم شلوغ  و غیر ساده اش(برخلاف پرچم ایران)  گیج کننده و متفاوت از همه "خارج" بود...

کمی بعد، آمریکا برایم معنی دیگری پیدا کرد، با دلمشغولی پسرانه-کودکانه آن روزها، شش-هفت سالگی ،برای من که در خانه مان ویدئو نداشتیم تا آمریکا را از قاب مایکل جسکون و فیلم های هالییودی ببینیم، آمریکا، سازنده غول های بزرگ  آهنی اخمناکی  و پرابهتی بود که وقتی سوارش می شدی، حس خوبی از راحتی و  حتی تسلط  می داد، حتی "علی اینا" یک کاپریس شکلاتی آمریکایی خریده بودند.

وقتی می گفتند چیزی، ابزاری، خودکاری، ماشینی، "آمریکاییه" یعنی تمام!  یعنی  حتما خیلی خوب است،این را بزرگترهایمان می گفتند، همه شان، بدون استثناء؛ حتی معلم دینی مان، آقای حقوقی و این همان آمریکای چندساله پیش بود که باید قوی می شدیم و سوارش، ذهن بچه گانه ام این تناقض را می فهمید اما جوابی برایش نداشت، آمریکا، میوه بود اما میوه ممنوعه، آمریکا از همان اول، برایم یک جوری بود، آمریکا، بدِ خوب...یا خوبِ بد بود...!

مطالب قدیمی تر »
بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: