...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٥

-نمک به زخم پاشیدن در مرام ما نیست ولی ناچارا باید اوضاع را مرور کرد: 

-اصطلاح "پوپولیست-بنیادگرا" شاید یکی از بهترین اصطلاحات برای توصیف جریان احمدی نژاد باشد، جریانی که بعد از سوم تیر 84 به قدرت رسید، یک ضلع و بال "تئوریک" دارد و یک ضلع "پوپولیست"، نتایج انتخابات و شکست حامیان دولت (در سطح کشور) احتمالا می تواند موجب کمرنگ شدن وجه پوپولیستی از یک سو و تقوبت و پررنگ شدن بعد "تئوریک" این جریان شود.

-به این معنی که حاملان ماموریت الهی کم کم از هدایت و بازآوردن عوام در خط خود ناامید شده و  زرورق های عوام گرایانه خود را کنار بگذارند و کمتر از ابزار  "قربان-صدقه درمانی  مردم"  استفاده کنند  و برای پیشبرد ماموریت الهی خود بیشتر به آموزه های بنیادگرایانه ایدئولوژیک و  تئوری "خشونت اسلامی" و البته  تحلیل"خواص-عوام" پناه ببرند، یکی از تحلیل های ترمیم کننده و تسکین بخش بعد از شکست و ناکامی تحلیل "عوام -خواص" است به این معنی که بگویند هوادران ما خواص بودند و مردم عوام و ...؛

سبک سنگین کردن کار خوبی است !

سبک-سنگین کردن کار خوبی است، حتی در مورد سيب زمينی و پياز

-البته همچنان که همه می دانند ضلع  تئوریک این جریان( یعنی طیف هواداران فکری-سیاسی آقای مصباح یزدی) رای  و نظر و خواست مردم و دموکراسی و جمهوریت و این گونه جینگول بازی ها را رسما  و علنا قبول ندارند و اصلا اعتقادی به این چیزها ندارند لذا بروز این تحلیل در فضای سیاسی-فکری حامیان چندان دور از ذهن نیست و این تحلیل در جریان حامیان فکری -سیاسی دولت قوی می شود که "دیدید مردم اسیر شهوات و مافیای ثروت و قدرت هستند و گول ظواهر را خوردند و اکثرهم لایعملون و لایعقلون و امام زمان ناشناس و قدرندان و هستند و...."  اگر این تحلیل، تحلیل غالب و قالب شود، اتفاقات چندان خوشایندی در انتظار جامعه و کشور و نظام نخواهد بود و رویکرد "بهشتی کردن اجباری عوام" توسط "دولت اسلامی" در دستور کار قرار می گیرد. 

-يکی از موارد اختلاف بين دو بال تئوريک و پوپوليست اين جريان را می شد در جريان دستور عجيب احمدی نژاد برای ورود زنها به استاديوم های ورزشی و مخالفت صريح مصباح يزدی با اين تصميم، ديد.

- نکته جالب دیگر در این انتخابات  این بود که حامیان احمدی نژاد با تمام "قدرت و قوت " در شوراها وارد شدند و شخص احمدی نژاد هم حال اساسی به آنها داد(در هفته منتهی به انتخابات)  این ناکامی نصیب شان شد، این ناکامی  با وجود این خیز بلند و کمبود  نیرو ،  ممکن است عزم آنها را برای تغییر رویکرد به سمت "انقلابی گری های منهای پوپولیسم"  که -راه حل ساده تری هم هست- جزم تر کند. 

-احتمال دیگر از شرایط دولت بعد از انتخابات،  این است که درست برعکس،  امواج پوپولیستی شدیدتر و گسترده تر شود ، ولی تدابیر گسترده ای برای محدودیت رسانه ها( اعم از روزنامه ها، خبرگزاری ها-سایت ها و حتی  وبلاگها) انجام شود، البته مقدمات این محدودیت از الان هم فراهم شده است، البته اگر بنده هم جای آنها بودم یکی از مهمترین دلایل ناکامی خود را همین "طیف نرم جامعه" تلقی می کردم.

- به همین خاطر به احتمال زیاد ممکن است،  برخی ذهن ها به دنبال تکرار  واقعه  "توقیف جمعی مطبوعات در سال 79" (که ماهیتی متفاوت با شرایط فعلی داشت) بروند و این پروژه را طوری برنامه ریزی و هدایت کنند که البته این بار حتما شامل رسانه های مجازی و اینترنتی هم بشود تا خیالشان (تا مدتی) راحت شود.

-خیلی ها دوست دارند میزان نفوذ و نقش  آیت الله مصباح را بر دولت نهم بدانند،  توجه و تحلیل وضعیت فعلی می تواند  جوابگوی سئوال آنان باشد: یعنی اگر احمدی نژاد در این شرایط ناکامی،  رویکرد حرکت به سمت ایدئولوژی گرایی صرف (که مورد علاقه و تاکید مصباح است) و دور شدن از پوپولیسم و مردم گرایی های سطحی را انتخاب کرد، این نشان می دهد که نفوذ جریان مصباح بر دولت زیاد است، ولی اگر احمدی نژاد همچنان معتقد باشد که بین مردم "جذابیت کاریزماتیک" دارد اوضاع متفاوت خواهد شد.

آخ ! آبجی پروین ضایع شد

-موضوع هسته ای -همچنان که قبلا هم گفته شد- یک برگ برنده برنده برای احمدی نژاد است (منتظر جشن های مفصل هسته ای در دهه فجر و ...باشید)  القای پرچمداری پیروزی های هسته ای  توسط احمدی نژاد و  بالا بردن دز جنگدگی و تقابل با غرب  بعلاوه شدت یافتن امواج پوپولیستی شاید یک راه حل کوتاه مدت( تا موعد انتخابات مجلس هشتم) برای ترمیم و تثبیت وضعیت حامیان احمدی نژاد باشد.

-البته این جریانات بستگی به پاسخ و اقدام عملی در برابر این سئوالات  دارد: آیا احمدی نژاد بازهم "عبور از اصولگرایان" و ادامه حرکت سیاسی -اجتماعی مبتنی بر حرکت تک روانه خود را ادامه خواهد داد؟ آیا دکتر احمدی نژاد باز بر این استراتژی که "حامیان دولت" به تنهایی می توانند کارکرد و نقش "اصولگرایان" را داشته باشند، پافشاری خواهد کرد؟

-استراتژی تقابل با هاشمی رفسنجانی برای کسب محبوبیت و ادامه بازیگری، عملا با این رای بالای هاشمی به آخر خود رسید و احمدی نژاد این ابزار را هم از دست داد که این هم در آینده یکی از فاکتورهای مهم تبیین شرایط آتی خواهد شد. 

-مساله ناراحت کننده تر برای احمدی نژاد در اين انتخابات  اين بود که جريان اصولگرا برای مرتبه دوم، قاليباف را به عنوان منتخب خود برگزيد) يک بار در انتخابات نهم رياست جمهوری و دفعه دوم همين شوراها(

- پاسخ به این سئوالات در شرایطی است که دوم خردادی ها و اصلاح طلبان هم از شکاف"اصولگرایان-احمدی نژاد" نهایت استفاده می برند که ادامه و گستردگی این شکاف می تواند موقعیت اصولگرایان (که هزینه و شجاعت اصلی را در برخورد با ناکارایی های دولت نهم  پرداخته اند) را هم به خطر بیاندازد، البته نشانه های قابل تاملی از رویکرد تعاملی جریان اصولگرا با احمدی نژاد  به چشم می خورد، ولی همانطور که گفته شد باید منتظر پاسخ دولت و شخص احمدی نژاد به این پالس های مهرورزانه بود.

و باز هم خلاصه آنکه همه این حرفها، بستگی مستقیم به این نکته کلیدی دارد که احمدی نژاد ، چقدر ناکامی خود در انتخابات اخیر را  به چه میزان استراتژیک و عمیق یا سطحی و اتفاقی و ..بداند و اصولا چقدر باور کرده باشد...

***

بعداز التحرير:

اولين واکنش فاطمه رجبی به نتايج انتخابات:مردمي كه به دليل تفكر، برنامه و جهت‌گيري خاص سياسي و ديني رفسنجاني،‌در انتخابات رياست‌جمهوري، صلاحيت او را تاييد نكردند، چگونه براي مجلس خبرگان رهبري از وي استقبال نمودند؟

دوست عزيز، آقای کمانگير مطلب بالا را به انگليسی ترجمه کرده اند و در وبلاگ انگليسی شان با اين عنوان  گذاشته اند :

Another possibility is that, the government may try to increase its populist attempts, while they also put more restraints on newspapers, news agencies, and even blogs. Actually, they have already started to do so. If I were them, I would see these “soft layers [compared to the harder supportive layers]” responsible

***

- نگاهی به رفتار روسیه در قبال ایران: در شرایط فعلی به نظر می رسد روسیه در مرحله وارد شدن به مرحله سیاسی دیدن و سیاسی کردن پرونده ایران است که مقدمه " امنیتی شدن" موضوع هسته ای ایران است که هدف گذاری اصلی ایالات متحده و اسرائیل است.

-یک لطیفه برای رفع خستگی: ترکه جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب! واسه اینکه ضایع نشه می گه هرکی منو درآورد مال خودش!

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٥

باسلام! مطلب طولانی است! توصيه می کنم به آفلاين خواندن!

***

-روز 20 آذر که رسید به این مفهوم است که  4 روز از 16 آذر گذشته است و  شانزده آذر روز دانشجو و جریان آن سه آذر اهورایی و ...است که همه می دانیم،  اما 20 آذر سومین روز مهلت تبلیغات انتخابات خبرگان-شوراها  است و  در ایران عزیز ما هم  همه سرنوشت در روزهای آخر تبلیغات رقم می خورد (به یاد بیاورید آن چهارشنبه مرموز و مهربون خرداد 84 را که سونامی سیاسی معادلات را بهم زد)  در همین هنگام  و این شرایط، ناگهان اعلام می شود که رئیس جمهور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر به مناسبت روز دانشجو سخنرانی خواهد کرد!

-در اینکه که دانشگاه امیرکبیر(پلی تکنیک سابق) خفن ترین انجمن های اسلامی(!؟) را دارد  هیچ تردیدی نیست،می توان گفت که پلی تکنیک  صادرکننده نمونه "جوجه کمونیست ها"(به قول مرحوم طالقانی)  به بقیه انجمن اسلامی ها هم است و هرکسی حتی با آی کیویی در حد سس مایونز می فهمد که رفتن احمدی نژاد به دانشگاه امیرکبیر در شرایط فعلی،  واکنشها وتنش های  کاملا قابل انتظار و رادیکالی مثل "فحش و شعارهای تند و پرت کردن لنگه کفش و آتش زدن عکس و شعار علیه ارکان نظام و رهبری و تندشدن فضا و عصبی شدن هوداران و ..." دارد.

تشنج در دانشگاه امیرکبیر

-خبر غیررسمی حضور احمدی نژاد در دانشگاه از شنبه اعلام می شود، دانشجوها اعتراض می کنند و جو سیاسی و پرتنش  پلی تکنیک کاملا غیرعادی تر و شدیدتر  می شود، در روزهای شنبه، یکشنبه  فقط دانشجویان با کارت معتبر دانشجویی می توانند وارد دانشگاه شوند،  حتی خبرنگارها هم ممنوع الورود هستند(ساکنین محل و دانشجویان پلی تکنیک می توانند در این مورد شهادت بدهند)

-اما سئوال مهم این است که چرا احمدی نژاد به پلی تکنیک رفت؟ برای اینکه نشان بدهد از مخالفان هراسی ندارد؟ این جواب ساده ای است ، البته جسارت احمدی نژاد اینقدر بالا هست که این مورد هم جزو انگیزه ها قرار گیرد  دکتر احمدی نژاد یکی از ماموریت های الهی خود را تمسخر و لوث کردن و خراب کردن آنچه را که  "اسطوره های جریان باطل" می داند با لحن و ادبیات مردمی و عامی می داند( رجوع کنید به سخنان ایشان در مورد هولوکاست و شورای امنیت و ناوهای آمریکا و تهدیدات غرب و اسرائیل) -در مراسم پلی تکنیک هم احمدی نژاد در این موارد و به خصوص در مورد مساله جنجالی "دانشجویان ستاره دار" موضع گیری جالبی داشت اما این جواب و انگیزه برای حضور در پلی تکنیک کافی نیست.

- چرا احمدی نژاد یا تیمی که مسئول اینگونه امور است، برای حضور در روز دانشجو، دانشگاه دیگری را انتخاب نکردند؟!  مثلا دانشگاه حسن روزی طلب اینا که قبلا هم امتحانش را پس داده بود و دوستان از فضا و اتمسفر سیاسی همه مطلع بودند؟! آنهایی که سرشان در حساب است می دانند که "شئونات و تشریفات خاص ریاست جمهوری" یعنی چه؟! بی شک فحش دادن و اهانت به رئیس جمهوری(به عنوان یک شخصیت حقوقی) یک خط قرمز محسوب می شود، ولی برای آدم خاکی و مردمی  و البته صاحب ماموريت الهی چون احمدی نژاد این قصه کمی فرق می کند...!

-نکته قابل تامل حضور کاملا اتفاقی! و مهرورزانه  برادر مهرداد بذرپاش، چهره اصلی ائتلاف رایحه خوش خدمت در این مراسم دانشگاه امیر کبیر بود؛  البته از حضور سازماندهی شده دانشجویان و دیگر عزیزان وارداتی نیز که یکی از حاشیه های مراسم و عوامل اعتراض دانشجویان بود؛ می گذریم .

-  نکته قابل توجه این است که  آقای بذرپاش  هم در موقع ثبت نام (دوماه قبل)  و هم  امروز در کنفرانس خبری در فارس اعلام کرد که رقابت اصلی انتخابات بین "حامیان احمدی نژاد و دوم خردادی ها"  است و لاغیر! و الیته این منطقی ترین و آسان ترین راه برای پیروزی حامیان دولت بود و برای جذب رای دهندگان مردد متمایل به اصولگرایان و مردم خسته از لیست بازی و درگیری های سیاسی و ...

آتش زدن عکس رئیس جمهور

- تراژدی ائتلاف اصولگریان را حالا  دیگر حتی خواجه حافظ شیرازی هم می داند، دامنه اصولگرایی از نظر احمدی نژادی ها به قدری تنگ شد  که حتی چمران و شیبانی و خادم و بیادی (کسانی که جزو تیم اصلی احمدی نژاد در دوران شهرداری بودند و مسبب انتخاب او به شهرداری بودند) در لیست حامیان دولت جایی نیافتند (چون روی خوشی به شهردار شدن قالیباف نشان داده بودند)

-اما وقتی پای ماموریت های الهی در میان باشد، جریان طور دیگری می شود، به قول معروف :"می شود و می توانیم!"  اساسا مساله این بود که  از نظرحامیان احمدی نژاد مساله،  اصلا "ائتلاف" نبود! ملاک اصلی جریان حامی دولت برای ارائه لیست واحد با سایر اصولگرایان، نه تفاهم و توافق و تعامل و رایزنی بلکه مساله و درخواست حامیان از سایر اصولگرها  از جنس"ایمان آوردن به احمدی نژاد" بود، همه باید به احمدی نژاد ایمان می آوردند و لیست بذرپاش اینا را قبول می کردند و کنار می رفتند، طبیعی بود که اصولگرایان و راستی ها این را نپذیرفتند.

- در هفته های اخیر لیست اصلی اصولگریان تحت عنوان "ائتلاف بزرگ اصولگرایان" بالاخره آماده شد، اما در این میان ، دوم خردادی ها که حسابی طرف مقابل را با اختلافات کاذب و تابلوی اعتماد ملی و ستاد ائتلاف و ستاد مردمی و ..گول زده بودند، لیست واحد خودشان را رو کردند و به میدان آمدند، بدین ترتیب سه لیست اصلی درصحنه قرار گرفت: ائتلاف بزرگ اصولگرایان، حامیان احمدی نژاد(رایحه خوش خدمت) و اصلاح طلبان!

-خوب با این اوصاف وبا ادامه این حضور سه گانه،  به نظر شما شانس کدام لیست بیشتر بود یا هست؟ به نظر می رسد لیست جامع اصولگریان  نسبتا شانس بالاتری داشت( با فرض مشارکت زیر 20 درصدی شهروندان) چون لیست ائتلاف بزرگ چهره های نام آشنا و خوشنام و مطرح  داشت (جالب است که نام چمران و بیادی را حتی بعضی گروههای نزدیک به دوم خردادی ها هم در لیست شان گذاشته بودند) و  شانس  لیست اصلاح طلبان در درجه دوم بود، خیلی طبیعی است که در این شرایط، رقابت بین نمایندگان به اصطلاح "چپ" و "راست" شکل بگیرد و همه حامیان اصولگرایی پشت لیست واحد جمع شوند، بازهم خیلی  طبیعی بود که با ادامه این وضعیت در هفته آخر منتهی به انتخابات، ضعیف ترین موقعیت متوجه لیست رایحه خوش خدمت با اسامی ناآشنا و کم تجربه و شود (البته  رایحه خوش خدمت، فردی چون "پروین احمدی نژاد" را دارد!)

-با این شرایط ، اگر به جای این وضعیت سه گانه،  دو قطبی "احمدی نژاد و دوم خردادی ها" (آنگونه که مهندس بذرپاش هم پیش بینی کرده بود) به وجود آید و پررنگ شود چه اتفاقی می افتاد و به نفع چه جریانی خواهد بود؟ اگر رای دهندگان سنتی به اصولگرایان حس کنند که بار دیگر دوم خردادی ها و اصلاح طلبان می خواهند به قدرت بازگردند و ...چه واکنش سیاسی-انتخاباتی نشان می دهند؟ 

             چرا نامهربونی؟

-خوب حالا برگردیم به اول داستان، در این شرایط اگر احمدی نژاد با یک تاخیر4 روزه،  مراسم 16 آذر را در پرتنش ترین دانشگاه کشور اجرا کند و فحش بخورد و عکسش را آتش بزنند و.. چه اتفاقی می افتد؟!  نتیجه طبیعی اش این خواهد بود که مخاطبان و رای دهندگان به جریان اصولگرایان(که مقدار زیادی شان دچار تردید و سردرگمی در رای دادن  شده اند)  تحت تاثیر این "مظلومیت احمدی نژاد" و  حمله شدید اپوزسیون به رئیس جمهور مردمی و رجایی گونه و شعارهای تند علیه ارکان انقلاب که البته رسانه ای هم شد و روزنامه ها آن را داغ تر هم کردند،  به گروه "حامی احمدی نژاد" و حاملان "شعار و مدعای  حمایت و طرفداری از دولت نهم " متمایل می شوند و آن دو قطبی مورد نیاز برای پیروزی احمدی نژادی ها(یعنی دوقطبی احمدی نژاد-ضدانقلاب!) تامین و تثبیت می شود.

-می گویند در ایام قدیم فردی بود که عادت داشت "سادات"(توضیح : سادات جمع سید است و اسم شخص خاصی نیست!)  را ببوسد! البته این کار را به قصد ثواب  و صواب می کرد،  یک بار سیدی "کچل و آبله رو"  و به اصطلاح شهرستانی!  را آوردند و به این طرف گفتند: خوب این را هم ببوس! او هم پاسخ داد: مگر قرار است همه ثواب ها را من بکنم؟!

اگر فکر می کنید دولت احمدی نژاد یک دولت معمولی با شرح وظایف رسمی و قانونی و کلیشه ای چون اجرای مصوبات مجلس و سند چشم انداز و برنامه توسعه است و بعد از چهار یا هشت سال می رود و .. سخت در اشتباهید! احمدی نژاد آنطور که خودش ههم بارها و بارها گفته: ماموریتی الهی دارد و  احمدی نژاد و حامیان می خواهند ثواب این انجام ماموریتی را که برای خودشان تعریف کردند را خودشان به تنهایی ببرند و در این راه اصلا از شریک و موتلف و همراه خوششان نمی آید در جریان اصولگرایان) و اصلا بقیه را هم قبول ندارند تا بخواهند نقشی به آنها بدهند( احمدی نژادی ها از جریان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی در جریان انتخابات ریاست جمهوری پارسال حسابی عبرت آموزی کرده اند)

        اعتراض

- تردید نکنید که قصه این رایحه خوش خدمت و حامیان احمدی نژادی ها  "سر دراز"  دارد و تازه شروع قصه  است و اینها خود را در نظر مردم،  جایگزین اصولگرایان می دانند و در این انتخابات هم رسما از اصولگرایان عبور کردند و این عبورشان هم  بازهم  ادامه خواهد یافت، عقبه و لجستیک کافی برای ادامه این استراتژی را هم دارند(ایجاد تقابل با غرب به خصوص در مساله هسته ای هم  بسیار به آنها برای ایجاد این فضا کمک می کند و در دوره جدید احمدی نژاد بیشترین استفاده را از اوضاع هسته ای می کند)

- از همه مهمتر این است که احمدی نژاد هم برای انجام این ماموریت الهی همیشه حاضر است که و شئونات و جایگاهش را رها کند و هر ریسک جسارت آمیزی را هم انجام دهد، البته  آنها در این مسیر بدشان هم نمی یاد که یک میکروب ضعیف و کنترل شده دوم خردادی هم  وجود داشته باشد که بتوانند همیشه بترسانند و "دو قطبی" ایجاد کنند و رای بگیرند، ولی این جریان نوظهور سعی خواهند کرد که کاملا جریان اصولگرا را- که رقیب و دشمن  خود می دانند-منکوب و مضحمل کنند و همانطور که خودشان تلویحا گفته اند:" اصولگرا یعنی  احمدی نژادی شدن و ذوب در احمدی نژاد " به مجموعه اینها اضافه کنید مشروعیت بخشی دائم به این جریان  از سوی آقای مصباح و با استفاده از مفهوم "مهدویت"... خلاصه جاده و اسب مهیاست ! بیا تا برویم! اين است که  حساسيت انتخابات شوراها اينگونه است و می تواند تبديل به  يکی از تعيين کننده ترين مقاطع تاريخ انقلاب شود.

-جریان بازدید سرزده و شتابزده  از شبکه خبر و سخنرانی و حضور در میان رای اولی ها (جشن تکلیف سیاسی) و ممنوع التصویر شدن قالیباف و آمدن علی احمدی (پدرخانم بذرپاش) به گفتگوی خبری شبکه دو و تبلیغ رایحه خوش خدمت ،  آنهم درست در یک هفته مهلت تبلیغات و داستان تراژیک زریبفان و ...را هم اصلا نادیده می گیریم! و بازهم نایدیده می گیریم : استفاده زیرکانه رسانه های غربی از حاشیه های پرتنش مراسم پلی تکنیک و تلاش خبرگزاری فارس برای بزرگ نمایی هرچه بیشتر حواشی مراسم امیرکبیر  و ...

-حالا شما به این سئوال جواب دهید: چرا احمدی نژاد به این مراسم رفت؟

لينک های مرتبط:

-عکسهای مهر

-عکسهای ايسنا

فيلم های مراسم پرتنش پلی تکنيک را ببينيد

 -تحليلی در اين مورد: چرا دانشگاه اميرکبير انتخاب شد؟

- احمد توکلی هم می پرسد:سايت الف: چرا احمدی نژاد به پلی تکنيک رفت؟

- اين را هم بخوانيد: بر دوستداران احمدی نژاد صلوات!

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٥

بخش دوم گفتگوی صندلی داغی با دکتر محمدصادق کوشکی،‌کاندیدای متفاوت انتخابات میاندوره ای مجلس شورای اسلامی از تهران،‌بخش اول را اینجا بخوانید.

-در ضمن  آیدی ما در یاهو مسنجر به bahman_hedayaty@yahoo.com تغییر یافت، اونایی که با آف لاین های خبری و سیاسی روزانه حال می کنن ، آد کنن و حالشو ببرن!

***

 -دکتر! اگر به مجلس رفتيد،‌چه قولی می دهيد؟ يا به قول رئيس جمهور محترم يک خبرخوش بدهيد الان! 

-قول می دهم اگر مجلس رفتم مثل قبلم باشم، بازهم به خانه دوستان خواهم رفت و دوستان را هم به خانه ام دعوت می کنم، قول می دهم خودم باشم وبمانم! فکر می کنم همين کافی باشد!

شعار انتخاباتی شما در انتخابات چيست؟

-تلاش برای گسترش امنيت اخلاقي، اعتلای فرهنگی و نقد منصفانه و متعهدانه مسئولان نظام

-قبول دارید که  مدل انتخابات عوض شده و خیلی وقت است که می شود نتیجه انتخابات را پیشاپیش حدس زد؟ به خصوص در شهر تهران و شهرهای بزرگ، چون مشارکت مردمی کم شده و گروههایی با یک کف رای حداقلی میتوانند برنده انتخابات شوند؟ مثل شوراهای دوم مثلا؟

- ببینید این مساله واقعا تحلیل دارد، یک حداقلی وجود دارند که اینها رای دادن درانتخابات را یک وظیفه شرعی می دانند و حتی اصرار دارند که به لیست مورد نظرامام جماعت مسجدشان رای بدهند، تمرکز این قشر در تهران، جنوب شرق تهران است و حوالی خیابان مجاهدین اسلام،محله پیروزی ، مناطق 12 ، 14، میدان خراسان، خیابان نیروی هوایی،  تهران نو،  اینها همان قشری هستند که درانقلاب و به خصوص راهپیمایی های سراسری ماههای آخر، نقش ویژه ای داشتند، همینطور در درگیری با نیروهای نظامی شاه  در روزهای انقلاب،  الان هم اینها هستند که در راهپیمایی های 22 بهمن و قدس و ...خیابانها را پر می کنند، ترکیب سیاسی جمعیتی شرق تهران اصلا با شمال یا غرب تهران قابل مقایسه نیست،نسبت شهدایی که این مناطق تهران دادند هم با شهدای مناطق دیگر اصلا قابل مقایسه نیست، دراین مناطق هنوز منطق شرعی برانتخابات حاکم است و به همین خاطر در هر شرایطی در انتخابات شرکت می کنند؟
 
- بعضی وقتها هم بخش هایی از همین طیف رای سفید می اندازند توی صندوق؟ وقتی که مثلا نمی توانند انتخاب کنند؟ یا تردید داشته باشند و ...

 
- بقیه شهروندان تهرانی چطور؟
- اما بقیه شهروندان تهرانی می توانیم گرایش آنها را "رسانه ای حزبی " تعریف کنیم انها از طبقه متوسط به بالا هستند و در مناطق مرکزی شمال و شمال غرب و غرب پراکنده هستند .حضور اینها در انتخابات با فضایی سیاسی و فاکنور رسانه های تعریف و تنظیم می شود . در ده سال اخیر این طیف طرفدار دوم خرداد بودند . اینها نگاهشان بر خلاف ان طیف اول " تکلیفی " نیست . آنها نگاهشان به این انتخابات نگاه " حق " است . یعنی آنها شرکت در انتخابات را حق خودشان می دانند که می توانندداز آن استفاده کنند یا نکنند . هر زمانی که احساس کنند فضای مساعدی برای تحقق ایده های مدرن وجود دارد و فضا را مناسب ببینند وارد صحنه انتخابات می شوند مثل روز دوم خرداد 1376 انتخابات مجلس ششم ، گاهی هم فضا را مناسب تشخیص می دهند و اصلا نمی آیند مثل انتخابات شورای شهر دوم .- هنوز این جوری نشده و عمومیت نیافته این رفتار سیاسی ، اما امکان دارد که درآینده به این سمت - رای سفید – بروند ، اما فعلا  گرایش اصلی این رای دهندگان به سمت جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین است.

 
-خوب با اين اوصاف نتيجه انتخابات در تهران را چطور می بينيد؟
به خاطر حضور این طیف نتایجه انتخابات در تهران بستگی جدی به حضور یا عدم حضور این قشر سیال که نگاهر غیر تکلیفی به انتخابات دارند ، دارد . ممکن است در شورای شهر سوم یا مجلس هشتم طیف های جدیدی ظهور کنند که بتوانند این طیف را جذب کنند . انچه که من فکر می کنم الان زمینه ظهور و جذب میان این قشر را دارد " تکنوکرات های بدون سابقه سیاسی " است . مثلا یک عده دکتر و مهندس متخصص بدون گرایش سیاسی خاص ممکن است این قشر غیر تکلیفی احساس کند که این تکنوکرات های غیر سیاسی با نگاه کاملا تخصصی و سکولار به شهر بتواند منتخبان آنها باشند .
یعنی این همذات پنداری بین شهروندان غیر تکلیفی و نامزدهای سکولار– تکنوکرات احتمال قوی برای ایجاد دارد . مرجع این شهروندان برای تصمیم گیری ، نهادهای ارزشی نیستند بلکه این رسانه ها هستند که می توانند تصمیمات این قشر را جهت بدهند

دکتر کوشکی و بازهم یک فنجان قهوه داغ و سیاست!

-دکتر! چند تا چيز  در مملکت که به نظرتان عجيب می آيد را بگوييد!

 در مملکت ما این امکان وجود دارد که کارهای جدی  و سنگین و مهمی بدون مجوز انجام شود کاملا بستگی به جدیت و همت مجریان آن کار دارد . مثلا گروه ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام یکNGO  به معنی واقعی کلمه است و چند دانشجو آن را اداره می کند ، يا شما می دانستید که مثلا حزب " اعتماد ملی " هنوز مجوز ندارد و یا سالهای سال روزنامه " همشهری " به صورت غیر قانونی و بدون مجوز منتشر می شد و کسی هم جلویش را نمی گرفت . نظم دقیقی حاکم نیست که از هر تشکیلاتی مجوز بخواهند ، جامعه روحانیت مبارز هم مجوز ندارد

-یک ساده فلسفی -سیاسی کلیشه ای هم بپرسیم، تعریف شما از حکومت دینی چیست؟
   حکومت دینی یعنی سپردن کار به دست شایسته ترین، حکومت دینی می آید که زمینه آشنایی مردم با دین را ایجاد کند، تلقی های استبدادی از ولایت فقیه ، ربطی به خود ولایت فقیه ندارد، ولایت فقیه یعنی سپردن کار به کاردان و شایسته ترین، شاید خیلی ها تمایل داشته باشند که ولایت فقیه را با مقولات احاسای و شارعانه و غیرعقلایی و استبدادی پیوند بزنند، اما دینی که پایه های اساسی آن توحید و نبوت و عدالت است که همه اش عقلانی است، نمی تواند کار را به دست تمایلات شبه عارفانه و احساسات بسپارد، ولایت فقیه یعنی حاکمیت عقلانیت بر جامعه بر اساس تمایل مردم.
 
-   بالاخره ولی فقیه را کی معلوم یا انتخاب می کند؟ خدا یا مردم؟
 
خدا شرایط را اعلام کرده، اگر کسی این شرایط را داشت و مردم تمایل پیدا کردند،آن شخص ولی فقیه می شود و اگر هم مردم تمایل نداشتند، آن عالم دینی، یک شهروند عادی باقی می ماند، ولی فقیه منصوب عام از سوی خداست، اگر در شرایطی ، اکثریت جامعه تمایل خود را نسبت به ولی فقیه از دست بدهد، حکومت دینی از همان لحظه ساقط است و نمی تواند با زور ادامه دهد.
در ایران حاکمان هیچ وقت در خانه های شیشه ای نبودند از قاجار تا امروز . قدرت در ذات خود فساد انگیز است مگر در دستان معصوم (ع) هرچه عرصه قدرت شفاف تر باشد امکان فساد کمتر است . 
 
در آن  آمار موسیسه جهانی شفاف سازی اقتصاد که گفتید سالم ترین کشور کدام است ؟
 
کشورهای اسکاندیناوی
 
 -خوب به نظرشما  پس چطور اسیت که انها به این سلامت رسیدند بدون این شعارها و ادعاهای ما؟
 آنها مکانیزم خاص خود را دارند . وقتی ما برای عدالت از نهج البلاغه مثال می آوریم و عده ای اصولا استناد نهج البلاغه را زیر سوال می برند یا وقتی نهج البلاغه در حوزه ما جایگاه رسمی ندارد نباید توقع داشت که به عدالت و سلامت برسیم . کاری که جهان سازندگی در 20 ماه اول انقلاب کرد شش برابر 53 سال پهلوی بود . بر طبق آمار سازمان برنامه و ودجه این به آن معنی نیست که جهاد سازندگی در ان 20 ماه " معصومانه" کار کرد . بلکه به این معنا بود که  نسل جوانی که الگوهای دینی ما را باور داشتند و حتی بدون نظات بیرونی چنین کار عظیمی را انجام دادند پس می شود بدون " معصوم " هم در راه حق و تحقق الگوهای دینی و اداره صحیح زندگی مردم حرکت کرد . واقعیت این است که ما افکارمان درست است اما انها را باورنداریم .
 
 -چرا از تجربه کشورهای  اسکاندیناوی و کلا الگوهای غربی برای مبارزه با فساد و سلامت جامعه استفاده نکنیم؟
 
-   من می گویم به جای وام گرفتن از بیگانه به ثروتهای درونی بپردازیم.
 
ولی به نظرم اين حرف شما يک کليشه و شعار است فقط، فکر نمی کنید تجربه اسکاندیناوی و غرب، مال غرب نیست، مال خداست! مال عقلانیت است!
 
-  به نظرم تجربه ناقصی است.
 
- اين حرفی که شما می زنيد عملا هيچ وقت اصلاحی صورت نمی گيرد، يک ميليون سال هم با اين وضعيت بگذرد،  چون هميشه يک توجيه داريم عملا هيچ اتفاقی نمی افتد!  در حرفهایتان گفتید که اشکال کار این است که ماها به افکار و باورهایمان، باور نداریم، آقای احمدی نژاد به نظرتان چطور است ؟ به اين چيزهايی که گفتيد ، باور دارد؟
 
-   احمدی نزاد هم خیلی جاها باور ندارد ولی بعضی جاها باور دارد .
 
-  مثلا کجاها باور دارد ؟
 
-  در عرصه سیاست خارجی ما توانمندی هایی داریم که از آنها غافل بودیم . دین ما توصیه می کند که ما اعتماد به نفس بالا داشته باشیم و خودمان را دست کم نگیریم . ما چند جا با این منطق وارد شدیم . البته ای تعلق به شخص احمدی نژاد هم ندارد کل نظام اینطوری عمل کرد نتیجه آن شده است که امروز در مهلتی قرار گرفته ایم که آمریکا به تنهایی برای ترساندن ما اقدام به مانور نمی کند بلکه با همراهی 24 کشور در خلیج فارس مانور می دهد و این مانور علی رغم سنگینی و بزرگی اش قیمت دلار یا سکه را به اندازه یک حادثه کوچک هم تغییر نمی دهد . هرچند  امریکا عملکرد و اعتقادات ما را عقلانی نمی داند اما این امر قطعی است که ما را غیر منطبق با عقلانیت حاکم بر جهان ارزیابی می کند . 
 
-يک سئوال کاملا بی ربط و ابتکاری برای رفع خستگی !شنيدن کلمه قليان شما را ياد چی می اندازد؟
-در جبهه یکی از بچه ها که اهل قلیان بود، یک ماه بود که قلیان گیرش نیافتاده بود، چون در خط مقدم بودیم، در اولین فرصتی که رفت مرخصی ، یک آفتابه خرید و با استفاده از قوطی کنسرو و مقداری شلنگ و کمی ذوق و خلاقیت! با آن آفتابه یک قلیان ابتکاری درست کرد.
 
-راستی شیوه تدریس تان در دانشگاه چطوری است؟
-من در کلاسهایم، 30 ثانیه تاخیر را غیبت حساب می کنم در نتیجه کلاسهای من در اول ترم، 60 نفری است و پس از حذف  و اضافه می شود 10 نفری! من در کلاسهایم سئوالهای امتحانی را از قبل به بچه ها می گویم و آنها چند ماه فرصت دارند!

            

 -دکتر تاحالا نمره 20 هم به کسی داده اید؟
-دو نفر بودند که 20 خالص گرفتند، دو خانم، علت این بود که در برگه امتحانی ، کلاس و شیوه تدریس من را به صورت مستدل  نقد کردند
یکی از بچه ها که اهل قلیان بود، یک ماه بود که قلیان گیرش نیافتاده بود، چون در خط مقدم بودیم، در اولین فرصتی که رفت مرخصی ، یک آفتابه خرید و با استفاده از قوطی کنسرو و مقداری شلنگ و کمی ذوق و خلاقیت! با آن آفتابه یک قلیان ابتکاری درست کرد.
 
- چند کلمه می گویم اولین چیزی که به ذهنتان می رسد یا معادلی برای آن بگوئید .:
 
-    پیروزی دموکرات ها در انتخابات کنگره آمریکا : دوم خرداد در آمریکا چون دموکرات ها اصولگرا نیستند ولی جمهوری خواهان اصولگرا هستند 
-اکبر هاشمی رفسنجانی:یاد این بیت می افتم :"مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است "
-   احمدی نژاد : کاپشن !
- حاج باقر قاليباف : عکس قالیباف در کنار ایرباس مرا یاد کسانی می انداخت که در کنار میدان آزادی عکس یادگاری می گیرند
-     سید محمد خاتمی : پاپ ژان پل دوم
-       سعید قاسمی : ای والله !
-       عبدالله جعفرعلی جاسبی : میدان میوه و تره بار
-       فیلترینگ : خیط !
-       وبلاگ : کبوتر نامه بر
-        سعید حجاریان : خوش اخلاق در اخلاق خصوصی ، بد اخلاق در اخلاق سیاسی
-    آیت الله محمدرضا مهدوی کنی : پدر
-        نهضت آزادی : سرای سالمندان
-        محمد صالح کوشکی:معني زندگی و امید به آینده و البته مرد خونه، وقتی که من نباشم!
-   فاطمه رجبی : کاندولیزا رایس
-        عبدالرضا هلالی : تاسف !
-        کربلای پنج : معصومیت فراموش شده
-        598 : تنهایی یک ملت ...
-        وبلاگ کلاشینکف دیجیتال : خیلی هم کلاشینکف نیست !
-        دکتر محسن کدیور : پر کار
-        کوچک زاده : دکترای آبیاری
-        روزنامه کیهان : مصلحت اندیشی + سیاسی کاری + باقی مانده دیانت
-        روزنامه اطلاعات : آقا محمد خان قاجار
-         مدرسه غیر انتفاعی : بچه های توپول
-        گشت ارشاد ناجا : استراتژی خواهش و التماس
-        آمریکا : دکتر ابراهیم یزدی
-         انصار حزب الله : رو به تکامل ، الان کاملا قاعده بازی را رعایت می کنند
 
 -یک پيش بينی در مورد وضعيت اصولگرايان در انتخابات شوراها ؟
 
-در ۲۴ آذر صدای پس گردنی خدا به اصولگرايان شنيده خواهد شد چرا که نتيجه رقابت برای قدرت به جای خدمت، يک شورای ناهمگون و هفتاد دو ملتی و ناکارآمد خواهد بود.
-حرف آخر؟
حدس می زنم کسانی که وبلاگ کلاش را می خوانند، خیلی هاشان شنونده رادیو جوان هم باشند، در این صورت احتمالا با صدای بنده آشنا باشند، حالا این هم سیمای من!
نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٥

-حتما اين آيه معروف قرآن به گوشتان خورده است که :  يا ايها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقيکم -حجرات  49/1۳

-معنی آيه هم خيلی ساده است: مردم ، شما را از مرد وزنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گرداندیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید . در حقیقت ارجمند ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.

               علی شریعتی                   مرتضی مطهری

-حالا نکته جالبش ميدانيد کجاست؟! مرحوم دکتر علی شريعتی از اين آيه،  اثبات مفهوم «مليت» و به قول عربها شعوبيت و به زبان جديد ناسيوناليسم و ملت گرايی را  می فهميد  و مرحوم آيت الله مطهری درست برعکس، از آيه می فهميد که مليت از نظر قرآن هيچ اصالتی ندارد! در اين مورد

-يکی از آفات و آسيب های تفکر دينی به خصوص در سالهای اخير ، به ابتذال کشاندن مفهوم هدايت است، سر اينکه هرروز در نماز می خوانيم و ميگويم:« اهدناالصراط المستقيم» همين دور شدن ازمفهوم ابتذال درهدايت است!

 -مفهوم هدايت اينقدر ساده و راحت الحلقومی نيست که بعضی ها فکر ميکنند با  چهار بخشنامه و سه شعار انقلابی و دو تا آهنگ و سرود همه چی حل ميشود و ملت بهشتی ميشوند!

-حالا  به نظرشما اين آيه اثبات مليت و ناسيوناليسم  است يا نفی آن؟!

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱٠ آذر ۱۳۸٥

-دکتر! میخوای حسن عباسی بشی؟! توی مجلس؟

نه! نمیخواهم حسن عباسی باشم، من الانم شبیه حسن عباسی نیستم!

-هدف تون از کانديداتوری مجلس شورای اسلامي؟

احساس می کنم حرفهایی هست که مدتهای زیادی است که شنیده نشده و حداقل در داخل  حاکمیت این حرفها باید گفته شود.
 

دکتر محمدصادق کوشکی

يک فنجان قهوه داغ از دست دکتر خستگی تن رو درمی ياره!

-چه حرفهایی؟
-فساد سیاسی مسئولان، یادآوری این نکته که مردم برای دستیابی به چه هدفی و در فضایی حاضر به تخریب آن خانه کلنگی شدند، اینها را باید به یاد مسئولان آورد و من اگر مجلس رفتم، سعی می کنم این حرفها را یاد مردم بیاورم، باید یادمان باشد که خدا به هیچ حاکمیتی تضمین دائمی برای بقا نداده است و حاکمیت با کفر می ماند ولی با ظلم نه، تحمل و صبر مردم هم اندازه ای دارد.

-دکتر کوشکی از  کی با سياست آشنا شد؟

-زمان جبهه! در آن زمان، اصولا روزنامه ها کم بودند، سه يا چهار روزنامه بيشتر نداشتيم، اطلاعات و کیهان و رسالت و جمهوری اسلامی، در جبهه ها، همه روزنامه ها توزیع می شد اما در یک مقطعی در سال 66 به دستور امام به واسطه مطالب تفرقه انگیزی که در این روزنامه علیه دولت میرحسین موسوی چاپ می شد، توزیع روزنامه رسالت در جبهه ها ممنوع شد.

دکتر کوشکی و پسرش: محمد صالح!

محمدصادق و محمدصالح کوشکی و افق های آينده!

 در گردانی که من بودم، اصولا روزنامه مشتری نداشت و بچه ها اوقات بیکاری خودشان را با نامه نوشتن و اسم و فامیل بازی کردن و گل یا پوچ پر می کردند،اما من همه روزنامه ها را از تبلیغات می گرفتم و همیشه یک انبوه روزنامه کنارم بود،در سال 66 در جزیره مجنون در یک فضای محدودی گرفتار شدم، یک ماه روزنامه گیرم نیامد، مثل آدمهای معتاد شده بودم! یک بار یک تویوتا برایمان غذا آورد، از روزنامه به عنوان دستگیره قابلمه های غذا استفاده کرده بودند و روزنامه های کثیف و چرب و سیاه را در پشت تویوتا انداخته بودند،من این روزنامه ها را برداشتم، لذت خواندن این روزنامه ها در آن ظهر داغ جزیره مجنون هنوز به خاطرم مانده و آن روزنامه ها را با ولع عجیبی خواندم! شروع سياسی شدن همين خاطره ها بود!

-اگر مجلس بروید، پرشیا هم می گیرید؟

-نه پرشیا نمی گیرم! ولی مثل مرحوم طالقانی روی زمین هم نمی شینم!

يک چيز افتخار آميز از زندگی خودتان بگوييد!

 افتخارم این است که حتی یک ریال هم به جاسبی، شهریه نداده ام و برای قبولی در کنکور، واقعا زحمت کشیدم و دکترای هاوایی و دکترای مدیریت استراتژیک رانتی  و ..ندارم

خوشوقتم که تا امروز هیچ منصبی را از هیچ مسئولی نگرفتم و اگر مردم بخواهند و در این یکسال باقی مانده فرصت رفتن به مجلس را پیدا کنم، اولین سمت سیاسی عمرم را از دست صاحبان اصلی گرفته ام و با امضای صاحبان اصلی قدرت!
 
-اولين بار طعم عدالت را  کی چشیدید؟
 
اولین بار با دستکاری کردن شناسنامه ام در 14 سالگی به جبهه رفتم ولی یک تجدید در درس زبان داشتم، در زمان جنگ مجتمع رزمندگان از رزمندها امتحان می گرفت، کسی که ممتحن من بود، دوستی بود که سه ماه همسنگر بودیم و مرا با نمره 9 انداخت و من مجبور شدم برای اولین بار در عمرم از تک ماده استفاده کنم، اولین بار مزه تلخ عدالت را آنجا چشیدم!

-يه سئوال ساده و کاملا بی غرضانه! قرار بود بعد از 27 سال به اینجا برسیم ؟ 

-  شور عنقا داشتم ، بال مگس دزدیم ، مردم ما خانه کلنگی خودشان را به عشق ساختن یک بنای محکم و جدید در بهمن 1357 خراب کردند اما بی اعتنایی به نقشه های مورد توافق مردم و امام موجب شد ساختمان فعالی نه مورد پسند مردم باشد و نه متکی بر آرا و افکار امام  . کشور ما در بین 129 کشور مورد سنجش رتبه 109 را در فساد به دست آورده است ، فساد مسئولان سیاسی و این جایی نبود که ما بخاطرش 100 هزار شهید داده باشیم . در دنیا یک معیاری داریم بر اساس ملاک های موسسه جهانی شفاف سازی اقتصادی در بین مسئولان یک کشور هرچه رقم به یک نیزدیک تر باشد به این معنی است که گرایش و تمایل به فساد در مسئولین جامعه بیشتر است سال گذشته کشور ما رتبه 9/2 داشت و امسال رتبه 2 را کسب کرده است یکی از مظاهر فساد این است که در ایران نمی شود منابع بودجه تبلیغاتی گروه های سیاسی را کشف کرد . ما باید حکومت را بر اساس استانداردهای انقلاب بهمن 57 اداره کنیم . واقعیت این است که در ازای عدالت ، مبارزه با فساد ، تبعیض موفق نبوده ایم اما در حفظ استقلال سیاسی موفق بودیم . مردم از وضع موجود راضی نیستند و برای تغییر جدی اراده دارند .

اگه گفتين اين دست کيه؟بله درست حدس زديد: حاج رضا

  - نظر شما در مورد کلمه قبيحه آزادی چيه ؟!  به نظر شما ما در ايران آزادی داريم؟

-در ایران نمی شود حصار خبری تبلیغاتی ایجاد کرد و آزادی را خفه کرد . می دانید که فقط 10 درصد از ماهواره ها جمع شدند ؟ می دانید در سال هشتاد و چهار 160 هزار نفر مسافر از ایران به مقصد امارات رفتند آیا در این کشور می شود حصار خبری تبلیاتی ایجاد کرد ؟ بی بی سی پر شنونده ترین رادوی ایران است و رادوی فردا پر شنونده ترین رادوی در خوایگاه های دانشجویی . من سر کلاس هایم وقتی بچه ها حرفی می زنند اثر تحلیل شب گذشته رادیو فردا را احساس می کنم .

 -می دانستید حتی وبلاگ ها هم باید مجوز دار شوند ؟

 بله طبیعی است چون رسانه مسئولیت دارد و باید مسئولیت پذیر باشد وبلاگ با مسئولیت پذیری هویت جدی تری پیدا می کند اما حرف من این است که در چارچوب قانون اساسی یک سری آزادی های فردی و رسانه ای مشخص شده و اضافه بر آن کسی حق محدویت ندارد هرچند که در سالهای بعد از انقلاب بسیاری از مدیران و مسئولین بارها و بارها بدون توجه به قوانین به ایجاد محدودیت رسانه ای پرداختند.

    مثلا ؟

-   مثلا چهار دیپلمات ایرانی گروگان اسرائیل هستند اما در مورد اینها 20 سال بود که اجازه خبر رسانی وجود نداشت یا مثلا بسیج دانشجویی رسما چهار سال است که دعوت از من و حسن عباسی را برای سخنرانی ممنوع کرده است . یعنی رسما بخشنامه کرده . فضای فعلی ایران امکان ایجاد حصار رسانه ای و خبری را نمی دهد چه موافق باشیم چه مخالف.

اين گفتگو ادامه دارد!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: