...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٢
چند روز پیش...وقتی با نادر عزیز، برادرم راجع سهیل حرف می زدم و می دیدم که نادر که انصافا در حق رفاقت برای سهیل کم نگذاشته، اینقدر خودش را ملامت می کند...خیلی از خودم بدم آمد..اتفاقا دیدم که یکی از بازدیدکننده ها هم یک چیزی در همین مایه ها نوشته...خیلی شرمنده اش هستم..ولی این چیزی از دلتنگی ام کم نمی کند...

می ترسم که کار از دلتنگی هم بگذره ..سهیل کجاست؟
-از قرار معلوم! در این یک هفته ای که بعلت خراب بودن اکانت در نت نبودیم ،بعضی ادعا کردند که اينجانب به زی.زی ايسم مزمن! مبتلا شده ام ...اينجانب ضمن تکذيب شدید اين امر...به سبک برادر ابوعمار که در دهه های گذشته اظهار داشته بود با آرمان فلسطين ازدواج کرده است!(که البته بعدها معلوم شد که با یک ضعیفه اردنی که بروبچز می گفتن مثل پنجه لامپ نئون بوده ازدواج کرده !) اعلام می کنم که با نظام! مزدوج گشته ام(البته من داماد هستم ها!) و طبعا ذليل شدن برای اين نظام مقدس افتخاری است که نصيب هرکس نمی شود! اونهایی هم که دنبال شیرینی و شام هستند بهتر است سری به بهشهر و جفرود! بزنند!
-یادم می آید که شمس الواظلین و محسن مهمل باف! در روزنامه جامعه یک نیش ناش بازی های لوسی در آوردند مثل قصه اهدای گل به گروههای فشار و منتقدان...من هم با الهام از این حرکت لوس و شهرستانی!
اين تصوير زیبا را به همه منتقدانم(البته منتقدان ناخودی!) تقديم می کنم و اميدوارم که همه آنها را در اين مکان زيبا زيارت کنم!(منتها از اين ور شيشه!)
يک عکس هم گرفتم که دلم می خواهد بازديدکنندگان محترم...برای آن شرح بنويسند! من خودم بعدا اگر حالش را داشتم یه چیزی می نویسم در موردش!به بهترين و جالب ترين شرح اين عکس...يک لينک در لينکستان نظام! اهداء می شود!

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٢

هفت ترانه +انقلاب + نظام= ؟؟!

توالی فلسفی -فیزیکی آرامگاههای خانوادگی بهشت زهرا و دیگر هیچ!!

خستگی ....خواب نیمروز...روزی حلال ...صفا و سادگی...
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٢
يکی از علاقه مندی هایم در دوران طفوليت و حتی حالا...دقت در شکل و شمایل و ترکیب جلوبندی اتوموبيل ای مختلف(به خصوص اتوموبیل های قدیمی) است...نمی دانم شما چقدر دقت کرديد که چقدر جلوبندی و ترکيب چراغ ها و جلوی ماشين ها...جالب و قابل تامل است حتی به نظرم می شود گونه ای شخصیت انسانی و هویت خاص کشور سازنده اتوموبیل را در جلوبندی ماشین ها پیدا کرد! ماشین های آمریکایی، پهن و دراز و پر مصرف و چاق!اتوموبیل های روسی،کم مصرف و کمونیست مزاج و جمع و جور و با حدالقل امکانات راحتی اما محکم!
مثلا به جلوبندی این مرسدس نگاه کنيد...غرور و ابهت آلمان صنعتی در آن لبریز است!

اما به این فولکس مظلوم! نگاه کنید...به چراغ های بی فروغش بنگرید که انگار مثل آن تبلیغ تلویزیونی معروف می گوید: هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!

قرار بود تعمیرگاه و آرایشگاه! فولکس معرفی کنید...پس چی شد؟!


بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: