...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٥

احمدی نژاد در هواپیما،

يکی از نشانه های پيری افتادن به وادی خاطره گفتن است! فکر نمی کردم اينقدر زود به وادی خاطره گويی بيفتم، امروز که آرشيو عکسهايم را نگاه می کردم شده بودم مثل پدربزرگها! هر عکس يک خاطره! فقط حيف که نوه ندارم وگرنه مخش رو تيليت می کردم هرروز با اين عکسها و خاطره ها! راستی نمی شه آدم نوه داشته باشه بدون اينکه زن بگيره؟!

اين عکس بالايی که مشاهده می کنيد مربوط است به اواسط ارديبهشت ۸۴ زمانی که دکتر محمود احمدی نژاد، شهردار وقت تهران برای سفر تبليغاتی قصد عزيمت به کرمانشاه را کرده بود،‌ موقعی که هواپيما فرود آمد و هنوز درهايش باز نشده بود، من که به عنوان خبرنگار ، همراه دکتر و همراهان بودم، بلند شدم و رفتم تا از احمدی نژاد عکس بگيرم، اين عکس بالايي را گرفتم ...چند لحظه بعد به قول قديمی ها! دستی سنگين! بر شانه ام نشست...: ((آقای دکتر گفتند چون صندلی های عقب هواپيما خالی است، جوری عکس نگيريد که فکر کنند من هواپيمای اختصاصی گرفته ام! چون اين روزها می گويند دکتر برای مسافرت هايش هواپيما کرايه می کند )) اين را يکی از همراهان دکتر به من گفت!

استیشن احمدی نژادی و جوانی که از روی شیشه احمدی نژاد را می بوسد

خبرنگارانی که با دکتر احمدی نژاد-قبل از انتخابات- به سفر رفته بودند، می دانند که آن روزها استيشن هم جزو لاينکفی از مسافرت ها و  مسائل حاشيه ای دکتر بود(عکس بالا) استيشن مخصوص در آن روزها ، چيزی مثل کاپشن احمدی نژاد بود!

به جای ماشين سواری و ...هميشه يک استيشن تويوتا يا هيوندايی کار نقل و انتقال احمدی نژاد و همراهان را بر عهده داشت و اين اصلا اتفاقی نبود... در همه سفرها اين مساله وجود داشت، من بعدها دليل ساده اما هوشمندانه اين کار را حدس زدم: مردم از استيشن تلقی اشرافيت و تجمل ندارند! در اين عکس که در سفر به استان چهار محال بختياری گرفتم،‌ جوانی از روی شيشه استيشن ،‌ احمدی نژاد را می بوسد...باور نمی کنيد که چه درخواست ها و سئوالاتی از احمدی نژاد می شد،  آقا زمان قضای نماز مغرب کی هست؟! برای ما يه هرز يا دعا می نويسيد؟ آقا اصولگرايان کی به وحدت می رسند؟ که احمدی نژاد هميشه در جواب اين سئوال آخر با اطمينان می گفت: مطمئن باشيد که انشاءالله دولت آينده، دولت اصولگرا است!

آقای علی اکبر جوانفکر، مشاور رسانه ای  آن روز و امروز دکتر، در موقع سخنرانی ها با يک لپ تاپ کوچک-که در تصوير مشاهده می کنيد- سخنرانی های احمدی نژاد را همان موقع تايپ و تنظيم می کرد و بعد از پايان سخنرانی با خود دکتر چک می کرد و بعد اين سخنرانی بلافاصله در سايت های متعددی که آن روز کار تبليغاتی احمدی نژاد را می کردند، منتشر می شد، حتی زودتر از خبرگزاری ها،  اين تصوير مربوط است به سفر کرمانشاه در نمازخانه خانه معلم-ارديبهشت ۸۴

فکر می کنيد اين عکس چه ارتباطی با احمدی نژاد دارد؟! اين عکس مربوط است به سفر دکتر به استان اصفهان،‌ اينجا خمينی شهر اصفهان است،‌ بازهم همان ارديبهشت ماه ۸۴، ساعت حدود ۳ بامداد، اين بنده خدا را که مشاهده می کنيد، عکاس ما بود که از فرط خستگی رفت روی موتور مردم به اين طرز ماهرانه خوابيد! جالب است بدانيد احمدی نژاد در همين وقت مشغول سخنرانی در مسجد بود! چند بار تيم خبری جا موندن! و اگه لطف هوادارهای دکتر نبود و ما رو نمی رسوندن ،  جا می مونديم! به همين سادگی !

***

به جرات میتوان گفت که احمدی نژاد رسانه ای ترين رئيس جمهور ايران است،‌حتی بيشتر از خاتمی! احمدی نژاد برخلاف چيزی که خيلی ها فکر می کنند،‌ بسيار خوب و هوشمندانه رسانه را می شناسد و تيم رسانه ای بسيار قوی ای  دارد و کاملا می داند که چه می کند...(همين جا و از همين تريبون به آقای جهانديده سلام و عرض ارادت ميکنم! )

مرور فعاليت های تبليغاتی احمدی نژاد به خوبی اين ادعا را ثابت می کند: در اواسط سال ۸۳ شورای هماهنگی نيروهای انقلاب به منظور اجماع بر سر رسيدن به يک نامزد اصولگرا تاسيس شد،‌ميانداران آن نيروهای قديمی راست از جمله ناطق نوری بودند، اين شورا، نامزدهای اصولگرا را دعوت می کرد و با آنان جلسات متعددی داشت، لاريجانی ، ولايتی ، محسن رضايي، احمدی نژاد ،‌احمد توکلی و بعدها حاج باقر!

ناطق نوری بعدها در گفتگو با روزنامه شرق،‌ گفت که ما به اين نتيجه رسيديم که حرفها و وعده های احمدی نژاد ((فضايی)) است،‌احمدی نژاد که فهميد در شورای هماهنگی جايی ندارد از همان هوش رسانه ای که عرض کردم به خوبی استفاده کرد، وقتی قرار بر دعوت علنی نامزدها برای جلسه مشترک شد،‌احمدی نژاد عذرخواهی کرد و نامه ای نوشت به اين مضمون که : ترجيح ميدهم در شهرداری به مردم خدمت کنم تا اينکه بيايم در آن جلسه!

 اين باعث شد که احمدی نژاد چهره ای متفاوت و خاص و به دور از جناح راست و...پيدا کند و اصولا هزينه منفی تحزب و کار گروهی را که يکی از نقاط منفی پررنگ از سياست در ذهن مردم است را نپردازد، در عين حال قبل از همه نامزدها،‌سفرهای تبليغاتی اش و سايت های انتخاباتی اش  را کليد زد و ...

امشب حسين شهرستانم میگفت که چون احمدی نژاد گفته که قراره وزارت نفت رو به اهواز منتقل کنند‌(در راستای وعده تمرکز زدايی از تهران)قيمت مسکن در اهواز بعضا ۱۰۰ درصد افزايش پيدا کرده، يعنی مثلا قيمت زمين در محله کيانپارس اهواز (که معادل پاسداران تهران است، با ابوذر اشتباه نشود!) از متری ۶۰۰ هزار تومان به یک میلیون صد تا یک میلیون و دویست هزار تومان رسيده است، در محله گلستان از ۴۰۰ هزار تومان به ۷۰۰ هزار تومان و در محلات ديگر هم همين طور، به همين سادگی...بخاطر يک حرف!

*يادش بخير اين مصاحبه  با مهدی کلهر، مشاور تبليغاتی دوره انتخاباتی احمدی نژاد و مشاور رسانه ای امروز رئيس جمهور -همانی که در مناظره تلويزيونی مرعشی را ضربه فنی کرد!-:

کلهر صريحا گفت که :  قرار ما (ستاد تبلیغاتی احمدی نژاد) این بود که در دور اول با هیچ یک از نامزدها درگیر نشویم و این خیلی به رشد آرای احمدی نژاد کمک کرد. احمدی نژاد در دوره ای طولانی، "سکوت تبلیغاتی" داشت و همین باعث شد تا از دیگران متفاوت شود، این درست است که ما با "چراغ خاموش" به میدان آمدیم.

*احمدی نژاد در مورد علما هم سياست کاملا به خصوصی داشت: از آقایان علما خواسته بودیم که از احمدی نژاد، کتبی حمایت نکنند و حمایتشان را صرفا شفاهی ابراز کنند (پيشنهاد می کنم حتما اين مصاحبه را کامل و با دقت بخوانيد)

***

نکته مهم اين است که امروز هم سياست های رسانه ای احمدی نژاد با غلظت طعم تبليغاتی همچنان...  ادامه دارد و اين يک اتفاق جديد در سياست ايرانی است! کاری که روسای جمهور قبلی نکردند! بازی رسانه ای ، شايد آسان و کم هزينه به نظر برسد ولی...(بماند شايد برای وقتی ديگر!)

*بعد از التحریر:غلامعلی رجایی(نویسنده سایت بازتاب و از خودی های کاملا مورد تایید!) در این خصوص نوشته است: اينكه احمدی نژاد در يك سفر استانی از پشت تريبون به استانداري خطاب مي‌كند كه بودجه عمراني شما چقدر است و پس از پاسخ وي خطاب به مردم مخاطب و هيجان زده مي‌گويد بودجه دو برابر شود خوب است يا نه با منطق كارشناسي سازگاري دارد و نه ....

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱ مهر ۱۳۸٥

-چندهفته قبل داشتم با موتور از يکی از خيابانهای شمال شهر(شمال شهر يعنی بالای ميدون ونک! دائره المعارف کلاشينکف!) رد می شدم،‌متوجه شلوغی عجيبی در يک فضای سبز کوچک دیدم، این فضا عبارت بود از يک زمين قناس که بين چند برج و خانه ويلايی محصور شده بود،سريع کلاشينکف را مسلح کردم-يعنی دوربينم!- و پريدم پايين...واقعا که همه چی توی اين شهر شلوغ پيدا می شه: فستيوال آواز خوانی رپی ها! کاملا جدی و منظم و...!

!

يک سن مانند با نقش و نگار  و نقاشی های پست مدرن و رپی گوشه ای از اين فضای سبز درست کرده بودند که به خیابان بالایی هم راه دررو داشت، شرکت کنندگان می رفتند روی اين سن و روبری هم قرار می گرفتند و شعرهای مخصوص رپی رو می خوندند! قيافه ها و لباس ها زاغارت گونه و عجيب و غريب...

فستیوال رپی ها در تهران !

ايشون  از اعضای هيات داوری بودن! که با يک کورنومتر وقت هريک از شرکت کنندگان را می گرفت و اخطار آيين نامه ای می داد و در عين حال حواسش به آمدن پليس و نيروی انتظامی و ..هم بود و در عين حال به طرز کاملا دموکراتيکی نظر جمع را هم در مورد شعر و موسيقی شرکت کنندگان می پرسيد و يادداشت می کرد و امتیاز می داد و جمع بندی می کرد!

بوقی رسیدگی کند

تا من شروع کردم به عکس گرفتن،‌يهو ديدم شونصد نفر هم دارن با موبايل از من فيلم و عکس می گيرن! يه جورايی خياط در کوزه ! همین روزها منتظر افشاگری رپی ها علیه من باشید!

یکی از رپی ها با روسری مربوطه

يکی از فعالان اين عرصه،‌پسری با روسری!(قابل توجه کسانی که می خواهند در کامنت ها به من فحش بدهند که چرا از ايشون عکس گرفتم،‌ اين عکس رو با اجازه و اطلاع کامل اين فرد گرفتم!)

رضا فاشیست ...یا یه چیزی شبیه به این !

رضا فاشيست-يا يه چيزی توی همين مايه ها- در حال ترکوندن! بخشی از شعرش: عکسمو پخش کردين ولی اصلا ندارم غم! ندارم حال نفس کشيدن ولی می خوام که رپرر ها مثل موبايل همه جا بدن آنتن! اين آقا توی اين مسابقه،‌ پوز همه رو زد و نفر اول شد،‌هنوز نوبت اهدای جوايز احتمالی يا فرضی نشده بود که يکی از مراقبين داد زد : بچه ها ! اوضاع کيش ميشی است و همه متفرق شدند...اسامی و القاب جالبی داشتند :بهزاد گراز و  آبتین ریش قشنگ! و...

آخر مراسم

اينک... پايان مراسم! دقت کنيد که اين پسر دست راستی چطور داره منو در هنگام عکاسی می پاد! يکی هم مرتب توی جمعيت وول می خورد و می گفت: قرار بعدی  اروميه! بيستم شهريور! حتما بياييد!

* بخشی از صدای اين مسابقه و هنرنمايی رپی ها  را دانلود کنيد!

* کسی هست از این فستیوال زنجیره ای رپی ها اطلاعات بیشتری داشته باشه؟‌ کامنت بذاره تا دوستان هم استفاده کنن!

* کلاشينکف ديجيتال هم به عرصه رقابت وبلاگ نويسی دويچه وله آمد!  ،  هموطن! با رای دادن به کلاشينکف ديجيتال، دوم خردادی در بلاگستان فارسی بیافرین! اينم شعار تبليغاتی!

*اگر به شوخی‌های مشمئز کننده! علاقه خاصی دارید: وقتی با دوست‌تان به بهشت زهرا رفته‌اید  و او مشغول خوردن آب از آب‌سردکن ها است، درست وقتی که 2-3  قلپ! (واحد شمارش خوردن آب) از گلویش پایین رفته، به او بگویید "می‌دانستی این همان آبی است که مرده‌ها را با آن می‌شورند؟! ... قیافه دوست‌تان حتما دیدنی خواهد بود!

*اخبار و تحلیل های ناب از لبنان

*پیش گویی هفته:زیر آب بازتاب هم به زودی خواهد خورد!

*توصیه هفته:قلیان با طعم  شیرقهوه بعلاوه آهنگ های سلن دیون به فرانسه با هدفون در گوش!

*سئوال هفته: آیا هاشمی برای خبرگان می آید؟ جواب: می آید ولی نمی شود!-مثل انتخابات نهم!-

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: