...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٦

برنامه "هاله-رامین-کیان" (به اسم دموکراسی) رو از شبکه یک دیدم، و چند نکته اومد به ذهنم که به قول معروف، هرچه کردم از یادم بره ، دیدم نمی شه!  

1-  اول در مورد ظواهر و حواشی برنامه: نکته اول اینکه "به اسم دموکراسی" (عنوان برنامه) را از میان حرفهای خود هاله اسفندیاری درآورده بودند،هرچند که برنامه روی "انقلاب مخملی" زوم کرده بود  و نکته دوم  اینکه هاله اسفندیاری و رامین جهانبگلو حرفهایشان را  اصلا از روی نوشته و یادداشت نمی خواندند و کاملا مسلط و مسلسل وار و بدون تپق مطالب خود را به دوربین بچه های بالا می گفتند، درست برخلاف کیان تاجبخش(که عضویت پدرش در دفتر فرح پهلوی را جزو یکی از نکات اولیه بیوگرافیک خود معرفی کرد) 

هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش

  روی میز جلوی هاله هم یک "روزنامه ایران"  قرار داشت، بازهم نکته جالب انگیز این برنامه این بود که در اوج اعترافات هاله اسفندیاری ( در اواخر برنامه)، دوربین یهو به طرز ماهرانه و عامدانه ایی زوم کرد روی چشمهای آبی این ضعیفه!  به قصد نشان دادن یک المان منفی تصویری (چون لابد جاسوسها چشم آبی هستند یا چشم رنگی ها آدمهای مرموز و بد و شیطانی هستند!)

2-اما در مورد محتوای حرفها: جریان هاله-کیان-رامین در حقیقت تقابل دو نگاه امنیتی بود،  این ماجرا را هم می توان مصداق و نمونه ای از تقابل کلی ما و تمدن غرب توصیف کرد(در مورد مفهوم و مصادیق این تقابل در موضوع هسته ای ، چند پست قبل چیزهایی نوشته ام)  

 دستگاههای امنیتی خواه و ناخواه هم مجری و نگهبان و حافظ ایدئولوژی حاکم هستند، ولی همین تفاوت ایدئولوژی ها و رویکرد و روش خاص هریک از دستگاههای امنیتی برای اجرا و پیشبرد آن، جالب است و این همان گره و نقطه عطف داستان ماست.  با کمی تسامح می توان گفت دموکراسی، ایدئولوژی کلی غرب است، (همانطور که ولایت فقیه ایدئولوژی جمهوری اسلامی است) دموکراسی یک ایده جهانشمول است. 

3-بدون تردید  تلقی و برداشت ما و غربی ها از مقوله "امنیت"  متاثر ازایدئولوژی و فرهنگ های متفاوتمان، فرق می کند؛ امنیت در جامعه ما، بسیار حکومتی-دولتی تعریف می شود، یا به بیان دیگر؛ امنیت در جهان سوم، خیلی امنیتی  است! 

   فرایند تعریف اطلاعات و امنیت در غرب ، به عنوان یک "علم" و "فن" آکادمیک و در حقیقت حتی در چارچوب "اقتصاد بازار آزاد" تعریف می شود.  

4-با این تعریف است که عملا  شاهد، "خصوصی سازی و ملی شدن" فرایند عمل دستگاههای امنیتی در غرب هستیم: صدها مرکز پژوهشی استراتژیک، اتاق فکر، جذب نخبگان، مراکز مطالعاتی و...یک مغز فربه و بزرگ و ریشه دار در نخبگان و نهادهای آکادمیک می آفرینند که بخش "استراتژیک" امور اطلاعاتی را انجام دهند و در نهایت جمع بندی تحلیل این مغزهای متعدد و انجام بخش تاکتیکی و عملیاتی امور امنیتی را دستگاههای مرسوم امنیتی برعهده دارند. 

رامین نامهربون !

 نمی توان منکر این مساله شد که برنامه ریزی برای پیشبرد دموکراسی(لیبرال دموکراسی) یکی از اهداف درازمدت و استراتژیک این نهادها و دستگاههای اطلاعاتی غرب است و البته چیز پوشیده ای هم نیست، (باید پذیرفت این بازی براندازی اخیرا تشدید هم شده است)،این را باید اضافه کنیم که  یکی از خصوصیات تمدن غرب ارتباط و یکپارچگی "نهادها" باهم است، نهاد اطلاعاتی از نهاد آموزشی جدا نیست، یکدیگر را پوشش استراتژیکی می دهند و نهایتا در یک راستا عمل می کنند.

  5-غرب برای انجام و اجرای  هدف بلند مدت خود(پیشبرد دموکراسی در جهان)  رشته های  بسیار دراز و زیرکانه ایی دارد که شامل حلقه های متعدد و متکثری است. 

 نکته مهم این است که به نظرم در بیرونی ترین حلقه ها-که به افراد و گروههایی مثلا مثل هاله اسفندیاری و کیان و نهادهایی چون سوروس و ویلسون و...می رسد- کار تقریبا کاملا علنی و به اصطلاح "رو"  و در چارچوب فعالیت های معمولی آکادمیک پژوهشی است و همین کار را پیچیده می کند، یارگیری آنها  در ذهن و فکر روشنفکران و دانشجویان ایرانی ، انجام می شود، حالا سئوال این است که  در قصه "هاله -کیان-رامین" چه چیزی شکار شده است؟ 

6- این  بازی در مقابل ایران، خیلی فراتر از جاسوس بازی های مرسوم و معمول-یعنی انتقال اطلاعات سری و محرمانه-است، بخش عمده ای از این معادله را نخبگان ایرانی و روشنفکران و طیف هایی از جنبش دانشجویی و... تشکیل می دهند، روشنفکرانی که طبعا منتقد هستند و کارشان تولید تحلیل و فکر است و به دموکراسی هم دلبستگی و وابستگی دارند و خواهان تغییر و اصلاح در جامعه هستند، بخش عمده و اکثریت آنان هم از دایره حاکمیت و خودی خارج هستند و از توان فکری آنها استفاده نمی شود، خوب...آیا این طیف ، جاسوس -به مفهوم کلاسیک آن- هستند؟ آیا این روند یک ناراضی سازی اساسی و عمیق  در طیف دانشگاهی و روشنفکر ایجاد نمی کند؟ 

 جاسوس دانستن آنها  در نهایت به نفع کیست؟ آیا به سمت این نقطه حرکت می کنیم که "دموکراسی خواهی" به معنای جاسوسی و براندازی تاویل و تفسیر شود؟  آیا  می توان این تاویل اطلاعاتی - اعتقادی را ادامه داد؟ (لابد دیالوگ های یک ایست بازرسی آینده! : مشروب خوردی؟ "ها" کن ببینم! اون سی.دی چیه؟ بده به من اونو! توی صندوق عقب چی داری؟..قیافه ات مشکوکه! بگو ببینم  به دموکراسی اعتقاد داری؟)

البته در این میان ، دشواری ها و حساسیت های فراوان و عجیب در مورد کار "پژوهشی" را هم نباید فراموش کرد(مثلا جریان نظرسنجی موسسه آینده و آقای عباس عبدی و..اتهام جاسوسی و فروش اطلاعات به بیگانگان و نهایتا تبرئه آنها)  

  7-یک پیامد مهم این مساله می تواند این باشد که به مرور،  گفتمان نقد و تغییر و اصلاحات، تعامل با نخبگان و... به طور کلی در "آنسوی میدان" قرار بگیرد ، (که در واقع زمینه واقعی براندازی نرم و سخت و انقلاب مخملی میشود) در این راستا، عملا دایره جاسوسی و جاسوسان روز به روز گسترش  و دایره خودی ها روز به روز و لحظه به لحظه کاهش یابد(آقای محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات سال گذشته در مصاحبه ای به خطر تنگ شدن دایره خودی ها اشاره کرده بود)...خوب به نظرتون پرتغال فروش در کجای این زمین ایستاده است و شانه های ذوالاکتاف چگونه استاد شد؟!

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٦

آدم آخوند باشه(+) مسلط به انگلیسی و آی.تی باشه، همزمان شاگرد مصباح و مصطفی ملکیان باشه، رساله دکتری اش ترجمه فلسفه اخلاق مکین تایر باشه و در عین حال در دولت احمدی نژاد، دبیر شورای اطلاع رسانی کشور هم بشه...کلا باید آدم جالبی باشه!  امروز برای اولین بار و بطور اتفاقی سر یکی از برنامه های هاشمی، با شهریاری برخورد کردم و حاصلش این گفتگو شد؛ توی حرفهاش یه حالت واقع بینی  ناشی از دیجیتالیسم، احساس کردم، نظر شما چیه؟!

***

 حجت الاسلام دکتر حمید شهریاری، دبیر شورای عالی اطلاع رسانی کشور در گفتگو با خبرنگار مهر، در پاسخ به این سئوال که آیا ممکن است موج تحریم های کشورهای غربی، به حوزه فن آوری اطلاعات(IT) هم برسد و مثلا سرویس هایی چونGoogle   و Yahoo ایران را تحریم کنند، اظهار داشت: امکان این مسئله وجود دارد، ولی تعاملات گسترده جهانی مانع این حرکت است.

مهربونی قشنگه !

وی افزود: این درست است که بیشتر سرورهای اصلی اینترنت در وزارت کشور آمریکا قرار دارد، ولی امکان تحریم اینترنت برای ایران، یک حرکت غیرمعقول و غیرمنتظره خواهد بود، ضمن اینکه سازمان جهانی I.T.U هم مانع این حرکت خواهد شد، اروپایی ها هم مخالف تحریم اینترنتی ایران هستند.

خبرنگار مهر از شهریاری سئوال کرد، آیا احتمال دارد که مقامات تصمیم گیرنده کشور به منظور جلوگیری از سوءاستفاده های امنیتی بیگانگان، سرویس هایی چون Google یا Yahoo را مسدود کنند و یک سامانه پست الکترونیکی داخلی-ایرانی طراحی کنند؟

دبیر شورای عالی اطلاع رسانی کشور پاسخ داد: ایجاد یک سیتسم ارتباطی صرفا داخلی و سرورهای پست الکترونیکی، راه حل نهایی این مسئله نیست و این صرفا می تواند یک راهکار موقت باشد و اگر این اتفاق افتاد، آن را ارائه خواهیم کرد، البته باید بدانیم که سرورهای داخلی الزاما امنیت بالایی ندارند و بازهم در معرض سوء استفاده امنیتی هستند.

وی افزود: در صورت ایجاد سرورهای داخلی، تنها ایمیل های داخلی و رد و بدل شده در داخل کشور برای بیگانگان قابل دسترسی نیست که البته بازهم در نهایت امنیت تمام نخواهد داشت، ضمن اینکه نظام ارتباطی ما نمی تواند صرفا داخلی باشد.

حجت الاسلام شهریاری در پاسخ به این سئوال که مهمترین دستاوردهای دولت در حوزه فن آوری اطلاعات چیست، گفت: توسعه زیرساخت های ارتباطی، فیبر نوری، ارتقای سطح دسترسی به اینترنت، افزایش نفوذ تلفن همراه و طراحی و اجرای سامانه کارت هوشمند سوخت که یکی از عظیم ترین پروژه های آی.تی در دنیا است، از جمله دستاوردهای دولت در این حوزه است.

***

 دیوارنوشته های  توالت یک دادسرا در تهران:

- نبرد نهایی، هفته بعد، محمود آباد روستای معلم کلا!

-عجله نکن! راحت باش؛ بیرون خبری نیست

***

دعوای یک خواهر و برادر میانسال در همان دادسرا:

برادر خطاب به خواهر: کثافت! توی فدایی خلق بودی، داشتن از دانشگاه بیرونت می کردن، اگه من نبودم بیرونت می کردن، حیف اون همه زحمت که بابت توی کثافت کشیدیم.

خواهر سکوت می کند و لبخند می زند! مردی که همراه آنان به دادسرا آمده است به من می گوید:مادر اینها سرطانی است، برادرها مادرشان را از خانه بیرون انداخته اند و این خواهرشان که دکتر است، ‌مادر را پناه داده، دعوا سر ارث و میراث است

مرد دیگری از گوشه سالن دادسرا ،‌زن را نشان می دهد و فریاد می زند: مردم بدانید، این زنیکه، کارش کورتاژ است، قرص می فروشد ۷۰۰ هزار تومن!

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٦

شرکت حساس! عسگراولادی!

دیروز توی دور ریختنی های سرویس اقتصادی خبرگزاری؛ لیست صادرکنندگان نمونه سال ۸۵ را پیدا کردم و چشمم خورد به شرکت «حساس» آقای اسدالله عسکراولادی را که در کار صادرات خشکبار ، استاد است! (فقط به سابقه و رقم صادرات شرکت توجه کنید! )

واقعا که این راستی های مهربون در انتخاب اسم خیلی بی سلیقه هستند! (برخلاف این مشارکتی ها و چپی ها) یعنی چی آخه حساس؟!

ولی واقعیت این است که این گونه از راست ها ، تقریبا تنها گروه سیاسی هستند که علاوه بر ساحت سیاست در اقتصاد و بخش خصوصی هم حضور دارند و این خصلت باعث شده است که آنها شناخت و تحلیل خوبی نسبت به مردم، بازار ، اقتصاد و به خصوص بخش خصوصی داشته باشند... این را داشته باشید که بخش خصوصی ایران یک غولی است که در حال بیدارشدن و بزرگ شدن است ولی کسی حواسش به آن نیست.

البته این عزیزان(راست های سنتی) چون اکثر وقتشان را در حجره و بازار و مغازه می گذرانند، از جنگولک بازی ها و ژیگول بازی های سیاسی سردرنمی آورند و در سالهای اخیر مقداری به حاشیه رانده شده اند ولی این یک اشتباه بزرگ است،  اگر فکر کنیم آنها کلا از صحنه سیاست ایران محو شده اند.

عکس قاب گرفته ناطق نوری در آژانس املاک اکباتان!

اما مکان این عکس را هم که اتفاقا دیروز گرفتم..شهرک اکباتان و پاساژهای مکش مرگ ما پرور آن ! است...و این آقایی (+)را که مشاهده می کنید؛ مسئول یک آژانس املاک در شهرک اکباتان است و همانطور که می بینید عکس قاب گرفته حجت الاسلام ناطق نوری را روی تاقچه مغازه اش گذاشته است! جالب نیست؟!

-مطلبی در مورد شبکهPRESS TV  در الف (+)نوشتم و سرمقاله تهران امروز (+) و سیاست روز هم شد:شبکهPRESS TV   چالش های قابل تاملی را  در پیش روی خود دارد: بی تعارف، تکرار سرنوشت "العالم یا  سحر" در انتظار این رسانه نورسیده است، شبکه العالم  در هنگامه سقوط صدام در عراق،  درخشش خوب و نفوذی قابل تامل در عراق و کشورهای عربی  پیدا کرد ولی به مرور با یک افت شدید مواجه شد، دلیل مهم افت العالم؛ عقب ماندن از رسانه های جدیدالورودعربی و کاهش شاخص های حرفه ای و عدم ارتقای حرفه ای و به اصطلاح درجازدن آن  بود.

***

بعدازالتحریر تصویری: امروز سر برنامه هاشمی (+)بوده ام، حاج آقا ادیب یزدی رو دیدم با آقازاده اش، ازش پرسیدم : حاج آقا! شما توی انتخابات ریاست جمهوری به آقای احمدی نژاد رای دادید یا به هاشمی! گفت من به هاشمی رای دادم ولی محمد آقا(اشاره به پسرش کرد) احمدی نژادی است! شکاف بین روحانیت واقعا چرا...؟! اینم عکس محمدآقا و ابوی!

حاج آقا ادیب یزدی و آقازاده مربوطه ...

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٦
بچه های خوب و مهربون! میخوام توی برنامه (پست) امروز شما رو با یه سایت جدید خوب و مهربون آشنا کنم، هم خودتون ببینید، هم به بزرگترای مهربونتون بگید!
 
سایت خبری-تحلیلی فرارو
 http://www.fararu.com/
 
****

لیبرال دموکراسی غرب، تئوکراسی شرقی را دست کم گرفته بود!

 
کمتر صاحب نظری از آغاز شکل گیری پرونده هسته ای ایران از سال 1382 گمان می کرد که این رویارویی ابعادی چنین گسترده به خود بگیرد،واقعیت این است که موضوع هسته ای در طول چهار سال اخیر بهانه یک رویارویی تمام عیار حقوقی-سیاسی-امنیتی میان ایران و غرب شده است.

صحنه اولیه این رویارویی (که بلافاصله بعد از سقوط و فروپاشی برق آسای رژیم صدام در آوریل 2003 در مقابل ارتش ائتلاف صورت گرفت) طوری نمود یافت که هر ناظری با نگاه به قرائن و شواهد به این نتیجه می رسید که ایران در یک معادله سخت و پیچیده و دام خطرناک گرفتار شده است. 
 
ایران، کلاسیک بازی نکرد!


آمریکا و اسرائیل به عنوان دو بازیگر اصلی آن سوی این بازی، یه غلط گمان می کردند که رفتار ایران در این معادله "کلاسیک " پیش خواهد رفت، اما بازی کلاسیک ایران فقط در دوسال ابتدایی بحران هسته ای که در دولت سیدمحمد خاتمی قرار داشت، انجام شد. 

ایران در این سالها(82-84)محتاطانه و با سرعت تمام فعالیت های هسته ای خود را "تعلیق" کرد و پروتکل الحاقی را اجرا نمود، این گمانه را در بین تحلیلگران غربی قوت می بخشید که فرجام پرونده هسته ای ایران، الگویی مثل لیبی(انهدام کامل تاسیسات هسته ای) یا نهایتا کره شمالی(انزوای شدید سیاسی-اقتصادی) خواهد بود.

مدلهایی که قدرت های غربی برای فرجام برنامه هسته ای ایران با استفاده از ریل قطعنامه های شورای امنیت، طراحی کرده بودند، اما غرب ایران را نشناخته بود، بازی" کلاسیک" همه بازی ایرانی ها نبود... 


مدلهایی که قدرت های غربی برای فرجام برنامه هسته ای ایران با استفاده از ریل قطعنامه های شورای امنیت، طراحی کرده بودند، اما غرب ایران را نشناخته بود، بازی" کلاسیک" همه بازی ایرانی ها نبود... 

با آغاز فصل جدید در موضوع هسته ای که از سال 2005 و با شکستن تعلیق در کارخانه یو.سی.اف شروع شد، که عکس العمل شدید رسانه ای –تبلیغاتی غرب و اسرائیل را در پی داشت، بازی غیرکلاسیک ایران با شکستن تعلیق ها و جهش فنی شروع شد، تکمیل زنجیره های سانتریفیوژ شدت گرفت، سطح و میزان غنی سازی اورانیوم( به عنوان کلیدی ترین بخش برنامه هسته ای) بدون توجه و بی اعتنا به هشدارها و مانع تراشی های غرب، مرتبا و به سرعت افزایش یافت تا نهایتا به نقطه به اصطلاح " آستانه" رسید، یعنی نقطه ای بین غنی سازی آزمایشگاهی و غنی سازی صنعتی، این توانمندی ایران به تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی هم رسید.
 
توپ بزرگ غرب به میدان می آید


غرب هم بالاخره "توپ بزرگ" خود را به میدان آورد: پرونده ایران در پایان همان سال به شورای امنیت ارجاع شد، دو قطعنامه 1737 و 1747 با اجماع جهانی علیه برنامه هسته ای صادر شد،

گفتمان غرب " تلاش ایران برای تولید سلاح اتمی" بود و گفتمان ایران " انرژی هسته ای به مثابه یک حق مسلم برای ایرانیان" و این دو گفتمان کاملا در برابر هم قرار گرفت.



به موازات این تحولات فنی-حقوقی، پرونده هسته ای ایران ناخودآگاه گستره وسیعی پیدا می کرد، هیبت و اقتدار نظامی و سیاسی آمریکا بعد از بروز مشکلات فراوان پس از ساقط کردن رژیم صدام به سرعت رو به نزول رفت، القاعده در عراق جان گرفت و آمریکا تحت تاثیر امواج تروریستی شدید در عراق، به مرور در این کشور، زمین گیر شد. 

درهمین حال از سوی دیگر جنگ سالاران طالبان در افغانستان مجددا ظهور کردند و امنیت و ثبات این کشور را برهم زدند، حزب الله لبنان که به عنوان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی شناخته می شود، به تقویت بنیان نظامی و سیاسی خود پرداخت و ناگهان پنجه در روی اسرائیل انداخت، از سوی دیگر بخاطر سقوط صدام، شیعیان عراقی از حالت "اقلیتی سرکوب شده" به عنوان یک گروه فعال و پویا در صحنه خاورمیانه درآمدند و در حالی که ایران در موضوع هسته ای پنجه در پنجه غرب انداخته بود، شیعیان عراق، دولت و بخش اعظمی از مجلس عراق را به دست آوردند.
 
ظهور شیعیان
 
 ظهور شیعیان (متحدان سنتی و استراتژیک ایران) منحصر به عراق نشد و تحرکات شیعیان در کشورهای دیگر منطقه به طبع این تحولات، اوج گرفت، شیعیان در کشورهای مثل بحرین، عربستان، یمن و ....هم سربرآوردند، رشد شیعیان در طول سالهای اخیر، به قدری سریع و عجیب بود که مساله "هلال شیعی" کابوس بسیاری از حکومت های عرب شد.

 این تمدن غرب بود که در خاورمیانه و به طور خاص در ایران، به چالش کشیده می شد و موضوع هسته ای ایران در حقیقت به صحنه تقابل فلسفی-سیاسی دو تمدن غرب و اسلام درآمد

وجهه منفی آمریکا در جهان اسلام و جهان عرب و تقابل ایران با این دشمنُ  از یک سو و اظهارنظرهای جنجالی و رادیکال محمود احمدی نژاد، از سوی دیگر در بعد منطقه ای ، برای ایران وجهه و پرستیژی قابل توجه ایجاد کرد،" ابعاد و پیامدهای فرعی موضوع هسته ای"، که غرب از آتها غافل بود، روز به روز در حال گسترش بود و این در حالی بود که غرب ، همچنان بر فشار و تلاش برای انزوای ایران، از طریق نهادهای بین المللی و سازوکارهای کلاسیک حقوق بین الملل می کوشید.

هرچه قدر که این رویارویی عمیق تر می شد، نقاط ضعف غرب آشکارتر و نقاط قوت ایران آشکارتر می شد، در واقع می توان گفت، این تمدن غرب بود که در خاورمیانه و به طور خاص در ایران، به چالش کشیده می شد و موضوع هسته ای ایران در حقیقت به صحنه تقابل فلسفی-سیاسی دو تمدن غرب و اسلام درآمد. 


شهروند به مثابه سرباز!

یکی از کلیدی ترین تفاوت های غرب و شرق به نوع نگاه و کارکرد شهروندان در هریک از این دو سپهر سیاسی-فرهنگی و فلسفی بازمی گردد، شهروندی در فرهنگ مدرن غرب مفهومی است که از دل دو اندیشه "فردگرایی" و "اومانیسم" برمی خیزد در حالی که شهروندی در میان مشرق زمین و به خصوص جوامع اسلامی مفهومی کاملا متفاوت دارد، می توان دقیق تر به این تفاوت و پیامدهای آن در رویارویی ایران و غرب اشاره کرد. 

در مقطع هایی از 4 سال اخیر و در جریان پرونده هسته ای ایران می توان به هزینه –فایده ها و پیامدهای این دو نگاه متفاوت پی برد. سربازان چشم آبی آمریکایی و انگلیسی، که با مالیات شهروندان غربی به خاورمیانه آمده اند، تفاوت بسیاری با شهروندان شرقی داشتند.

در نخستین روزهای سال نو ایرانی، سیزده ملوان انگلیسی در دهانه اروند رود دستگیر شدند، غرب با همه قدرت رسانه ای و سیاسی خود به میدان آمد و با صرف هزینه فراوان رسانه ای –سیاسی، سعی کرد ایران را مجبور به آزادی ملوانان انگلیسی کند، هرچند ملوانان در پایان تعطیلات ایرانی سال نو آزاد شدند، اما هزینه ای که این آزادی برای دولتمردان انگلیسی داشت، قابل تامل بود، بحران محبوبیت و مشروعیت دولت بلر، به عنوان متحد اصلی آمریکا، اوج گرفت و به اذعان بسیاری از رسانه های خارجی، ایران برنده نهایی بحران ملوانان شد.
 
اما در طرف مقابل، موارد بسیاری وجود دارد که دیپلمات های ایرانی کشته یا ربوده شدند( از جمله رجوع کنید به جریان ربوده شدن 4 دیپلمات ایرانی درلبنان (۱۳۶۱)
تفاوت در نگاه به "شهروندان" و اصولا "مقوله دولت-ملت"، باعث شده است که برخلاف غربی ها،  این حوادث کمترین هزینه ممکن را برای طرف ایرانی داشته است.بازداشت ماموران ایرانی در اربیل عراق می تواند نمونه ای از این جریان باشد

 افکار عمومی
 
نکته دیگر در این رویارویی مفهوم و کارکرد "افکار عمومی" در دو سوی این میدان بود، به هرمیزان که افکار عمومی در غرب، شکننده و حساس و متکثر است، افکار عمومی ایرانیان در موضوع هسته ای، بخاطر شرایط ویژه فرهنگی-سیاسی-تاریخی و تسلط حاکمیت روی رسانه ها، کاملا منسجم و یکپارچه بود وهمین عاملی موثری برای پشبرد برنامه هسته ای ایران شد.

به هرمیزان که افکار عمومی در غرب، شکننده و حساس و متکثر است، افکار عمومی ایرانیان در موضوع هسته ای، بخاطر شرایط ویژه فرهنگی-سیاسی-تاریخی و تسلط حاکمیت روی رسانه ها، کاملا منسجم و یکپارچه بود وهمین عاملی موثری برای پشبرد برنامه هسته ای ایران شد


حتی می توان گفت پرونده هسته ای باعث جریحه دار شدن حس ناسیونالیسم ایرانیانی بود که سالها از لمس و چشیدن آن محروم بودند، این حس ناسیونالیستی به حدی ریشه دار شد که نه تنها مخالفان غربگرای برنامه هسته ای ایران را به حاشیه برد، بلکه بسیاری از گروههای اپوزسیون را هم عملا مجبور به پذیرش گفتمان رسمی جمهوری اسلامی در موضوع هسته ای(انرژی هسته ای ، حق مسلم ماست) و همراهی با نظام جمهوری اسلامی کرد. 


جدال دموکراسی و تئوکراسی

شاید بتوان ادعا کرد که در جریان پرونده هسته ای ایران، آمریکا و تکه های اروپایی لیبرال-دموکراسی غرب به مصاف یک حکومت دینی و نظام تئوکراتیک ایران آمدند و نتیجه این بازی تاکنون، قطعا غیر از آن چیزی است که غرب احتمال آن را می داد،

غرب نمی دانست که شهروندان و حتی "دیپلمات ها" در قاموس مشرق زمین" سربازانی" هستند که آماده هرگونه فداکاری و قربانی شدن و ورود در هر میدانی با کمترین هزینه ... لیبرال دموکراسی غرب، تئوکراسی شرقی را دست کم گرفته بود!

اینها فقط بخشی از نقاط پنهان و اسرار رویارویی ایران و غرب در معادله هسته ای است، بی شک هرچه قدر این تقابل شدت بگیرد، نقاط ضعف و قوت این "جنگ تمدن های واقعی " خود را بیشتر به چشم ناظران نشان می دهد، پرونده هسته ای ایران، هرچند چشم انداز سریعی برای حل واقعی ندارد، اما کم کم به سمت بایگانی شدن در کنار پرونده هایی چون "حقوق بشر" و تروریسم و ...می رود و این سئوال همچنان باقی می ماند که نهایتا برنده این جنگ تمدنها کدام سو خواهد بود؟
نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۸ تیر ۱۳۸٦

تولد یک پروانه-مادربزرگ!

فقط تصور کنید: مادربزرگ در حال پوست اندازی و تبدیل به پروانه!

!

شما اسم بگذارید برای این عکس: عکس بزرگتر و با کیفت:(+)

-دانلود کنید دو تاچیز معرکه رو : موزیک سریال سلطان و شبان(+) و ارتش سری(+)

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٧ تیر ۱۳۸٦

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر، ملت عزیز ایران، چیزی را که من لازم می دانم اینجا و از این تریبون با شما بطور صریح و بی پرده مطرح کنم، مساله بنزین است، مساله ای که آسایش و امنیت روانی را از مردم عزیز ما گرفته...

من سئوال می کنم چرا باید مردم شریف ومظلوم ما از نعمت بنزین ارزان و آزاد محروم باشند؟ مگر ما اینهمه منابع  نفت و بنزین نداریم؟ مگر این منابع مال کیست؟ مگر ایران دومین منابع نفت و گاز را در خاورمیانه و جهان ندارد؟پس چرا باید بنزین سهمیه بندی شود؟ آیا واقعا  این حق مردم ما نیست؟ چرا ملت ایران نباید با خیال راحت باک ماشین شان را پر کنند و با خانواده بروند مسافرت و..از فضا استفاده کنند؟آیا این واقعا توقع زیادی برای مردم  عزیز و گرانقدر ماست ؟

            یک شخص معلوم الحال ...!

 آیا واقعا مشکل مردم ما اینه؟ این ظلم و بی عدالتی است در حق ملت بزرگ ایران،  چرا ملت را تحقیر می کنید؟ من این را یک تحقیر ملی می دانم که در کشوری مثل ایران، بنزین را سهمیه بندی کنند و با این وضع افتضاح و زشت  به مردم بدهند،

من خبر دارم که یک دختر دوازده ساله در خانه خودشان به کمک عمه اش،  بنزین را کشف و تولید کرده، چرا سراغ این نوابغ نمی رویم تا مشکل بنزین حل شود؟ چرا جوانان را جدی نمی گیرید؟ چرا بها نمی دهید؟ آیا واقعا مشکل مردم ما اینه؟

 به شما عرض می کنم که اینها کار یک مشت مافیای پشت پرده است که منافع شان در این کار است، من همین جا به ملت ایران صادقانه می گویم که بنده این گروه مافیایی را می شناسم و انشاءالله آنها را با حمایت شما مردم عزیز و غیور افشا و نابود می کنم.

این باندهای فاسد و قدرت طلب و مافیایی،  شلنگ20  اینچی به منابع نفت وصل کرده اند و در بعضی جاهای دولتی لانه کرده اند و مشغول فساد و غارت بیت المال هستند و میلیارد میلیارد بالا می کشند، ولی بنزین را برای مردم کوچه و بازار سهمیه بندی کرده اند، من می دانم که با گفتن این حرفهای صریح، وارد منطقه ممنوعه قدرت شده ام، آتش از زمین و آسمان می بارد، ولی من ایستاده ام، من یک معلم ساده هستم که حرفهایم را بی واسطه با مردم می زنم و هیچ وابستگی به احزاب هم ندارم.

 من این مافیا را  افشا می کنم، اگر افتخار جاروکشی و نوکری ملت بزرگوار و حساس ایران را به دست آوردم، بنزین را آزاد می کنم و تقدیم ملت شریف ایران می کنم، بنده طبق محاسبات علمی و با کمک کارشناسان امر،حساب کرده ام که می شود به مردم بنزین ارزان و آزاد داد، بنزین ارزان و آسان و فراوان حق مسلم ایرانیان است، دولت باید برای بنزین یارانه اختصاص دهد، اصلا وظیفه دولت همین است.

***

نه ...فکر بد نکنید...! این یک سخنرانی خیالی در انتخابات ریاست جمهوری 1388 است که یک کاندیدای ریاست جمهوری در حالی نطق تبلیغاتی تلویزیونی است...نظر شما چیه؟ حرفها درسته؟ حرفهای قشنگیه؟ رای آوره؟ سونامی سازه؟ حماسه سازه؟

***

واقعیت این است که روند فعلی مصرف بنزین در کشور ما چیزی در حد و اندازه های "فاجعه" است، مصرف روزانه حدود 70 میلیون لیتر بنزین+ وجود خودروهای فرسوده و شبکه ناکارآمد حمل و نقل عمومی و... یعنی آتش زدن رسمی و علنی سرمایه های کشور، بنابراین سهمیه بندی و ایجاد محدودیت برای مصرف بنزین به اعتقاد همه کارشناسان  یک کار ضروری و عقلانی و درست بود، لذا این درگیری ها و تنش های گسترده و فابل تاملی هم که ایجاد شد(+) یه جورایی به قول حدادعادل "چرک و خون" ناشی از زایمان بود و حقیقتا اجتناب ناپذیر بود.

                اگه عشق همینه ..اگه زندگی اینه ...!

-بدون تردید... دولت نهم طراز پوپولیسم را در کشور شکست ، فکر می کنم  پدیده خطرناک این باشد که در آینده کسی پیدا شود که بخواهد با سلاح "پوپولیسم"، احمدی نژاد را از صحنه براند و خارج کند، یعنی "پوپولیسم علیه پوپولیسم"، به قول معروف: تصور کن...اگه حتی تصورکردنش سخته!

-البته دکتر احمدی نژاد هم زرنگ تر از این حرفهاست : فکر کنم در دور دوم سفرهای استانی، وعده ساخت "ورزشگاه" تبدیل شود  به: یک "پمپ بنزین" برای دختران عفیف ...یک "پمپ بنزین" برای پسران نجیب!

-راستی شنیده می شود قرار است یک اتاق فکر به نام "هیات ویژه پیدا کردن بهانه برای سفر چاوز-اورتگا به ایران" با شرکت حسن روزی و میثم نیلی تشکیل بشه! شما پیشنهادی براشون ندارید؟

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦

اسکنر Canon را نگاه می کردم که چشمم به آرم جالبش افتاد:

گمانم Canon هم

به قول معروف: گمانم ...Canon هم "یاعلی" گفت! 

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢ تیر ۱۳۸٦

دهه هفتاد(۱۹۷۰) رو خیلی دوست دارم! از مدل های لباسش تا ایدئولوژی هاش ...آدمهاشو...قهرمانانش رو، موسیقی...حتی اتوموبیل ها و سلاح هایش...! مرسدس های دهه هفتاد رو با این اسباب بازی های فعلی مقایسه کنید ...! دهه هفتاد  به نظرم اوج اصالت و صداقت و بکارت! دنیا بود...و هست! اسلامگراهایش..واقعا اسلامگرا بودند و هنوز  به کمونیسم بازی و ترور و شهرستان بازی و... آلوده نشده بودند، این مطلب را ۴ آبان ۸۵  تحت عنوان «"گام دوم اسلامگرایی" ؛ بایدها و نبایدها» نوشتم(+) یعنی درست موقعی که حماس تازه به پیروزی رسیده بود و دولت هنیه تازه  تشکیل شده بود، با تحولات فعلی در فلسطین و لبنان و ..فکر می کنم امروز، خواندن این مطلب خالی از لطف نباشد:

***

اسلامگرایی به مفهوم جدید آن، از اوایل دهه هفتاد میلادی وارد مرحله جدید تکوین و رشد خود شد، درخشان ترین مصداق  این جریانات، جنبش اسلامی مردم ایران و سرنگونی ناباروانه رژیم پهلوی بود، در کنار جنیش هایی مثل "مجاهدین افغان، اخوان المسلمین، جهاد اسلامی فلسطین، حرکت محرومین به رهبری امام موسی صدر و ..." جوانه های این نهضت عظیم بودند که یکی پس از دیگری به ثمر نشستند.

واقعیت این است که خاورمیانه، ناسیونالیسم عربی و سوسیالیسم واراداتی را تجربه کرده و از این تجربه ها عبور کرده است ودر عین حال جنبش اسلامگرایی با ریشه های کهن و میراث تاریخی و فرهنگی اش از یک سو و شادابی و طراوات و تازگی از یک سو، بهترین و اصیل ترین گزینه  برای خاورمیانه و مناطق شمال آفریقا و هم مرز شدن با "غرب" است.

جریان اسلامگرایی چنان قوی و ریشه دار و دارای پتانسیل های عظیمی است که اگر بتواند هم در قامت "نهضت" و هم در هیبت "نهاد" شکوفا شود، بی تردید جدی ترین رقیب و جایگزین تمدن لیبرال -دموکراسی غرب خواهد بود

به اذعان بسیاری از کارشناسان مسائل استراتژیک، جریان اسلامگرایی چنان قوی و ریشه دار و دارای پتانسیل های عظیمی است که اگر بتواند هم در قامت "نهضت" و هم در هیبت "نهاد" شکوفا شود، بی تردید جدی ترین رقیب و جایگزین تمدن لیبرال -دموکراسی غرب خواهد بود.

امروز جنبش اسلامگرایی درشرایط بسیار ویژه ای به سر می برد؛ که می توان از آن به عنوان " گام دوم اسلامگرایی" در منطقه خاورمیانه یاد کرد، که یکی از ملموس ترین مصادیق این شرایط خاص،  "بحران فلسطین- لبنان"  است که  یک نقطه عطف و سرنوشت ساز برای کلیت جریان اسلامگرایی در منطقه به نظر می رسد .

***

با نگاهی به وقایع دوسال اخیر که به اذعان بسیاری از صاحب نظران ستاره اقبال اسلامگرایی در منطقه رو به درخشش گذاشته است، می توان دریافت که استراتژی "اسلامگرایی علیه اسلامگرایی"، "اسلام علیه مسیحیت" رویکرد غرب در مقابله با جریان اسلامگرایی بوده است، کاریکاتورهای اهانت آمیز نسبت به حضرت رسول(ص) وسخنان مناقشه برانگیز پاپ و مقامات مسیحی که به تعبیر رهبر انقلاب  "حلقه ای از توطئه ایجاد جنگ صلیبی" بود، بخش هایی از یک حرکت برنامه ریزی شده دراز مدت در منطقه می باشد.

نمونه جالبی که می توان بدان اشاره کرد ، رشد قارچ گونه جریانی مشکوک وخشن که خود را به جریان اسلامگرایی منسوب می کند، در برخی از کشورهای آفریقایی است که در شرایط فعلی بسیار قابل تامل است.

ازسوی دیگر می توان وجه دیگر استراتژی آمریکا برای مقابله با اسلامگرایی را درچارچوب طرح "خاورمیانه بزرگ"و حمایت غیرمستقیم و مزورانه از روی کارآمدن دولتهایی با رویکرد اسلامی ولی"ضعیف" ارزیابی کرد که به منظورایجاد زمینه " انتقال " برای بازگشت جریانات لائیک و سکولار به معادلات سیاسی  کشورهای منطقه برای اعاده سلطه غرب  بر منطقه حساس خاورمیانه - قلب انرژی جهان- این موضوع دردستور کار کاخ سفید قرار گرفته است.

در وقایع مربوط به انتخابات اخیر فلسطین نیززمزمه هایی از این دست به گوش می رسید  که دولت آمریکا عمدا با  کمک علنی 20میلیون دلاری به " فتح " رقیب حماس در انتخابات فلسطین، پیروزی حماس را تسهیل کرد- با توجه به منفور بودن آمریکا در میان مردم فلسطین- چون این تحلیل را داشت که حماس، توانایی "اداره دولت" و تبدیل شدن از یک نهضت به یک نهاد را ندارد و با شرایط بغرنج ایجاد شده، مردم فلسطین عملا چاره ای جزبازگشت  دوباره به سمت چهره های نزدیک به "ساف و فتح"  وطیف  سیاسیون لائیک-ملی گرا  که رابطه نزدیکی با آمریکا دارند، نخواهد داشت.

طلع البدر علینا ..

تحولات فلسطین و لبنان ، چالش هایی  که امروز دولت حماس در آن به سر می برد(به رسمیت شناختن رژیم اسرائیل) و حزب الله لبنان هم در ابتدای دست و پنجه نرم کردن با آن است(قطعنامه 1701)، نمونه و ویترین مناسبی از چالش های فعلی و آینده جریان اسلامگرا در منطقه است که باید به دقت مورد بررسی و تحلیل موشکافانه اسلامگرایان قرار بگیرد.

 بی شک می توان باور نمود که  اگر فشارهای مضاعف فعلی به ناکارآمدی و ناتوانی اسلامگرایان در اداره امور منجرشود و یا اینان به دامن برخی خواسته های نامریی همانند افراط و فرقه گرایی و..بیفتند، نباید گمان کرد که محبوبیت و موقعیت فعلی آنها بازهم تداوم بیابد، بدیل های مصنوعی یا واقعی بسیاری دربرابر اسلامگرایی وجود دارد که می توان جریان تکنوکرات سکولار را یکی از مهمترین آنها توصیف کرد.

***

در بررسی و تحلیل این روند، چند ضرورت کلیدی برای جنبش های اسلامگرای منطقه  به ذهن می رسد:

1- لزوم تفکیک بین "بنیادگرایی کور سلفی-وهابی و انواع طالبانیسیم با جریان اصیل و پویای اسلامگرایی.

2- تفکیک و مرزبندی  بین "غرب ستیزی" و "رقابت جدی و منطقی با غرب".

3-مقابله عملی و نظری با برداشت های افراطی و غلط از "شریعت" اسلامی به عنوان عاملی که دشمنان اسلام برای به محاق کشاندن جریان اسلامگرایی حساب زیادی روی آن باز کرده اند.

4-اسلامگرایی باید توان جذب وهضم و تعامل با سایربخش های جامعه را داشته باشد وبا عبور از وادی "نفی" و وارد شدن به مرحله " اثباتی" در تعاملات سیاسی -اجتماعی نمایشی مطلوب ازظرفیت های خود بروز دهد.

۵- گسترش نفوذ بین نخبگان و دور شدن از رویکردهای صرفا پوپولیستی به منظور تبدیل شدن به یک جریان عظیم اجتماعی در کشورهای مختلف منطقه .

اسلامگرایی باید توان جذب وهضم و تعامل با سایربخش های جامعه را داشته باشد وبا عبور از وادی "نفی" و وارد شدن به مرحله " اثباتی" در تعاملات سیاسی -اجتماعی نمایشی مطلوب ازظرفیت های خود بروز دهد

6- ایجاد و تاکید بر یک هویت جمعی اسلامی با  مصادیقی مثل احیای مفهوم " بازار اسلامی" یا دیگر موارد مشابه می تواند به عنوان یک فرصت وعامل تعیین کننده در معادلات منطقه وتعامل با غرب بحساب آید وعاملی درجهت "نهادینه شدن اسلامگرایی " در منطقه باشد.

7-تلاش برای رودرو قراردادن وایجاد شرایط برای تقابل هرچه بیشترجریان اسلامگرایی با نهادها، هنجارها و حقوق بین الملل و در نتیجه به انزوا کشاندن آن در دراز مدت به عنوان یک راهکار اصلی غرب مطرح می باشد که جریانات اسلامگرا باید توجه ویژه ای به این دام خطرناک داشته باشند.

۸-می توان گفت امروز جریان نوپای اسلامگرایی در منطقه فاقد "رسانه" است و تجهیز به ادوات جنگ "نرم" و رسانه ای می تواند یکی از اولویت های جهان اسلام در شرایط جدید باشد، آنهم در شرایطی که رقیب ، بهترین و گسترده ترین استفاده از رسانه ها را انجام می دهد، تعامل با نهادهای مدنی و داشتن سعه صدر مناسب برای هضم و جذب تکثرهای موجود در جوامع، از دیگر نکات مهم در این میان است، می توان گفت تاکنون جهش اسلامگرایی معطوف به پیروزی در انتخابات و جلب افکار عمومی بوده است و از "نهادسازی" غافل بوده است.

 چالش هایی درحوزه هایی مانند " زنان، حقوق بشر و نهادهای مدنی، آزادی و.." مهمترین چالش پیش روی اسلامگرایان منطقه است، غرب هم  به مدد قدرت نرم رسانه های  خود، زیرکانه در پی کوک کردن گفتمان جهانی حقوق بشر خود علیه موج جدید اسلامگرایی است و این توجه به این را بیش از پیش مهم و حیاتی جلوه می دهد.

جمهوری اسلامی ایران  در شرایط امروز جایگاه ویژه ای دارد ، می توان گفت که چالش های دیروز نظام جمهوری اسلامی، چالشهای "امروز" نهضت اسلامگرایی در منطقه خاورمیانه است

جمهوری اسلامی ایران -که با وقوع  انقلاب اسلامی آغازگر موج نوین اسلامگرایی در منطقه بود-  در شرایط امروز جایگاه ویژه ای دارد ، می توان گفت که چالش های دیروز نظام جمهوری اسلامی، چالشهای "امروز" نهضت اسلامگرایی در منطقه خاورمیانه است.

اگر ایران در پیدایش و شکوفایی این نهضت، نقش بی بدیلی داشته است می تواند در شرایط خطیر کنونی هم با الگو شدن و الهام بخشی و انتقال تجربیات و عبور خود از چالش های گوناگون سیاسی -اجتماعی، جنبش های اسلامگرای منطقه را یاری دهد.

می توان به خلاصه گفت چالش جدی اسلامگرایان  عبور از "نهضت" به سمت "نهاد" می باشد.

-قاعده القاعده...ایران هدف بعدی القاعده؟(+)

***

فرض کنید یک دلال اسلحه هستید و با یک سامسونت بزرگ پر از بروشور و کاتالوگ «موشک هاگ ،تاو ،کرم ابرشیم و تانک چیفتن و نفربرهای زرهی..»رفتید یک جایی برای فروش کلان این چیزها، دارید با حرارت از خصوصیات «هاگ» می گویید و اینکه وقتی هاگ وقتی شلیک می شود و  به نزدیک هواپیمای هدف می رسد، منفجر می شود و به ۱۶ هزار قطعه آتش سوزان تبدیل می شود و ...که ناگهان متوجه می شوید که مشتری فقط کلت برونینگ(+) می خواهد! حس جالبی است نه ...؟!  آدم هم خیالش راحت می شود..هم احساس تاسف می کند!

- راستی آیدی ما رو زدند! با نامهربونی هک کردن! آیدی فعلی ما اینه، دوستان تجدید وضو و میثاق کنند: BAHMAN_HEDAYATI@YAHOO.COM ؛ هک کنید آیدی ما را ...مسنجر ما غنی تر می شود!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: