...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٥

به تو خيانت مي كنند ، تو مكن. تو را تكذيب مي كنند،آرام باش. تو را مي ستايند،فريب مخور.تو را نكوهش مي كنند،شكوه مكن.مردم شهر از تو بد مي گويند،اندوهگين مباش.همه مردم تو را نيك مي خوانند، مسرور مباش.آنگاه تو از ما خواهي بود -امام محمد باقر(ع)

***

 عاشورای حسين(ع) يک صبح تا ظهر طول کشيد، اما مهدی(ع) هزار و اندی سال است که با اصحاب جهل و نفاق و شرک روبرو است:

«. . . به سال 1265 هجري قمري (1874 ميلادي) قصابي در ميدان «صاحب‌الامر» مي‌خواست گاوي ذبح کند. گاو از زير دست وي در رفت و به «مسجد قائم» گريخت. قصاب ريسماني برد و در گردن گاو انداخت تا بيرون بکشد. گاو زور داد، قصاب به زمين خورد و در حال قالب تهي کرد. در اين وقت بانگ صلوات مردم بلند شد و اين امر معجزه‌اي تلقي شد.

بازار تا يک ماه چراغاني گرديد. تبريز شهر «صاحب‌الزمان» به‌شمار آمد و مردم خود را از پرداخت ماليات و توجه به حکم حاکم معاف دانستند. گاو را به منزل مجتهد جامع‌الشرايط وقت «آقا ميرفتاح» بردند و ترمه‌اي رويش کشيدند. مردم دسته دسته با نذر و نياز به زيارت آن رفته و به شرف سم بوسي‌اش نائل آمدند و تيمه آن حيوان به تبرک همي ربودند. در عرض يک ماه موئي از گاو به جا نماند و همه به تبرک رفت. 

کور و لنگ، غرفه‌ها و شاه‌نشين‌هاي مسجد را پر کرده بودند. هر روز معجزه‌ و آوازي تازه بر سر زبان‌ها افتاد. بزرگان، پرده و فرش و ظرف به مسجد مي‌فرستادند. کنسول انگليس هم چهل‌چراغ فرستاد که هم‌اکنون زير گنبد مسجد آويزان است. قضا را گاو مرد و غوغا اندکي آرام گرفت. اما از توجه عوام، نان غوغائيان در روغن بود. . .»

بله! اين حکايت البته چنانکه بدانيد کماکان باقي است. سرتان را درد نياورم. کاتب در ادامه شرح مي‌دهد که «حاج ميرزا بافر» امام جمعه تبريز که با کنسولگري انگليس رابطه مستقيم داشت، فتوا داد که هر کس در جوار آن مسجد به‌خصوص باده بنوشد يا قمار کند واجب القتل خواهد بود و چون رسما شهر تبريز محل ظهور «امام زمان» اعلام شده بود، پس بنا به روايات و احاديث معتبر، مردم از پرداخت ماليات به دولت و اجراي قوانين وضع شدۀ حکومتي معاف بودند. 

«. . . بالاخره «اميرکبير» نيروئي از تهران فرستاد که «حاج ميرزا بافر» امام جمعه، و «ميرزا علي شيخ‌الاسلام» و پسرش «ميرزا ابولقاسم» که هر سه از ملايان بانفوذ بودند دستگير و تبعيد کنند و با وجود مقاومت آن‌ها و حمايت عوام اين مقصود حاصل و غائله تمام شد. . . »

در دنبالۀ اين ماجرا چون روشن شد که اين فتنه‌ها نتيجۀ تحريک و دخالت مستقيم «استيونس» کنسول انگليس در تبريز بوده، «اميرکبير» صدراعظم یا نخست وزير وقت نامه‌اي به سفارت انگليس در تهران مي‌فرستد که قسمتي از آن چنين است:

«. . . بعد از اينکه مردم اجامر و اوباش تبريز به جهت شرارت‌هاي خودشان در امور مملکتي و اتلاف ماليات ديواني از براي خود مامن و بستي قرار گذاشته و خودسري‌ها کنند، عاليجاه مشاراليه به جهت تقويت آن‌ها و استحکام خيالاتشان چهل‌چراغي به مسجد صاحب‌الزمان فرستاد و بر آنجا توقف کرده، زياده از حد باعث جرأت عوام و اشرار گشته و پاي جسارت را بيشتر گذاشته‌اند تا از اين خيالات خدا داند چه حادثات بروز و ظهور کند. . . »(دکتر «شفيع جوادي»کتاب «تبريز و پيرامون»)

شاید عکس تزیینی باشد ...شاید هم نباشد!

-معروف است که تز و سياست انجمن حجيته در زمان شاه، بی اعتنايی به رواج گناه و فساد در جامعه و حتی خوشحالی پنهان از اين موضوع -با اين تحليل که فساد بيشتر موجب نزديکی ظهور حضرت حجت (عج) می شود-بود... استراتژی حجتيه در سالهای قبل ، «رسيدن و رساندن جامعه به پرتگاه » بود اما در سالهای اخير همين استراتژی چهره ای ديگر يافت...اگر ديروز «تفکر پرتگاهي» منحصر به فسق و فجور  و رواج مشروب خواری و جرائم جنسی بود ، امروز جريانی سياسی در کشور به جد اعتقاد دارد و تبليغ می کند و اقدام می کند با اين تحليل که  اگر کشور را به شرايط بحرانی و درگيری عظيم و سرشاخ شدن با آمريکا بکشانند، حضرت حجت(عج)ظهور می کنند!

متاسفم که بگويم اين حجتيه ای های جديد ديگر منحصر به مشتی مقدس ماب نيستند ، بلکه طيف بسيار وسيع تری را شامل می شوند و با استفاده از مفاهيمی مثل شهادت طلبی و ...همين تفکر پرتگاهی را تبليغ و منتشر می کنند و کشور را به سمت بحرانهای جدی و جبران ناپذير می کشانند،اين تفکر بسيار سطحی است که گمان کنيم امام زمان (عج) خودشان را خرج حماقت عمدی و رفتن عامدانه ما  به تهلکه(آفتی که قرآن در مورد آن هشدار می دهد) می کنند...خدا رحم کند! همين

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٢٥ فروردین ۱۳۸٥

ای لشکر 5 نصر ...تا سعد آباد رسیدن، یک یاحسین مونده بود ...ولی !

يادش بخير...! اين صفحه اول نشريه دانشجويی خوارزمی است ، پارسال همين موقع ها...چه روزهايی بود! نظر شما چيه ؟ در مورد اون روزها و اين روزها ؟!

چه پيش گو شده بودم اون روزها !! ، نشانه های بلوغ از ديدگاه کيهان! ، تکرار حکايت مظلوميت علی (ع)... 

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٥

کلمات جستجو شده !!

ضرورت انرژی هسته ای ! احمد خمينی ، اسناد سياسی محرمانه نظام، ديجيتال، بازار دوربين هندی کم، چگونه لاغر شويم؟سوراخ حمام! سايت حسن عباسي، جاسوسی ،‌منحله و ....با جستجوی اين کلمات به کلاش رسيده اند !

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۸٥

سنت حسنه نامگذاری سال ها ، امسال نیز با نامگذاری حکیمانه سال نوی خورشیدی به نام نامی حضرت رسول اعظم(ص)، از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامه یافت، ابتکاری که در طول سالهای اخیر انصافا منشاء موج آفرینی های مبارک فرهنگی-اجتماعی در جامعه و برای مردم و مسئولان شده است..نامگذاری سال 85 به عنوان سال "رسول اعظم" می تواند امتداد دفاع ملت ایران از رسول اکرم(ص) و مقدسات اسلامی باشد، در شرایطی که به نظر می رسد اهانت های زنجیره ای و هدفمند برخی محافل به مقدسات اسلامی نه تنها پایان نیافته باشد، بلکه  وارد مرحله جدیدی نیز شده باشد.

ظهور و بروز شیعیان در سالهای اخیر به عنوان بازیگری مستقل در معادلات منطقه ای، واقعیتی غیر قابل انکار است، تولد نوین شیعیان همانطور و به همان میزان که نوید بخش افق های روشن و امیدبخش در جهان اسلام است، به همان میزان حساسیت و عناد برخی جریانهای کور و افراطی و نهایتا تشدید اختلافات فرقه ای در جهان اسلام را هم برمی انگیزد، نمونه عملکرد ننگین این جریان را می توان در انفجار و ترور در عراق و هتک حرمت به مرقد عسکرین(ع) و  اخیرا در حوادث بلوچستان مشاهده کرد.

حرکت مدبرانه جمهوری اسلامی به عنوان رهبر معنوی شیعیان جهان عامل تعیین کننده ای در جهت خنثی شدن این نقشه های شوم و کلید خوردن جنگ طولانی و نابود کننده بین تشیع و تسنن خواهد بود،نامگذاری سال 85 به عنوان سال رسول اعظم، می تواند در راستای این تدابیر مورد بررسی قرار گیرد. 

 از سوی دیگر اتحاد پیرامون پیامبر(ص) -که هیچ نوع اختلافی در مورد ایشان بین فرقه های اسلام نیست-به نزدیکی و تعامل و گفتگوی بین فرقه های جهان اسلام نیز منتهی می شود، گوهری  که "ضرورت گمشده" این سالها است، حقیقت این است که ظرفیت های بسیار زیادی برای گفتگو و تعامل و حتی اتحاد بین دو جریان اصلی اسلامگرا، یعنی "تشیع و تسنن" وجود دارد که همچنان ناشناخته و مهجور باقی مانده است و دشمنان اسلام و مسلمین از این غفلت تاریخی استفاده های بسیار برده اند.

نمونه کوچک ظرفیت های شخصیت رسول الله(ص)  برای گفتگوهای تئوریک و عقیدتی  میان تشیع و تسنن ، مصداق داشتن و باور داشتن مفاهیمی مثل "زیارت و شفاعت" برای رسول اکرم(ص)  از سوی برادران اهل سنت(همچون شیعیان) است که زمینه ای قابل توجه و جالب برای شروع جدیدی برای گفتگوهای تئوریک و فلسفی  و زمینه برای اتحاد هرچه بیشتر تشیع و تسنن باشد.

شیعیان نیز باید نگاه دوباره ای به شخصیت و وجود مبارک رسول اکرم(ص) داشته باشند و قدر و منزلت والای حضرت رسول (ص) آنچنانچه که شایسته است ، مورد توجه ما قرار نگرفته است. امروز حقیقتا جهاد و جهشی بزرگ برای شناخت و تبلیغ و عرضه  سنت و سیره نبوی مورد نیاز است . امروز زمان از بین رفتن گسست تاریخی و نه حقیقی  "سیره نبوی" و "سنت علوی" است و این هجران اجباری با گفتگو و تعامل قطعا به وصال شیرین اتحاد و اتئلاف خواهد رسید و افتخار بزرگ و عظیم جمهوری اسلامی در تاریخ اسلام،  می تواند کم کردن این فاصله و به تفاهم رسیدن تشیع و تسنن باشد. آغاز گفتگو و تعامل بین تشیع و تسنن، جریانی بود که با پرچمداری بزرگانی مثل "حضرت آیت لله بروجردی و مرحوم شیخ محمد شلتوت" ، مفتی دانشگاه الازهر در سالهای دهه سی شمسی آغاز شد و نتایج درخشانی را نیز به بار آورد، از جمله به رسمیت شناخته شدن تشیع از سوی نهاد رسمی اهل سنت و مهر پایانی بر برخی اتهامات ناریخی به شیعیان و ...

بی شک جریانات اصیل شیع و تسنن  با بازخوانی و بازگشت به سنت نبوی می توانند به مقابله تئوریک با جریان خطرناک و مقدس ماب و تروریست  "القاعده ها" و "زرقاوی ها" بشتابند و چهره حقیقی اسلام و شخصیت نورانی رسول اکرم(ص) را به نمایش افکار عمومی جهان بگذارند.

ارائه گفتمان "صلح طلب دینی " با الهام گرفتن از شخصیت و سنت و سیره حضرت محمد(ص) یک ضرورت مهم است که می تواند محور تلاش جمعی سازمان کنفرانس اسلامی و سیاست خارجی کشورهای اسلامی قرار گیرد و به جهان تشنه عدالت و صلح امروز عرضه شود، حرکتی که قطعا با استقبال پیروان واقعی موسی(ع) و عیسی(ع) نیز واقع می شود و دور از انتظار نیست که به یک گفتمان جهانی تبدیل می شود. نامگذاری سال 85 به نام "رسول اعظم"، درس آموزی ها و نکات خاصی را  برای نظام جمهوری اسلامی ایران-به عنوان علمدار تفکر اسلامی در منطقه و جهان اسلام-  دارد، بی شک حکومت اسلامی به عنوان "نهاد خلیفه اللهی" باید مصداق همه خلقیات و سنت های نبوی به عنوان "اسوه حسنه" و جانشین خدا بر روی زمین باشد، اهم خصوصیاتی که قرآن مجید برای رسول گرامی اسلام برشمرده عبارتند از:" رافت و مهربانی با خلق خدا، سعه صدر و تحمل همه سلائق درون دینی ، حریص بودن به هدایت مردم، داشتن خلق عظیم، رحمه للعالمین و ..." .

قدرت و اقتداری که مسلمین با اتحاد پیرامون نام و شخصیت مقدس رسول اکرم(ص) پیدا می کنند، قطعا ذخائر استراتژیک آنان را در مواجهه با غرب دگرگون خواهد کرد، انفعال و سکون جهان عرب، دوگانگی "افکار عمومی و دولت های عربی" با تمسک به پیامبر(ص) بسیار بهبود خواهد یافت.

 موج عظیم بیداری اسلامی نوید می دهد که روح مطهر رسول اکرم(ص) دوباره " یدخلون فی دین الله افواجا" را با رضایت  نظاره کنند و نزد پروردگار بی همتا، امت خویش را شفاعت کنند.

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٥

نمی دانم شما وقتی واژه «ايران» به گوشتان می خورد، اولين حسی که بهتان دست می دهد، چه جور حسی است؟! چندی است، به خصوص از زمان اوج گيری موضوع هسته ای ، شنيدن نام ايران برايم يک حالت بسيار خاص پيدا کرده است...وقتی من اين روزها کلمه ايران را می شنوم يا در مورد آن فکر می کنم، چون ايران از يک طرف اسم وطن و از سوی ديگر يک اسم زنانه و البته قديمی است، ناخودآگاه با تلفيق اين دو مفهوم (يعنی زن و وطن)يک زن ۴۰-۵۰ ساله مظلوم و رنج کشيده و شکسته در نظرم مجسم می شود...!

مام میهن آیا ؟!

زنی که خاطرات خوب اش، قديمی است، بسيار کلفتی وبدبختی و بيچارگی کشيده، ايران چندبار شوهر کرده، اما هنوز طعم خوشبختی کامل را نچشيده ، جالب اينجاست که موقع هر بار ازدواج (تغييرات سياسی -حکومتی) شوهر جديد کلی وعده خوب به ايران می دهد و برای مخ زنی بهتر،‌شوهر قبلی(دولت قبل!) را نفی می کند، ايران خانوم چندين و چند يتيم (استانها و قوميت ها )دارد! خيلی از جگرگوشه های ايران خانم را از او جدا کردند(افغانستان،‌بحرين، قفقاز و ...) منبع درآمد اصلی ايران يک ارثيه قديمی خدادادی است (نفت!)....ايران خانوم توی يک محله عجيب و خطرناک زندگی می کنه (خاورميانه)....اما چندی است که يک خبرهايی شده ! ....اوضاع داره عوض می شه...!

نظام سلطه آیا ؟!

ايران خانوم فهميد که  يک کرم جديد و عجيب به بازار آمده ...که می تواند جوانی و شادابی و غرور ايران خانوم را به او بازگرداند، اين کرم می تواند چين و چروک های غم و رنج و عقب ماندگی را برطرف کند،  ايران خانوم وصف اين کرم معجزه گر را از همسايه ها(پاکستان) شنيده و هرجوری بوده با هر بدبختی آن را خريد(از بازار سياه) ، جالب اينجاست که ايران خانوم تونسته اين کرم معجزه گر و عجيب و گرون رو خودش توی خونه اش درست کنه و بسازه،  اين کرم معجزه گر چيزی نيست، جز حق مسلم ما ،يعنی انرژی هسته ای ....!

چيزی که واقعا می تواند غرور آفرين و بازدارنده و ارتقاء بخش باشد، اين کرم جالب نه تنها چين و چروک های ايران خانوم را برطرف کند، بلکه می تواند در صورت استفاده بهينه -۳۰سال هم ايران را جوان کند(چيزی در مايه های آنجيلو جولی مثلا!) ، انرژی هسته ای ، صرف نظر از همه فوائد خود، می تواند يک ثبات (گمشده ايران در اين سالها) را به ايران ببخشد، ثبات از اين جهت که معادلات سياسی داخلی و خارجی را بطور کل دگرگون می کند.

ایران جوان دات کام+ مقداری ارفاق!

 ايران هسته ای ...قطعا يک گام به پيش است،هرجورکه حساب کنيد...برای کسانی که با تاريخ معاصر ايران آشنا باشند، خاطره اشغال ايران توسط متفقين در شهريور ۱۳۲۰ ، يکی از تلخ ترين و ذلت بار ترين مقاطع تاريخ ايران است،‌بهره مندی از انرژی هسته ای لااقل اين خوبی را دارد که اجازه نمی دهد آن خاطره تلخ به اين راحتی ها  تکرار شود...و اگر انرژی هسته ای  همين يک خوبی را هم داشته باشد، بايد و بايد و بايد به آن دست پيدا کرد.

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٥

یک هفته بعد از گزارش نهایی البرادعی-مارس 2006- پرونده ایران با بازیگردانی مستقیم ایالات متحده آمریکا به شورای امنیت فرستاده شد، اما این مساله آنگونه که مقامات آمریکایی می خواستند و فکر می کردند، "پایان کار" نبود، بلکه دیپلماسی شفاف با گزینه های "محدود و معلوم" پایان یافت و "دیپلماسی مبهم و تاریک" آغاز شد.

قفل سه هفته ای پرونده ایران در شورای امنیت و ناهماهنگی و مخالفت چین و روسیه با آمریکا در این زمینه، نشان داد پیچیدگی های نظام بین الملل بسیاربیبشتراز آن است که آمریکا بتواند با قدرت عریان و یکجانیه گرایی خود که از دوران جنگ سرد برجا مانده است، ایران هسته ای را از سر راه خود برداشته و مهار کنند، این ریسک بزرگ که  هر روز بر ابعاد آن افزوده می شود و شکل یک "قمار بزرگ" برای آمریکا پیدا کرده است ، از این جهت قابل تامل است که افکارعمومی جهان شاهد این مطلب است که آمریکا با همه توان به میدان مقابله و انزوای ایران آمده است و با عجله ای که آمریکا از خود نشان داده است، هر روز تاخیر و تعلل در این پرونده مستقیما حیثیت و پرستیژ بین المللی آمریکا را زیر سئوال می برد.

 اینکه آمریکایی ها مرتبا بر عامل "زمان" در حل موضوع هسته ای ایران اصرار دارند، درک همین موضوع و قماری بزرگی است که آنها امروز بدان دست زده اند.

به نظر می رسد توازن قوای نه چندان باثباتی بر موضوع هسته ای ایران بخصوص در معادلات منطقه ای آن سایه افکنده است آمریکا به شدت در پی برهم زدن آن است،  آزمایش غیرمنتظره موشک اتمی پاکستان(هاتف 2) تلاشی برای بهم زدن این توازن به ضرر ایران به چشم می آید، این آزمایش درست در اول فرودین 85 ، یعنی روزی که قرار است اعضای شورای امنیت برای چهارمین بار در مورد موضوع هسته ای ایران به گفتگو بنشینند، انجام شد.

درادامه تحرکات محافل نزدیک به آمریکا ، در روزهای گذشته شاهد آن بودیم که "سعود الفیصل"  وزیر امور خارجه عربستان درباره موضع کشورش در قبال فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران تصریح کرده بود: آنچه برای ما همیشه اهمیت داشته است، عاری بودن منطقه خاورمیانه از سلاحهای کشتار جمعی است و بارها ابراز امیدواری کردیم تا ایران به تلاشهای عربی و خلیجی(فارس) در مسیر عاری کردن منطقه از سلاحهای کشتار جمعی بپیوندد.

بی شک ارائه یک چشم انداز خطرناک از خاورمیانه هسته ای و درگیر منازعات و رقابت های اتمی در شرایط فعلی، بهترین کمک به استراتژی آمریکا است تا پرونده ایران را به سود خود در شورای امنیت، ورق و رقم بزند.

به همین خاطر در شرایط فعلی باید بازهم منتظر چالش آفرینی هایی ازقبیل آزمایش موشکی پاکستان -که عملا به برهم خوردن وضعیت فعلی به ضرر ایران منجرمی شود- بود.اقمار و متحدان آمریکا در منطقه خاورمیانه، ژنرال های ترکیه و حکومت های عربی حاشیه خلیج فارس، پاکستان، افغانستان و..هرلحظه آبستن حادثه ای خواهد بود تا آرامش و سکون منطقه را به نفع آمریکا و به ضرر ایران برهم بزند.

شدت گرفتن حرکات تروریستی در بلوچستان یا هر نقطه حساس و مرزی،  با این رویکرد که  فشار پرونده هسته ای را که به درون مرزهای جمهوری اسلامی بکشاند، می تواند کاملا به نفع آمریکا تفسیر شود.

از سوی دیگر، قفل شدن شورای امنیت در موضوع ایران به غرب به خوبی فهماند که "بازی با ایران"، یک بازی ساده و راحت و قاطع نیست، به نظر می رسد بخش هایی مهمی از تصمیم گیران در نظام سیاسی غرب  در حال چیدن مهره های خود بر اساس یک بازی فرسایشی طولانی با ایران هستند.

در مورد اختلاف نظر روسیه و چین با آمریکا و اروپا، نباید اسیر تحلیل های خوش باورانه بود، محور اختلافات بر سر زمان "مهلتی  " به ایران برای تعطیل کلیه فعالیت های هسته ای و پذیرش و تصویب پروتکل الحاقی داده خواهد شد، نگرانی روسیه و چین از اعمال فشار به ایران از این جهت است که اقدامات چکشی شورای امنیت باعث خروج ایران از N.P.T و قطع کلیه بازرسی ها شود و در نتیجه راه برای اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران، که با منافع چین و روسیه و چیدمان قدرت آنان در منطقه منافات دارد،  باز شود.

آمریکایی ها در این مقطع (توقف ایران و آمریکا در شورای امنیت)، به دنبال درگیرکردن ایران در جنگ روانی خود هستند، جان بولتون سفیر ایالات متحده در سازمان ملل سخن از ارسال یک به اصطلاح " پیام روشن" به ایران و دریافت عکس العمل ایران در مقابل این پیام زد، " بولتون" سفیرآمریکا ضمن اعلام انعطاف ازسوی کشورش درباره دادن زمان بیشتربه ایران گفت :تصور  نمی کنم  درباره اختصاص بیش از یک ماه برای این مسئله توافقی وجود داشته باشد، اما آمریکا در این زمینه تا حدودی انعطاف پذیر است. وی مدعی شد:"هدف اصلی در این نشست این است که ایرانی ها دراشتباهاتی که در 18 سال گذشته مرتکب شده اند ، تجدید نظر کنند ، بنابراین فکر می کنم ما هرچه زودتر این پیام را به آنها بفرستیم و هر چه زودتر پاسخ آنها را بشنویم ، بهتر خواهد بود."

حقیقت این است که پرونده فعالیت های هسته ای ایران از نظر قانونی وحقوقی درقامت "آژانس بین المللی انرژی اتمی" بوده و می باشد و اینک آمریکا و اروپا با به میان آوردن همه نیرو، توان و حیثیت وپرستیژ بین المللی خود واستفاده از همه برگهای برنده خود قصد دارند  آن را در " شورای امنیت سازمان ملل متحد" مطرح کنند.

 این بسترنامناسب و شکننده برای بررسی پرونده هسته ای ایران، باعث ایجاد چالش های جدید برای طرف غربی شد، اما عملا چیزی را برای  طرف ایرانی ، تغییر نداده است

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: