...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦

1- با کمی تسامح می توان گفت علی لاریجانی نامزد رسمی اصولگرایان در انتخابات  ریاست جمهوری سال 1384 بود، "رسمی"  به این معنا که لاریجانی در فرایند تصمیم گیری شورای هماهنگی نیروهای انقلاب(مهمترین رکن تصمیم گیری اصولگرایان در مقطع انتخابات نهم) توانست نظر بزرگان سنتی و قدیمی اصولگرا را جلب کند و بر "رضایی، قالیباف، احمدی نژاد و .." پیشی بگیرد، حزب موتلفه به عنوان یکی از احزاب پرسابقه و ریشه دار هم رسما از لاریجانی حمایت کرد، لاریجانی همچنین اعتماد عمیق رهبری را هم همراه خود داشت، مدیریت 10 ساله صداوسیما و حضور در شورای فرماندهی سپاه و ...از جمله نشانه های این اعتماد عمیق بود.

لاریجانی !

2- بعد از انتخابات سوم تیر و انتخاب محمود احمدی نژاد، علی لاریجانی، رقیب سابق احمدی نژاد،  با صلاحدید مقامات عالی کشور،  به شورای عالی امنیت ملی رفت تا "مسئول پرونده هسته ای" شود، در واقع حضور لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی، نماینده همه رقبای اصولگرای احمدی نژاد در دوره انتخابات بود(رجوع کنید به حمایت های معنادار طیف های اصولگرا در موضوع هسته ای از مواضع لاریجانی)

بی تردید، یکی از مهمترین پیامدهای کنار رفتن لاریجانی و  تغیر این چیدمان و کنار گذاشتن نماینده و یادگاری! اصولگرایان از دولت این است که  جایگاه احمدی نژاد  در معادلات آتی اصولگرایان را  تحت الشعاع قرار می دهد...

بی تردید، یکی از مهمترین پیامدهای کنار رفتن لاریجانی و  تغیر این چیدمان و کنار گذاشتن نماینده و یادگاری! اصولگرایان از دولت این است که  جایگاه احمدی نژاد  در معادلات آتی اصولگرایان را  تحت الشعاع قرار می دهد...

4-از طرف دیگر، کنار گذاشتن لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و خروج وی از دولت نهم را می توان تلاش وتمایل جدی احمدی نژاد برای به دست گرفتن کامل و  تمام سیاست خارجی (به خصوص هسته ای) و ارتقای سهم رئیس جمهور از معادله سیاست خارجی توصیف کرد.

 می توان تصور کرد که برای  احمدی نژاد، حضور لاریجانی (رقیب سابق) را در یکی  مهمترین پست های سیاسی -امنیتی دولت،طعم  نوعی نارضایتی و سرخوردگی داشت، احمدی نژاد و هوادارانش تصور می کردند که دولت و شخص رئیس جمهور با نوعی کم اعتمادی از سوی کلیت نظام، در مورد مسائل کلان سیاست خارجی و به خصوص هسته ای، مواجه است و..(رجوع کنید به خبرسازی های سایت هایی مثل رجا علیه لاریجانی و...).امروز باید گفت، آنها از این مرحله هم عبور کردند...

5- یکی از پیامدهای "میان مدت"  کنار گذاشتن لاریجانی،  ورود مستقیم تر رهبری به معادله هسته ای خواهد بود، چون یکدست شدن تیم هسته ای ( احمدی نژادی شدن تیم هسته ای! ) بی تردید همه جریانات سیاسی(به خصوص اصولگرایان) را در مورد حساس ترین موضوع کشور(هسته ای) قلقک می دهد و تحریک می کند، با این اوصاف؛  با خاص تر شدن شرایط پرونده هسته ای ، شاهد شدت گرفتن اختلافات در مورد موضوع هسته ای، خواهیم بود، تداوم و جدی شدن این اختلافات است که باعث دخالت مستقیم تر رهبری در معادله هسته ای خواهد شد.

6-هرچند که اختلاف لاریجانی -احمدی نژاد و چند مرتبه استعفای لاریجانی، چیز چندان پوشیده ای نبود، اما یک معنی دیگر کنار رفتن لاریجانی می تواند به اختلاف تفسیر و  تاویل لاریجانی و احمدی نژاد  از "موقعیت فعلی پرونده هسته ای" ربط داشته باشد.

 چندی است که احمدی نژاد با صراحت و بطور مکرر(ازیک موضع الهام آلود!) از "مختومه شدن پرونده هسته ای" خبر می دهد و همه تهدیدات فعلی را رجزخوانی و دروغ و ...می نامد، خوب آیا این موضع عجیب می توانسته موضع لاریجانی (یا هر کارشناس آکادمیک یا حتی هر مطلع ساده و دنبال کننده اخبار) هم باشد؟ قطعا خیر! این دیدگاه عجیب مختص احمدی نژاد است!

خیلی واضح است که این تفاوت دیدگاه، جایی برای حضور لاریجانی در دولت نمی گذاشت و لابد آقای دکتر جلیلی(دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی) بر اساس دیدگاه احمدی نژاد می خواهد با رویکرد " بسته شدن پرونده هسته ای" وارد گود مذاکره با اروپا  و مدیریت پرونده هسته ای  شود...(نکته جالب این است که طبق قانون، دبیر شورای عالی امنیت ملی باید، "عضو" این شورا هم باشد که جلیلی عضو این شورا نیست!)

7-احمدی نژاد یک اصل تاکتیکی -روانی جالب دارد: غافلگیری و ترمیم  تیم  برای خرید زمان! دولت نهم ، رکورد دار "ترمیم" در دولتهای بعد از انقلاب است(+) تاکنون حدود 10 ترمیم از سطح وزیر تا رئیس بانک مرکزی داشته ایم، این نکته کلیدی را هم نباید فراموش کنید که هرگز و هرگز دولت احمدی نژاد یک دولت عادی با مولفه های معمول نیست، ما با یک دولت آرمانگرا و کاملا خاص مواجه هستیم که برای خودش "رسالت های ماورایی" قائل است و...

احمدی نژاد یک اصل تاکتیکی -روانی جالب دارد: غافلگیری و ترمیم  تیم  برای خرید زمان! دولت نهم ، رکورد دار "ترمیم" در دولتهای بعد از انقلاب است، تاکنون حدود 10 ترمیم از سطح وزیر تا رئیس بانک مرکزی داشته ایم

8- فرض کنید شما مربی یک تیم فوتبال پر طرفدار و جنجالی هستید و در آغاز نیمه دوم یک بازی سرنوشت ساز قرار گرفته اید، وقت چندانی تا پایان بازی نمانده است، اوضاع هم چندان بر وفق مراد نیست، حتی احتمال شکست وجود دارد، هواداران پر تعداد تیم از شما "انتظار" دارند، و از همه مهمتر، شما "باز" هم می خواهید "مربی" بمانید و منصب خودتان را حفظ کنید، خوب در این معادله چه خواهید کرد؟ تا هم بمانید، هم هوادارانتان را راضی کنید و اعتمادشان را جلب کنید و هم اگر شکست خوردید، بتوانید برای شکست خود، "مقصر" و "قربانی" داشته باشید؟ و اگر در پایان بازی، موفق "نشدید" ، بتوانید گناه را به گردن بازیکنان نالایق یا رفقای نیمه راه بیاند؟

جواب  ساده است، شما  باید مرتب بازیکنان تیم خودتان  را عوض کنید، تعویض و ترمیم های مکرر، باعث می شود که شما "زمان" بخرید و قضاوت در مورد خودتان را مرتبا به تعویق بیاندارید، اینطور هوادارانتان باز هم به شما مهلت می دهند و منتظر معجزه! می مانند و اگر شما ماهرانه باشید ، هوادرانتان ممکن است در یک "بزنگاه" بازهم به شما اعتماد کنند...

 یعنی بهترین راه برای خرید "زمان" و به تعویق انداختن " قضاوت" در مورد عملکرد دولتی که نیمه عمر خودش را هم گذرانده است،  ترمیم های مکرر و دائمی است، شاید بی سابقه باشد که یک دولت در نیمه دوم عمر خودش، چنین دست به تغییرات و ترمیم بزند،

محمود احمدی نژاد ، عاشق خدمت و جهاد

به نظر شما، توده های مردم  وقتی این ترمیم های مکرر دولت را می بینید چه فکری با خودشان می کنند؟ قطعا به این فکر نمی کنند که "ثبات مدیریتی کشور" استاد می شود! وجود و تبلیغ مفاهیمی چون "مافیا" ، "باندهای ثروت و قدرت" ، "احزاب" و...از سوی دولت، به همراه این ترمیم ها و ..می تواند نتایج کاملا خاصی بر قضاوت توده ها بگذارد، البته بی تردید مدیران میانی کشور از این فضا، احساس تحقیر و بی ثباتی می کنند، ولی مگر اهمیت دارد؟!

باور کنید که فقط "یکسال و نیم"  از عمر دولت احمدی نژاد باقی مانده است، ولی هیچ یک از ما این واقعیت را "باور " نکرده ایم و هنوز در پس غبار شلوغی رسانه ای دولت، خبرسازی ها و پوپولیسم خبری و سیاسی دولت و سفرهای استانی و وعده ها و وعیدها و ... طوری با دولت طرفیم که انگار دولت سه ماه است که سر کار آمده!

 9- باور کنید که فقط "یکسال و نیم"  از عمر دولت احمدی نژاد باقی مانده است، ولی هیچ یک از ما این واقعیت را "باور " نکرده ایم و هنوز در پس غبار شلوغی رسانه ای دولت، خبرسازی ها و پوپولیسم خبری و سیاسی دولت و سفرهای استانی و وعده ها و وعیدها و ... طوری با دولت طرفیم که انگار دولت سه ماه است که سر کار آمده! واقعیت این است که با وجود همه انتقادات ریر و درشت و نارضایتی ها از دولت احمدی نژاد، هنوز یک "قضاوت" عمومی در مورد دولت به وجود نیامده است...

10-واقعیت این است که احمدی نژاد ، تنها تر می شود..اما اگر این تنهایی، با هنر و مشاطه گری  تیم رسانه ای و تبلیغاتی احمدی نژاد، طعم دیگری بگیرد، در "غیاب احزاب" و" دور زدن اصولگرایان" ، یک فرصت دوباره برای جلب اعتماد مردم برای او می آفریند! دور دوم سفرهای استانی در راه است و جالب است بدانید این سفرها، درست در  آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری تمام می شود! بازی جالبی است! نه ؟!

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٢٧ مهر ۱۳۸٦

دماوند از چشم انداز خشتک آزادی !

اگه هوا تمیز باشه، دماوند از زیر خشتک آزادی هویداست!

راحتی روحانیت !

راحتی و استفاده بهینه از وقت در یک جلسه رسمی!

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٦
یک لذت غریب در زندگی است که می شود اسمش را لذت بردن از کار حرفه ای توصیف کرد! دیروز سخنان پوتین در اجلاس خزر، به شدت زیرکانه و در عین حال موذیانه و لذت بخش! بود، به این بهانه و به بهانه اینکه خیلی ها  بخاطر سفر پوتین تا مرز ذوق مرگی هم پیش رفتند، این مطلب رو نوشتم...!
***
شاید بتوان دیپلماتیک ترین سخنرانی در اجلاس سران کشورهای ساحلی خزر را ، سخنان  معنادار ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه توصیف کرد، سخنانی که به مفهوم واقعی می توان ادعا کرد که بر روی "تک تک" کلمات آن، کار شده بود.
 
پیشنهاد روشن روسیه که در سخنان پوتین  انعکاس یافت، "اتصال دریای خزر به دریای سیاه" بود، شاید در نگاه اول، این پیشنهاد یک طرح خیرخواهانه برای خروج خزر از بن بست تلقی شود، اما طرح زیرکانه پوتین، در نهایت مفهومی جز تغییر جهت کریدور "شمال-جنوب" دریای خزر به کریدور "شرق-غرب" ندارد.

پوتین نامهربون!


این مفهوم را می توان چنین توضیح داد: با توجه به موقعیت  و شکل جغرافیایی دریای خزر (طول بسیار زیاد و عرض نسبتا کم ) ، موقعیت و پراکندگی منابع انرژی و  شکل مرزهای کشورهای ساحلی این دریا ، دو کریدور و مسیر را برای انتقال انرژی می توان در دریای خزر تصور کرد:

1 - کریدور شمال-جنوب با محوریت ایران:
 
ایران به دلیل بهره مندی از خطوط راه آهن و دسترسی به آبهای آزاد (خلیج فارس) یک گزینه مهم برای انتقال منابع انرژی و صادرات کشورهای ساحلی خزر (به خصوص ترکمنستان، قزاقستان که دسترسی به آبهای آزاد ندارند)  است.
 
2 - کریدور شرق-غرب با محوریت روسیه:

اگر پیشنهاد روسیه برای اتصال خزر به دریای سیاه، عملی شود، عملا مسیر طبیعی کریدور شمال -جنوب به شرق-غرب تغییر جهت می دهد، ضمن اینکه مسیر انتقال انرژی کشورهای آسیای میانه به اروپا، بسیار کوتاهتر می شود و میانداری این کریدور به روسیه می رسد و  یک پیروزی بزرگ استراتژیک روسیه رقم می خورد، کشتی رانی در خزر تحولی تاریخی را تجربه می کند، ضمن اینکه همگرایی و اتحاد این کشورها با روسیه، بیشتر خواهد شد و ...بی تردید عملی شدن این گزینه کاملا به نفع روسیه و به ضرر ایران خواهد بود.

پوتین در بخش دیگری از سخنانش در اجلاس خزر گفته بود: "ما برای استفاده از ذخایر دریای خزر نباید منتظر کنوانسیون حقوقی باشیم بلکه باید با ابزار دیپلماتیک آن را جلو ببریم".

دیپلماسی ایران و دیپلماسی روسیه...


طعم و مفهوم این سخن هم  بسیار قابل تامل و مصداقی روشن از "دیپلماسی روسی" است: استفاده صرف از ابزار دیپلماتیک و چانه زنی برای استفاده از ذخائر خزر، بدون تدوین کنوانسیون حقوقی شفاف؛ عملا بازهم فقط به نفع روسیه تمام می شود، بسیار واضح است که در میدان دیپلماسی و چانه زنی-رایزنی در بین کشورهای ساحلی دریای خزر، روسیه به دلیل قدرت بالای خود، "دست برتر" را دارد و توان همراه کردن بقیه کشورها  را با خود دارد.

به عبارت دیگر عدم تدوین رژیم دقیق حقوقی دریای خزر، باعث خواهد شد که قدرت چانه زنی روسیه، نفوذ خارق العاده ای پیدا کند و روسیه با ابزارهای قدرت متنوع خویش، کوچکترین محدودیتی برای پیگیری سیاست هایش نداشته باشد.

از طرف دیگر، برگزاری نشست کشورهای ساحلی خزر و تفاهم عمومی و اولیه 5 کشور ساحلی در واقع نقطه شروعی برای این "دیپلماسی روسی" است، از این جهت که اولا همه کشورها با اصل بهره مندی عمومی از ذخائر خزر موافقت کردند و عملا بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، اولین بار است که کشورهای ساحلی به "حداقلی" از تفاهم دست پیدا می کنند.

هرچند که نفس برگزاری اجلاس روسای کشورهای ساحلی خزر در تهران،در شرایط کنونی، می تواند به عنوان یک پیروزی سیاسی برای ایران تفسیر شود، اما در این باره نباید دچار افراط و خوش بینی شد، با جمع و برآیند گیری  پیشنهاد اول پوتین(اتصال خزر به دریای سیاه) و این سخن تامل برانگیز، می توان تا حدود زیادی دلیل و انگیزه،  مسافرت تقریبا غیرمنتظره رئیس جمهور روسیه به کشورمان را فهمید.

ضمن اینکه باید توجه کرد بزرگ نمایی در مورد سفر پوتین به ایران از سوی سیاسیون و رسانه های ایرانی، عملا باعث می شود طرف روسی هم این توهم را به عنوان "امتیازی" به ایران بفروشد.

بی تردید "ایران و روسیه" دو کشور تعیین کننده در معادله خزر هستند و سه کشور دیگر ساحلی خزر، به نوعی تابع این دو قطب خواهند بود، خیز خاموش"دیپلماسی روسی" برای بهره مندی و مدیریت خزر آغاز شده است، باید دید که "دیپلماسی ایرانی" خزر چگونه طراحی و اجرا می شود؟

مطلب فوق در الف مهربون (+)
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٦
 جوانان نسل قدیم به یاد دارند که در روزگاری نه چندان دور ماه رمضان طعم و رنگی خاص در رسانه ملی داشت. در دهه شصت در ماه رمضان حتی پخش فیلم ها و سریال های خارجی (به خاطر وجود بازیگران زن خارجی) از تلویزیون متوقف و پخش محدود موسیقی محدودتر می شد. تلویزیون سعی می کرد در ماه رمضان کمتر مزاحم عبادت و طاعات مردم شود، گویی انگار تلویزیون هم روزه دار بود.

اما از آغاز دهه هفتاد و با فراگیر شدن رسانه تلویزیون در کشور که با تولد زنجیره ای شبکه های تلویزیونی همراه شد رویکرد صدا و سیما "جلب حداکثری مخاطب" شد و تلویزیون با همه شبکه هایش با همه قوا به میدان آمد تا مردم اسیر ویدئو و ماهواره نشوند.

الیاس/فرزاد در حال تیلیت کردن مخ دختر!

نکته قابل توجه این بود که عطش حضور و جلب مخاطب حتی ماه مبارک رمضان را ـ با همه خاص بودنش ـ دربر گرفت و از میانه های دهه هفتاد بود که سریال های به اصطلاح "مناسبتی" برای ماه رمضان هم روی آنتن رفت و حتی به مرور، سیاست "میخکوب کردن سر سفره افطار" با پخش مسلسل وار سریال های مناسبتی از شبکه های مختلف چنان با جدیت در دستور کار قرار گرفت که در سال های اخیر حتی اعتراض برخی متدینین را هم برانگیخت و آنها سریال های تلویزیون را دلیل کم رونقی مساجد توصیف کردند.

با نگاهی گذرا به سریال های مذهبی که طی سال های اخیر از سیما پخش شده، می توان این نتیجه را گرفت که سریال های مذهبی تلویزیون در ابتدا رویکردی مستقیم داشت: اقتباس از کتاب های شهید مطهری، داستان هایی در نکوهش ثروت اندوزی و لزوم توجه به فقرا با چاشنی همیشگی و ایرانی‌پسند (!) "خواستگاری و ازدواج" خوراک مناسبتی‌سازان و نویسندگان این سریال ها بود

با نگاهی گذرا به سریال های مذهبی که طی سال های اخیر از سیما پخش شده، می توان این نتیجه را گرفت که سریال های مذهبی تلویزیون در ابتدا رویکردی مستقیم داشت: اقتباس از کتاب های شهید مطهری، داستان هایی در نکوهش ثروت اندوزی و لزوم توجه به فقرا با چاشنی همیشگی و ایرانی‌پسند (!) "خواستگاری و ازدواج" خوراک مناسبتی‌سازان و نویسندگان این سریال ها بود.

اما از دو سال قبل به نظر می رسد مدیران صدا و سیما تصمیم گرفته اند با احتیاط از رویکرد مستقیم و روش های ساده برای ساخت سریال های مذهبی عبور و از روش ها و شیوه های غیرمستقیم تر، عمیق تر و پیچیده تر برای انتقال پیام های مذهبی استفاده کنند، ساخت سریال "او یک فرشته بود" آغازی بر این روند بود.

برای نخستین بار در این سریال، شیطان به مظهر بدی و پلیدی حضوری فیزیکی و مستقیم در سکانس های تلویزیونی داشت و پرسوناژها را مستقیما وسوسه می کرد! سریال "آخرین گناه" هم ادامه همین رویکرد بود، اما در رمضان 86 سریال "اغماء" یک نقطه عطف در این رویکرد بود، مهمترین محور جذابیت سریال "اغماء" باز هم حضور "شیطان" در متن سریال بود، اما تفاوتی که شیطان امسال با شیطان "او یک فرشته بود" دارد این بود که شیطان "اغماء" (الیاس) به مراتب ماهرتر و ریاکارتر و جذابتر است!

***

سه گانه "خدا، انسان، شیطان" را می توان اسطوره ای ترین و فطری ترین و حتی قدیمی ترین سه گانه بشریت، فارغ و فراتر از نژاد و مذهب و فرهنگ و ... دانست، مفاهیمی چون "نیکی و بدی، وسوسه، گناه، عذاب، ریاضت و ..." به قدری در ذات و وجود انسان آمیخته شده است که همواره به اشکال مختلف در همه فرهنگ ها و تمدن های بشری جاری بوده است.

این سه گانه اسرارآمیز خیلی زود راه خود را از "فلسفه" به "هنر" باز کرد، در عصر مدرنیته و ماشین، با وجود همه جذابیت‌های تمدن جدید، این سه گانه اساطیری همچنان پیشتاز ذهن و خیال و تصویر انسان است، به طوری که حتی سینما و تلویزیون هم ، به عنوان "دو هنر نوین قرن جدید"، کاملا تحت تاثیر آن قرار گرفته اند.

اما تصویر و تصوری که از "شیطان" در قرآن کریم به عنوان معتبرترین منبع دینی اسلامی ارائه می شود، دو بخش یا دوره دارد، بخش اول شامل "دیالوگ های خدا و شیطان در مورد سجده بر انسان و نافرمانی و رانده شدن شیطان از درگاه الهی و سپس فریفتن آدم و حوا در بهشت توسط شیطان و رانده شدن آدم از بهشت" است.

امین تارخ و لعیا زنگنه

در این دوره شیطان تجسمی ملموس و عینی دارد، مستقیم و بیواسطه حضور دارد و با خدا و انسان گفتگو می کند، اما بعد از هبوط آدم و حوا به زمین و "مهلتی" که به شیطان داده می شود، تجسم و نقش آفرینی شیطان کاملا تغییر می یابد. به عبارت دیگر، شیطان زمینی حکایت دیگری از جنس دیگری دارد.

سینما و تلویزیون ایران با وجود ظرفیت ها و فرصت های بسیار برای تجربه ژانرهای جدید چون "ژانر ماوراء، فلسفی و فیلم های روانشناختانه" هنوز به نوعی اسیر ستاره ها و میراث فیلمفارسی و داستان های نخ نمای عشقی و نوع سخیفی از عاطفه ورزی قرار دارد، تحریک و قلقک ذائقه عام فارسی توسط تلویزیون و با سوژه ای پیچیده و جذاب چون "شیطان" می تواند شروعی برای سینمای ماوراء در ایران باشد.

قرآن کریم، شیطان را دشمنی آشکار برای آدمیان توصیف می کند که دارای "ابزارهایی" است (از جمله قمار و شراب) و با آن آدمیان را وسوسه می کند و در اموال و فرزندان آدم شریک می شود.

اما در سریال هایی چون "اغماء" شاهد شیطانی دیگر هستیم که به اصطلاح دست شیطان اصلی را از پشت می بندد! هر چند به دلیل تازگی و جذابیت سوژه، مخاطبان بیشتری جذب "اغماء" می شوند، ولی باید توجه داشت که القا تلقی جسمانی و انسانی برای شیطان (از رسانه رسمی کشور) می تواند منشاء آسیب های فرهنگی دینی در جامعه شود، به این معنی که مخاطبان "اغماء"دیده در کوچه و خیابان دنبال الیاس بگردند و برای شیطان، اختیار و قدرت عجیب تصور کنند.

در صورتی که توجه به خودسازی و تزکیه نفس یکی از اصولی ترین آموزه های دینی است که در این نوع نگاه به شیطان به محاق می رود و فراموش می شود، ضمن اینکه با توجه به آیاتی از قرآن که به الهام فجور و تقوی به "نفس" انسان اشاره دارد، نباید مبداء و منشاء همه گناهان را "شیطان" دانست.

***

اینکه تلویزیون به عنوان فراگیرترین و رسمی ترین رسانه کشور در پربیننده ترین برنامه های خود سریال هایی با مضمون "شیطان و ماوراء" را به مخاطبان خود عرضه می کند، فارغ از همه نکات منفی می تواند این خاصیت را داشته باشد که شروعی برای تغییر ذائقه مخاطب ایرانی و ارتقاء سلیقه مخاطب عام باشد.

واقعیت این است که سینما و تلویزیون ایران با وجود ظرفیت ها و فرصت های بسیار برای تجربه ژانرهای جدید چون "ژانر ماوراء، فلسفی و فیلم های روانشناختانه" هنوز به نوعی اسیر ستاره ها و میراث فیلمفارسی و داستان های نخ نمای عشقی و نوع سخیفی از عاطفه ورزی قرار دارد، تحریک و قلقک ذائقه عام فارسی توسط تلویزیون و با سوژه ای پیچیده و جذاب چون "شیطان" می تواند شروعی برای سینمای ماوراء در ایران باشد(لینک مطلب در مهر(+))

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸٦

امروز (جمعه، روز قدس) از ساعت ده صبح، توی خیابون ۱۶ آذر منتظر هاشمی بودم ولی قسمت این بود که با فاطمه رجبی گفتگو بگیرم! البته به صورت فیلم! بازی دنیا رو می بینید؟ 

خانم رجبی با آقاشون داشت می رفت راهپیمایی، خودم رو معرفی کردم و سئوال کردم‌: توی وبلاگتون گفته بودید که می خواهید علیه برخی روزنامه ها و سایت ها و اشخاص اعلام جرم کنید، می شه دقیق تر بگید کدوم ها؟ ویدئویی را که می بینید، جواب ایشون به سئوال منه(۳۶ ثانیه)

خانم رجبی در این گفتگوی کوتاه از سایت عصرایران و  انتخاب ، روزنامه اعتماد و نشریه ۱۹ دی قم به عنوان اولین جاهایی که به زودی از آنها شکایت خواهد کرد، نام برد.

خانم رجبی و آقاشون!

البته وقتی رئیس حسن روزی اینا رو دیدم! یه خورده هم هول شدم! اولش گفتم :«خانم رجبی طاعتتون قبول، روزتون مبارک!» نمی دونم چرا یهو حس کردم روز زنه! خانم رجبی هم وقتی شنید خبرنگار مهرم، یه خورده ترش کرد ولی جواب داد به سئوالم! می دونید چرا؟ چون قدر و نقش رسانه رو می دونه!     

              

اینجوری که داره پیش می ره، به قول قدیمی ها می ریم که داشته باشیم : صداوسیمای کلاشینکف رو....!

در همین زمینه بخوانید (+):  کارکردها و آسيب های هورمون پروژسترون در سياست را بطور کامل شرح دهيد (۵ نمره!)

***

بعد از التحریر: راستی امروز توی سخنرانی احمدی نژاد در نماز جمعه (اواخرش)شنیدم که کف کردم! حاجی از دست حسن روحانی اینا که رفته بودن آلمان و ...شاکی بود، داشت به غرب فحش می داد که از دهنش پرید: من به شما عرض می کنم، اون ممه رو لولو برد!! کور شم اگه دروغ بگم! با همین دو تا گوشم شنیدم!

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸٦

کفترهای مهربون

کفترهای ارزشی مهربون!

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٩ مهر ۱۳۸٦

نامهربونی!

امروز(دوشنبه) داشتم می رفتم سرکارِ، توی خیابون کارگر بودم که یهو صدای تیراندازی شنیدم و بعد یک پیرمرد با دستی که ازش خون فوران می کرد، از یه مغازه پرید بیرون، گروگانگیر یک پیرمرد شصت ساله بود که با یک کلت اقدام به گروگانگیری کرده بود، منم سریع کلاشینکف (دوربینم!) رو مسلح کردم و از همون لحظه اول شروع کردم به عکاسی...

بعد که مردم و نیروی انتظامی صحنه رو شلوغ کردن، درسی رو که از حسین فاطمی یاد گرفته بودم، به کار بستم ...اونجا رو ول کردم و رفتم ساختمان مقابل مغازه، با نهایت پررویی، در یه خونه رو زدم، کارتم رو نشون دادم و گفتم می خوام عکس بگیرم! اونا هم نامردی نکردن!( البته شاید از ریشم ترسیدن!)

هیجان...خطر...مسلسل..و...همه چیزهایی که دوست داشتم، بود! وقتی ماجرا تموم شد و گروگانگیر خودش رو تسلیم کرد، با آخرین سرعت ممکن، گوله کردم سمت مهر ... الانم یه خستگی شیرین توی تنم مونده که خیلی حال می ده ! خلاصه جواب داد اساسی! شاید اصلا سیاست رو رها کردم و رفتم عکاس شدم!

ادامه عکسها را در اینجا ببینید (+) منتظر فیلمش هم باشید....به زودی!

-اینهم فیلم حادثه گروگانگیری (+) که فیلمبرداری و تدوین اش با خودم بوده، البته با تشکر از خانواده رجبی و کلیه عزیزانی که ما را در ساخت این برنامه یاری کردند! 

               
نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٦ مهر ۱۳۸٦

چادر ، بهترین کاسبرگ بر گل وجود زن!

اگر "چادر" بهترین "کاسبرگ" بر گل وجود زن باشد، "مقنعه و روسری" لابد پرچم و مادگی  و "مانتو" هم  "غشای سلولی" است بر گل وجود زن! واقعا خدا رو شکر می کنم که زن نیستم که روی در و دیوار اینجوری در مورد گل وجودم! تفسیر و تحلیل کنند!

راستی چون ظاهرا tinypic برای ایرونی ها تحریم شده و ممکنه بعضی از دوستان عکس رو نبینن، عکس رو اینجا هم آپلود کردم(+)

***

ساعت ۱۰ شب روز ۵ شنبه دفتر احمدی نژاد اطلاعیه عجیب و قابل تاملی در مورد مراسم «استقبال از رئیس جمهور» داده  که «بدينوسيله ضمن تقدير و تشكر صمیمانه و خاضعانه از ابراز احساسات پاک و بي شائبه مردم غیور ایران اسلامی، درخواست می کنیم تا به جای این مراسم، با حضور در مساجد، حسینیه ها و شرکت در نمازهای جمعه و جماعات به شکرانه این موفقیت بزرگ، سجده شکر به درگاه ایزد منان بسائیم»(+)

به نظر شما دلیل صدور این بیانیه چی می تونه باشه؟

بی شک، مجموعه اصل و حواشی سفر نیویورک برای احمدی نژاد  «مصرف خارجی»  خوبی داشت،  احمدی نژاد توانست رسانه های غرب و آمریکا را حدود ۲۴ ساعت تصرف کند، یک «جلب توجه رسانه ای» موثر ( هرچند با عمق و عمر کم)... اما احمدی نژاد به خوبی می داند که در داخل، وضع اینطور نیست و سفر نیویورک مصرف داخلی چندانی ندارد، به بیان دیگر، هرگونه استقبال از احمدی نژاد در فرودگاه (که منجر به تحریک مخالفان داخلی می شود) و اصولا رسانه ای شدن این موضوع در داخل و اظهار نظرها و ورود مطبوعات داخلی به حواشی این موضوع و...می تواند آثار آن «برد خارجی» را از بین ببرد. دلیل درخواست برای لغو مراسم استقبال( که می توانست یک قدرت نمایی جالب برای احمدی نژاد باشد) می تواند همین نکته باشد...(+)

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢ مهر ۱۳۸٦

پژوی ارزشی !

چندوقت قبل ، با حاج رضا ، طرفهای میدون آزادی، سوار موتور بودیم که یهو چشممون به این پژوی ارزشی و انقلابی افتاد! که روی همه در و پنجره هاش عباراتی مثل :جانم فدای رهبر، لبیک یا خامنه ای و ..نقش بسته بود، همون روی موتور و در حال حرکت، این عکسها رو گرفتیم.

نمای دیگری از پژوی ارزشی

ظاهرا هم ما از دیدن این پژو تعجب کرده بودیم و هم سرنشینان پژو از دیدن ما ! البته پژوها اصولا استعداد ارزشی شدن رو دارند! مدل ۵۰۴ رو اصلا بهش می گن: پژو آخوندی! آیا واقعا اینگونه است؟!

سرنشینان پژوی ارزشی که از دیدن ما تعجب کرده بودند !

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: