...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٥

مقدمه: اين مطلب را در ۲۷ اسفند ۸۲ با عنوان آبادگران، عبور از هاشمی از راست،  بعد از پيروزی آبادگران در انتخابات مجلس هفتم، نوشتم که در سايت بازتاب  و روزنامه اعتماد، منتشر شد و در بازتاب ، شخصی با نام باقری- که به نظر می رسيد از کله گنده های بازتاب باشد- آن را نقد کرد که در انتهای مطلب، اين نقد هم آمده است، گاهی وقتها مرور به گذشته لازم است، چون بهرحال از اون بالا کفتر می يايه !

***

با كمي تسامح و عواميت! مي توان چرخه معنايي انتخابات مختلف را در شرايط فعلي چنين تفسير كرد: برنده و پيروز انتخابات شوراها برنده انتخابات مجلس خواهد بود و برنده مجلس، كرسي رياست جمهوري را به دست خواهند آورد!

نتايج انتخابات هفتم مجلس شوراي اسلامي و شوراها كه حاكي از پيروزي قابل توجه، طيف نوظهور موسوم به «آبادگران ايران اسلامي» بود تاكنون از زاوياي مختلف و متنوعي تحليل شده است ولي به نظر مي رسد در تحليل اين نتايج و آن پيروزي بي سروصدا و ظهور راست جديد از وجه مهم و قابل تاملي چشم پوشي يا غفلت شده باشد، وجه مهمي كه مي تواند سرنخي جالب از چشم انداز فضاي آتي سياسي جامعه نشان دهد.

واقعيت اين است كه پس از ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي، مسؤولان اجرايي و درجه يك نظام براي اداره كشور و حفظ ميراث انقلابي رهبر فقيد انقلاب با دشواري هاي خاصي روبرو بودند ، از يك طرف فقدان و خلاء شخصيت خاص و فره ايزدي امام خميني كه هميشه نظر و اشاره نهايي ايشان ، فصل الخطاب اختلافات و مناقشات جناحي و سياسي بود و از يك طرف شرايط نامناسب كشور پس از پايان جنگ مزيد بر علت شد، نكته مهمي كه نبايد در تحليل اين دوران فراموش كرد، بروز نوعي «خستگي و فرسايش سياسي» در فضاي كشور بود كه به پيچيدگي مشكلات افزوده بود، مناقشات و اختلافات ريشه داري كه مدت كوتاهي بعد از يكدست شدن ساخت قدرت سياسي و حذف آخرين جريان ليبرال مزاحم يعني بني صدر (1360) با تشكيل دولت ميرحسين موسوي و رياست جمهوري آيت الله خامنه اي ، نطفه اش بسته شد به مدت 8 سال در سطوح مختلف اقتصادي و سياسي و بين مدافعان سنتي انقلاب و معتقدان انقلابي و نيمه مدرن ادامه داشت .

 در چنين شرايطي بود كه نخبگان درون نظام از هر دو جناح (بجز معدودي از راديكالهاي خط امامي) براي اداره امور، حول محور شخصيت عملگرا ي هاشمي رفسنجاني جمع شدند، علاوه بر جناح هاي سياسي ، در بين طيف هاي مختلف روحانيت و پايگاه هاي سنتي آن نظير حوزه ها و مراجع و...، هاشمي، نه تنها مخالف معروف و استخوان داري نداشت بلكه هاشمي را مي توان منبع اصلي تغذيه تحليل سياسي بين طيف وسيعي از روحانيون دانست (اين نقش ويژه را به خوبي مي توان در مجلس خبرگان مشاهده كرد)

هاشمی در حال لب گزیدن!

در بين اپوزسيون و روشنفكران هم كساني بودند كه با خوشبيني به هاشمي مي نگريستند، اين اجماع وقتي كامل شد كه حمايت كامل آيت الله خامنه اي از هاشمي و خصوصا تحريم شرعي تضعيف دولت هاشمي از سوي ايشان، را به اين مجموعه اضافه كنيم در اين دوره در حقيقت نفوذ و اثرگذاري جناح هاي سياسي تحت الشعاع برنامه ها و بينش اجرايي دولت هاشمي رفسنجاني كه موقعيت استثنايي و خاصي پيدا كرده بود ، قرار گرفت، كابينه اي كه به قول خود او، كابينه اي كاري و غيرسياسي بود.هرچند اين ماه عسل تا اوايل دوره دوم رياست جمهوري هاشمي بيشتر طول نكشيد و كم كم مخالفت ها و اختلافات جناحين و بيشتر جناح راست كه اكثريت مجلس چهارم را نيز با خود همراه داشت با هاشمي در قالب عدم راي اعتماد به وزاري اقتصادي هاشمي و پاره اي اختلافات كه منجر به خروج خاتمي و معين و نوري از كابينه شد ادامه يافت.

 حتي هاشمي سعي نمود با تشكيل كارگزاران سازندگي به نوعي جناح و جريان سومي در كشور به وجود آورد كه ادامه دهنده و ميراث دار فعاليت هاي او باشد، جهش كارگزاران در انتخابات مجلس پنجم و موفقيت نسبي آنها ، اختلاف بين جناح راست و هاشمي را پررنگ تر كرد.وقوع دوم خرداد به كلي نقش سنتي و مهم هاشمي را دچار تغيير و چالش نمود. از يك طرف هاشمي نگاهي بسيار محتاط و در عين حال ملايم به خاتمي داشت و كارگزاران نيز از مدافعين خاتمي بودند و از سوي ديگر هاشمي هنوز جايگاه مهم و قابل توجهي در بين روحانيت سياسي و بخش هاي از جناح راست داشت و با اين حال خط مشي محتاطانه و محافظه كارانه هاشمي هر دو طيف را به اين فكر «عبور از هاشمي» واداشت. كما اينكه ديديم بخشي از جريان دوم خرداد در آستانه انتخابات مجلس ششم، حملات وسيع و تندي عليه هاشمي انجام داد. اما جناح راست پروژه عبور از هاشمي را به اين زودي ها محقق نكرد!

ظهور وقدرت گيري نيروهايي مثل جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب، باعث شد پروسه جدايي و شكاف بين هاشمي و جناح راست به تاخير بيفتد و حتي هاشمي با اصرار بزرگان جناح محافظه كار به ميدان انتخابات مجلس ششم هم پا بگذارد. در واقع مي توان از انتخابات مجلس ششم به عنوان آخرين پرده همسويي و ائتلاف جناح راست با هاشمي رفسنجاني نام برد

از اين تاريخ به بعد ، ايدئولوگ هاي جناح راست با درس گيري از گذشته ، به فكر استراتژي ديگري افتادند كه نتايج نسبتا موفقيت آميز انتخابات شوراهاي دوم و مجلس هفتم را مي توان از ثمرات به بار نشستن اين استراتژي جديد جريان راست دانست .

پديده قابل توجهي كه مي توان به آن اشاره كرد و در اين ميان اثر فوق العاده اي بر تحولات سياسي انتخابات مجلس هفتم گذاشت اين بود كه بعد از گذشت حدود 10 سال از رهبري آيت الله خامنه اي، طيف جديدي از نخبگان درون نظام كه مستقيماً با ايشان در رابطه بودند در عرصه هاي متنوعي از آرايش سياسي جامعه جاي گرفتند...(علي لاريجاني بارزترين مثال اين طيف جديد است) امري كه باعث شد كفه وزانت و اثر گذاري هاشمي رفسنجاني، ناخودآگاه كاهش يابد.

در واقع مي توان به بيان ديگر اين گونه تحليل كرد كه تحولات و بحران هايي كه از اوايل سال 78 يعني از جريان كوي دانشگاه به وقوع پيوست، با كمترين سطح دخالت و رايزني هاشمي رفسنجاني روي داد. اين مدعا وقتي بيشتر مقبول مي افتد كه سطح رايزني ها و اثرگذاري هاي هاشمي قبل از اين دوران (دهه اول و نيمه دهه دوم حيات نظام جمهوري اسلامي) را با اين دوره مقايسه كنيم .در حقيقت تشكيل طيف آبادگران ايران اسلامي (كه تشابه اسمي خاص و قابل تاملي با عنوان كارگزاران سازندگي دارند) را مي توان محصول ائتلاف اين دو طيف در غياب هاشمي رفسنجاني و با نگاه «بي نيازشدن و عبور از هاشمي» دانست.

احمدی نژاد ...محصول عبور نظام از هاشمی

تاكيد بر هاشمي در اين نوشتار و تحليل شرايط بر مدار هاشمي ناشي از بزرگ بيني و افراط نيست بلكه بر اين نكته استوار است كه همواره تاريخ انقلاب اسلامي و تحولات آن بدون در نظر گرفتن نقش هاشمي، ميسر نبوده است و امروز كه اين نقش و اثرگذاري به نقطه حساس و قابل تاملي رسيده است ، مي توان با نگاه به اين معيار شرايط را بهتر درك كرد.به اختصار مي توان گفت اين ائتلاف نوظهور از هاشمي عملگرايي را آموخت و ازتحولات دوم خرداد، شعارها و عناوين جذاب را.

 اكنون نيز كه فضاي انتخابات رياست جمهوري آتي بر تحولات و آرايش سياسي گروهها و جناحهاي مختلف سايه انداخته است، همانطور كه محمدرضا باهنر يكي از تئوريسين هاي اين جريان نوظهور بدان اشاره كرد، مهمترين دغدغه اين طيف كسب كرسي رياست جمهوري نهم است. آيا نقش كاهنده هاشمي در تحولات سياسي ادامه خواهد يافت يا خير؟ آيا ائتلاف نوظهور جريان راست مثل جبهه دوم خرداد دچار انشعاب و چنددستگي خواهد شد؟ نقش و تاثير جريانات دوم خردادي مثل جبهه مشاركت يا سازمان مجاهدين انقلاب در اين ميان چه خواهد بود؟ انتخابات رياست جمهوري آينده بي شك نقطه حساس اين رقابت ديرينه و تاريخي خواهد بود.

***

نقد مطلب( باقري ):

در رابطه با اين يادداشت چند نكته به اين شرح به ذهن مي رسد.1- نويسنده محترم در ابتداي اين يادداشت صريحا به اين مطلب اشاره كرده اند كه " با كمي تسامح و عواميت" مي توان چرخه معنايي انتخابات را اين گونه تفسير كرد : برنده انتخابات شوراها و مجلس هفتم كرسي رياست جمهوري را به دست خواهد آورد.

اين در حالي است كه مسير و جهت گيري مطالب نوشته شده در اين يادداشت در واقع تاييد و به عبارت بهتر تاكيد مضاعف نويسنده بر همين عوام گرايي است. لذا به نظر مي رسد طليعه مطالب ايشان با پايان نوشتارشان هيچ تناسبي ندارد. و صرف چند پرسش استفهامي نمي تواند اين نارسايي را پوشش دهد. 2- اساسا در خصوص مسايل مربوط به انتخابات اخير و گمانه هايي كه براي آينده انتخابات رياست جمهوري مطرح شده مسايل بسيار كلان تري را بايد در نظر گرفت. و تاكيد بيش از اندازه بر نقش آبادگران در اين زمينه بيشتر بر فرعيات ناظر است. و سطح تحليل را به ميزان زيادي تنزل مي بخشد.

در انتخابات آينده از هم اكنون تحقق 2 گزينه اصلي اجتناب ناپذير است و در واقع كيفيت اجراي همين دو گزينه است كه موءلفه هاي بعدي را قوام مي بخشد. انتخابات رياست جمهوري اساسا از جهات زيادي با انتخابات مجلس و شوراها تفاوت دارد كه يكي از وجوه اين تفاوت ميزان استقبال و حضور مردم در اين انتخابات است. در اين رابطه غالبا ميزان شركت مردم در انتخابات مجلس به دليل رقابت اقوام و طايفه ها و ساير مسايل منطقه اي از شور و گستردگي بيشتري برخوردار است در حاليكه انتخابات رياست جمهوري فاقد چنين پتانسيلي است و تاريخ انتخابات كشور نشان داده كه همواره ميزان حضور مردم در انتخابات مجلس به مراتب بيشتر از رياست جمهوري بوده است.

عکس تزیینی است!

با اين مقدمه كوتاه و نظر به اينكه در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي قريب 50 در صد از مردم در انتخابات شركت نكردند؛ لذا اين ظن غالب از هم اكنون وجود خواهد داشت كه اين مسئله احتمالا با درصدي افزايش بار ديگر تكرار خواهد شد و اين مسئله اي است كه با قاطعيت مي توان گفت بسياري از سران گروهها و جناحهاي سياسي از آن اطلاع دارند. در چنين شرايطي در نظر گرفتن دو موضوع اهميت زيادي دارد.

1- جتاح چپ با پيش رو قرار دادن كارنامه خاتمي و موانع پيش روي وي كه آراي قاطبه ملت پشتوانه شخصيت وي بود بسيار بعيد به نظر مي رسد كه كانديداي مطرحي را بتواند قانع نمايد كه ريسك شركت در انتخابات را قبول نمايد. به عبارتي خيلي مضحك و بي معنا خواهد بود فردي از جناح چپ بخواهد با چنين شرايطي وارد عرصه انتخابات شود و چندي بعد فرياد بر آورد كه او از اختيار كافي براي اجراي مسئوليت محوله و ... برخوردار نيست مگر اينكه شاهد يك دگرديسي سياسي از سوي اين جناح باشيم كه شواهد موجود در حال حاضر چنين رويكردي را نشان نمي دهد.

 2- در چنين فضايي از هم اكنون مشخص است كه برنده انتخابات صرف نظر از هر نامي كه متوجه آن باشد چه گروهي است. اما بايد در اين ميان به نكاتي توجه شود. در واقع پيروزي آباد گران هيچگاه به معناي پيروزي جناح محافظه كاران و همچنين خط مقابل هاشمي نيست. در حال حاضر نفر اول انتخابات تهران بيش از 800 هزار راي كسب نمود كه اگر اين آمار را با لحاظ نمودن افزايش جمعيت به نسبت 4 سال پيش مقايسه نماييم متوجه مي شويم كه آراي آقاي حداد عادل با آراي آقاي هاشمي كه در آن تاريخ توانست بيش از 700 هزار راي كسب نمايد؛ تفاوت معنا داري نشان نمي دهد و اين به آن معنا است كه جايگاه محافظه كاران ثابت باقي مانده است. مظافا به اينكه راقم اين سطور اعتقاد ندارد هاشمي متعلق به اردوگاه محافظه كاران است و در ان تاريخ نيز مسايل ديگري در كاهش آراي وي مدخليت داشت. به اين ترتيب عليرغم اين شائبه قوي كه آبادگران قصد دور زدن هاشمي و عبور از وي را دارند نه تنها در حال حاضر خيلي زود به نظر مي رسد بلكه آينده ثابت خواهد كرد كه رييس جمهور آينده بايد بيش از هر زمان ديگري يك پراگماتيست واقعي باشد. چندان دور از ذهن نيست كه محافظه كاران تا چه اندازه داراي يك شخص عملگرا در قامت ريس جمهور هستند. مضافا به اينكه كسان زيادي در معادلات آينده انتخاب كانديداي رياست جمهوري بايد دين خود را ادا نمايند.

آخرنوشت:چه خوب می شد اگر پرشين بلاگ مهربون يک قالبی مخصوص اين نوشته های بلند و طولانی طراحی می کرد تا فقط يک ليد از مطلب ديده شود و ادامه مطلب با يک کليک ديگر ديده شود، ويرايشگر پرشين بلاگ ، سوتيتر هم ندارد که اگر داشت خيلی بهتر می شد.

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٧ تیر ۱۳۸٥

خودکشی ! بدون هماهنگی با بوقی

«آفيش» دعوت نامه ای است که ارگانها و نهادها برای دعوت از خبرنگاران به خبرگزاری ها و ..فکس می کنند و می فرستند، امروز صبح هنوز از خوردن چای صبحگاهی فارغ نشده بوديم که يک آفيش جالب آمد: دعوت به خودکشی يک همکار روزنامه نگار(سردبير يک نشريه)‌ساعت ۴ امروز، هفتم تير...اونم توی يه برج در خيابان گاندی!

خودکشی با کمال قدرت! اسامی را سیاه کرده ام!

...با بلعيدن چند قرص سيانور به زندگی خودم خاتمه می دهم، اين اقدام شجاعانه(!) از موضع قدرت صورت می گيرد،‌ از مراسم فيلمبرداری هم خواهد شد،حضور يا عدم حضور هريک از شما عزيزان مانع اين اقدام نخواهد شد!(فکر کرده که مجلس ختم است!) از همه جالب تر برای رفع هرگونه سوءتفاهم در پايان اين دعوت نامه تاکيد کرده است که به هيچ وجه قصد تضعيف نظام را ندارد و به همين منظور فقط خبرنگاران داخلی را برای حضور در ضيافت مرگ! دعوت کرده است !

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٦ تیر ۱۳۸٥

نقش ژن در شکل گیری شخصیت شهید بهشتی ! چقدر

-نقش ژن!

لنت ترمز !

لنت ترمز!

مسواک

مسواک!

انرژی مثبت پراکنی

انرژی مثبت پراکنی!

خونه شما توی اتریش چند متر بود؟

خانه اتريش شما چند متر بود؟

سفير شاهنشاهی و مديران نظام!(توضيح: روزنامه جمهوری اسلامی خيلی با هاشمی مهربون است!)

زن بنی صدر !

چاقوی کمونيست ها و نديدن زن بنی صدر!

بهره گیری از سیره شهید بهشتی در خصوص استفاده افراطی از موبایل!

 مبارزه با فرهنگ غلط استفاده از تلفن همراه با استفاده از سيره شهيد بهشتی

-کليه مطالب بالا از ويژه نامه روزنامه جمهوری اسلامی برای سالروز هفت تير در مصاحبه با آقايان علی جنتی و اژه ای -داماد شهيد بهشتی-استخراج شده است. يه ضرب المثل سوئدی-آلمانی(آخه گوينده ضرب المثل دو رگه بوده!) هست که می گه: گاهی مصاحبه کننده خيلی باحال تر از مصاحبه شونده است!

هرکی با آمریکا حرف بزنه، طوفان می یاد جیزش می کنه!

اينم به عنوان حسن ختام از روزنامه کيهان: تلفيق ماهرانه تيتر(هيچ خيری در مذاکره با آمريکا نيست) با عکس طوفان در اوهايو: فلذا نتيجه می گيريم: هرکی با آمريکا حرف بزنه، طوفان می ياد ،‌جيزش می کنه! اگر هم طوفان نياد، بالاخره يه جوری جيز می شه!

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٥ تیر ۱۳۸٥

جعفری در گفت و گو با خبرنگار سیاسی "مهر" (يعنی همون من!)در پاسخ به سئوالی درباره حوزه تحت مسئولیت خود اظهار داشت: وظیفه ما این است که موضوع امنیت داخلی را از نگاه امنیت ملی پیگیری و رصد  کنیم، یعنی  آن چیزی را که بر امنیت ملی تاثیر گذار است.

وی افزود: ممکن است یک اتفاق در گوشه ای از کشور رخ دهد اما از نظر امنیت داخلی تاثیری بر امنیت ملی نگذارد، در این موارد دستگاههای مربوطه کار خودشان را پیگیری می کنند ولی ما به آن بخش از حوادث که بر امنیت ملی تاثر می گذارد، کار می کنیم.

وی تاکید کرد: کار معاونت امنیت داخل شورای عالی امنیت ملی  اجرایی نیست، اینجا با استفاده از دستگاههای موجود سیاست تعیین می کنیم، نظارت می کنیم و پیگیری می کنیم، یعنی حوزه موضوعات متنوع است.

خبرنگار "مهر" از معاون امنیت داخلی شورای عالی امنیت ملی  پرسید :"چرا هر مساله ای در جامعه به سرعت به مساله امنیت ملی تبدیل می شود؟ اتقاق خوبی است یا نه؟ آیا وجود انباشت حساسیت در جامعه  باعث می شود با کوچکترین جرقه ای، هر مساله کوچکی به مساله امنیت ملی تبدیل شود؟"

 جعفری  پاسخ داد:" ممکن است بعضی از مسائل در ظاهر کوچک  باشند اما از نظرکیفی تاثیر زیادی بر امنیت ملی بگذارند، در  بعضی از مواقع "رفتار و خطای رسانه ها"  یا بعضی از مسئولین به نحوه ای است باعث می شود یک مساله ساده  به مساله "امنیت ملی"  تبدیل شود. به عنوان مثال در"حادثه جاده بم- کرمان"، واقعیت این بود که در سطح امنیت ملی نبود، البته  به این معنا نبست که شهادت چند نفر از مردم، حادثه کوچکی است، هرآسیبی که به مردم برسد، بزرگ و مهم است، اما این به آن معنا نیست که هر حادثه ای که رخ دهد، الزاما تبدیل به مساله امنیت ملی شود.

حادثه تروریستی جاده بم-کرمان

معاون امنیت داخلی شورای عالی امنیت ملی درمورد حادثه تروریستی " بم " اظهار داشت : اما در قضییه حادثه تروریستی بم- کرمان رسانه ها و بعضی از مسئولین خوب عمل نکردند، طوری که خیلی ها در سراسر کشور فکر کردند که در شرق کشور، نا امنی های گسترده ای وجود دارد، در حالی که چنین مساله ای نبود، بهترین شاهد خود مردم مردم منطقه هستند که شاهد امنیت موجود منطقه هستند.

وی افزود: " یا مثلا یک شروربه اتفاق چند نفر نا امنی های مختصری را با استفاده از شرایط خاص جغرافیایی درمنطقه سیستان و همجواری با پاکستان سوء استفاده می کنند، بعضی از رسانه ها چنان به این موضوع پرداختند که گویی یک فرد قدرتمند با یک ارتش بزرگ در منطقه حضور دارد.این خطای کار رسانه ای است که به امنیت ملی ما لطمه می زند".

جعفری ناکید کرد: با توجه به اقتداری که نظام دارد، طبعا این حوادث نمی تواند به امنیت ملی ضربه بزند و کسانی که فکرمی کنند این حوادث به امنیت ملی جمهوری اسلامی ضربه می زند، نسبت به قدرت جمهوری اسلامی شناخت ندارند، یا ازمقوله امنیت ملی اطلاعی ندارند.

حوادث آذربایجان

جعفری در مورد وقایع آذربایجان نیز گفت : هرنوع حرکتی که جنبه توهین و تحقیر داشته باشد، علیه هرکسی مردود است، مردم آذربایجان و آذری زبان حق بسیار بزرگی هم بر تشیع و هم بر ایران دارند، در دوره صفویه بود که تشیع ، مذهب رسمی کشور شد و اولین بار بعد از اسلام، یک دولت ملی درایران پا گرفت، اینها را همه مدیون آذربایجان هستیم.، مردم آذربایجان حق داشتند اعتراض کنند،البته طبق معمول یک سری عناصر مشکوک درداخل و خارج تلاش کردند که سوء استفاده کنند اما دیدیم که آگاهی و بصیرت مردم این مناطق به دشمن اجازه سوء استفاده را نداد

خطای رسانه ای

جعفری در مورد پدیده "خطای رسانه ای" و آزادی مطبوعات و رسانه ها نیز گفت: در اینکه مطبوعات آزاد هستند تردیدی وجود ندارد، اما باید رسانه های ما به این حد از رشد و بلوغ سیاسی برسند که موضوعات را در حد خودشان ببیند ، اطلاع رسانی یک مساله است و بزرگ نمایی مساله دیگر، اطلاع رسانی حق مردم است اما اگر موضوعات بی جهت بزرگ شود، از آزادی سوء استفاده شده است.

مواضع آمریکا در قبال ایران

معاون امنیت داخلی شورای عالی امنیت ملی در مورد اهداف اصلی آمریکا در مساله هسته ای کشورمان گفت : آمریکا از تعقیب مساله هسته ای ، هدف سیاسی دارد، وقتی براساس گزارش آژانس 5 کشور اتمی دنیا، 27 هزار بمب اتمی دارند و اسرائیل به تنهای 200 کلاهک اتمی دارد، از این بمب ها نمی ترسند، فرض کنیم ایران بمب هم بسازد، چند سال طول می کشد تا به بمب های اسرائیل برسد، مساله بمب اتم هم نیست، آنها یقین دارند که درسیاست دفاعی ایران، بمب اتم جایگاهی ندارد، واقعیت این است که آمریکا قصد مهارقدرت فزاینده ایران را دارد و موضوع هسته ای یک بهانه برای پیگیری این هدف استراتژیک آمریکا است.

جعفری خاطرنشان کرد: در موضوع هسته ای ، آمریکا تاکنون موفق نبوده و برعکس ایران پیشرفت زیادی در دیپلماسی داشته است

جعفری در مورد طعمه قرار دادن نیروهای اپوزسیون ایرانی توسط آمریکا و کمک مالی به این گروهها گفت: طبیعی است که آمریکا برای جهت دهی به افکارعمومی داخلی و خارجی ، نیازمند سرمایه گذاری تبلیغاتی روی افراد مخالف و یا نا آگاه ایرانی است و برای اینکه بتواند افکار عمومی دنیا را علیه جمهوری اسلامی بشوراند، از این افراد ستفاده کند، کما اینکه  در بعضی از کشورهای همسایه و منطقه چنین تحرکاتی دیده می شود.

وی در مورد کمک مالی ایالات متحده به گروههای اپوزسیون گفت: این مساله در حقیقت به شبکه ای که در آمریکا وجود دارد، باز می گردد، نکته جالب این بود که آمریکا مدعی است که 320 میلیارد دلار در عراق - بعد از سقوط صدام- خرج کرده است، ولی شاید فقط 60 میلیارد دلاردرعراق خرج شد، اینکه بقیه این پول چه شد، مساله ای مبهم و قابل تامل  است، این پول در اختیار شرکتها و شبکه های سیاسی - نظامی- امنیتی آمریکایی قرار گرفته است، سوء استفاده های زیادی هم انجام شد، من  فکر می کنم موضوع 75 ملیون دلار یک بده بستان سیاسی - مالی میان سران ضد انقلاب ایرانی و برخی مقامات آمریکایی باشد که بتوانند این پولها را به دست بیاورند.

عدم موفقیت غرب در انتقال فشار پرونده هسته ای به داخل مرزها

معاون امنیت داخلی شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به سئوال دیگر خبرنگار "مهر" در مورد دلایل عدم موفقیت غرب و آمریکا در انتقال فشار بیرونی بحران هسته ای به داخل مرزها، گفت: ملت ایران جزو یکی از باهوش ترین ملل دنیا است، ملت ایران سریعا مصالح و منافع خودش را تشخیص می دهد، از طرفی زمانه هم تغییر کرده است. امروز زمان قاجار و رضاخان نیست که مردم خواب  آلوده باشند، مردم ایران مصلحت خودشان را می فهمند، خیلی ها ازجریانات سیاسی در موضوع هسته ای سعی کرده و می کنند مردم را بترساند و به تخدیر سوق دهند، اما ملت با هوشیاری کار را بر آنها سخت کرده و تحلیل های آنان به بن بست رسیده است و دلیل سردرگمی آنها و خارجی ها هم همین بیداری مردم است.

جعفری تاکید کرد: " نظام جمهوری اسلامی یک نظام پیچیده و البته کاملا مردمی است، از مدل نظام هایی نیست که تصمیمات مهم را پشت در بسته بگیرد، نظام، پیشرفت ها و مشکلات را صادقانه به مردم می گوید، نمونه عالی آن در جنگ بود ، ما زمانی در جنگ موفق شدیم که جنگ "مردمی" شد، الان هم همان تجربه را در موضوع هسته ای داریم. در دوره اول جنگ، بنی صدر اجازه مردمی شدن جنگ را نمی داد و جنگ را صرفا موضوعی نظامی و مربوط به مقامات عالی کشور و نیروهای نظامی می دانست و تفکر کلاسیک داشت، اما با کنار رفتن بنی صدر، جنگ مردمی شد وسرزمین های ما آزاد شد، واقعیت این است که آمریکا با چند نفر از مقامات ایران طرف نیست، بلکه با ملت ایران طرف است، این از پیروزی های جمهوری اسلامی است.

سفرهای استانی و پیامدهای درازمدت امنیتی

معاون امنیت داخلی شورای عالی امنیت ملی کشورمان در پاسخ به این سئوال که آیا ممکن است "سفرهای استانی" در دراز مدت با افزایش سطح توقعات و انتظارات، پیامدهای نامطلوب امنیتی داشته باشد، گفت: در این سالهای بعد از انقلاب اسلامی ، دولتهایی که کمتر در میان مردم حضور پیدا کردند، آیا با حرفها و عده هایی که دادند، سطح توقعات و انتظارات را بالا نبردند؟ مساله این نیست که سطح انتظارات مردم با حضور دولت در استانها بالا می رود، می توان درتهران هم حرفهایی زد که سطح انتظارات مردم رابالا ببرد، مساله این است که دولت باید موضوعات را در حدی مطرح کند که قدرت انجام دادنش را داشته باشد.

جعفری در ادامه به تشریح دیگر ابعاد سفرهای استانی پرداخت و گفت: سفرهای استانی دولت موجب همدلی مردم می شود و الان سفرهای استانی برای رهبران منطقه الگو می شود، شما الان نگاه می کنید که ملک عبدالله، پادشاه عربستان از مناطق مختلف عربستان بازدید می کند، درحالی که این سنت قبلا درعربستان سعودی وجود نداشت، درسفرهای مختلفی به کشورهای دنیا داریم، دیده ایم که این حرکت رئیس جمهور ایران مورد توجه مقامات بالا کشورهایی آسیایی حتی غربی قرار گرفته است، حرکت سفرهای استانی تاکنون بسیارموفق بوده است و در جهت همدلی بین مردم و مسئولین نظام موثر بوده است.

تنگ شدن حلقه خودی ها

خبرنگار "مهر" از جعفری در مورد سخنان اخیر وزیر اطلاعات که نسبت به "تنگ شدن حلقه خودی ها" ابراز نگرانی کرده بود، سئوال کرد و او پاسخ داد : واقعیت این است که طی سالهای گذشته و در دوره های مختلف، با نیروهای وفادار به انقلاب و نظام برخورد جناحی بسیار بسته ای شده است، و این به ضرر کشور است . ولی به نظر می رسد در شرایط فعلی اکثر نخبگان به این نتیجه رسیده اند اولا کشور مستقل اداره می شود و قدرتهای خارجی دخالتی درکشورما ندارند و ایران آزادترین کشورخاورمیانه  است و سوم اینکه عزم و اراده مسئولین جمهوری اسلامی برخدمت برای مردم است، مجموعه این عوامل باعث می شود که شرایط برای بازترشدن حلقه خودی ها مناسب و مساعد باشد.

جعفری با اشاره به خصوصیات نظام جمهوری اسلامی ، گفت: اگر امروز جمهوری اسلامی ، به عنوان یک حکومت دینی بر "نقش مذهب" تاکید می کند ، این مساله امروز به یک گفتمان جهانی تبدیل شده است  و کاملا جدی است و مترقی بودن حرکت نظام را نشان می دهد، البته اختلاف نظر در مورد برنامه ها طبیعی و قابل قبول است، تعداد بسیار کمی هستند که اصل نظام را قبول ندارد و دل در گروی بیگانگان دارند، اما چنانچه رهبر معظم انقلاب گفتند همه کسانی که به قانون اساسی پای بند هستند و هدفشان پیشرفت کشور است،راه و عرصه برایشان باز است.

تعدد دستگاههای اطلاعاتی

معاون امنیت داخلی شورای عالی امنیت ملی کشورمان در مورد تعدد دستگاههای اطلاعاتی در کشور هم گفت : " قطعا وجود دستگاههای اطلاعاتی متعدد، مفید است، در اکثر کشورهای جهان چنین چیزی وجود دارد، تعدد مشکل نیست، مهم این است که تعدد برای تکمیل باشد و یکدیگر را اصطلاحا "پوشش" دهند و تعدد برای تعارض نباشد و همدیگر را خنثی نکنند، مثل وجود ارتش  و سپاه به عنوان دو واحد نظامی مستقل که مکمل یکدیگر هستند. 

تحلیل آخرین وضعیت پرونده هسته ای

وی در پایان این گفت و گو به تشریح و تحلیل موضوع هسته ای کشورمان پرداخت و گفت: در دور قبل که ایران با سه کشور اروپایی مذاکره کرد، ایران حداکثر صداقت را از خود نشان داد و اروپا حداکثر خدعه و فریب را به کار گرفت و نتیجه آن شد که مذاکرات به بن بست رسید، ولی در دور جدید یعنی در ده ماه گذشته، سیاست ایران استفاده از دیپلماسی فعال منطقه ای و جهانی و توجیه افکار عمومی و تحت فشار قرار دادن غرب، برای نشان دادن صداقت و حسن نیت خودشان بود، نکته دیگر اینکه در دور اول مذاکرات، ایران در زمینی که حریف تعریف کرده بود، بازی می کرد، ولی در دور دوم، ایران حریف را مجبور کرد که در مکان و زمانی که ایران تعیین کرده بود، بازی کند.

وی تاکید کرد: آمریکایی ها حداکثر تلاش خود را بکار گرفتند که پرونده ایران را به شورای امنیت ببرند که البته بردند اما دیپلماسی فعال ایران موجب شد که آنان نتوانند پرونده ایران را در درون شورای امنیت عملیاتی کنند وقطعنامه بگیرند و عملا آنها مجبور شدند به زمینی برگردند که ایران تعیین کرده بود و ارائه این بسته جدید هسته ای هم نشانه ای از همین مساله بود.

جعفری درپایان افزود:" این ایران بود که مذاکره و گفت و گو را به آمریکا تحمیل کرد، آمریکا می خواست مسئولیت نپذیرد ، ولی بخاطر سیاست زیرکانه ایران، مجبور شد که مسئولیت بپذیرد و هزینه این مسئولت را هم پرداخت کند، در دوران جنگ هشت ساله هم پرونده ایران در شورای امنیت بود، اما قطعنامه 598 زمانی صادر شد که نیروهای ایرانی به پشت دروازه های بصره رسیدند، الان هم می گوییم اگر آمریکا فکر می کند می تواند پرونده ایران را در هرمکان و زمانی که خودش می خواهد به نتیجه برساند، بداند که سخت در اشتباه است، ایران در تعیین مکان و زمان نقش اول را خواهد داشت.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: