- کلاشینکف دیجیتال (۱٢)
- عکس شهری (۱٢)
- محمود احمدی نژاد (٩)
- احمدی نژاد (٧)
- علی لاریجانی (٦)
- مهربونی (٦)
- انتخابات دهم ریاست جمهوری (٥)
- مجلس هشتم (٥)
- مجلس شورای اسلامی (٥)
- انتخابات مجلس هشتم (٥)
- محمود احمدی نژاد (٥)
- فدایی سالاری (٥)
- امام خمینی (٤)
- ناصرالدین شاه قاجار (٤)
- صداوسیما (٤)
- غلامعلی حدادعادل (٤)
- سینمای ایران (٤)
- دولت نهم (۳)
- اکبر هاشمی رفسنجانی (۳)
- عکس (۳)
- وبلاگ (۳)
- سید محمد خاتمی (۳)
- داستانک (٢)
- مصاحبه (٢)
- موبایل (٢)
- مرگ (٢)
- سیاست (٢)
- سیدحسن خمینی (٢)
- بامو (٢)
- دهه شصت (٢)
- ریاست مجلس هشتم (٢)
- اسفندیار رحیم مشایی (٢)
- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (٢)
- بیمارستان (٢)
- خبرگزاری فارس (٢)
- رسانه ها (٢)
- ابراهیم حاتمی کیا (٢)
- محمد باقر قالیباف (٢)
- محسن مخملباف (٢)
- حسین فدایی (٢)
- انتخابات نهم ریاست جمهوری (٢)
- میرحسین موسوی (٢)
- پراید (٢)
- حمله نظامی به ایران (٢)
- لئونید برژنف (٢)
- کولر (٢)
- مشروطیت (٢)
- بهزاد نبوی (٢)
- شمال ایران (٢)
- مظفرالدین شاه قاجار (٢)
- عکس پرتره (٢)
- موتلفه اسلامی (٢)
- محیط زیست (٢)
- صدام حسین (٢)
- فیضه خواری (٢)
- زبان بصری (۱)
- ارتباط معنایی (۱)
- زیراب زنی (۱)
- دایی مردک (۱)
- سید اقبال واحدی (۱)
- صبح بخیر ایران (۱)
- وقاخت (۱)
- عرفان صادق (۱)
- تکریت (۱)
- حزب البعث (۱)
- محبوس سنت هلن (۱)
- دزدمونا (۱)
- مواد مخدر شیشه (۱)
- حسن کامران دستجردی (۱)
- مخالفان احمدی نژاد (۱)
- گلوله خوردن (۱)
- پیک موتور (۱)
- صدمیلیون تومن (۱)
- روده گوسفند (۱)
- آندره آغاسی (۱)
- خواهران شاراپووا (۱)
- میخائیل گورباچف (۱)
- ودکا روسی (۱)
- آیت الله شاه آبادی (۱)
- 1285 شمسی (۱)
- سفارت ایران در آلمان (۱)
- ساعت سیکو 5 (۱)
- بره تودلی (۱)
- سیدحسن مدرس (۱)
- ماموران مالیه (۱)
- معضل کنکور (۱)
- نخبه های ایرانی در ناسا (۱)
- نشانگان دان (۱)
- سراج الملک (۱)
- امیرعباس هویدا (۱)
- جنگ غزه (۱)
- میرتاج الدینی (۱)
- 1977 (۱)
- فلسفه غرب (۱)
- چنگیر نامدار (۱)
- سید کمال دعایی (۱)
- نانوایی (۱)
- پاییز در زمستان (۱)
- موزیک ارتش (۱)
- ستاد انتخاباتی (۱)
- ناهار کارگری (۱)
- عکس اجتماعی (۱)
- نظام سرمایه داری (۱)
- وفایی (۱)
- پاشو برو بیرون (۱)
- عدل مظفر (۱)
- کوروش علیانی (۱)
- علی درستکار (۱)
- حقوق مادام العمر (۱)
- فرید الدین حدادعادل (۱)
- مجتبی توانگر (۱)
- نی نی ارزشی (۱)
- عرفان کاذب (۱)
- مسعود فراستی (۱)
- عکس خانوادگی (۱)
- تماس تلفنی (۱)
- ذبیح الله منصوری (۱)
- آدم فروشی (۱)
- عزت الله سحابی (۱)
- خیابان طالقانی (۱)
- جریان انحرافی (۱)
- شیرینی دانمارکی (۱)
- می دونی؟ (۱)
- درخت انگور (۱)
- رضا میرکریمی (۱)
- ظل السلطان (۱)
- جدایی نادر از سیمین (۱)
- دراماتیک (۱)
- ارتفاع پست (۱)
- ظهر جمعه (۱)
- مونگلیسم (۱)
- تراژیک (۱)
- یه حبه قند (۱)
- آیت الله احمد جنتی (۱)
- تیر خلاص (۱)
- همسایه عوضی (۱)
- مفهوم ارتباطی (۱)
- کلاشینکف (۱)
- اسپری (۱)
- هسته ای (۱)
- دکتر علی کردان (۱)
- ارژنگ (۱)
- جماران (۱)
- مجلس شورای ملی (۱)
- سرکی (۱)
- هان چه خبر آوردی؟ (۱)
- سوسمار (۱)
- جواد لاریجانی (۱)
- همایش سی سال قانونگذاری (۱)
- فرج الله سلحشور (۱)
- پیکان قرمز (۱)
- کولر آبی (۱)
- توالت مردانه (۱)
- توالت زنانه (۱)
- آدمک با دامن (۱)
- این شبها (۱)
- کفش خبرنگار عراقی (۱)
- کامیون اسباب کشی (۱)
- حسین شهرستان (۱)
- ابی عبدالله (۱)
- جولان (۱)
- اهدایی (۱)
- برگ و مرگ (۱)
- ابرو قیطانی (۱)
- آرایش مردان! (۱)
- کانکس (۱)
- پوتیفار (۱)
- توصیه به خواهران (۱)
- میدان انقلاب (۱)
- باقر نصیر (۱)
- رعایت شئونات اسلامی (۱)
- هدیه رئیس جمهور به خبرنگاران (۱)
- تیمسار سلطنت پور (۱)
- 13 آبان (۱)
- دانشجویان پیرو خط امام (۱)
- طهران قدیم (۱)
- خیابان منوچهری (۱)
- بیپرم خان ارمنی (۱)
- سلاخی (۱)
- قصابی (۱)
- دولت دوربرگردان (۱)
- ساده سازی امور (۱)
- عموهای مرحوم (۱)
- انالله و اناالیه راجعون (۱)
- قطعنامه های شورای امنیت (۱)
- سفر نیویورک (۱)
- ناجا (۱)
- اسدالله لاجوردی (۱)
- مبشری (۱)
- سالگرد شهید لاجوردی (۱)
- راست سنتی (۱)
- پلمب (۱)
- مجلس سنا (۱)
- سید احمد خاتمی (۱)
- پای پیرزن (۱)
- زشت و چروکیده (۱)
- کوربیس (۱)
- مجله زنان (۱)
- شهلا شرکت (۱)
- دیالکتیک (۱)
- غیرمنتظره (۱)
- شیر آب (۱)
- انقلاب اسلامی (۱)
- قوه قضاییه (۱)
- نقد فیلم (۱)
- پتو (۱)
- حزب اعتماد ملی (۱)
- رئیس جمهور (۱)
- دانشگاه تهران (۱)
- بهمن هدایتی (۱)
- کلیشه گویی (۱)
- مصائب خبرنگاری (۱)
- سندرم دان (۱)
- دانشگاه صنعتی شریف (۱)
- احمد توکلی (۱)
- آپاراتی (۱)
- سگ نوشت (۱)
- بستر بیماری (۱)
- قاب خیس (۱)
- فک و صورت (۱)
- آناهیتا همتی (۱)
- محسن آرمین (۱)
- محمد سلامتی (۱)
- مرسدس بنز 350 (۱)
- سلطنت پهلوی (۱)
- دربار شاهنشاهی (۱)
- اسدالله علم (۱)
- سریال یوسف پیامبر (۱)
- سعید جلیلی (۱)
- اتوموبیل شخصی (۱)
- اتوموبیل دولتی (۱)
- علی اکبر جوانفکر (۱)
- عکس سیاسی (۱)
- جامعه اسلامی مهندسین (۱)
- کلاه شاپو (۱)
- محمد نصرتی (۱)
- مرگ مرطوب (۱)
- دوم خرداد (۱)
- انتخابات ریاست جمهوری (۱)
- وزارت کشور (۱)
- جرثقیل (۱)
- علی آبادی (۱)
- سازمان بهزیستی کشور (۱)
- ابوالحسن فقیه (۱)
- قفقاز (۱)
- چایی (۱)
- برلین (۱)
- سوختگی (۱)
- غیرکلامی (۱)
- فیس بوک (۱)
- دستبند طلا (۱)
- گروه 1+5 (۱)
- نوری المالکی (۱)
- انبه (۱)
- جوانفکر (۱)
- mbc persi (۱)
- کباب ترش (۱)
- لیلا حاتمی (۱)
- ویلا سازی در شمال (۱)
- روز خبرنگار (۱)
- مرزبان ایرانی (۱)
- زنان و مردان (۱)
- پوپولیسم (۱)
- رستوران (۱)
- پخش زنده (۱)
- مزاحمت خیابانی (۱)
- شماها (۱)
- حضرت محمد(ص) (۱)
- لونا شاد (۱)
- مستند سیاسی (۱)
- تعامل با عکاسان (۱)
- حراره (۱)
- داستان کوتاه (۱)
- وزارت ارشاد (۱)
- طاقت (۱)
- شهروند (۱)
- تله فیلم (۱)
- سینمای موج نوی ایران (۱)
- سفرهای استانی (۱)
- فاطمه آجرلو (۱)
- کاوه اشتهاردی (۱)
- اورژانس (۱)
- ناطق نوری (۱)
- حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی شیرازی (۱)
- مجلس اول (۱)
- body language (۱)
- بم (۱)
- جادوگر (۱)
- جمعیت اتثارگران انقلاب اسلامی (۱)
- حسینیه جماران (۱)
- نان سنگکک (۱)
- هتل استقلال (۱)
- علوم (۱)
- لاهیجان (۱)
- حسین شریتعمداری (۱)
- روزنامه کیهان (۱)
- سالنامه همشهری (۱)
- استخوان (۱)
- صدام (۱)
- مرد هزارچهره (۱)
- فرح دیبا (۱)
- پهلوی (۱)
- تایلند (۱)
- تاریکی (۱)
- اتحاد جماهیر شوروی (۱)
- مانکن (۱)
- خبرنگاران (۱)
- عباس کیارستمی (۱)
- سید احمد خمینی (۱)
- محمدرضا باهنر (۱)
- قانون انتخابات (۱)
- مجلس هفتم (۱)
- آدولف هیتلر (۱)
- آیت الله بروجردی (۱)
- آسفالت (۱)
- گلی ترقی (۱)
- مهران مدیری (۱)
- قاصدک (۱)
- خالد مشعل (۱)
- محرمانه (۱)
- دعوت (۱)
- عراق (۱)
- شیث رضایی (۱)
- اداره (۱)
- حاشیه (۱)
- رفتگر (۱)
- ناتو (۱)
- پیکان (۱)
- کلاردشت (۱)
- مشایی (۱)
- دبستان (۱)
- فریاد مورچگان (۱)
- مهندسی انتخابات (۱)
- گوسفند (۱)
- بازنشستگی سیاسی (۱)
- ریاست جمهوری دهم (۱)
- جهانی شدن (۱)
- شیرین عبادی (۱)
- نامه های تهدید آمیز (۱)
- مشکلات امنیتی (۱)
- مهدی کروبی (۱)
- محمدی گیلانی (۱)
- مقدم فر (۱)
- مشق شب (۱)
- عرق (۱)
- عرقیات سنتی (۱)
- جامعه شهری (۱)
- آفت دنیوی (۱)
- زنان و زایمان و نازایی (۱)
- اسم عجیب و غریب (۱)
- ایدئولوژی (۱)
- پل حافظ (۱)
- مارمولک (۱)
- رایزن فرهنگی (۱)
- شکلات (۱)
- پاییز ، خزان (۱)
- انس و نسیان (۱)
- گربه (۱)
- شمال (۱)
- تبریز (۱)
- اسلحه (۱)
- زباله (۱)
- بچه (۱)
- سوریه (۱)
- هنر (۱)
- فرهنگ (۱)
- محمود کلاری (۱)
- اصفهان (۱)
- روسیه (۱)
- ژورنالیسم (۱)
- بویین زهرا (۱)
- محسن رضایی (۱)
- ارتش (۱)
- کروموزوم (۱)
- استیضاح (۱)
- فردین (۱)
- کارگر (۱)
- بنی صدر (۱)
- مدرسه سپهسالار (۱)
- امامی کاشانی (۱)
- کرج (۱)
- پرچم (۱)
- جرج بوش (۱)
- نماز جمعه (۱)
- مهندس (۱)
- شرق (۱)
- خرمشهر (۱)
- جمشید هاشم پور (۱)
- چای (۱)
- بهداشت (۱)
- مجمع تشخیص مصلحت نظام (۱)
- فروغ فرخزاد (۱)
- اجتماعی (۱)
- سفارت آمریکا (۱)
- غرب (۱)
- فیلم (۱)
- داریوش مهرجویی (۱)
- طنز (۱)
- لبنان (۱)
- اصغر فرهادی (۱)
- اخلاق (۱)
- انتخابات (۱)
- شهادت (۱)
- امام حسین (۱)
- گاو (۱)
- اصولگرایان (۱)
- حاملگی (۱)
- مادر (۱)
- ابوالفضل عباس (۱)
- رسانه (۱)
- آمریکا (۱)
- الله (۱)
- قزوین (۱)
- مهر (۱)
- دزدی (۱)
- توسلی (۱)
- خبرگان رهبری (۱)
- حج (۱)
- کربلا (۱)
- سگ (۱)
- قم (۱)
- معتاد (۱)
- برگ (۱)
- صادق هدایت (۱)
- دموکراسی (۱)
- زلزله بم (۱)
- ویلیام شکسپیر (۱)
- ضرغامی (۱)
- هولوکاست (۱)
- فلسطین (۱)
- مازندران (۱)
- عناوین مطالب
- بهمن ٩٠
- دی ٩٠
- آذر ٩٠
- آبان ٩٠
- مهر ٩٠
- شهریور ٩٠
- تیر ٩٠
- خرداد ٩٠
- اردیبهشت ٩٠
- فروردین ٩٠
- اسفند ۸٩
- بهمن ۸٩
- دی ۸٩
- آذر ۸٩
- آبان ۸٩
- شهریور ۸٩
- امرداد ۸٩
- تیر ۸٩
- خرداد ۸٩
- اردیبهشت ۸٩
- فروردین ۸٩
- اسفند ۸۸
- بهمن ۸۸
- دی ۸۸
- آذر ۸۸
- آبان ۸۸
- مهر ۸۸
- شهریور ۸۸
- امرداد ۸۸
- تیر ۸۸
- خرداد ۸۸
- اردیبهشت ۸۸
- فروردین ۸۸
- اسفند ۸٧
- بهمن ۸٧
- دی ۸٧
- آذر ۸٧
- آبان ۸٧
- مهر ۸٧
- شهریور ۸٧
- امرداد ۸٧
- تیر ۸٧
- خرداد ۸٧
- اردیبهشت ۸٧
- فروردین ۸٧
- اسفند ۸٦
- بهمن ۸٦
- دی ۸٦
- آذر ۸٦
- آبان ۸٦
- مهر ۸٦
- شهریور ۸٦
- امرداد ۸٦
- تیر ۸٦
- خرداد ۸٦
- اردیبهشت ۸٦
- فروردین ۸٦
- اسفند ۸٥
- بهمن ۸٥
- دی ۸٥
- آذر ۸٥
- آبان ۸٥
- مهر ۸٥
- شهریور ۸٥
- امرداد ۸٥
- تیر ۸٥
- خرداد ۸٥
- اردیبهشت ۸٥
- فروردین ۸٥
- اسفند ۸٤
- بهمن ۸٤
- دی ۸٤
- آذر ۸٤
- آبان ۸٤
- مهر ۸٤
- شهریور ۸٤
- امرداد ۸٤
- تیر ۸٤
- خرداد ۸٤
- اردیبهشت ۸٤
- فروردین ۸٤
- اسفند ۸۳
- بهمن ۸۳
- دی ۸۳
- آذر ۸۳
- آبان ۸۳
- شهریور ۸۳
- امرداد ۸۳
- تیر ۸۳
- خرداد ۸۳
- اردیبهشت ۸۳
- فروردین ۸۳
- اسفند ۸٢
- بهمن ۸٢
- دی ۸٢
- آذر ۸٢
- آبان ۸٢
- مهر ۸٢
- شهریور ۸٢
- امرداد ۸٢
- تیر ۸٢
- خرداد ۸٢
- اردیبهشت ۸٢
- فروردین ۸٢
- اسفند ۸۱

اين صحنه هم مربوط می شود به زمانی که جناب آقای حاجی !(شريفی نيا) تحت تاثير نصايح و رهنمودهای ضعيفه مربوطه! دکمه يقه آخوندی اش را باز می کند و الی آخر...!
روي هم رفته(اين را هم محض خنده بگويم كه اين واژه ”روي هم رفته “در دوران وزارت آقاي ميرسليم در ارشاد جزو ليست سياه كلمات سينمايي بود!) دنيا ، فيلم جالبي بود با سوژه نسبتا بكر و دست نخورده! هرچند كه بيشتر جاي كار داشت...بازي شريفي نيا هم طبق حرف ندارد هرچند كه من فكر مي كنم، شريفي نيا با توجه به محروميت تلويزيوني بخاطر مسائل مربوط به پورزند و ...بخاطر مسائل مالي و معيشتي است كه در بسياري از فيلمهاي سينمايي ايفاي نقش مي كند ولي از همه اينها كه بگذريم ...دنـيــا چيزي جز ايــن نيـست!
۲-استراتژي خبري رسانه ها در موقعيت هاي بحراني و حساس كه تصميم گيري ها لحظه اي است، آشكار مي شود، در اين موقعيت ها است كه نقاب بي طرفي و حرفه اي گري و خوشخيالی و خوشباوری ...كنار مي رود و ماهيت و جهت گيري هاي اصلي و پشت پرده يك رسانه و تغذيه کنندگان اصلی آن مشخص مي شود.

در هنگامه ايي كه حوزه نجف و شيعيان عراقي از فشار خرد کننده ديكتاتوري صدام نجات پيدا كرده اند و عملا به فعال ترين و پوياترين گروه سياسي-مذهبي عراق تبديل شده اند و حتي در نجف و كربلا عشاير شيعه امنيت و اداره شهر را بر عهده گرفته اند، در شرايطي كه فرزند يك مرجع عاليقدر شيعه به ظن همكاري با انگليسي ها و آمريكايي ها كشته مي شود، بنگاه خبرپراكني بريتانياي موذي!يعني بي .بي .سي کاملا همسو با منافع آمريکا و اسرائيل يك مصاحبه مفصل و خيلی قابل تامل با رهبر شيعيان اسماعيلي ترتيب مي دهد، يعني ايجاد يك جريان كاملا انحرافي -بر مبنای تز قرائت های مختلف و پلوراليسم- در بين شيعيان براي تخدير و تضعيف و كاستن از نقش فعال شيعه در عراق و منطقه ، در مصاحبه كاملا مشخص است كه اين جناب آقاخان! دقيقا از لحاظ تئوريكي يك مهره غربي و اسرائيل پسند با تفكرات كاملا به روز شده ليبرال-دموكراتيك است.اسماعليان (هفت امامي ها) يك فرقه از شيعيان هستند كه به غيبت و امامت اسماعيل فرزند امام جعفر صادق (ع) معتقد هستند، جالب اين جاست كه اسماعيل در زمان حيات امام صادق(ع) از دنيا رفت ولي اين فرقه اعتقاد دارند كه قائم موعود همين اسماعيل است...يكي از الطاف خفيه الهي و يكي از بركات پنهان فتنه هاي اخير اين بود كه تشيع به عنوان مكتبي زنده و پويا و سازش ناپذير كه تا قبل از اين زير سايه سنگين جنبش هاي سلفي - وهابي پنهان مانده بود، مطرح شد. و خون حسين(ع) همچنان می جوشد...خيبر! خيبر! يا صهيون! جيش محمد(ص) قادمون...

حومه بازار تهران...محله عودلاجان...درب يک کنيسه(محل عبادت يهوديان)!
همان حس کنجکاوی فالاچيستی باعث شد که با نهايت پررويی زنگ را بزنم ، چشمتان روز بد نبيند، چند لحظه بعد يک پيرزن در مشمئز ترين ورژن ممکن! آمد در را باز کرد که چه می خواهيد؟ گفتيم آمده ايم برای ديدن کنيسه و عکاسی! گفت نمی شود! بايد از انجمن کليميان مجوز بگيريد و بعد بياييد! ما هم به همين عکس در راضی شديم!
راستی چه کرده و چه می کنه اين بالله اعتصمت و بالله اثق و علی الله اتوکل

بله! درست حدس زديد! روی اين تي شرت چهره آقای «دکتر مهاجرانی» نقش بسته است! پرسيدم: اين را خريدی يا هديه گرفتی ؟ جوان پاسخ داد: نه خريدمش! از ميدان تجريش!
خلاصه اينجورياس! گوشی دستتان باشد!
در ضمن يک مصاحبه خيلی توپ هم با دکتر يزدی کرديم که منتظر باشيد بزودی در هفت سنگ دات کام! منتشر می شود!

امروز يه چيزی فهميدم که خيلی حال کردم! من می گفتم چرا توی بين اين جماعت ليبرال از اين دکتر يزدی خوشم می ياد و خيلی دوست داشتی است، نگو که باباش اهل روضه و دعا و ندبه و کميل و ...بوده! و اصلا اولين خاطره سياسی دکتر يزدی مربوط می شه به دستگيری پدرش برای برگزاری روضه اباعبدالله (ع) در دوره بگير ببند رضا شاه! ....خدا کنه با امام حسين(ع) هم ختم کنه!

توی يک ديوار سنگی، دو تا پنجره اسيرن! يکشون من، يکشون تو! کاش اين ديوار خراب شه! من و تو با هم بميريم! زير اين ديوار يک زن تنهاس! پشت به مردم و گريون! (بالحن اون خواننده معلوم الحال خواننده شود!) اين هم برای اظهار برائت از دهنمکيسم!

و زير خشتک آزادی! ماه يک جلوه ديگر دارد!
همين جا از فرصت و اين تريبون مقدس! استفاده ميکنم از اکثريت خاموشی که وبلاگ محقر ما را با قدوم مجازی! خويش منور می کنند، ولی در نظرخواهی شرکت نمی کنند، می خواهم که در راستای دغدغه های نظام! در مورد ارتقای کيفيت پذيرايي! از بازديدکنندگان محترم، نظر خودشان را چه نيش و چه قهر، چه فحش(البته نه فحش خيلی بد!) و چه محبت، خلاصه هرنظری که دارند ، بيان کنند...در ضمن با تشکر فراوان از دوستان عزيزی که تا بحال در نظرخواهی ها شرکت کردند و انشاءالله به مرور به انتقادات آنان خواهيم پرداخت.
مي دانم! بهار تمام شده...پرونده عيد و تبريك و سال نو مباركي و عيدي و بهاريه نويسي و اين فوفول بازي ها! هم بسته شده...اما به نظرم اتفاقا الان، بعد از سيزده بدر كه «بهار عوام» ، آن بهار «تشريفاتی و صوری» و البته زوری! و الکی تمام مي شود، فرصت خوبی است که آدم بطور جدي و عميق در مورد بهار و نو شدن طبيعت فكر كند...
«يخـرج الحــي مــن المــيت و يخــرج الميــت مــن الحـــي و يحــي الارض بـعــد مــوتـها و كـذالـك تخرجون روم –19»
(زنده را از مرده برمي آورد و مرده را از زنده و زمين را پس از پژمردنش زنده و بارور ميكند و شما نيز بدين سان برانگيخته مي شويد)
به نظر شما نمي شود اين آيه را بر اين عكس منطبق دانست ؟ يك طرف «شادابي» و «سرزندگـي» و «سبــزي» و طـرف ديـگر «خمـودي و مـردگـي و خـشـكيدگي» و چه زيبا و عـبرت انگيز «مرگ» و «حيات» دركنار هم ، از درون هم، و هم نفس هم ، وجود دارند!
همان اندازه که بهار تجلی زيبايي و قدرت خداست، پاييز و زمستان و تابستان هم می باشند، اما آنچه «بهار» را «بهار» می کند، اين است که بهار يک «رستاخيز کوچک» است! زنده شدن مردگان...! و خدا اين رستاخيز زيبا و بی سروصدا را برای ما قرار داده شايد تکانی بخوريم...!
نمي دانم چرا دوست دارم اين داستان را هم زير اين بهاريه بگذارم! در زمان موسي(ع) مردي با حالي آشفته به موسي كليم الله گفت: به خدا بگو حاجت مرا بدهد وگرنه آبرويش را مي برم! موسي(ع) شرم كرد و اين پيغام را به خدا نرساند، پروردگار گفت: پس چرا پيغام بنده ام را نمي رساني؟ به آن مرد بگو، حاجت تو را داديم ولي اگر نمي داديم چي مي كردي و چگونه آبروي خدايت را مي بردي؟موسي وقتي پيام خدا را به آن رساند، مرد به گريه افتاد و گفت: قصد داشتم اگر خدا حاجت مرا ندهد، دستم را قطع كنم و آن دست قطع شده را با دست ديگرم بگيرم و به مردم بگويم، اين دست در خانه «كريم» رفته اما خالي برگشته است!
---------------------------------------------------------------------------------------------
مواد لازم جهت يك كار و كاسبي نون آبدار فرهنگي –هنري –سينمايي!
1-يك فقره ضعيفه(يا به قول ما ريحانه!)
2-يك دوربين ديجيتال!(بلانسبت كلاشينكف ديجيتال ما!)
3- يك رايانه + برنامه فتوشاپ
4-مقادير متنابهي عينك و روسري و مقنعه و كلاه هاي عجيب غريب و پارچه هاي رنگي رنگي ! و سربند و پيشاني بند و وسائل فانتزي و پر طاووس و گل و گياه مصنوعي و ...!
داشتيم در سطح شهر! عبور مي كرديم ديديم كه بساط اين برادران پوستر فروش خيلي پررونق است و البته خيلي جالب! البته ما در جواديت و شهرستانيت! خواهران آكتوري چون “هديه تهراني و نيكي كريمي و مهناز افشار و بهاره رهنما ”و بسياري از بازيگران مونث و درپيتي سيماي لاريجاني شك نداريم! اما يقين داريم كه اين خواهران اينقدر هم جواد نيستند كه با اين فيگورهاي بشدت مضحك آبروي نداشته! خودشان را کاملا ببرند..با كمي دقت به پوسترهاي اين خواهران! متوجه شديم كه با يك باند مخوف فرهنگي مواجه هستيم! اين باند مخوف و بي رحم با كمال شقاوت و بي رحمي دختران جوان را اغفال! مي كند و با ژست هاي بازاري پسند و جوادي و لباس ها و كلاه هاي خفن از آنها مي عكسند! و سپس با فتوشاپ صورت اين دختران معصوم را حذف كرده و چهره آن بازيگران معروف را مي گذارند ! بدين ترتيب مثلا شما يک نيكي كريمي مي بينيد كه موهايش را به شكل تيفوسي! زده و يك كتاب نسرين ثامني و ر.اعتمادي را هم دستش گرفته!
وقتی در آن نيمه شب تاريک از پشت شيشه يک خواربار فروشی نزديک حرم چشمم به اين آگهی افتاد، فقط به «کادر» و «نور» و «زوم» فکر می کردم ...اما وقتی در خلوت امشب دوباره نگاهش کردم...دلم سوخت...! خيلی!
امان از گمشده، کاش می شد برای گمشدن چيزای ديگه هم آگهی داد و زد پشت در بقالی! بيادت داغ بر دل می نشانم...ز ديده خون به دامن می فشانم ..همه شب خواب بينم، خواب ديدار...دلي دارم دلی بی تاب ديدار...سری داريم و سودای غم تو ...پری داريم و پروای غم تو ...غمت از هر چه شادی دلگشاتر ...دلی داريم و دريای غم تو...
راستی اينم بگم که هيچ وقت يادتون نره که کوکاکولای اصل را در بطری اصل بنوشيد! يه پيرزنه رعايت نمی کرد، مرد!
لابد مي پرسيد اين ديگر چه جور عكسي است؟! بله درست مي فرماييد هيچ جلوه خاص هنري و جذابيت بصري! در اين تصوير كه با لرزش دست هم توام شده نيست! اما اگر جريان انداختن اين عكس و حواشي بعد از آن را بدانيد حتما به من حق مي دهيد كه اين عكس به ظاهر بي كيفيت و سوخته! را از خاطره انگيز ترين عكسها و شليك ها بدانم! 
امشب وقتي كه با تاكسي به سمت ميدان آزادي مي آمدم، جلوي پارك دانشجو چشم لاكردار و جديدا ويزور شده مان به يك زن خياباني(يا بهتر بگويم پيرزن خياباني!) افتاد...! با اينكه به شدت خسته بودم، از تاكسي پياده شدم ... دغدغه هدايت خلق الله! و تامين سوژه اين کلبه محقر نگذاشت برويم کپه مرگمان را بگذاريم (حالا مي فهمم كه اين علي لاريجاني! چه مي كشد! ما كه يك وبلاگ درپيت داريم، همه اش فكر و ذكرمان شده تامين سوژه و عكس براي آن، ماشاءالله امپراطوري برادر لاريجاني با دو –سه دوجين شبكه تلويزيوني و راديويي و داخل مرزي و برون مرزي و ...حق دارد كه اين همه آب و يخ و سوتي در برنامه هايش وجود داشته باشد!)
عرض مي كرديم كه ما حماقت كرده و يك عكس از اين ضعيفه خياباني! گرفتيم و داشتيم بساط مان را جمع مي كرديم كه ناگهان ديديم يك برادر هيكلي خفن دارد به سمت ما مي دود يقه كاپشن ما را گرفت و با لحن غير مدنی! گفت براي كجا عكس مي اندازي؟ ما در حالي كه دوربين را دو دستي چسبيده بودم گفتم براي خودم!( مستحضر هستيد شرايط جوري نبود كه به اين برادر عصبانی و احتمالا شربت گلو نوشيده! توضيح بدهيم كه دهكده جهاني و اينترنت و وبلاگ و مخاطب و تبليغات اسلامي و ... چيست! ) هنوز “ميم” خودم را ادا نكرده بودم كه اين برادر يك مشت خيلي محكمي روانه گونه ما كرد از بخت بد ، اين برادر تنها تشريف نياوردند و سه –چهار همكار قلچماق و بزن بهادر هم داشتند....
ما حقيقت اش در همان لحظه هاي حساس سعي كرديم كه خيلي عاقلانه و منطقي و در عين حفظ سه اصل مهم عزت –مصلحت و حكمت! از بحران به وجود آمده عبور كنيم! پيش خودمان فكر كرديم و ديديم كه درگيري و تنبيه متجاوز! در شرايط شب و سياهي و كثرت اعداء و از همه مهمتر داشتن دغدغه حفظ سلامت و صحت كلاشينكف عزيز و شكستني به مصلحت نظام!نمي باشد و لذا مثل برادر بني صدر در اوايل جنگ بر طبق سياست اشكانيان! زمين داديم و 
(بحث عبور از بحران شد، گفتم اين عکس تاريخی را که در کتاب عبور از بحران برادر رفسنجانی چاپ شده را به نيت يادآوری تاريخ و جبران عکس بالا! برای استفاده دوستان بگذاريم اينجا! مراسم سوگند بنی صدر در مجلس، به چهرهای ناخشنود دکتر بهشتی و هاشمی دقت کنيد!)
زمان گرفتيم! و تاكتيك وار عقب نشستيم و جلوي يك ماشين عبوري را گرفته و پريديم داخلش و الفرار! ( منتها ناگفته نماند نامردها در حين عقب نشيني يك لگد محكمي هم نثار عقبه ! ما كردند ) البته ما برای رعايت اصل عزت! کلی فحش بد به آن برادر بی احساس داديم!(منتها بعد از اينکه مطمعن! شدم تعقيبم نمی کند!)
اصل قضيه اين بود كه موقع عكاسي به دليل حواس پرتي متوجه اين جماعت خطرناك و خفن كه درست كنار اين ضعيفه خياباني نشسته بودند نشدم، اين برادران هم گمان كردند كه ما از بچه هاي بالا يا وسط ! هستيم و در حال اخذ آمار از اين دوستان( كه در خماري ضعيفه هاي و ديگر مفاسد معروفه پارك دانشجو بودند) و لذا با ما درگير شدند! خلاصه اينجورياس! ببينيد ما براي مخاطب چه مي كنيم! باز بگوييد تهران بد است!

فكر مي كنم حتي خيلي از مذهبي هاي ما هم از ديدن چنين جمله اي بر سر در اين گرمابه تعجب كنند و آن را هضم نكنند!
حقيقت اين است كه اين تعجب ما شبيه همان تعجب اهل شام است وقتي خبر شهادت مولا(ع) را در محراب كوفه شنيدند، مگر علي هم نماز مي خواند؟ قبل از اينكه شك پرستان شيطان زده، در لباس روشنفكري و اصلاح و به اسم مبارزه با تعصب و خشونت و جزميت، ما را در ترديد «صراط هاي مستقيم» و باتلاق «پلوراليسم معرفتي» فروببردند،پدران ما در فضاي «دين حداكثري» زيست مي كردند و حتي بر سر گرمابه نيز بر عقيده خود پاي مي فشردند!
وقتي فراموش كرديم كه «دين نزد خدا فقط اسلام است»...هنگامي كه از يادمان بردند و ما هم راضي شديم بر اين نسيان كه «هركس بجز اسلام ديني اختيار كند، هرگز از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران خواهد بود» وقتي يادمان رفت كه «الحق مع علي» و «علي مع الحق» و «شفا» را از «قانون» «غرب» خواستيم و نه از «فقه جعفري»...
وقتي ريحانه هاي باغ خلقت، اين جلوه هاي لطيف جمالي الله را از حريم امن خانه ها ، از كانون محبت و آرامش و مودت ، به اسم آزادي و برابري زن و مرد ، به خيابان و كوچه و هزار ناكجا آبادها كشانديم! وقتي دون كيشوت وار به بناي سترگ خلقت خدا و تقدير و حكمت الهي حمله برديم و از آيت الله تا ژورناليست! همه سرتا پا فمينيست شديم!
وقتي كه قبل از آنكه منتظر ظهور قائم (عج) باشيم، منتظر نتيجه دادن نسخه هاي بانك جهاني و برنامه هاي توسعه و اصلاحات صدبار بدتر از افساد در مملكت امام زمان (عج) شديم...وقتي به ما القا كردند كه انسان به ساحت شك متعلق دارد نه به آستان ايمان و باور و اعتقاد و مسئوليت داشتن در برابر اين اعتقاد! و ما با انگ تحجر و تعصب و جهالت و حماقت و بنيادگرايي غيرت و مسئوليت و آگاهی را از دور خارج کرديم ... و به اين دلايل است كه ما از اين تابلو نوشته و حتي خيلي از تابلوهاي نانوشته تعجب مي كنيم!

البته فراموش نكنيم كه با همه اين اوصاف، «كيد و حيله شيطان ضعيف است» و شيطان حكومت خويش را بر ضعف هاي ما بنا نهاده است و «عالم در محاصره حقيقت است» و نه تنها در محلات قديمی و سنتی که حتي در پاساژ معروف اكباتان سيتي ما! بعضي دخل و كسب را به نام ولي الله اعظم بركت داده اند...(فقط عکس اين يک مورد را گذاشتم، موارد ديگری هم از نامگذاری های عقيدتی و ...در اکباتان وجود دارد)
و حالا اين عکس آخری هم برای اينکه درجه خفونت(مصدر جعلی از خفن بودن!) وبلاگ خيلی بالا نرود و مراعات برادران و خواهرانی که به دنبال عکس هنری و ...تشريف فرما شدند را هم بکنيم...!

مجنوني در محاصره کلبه هاي سنگي مدرن!

به نظرم می ياد که اون دستکش ها دستکش گيلان باشه! دستکش گيلان توی کار مرده! راحته و با دوامه! مرده می شوره مثل ماه! (اينم پيام بازرگانی! شرکت محترم دستکش گيلان! صورتحساب اين تبليغ به زودی برای شما ارسال خواهد شد.با تشکر! يکی از پنجاه سايت پربيننده!)
راستی هروقت از عکسهای مرده و مرده شورخونه و ...خسته شدين! بگين تا دوباره بريم سراغ عکسهای مورد دار و منکراتی!

نمی دانم چرا شعرا فقط با زلف يار و آب روان و لب لعل و کمان ابرو، احساسات شاعرانه شان، جرقه ميخورد؟! مگر اين عکس شاعرانه نيست؟! الهام انگيز نيست؟! زيبا نيست؟ به قول يک نفر...کرکس مگر چه کم دارد از کبوتر؟!

اين قطرات کوچک آب که بر اين آکواريوم انسانی! نشسته اند، شما را به ياد چه می اندازد؟
گاهی اوقات فکر می کنم نيم يا حتي همه اين آداب و سنن شستشو و تشييع و تدفين اموات که مذهب ما را به انجام آن واداشته است، نه برای مرده ، بلکه براي ما به اصطلاح زندگان است!
اينکه از حضرت صادق(ع) سفارش شده، کفن خود را در زمان حيات تهيه کنيد و هر نگاه به اين کفن، ثوابی بزرگ دارد،بر همين منطق استوار است...
آيا از اين بهتر ميشود فنا و بی وفايی دنيا را فهميد که عزيزت در مقابل چشمانت، بی اراده و بدون مقاومت ، مثل عروسکی که تسليم تقدير بازی کودکانه ای شده است، با بی رحمی تمام، زير دست های خشن و زبر مرده شوری شسته شود؟! و آيا نمی خواهيم باور کنيم که يقينا همين تقدير انتظار ما را نيز می کشد؟
معلمی داشتم که می گفت: بچه ها! روزهايي را که می گذرانيد اينطور ياد کنيد! يک روز نزديک تر به مرگ!

و با اين بصيرت است که مولا عيد را اين گونه معرفی می کند...راستی آيا از وقتی که خودمان را شناختيم يک عيد، حتی يک عيد را هم درک کرده ايم؟!
و تو دوست عزيز گرفتار قرائت شاعرانه! به من بگو، با اين اوصاف، چگونه می شود بر طبل شادی کوبيد؟
چگونه می شود اين مرغک ملکوتی را با نشئه های زودگذر، از ياد غربت وطن اش باز داشت؟
* * *
گاهی عنان نفس را می شود با يک عکس ديجيتال نگاه داشت! و اين همان تجلی غلبه بر حجاب تکنولوژی است، غلبه بر لوازم خاص تکنيک محال نيست اما مشکل است...!
من نمی دانم ظاهرا تز قرائت های مختلف شامل آقا سيدمرتضی هم شده ! که يک رهگذر عزيز چنان نظری داده اند، مگر مرتضی جز حکيمی آخرالزمانی بود؟! کدام تنگ نظری برادر؟
زنان پای به پای مردان! آزادی و برابری و مرام اشتراکی! کرامت زن و ديگر هيچ!چند لحظه بعد شاهد بوديم که اين دخترک بطرز شاعرانه و عاشقانه و مشارکتی واری! گيسوانش را به اين دو پسر سپرده بود و آنها با موهايش بازی می کردند! انشاءالله گربه است!

يک نسل سومی شنگول با هاپوی مربوطه !

کوه رفتن، امروز برای جوانان شهرنشين ما اساسا کمتر حکم ورزش را دارد، کوه پيمايي به مجالی برای تظاهر و خودنمايي (به خصوص برای جنس مخالف) ، بروز خلاقيت های فروخورده تبديل شده است ،مثل اين آقا که توی لبش را خال کوبی کرده و وقتی متوجه دوربين ما شد، با نهايت خوشحالی اين شيرين کاری شان را نمايش دادند!

و يا مثل اين گيتاريست پر احساس جوان و گمنام! که با ترس و لرز از بسيجی ها با دوستانش گوشه دنجی را پيدا می کردند و می نواختند! يکی از همين ها خيال کرد ما خبرنگاريم و وابسته به خوان دولت! قبل از اينکه کلمات رد و بدل شده مان به پنج کلمه برسد! بی مقدمه گفت: من يک داستان خيلی قشنگ نوشته ام، می توانيد برايم چاپش کنيد؟

و باز هم يک صحنه تکراری و شعاری! عزيزانی که مرض قلبی دارند نگاه نکنند!>

هنوز هيچي نشده، آفات تکنولوژيکي و پس لرزه های شيطانی! شليک با کلاشينکف ديجيتال به سراغم آمد ! لامصب ! چشممان شده ويزور! به همه چيز از نگاه سوژه و مناسب بودن يا نبودن براي عکاسي نگاه مي کنم! گرفتار مرض همه چيز سوژه بيني!
حديث معروفی است که می گويد چند شغل است قساوت قلب برای صاحب اين مشاغل می آورد، مثلا مرده شوری، کفن فروشی و ...! فکر کنم سردبيری و عکاسی را هم بايد به اين مشاغل اضافه کرد، چون خيلی قساوت قلب می خواهد که آدم خلق الله را به چشم سوژه و نه بنده خدا نگاه کند! واقعا شناخت ماهيت و خرق اين حجاب های مدرن، کسی را مثل<آقا سيد مرتضی می خواست...روحش شاد!
در ضمن به زودی به نقد قرائت فيزيولوژيکسانه + شاعرانه ! برادر بزرگوارمان از علل اعتياد و بزهکاری خواهيم پرداخت...!

خانه ای روی خاک!
تو مرا به هيچ بدادی و من هنوز برآنم که از وجود تو مويي به عالمی نفروشم...
هميشه خانه های قديمی و متروک چشم نواز اسيران آپارتمانهای دل گير و کوچک-مثل من- بوده است! عاشق خانه های قديمی ام! خانه هايي که اصالت و صداقت و نجابت از وجودشان موج می زند...خانه هايی که کف آنها سقف خانه ای ديگر نيست! و بام تو نيز قدمگاه غريبه ای ديگر...خانه ای که اگر دلت خواست می توانی زمين را بکنی و خاک را بو کنی!
روز اول تعطيلات، خيابان فلسطين، يک رفتگر خفته!

از باب حفظ و جلب مخاطب! بيشتر هم که شده، يک نمای ديگر از آن دو مرغ عشق معتاد! را می گذارم اينجا، فقط اميدوارم بخاطر اشاعه فرهنگ اعتياد! و تضعيف نظام! پايم به کلانتری و قوه قضاييه و مدعی العموم باز نشود...!


درويش هم مثل همه در سکوتی فکورانه فرو رفته بود(منتها يه خورده بيشتر!) در عکس پايينی همانطور که مشاهده می فرماييد، درويش با يک فاصله خالی در کنار جوانکی خفته نشسته است! شايد کنايتی باشد از فاصله نسلها، تقابل سنت و مدرنيته! غفلت نسل جوان؟! و از اين جور حرفهای شعاری خلاصه!
آن حس فاصله و جدايي و سکوت و بهت زدگی و شخصی شدن ارتباطات ما در اين عکس فکر می کنم، مشخص است، به طرز ايستادن آدمها نگاه کنيد! نگاههای سرد و بی تفاوت!

نظر به استقبال شديد امت هميشه در صحنه دهکده جهانی! منتظر عکسهای جديدتر باشيد! از جمله عکسهايی محير العقول! از بهشت زهرا!

روز دوم عيد سعيد عسگر!(به قول برادر زاده عزيزم، شوشه) وقتي داشتم از لابلاي بلوک ها به خانه برمي گشتم با يک صحنه جالب و فجيع! روبرو شدم! يک پسر و دختر جوان حدودا بيست و دو ، سه ساله در يک نيمکت بعد از استعمال مواد مخدر در حالت خماري و خلسه روي نيمکت بطور متقارن! و بسيار شاعرانه و عاشقانه! و روشنفکرانه! روبروي هم افتاده بودند...شايد هم مشغول خواندن لالايي عاشقانه در گوش همديگر بودند!(مرسی جنبه سياوش! و با تشکر از شلغم پنداری هميشگی ابوشوشه!)
بنده که حس اوريانا فالاچيسم ام بشدت تحريک شده بود، بلافاصله دوان دوان و عرق ريزان خود را به منزل رسانده و دوربين عزيزم! را برداشته و به سمت ميعادگاه عشاق رهسپار شدم! اگر فقط دو دقيقه دير مي رسيدم به علت کاهش خماري و به وضع عادي برگشتن تدريجي اين دو نهال شکوفاي جنبش دوم خرداد! اين عکسهاي ناب را نمي توانستم بياندازم، اما موفق شدم که حدود ده قطعه عکس از آنها بياندازم...
دخترک که گويا هوشيارتر از دوستش بود، تا مرا مسلح!(منظور مسلح به دوربين است!) ديد ، به زحمت از جا بلند شد و به پسر نهيب زد که: ((پاشو آرش! پاشو دارن عکسمونو مي گيرن!)) اما پسرک که همچنان در حس و حال خلسه و شاعرانه خود! به سر مي برد همانطور که در عکس سوم مي بينيد، يک تکه کاغد کوچک را به چشمش چسبانده بود و مدام مي گفت: پس سرش کو؟! سرش کجاس آتش!(اسم دختره آتيش بود!) ...من هم فرت و فرت عکس مي انداختم! تا اينکه بالاخره متوجه قيافه و هيبت نظام شدند و بشدت خوف کرده و همي دوان دوان از جلوي نظام! مثل روباه فرار کردند!
در مورد بحث سفر و ننه من غريبم بازی های شاعرانه اين آقا و مسائل ديگر به تفضيل سخن خواهم گفت!

اتوبوسی مستعمل که خانه کارگران افغانی شده است...
يک هوشنگ مرادی کرمانی در ابن باويه! و يک ژست روشنفکرانه!
(آقای مرادی کرمانی را وقتی داشتم از اين پيرمرد گلاب فروش عکس می گرفتم ديدم که غرق حالات پيرمرد و پسرک شده بود به خصوص که از راديوی ترانزيستوری پيرمرد نوای ((تو ای پری کجايی)) هم پخش می شد...گفتم: آقای کرمانی ! فضا بدجوری فتوژورناليستی است! نـه؟! گفت: آره! به شدت! و نشست پهلوی بساط گلاب فروش تا عکسی بياندازم!)

چه می کنه اين قرائت شاعرانه و چه می کنه اين دوربين ديجيتال!
پنجره ای که من دوست دارم! اگر هم شيشه و حجاب هم دارد، لااقل بی رنگ است! بی ادعاست...آدم را اسير بازی اوهام رنگ ها نمی کند... آنچه را که هست نشان می دهد ...! حتی برای مرده ها!(چون اين پنچره ، پنجره يک آرامگاه خانوادگی است!)

و ....چه ارزيم پيش استغنای عشق؟!
- میخانه ای که مسجد شد؛ حکایت مسجد سراج الملک
- سندرم دان...تلخی اضافه داشتن!
- شریف درمانی...
- ناکام خوشمزهای که صدای طرب می آفریند!
- حکایت ارژنگ و پتو کوچولو...!
- تمرین دموکراسی و مناظره در مدرسه جمهوری اسلامی در برلین!
- شاهی که با لالایی خوابش می برد!
- ارتفاع پستِ جدایی نادر از سیمین...
- کمونیسم ماه گرفتگی تاریخ بود...!
- فورهندهای آغاسی بوی پاسگاه نعمتآباد میدهد!
- آدم فروشی...زیر باران!
- تق تق کلاش و داغ شدن استخوان....
- زنگ تفریح که می شد، محمود بچه ها را جمع می کرد...!
- حسن کامران چرا؟
- نورهای اضافه و خطر چراغ شدن تاریکی
- یک لحظه به شکسپیر هم شک کردم !
- فاتح فروتن ویترین کتابفروشی ها ....
- صدام بود و سلاح...توتم اش!
- مسعود فراستی و نظام سرمایه داری
- ما هم خدایی داریم...
- انگار مهم ترین کار دنیا را می کرد...
- همین لحظههای معمولی ولی مهم ...
- ژانر رفاه و وقاحت؛ وقیح ترین ها را انتخاب کن!
- ما ایرونی های حیوان مهمان نواز...!
- بینندگان عزیز و شور و حال مراسم حج!
- یک چیز محرمانه-مادرانه
- خوب که نگاه کنی ...
- یه حبه قند؛ خیلی رقیق ...خیلی محتاط!
- فرجام سئوالات بی جواب موتلفه...می دونی؟!
- احمدی نژاد مشایی می شود/تغییر استراتژی در برابر فشارها
- یادداشت های یک "طلبه بی سواد"
- همه ما یک نیمه پنهان فیلمنامه نویس داریم!
- تاریخ معاصر ایران در آرشیو ملی بریتانیا
- یادداشت های یک معلم سرباز جنوبی
- شماها، نشریه وبلاگ نویسان ایرونی!
- شکم پرست های جهان متحد شوید
- عکاس خبری:سیدمحسن سجادی
- مجموعه طنزهای متعهد و متاهل!
- موزه دیجیتالی جنگ جهانی دوم
- عکسهای ناب از تاريخ معاصر
- یک وبلاگ سینمایی خواندنی
- روحانی نژاد واحد مرکزی خبر
- عکاس خبری: رئوف محسنی
- روح آبی محمدصادق زمانی
- یادداشت های یک دبیر خبر
- يادداشت های يک حقوقدان
- جستجوگری در مسیر شدن
- یادداشت های یک خبرنگار
- دانلود سرودهای انقلابی
- نوشته های داوود مراديان
- ميرزا قلی خان راپورتچی
- علی میرطار از کالیفرنیا
- نوشته هايی برای هيچ
- نوشته های بی خواننده
- عکسهای مهدی ملکی
- ممل آمریکایی تحت وب
- آموزش روزنامه نگاری
- مهندس مهدی بازرگان
- محمدرضا منتظرالقائم
- وبلاگهای به روز شده
- برداشت های روزانه
- بحر هادی سلیمانی
- دیالوگ های ماندگار
- تیمسار سلطنت پور
- حسن روزی طلب
- عکسهای قجربوی
- خط قرمزی از کانادا
- ترجمه مطبوعاتی
- بزرگمهر حسین پور
- خاموشي يك آرش
- اسماعيل آقا آزادی
- بر ساحل سلامت
- آقای سيستانی
- مسعود دهنمکی
- مسعود بحرينی
- شاپور(باقر) نصیر
- حکایت قلم و دل
- بریده روزنامه ها
- عباسحسيننژاد!
- تاملات یک سایه
- حاجی واشتنگتن
- ديده بان اينترنت
- شریعت عقلانی
- دكتر مهرآفرين
- حلقه نقد فیلم
- پابرهنه بر خط
- منتقد ارتباطات
- تحليل اخبار روز
- خاطرات واقعی
- ژانر شناسی!
- کرگدن دات کام
- سجاد روسی
- مجید عزیزی
- حيدر رضايی
- بهمن وخشور
- کاخ سعد آباد
- محمد فیاضی
- جهان چهارم
- مجله علمی
- آقای قرائتی
- حاجی مسکو
- قلم سفید
- حسین مگه
- پرانتز بسته
- رادیو گلچین
- اميد طحان
- دهه شصت
- چهل حديث
- تقی دژاکام
- علوم غريبه
- فریاد سبز
- با افلاکیان
- رهيافتگان
- دویچه وله
- پاکنويس
- نگاه نو
- آهستان
- ستاريان
- پارسینه
- واژگون
- هرمس
- مفلحون
- کهف
- پوتین
- متتی
- سرتق
- بوقی
- بدر
- دایره
- اتوپيا
- مهجاد
- بزمانه
- حامی
- مجادله
- جمهور
- ایمایان
- پرانتز باز
- تورجان
- ملکوت
- منبرنت
- با اینترنت
- کارت قرمز
- رضا کاوند
- دانشطلب
- صحیفه نور
- يک پزشک!
- الف مهربون
- خمينيسم
- کاخ نياوران
- فوائد سیگار
- مکتب خونه
- بابک برزویه
- حزب الله نو
- زندگیه زيبا
- چند نفر طلبه
- روشنای کاريز
- اروند طلایی
- سلام سعید
- کاخ گلستان
- آقای انصاریان
- دولت عشق
- حاصل اوقات
- سبک ایرانی
- صالحين شيعه
- روضه مکشوف
- حجره دات نت
- سیاست نویس
- تاکسی نوشت
- مفتاح مهربونی
- پیدا کردن قبر!
- حاجی بوترابی
- حميد داوود آبادی
- لحظه های درنگ
- سلسله قاجاریه
- توکای نامقدس!
- سفیدک ارزشی
- دنیای اسرارآمیز
- طربکده ای غریب
- امیر اسماعیلی
- میثم زمان آبادی
- جالبی جات العربی
- هوشنگ گلمکانی
- آقای مصباح یزدی
- نقدهای سینمایی
- سیبستان ملکوت
- آقای جوادی آملی
- شهد شیرین شکر
- تخريبچی فرهنگی
- ترانه های فرانسوی
- عکاسی از بچه ها!
- يک مشارکتی خوب!
- بازی شادی تماشا!
- پايگاه شهدای رودسر
- حاميان محسن رضايی
- تاریخ و ادبیات آلمانی
- هاشم حکمه از شیراز
- محمد مهدی اسلامی
- از بروبچ نيويورک سيتی!
- احمد مطلایی اصفهانی
- شمرشناسی پيشرفته
- سیدعباس سیدمحمدی
- هه وال از دیار کردستان
- حرفهای یک سهامدار جزء
- کاریکاتوریست درک نشده
- جنگ سبز رسول عاصمی
- يادداشت های يک فيلمساز
- نوشته های جواد حسينی
- حدیث نفس یک احمد کارگر
- روزنامه نگاری از تبار قاجار!
- نوشته های حامد صالح آبادی
- یادداشت های میثم رشیدی
- کاغذهای اميرمهدی حکيمی
- یادداشت های هادی کحال زاده
- داستانوارههای محسن حاتمی
- علی صفايی حائری (عين- صاد)
- «کيهان بچه ها» تحت پرشين بلاگ
- نقدهای رضا بهرامی نژاد به فرهنگ
- فيلمهای بسيار جالب از تاريخ معاصر
- بوی کاغذ، طعم تایپ، ارژنگی ارزشی
- درباره پایتخت از نگاه یک خبرنگار شهری
- بی گاههای یک فروند محمد منصوری بروجنی
- اکبر هاشمی رفسنجانی!
- فریادنامه
- نقد ادبی
- صدای کودکی من
- اژدر و ارژنگ وخشور
- فردای نو
- خاطرات یک پزشک زندان
- حاج مرتضی درخشان
- ماهی گیری و دیگر هیچ!
- اخبار فناوری اطلاعات
- شبکه اجتماعی بهشت من
- باشگاه مدیران و متخصصان
