...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸۳

هر تحليل گر منصف و غيرمغرضي تاييد خواهد كرد كه ناهنجاري هاي اجتماعی مرسوم در جامعه و به خصوص در کلان شهرهايی مثل تهران، هرچند كه قبلا نيز بطور پراكنده و محدود وجود داشت اما بروز علني و خطرناك و فراگير و اپيدمي گونه آن بلافاصله بعد از دوم خرداد 76 آغاز شد ، تاقبل از دوم خرداد ، فرهنگ مبتذل و ناهنجاري هاي اخلاقي رسميت و عموميت فعلي را نداشت ...سخن زشت و غلط انداز كه “اگر دين در مقابل آزادي بايستد، ضربه خواهد خورد” هيچ گاه از حافظه تاريخي ملت ، پاك نخواهد شد.چه كساني، چه گروههايي ، چه اشخاصي ، مدام بر طبل كاستن از كاركردهاي دين كوبيدند؟ چه كساني «دين حداقلي» را به عنوان شعارشان برگزيدند؟ چه كساني با ترويج نسبيت معرفتي در جامعه و بين دانشجويان و جوانان، ارزشهاي مطلق و مقدس اخلاقي و ديني را تخطئه كردند؟ تز قرائت هاي مختلف از دين ، در بين عوام چه تاثيري جز تخريب پايه هاي اخلاق و دين و ارزشهاي مطلق و هرج و مرج فرهنگي و اخلاقي مي تواند ايجاد كند؟!

كلاشينكف در آغوش پديده آبجي كوماندويسم چه مي كند؟!

واقعيت اين است كه در نظر بسياري از مدافعان و معتقدان به نظام جمهوري اسلامي تنها كاركرد دين و مذهب در جامعه ، فقط كاركردهاي سياسي و حكومتي بوده و هست ، گويي فقط با حفظ ظاهر و عنوان اسلامي نظام و سربرگ ها و آرم رسمي جمهوري اسلامي ، همه تكليف مومنين انجام شده است و نياز به هيچ كار ديگري نيست...در بسياري اوقات دوستان ارزشي و اصول گرا، از هول سكولاريسم در “ديگ افراط پيوند و اختلاط دين و سياست” افتاده اند و با تلقي كاملا سياسي و حكومتي از دين و سرگرم شدن صرف به بازي هاي سياسي و غافل شدن از مردم و مشكلات و خلاء هاي مادي و معنودي آنان ، كه در نهايت منجر به تغيير نگرش و بدبيني مردم به دينمداران و شريعت محوران مي شود، از زمينه سازان فرعي بحران حاضر شده اند.

نبايد آحاد مردم اين احساس را پيدا كنند كه مذهبي هاي جامعه همگي حكومتي و سياسي و درگير منازعات سياسي هستند و قبل از هرچيز بايد از يك فرد مذهبي گرايش و عملكرد سياسي خاصي مشاهده كنند.

عكس! تزييني است

متاسفانه بسياري از اوقات شاهد اين صحنه دردناك بودم كه امام جماعت يك مسجد در صحبت و گرم گرفتن با يك نمازگزار و ماموم بايد حساب گرايش سياسي او و دغدغه عواقب و عوارض و انگ هاي احتمالي را بكند (!)

از سوي ديگر متاسفانه نقش گروهها و جريانات غيردولتي مذهبي كه نقش بسيار مهمي در تزريق اخلاق و معنويت و سلامت به جامعه دارند، بسيار كمرنگ و ضعيف شده است و گويي بايد تمام فعاليت ها و حركت هاي مذهبي و ديني و معنوي و اخلاقي در چارچوب هاي دولتي و حكومتي و رسمي انجام بگيرد!

طرح تزييني است براي رفع خستگي ! گير ندهيد لطفا!

چرا بايد بسياري از بزرگان روحاني كه مي توانستند با در ارتباط مستقيم با مردم در كوچه و خيابان و از همه مهمتر در سنگر عظيم مساجد(كه مهمترين محل ارتباط مستقيم و خالصانه و بدور از تشريفات مردم و روحانيت بوده است ) ، مساجد را فراموش كرده  و به سوي مشاغل اجرايي و سياسي و ...(كه ضرورت و اضطرار خاصي هم براي تصدي اين مشاغل توسط ايشان نبوده و نيست) بروند؟

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۳

تكيه اتوبوسراني بر صدقات؟!(يارانه...سوبسيد!)؟ ژرا آيا؟

تکيه اتوبوسرانی (و خيلی چيزهای ديگر!) بر سوبسيد و يارانه (در حقيقت صدقه! )تا به کی ؟! اقتصاد آزاد ليبرالی را چه شد؟! اين سوبسيد ها و يارانه ها و الزامات اقتصاد دولتی چه بلاهايی سر مملکت آورده ...خدا می داند، پس نتيجه می گيريم که ما هرچه می کشيم از دست اين «چپی ها» است...!

بيشتر مواقع آنهايي كه ما فكرش را نمي كنيم از پشت پرده سردرمي آورند!

گاهی کسانی که ما اصلا فکرش را نمی کنيم، خيلی بهتر از ما از پشت پرده! سر درمی آورند و مطلع هستند...آره قربونش!

برگ ريزان انسانيت ! بوقي و ديگر هيچ!

ريزاننده برگهای درخت سرسبز انسانيت!...دست بی رحم گلچين روزگار! و ...چه نسبت هايی که ما ايرانی ها به خداوند متعال نسبت نمی دهيم!                    آخرين لحظات فيلم مارمولک، وقتی رضا را دارند از مسجد می برند، يک شعر ترکی خيلی لطيفی روی اون لحظات فيلم خوانده می شود، نظر به غيرمحرک بودن! و محزون بودن آن قسمتی از آن را برای شما در نظر گرفتيم! گوش کنيد و حالشو ببريد! ولی اسراف نکنيد!! اين وبلاگ  رو هم نگاه کنيد! جالبه ...بايد يک همايش در خصوص تاثير وبلاگ بر ناسيوناليسم و قوميت گرايی هم ترتيب داد! (قابل توجه سازمان ملی جوانان و پرشين بلاگی های مهربون! و بيت المال مسلمين!) اين وبلاگ هم خيلی توپه و احاديث خيلی جالبی رو جمع آوری کرده...اين يکی هم که ديگه آخرشه!   حيف که عهد کرده ام به هيچ «ضعيفه اي» لينک ندهم وگرنه...!! (وگرنه به يکی شون لينک می دادم!

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۳

جنازه سوخته دكتر بهشتي ....

سلام! عکس دلخراشی است...قبول دارم! ولی برای ثبت در تاريخ و اثبات قدرت کلاشينکف ديجيتال!  لازم است!(چون اين عکس را از فاصله ای دوری از يک عکس کوچک که در غرفه مخصوص شهيد بهشتی در موزه شهدای بهشت زهرا نصب شده بود ، انداختم)حادثه هفتم تير ۱۳۶۰ و انفجار هولناک دفتر حزب جمهوری اسلامی ، هنوز هم ابهامات زيادی دارد و برخلاف آنچه که خيلی ها فکر می کنند مجاهدين خلق(منافقين) هنوز بطور علنی و رسمی مسئوليت اين انفجار و حتی انفجار ۸ شهريور ۱۳۶۰(انفجار دفتر نخست وزيری) را نپذيرفته اند...به نظر می رسد با توجه به قرائنی که هست بانيان اين فاجعه ، فقط  گروه -يعنی مجاهدين خلق-نبوده اند و چند جريان سياسی برانداز چپ در اين انفجار نقش داشتند،چند روز قبل از واقعه ۷تير، سعيد سلطانپور از اعضای اصلی جريان فدايی اقليت دستگير و اعدام شده بود و به نظر می رسد کادرهای فدايی اقليت با همکاری مجاهدين خلق اين انفجار را تدارک ديدند و سئوال اينجاست اين اسرار تا کی بايد پشت پرده بماند؟ چرا حادثه هفتم تير را فقط از جنبه های عاطفی و احساسی تحليل می شود؟  

مراسم چ14 اسفند 59..پوستري كه در آن دست بوسي مثدق به تصوير كشيده شده است

اين عکس هم عکس جالبی است! ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ (يعنی وقتی که هنوز مجيد عزيزی عزيز! در عالم ذل وبلاگ می نوشت!) سر در دانشگاه تهران ...حزب الله يک پوستر از صحنه بوسيدن دست ثريا(همسر دوم محمدرضا شاه) توسط مصدق را به دانشگاه تهران آورده تا سخنرانی آن روز بنی صدر را که قطعا رنگ و بوی دفاع از مصدق و ملی گرايی داشت را خنثی کند...نطفه جريانات موسوم به حزب الله و پديده لباس شخصی ها در همين دوران بسته شد...دورانی که گروههای سياسی معتبر مثل حزب جمهوری اسلامی نمی خواستند به صراحت و بطور علنی با طيف رجوی و بنی صدر و ...مقابله کنند و نيروهايی موازی و شبه مردمی را برای مبارزه و محدود کردن گروههای مخالف سازماندهی می کردند...البته جريانات مقابل (مجاهدين خلق) خيلی زودتر از اينها سازمان لباس شخصی های شبه نظامی -مردمی خود را تحت عنوان ميليشيا سازماندهی کرده بودند...

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: