...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٢٦ امرداد ۱۳۸٦

مراسم برائت از مشرکین "صدور مسالمت‌آمیز انقلاب اسلامی" بود/ حادثه مکه با فشار مستقیم آمریکا به عربستان اتفاق افتاد

 مقدمه : اصولا سالهای ۱۳۶۶-۶۸ یکی از جالب ترین سالهای تاریخ معاصر و تاریخ انقلاب اسلامی است که کمتر تابه حال بدان پرداخته شده است، فقط  سرفصل بعضی از وقایع این دوسال به این شرح است:

ماجرای مک فارلین، بازپس گرفتن فاو توسط عراق و برتری نظامی عراق در  آخر جنگ و نهایتا قبول قطعنامه ۵۹۸ و ماجرای جام زهر

  عزل آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری، ارائه بحث ولایت «مطلقه» فقیه  و  تقسیم بندی «اسلام آمریکایی» و «اسلام ناب محمدی» و منشور «روحانیت» توسط امام راحل 

 برپایی مراسم برائت از مشرکین به دستور امام،  نامه بسیار شدید الحن ایشان در مورد نهضت آزادی، حادثه خونین مکه با تلفات بالغ بر ۴۰۰ نفر، جنگ نفت کش ها و درگیری مستقیم نظامی ایران و آمریکا در خلیج فارس، زدن سکوهای نفتی ایران توسط آمریکا، عملیات مرصاد و حمله ناگهانی مجاهدین خلق به مرزهای غربی با پشتیبانی عراق و پیشروی آنان تا نزدیک کرمانشاه، اعدام های سال ۶۷ و...

یکی از این حوادث مهم که آقای کروبی در آن مطلع است و نقش دارد، همین حادثه ۱۱ مرداد ۱۳۶۶ مکه بود، برخی از اصلاح طلبان فعلی نظیر آقایان شکوری راد و میردامادی(دبیرکل فعلی حزب مشارکت و استاندار وقت خوزستان) هم به نوعی در این جریان بوده اند، در اوج دوران اصلاحات، آقای کوهکن که آن وقتها تقریبا بیکار بود و الان سخنگوی هیات رئیسه مجلس است، در یک سخنرانی ،  متلک کوتاهی به نقش این آقایان در ماجرای مکه انداخت:«کسانی که در زیر ساک حجاج ، تی.ان.تی جاسازی کرده بودند، بهتر است ادعای اصلاح طلبی نکنند...»

کوهکن بیش از این چیزی نگفت، بهرحال حادثه مکه یکی از حوادث قابل تامل و البته رازآلود تاریخی است و این گفتگوی کوتاه با آقای  کروبی که  از سال ۶۴ تا ۶۸ مسئول بعثه حج بود، فقط در حد یک طرح مسئله ساده است، راستی  پاسخ اون مسابقه ای که طرح کردم(+) همین گفتگو با کروبی بود! که عمرا هیچ کس حدس نزد:

***

حجت الاسلام کروبی در پاسخ به این سئوال خبرنگار مهر که ارزیابی شما از حادثه مکه بعد از گذشت حدود 19 سال از این حادثه چیست؟ پاسخ داد : معتقدم که حادثه مکه محصول شرایط زمانی دوره ای خاص بود، در آن مقطع  یک کار بسیار بدی از طرف سعودی ها انجام شد، عده از هم وطنان ما به شهادت رسیدند، حتی بعضی از زائران شهید، هنوز احرام داشتند، حادثه مکه، حادثه غم انگیزی بود که روابط ایران و عربستان را دچار آسیب کرد.

کروبی، برپایی تظاهرات و مراسم برائت از مشرکان از سوی بعثه رهبری را یک "صدور انقلاب مسالمت آمیز" توصیف کرد و گفت: مسئله برائت از مشرکین و آن تظاهرات ها یک نوعی و یک مصداقی از صدور انقلاب  بود.

وی با تشریح شرایط دخیل در بروز حادثه مکه افزود: این مسئله قابل انکار نیست که یک حادثه عظیمی به نام "انقلاب اسلامی" شکل گرفته بود ، آنهم در فضایی که سالها تبلیغ می شد که اسلام قادر به حکومت و اداره جامعه نیست و دین افیون توده ها است و ...روحانیت هم نقش اصلی در این انقلاب داشت، انقلاب اسلامی از جنس اندیشه بود و ناخودآگاه بخاطر این خصلت خود، مورد توجه همه دنیا و به خصوص کشورهای اسلامی قرار گرفت.

یکی از جاهایی که می شد از آن برای تبلیغ و صدور انقلاب اسلامی استفاده کرد، مکه و مراسم حج بود،ما در این مراسم، انقلاب اسلامی را مبتنی بر  اسلامی که امام(ره) مطرح می کردند، عرضه می کردیم، اسلامی که مبتنی بر عدالت و مبارزه با ظالم و کوبیدن شرک و کفر

کروبی تصریح کرد: به تعبیر حضرت  امام(ره)  انقلاب اسلامی که یک انفجار نور بود، در مقطع حادثه مکه، پیام و صدای این انقلاب نور تقریبا به همه جای دنیا رسیده بود، یعنی در طول ده سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، دیگر جایی از کشورهای اسلامی و منطقه نبود که با پیام انقلاب ما نا آشنا باشد، به خصوص در سالهای بعد،  با وسائل و ابزاری چون سفارتخانه ها و رایزنان فرهنگی و تبلیغی، پیام انقلاب  گسترش پیدا کرده بود.

مسئول وقت بعثه امام خمینی(ره) ادامه  داد : تبلیغ انقلاب اسلامی تبدیل به یک موج بزرگ منطقه ای -جهانی شده بود که فروکش نمی کرد، یکی از جاهایی که می شد از آن برای تبلیغ و صدور انقلاب اسلامی استفاده کرد، مکه و مراسم حج بود،ما در این مراسم، انقلاب اسلامی را مبتنی بر  اسلامی که امام(ره) مطرح می کردند، عرضه می کردیم، اسلامی که مبتنی بر عدالت و مبارزه با ظالم و کوبیدن شرک و کفر بود، اگر دقت کنید، در همین سالها است که مسئله فلسطین تحت تاثیر انقلاب اسلامی یک حال و هوای دیگری پیدا کرد و انتفاضه اول روی داد.

کروبی خاطر نشان کرد: یکی از کارهایی که ما در حج می کردیم این بود که به مسلمانان جهان بگوییم که انقلاب اسلامی و ایران پناهگاه همه مسلمانان جهان است، صدور انقلاب به این معنا داشتیم که البته به هیچ وجه به معنای تلاش برای ساقط کردن حکومت ها نبود.

امروز همه تحولاتی که در لبنان و فلسطین وکشورهای منطقه تحت عنوان بیداری اسلامی شاهد هستیم تاثیر گرفته از انقلاب اسلامی است، بذری بود که حضرت امام(ره) آن را در جهان اسلام کاشت.

ئی چیزا ر....

وی در مورد تحلیل و عملکرد سعودی ها در ماجرای جمعه خونین مکه گفت:عربستان مسلما می خواست چنان حادثه ای پیش بیاید، ولی می خواست که جلوی این حرکت را از اصل بگیرد، چون سعودی ها احساس کرده بودند که از این حرکت استقبال شده است،در اولین مراسم برائت از مشرکین، فقط ایرانی ها بودند، اما در سالهای بعد و به خصوص همین سال 1366 مردم خود مکه و ملیت های دیگر مسلمان به مراسم می آمدند و اوضاع بطور کلی متفاوت شده بود.

کروبی خاطر نشان کرد: معتقدیم حادثه مکه با فشار مستقیم آمریکا به عربستان سعودی شکل گرفت ، بر اساس اخبار و اطلاعات ما، بسیاری از شرکت کنندگان در مراسم برائت از مشرکین را بعد از بازگشت به کشور متبوعشان، بازداشت می شدند و تحت بازجویی قرار می گرفتند، حتی در چندین مورد افراد بعثه ما را هم گرفتند و به بازجویی بردند، یک حساسیت فوق العاده ای ایجاد شده بود.

مسئول وقت بعثه امام خمینی(ره) گفت : در واقع آنها با ابزار فیزیکی و خشونت خواستند جلوی یک حرکت فکری را بگیرند، در حادثه مکه، تقصیر اصلی با طرف سعودی بود.

الان هم معتقدم با حفظ کامل آرمانها، باید روابطمان با عربستان سعودی خوب و حسنه باشد و نگذاریم تیره بشود، چون تیره شدن روابط ایران و عربستان فقط به نفع دشمنان جهان اسلام است و امروز یکی از راهبردهای اصلی دشمن، تیره کردن روابط ایران و عربستان است

خبرنگار مهر از کروبی در مورد روابط ایران و عربستان بعد از حادثه مکه سئوال کرد که وی پاسخ داد: اما بعدها و در دوران رهبری آیت الله خامنه ای ، روابط ما با عربستان ترمیم شد که کار درستی هم بود، در ادامه این ترمیم روابط، سفرهای متعددی بین مقامات دو کشور انجام شد،  روسای جمهور ما به عربستان رفتند، سعودی ها در کنفرانس فلسطین خیلی به ما کمک کردند و همراهی نشان دادند.

وی  تصریح کرد:  الان هم معتقدم با حفظ کامل آرمانها، باید روابطمان با عربستان سعودی خوب و حسنه باشد و نگذاریم تیره بشود، چون تیره شدن روابط ایران و عربستان فقط به نفع دشمنان جهان اسلام است و امروز یکی از راهبردهای اصلی دشمن، تیره کردن روابط ایران و عربستان است.

کروبی گفت: راهبردهای نظامی آمریکا در منطقه شکست خورده است، بحث خاورمیانه بزرگ هم منتفی شده است، در عراق و افغانستان با مشکلات شدیدی مواجه است، الان راهی که برای آمریکا وجود دارد، اختلاف افکنی بین شیعه و سنی و ایران و عربستان است.

وی در پایان این گفتگو تقویت روابط با عربستان را "سیاست اصولی جمهوری اسلامی" توصیف کرد و گفت: مقام معظم رهبری عنایت خاصی به این مسئله دارند و دیدیم که اخیرا به پادشاه عربستان نامه فرستادند و پیک آنها هم مستقیما پاسخ نامه را به خود ایشان تحویل دادند، این سیاست ها باید ادامه پیدا کند.

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٦

در راستای کندوکاوش های فرهنگی ! موضوع مرده سوزوندن هندوها برام جالب شد و این فیلم خفنی از مراسم مرده سوزی در هند! (۱۸+) را پیدا کردم، واقعا چرا اینا اینجورین؟ آیا؟ اینم یه سری عکس از این مراسم (+) انصافا که شهرستان ترین مردم دنیا هستند اینا ...!

در پی پیروی یک سازمان خیریه هندو در ستادهای خود برای قانونی کردن مراسم سنتی سوزاندن جسد مرده، این احتمال مطرح شده که سوزاندن اجساد مؤمنان هندو بریتانیا در هوای باز قانونی شود.

تلاش برای جلب موافقت با اجرای این سنت معنوی و 4 هزار سالانه هندوها در شمال شرق انگلستان سال گذشته با حکم یکی از مقامات محلی به عنوان نقض قوانین تدفین در بریتانیا با ناکامی مواجه شد.  این تصمیم از سوی دندر کوما گای مؤمن هندو به چالش کشیده و خواستار احقاق حقوق خود شد که پس از مرگ، در هوای باز بر اساس رسم هندوها سوزانده شود.

قاضی یک دادگاه عالی در بریتانیا پذیرفته است که پیشنهاد وی از نظر قضایی از سوی شورای شهر نیوکاسل مورد بررسی قرار گیرد تا این مراسم را که هندوها آن را برای آزادی روح ضروری می دانند اجرا شود. جاستین کولینز، قاضی این دادگاه عالی اظهار داشته که این حکم می تواند بر اساس منفعت عمومی باشد چرا که جامعه هندو اهمیت بسیاری برای این مراسم قائل هستند. وی همچنین در اظهارات خود به قوانین سال 1884 و1907 اشاره کرد که سوزاندن مردگان در هوای باز را الزاماً غیر قانونی نمی داند.

590 هزار هندو در بریتانیا زندگی می کنند که بسیاری از آنها اجرای مراسم در هوای باز را ترجیح می دهند.

اقدام دندر کوما گای، مؤسس و رئیس جامعه دوستی انگلیسی – آسیایی ماه ژوئیه سال گذشته هنگامی که نخستین توده هیزم مخصوص آتش زدن جسد مردگان را در بریتانیا فراهم کرد به تیتر روزنامه ها تبدیل شد. پیش از آن وزارت کشور بریتانیا مراسم سوزاندن جسد همسر سفیر نپال را در سال 1934 قانونی دانسته بود. تاکنون تاریخ بررسی قضایی این درخواست را که از سوی کارشناسان حقوقدان حقوق بشر صورت می گیرد، اعلام نشده است.

شما اطلاعات دیگه ای  ندارید؟! شیوه تدفین مسلمونها و مسیحی ها رو همه می دونیم، سیستم مرده بازی یهودی ها چه جوریه؟ کسی می دونه؟

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٦
چندوقت قبل، از زبان یکی از اعضای ستاد انتخاباتی احمدی نژاد شنیدم که می گفت: وقتی در داغ ترین روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری، در ستاد  انتخاباتی ، حرف از بحث و جدل احزاب و گروهها و حمایت از فلان کاندیدا و بی توجهی آنها به احمدی نژاد بود و ما نگران این مسئله بودیم، احمدی نژاد با خونسردی و خنده فقط می گفت: «رای در کف خیابان ها است! »
***
وقتی که حکم  انتصاب علیرضا محرابیان، به عنوان سرپرست وزارت صنایع معادن بعد از برکناری علیرضا طهماسبی اعلام شد، برخی صاحبنظران و محافل خبری از انتقال او که ریاست ستاد تبصره 13 را برعهده داشت و در اجرای طرح سهیمه بندی بنزین، تجربیات خوبی اندوخته بود،  اظهار تاسف کردند ولی شورای اطلاع رسانی دولت خیلی زود این گمانه غلط را اصلاح کرد: محرابیان هم سرپرست وزارت صنایع شده بود و هم بر منصب قبلی خود  "باقی" مانده بود. شاید این ابقاء در هیاهوهای رسانه ای مربوط به برکناری وزرای نفت و صنایع چندان جالب و خاص به نظر نرسد اما...

***

با خروج همزمان "کاظم وزیری هامانه" و "علیرضا طهماسبی" وزرای نفت و صنایع از کابینه نهم، ترمیم های کابینه دکتر احمدی نژاد به رقم قابل تامل "5 ترمیم در طول دوسال" رسید، با تحلیل آماری دولتهای بعد از انقلاب، می توان دولت دکتر احمدی نژاد را "پر ترمیم ترین دولت بعد از انقلاب" توصیف کرد.

البته اگر انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و انحلال حدود 28 شورای عالی اداری را به شمول این ترمیم ها، اضافه کنیم، این ادعا، منطقی تر و باورپذیرتر هم خواهد شد.
 
هرچند که ترمیم و تغییر، فی نفسه امر مثبت یا منفی محسوب نمی شود، اما کیفیت و کمیت ترمیم های انجام شده در دولت کاملا قابل تحلیل و به اصطلاح "معنا دار" است.
 
تعدد ترمیم های دولت نهم  را می توان دارای سه معنای مختلف دانست: از یکسو این ترمیم ها، می تواند نشان دهنده عدم برآوردهای دقیق و عملیاتی از ظرفیت و توان مدیریت اجرایی کشور و وزیران به کارگرفته شده  در ابتدای تصدی دولت  باشد، معنای دوم این ترمیم ها، می تواند نشانه تسلیم ناپذیری  دکتر احمدی نژاد در برابر سنت مدیریت دولتی در کشور تصور کرد و در نهایت آخرین مفهوم و معنای این ترمیم ها می توان  تغییر تاکتیک دولت در اجرای سیاست های خود در دوسال پایانی باشد.
 
با این اوصاف، برکناری محترمانه وزیری هامانه و خروج فرهاد رهبر، (رئیس سازمان سابق مدیریت) را می توان "عمیق ترین و معنادارترین" ترمیم های کابینه نهم دانست، هرچند که جنس این دو ترمیم نیز با یکدیگر متفاوت بود. باید توجه داشت معرفی سیدکاظم وزیری هامانه به سمت وزیر نفت محصول شرایط خاص اولین ماههای فعالیت دولت نهم و کشمکش های اولیه با مجلس شورای اسلامی بود، اما حکایت فرهاد رهبر متفاوت بود و رهبر یکی از شخصیت های درجه یک مورد اعتماد احمدی نژاد بود که در ادامه راه،  "نتوانست" و "نخواست" با ایده های رئیس جمهور هماهنگ شود.
 
واقعیت این بود که به دلیل رد مکرر نامزدهای معرفی شده از سوی رئیس جمهور و بیم فلج شدن وزارتخانه کلیدی نفت، عملا احمدی نژاد مجبور شد یک "گرداننده معتمد و پرسابقه" را برای جلب رای اعتماد نمایندگان معرفی کند، ولی امروز به نظر می رسد که دکتر احمدی نژاد با پایان یافتن عمر مجلس هفتم، ضرورتی برای ادامه کار "وزیری هامانه" ندیده است...

احمدی نژاد و دیگر هیچ !

 به بیان دیگر، وزیری هامانه از ابتدا نیز "وزیر" دلخواه احمدی نژاد نبود و اصلی ترین انگیزه برای برکناری وزیری هامانه می تواند این گزینه باشد که امروز دولت و شخص دکتر احمدی نژاد احساس می کند که می تواند بهترین و دلخواه ترین وزیر را برای وزارتخانه نفت، بگمارد.
 
از طرف دیگر با شروع نیمه دوم و پایانی عمر دولت نهم، می توان انتظار شتاب گرفتن برنامه های عمرانی دولت - در قالب مصوبات سفرهای استانی - را داشت، انگیزه دوم تغییر در قلب تپنده و مولد بودجه کشور- وزارت نفت - می تواند همین دغدغه باشد.
استراتژی احمدی نژاد در منصب ریاست جمهوری

 
بطور خلاصه، استراتژی دکتر احمدی نژاد در منصب ریاست جمهوری را می توان چنین توصیف کرد: تقویت نهاد ریاست جمهوری، افزایش عملی اختیارات رییس جمهور (کاری که سیدمحمد خاتمی در زمان تصدی ریاست جمهوری از انجام آن ناتوان ماند)، تلاش برای ایجاد رابطه ای مستقیم  وعاطفی با مردم در قالب سفرهای استانی و تلاش برای ساختار شکنی سریع اداری نهاد دولت به وسیله طیف محدودی از "مدیران معتمد".
 
بسیاری از مخالفان و موافقان دکتر احمدی نژاد بر این نکته اتفاق نظر دارند که "سفرهای استانی" هم "پاشنه آشیل" دولت است و هم  "کلید کامیابی"  آن. به نظر می رسد در آستانه پایان دومین سال فعالیت دولت، دکتر احمدی نژاد تصمیم گرفته است، عقبه و عمق سیستم "سفرهای استانی" را تقویت کند.
اصرار بر هماهنگی همه اجزای دولت با سیستم سفرهای استانی

 
اصرار احمدی نژاد مبنی بر هماهنگی همه ارکان دولت با سیستم "سفرهای استانی"  از درون این تغییرات و ترمیم ها و تصمیمات،  کاملا قابل رصد است که بر این اساس، احمدی نژاد بر کاهش "واسطه ها" و فیلترهای کارشناسی - اداری سنتی به هرقیمت تاکید دارد و افزایش سرعت اجرای طرح های عمرانی، هدف استراتژیک دولت ارزیابی می شود.
 
اما بدیهی است که در این سامانه، تنها حلقه بسیار محدودی از مدیران کشور می توانند با این سیستم، هماهنگ شوند و دلیل اصلی افزایش "مدیران چندشغله دولت نهم" مثل آقایان "غلامحسین الهام، علی سعیدلو، محرابیان و .." نیز همین مسئله است. با این وضع، پیش بینی می شود بازهم بر تعداد مشاغل این مدیران نیز افزوده شود، یا نهایتا چند نام دیگر بر لیست این مدیران، اضافه شود.
مدیران میانی در کنار نخبگان فراموش شده؟

 
اگر تاکنون بی اعتنایی به نخبگان و نظرات کارشناسی به عنوان یکی از ایرادهای دولت احمدی نژاد برشمرده می شد، امروز به نظر می رسد با روند کنونی ، بخش وسیعی از مدیران میانی و جزء نظام هم چنین احساسی کنند و یک حس بی اعتمادی و نارضایتی در بین مدیران میانی و جزء نظام ایجاد شود که طبعا پیامدهای منفی خود را در بلندمدت خواهد داشت.

شغل بعدی الهام چیست ؟!

شیوه اعمال مدیریت در دولت نهم می تواند عملا به این وضع منتهی شود که طیف و جنس بسیار معدود و خاصی از مدیران در عرصه اجرایی متولد و نهادینه شوند که شاخصه آنها قبل ازملاک هایی چون صاحبنظر بودن یا متخصص بودن و...، صرفا هماهنگی کامل و حتی ایمان داشتن به شیوه های خاص و منحصر به فرد رئیس جمهور باشد.
بازتولید حلقه بسته مدیران !
 
نکته و نتیجه قابل توجه دیگر این روند این خواهد بود که برخلاف وعده های آقای احمدی نژاد، بازهم تصمیمات در "مرکز" و میان حلقه محدود همین مدیران "چندشغله و معتمد"  اخذ می شود. 
نمی توان منکر این مسئله شد که احمدی نژاد به سمت تغییر و اصلاح ساختارهای اداری کشور می رود که  کاری بزرگ و البته جسورانه است، ولی آیا توان رئیس جمهور و "معدود مدیران معتمد"  او برای انجام این حرکت بزرگ، به تنهایی کافی و وافی است؟
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٦

امروز حزب اعتماد ملی(+) مراسم روز خبرنگار را جشن گرفته بود، در همان سعد آباد ییلاق  و خنک که قصه اش رو نوشتم(+)...معمولا بعد از تمام شدن برنامه ها، خبرنگارها باهم می ریزن دور شخصیت مربوطه و به اصطلاح اخبار «در جمع» متولد می شه! حقیقتش با این نوع از خبر، خیلی مشکل دارم...اینه که صبر کردم و وقتی همه خبرنگارها رفتند، رفتم سراغ کروبیُ ولی حواسم نبود که خبرنگارها رفتند، نه عکاسها!

 شروع کردم به مصاحبه...و دیگه اصلا حواسم به اطراف نبود، بین مصاحبه ، کروبی خسته بود و یک صندلی خواست، منم مجبور شدم زانو بزنم و ادامه مصاحبه ام رو بگیرم!  اینه که این صحنه زیبا شکل گرفت و کلاشینکف توسط حسن قاعدی شکار شد و در کوزه افتاد(+)

کلاشینکف زانوزده و در کوزه افتاده !

حالا اینها خیلی مهم نیست...عمرا عمرا عمرا بتونید حدس بزنید در مورد چی با کروبی مصاحبه کردم..! یک راهنمایی: در مورد انتخابات مجلس هشتم نبود! حدس بزنید ...! بااینکه تقریبا یقین دارم هیچ کسی نمی تونه حدس بزنه! ولی حدس درست، جایزه داره!

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٦
 مذاکرات ایران-آمریکا در موضوع عراق با تشکیل کمیته سه جانبه امنیتی به یکی از فرازهای خاص خود رسیده است، به نظر می رسد با توجه به برخی قرائن و شواهد، امروز ایران است که برای حل مشکل عراق و پیش بردن مذاکرات سه جانیه آمریکا-ایران-عراق دغدغه وتلاش دارد و در اردوی آمریکایی ها با نوعی "کشتن زمان" و "تعلل" مواجه هستیم.

مسئله مهم این است که دولت نوری المالکی در شرایط کنونی با بحران خروج شش وزیر جبهه التوافق ازاعضای ائتلاف اهل سنت مواجه است و همین موضوع است که باعث شده آمریکا در تصمیمات خود محتاط تر و کندتر عمل کنند.

ازسوی دیگرکشورهای عربی بلافاصله ازتزلزل کابینه مالکی، استقبال کردند.همزمان با این تحولات، قرارداد فروش بی سابقه  تسلیحات آمریکایی به عربستان-مصر-اسرائیل به ارزش 60 میلیارد دلار بسته شد، کنار گذاشتن  این تکه های پازل، می تواند دورنمای احتمالی تحولات بعدی عراق و منطقه را به نمایش بگذارد.

ضربه محکمی که احتمال دارد به روند مذاکرات-ایران و آمریکا وارد شود، این است که اگر تا مقطع فعلی ، آمریکایی ها مجبور بودند روی پیروزی و تقویت "دولت المالکی" حساب باز کنند،اکنون با تغیر آرایش بیرونی و درونی معادلات عراق، این رویکرد، کمرنگ شده است

ازاین جهت، ضربه محکمی که احتمال دارد به روند مذاکرات-ایران و آمریکا  و به ضرر ایران؛ وارد شود، این است که اگر تا مقطع فعلی ، آمریکایی ها مجبور بودند برای حل مشکلات خود و عراق ، روی پیروزی و تقویت "دولت المالکی" حساب باز کنند و امتیاز بدهند و بخاطر این مهم با ایران-دشمن قدیمی خود- مذاکره کنند، اکنون با تغیر آرایش بیرونی و درونی معادلات عراق، تا حدودی این رویکرد و اجبار کمرنگ شده و راه جدیدی برای آمریکایی ها باز شده است و آنها دیگر مجبور نیستند کلید طلایی امنیت عراق را به نوری المالکی بسپارند.

 

بر این اساس، به نظر می رسد وقت کشی در مذاکرات و عدم ورود به فاز عملیاتی و اجرایی مذاکرات ( تشکیل کمیته سه جانبه امنیتی) رویکرد فعلی آمریکایی ها باشد تا با  انتظاری کوتاه برای احتضار دولت المالکی، بتوانند با روی کارآمدن یک دولت همسو با کشورهای عربی و غرب، مشکل عراق را به شکل بهتر و آبرومندانه تری برای خود حل کنند،بدون اینکه مجبور باشند با ایرانی ها مذاکره و تعامل داشته باشند.

البته نباید در این گمانه زنی ، دچار افراط شد، آمریکا فعلا در حال محک زدن شرایط فوق است، بقای دولت مالکی و ترمیم خلاء مشروعیتی دولت عراق، می تواند این تاکتیک آمریکایی ها را مختل یا باطل کند.

به نظرمی رسد مسئله مهمی که جمهوری اسلامی ایران باید در مورد آن تصمیم بگیرد، موقعیت سنجی مذاکرات درشرایط احتمالی غیرازشرایط فعلی همانند سقوط دولت مالکی است، اگرچه این احتمال با اما واگرهای فراوانی در سطح تصمیم گیری حوزه بحران عراق روبروست ولی می توان این موضوع را از جمله ناگزیر های تحولات عراق در فضای جدید برشمرد.به علاوه در شرایط فعلی ، دولت المالکی از ایران درخواست می کند که به مذاکرات با آمریکا وارد شود و خود این دولت هم موضعی میانه و معتدل  و راهگشا  بین ایران و آمریکا بازی می کند.

 اما با تغییرساخت قدرت درعراق و تشکیل دولت جدید، بی شک دولت جدید، دیگر "لحن معتدل و میانه و دوستانه مالکی" با ایران نخواهد داشت و ممکن است در هماهنگی با آمریکا و کشورهای عربی منطقه، "اتهام افکنی"  به ایران را در دستور کار خود قرار دهد.

ضمن اینکه این تحول در صحنه عراق، به معنای "پایان عملی شائبه و شایعه همگرایی شیعیان با آمریکایی ها" خواهد بود، شائبه ای که از ابتدای سقوط رژیم صدام برای بسیاری از بازیگران معادله عراق به وجود آمده بود، اما اگر دولت المالکی سقوط کند و دولت همسو با اعراب سنی روی کارآید، شایعه و شائبه فوق، دیگر رمقی برای ادامه حیات نخواهد داشت، که این هم نتایج خاص خود را به دنبال خواهد داشت.

در این شرایط، این خطر وجود دارد که  ایران در حالی که به اصطلاح "پایش" در زمین  مذاکرات با آمریکا قرار دارد، با هجمه سنگین و همزمان سیاسی-تبلیغاتی دولت عراق، آمریکا، کشورهای عربی مواجه شود و این یکی از بهترین فرصت ها برای رقبا و دشمنان ایران برای اجرای پروژه "انزوا" است.

به درست یا غلط این تلقی ایجاد شده است که ایران حامی سرسخت و کامل دولت المالکی است، با سقوط این دولت، وجهه و اعتبار و نفوذ ایران هم در عراق، دستخوش تغییرات منفی می شود که این مسئله هم می تواند به نفع محور آمریکا-اعراب سنی تمام شود.

البته نباید این گزینه را نیز فراموش کرد که ممکن است تلاشهای موجود برای ساقط کردن دولت المالکی به جایی نرسد، با فرض این حالت؛ باید شاهد تسریع در روند مذاکرات ایران و آمریکا و اجرایی شدن کار کمیته سه جانبه بود، مسئله اساسی روشن شدن این وضعیت دوگانه و سرنوشت بهم گره خورده  دولت المالکی، مذاکرات ایران-آمریکا است.

***

بعداز التحریر و در راستای همین تحلیل: سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفته است که «دیپلماسی با ایران در حال شکست خوردن است» (+) و از همه قابل تامل تر اینکه : "دو دور گفتگو بین رایان کروکر سفیر آمریکا در عراق و همتای ایرانیش ( حسن کاظمی قمی) در بغداد و مذاکرات امنیتی سطح پایین تر نتایج مثبتی نداشته است."

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٦

با حسین شهرستان و حاج عباس حسیننژاد رفتیم فیلم پاداش سکوت، نتیجه اش این نقد(+) شد، منتظر نظرات شما  هستم:

 اقتباس غلط؛ کلید ناکامی‌های "پاداش سکوت"

اصلی ترین نکته ای که می توان در خصوص فیلم "پاداش سکوت" مطرح کرد، به نوع و نسبت اقتباس فیلم از داستان کوتاه "من قاتل پسرتان هستم" مربوط می‌شود. به دلایلی که به آن خواهیم پرداخت، نمی توان اقتباس توحیدی را برداشتی موفق از داستان دانست و اصلی ترین ضعف "پاداش سکوت" هم همین "اقتباس غلط" است. بار فیلم بیش از آنکه بر فیلمنامه استوار باشد، بر دوش بازی بازیگران شاخص آن است و همین بازی های قابل قبول بسیاری از نقایص فیلم را پنهان می کند.

از این جهت به این اقتباس باید "اقتباس غلط" لقب داد که اساسا کتاب احمد دهقان با یک نگاه "تلخ و سیاه" به پدیده و ماهیت جنگ نوشته شده است ـ صرف نظر از درستی یا نادرستی این نگاه، ولی "پاداش سکوت" مازیار میری / توحیدی سعی کرده اثر دهقان را در چارچوب های رایج رسمی و قابل پخش درآورد که به نظر می رسد با وجود بازی های قوی و حتی درخشان بازیگرانی چون پرویز پرستویی، این اثر دچار نوعی "سرگردانی آمیخته با سردی" است.

حاجی کجایی که سیدتو کشتن!

به بیان دیگر، نگاه "تلخ ـ سیاه" ولی محکم و تکان دهنده دهقان در اقتباس توحیدی که از سناریست های مطرح و موفق سریال های تلویزیونی است، استحاله و اجبارا تلطیف شده است، چه با نگاه دهقان به جنگ موافق باشیم چه نباشیم، باید پذیرفت که تلخی اثر دهقان، آنچنان هنرمندانه است که به مرز "شوکه کردن مخاطب " می رسد.

نگاه "تلخ-سیاه" ولی محکم و تکان دهنده  احمد دهقان در اقتباس فرهاد توحیدی-که از سناریست های مطرح و موفق سریال های تلویزیونی است- استحاله و اجبارا تلطیف شده است، چه با نگاه دهقان به جنگ موافق باشیم چه نباشیم، باید پذیرفت که تلخی اثر دهقان، آنچنان هنرمندانه است که به مرز "شوکه کردن مخاطب " می رسد

توحیدی فیلمنامه نویسی است که کارش را از تلویزیون آغاز کرده و در واقع تاثیر پذیرفتن از نگاه "رسمی" تلویزیون در لایه های فیلمنامه توحیدی وجود دارد که در تناقض آشکار با نگاه دهقان است و می توان گفت همین نقطه اصلی آسیب "پاداش سکوت" است.

دهقان با نمایش تقابل انسان ها و اصولا پدیده پیچیده "تقابل های انسانی" و بیان این نکته که "قضاوت" در این موقعیت ها بسیار دشوار است، عملا ذهن و روح مخاطب را به پارادوکسی عمیق ولی شیرین و جذاب رهمنون می شود، اینها رمز اصلی جذابیت آثار دهقان است. ولی اصولا در "پاداش سکوت" حتی در هیجانی ترین سکانس ها ما با "شوک" و نمایش تقابل های دشوار و پیچیده و ایجاد حالت به اصطلاح "تکان دهندگی" در ذهن و ناخودآگاه تماشاگر مواجه نیستیم.

مجموعه این عوامل  باعث شده "پاداش سکوت" یک "ساحت" مشخص نداشته باشد، به عبارت دیگر این فیلم نه کاملا در زمره فیلم های ارزشی و مرسوم سینمای دفاع مقدس قرار گرفته و نه در ارائه یک فیلم عمیق و فلسفی که سعی در واکاوی ابعاد مختلف پدیده "جنگ" دارد، موفق بوده؛ بلکه اثری است بینابین که نقاط ضعف هر دو مدل را دارد ولی از نقاط قوت آنان محروم است.

همه بهانه و بار دراماتیکی برای ساخته شدن پاداش سکوت ، قطعه ای  از رمان دهقان است که در آن رزمنده ای به دلیل مجروحیت در یک عملیات حساس، ناخودگاه  شروع به "فریاد" کشیدن می کند و همرزمش ناگریز بخاطر لو نرفتن عملیات، او را خفه می کند، اما این فصل تلخ و تکان دهنده در "پاداش سکوت"  تبدیل به صحنه ای با تعارف و تکلف و البته گنگی بسیار زیاد می شود.

در "پاداش سکوت" به جای فریاد و نعره های مجروح، فقط صرفا با صدای "خرخر زخم گلوی یحیی" مواجه هستیم و نهایتا می بینیم پرستویی به خاطر همین خرخر ناقابل! یحیی را با مهربانی و عطوفت زیر آب به آغوش می کشد! در صورتی که واضح است اصل روایت می بایست بسیار خشن و تلخ تر از این بوده باشد.

جالب اینکه در "پاداش سکوت" یحیی ـ رزمنده مجروح ـ اصولا فریاد نمی کشد! (لابد از فرط مظلومیت زیاد و خارج نشدن از کلیشه های رایج در مورد رزمندگان ایرانی) در صورتی که در داستان دهقان، یک تصادم و تقابل دشوار انسانی آفریده می شود: نعره های یک مجروح و تصمیم دشوار و خاص برای کشتن او.

حاجی زیر آب !

از طرف دیگر این سئوال مطرح می شود که آیا صدای ناقابل "جهیدن خون از گلوی یک رزمنده" به گونه ای است که باعث به خطر افتادن عملیات شود؟ آیا این صدا در برابر صدای تکان خوردن و حرکت رزمندگان در آب هور و صدای شکسته شدن نی ها و ... اصولا به حساب می آید؟ اینها سئوالاتی که برای هر مخاطب عام پیش می آید و قوت و استحکام "پاداش سکوت" را حتی در نزد مخاطب عام با سئوال و ابهام مواجه می کند.

در سکانس هور که اصلی ترین و پرخرجترین سکانس و کلید معماهای فیلم است، اشکالات و نقایص حرفه ای نظامی هم دیده می شود، در عملیات حساس مورد اشاره قاعدتا باید رزمندگان با لباس غواصی یا سوار قایق باشند، در صورتی که چنین نیست. رزمندگان در این گونه عملیات ها باید تجهیزات و کوله پشتی و وسایل مخصوص داشته باشند، در صورتی که در فیلم رزمندگان تنها با لباس بسیجی و چفیه سفید! آن هم در شب و تنها با یک سلاح کلاشینکف وارد معرکه هور می شوند!

نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت این است که اساسا یکی از رموز موفقیت و مخاطب پذیری هر اثر هنری دارا بودن "ساحت" مشخص است. بطور مثال ممکن است بسیاری از مخاطبان "آژانس شیشه ای" (حاتمی کیا ـ 1376) با عقاید و عملکرد قهرمان فیلم مخالف باشند، اما بی شک برای او "احترام" قائل بودند و هنرمندی حاتمی کیا هم معرفی صادقانه شخصیت حاج کاظم بود که حس احترام و همذات پنداری را در عین مخالفت و مرزبندی برای او برمی انگیخت. آفریدن این تناقض یکی از زیبایی ها و هنرهای فیلمسازی چون حاتمی کیاست که شایسته است مورد توجه کارگردان های جوان هم قرار گیرد.

در پاداش سکوت، یحیی -رزمنده مجروح- اصولا فریاد نمی کشد!(لابد از فرط مظلومیت زیاد و عدم خروج از کلیشه های رایج در مورد رزمندگان ایرانی) در صورتی که در رمان دهقان، یک تصادم و تقابل دشوار انسانی آفریده می شود: نعره های یک مجروح و تصمیم دشوار و خاص برای کشتن مجروح.

اما  در فیلم مازیار میری به دلیل وجود همین تناقض ها و سستی اقتباس، یک ساحت مشخص و قابل قبول برای شخصیت، عملکرد و زندگی قهرمان فیلم شکل نمی گیرد و تماشاگر به سختی می تواند با وی همذات پنداری کند. تماشاگر تا آخر داستان متوجه نمی شود قهرمان فیلم بالاخره بیمار است یا سلامت روانی دارد و آیا اصولا می تواند به روایت او اعتماد کند یا نه! دقیقا به خاطر همین ابهام است که "سکانس تردید در نماز و ناتمام گذاشتن سوره حمد" در "پاداش سکوت" دلچسب و قابل باور نیست.

در واقع می توان گفت شخصیت پردازی گنگ و ناقص قهرمان فیلم "پاداش سکوت" هم  نتیجه همان اقتباس سست از رمان احمد دهقان است، هرچند که پاداش سکوت سعی کرده بود به وادی نقد اجتماع(ریاکاری، فراموش کردن رزمندگان و ...) وارد شود، اما به دلیل همین شخصیت پردازی ناقص و گرته برداری غلط، در این نقد هم موفق نبوده است، مثلا تاکید افراطی بر "منشی -همسران" در فیلم، عملا به یک ابنکار جذاب نمایشی-داستانی تبدیل نشده است.

نکته قابل ذکر دیگر این است که در برخی از سکانس های پاداش سکوت که سعی شده است غربت و مهجوریت بچه های جنگ به تصویر کشیده شود، شباهت های غیرقابل انکار و البته نه چندان دلچسبی با سکانس های طلایی فیلم آژانس شیشه ای پیدا می شود(به خصوص با توجه به بازیگری پرستویی در هردو)

مازیار میری اولین تجربه سینمایی خود را در ژانر دفاع مقدس آزموده، هر چند پرداختن فیلمسازان جوان به جنگ تحمیلی به عنوان یکی از وقایع ملی و مذهبی کشور فی نفسه مثبت و قابل تقدیر است، ولی به نظر می رسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی و حامی این ژانر، باید سیاستگذاری ها و مدیریت های دقیق تر و هوشمندانه تری را بکار گیرد و حمایت فله ای و بدون مهندسی فرهنگی از فیلم های دفاع مقدس نمی تواند مفید و جریان ساز باشد.

یکی از ابتکارات معاونت سینمایی وزارت ارشاد می تواند ایجاد یک دائره المعارف تخصصی دفاع مقدس برای سازندگان فیلم های جنگی باشد

یکی از ابتکارات معاونت سینمایی وزارت ارشاد می تواند ایجاد یک دائره المعارف تخصصی دفاع مقدس برای سازندگان فیلم های جنگی باشد که در این دائره المعارف، اطلاعات نظامی، خاطرات جالب رزمندگان و فرماندهان دوران دفاع مقدس، حتی موقعیت های واقعی دراماتیک در سال های جنگ که قابلیت تصویر شدن را دارد و ... گنجانده شود.

غنی کردن و تثبیت عنوان "مشاوره نظامی" در فیلم های جنگی می تواند گامی مهم از سوی وزارت ارشاد و نهادهای مسئول مثل سپاه پاسداران و روایت فتح و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس برای تقویت سینمای ملی دفاع مقدس باشد و این اقدام می تواند از اشتباهات مهلک حرفه ای ـ نظامی و گاف های طنزآمیز بعضی فیلم های دفاع مقدس که حیثیت سینمای جنگ را به بازی می گیرد جلوگیری کند.

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱٢ امرداد ۱۳۸٦

غسل صندوق صدقه با آفتابه ! زیر تابلوی آزادی ...!

-کار این آقایون،  شستن صندوق صدقات کمیته امداد سطح شهر با آب و صابون و آفتابه به صورت «یمانکاری» بود، چقدر در شهرهای بزرگ، شغل های جالبی پیدا می شه، البته کارکردهای چندگانه «آفتابه» هم قابل تامل است!

-گفتگوی مفصلی که با حجت الاسلام کروبی گرفتیم را هم بخوانید(+): محل مصاحبه ما با دبیرکل حزب اعتماد ملی، دفتر آقای کروبی در "سعدآباد" خنک و ییلاقی بود. "آدرس" مکان مصاحبه هم به جالبی خود مصاحبه بود:خیابان ملکی، نرسیده به «نرده‌های ریاست‌جمهوری»، پلاک ...!‌

بانو  زمان دوکاره و دیگر هیچ!

بدون شرح!

-فرمان احمدی نژاد برای تحول رفتاری نظام بانکی کشور(+)  صادر شد، به این بهانه بخش «تاریخ هفته» کلاشینکف: ۵شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۵۹، نظرسنجی روزنامه کیهان در مورد بانک و سود بانکی و شبهه ربا و ....

بانک..ربا ....سود...و همچنان ابهام!

-یک واکنش به مطلب «اعترافات هاله اسفندیاری-کیان-جهانبگلو، چه چیزی شکار شد»(+) :شاید منظور هدايتي اينه که از قبيل اين سه دوست تعداد انبوهي در ميان دانشگاهيان و روشنفکران داخلي ايراني وجود دارند و شناسايي و دستگير کردن اينها چه کارکردي مي تونه داشته باشه؟

-یک نکته جالب: ماشاءالله شمس الواعظین تنها روزنامه نگاری هم با «رادیو فردا» مصاحبه می کند(+) و هم با شبکه «الکوثر» وابسته به صداوسیما ...طبق مصوبه شورای عالی امنیت ملی مصاحبه با رادیو فردا، اسرائیل و صدای آمریکا ممنوع است.

شمس الواعظین در شبکه الکوثر جمهوری اسلامی

شمس الواعظین در شبکه الکوثر(سحر سابق یا جدید!)

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٦

واحد شمارش سفرخارجی در دانشگاه آزاد

یک ضرب المثل آلمانی-سوئدی (چون سازنده اش دورگه بوده!) هست که می گه: مدیران و واقعیت های یک جامعه را از روی گزارش هایی که تهیه می کنند، بشناس!

این را از روی بولتنی که مدیر یکی از واحدهای دانشگاه آزاد به عنوان گزارش تهیه کرده برداشتم، نکته جالب اینکه : میزان و ارزش و به تعبیری «واحد شمارش» سفر و کنفرانس تحقیقاتی اساتید به خارج از کشور «ریال های خرج شده» است در حالی که هیچ اثری از کیفیت ، حتی عناوین مقالات ارائه شدن نیست!  بلانسبت ..بلانسبت، گلاب به روتون، روم به دیوار، زبانم لال! اگر گوسفند و مرغ و جوجه را هم به چرا می بردند! همین جوری حساب می کردند!

 از طرف دیگر واحد شمارش «تشویق مقالات» هم «نفر» است! سن و مجری و گل و بلبل و لوح تقدیر !

***

اما حکایت این ورقه پایین: اول بگذارید متن شعرش را بنویسم :

ساقی و می و شمع  گل پروانه                  خوش آمدی ای هاشمی فرزانه!

این مردم رودهن به استقبالت               خوش آمد گویند به گل و گلخانه(بچه های حفاظت لابد!)

یک شاخه گل نثار بر هرقدمت                   خوشحال شدیم از خبر آمدنت

طوطی شکرخوار (لابد خبرنگاران!) که این جمله شنید         مشتاق شنیدن کلام و سخن است

ما را نبود طوفه ای(تحفه!) اندر نظرت                         این جان گرامی به فدای قدمت

اما شاه بیت این شعر اینجا است :

مردم رودهن(پهلوان احمدبابایی)(سیدمهدی حسینی) که این جمله شنید، گوید چه دوری(دری!) بود اندر دهنت!

سید مهدی حسینی که این جمله شنید، گوید چه دری بود اندر دهنت!

اما قصه این ورق: آقای هاشمی رفسنجانی رفته بود مراسم افتتاح و کلنگ زنی در دانشگاه آزاد رودهن، در سالن ورزش یک مرشد(همین پهلوان احمد بابایی!) با همراهی دو تا بچه شروع کرد به خواندن این شعر به سبک زورخانه ایی و بچه ها هم شنا می رفتند و دمبل پرت می کردند و می چرخیدند و ...! وقتی این  شعر  پاچه خوارانه تمام شد، دیدم متن شعر روی میزی که جلوی پهلوان بود، افتاده، برش داشتم!  چه داستان جالبی در شاه بیت آخری اتفاق افتاده را خودتان ملاحظه کنید!

همین صحنه که شرح دادم!

ظاهرا اول قرار بوده «مردم» بر گوهر گران در دهان آقای هاشمی تاکید و تصریح کنند، اما بعد «پهلوان احمد» مردم را کنار زد و بعد سید مهدی حسینی، پهلوان (+)را ... خلاصه یک جامعه شناسی فشرده از وضعیت سیاسی-فرهنگی ما  و جامعه شناسی طبقاتی حتی از مفهوم پاچه خواری! در این رقابت جالب بین مردم، پهلوان احمد و سید مهدی حسینی(رئیس واحد رودهن که از سال ۱۳۶۱ رئیس است!) قابل مشاهده است.

فقط همین رو بگم که خبرنگار یک خبرگزاری خاص که اسمش را نمی برم! می خواست این شعر را در بخش اخبار ويژه خبرگزاری شان بزند! ولی کلاشینکف در رقابتی نفس گیر موفق به حفظ مالکیت خود بر این اثر هنری شد و آن را به خوانندگانش تقدیم می کند!

***

راستی در این مراسم، آقای رسولی نژاد، نماینده فیروز کوه و دماوند هم حضور داشت، شاید جالب باشد که بدانید همین آقای رسولی در سال ۷۳-۷۴ تقریبا اولین کسی بود که علیه هاشمی موضع گرفت، موضع سختی هم گرفت و حتی گفت حمد و سوره هاشمی در نماز جمعه غلط است و ...ولی در مراسم امروز پهلوی هاشمی نشسته بود و یک سخنرانی کوتاه مملو از «حضرت آیت الله  هاشمی رفسنجانی» هم کرد! اخر مراسم از رسولی نژاد سئوال کردم «حمد و سوره حاج آقا درست شده؟» که سریع گرفت و با خنده گفت: اون چیزها، جوسازی روزنامه های اون موقع بود!

***

-یک مسئله  عاطفی-ریاضی-صداوسیمایی: باعرض پوزش بخاطر دلخراش بودن تصویر(+)،  اگر این اتفاق (+)در آمریکا و اروپا می افتاد، محاسبه کنید فرکانس لرزش صدا و احساسات و کسینوس تغییر لحن «کامران نجف زاده» را در هنگام خواندن این خبر در بخش خبری ۲۰:۳۰!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: