...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٦

چه حسی به شما دست می دهد اگر وبلاگ شما در اینترنت(گوگل) یکی از «مراجع» جستجوی واژه «حسین شریتعمداری» شده باشد؟! این حس نارنجی گونه را من الان دارم! مطلب فوق در همشهری نوروز با عنوان « تولد روزنامه نگاری فرامنطقه ای» منتشر شد، ممنون می شوم نظر شما در موردش بدانم:

***

اگر قبل از ظهر، با تلفن همراه حسین شریتعمداری تماس بگیرید،صدای ضبط شده آرام و مودب "حاج آقا"  را می شنوید که از اینکه با وی تماس گرفته اید از شما تشکر می کند و از شما تلفن و مشخصات می خواهد تا  "انشاءالله" با شما تماس بگیرند، اما اگر بعد از ساعت 2 بعدازظهر(که کار بستن روزنامه تمام می شود) با موبایل او تماس بگیرید، حتی اگر خبرنگار هم نباشید، می توانید تقریبا مطمئن باشید که خود حاج حسین، گوشی را برمی دارد،چه خبرنگار باشید و چه نباشید، شریتعمداری شما را تحویل می گیرد و به سئوالتان جواب می دهد، البته ممکن است از شما بخواهد که پاسخ او را "رسانه ای" نکنید!


***

یکی از سخت ترین رشته های مطبوعاتی "یادداشت نویسی" و به خصوص "سرمقاله نویسی" است، نیاز حداکثری به خلاقیت برای خلق یادداشت، داشتن اطلاعات کافی و قانع کننده، شیوه نگارشی عامه پسند در عین حال موثر و نخبه پسند از چیزهایی است که نوشتن یادداشت را بسیار مشکل می کند...و حسین شریتعمداری قریب به 12 سال است که تقریبا هرروز "سرمقاله" یا "یادداشتی" در روزنامه "کیهان" می نویسد.


***

یکی از همزادهای قدیمی و تا حدودی تلخ  "روزنامه نگاری ایرانی" ، محصور شدن تاثیر سخن و قلم روزنامه نگاران ایرانی در چارچوب مرزهای کشور( به خصوص در خصوص منازعات حزبی و سیاسی داخلی) و عجز از ارائه  ومعرفی روزنامه نگاران فرامنطقه ای و چهره های بین المللی و موثر رسانه ای بوده است.

حسین شریتعمداری


به نظر می رسد در سال 1386 حسین شریتعمداری، مدیرمسئول و سرمقاله نویس مشهور روزنامه پرحاشیه کیهان بعد از اشباع تاثیرگذاری قلمش در حوزه سیاست داخلی تصمیم گرفت  برای نخستین بار بطور جدی، برد قلم خود را در منازعاتی فراتر از موضوعات روزمره سیاسی داخلی کشور بیازماید.

یکی از همزادهای قدیمی و تا حدودی تلخ  "روزنامه نگاری ایرانی" ، محصور شدن تاثیر سخن و قلم روزنامه نگاران ایرانی در چارچوب مرزهای کشور( به خصوص در خصوص منازعات حزبی و سیاسی داخلی) و عجز از ارائه  ومعرفی روزنامه نگاران فرامنطقه ای و چهره های بین المللی و موثر رسانه ای بوده است


نکته دیگری که می توان در شیوه بسیار خاص ژورنالیستی شریتعمداری به آن اشاره کرد، جمع بین "روزنامه نگاری" و "نمایندگی ولی فقیه" است که باعث می شود تحلیل ها ونوشته های او برخلاف بسیاری از روزنامه نگاران صرفا از جنس "گمانه" نباشد و تفسیر نشود.

 همین یکی از رموز اصلی تاثیرگذاری فوق العاده قلم حسین شریتعمداری در عرصه رسانه های ایرانی و حتی بین المللی است، هرچند که بارها توضیح داده شده است که نظرات مدیرمسئول کیهان الزاما نظر رهبرمعظم انقلاب نیست.

حسین شریتعمداری از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب است، حضور در کوران مبارزات سیاسی قبل از انقلاب و آشنایی کامل با جریانات سیاسی موجود در زندانهای رژیم پهلوی، پشتوانه مهمی برای سرمقاله های کیهان است که معمولا یک خاطره تاریخی به روایت حسین شریتعمداری را در خود جای داده است، یکی از تاثیرگذارترین این  سرمقاله ها، مطلبی بود که شریتعمداری با لحنی گلایه آمیز چند روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری نهم خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشت( من مقلد خمینی هستم) و شخصیت انفلابی او را به خودش گوشزد کرد.

شریتعمداری که تجربه گفتگوی تئوریک با رهبران حزب توده در زندان اوین را هم در کارنامه ژورنالیستی خود دارد در همان دفتر قدیمی سناتور "مصباح زاده" موسس کیهان در سال 1321 سکان فرماندهی این روزنامه تاثیرگذار را برعهده دارد، در ایام برگزاری نمایشگاه مطبوعات، یکی از پرحاشیه ترین و جذاب ترین بخش های نمایشگاه، محاجه و بحث شریتعمداری با خوانندگان و منتقدان کیهان در غرفه این روزنامه است، بحث های داغی که غرفه داران کیهان از آن فیلمبرداری هم می کنند و آرشیو بزرگ و جذابی از آن ساخته اند.

هوشمندی رسانه ای  شریتعمداری این است که نشانه های اولیه برپایی هرنوع "موج" خبری و رسانه ای  در جامعه را به خوبی رصد کرده و احساس می کند و اگر برخاستن این موج را مخالف و متضاد با آنچه که اهداف و مبانی انقلاب و نظام تشخیص دهد، بدون هیچ تعارفی وارد صحنه می شود؛  شریتعمداری چون هوشمندانه و به خوبی "ذات منتقد رسانه" و مشکلات جامعه را می شناسد، با ورود جسورانه و خاص به عرصه نقد(حتی نقد کسانی چون فرمانده کل سپاه پاسداران و شخص رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و کشور و ..) به اصطلاح نمی گذارد عرصه "نقد" به دست نااهلان و غیرخودی ها بیفتد و با حضوری جسورانه، شریان و جریان نقد در کشور را "مدیریت" می کند.

شاید تنها موردی که شریتعمداری موفق به مهار آن نشد، "فاطمه رجبی" بود که با وجود آنکه حاج حسین یک "سرمقاله" آتشین کیهان را خرج آن کرد، بازهم موفق به مهار و به حاشیه راندن قلم تند و زنانه خانم رحبی نشد.

نگارش ساده و در عین حال محکم شریتعمداری یکی از جذابیت های نوشته های اوست که حتی مخالفانش هم به آن اذعان دارند، خبرنگاران کیهان داستان های زیادی از حضور صمیمانه و بی تکلف حاج حسین در تحریریه کیهان و احوال پرسی های او از تک تک بچه های کیهان به یاد می آورند، جالب است که تحریریه اصلی و سیاسی کیهان هم متشکل از چند "یادداشت نویس" است  به طوری که می توان گفت شریتعمداری شیوه خودش را در کیهان نهادینه کرده است.
اما شاه بیت سرمقاله های شریتعمداری در سال 1368 سرمقاله جنجالی " آواز کوچه باغی" بود که در 18 تیرماه روی صفحات سربی کیهان نقش بست.

شریتعمداری چون هوشمندانه و به خوبی "ذات منتقد رسانه" و مشکلات جامعه را می شناسد، با ورود جسورانه و خاص به عرصه نقد(حتی نقد کسانی چون فرمانده کل سپاه پاسداران و شخص رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و کشور و ..) به اصطلاح نمی گذارد عرصه "نقد" به دست نااهلان و غیرخودی ها بیفتد و با حضوری جسورانه، شریان و جریان نقد در کشور را "مدیریت" می کند


حاج حسین در این سرمقاله آتشین تصمیم گرفت، تکلیف "ادعاهای تکراری و زنجیره ای اعراب در مورد جزایر سه گانه" را با یک تک رسانه ای و درخواست بازگشت بحرین به ایران به غیرمنتظرانه ترین شکل بدهد، اصلی ترین بخش این سرمقاله چنین بود:

" در حقوق بین الملل و قوانین مربوط به مرزها و سرزمین ها، حاکمیت یک کشور بر یک منطقه از چند راه به اثبات می رسد. از جمله «مالکیت تاریخی»، حاکمیت موثر- یعنی افراشته بودن پرچم، نصب حکام، حضور نیروی نظامی و...- که تمامی این ملاک ها و معیارهای حقوقی از حاکمیت قطعی ایران بر جزایر سه گانه حکایت دارند. 10- در میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، همراهی بحرین با سایر کشورهای عضو حساب جداگانه ای دارد، زیرا بحرین بخشی از خاک ایران بوده است که در جریان یک زد و بند غیرقانونی میان شاه معدوم و دولت های آمریکا و انگلیس از ایران جدا شده است و امروزه اصلی ترین خواسته مردم بحرین بازگشت این استان جدا شده از ایران به سرزمین اصلی و مادری آن، یعنی ایران اسلامی است"

از همان فردای چاپ سرمقاله، بازتاب های فرامنطقه ای آن شروع شد، گروهی از بحرینی ها در مقابل سفارت ایران در منامه به تظاهرات پرداختند و حتی به پرچم ایران توهین کردند.
بحرینی های معترض که تعدادشان به هزارنفر می رسید، حتی  خواستار اخراج سفیر ایران شدند، دو روز بعد، نائب رئیس حزب اخوان المسلمین بحرین در مصاحبه با یکی از روزنامه های فرانسوی هدف از این تجمع را عذر خواهی رسمی مقامات ایران از مردم و دولت بحرین و همچنین برخورد قاطع دولت ایران با شریعتمداری ، دانست.

الشیخ المعاوده خطیب نماز جمعه بحرین در خطبه های نماز جمعه خود به شدت از شریعتمداری انتقاد کرد و در ادامه استقلال بحرین را قانونی دانست و گفت : بر اساس رفراندم سال ۱۹۷۱ بیش از ۹۸.۸ درصد از مردم بحرین به استقلال این کشور رای مثبت دادند . وی به شدت از دولت ایران به خاطر محدود کردن سنی های مقیم ایران هم انتقاد کرد.

اما شریعتمداری هم ساکت ننشست و در گفت وگو با خبرگزاری ایسنا درخصوص بازتاب های مقاله فوق الذکر گفت: در این یادداشت اسناد غیرقابل انکاری از حاکمیت قطعی و بلامنازع ایران بر جزایر سه گانه خلیج فارس ارائه شده است. وی ادامه داد: این اسناد علاوه بر وزارت خارجه ایران در وزارت خارجه انگلیس نیز موجود است و بخشی از آن نیز در سازمان ملل نگهداری می شود.

بخشی از این اسناد توسط وزارت خارجه انگلیس که هر 30 سال یک بار برخی اسناد سری و محرمانه را منتشر می کند، منتشر شده است. طبق همین اسناد متقن، بحرین نیز جزیی از خاک ایران بوده و نمایندگان دولت ایران در رژیم طاغوت در یک زد و بند غیرقانونی یک استان کشور را بخشیده اند در حالی که چنین حقی نداشته اند.

مدیرمسئول روزنامه کیهان در پاسخ به فضاسازی روزنامه الشرق الاوسط گفت: خبرنگار این روزنامه پنج شنبه بعدازظهر طی تماسی با من درمورد این موضوع سؤال کرد که من به وی توضیح دادم که این نظر اگرچه از جانب من دراین یادداشت مطرح شده اما نظر بسیاری از مردم در داخل کشور و نیز کشور بحرین است.

 شریعتمداری ادامه داد: خبرنگار این روزنامه از من پرسید که آیا این مسئله نظر مسئولین ایران و یا نظر مقام معظم رهبری است که من در پاسخ به وی گفتم جایگاه رهبری بسیار رفیع تر از این است که درمورد مقاله یا نوشته روزنامه ای نظر بدهند. در راستای فضاسازی روزنامه الشرق الاوسط که به محافل صهیونیستی نزدیکی آشکاری دارد، برخی مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز کوشیدند تا با جنجال آفرینی درباره مقاله مستند کیهان از پاسخ منطقی به آن فرار کنند.
هرچند تنش های به وجود آمده در روابط ایران-بحرین و کشورهای حوزه خلیج فارس با سفر دکتر احمدی نژاد به اجلاس شورای همکاری خلیج فارس تاحدود زیادی فروکش کرد، اما روزنامه نگاری ایرانی با یکی از سرمقاله های حسین شریتعمداری، تجربه جدید و خاصی را در سال 86 چشید
.

***

-در همین زمینه: طعم سرمقاله های حسین شریتعمداری(+)

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦

-حسنیه جماران، وقتی سیدحسن آقای خمینی رای داد و داشت از حسینیه بیرون می رفت به شوخی گفتم بهش : حاج آقا با BMW  اومدین؟! جا خورد و منو نگاه کرد و یک هیوندایی پارک شده  رو نشونم داد و گفت: نه ! با این اومدم، تازه مال خودم هم نیس! من شوخی کردم! ولی حسن جدی گرفت! باید مشاورین حاج حسن طرز پیچوندن و شوخی کردن با خبرنگارها رو حتما بهش یاد بدن!

  من و حسن!

2-وقتی آقای علی یونسی داشت رای اش را می نوشت خبرنگارها و عکاسها دوره اش کرده بودند،عکاسها فلاش می زدند و شاتر می زدند و خبرنگارها تیکه می انداختن! حاج آقا هم سعی می کرد کاغذ رای را لای عبایش بپیچد تا کسی متوجه رای نشه( هرچند که ما فهمیدیم!) وقتی یونسی داشت رای اش را می نوشت و یک لحظه همه ساکت بودند، من یهو گفتم: یکی از دستاوردهای حاج آقا در دوره وزارت، ساخت دستگاه دروغ سنج بوده! حاج آقا خبری ندارید دیگه از دروغ سنج ها؟! یونسی سرش رو بلند کرد و  با اون چشمای قشنگ و خاص اش! منو نگاه کرد و گفت: ایرانی ها همه دروغ سنج های دنیا رو گول می زنند! دروغ سنج برای ایرانی ها جواب نمی ده که کلی خندیدیم و فضا شاد شد!

  علی یونسی3
- به پیشنهاد محمدرضا نظری(خبرنگار آفتاب) توی حسینیه جماران یک کاری کردیم که فکر می کنم توی تاریخ بنویسن و ثبت بشه! ساعت ده بود، بچه ها گشنه شون شده بود، از چای و شیرینی و پذیرایی هم خبری نبود، رفتیم از سرکوچه سنگکک داغ و پنیر و شیرکاکائو خریدیم! حدس بزنید کجا خوردیمش؟! توی بالکن حسنیه، روبروی صندلی امام، جایی که دوربین تلویزیون مستقر می شد، شنیده بودم که توی جماران به بچه ها خیلی خوش می گذره ولی باورم نمی شد! 
سنگگ
 جلوی چشم همه با پررویی تمام نان و پنیر و شیرکاکائو رو خوردیم! لواسانی شهرستان، خبرنگار فارس شیرکاکائوش رو ریخت روی زیلو، با هربدبختی بود، پاکش کردیم، قرار شد اگه کسی ازمون سئوال کرد (در مورد آثار شیرکاکائو روی زیلو) بهش بگیم مال دوره امامه و ربطی به ما نداره!  خیلی فضای جالبی بود، الان هم صدای کلاشینکف رو از استانداری تهران می شنوید!  
نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦

هفته قبل ، جای شما خالی ! در خبرگزاری مهربون فارس، میزگرد وبلاگها و انتخابات برقرار بودو از نزدیک دوستان را زیارت کردیم(از جمله برادر الیاس واژگون رو که مدتها بود مشتاق دیدار بودیم) میزگرد خوبی بود، دست آقای محمدصادق زمانی(انارترش) درد نکند، هرچند که جای خانم دکتر توحیدلو هم خالی بود، نکته ای که برایم جالب آمد این بود که هم آقای بوترابی پرشین بلاگ و هم آقای منتظری راد هردو تاکید داشتند که جریان وبلاگها در اینترنت باید در جریان های رسمی بیرون از نت، هضم و جذب شوند، البته یکی از الطاف خفیه الهی در این میزگرد این بود که بالاخره بعضی از دوستان نقاب اسم مستعار را کنار گذاشتند! 

***

بهمن هدایتی با بیان این که موسمی بودن انتخابات یکی از مشکلات جامعه ایران است، گفت: وبلاگ‌ها می‌توانند با نقد دایمی، حلاجی و تحلیل‌گری مداوم به شفافیت عرصه سیاست و نهادینه شدن حرفه‌ای سیاست در بخشی از جامعه کمک کنند. 

بهمن هدایتی مدیر وبلاگ کلاشینکف دیجیتال در میزگرد اختصاصی خبرگزاری فارس با عنوان "رسالت وبلاگ‌ها: انتخابات و مشارکت حداکثری‌: ایده‌ها و راهکارها" که با حضور مدیر پرشین بلاگ و تنی چند از وبلاگ‌نویسان حرفه‌ای کشور برگزار شد با بیان اینکه رسانه‌ها وجدان هر جامعه‌ای هستند، گفت:‌هر چند رسانه‌های کلاسیک معمولا به منابع قدرت وابسته هستند اما وبلاگ‌ها چون هم خصلت رسانه‌ای دارند و هم غالبا با حسن نیت نوشته می‌شوند ،‌می‌توان از آنها به عنوان "وجدان جدید و دیجیتالی" جامعه نام برد.

وی افزود: وبلاگ‌ها به مرور به یکی از منابع "قدرت‌نرم" در جامعه ما نیز تبدیل خواهند شد و این روند غیرقابل انکار است.

فارس

نویسنده وبلاگ‌ کلاشینکف دیجیتال با اشاره به اینکه ایران سومین کشور در جهان از نظر تعداد وبلاگ است، گفت: وبلاگ‌های فارسی حتی بعضا جور سایر رسانه‌های جامعه را هم می‌کشند و به همین دلیل با غنای خاصی در محیط وبلاگستان فارسی مواجه هستیم و دلیل استقبال بی‌نظیر ایرانیان از پدیده وبلاگ‌ نیز می‌تواند همین باشد.

هدایتی یکی از مشکلات جامعه ایران را "موسمی‌بودن سنت انتخابات" دانست و افزود: شفافیت و پرسش‌گری در عرصه سیاسی ما معمولا تداوم ندارد و فقط در مقاطع زمانی نزدیک به انتخابات مورد توجه قرار می‌گیرد.

وی ادامه داد: وبلاگ‌ها به خصوص وبلاگ‌ها سیاسی می‌توانند نقش مهمی در تغییر و اصلاح این سنت غلط (موسمی‌بودن سنت انتخابات و سیاست) در جامعه ما ایفا کنند و با نقد دایمی، حلاجی و تحلیل‌گری متداوم به شفافیت عرصه سیاست و نهادینه شدن حرفه‌ای سیاست در بخشی از جامعه کمک کنند.

مدیر کلاشینکف دیجیتال با بیان اینکه آزادی موجود در فضای اینترنت، عین عدالت است تصریح کرد: نباید به صرف اینکه دشمن می‌تواند یا می‌خواهد از فضای مجازی ما سوءاستفاده کند در جهت ایجاد محدودیت دراین فضا گام برداریم این فضا همان قدر که تهدید می‌تواند تلقی شود فرصت هم هست.

هدایتی افزود:‌هر چند که جریان مجازی در جامعه ما حدود 10 میلیون کاربر و شهروند دارد، اما نباید در سنجش اندازه‌های واقعی آن دچار اشتباه و افراط هم شد.

وی یکی از مشکلات مشکل عرصه سیاست درجامعه ایران را تابلوها وهویت‌های کاذب سیاسی در محیط بیرونی ودرفضای سیاسی جامعه دانست و گفت:‌وبلاگ‌ها می‌توانند با احیای نوعی سنت "پرسش‌گری و تحلیل" با این آفت سیاسی به چالش برخیزند و به خصوص با بازخوانی ویادآوری و تحلیل‌ تاریخ، جریان‌های سیاسی فرصت‌طلب را به چالش بکشند.

هدایتی با تاکید بر این که نوع دعوت وبلاگ‌نویسان به مشارکت حداکثری حتما باید با نوع دعوت رسانه‌های رسمی متفاوت باشد گفت: نباید توقع داشت که وبلاگ نویسان هم مانند رسانه‌ای مثل صدا و سیما مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کنند، باید از وبلاگ نویسان توقع نرم‌افزارانه داشت نه توقع کارکرد کلیشه‌ای رسانه‌های رسمی.


هدایتی با اشاره به این که تحریم دایمی و قهر همیشگی از انتخابات یک انفعال محض است که هیچ فایده‌ای ندارد که البته این با مفهوم قهر مقطعی سیاسی که می‌تواند یک تاکتیک سیاسی باشد متفاوت است، اظهار کرد: تحریم انتخابات تا به امروز در ایران رنگ موفقیت به خود نگرفته اما قهر سیاسی یک حق شهروندی است و نمی‌توان منکر آن شد.

ابوذر منتظری راد(منتظرالقائم) مدیر وبلاگ پاسداران نیز در ادامه بحث‌های مطرح شده در این میزگرد با بیان این‌که وبلاگ یک رسالت رسانه‌ای است که یک شهروند آن را برعهده می‌گیرد، گفت: کسی که در صحنه اجتماع کنگ است و نمی‌تواند حرفی بزند در صحنه وب هم حرفی برای گفتن ندارند.

وی با اشاره به این‌که رسالت یک وبلاگ نویس متعهد به آرمان‌ها و منافع ملی نظام جمهوری اسلامی ایران این است که سیاست‌ها و نوشته‌های تحریم کنندگان و تخریب گران انتخابات و سایر منافع ملی را نقد کند، اظهار کرد: محدودیت‌هایی که رسانه‌های عادی دارند در عرصه وبلاگ وجود ندارد اما نباید وبلاگ را از بافت کلی جامعه جدا بدانیم.


منتظری راد در پاسخ به بحث‌های مطرح شده توسط مهدی بوترابی و بهمن هدایتی گفت: این بحث‌ها هیچ ارتباطی به منافع ملی ما ندارد و صرفاً برای ایجاد انحراف در موضوع اصلی جلسه که رسالت وبلاگ‌ها برای تحقق مشارکت حداکثری است مطرح می‌شود.

مدیر وبلاگ پاسداران افزود: رعایت اخلاق انتخاباتی، وبلاگ، سایت یا ... نمی‌شناسد، شرط رعایت اخلاق انتخابات، مسئولیت‌پذیری و حاکم دیدن خداوند بر اعمال انسان است.

وی تصریح کرد: ما باید بپذیریم که وبلاگ هم یک رسانه است تا به این درک برسیم که هدایت یک رسانه نیاز به رعایت اخلاق و مسئولین پذیری دارد.


وی در پایان با بیان این‌که متاسفانه ما در وبلاگ نویسی، مسئولیت پذیر نیستیم و از پذیرش مسئولیت فرار می‌کنیم، گفت:فردی که در وبلاگ نویسی، اخلاق را رعایت نمی‌کند قطعاً در زندگی سیاسی و شخصی هم به اخلاق پایبند نیست.

سید فرجام کمانه کارشناس رسانه نیز با تأکید بر این‌که تکثر وبلاگ‌ها صرفا به منزله وجود ما به ازای خارجی تعداد آنها نیست، گفت: در مقوله انتخابات ما نباید این تصور را داشته باشیم که وبلاگ‌ها صرفا فعالیت‌های تبلیغی و شعارهای آرمانی بدهند.


کمانه ادامه داد: وبلاگ‌ها در رابطه با انتخابات به چند دسته تقسیم می‌شوند؛ دسته‌ای از وبلاگ‌ها همیشگی هستند و یک روند دائمی را دارند اما دسته‌ای دیگر از وبلاگ‌ها تنها در مقطع زمانی انتخابات، زاییده می‌شوند.

وی با بیان این که وبلاگ‌ها به هر دلیلی ممکن است در یک انتخابات برخلاف انتخابات گذشته، از خودشان تحرک و فعالیت نشان ندهند، افزود: ما این را نباید به معنای تحریم بگیریم چرا که تحریم یعنی یک حرکت فعال برای منفعل کردن دیگران.

محمد الیاس مدیر وبلاگ واژگون هم با اشاره به این‌که ما نباید رفتار انسانی را صرفا محدود به تبلیغات کنیم، گفت: وبلاگ‌ها یا می‌توانند در مقوله انتخابات صرفاً جهت‌گیری تبلیغاتی داشته باشند و بوق تعریف و تمجید باشند و یا اینکه بر غنای سرمایه سیاسی اضافه کنند.

الیاس، نوع تربیت انسان‌ها را تعیین کننده مشی و رفتار سیاسی آنها دانست و گفت: کسی که از زمان طفولیت تا به امروز که 20 و اندی سال از عمرش می‌گذرد در خانواده‌ای زندگی کرده که همیشه روزنامه وجود داشته و اعضای خانواده نسبت به مسائل جامعه و ساست حساس بوده‌اند قطعاً نمی‌تواند نسبت به مسائل سیاسی بی‌تفاوت باشد.

شهیدی به نمایندگی طلاب وبلاگ نویس هم در ادامه این میزگرد با اشاره به ویژگی های وبلاگ گفت: بلاگ به دلیل ویژگی‌های منحصر به فردی که دارد و فضای بسیار آزاید که بر‌ آن حاکم است می‌تواند نماینده جامعه باشد.
وی افزود: کسی که در خیابان با صدای بلند فحش می‌دهد نماینده طیف فحاش جامعه است.
شهیدی یکی از مشکلات وبلاگ‌ نویس ها و حتی مشکلات جامعه ایران را پرداختن غیرمتخصصانه به موضوعات خواند و اظهار داشت: از مشکلات مهم وبلاگ‌ها این است که در موضوعات مختلف خارج از حیطه تخصصی خودشان وارد می‌شوند و حتی از ادبیات ویژه آن موضوع هم بی‌خبرند.

وی در پایان با اشاره به این‌که اثر اساسی رسانه، عملیات روانی است که همه رسانه‌ها خواسته یا ناخواسته از آن بهره‌برداری می‌کنند، گفت: وبلاگ‌ها برای اینکه در فعالیت‌هایشان موفق باشند باید بصورت تخصصی به موضوعات موجود بپردازند تا بتوانند تاثیرگذار باشند.

***

.بخش دوم میزگرد(+) و لینک بخش اول (+)

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٦

 درکوچه پس‌کوچه‌های خلوت شهرری، در خیابانی که به نام شهید فدایی نامگذاری شده، در خانه ای قدیمی با نماینده تهران در مجلس هفتم و دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی درباره آخرین تحولات سیاسی کشور به گفتگو نشستیم. فدایی در پاسخ به سئوالی غیررسمی با لبخند به ما گفت: من هرروز برای آقای احمدی نژاد صدقه می دهم، همینطور برای همه مسئولان اصلی کشور.

***

فضای کنونی انتخابات را که تا حدود زیادی می تواند نتیجه انتخابات را هم نشان دهد را چگونه ارزیابی می کنید؟

حسین فدایی: نکته اول این است که زمان انتخاب شده برای برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی مناسب نیست، چون ما در روزهای اول تبلیغات با ایام َآخر ماه صفر و عزاداری های مخصوص شیعیان مواجه شدیم و چون تقریبا همه متدینین و مومنین به استقبال 28 صفر می روند و مراسم های مختلفی برگزار می کنند و از سوی دیگر چون اکثر خانواده ها به سراغ مقدمات سال جدید می روند و مشغول رتق و فتق امور می شوند به این خاطر فضای مناسبی وجود ندارد.

البته از همان اول که این زمان برای انتخابات در نظر گرفته شد بعضی از دوستان مخالفت خود را بیان کردند،نکته دیگری که در فضای فعلی انتخابات وجود دارد و بر آن تاثیر گذاشته است قانون جدید تبلیغات است که برای جلوگیری از اسراف محدودیتهایی را ایجاد کرده است . البته به نظرم جلوگیری از اسراف می توانست راههای دیگری هم داشته باشد.

این محدودیت ها باعث شده است تبلیغات فضای عمومی بی رنگ شود و لذا افکار عمومی هنوز با فضای انتخابات درگیر نشده است. که این هم تاثیر خاص خود را بر مشارکت مردم می گذارد البته از نظر مشارکت نامزدها ، مشارکت احزاب و گروهها در بحث رقابت ما مشکلی نداریم ولی این عوامل فرعی تاثیر جدی در فضای عمومی انتخابات گذاشته است که امیدواریم در دو سه روز باقی مانده توسط رسانه ها ، علما وروحانیون ، معتمدین مردم حل شود و آنها باتوضیحات چهره به چهره بتوانند این خلا را جبران کند خصوصا از صدا و سیما انتظار می رود نقش موثر ومفید تری را در این زمینه ایفا کند.

* بعضی ها می گویند مجالس ایران مجالس " معتمدان" هستند نه مجلس " نخبگان " . نظر شما در خصوص این ادعا چیست؟

- البته اینها با هم قابل جمع است. مجلس هم به افراد نخبه نیاز دارد و هم نخبه های مورد اعتماد امیدوارم مردم در انتخاباتی که درپیش رو داریم با همین ملاک یعنی انتخاب نخبگان مورد اعتماد به پای صندوق های رای بروند ما در مجلس هفتم بیشتر معتمد داشتیم و بیشتر افراد مقبول در این مجلس حضور داشتند البته این حرفم جسارت به ساحت نمایندگان تلقی نشود ولی حقیقت این است که جامعه ما افراد نخبه و کارشناس زیادی دارد که جایشان در مجلس خالی است وحضور آنها در مجلس می تواند واقع شود.

فدایی

 

البته به جز نخبگی ملاک هایی چون بصیرت سیاسی ، هویت اسلامی ، روحیه عدالت خواهی و توجه خاص به محرومین و اقشار ضعیف هم باید جزو ملاک های اصلی باشد. نماینده باید ترفند های استکبار را بفمند نیازهای مردم را بداند و قدرت تشخیص چشم انداز نظام را داشته باشد.

* شما به عنوان یک نماینده مجلس هفتم چه نمره ای به مجلس هفتم می دهید؟

- ما باید در مقایسه نمره بدهیم بدون مقایسه نمی توانیم به مجلسی نمره بدهیم مثلا در رابطه با مقاومت نسبت به استکبار و پافشاری بر حق مسلم هسته ای نمره مجلس هفتم نمره بالایی است مثلا بالای 18 ، شاید در آن مصوبه معروف هسته ای مجلس هفتم فقط 8 نفر بودند که رای ندهند مجلس یکپارچه به آن رای داد. در حوزه هایی که مربوط به لوایح و طرحهای خدمت رسانی به مناطق محروم بود مجلس خوب وارد شد و نمره قابل قبولی دارد.

-نقاط ضعف مجلس هفتم در چه حوره هایی بود؟

-در حوزه هایی که کار کارشناسی بالایی می طلبید مثل حوزه اقتصاد و طرحهای زیربنایی مجلس نسبت به دو موضوع دیگر نمره کمتری می گیرند در حوزه مسائل مربوط به فرهنگ  هم مجلس نمره خوبی می گیرد.

* به نظر شما شجاعت ترین نماینده مجلس هفتم چه کسی بود؟

-بعضی ها تصور می کنند هر چه بیشتر انتقاد کنند شجاعت تر هستند این طور نیست شجاعت یعنی اگر انسان طرح و لایحه ای را هم ببیند به ضرر خودش باشد به آن رای دهد یا آن حرف را بزند از این منظر انتخاب افراد شجاع مجلس بسیار دشوار است و اجازه بدهید من اسم نبرم.

* هزینه انتخاباتی شما در دور هفتم و در دور هشتم مجلس شورای اسلامی چقدر بوده است؟

- در دور هفتم من یک ریال هم به طور شخصی هزینه نکرده ام و دردوره هشتم هم یک ریال هزینه انتخاباتی نکرده ام این مردم بزرگوار و خیر هستند که به ما کمک می کنند و هر روز زنگ می زنند ، تماس می گیرند و می گویند ما فلان امکان یا فلان محل یا دفتر را می خواهیم به شما بدهیم بدون اینکه وجهی از ما بگیرند. کاملا داوطلبانه و صلواتی این کارها را انجام می دهند حتی اخیرا یک نفر نمونه کار تبلیغاتی برای من درست کرده بود که فقط آمد این جا و به من نشان داد و رفت خودش آن را چاپ و توزیع کرد.

* هزینه های تبلیغاتی جمعیت ایثارگران چگونه تامین می شود؟

- تقریبا مشابه همین وضعیت است کل کار در اختیار آقای فرزونده است و من عدد دقیقی را ندارم که بتوانم ارائه کنم .

* به نظر شما مجلس هشتم چطور باید باشد؟ اولویت آن چه باید باشد و ما در آغاز سی سالگی انقلاب اسلامی به چه مجلسی نیاز داریم؟

- واقعیت این است که ما به مجلسی کارآمد تر از مجلس هفتم نیاز داریم به خصوص در حوزه  بحث های اقتصادی و طرح های زیربنایی که باید یک ساماندهی جدی در اقتصاد کشور ایجاد شود واقعیت این است که وضع فعلی اقتصاد ما به صورت معمولی قابل اصلاح نیست و ربطی هم به هیچ دولتی ندارد و این وضعیتی است که پیش از 50 سال نهادینه شده است ما نیاز به یک انقلاب اقتصادی داریم که لازمه اش بودن عناصر مومن ، وفادار به خط امام و رهبری  و در عین حال کارشناس و کاران و عاقل باشند و شجاعانه تصمیم بگیرند و روحیه شجاعت و ایثار را به طور همزمان دارا باشند.

ما برای اصلاح امور اقتصادی نیازمند بحث های کارشناسی جدی بدور از فضای سیاسی و تنش ها و بگو و مگوهای معمول سیاسی هستیم چرا که همه کارشناسان اقتصادی با گرایش های مختلف اعتقاد دارند که باید وضع موجود اصلاح شود منتهی در راه حل ها و تاکتیک ها اختلاف نظر وجود دارد جالب است همان هایی که به اصلاح اقتصادی اعتقاد دارند وقتی کامی برای اصلاح اقتصادی برداشته می شود به خاطر دلایل سیاسی با آن مخالفت می کنند.

* مثلا؟ کدام جریان ها؟

- همین جریان سیاسی مجلس ششم  خودشان برای آزاد سازی اقتصادی تصویب کردند قیمت ها آزاد شوند و یارانه های قطع شود حتی بنزین را می خواستند برای سال 83 و 84 با نرخ هر لیتر 400 تومان عرضه کنند اما مجلس هفتم با آن روند آزاد سازی افراطی موافق نبود. چون سیاستهای قیمتی را به طور صرف مفید نمی دانست و معتقد بود باید با یک رویکرد جامع و برنامه ریزی کلان معضل اقتصاد حل شود. متاسفانه همین جریان در یکی دو سال اخیر با بی انصافی کارهای اخیر را تضعیف کردند.

* در مورد ساز و کار تشکیل و عملکرد جبهه متحد  اصولگرایی تحلیل های زیادی وجود دارد شما  به عنوان یکی از افراد اصلی و حاضر در این فرایند این روند را چگونه ارزیابی می کنید؟

- ما درا واخر سال گذشته به این جمع بندی رسیدیم که باید برای انتخابات مجلس هشتم اختلافات سلیقه ای دراردوگاه اصولگرایان  را بر طرف کنیم و یک با فضای تفاهمی وارد عرصه انتخابات شویم .با تلاش های صورت گرفته در فروردین ماه سال جاری عده ای از معتمدین اصولگرا که حدودا 15 نفر می شدند جمع شدند و جلساتی را تشکیل دادند که ماحصل این جلسات دو برداشت مشترک شد اول اینکه دشمنان کشور و نظام به دنبال این هستند که انتخابات مجلس فاقد شور و نشاط و حضور گسترده مردم باشند و در عین حال عناصری وارد مجلس شوند که مواضع آنها باعث خوشحالی استکبار شود و برداشت دوم  هم این بود که اگر در بین اصولگرایان اختلافی باشد از این اختلافات دیگران سو استفاده می کنند و ممکن است عناصر غیر اصولگرا به مجلس راه پیدا کنند پس به این نتیجه رسیدیم که راهکار اصلی ما تشکیل ساز و کاری برای تفاهم اصولگرایان و وحدت آنها و ارائه فهرستی ائتلافی از همه اصولگرایان باشیم.

بنابراین جبهه متحد اصولگرایان شکل گرفت که از هر سه ضلع اصولگرایی دو نفر در آن حضور داشتند و این گروه به گروه 6+5 معرف شد که البته از این شش نفر 5 نفر مرضی الاطراف بودند. این شورای 11 نفره برای ساماندهی انتخابات مشخص شد و در سراسر کشور هم جبهه متحد اصولگرایان شکل گرفت درتهران داوطلبین 150 نفر بودند که از بین آنها 30 نفر انتخاب شدند و اصل این ساز وکار مورد حمایت عناصر موثری از جامعه روحانیت ، مدرسین ، حضرت آیت الله مهدوی کنی ، آیت الله یزدی ، احمدی نژاد ، قالیباف ، توکلی ، حداد عادل ، لاریجانی ، عسگراولادی شد. البته در این ساز وکار انتقاداتی هم ممکن است وجود داشته باشد اما اصل این ساز وکار مهم است.

* با اجازه شما یک سئوال کلی تر مطرح کنم، شما در سازمان مجاهدین انقلاب اولیه یک نوع کار سیاسی را تعریف کردید که در آن کار حزبی با نظارت مستقیم ولی فقیه و یا با حضور نماینده آن انجام می شد که در آن دوره آیت الله راستی کاشانی نماینده امام در سازمان مجاهدین انقلاب بودند. آیا الان نیز در جمعیت ایثارگران  همین مدل حاکم است؟

- ما  اساسا هر گونه تصاحب در امور عمومی را بدون حجت صحیح نمی دانیم و دخالت در امور حکومتی و امور عمومی مردم را ازشئونات حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و درغیاب ایشان ولی فقیه می دانیم. لذا تصرف درامور سیاسی وتغییر مناسبات سیاسی و ایجاد هرگونه جریان سیاسی که به امور عمومی برمی گردد باید برخورددار از حجت باشد. در سازمان مجاهدین انقلاب همین اعتقاد را داشتیم و از محضر حضرت امام تقاضا کردیم که نماینده ای را مشخص کنند و به همین دلیل بود که در مقدمه بحث های اساس نامه و اصول اعتقادی خود در سازمان مجاهدین انقلاب مطرح کردیم که ما " شورای رهبری" نداریم چون رهبری سازمان را جدای از رهبری  جامعه نمی دانستیم .

جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی

 

لذا شورای مرکزی را به عنوان" مجلس مشورتی " مطرح کرده بودیم اما در مسیر کار سازمان عده ای تلاش کردند اعتقادات خود را به دیگران تحمیل کنند و سازمان را از مسیر رهبری عمومی جامعه خارج کنند. لذا اختلافات این جا شکل گرفت یعنی عده  قابل توجه ای از دوستان ما این مسیر را انحرافی دانستند و در مقابل آن ایستادند آن طیف دیگر هم چون جرات نداشتند علنا بگویند ما با خط امام و ولایت فقیه مشکل داریم مرز بندی در سازمان را توجیه اقتصادی کردند و اسم راست و چپ بر آن گذاشتند. در حالی که اصلا مسئله این بود که ما اعتقاد داشتیم باید مسیر سازمان در مسیر رهبری و روحانیت و فقاهت قرار بگیرد اما آنها می خواستند نگاه لیبرالی را در سازمان حاکم کنند. چون آنها در آن مقطع در قدرت بودند و امکانات رسانه ای هم داشتند تا اندازه ای توانستند افکار عمومی را با این تقسیم بندی چپ و راست ، اقتصادی فریب بدهند ولی بعد از 10 تا 15 سال ماهیتشان رو شد و بعد از رحلت امام (ره) کاملا مواضع آنها آشکار شد و در زمان موسوم به اصلاحات نیز ماهیت اصلی این عناصر به طور کامل آشکار و علنی شد.

* نگفتید که در شرایط فعلی فعالیت سیاسی شما چگونه است و آیا از همان مدل پیروی می کند؟

- الان حجت برای ما قطعی شده است چون ما در دیداری  که با مقام معظم رهبری داشتیم دیدگاههایمان را به ا یشان ارائه کردیم و ایشان فرمودند که من شما ها را نمی شناسم ولی مواضع شما را می پسندم و ا ین راه را ادامه بدهید ( قریب به مضمون) .

* این دیدار در چه سالی انجام شد؟

- در سال 78 و من در همان دیدار تقاضا کردم ایشان نماینده ای در جمعیت ایثارگران معرفی کنند که ا یشان این مطلب را فرمودند. البته در جلسات دیگری هم که داشتیم این مطلب را ارائه کردیم و در نهایت حجت بر ما تمام شد که این مسیر را ادامه بدهیم ولی هر گاه با مشکلی پیچیده و مسئله ای خاص مواجه شویم سعی می کنیم با افراد ، شخصیت ها و علمایی که با اندیشه رهبری آشنایی دارند دیدگاههایمان را با آنها در میان بگذاریم و بعد از مشورت تصمیم بگیریم. البته خودمان تصمیم می گیریم ولی به اندازه کافی مشورت می کنیم .

*آیا می توان گفت که  جمعیت ایثارگران فعلی همان طیف موسوم به راست سازمان مجاهدین انقلاب است؟

- نه. ببینید، جمعیت ایثارگران یعنی استمرار فکر ، روحیه بچه های جبهه و جنگ در حوزه سیاسی. یعنی اگر یک روز بچه بسیجی ها وظیفه خودشان می دیدند که در جبهه نظامی حضور پیدا کنند یک روز در حوزه فرهنگی یک روز در حوزه سازندگی این بار احساس وظیفه کردند که با همان روحیه و برای خدمت رسانی بی منت به مردم و اعتقاد به ولایت مداری و ادعای تکلیف بدون هیچ چشم داشتی به عرصه سیاست بیایند.

* یعنی می توان نتیجه گرفت که شما مثل احزاب کلاسیک اعتقادی به کسب قدرت ندارید؟

- ما در تعارض بین کسب قدرت وقطعا  انجام وظیفه و تکلیف دینی را ترجیج می دهیم که این در اساس نامه جمعیت ایثارگران آمده است.

* به نظر شما ترکیب مجلس هشتم چگونه خواهد شد، نتیجه انتخابات را چطور پیش بینی می کنید؟

- فقط همین را می گویم که امیدوارم اصولگرایان رای بیاورند.

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
عمو غلام مجموعه پس از باران!
خستگی ام درفت! ایشالا دست به خاکستر بزنی، جواهر بشه عمو غلام!
عمو غلام
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦

 آقای مقدم فر،آمدن شما به "فارس" کمی غیرمنتظره و ناگهانی بود . شاید افکار عمومی خیلی با سوابق رسانه ای و مطبوعاتی شما آشنا نیستند، ابتدا از سوابق خودتان برای ما می گویید؟

-حمیدرضا مقدم فر: بله، اینکه آمدن من به "فارس" ناگهانی بود، درست است، برای خودم هم ناگهانی بود، برای من و آقای فضائلی این مسئله ناگهانی بود ولی آنچه که در پشت سرماجرای این تغییر بود، خیلی ناگهانی نبود، چون جناب آقای فضائلی مدتی بود که استعفاء داده بودند. در مورد سوابق رسانه ای هم باید بگویم که من در طول دوران مدیریتی بی ارتباط با رسانه ها نبوده ام، با خبرگزاری های همسو با آرمان های انقلاب و دلبسته به نظام، مثل مهر و فارس همکاری داشتم و در نشریات و روزنامه سراسری هم مقاله می نوشتم.

 در سیاستگذاری نشریات متعددی هم فعالیت داشتم ، البته بیشتر سوابق من در حوزه راهبردی رسانه است . در همین راستا در دو موسسه مطالعاتی-پژوهشی فعال بودم، یعنی مدتها بود که کار اجرایی را رها کرده بودم ولی بالاخره مجبور شدم که به حوزه اجرایی رسانه بیایم. علاوه بر دانشگاه درس حوزوی هم خوانده ام و اکنون علاوه بر مدیریت در حوزه رسانه ، مدرس حوزه و دانشگاه هستم.

فارس

* برخی معتقدند یا لااقل اینطور عنوان می کنند که "فارس" رسانه دولت است. بویژه اینکه مثلا رئیس جمهور محترم گفته بودند خبرگزاری فارس چیز دیگری است. اگر کسی چنین حرفی را بزند، آیا شما اعتراض خواهید کرد؟

-اگر نظرم را به عنوان یک مخاطب بیرونی فارس بخواهید، نه من بلکه بیشتر مخاطبان فارس، این رسانه را حامی جریان اصیل اصولگرایی کشور و حامی اندیشه عدالت و در چارچوب های نظام دانسته و می دانند. ما از دولت دفاع می کنیم، اگر چه نقد هم می کنیم. البته قبول دارم که سهم انتقادات کمتر است ولی ما هیچ وقت روابط عمومی دولت نبوده ایم. در این دو سه ماهی که بنده به فارس آمده ام هم روال همین بوده است و سعی کردیم هرجا لازم بوده از دولت دفاع کنیم و هرجا لازم بوده، وارد عرصه نقد بشویم.نقدی با رویکرد کمک به شناسایی نقاط ضعف و اصلاح و تبدیل آن به نقطه قوت.

 یکی از اشکالات دولت همین است که ارتباط زیادی با رسانه ها داشته اما نتوانسته تعامل مطلوبی با رسانه ها داشته باشد

آقای مقدم فر، دولت نهم یکی از خبرسازترین دولتهای ایران بوده است و به شهادت آمار، بیشترین خبر و مصاحبه و تولید رسانه ای را داشته ، اما به نظر می رسد علیرغم این مسئله؛ تعامل دولت نهم با رسانه ها، دچار مشکلات و آسیب هایی باشد. رهبر معظم انقلاب هم توصیه هایی در جهت رفع این مشکلات و برقراری بهتر تعامل دولت  با رسانه ها و بهبوداطلاع رسانی ها فرمودند. حتی خود رئیس جمهور و مشاوران محترم ایشان هم بر ضعف اطلاع رسانی اشاره داشته اند. شما فکر می کنید مشکل کجاست که علیرغم این کمیت زیاد فعالیت و تولید خبر، کیفیت مطلوبی در رابطه دولت و رسانه ها ایجاد نمی شود؟

-بله، این حرف درستی است و یکی از اشکالات دولت همین است که ارتباط زیادی با رسانه ها داشته اما نتوانسته تعامل مطلوبی با رسانه ها داشته باشد. بخش عمده ای از این مشکل برمی گردد به دستگاههای ارتباطی که در بدنه دولت متصدی این کار هستند، چه در نهاد ریاست جمهوری، چه در دفتر رئیس جمهور و چه در مدیریت ها و روابط عمومی های زیر مجموعه . تعدد و موازی کاری در این حوزه هم مشکل آفرین است. باید تدبیر جدی در این مورد بشود، شاید دلیلش به کمبود نیروی انسانی متخصص و با تجربه و ..بازگردد ، ولی مجموعه این عوامل باعث شده است که دولت در مظلومیت رسانه ای قرار بگیرد که البته چند جانبه است . یعنی هم علل و ابعاد ی درداخل دولت دارد و هم در خارج از دولت.

* منظور شما دقیقا چیست؟

- قبول دارم که بخش زیادی از رسانه ها، حتی خدمات خوب دولت را هم منتشر نمی کنند یا بعضا کوچک نمایی می کنند. حتی برخی یک رویکرد منفی مطلق و سیاه به دولت نهم دارند، این یکی از ابعاد مظلومیت رسانه ای دولت است.

* به نظر شما بعد داخلی این مشکل بیشتر است یا بعد خارجی آن؟ یعنی خود دولت بیشتر مقصر است یا رسانه های غیرمنصف؟

- بیشتر عوامل این مظلومیت در عرصه بیرونی و رسانه ها است. بعضی از رسانه ها نقشی کاملا جانبدارانه از دولت دارند که این هم آسیب زننده است و بسیاری از رسانه ها هم در مورد دولت تاریک نمایی می کنند و سعی می کنند به هرقیمت، می خواهند آن را ناکارآمد جلوه دهند. یعنی رسانه های منصف و معتدل و مستقل و در چارچوب، مثل فارس و مهر که هم نقد منصفانه می کنند و هم حمایت آگاهانه، کم هستند. مثلا در موضوع هسته ای و گزارش اخیر البرادعی، خبرگزاری مهر خیلی خوب و دقیق اخبار و دیدگاهها را نقل و نقد کرد . خوب وارد موضوع شد و این به نفع نظام و دولت بود . این نوع نقدهای دلسوزانه در پیروزی های هسته ای، قطعا نقش دارد و می تواند در سایر عرصه ها نیز به پیشرفت کارها در جهت منافع ملی کمک کند..

* یک پارادوکسی که بعضا در محیط رسانه ای ما ایجاد می شود این است که برخی اینطور می اندیشند و عمل می کنند که نقد و انتقاد (که جوهره رسانه است) موجب سوء استفاده دشمن قرار می گیرد. به نظر شما به عنوان یک کارشناس راهبردی رسانه ای چطور می شود این تناقض را حل کرد و به یک تعریف و اجماع واحد در این مقوله رسید؟

درست است، ما یک صورت مسئله ای داریم که بسیار غامض و پیچیده است. ما به عنوان رسانه که واسطه بین دستگاههای اجرایی و افکار عمومی است، باید چالش ها و مشکلات را خوب ببینیم و بشناسیم و ماهرانه و هوشمندانه منعکس کنیم. نقد رسالت اصلی رسانه ها است؛ اما واقعیت این است که ما در معرض نگاه و نظر دشمن هم هستیم، دشمنی که امپراطوری خبری دارند ، اینها ما را رصد می کنند و در صدد سوء استفاده و ضربه به نظام از درون آن هستند.

خبرگزاری فارس الان نسبت به سایر خبرگزاری ها پرمخاطب ترین است، بخشی از این مراجعه مربوط به کشورهای خارجی و دشمنان ما است که ما را رصد می کنند و منتظرند که اگر ما جایی واقعیت ها و مشکلاتی را گفتیم، از آن سوء استفاده کنند. ما مردم خودمان را محرم می دانیم، ولی باید طوری نقد کنیم و چالش ها را منعکس کنیم که برای دشمن سند درست نکنیم و بهانه به دست او ندهیم و طوری نشود که عمده عملیات روانی دشمن از روی اخبار رسانه های داخلی انجام شود. ما باید در کار رسانه ای، به عنوان یک رسانه اصولگرا، منافع ملی و مصالح ملی را در نظر بگیریم، هنر ما این است که اینگونه نقد کنیم، البته این دید منفی که دشمن بتواند از هر نقدی یک پروژه امنیتی و روانی و سیاسی بسازد هم بعید است.

* از سئوال غیرمنتظره ای که می خواهم بپرسم، عذر می خواهم ولی می خواهم برای فهمیدن درجه نقد پذیری شما، بپرسم که اگر شما جای هیات نظارت یا شورای نگهبان بودید، صلاحیت آقای ... را تایید می کردید یا نه؟ یا  رسانه تان را برای نقد در اختیار او قرار می دادید یا خیر؟

 تنها خبرگزاری دولتی ما ایرنا است، اما واقعیت این است که ما تجربه خوبی در ارتباط با خبرگزاری دولتی در جمهوری اسلامی وجود نداشته ایم. دلیلش هم این است که ما در خصوص ضرورت ، ماهیت و کارکرد خبرگزاری دولتی اطلاع کافی نداریم

- ما در دروس حوزوی اصلی منطقی داریم به نام " سالبه به انتقای موضوع" ، این قضاوت اصلا منتفی است . من نمی توانم نظر بدهم و مصاحبه شما را هم آلوده نمی کنم ولی همین قدر بگویم که اگر جای شورای نگهبان بودم می دانستم چه برخوردی کنم و آن برخورد عمل بر نص قانون بود. نه کمتر و نه بیشتر.

* آیا شما دولتی بودن با شبه دولتی بودن رسانه ها و خبرگزاری ها را یک آفت می دانید و اساسا چه پیامدهای منفی یا مثبتی را برای آن قائل هستید؟

- تنها خبرگزاری دولتی ما ایرنا است، اما واقعیت این است که ما تجربه خوبی در ارتباط با خبرگزاری دولتی در جمهوری اسلامی وجود نداشته ایم. دلیلش هم این است که ما در خصوص ضرورت ، ماهیت و کارکرد خبرگزاری دولتی اطلاع کافی نداریم. اما اینکه خبرگزاری های ما عموما دولتی بشوند یا یکجانبه تبلیغ دولت را بکنند و اگر اشکالی هست آن را توجیه کنند، اتقاق خوبی نیست . در مقابل البته نمی توان نافی ضرورت حمایت دولت از خبرگزاری ها شد.

* میزان و نوع کمک دولت به خبرگزاری ها و رسانه ها چطور باید باشد؟

کمک های دولت به خبرگزاری ها باید به گونه ای باشد که رسانه را به دولت وابسته نکند. دولت هم چنین انتظاری نداشته باشد و به جای سلیقه ، ضابطه و شاخص حاکم باشد. به اصطلاح باید کمک پایه ای کند و طوری باشد که رسانه ها کم کم خودکفا بشوند. مسئله دیگر این است که باید در نوع کمک به خبرگزاری ها هم تجدیدنظر بشود. خبرگزاری یک رسانه فراگیر و فعال در تمام حوزه هاست. اما با احترامی که برای همکاران قائلم احساس می کنم ایجاد خبرگزاری های زیاد ، غیر فعال ومتفرقه  دور ریختن سرمایه های ملی است. باید از رسانه ای حمایت کرد که قدرت خود در جهت دهی مثبت به جامعه و تاثیر گذاری بر مناسبات خارجی به نفع نظام را به اثبات رسانده باشد.

* نظر شما در مورد تعداد خبرگزاری ها در کشور چیست؟

- باید توجه کنیم که ما در آغاز دوره  تاسیس خبرگزاری ها در کشورمان هستیم ولی حقیقت این است که ما در کشور با کمبودهای زیادی در عرصه خبرگزاری مواجه هستیم، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی در عرصه رسانه و خبرگزاری مشکل داریم . فکر می کنم، مهمترین مشکل ما موضوع نیروی انسانی حرفه ای است ما خبرنگار حرفه ای متعهد کم داریم و خبرنگارها الان حالت چرخشی پیدا کرده اند. فعالیت پایدار ندارند. یعنی از مهر به فارس می آیند و از فارس به ایسنا و همین دور ادامه دارد. یعنی خبرنگارهای ما طیف بسیار محدود و معدودی هستند و ما در طیف خبرنگاران، رویش نداریم.

* فکر می کنید، دلیل عدم رشد نیروی انسانی در حوزه رسانه ها چه باشد؟

-به دلیل عدم وجود نظام آموزش و تربیت خبرنگار، کادر سازی نداشته ایم، یکی از اولویت های بنده در فارس، تربیت نیرو است که انشاءالله به زودی آغاز خواهد شد. مشکل دیگر این است که به دلیل مشکلات معیشتی و روزانه، خبرنگاران ماهیتی کارمندی و حرفه ای پیدا کرده اند که این پیشرفت رسانه ای را متوقف می کند و مانع از جهش های کلان ما می شود. ما باید به سمت رسانه های منطقه ای و جهانی پیش برویم.

برخی خبرگزاری های مهم برای سال آینده با کاهش چشمگیر بودجه مواجه شدند. برخی هم حمایت های مختصر دولت را دریافت نکردند یا خیلی کم بوده ، به نظر شما دلیلش چه می تواند باشد؟

-من خبر از میزان حمایت دولت از خبرگزاری ها ندارم ولی می دانم همان "کم" را هم به فارس ندادند و من از دولت در این زمینه گلایه دارم و دولت هیچ گونه حمایتی از فارس نکرد.

* به عنوان مدیرعامل جدید، مهمترین شاخصه های "فارس" و نفاط ضعف و قوت این رسانه را چه می دانید؟

-از نظر مخاطب اینترنتی برطبق آمار سایت هایی چون آلکسا، فارس رتبه اول را دارد و در مطبوعات هم رتبه دوم(بعد از ایسنا) البته از نظر کیفی و تاثیرگذاری می توان گفت که مطالب فارس در مطبوعات، رتبه اول را دارد. مدیریت خوب آقای فضائلی، سرمایه مهمی برای فارس است. در این دو ماهی که من آمدم، دوستان فارس همکاری خوبی با من کردند، در صورتی که خیلی ها فکر می کردند چنین همکاری صمیمانه ای صورت نگیرد.

 ما در جنگ هستیم ولی این بار، قلم ما در حکم موشک است و جنگ ما، جنگ رسانه ای است. ابزارش هم رسانه ای است، باید نیروهای مدافع انقلاب در عرصه خبر، متحد شوند

ولی مهمترین مشکل فارس، مشکل نیروی انسانی است که همانطور که گفتم در صدد حل آن هستیم. اما اینجا مایلم به نقطه قوت مهم فارس هم اشاره کنم و آن روحیه جهادی و انقلابی داشتن در کار خبری است که از دیگر خبرگزاری های اصولگرا هم انتظار می رود چنین روحیه ای را بطور کامل در پیش بگیرند و خودشان را حقیقتا در حال مبارزه و جهاد ببینند. ما در جنگ هستیم ولی این بار، قلم ما در حکم موشک است و جنگ ما، جنگ رسانه ای است. ابزارش هم رسانه ای است، باید نیروهای مدافع انقلاب در عرصه خبر، متحد شوند و پدافند خوبی علیه دشمن در عرصه رسانه ای به کار ببندند، این عرصه مجروح و شهید دارد و باید از آبروی خودمان نیز خرج کنیم.

* شما به عنوان یک کارشناس راهبردی رسانه ، فضای انتخابات مجلس هشتم را با فضای انتخاباتی مجلس هفتم و ششم چگونه مقایسه می کنید؟

- ما یک خاطره تلخ تاریخی از عملکرد رسانه ها در مجلس ششم داریم، در مجلس ششم، کسانی به مجلس رفتند که نباید می رفتند و بخش عمده ای از مجلس را تبدیل به ظرفیتی علیه نظام کردند که اوج آن را در تحصن دیدیم. اقداماتی که موجب تشویق و تبلیغ آنها از سوی دشمن شد. غیر از طرح ها و نطق ها و تنش ها و کارکردهایی که باعث شد آمریکا و اسرائیل از گروهی در مجلس ششم حمایت کنند و اپوزسیون داخل و خارج از کشور هم به آن امید ببندد. در فضای ساختار شکن آن دوره، رسانه ها نقش مهمی داشتند.

چقدر پیر شدم !!

رسانه ها در مقطع انتخابات مجلس ششم در یک حرکت غیر حرفه ای و غیراخلاقی، کاندیدا معرفی می کردند و عملا به حزب تبدیل شده بودند، نه حتی ارگان حزبی، بلکه خود حزب، اما در مجلس هفتم این فضا نبود و توجه مجلس هفتم به مطالبات اصلی مردم و خدمت رسانی بود و از این جهت مجلس هفتم می تواند الگویی برای مجالس بعدی باشد. البته در شرایط فعلی هم رسانه ها در آستانه انتخابات مجلس هشتم، کارکرد دوگانه ای پیدا کرده اند و بعضی از رسانه ها صریحا برای بی انگیزه کردن مردم و القای ضعف در نظام عمل می کنند. البته شدت و حدت و قوت آنان به اندازه مجلس ششم نیست و مردم به میزان زیادی در این مورد آگاه شده اند.

* یکی از پدیده های رسانه ای سالهای اخیر، گرایش به "سایت های خبری و رسانه های غیررسمی" است، تحلیل شما از این گرایش چیست؟

- دلیل این گرایش و شیفت شدن مردم از رسانه های رسمی به رسانه های غیررسمی این است که ما در رسانه های رسمی و قانونی ، شفافیت و صراحت در انتشار اخبار نداریم . البته دلیل دیگر این گرایش این است که در این نوع رسانه های غیررسمی به دلیل عدم رعایت حرمت ها و حریم ها و چارچوب ها، مخاطب احساس آزادی می کند و جذابیت کاذب ایجاد می شود ولی در نهایت این گرایش به سایت ها یک پدیده منفی رسانه ای است.

* آقای مقدم فر، شما به عنوان مدیرعامل یک رسانه بزرگ کشور، آیا وبلاگ هم دارید یا قصد دارید داشته باشید؟

- من با این چیزی که بین خبرنگاران مد شده که در حالی که فعال رسانه ای هستند وبلاگ هم درست می کنند، مخالفم و آن را مطلوب نمی دانم. اینکه یک خبرنگاری (که واجد ابزار رسانه ای برای ارائه پیام به جامعه است) وقت زیادی را برای وبلاگ شخصی اش بگذارد، بیش از آنکه نشان نخبه گرایی و اطلاع رسانی باشد، بخاطر "مطرح کردن" خود است. ما در فارس این مسئله را ممنوع کرده ایم، چون آثار و پیامدهای مطالب وبلاگ خبرنگاران خود به خود به نهادی رسانه ای مربوطه مثل فارس هم بازمی گردد. لذا حتی اخیرا هم با مواردی از این دست برخورد کردیم.

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦

 

ابوالحسن بنی صدر، علی بنی صدر

 چندروز پیش رفته بودم مدرسه سپهسالار(مدرسه عالی شهید مطهری فعلی) که مدتها است با شنیدن نامش به جای اینکه یاد صدراعظم قجری یا شهید مطهری یا حتی آقای امامی کاشانی بیفتم،‌یاد دانشطلب شهرستان می یاد در نظرم! اتفاقا در این دیدار ما از مدرسه خودش هم بود(دانشطلب شهرستان!) و سیستم مدرسه رو به من نشان داد، عجب فضایی! عجب سیستمی! عجب طلبه هایی!

اما نکته جالب : سید علی بنی صدر (سمت چپ) یکی از طلاب مدرسه سپهسالار است و ابوالحسن بنی صدر معروف، پسرعموی پدرش محسوب می شود ولی او مجبور است به کسانی که وقتی نام فامیلش را می شنوند و عکس العمل هایی مثل تعجب و شک و حتی خشم بروز می دهند، توضیح بدهد که هیچ رابطه ای با آن بنی صدر ندارد!

ولی این سیدعلی آقا شجره نامه خاندان شان را کامل می دانست و حتی گلایه هم کرد که چرا نام آیت الله سیدنصرالله بنی صدر (که اولین کسی بود که مرجعیت امام راحل را در سال ۱۳۴۲ تایید و امضا کرده بود) در تاریخ نگاری های رسمی سانسور می شود.

به قول معروف ابوالحسن و علی بنی صدر؛ هردو جانسوزند، ولی این کجا و آن کجا؟!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: