- کلاشینکف دیجیتال (۱٢)
- عکس شهری (۱٢)
- محمود احمدی نژاد (٩)
- احمدی نژاد (٧)
- علی لاریجانی (٦)
- مهربونی (٦)
- انتخابات دهم ریاست جمهوری (٥)
- مجلس هشتم (٥)
- مجلس شورای اسلامی (٥)
- انتخابات مجلس هشتم (٥)
- محمود احمدی نژاد (٥)
- فدایی سالاری (٥)
- امام خمینی (٤)
- ناصرالدین شاه قاجار (٤)
- صداوسیما (٤)
- غلامعلی حدادعادل (٤)
- سینمای ایران (٤)
- دولت نهم (۳)
- اکبر هاشمی رفسنجانی (۳)
- عکس (۳)
- وبلاگ (۳)
- سید محمد خاتمی (۳)
- داستانک (٢)
- مصاحبه (٢)
- موبایل (٢)
- مرگ (٢)
- سیاست (٢)
- سیدحسن خمینی (٢)
- بامو (٢)
- دهه شصت (٢)
- ریاست مجلس هشتم (٢)
- اسفندیار رحیم مشایی (٢)
- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (٢)
- بیمارستان (٢)
- خبرگزاری فارس (٢)
- رسانه ها (٢)
- ابراهیم حاتمی کیا (٢)
- محمد باقر قالیباف (٢)
- محسن مخملباف (٢)
- حسین فدایی (٢)
- انتخابات نهم ریاست جمهوری (٢)
- میرحسین موسوی (٢)
- پراید (٢)
- حمله نظامی به ایران (٢)
- لئونید برژنف (٢)
- کولر (٢)
- مشروطیت (٢)
- بهزاد نبوی (٢)
- شمال ایران (٢)
- مظفرالدین شاه قاجار (٢)
- عکس پرتره (٢)
- موتلفه اسلامی (٢)
- محیط زیست (٢)
- صدام حسین (٢)
- فیضه خواری (٢)
- زبان بصری (۱)
- ارتباط معنایی (۱)
- زیراب زنی (۱)
- دایی مردک (۱)
- سید اقبال واحدی (۱)
- صبح بخیر ایران (۱)
- وقاخت (۱)
- عرفان صادق (۱)
- تکریت (۱)
- حزب البعث (۱)
- محبوس سنت هلن (۱)
- دزدمونا (۱)
- مواد مخدر شیشه (۱)
- حسن کامران دستجردی (۱)
- مخالفان احمدی نژاد (۱)
- گلوله خوردن (۱)
- پیک موتور (۱)
- صدمیلیون تومن (۱)
- روده گوسفند (۱)
- آندره آغاسی (۱)
- خواهران شاراپووا (۱)
- میخائیل گورباچف (۱)
- ودکا روسی (۱)
- آیت الله شاه آبادی (۱)
- 1285 شمسی (۱)
- سفارت ایران در آلمان (۱)
- ساعت سیکو 5 (۱)
- بره تودلی (۱)
- سیدحسن مدرس (۱)
- ماموران مالیه (۱)
- معضل کنکور (۱)
- نخبه های ایرانی در ناسا (۱)
- نشانگان دان (۱)
- سراج الملک (۱)
- امیرعباس هویدا (۱)
- جنگ غزه (۱)
- میرتاج الدینی (۱)
- 1977 (۱)
- فلسفه غرب (۱)
- چنگیر نامدار (۱)
- سید کمال دعایی (۱)
- نانوایی (۱)
- پاییز در زمستان (۱)
- موزیک ارتش (۱)
- ستاد انتخاباتی (۱)
- ناهار کارگری (۱)
- عکس اجتماعی (۱)
- نظام سرمایه داری (۱)
- وفایی (۱)
- پاشو برو بیرون (۱)
- عدل مظفر (۱)
- کوروش علیانی (۱)
- علی درستکار (۱)
- حقوق مادام العمر (۱)
- فرید الدین حدادعادل (۱)
- مجتبی توانگر (۱)
- نی نی ارزشی (۱)
- عرفان کاذب (۱)
- مسعود فراستی (۱)
- عکس خانوادگی (۱)
- تماس تلفنی (۱)
- ذبیح الله منصوری (۱)
- آدم فروشی (۱)
- عزت الله سحابی (۱)
- خیابان طالقانی (۱)
- جریان انحرافی (۱)
- شیرینی دانمارکی (۱)
- می دونی؟ (۱)
- درخت انگور (۱)
- رضا میرکریمی (۱)
- ظل السلطان (۱)
- جدایی نادر از سیمین (۱)
- دراماتیک (۱)
- ارتفاع پست (۱)
- ظهر جمعه (۱)
- مونگلیسم (۱)
- تراژیک (۱)
- یه حبه قند (۱)
- آیت الله احمد جنتی (۱)
- تیر خلاص (۱)
- همسایه عوضی (۱)
- مفهوم ارتباطی (۱)
- کلاشینکف (۱)
- اسپری (۱)
- هسته ای (۱)
- دکتر علی کردان (۱)
- ارژنگ (۱)
- جماران (۱)
- مجلس شورای ملی (۱)
- سرکی (۱)
- هان چه خبر آوردی؟ (۱)
- سوسمار (۱)
- جواد لاریجانی (۱)
- همایش سی سال قانونگذاری (۱)
- فرج الله سلحشور (۱)
- پیکان قرمز (۱)
- کولر آبی (۱)
- توالت مردانه (۱)
- توالت زنانه (۱)
- آدمک با دامن (۱)
- این شبها (۱)
- کفش خبرنگار عراقی (۱)
- کامیون اسباب کشی (۱)
- حسین شهرستان (۱)
- ابی عبدالله (۱)
- جولان (۱)
- اهدایی (۱)
- برگ و مرگ (۱)
- ابرو قیطانی (۱)
- آرایش مردان! (۱)
- کانکس (۱)
- پوتیفار (۱)
- توصیه به خواهران (۱)
- میدان انقلاب (۱)
- باقر نصیر (۱)
- رعایت شئونات اسلامی (۱)
- هدیه رئیس جمهور به خبرنگاران (۱)
- تیمسار سلطنت پور (۱)
- 13 آبان (۱)
- دانشجویان پیرو خط امام (۱)
- طهران قدیم (۱)
- خیابان منوچهری (۱)
- بیپرم خان ارمنی (۱)
- سلاخی (۱)
- قصابی (۱)
- دولت دوربرگردان (۱)
- ساده سازی امور (۱)
- عموهای مرحوم (۱)
- انالله و اناالیه راجعون (۱)
- قطعنامه های شورای امنیت (۱)
- سفر نیویورک (۱)
- ناجا (۱)
- اسدالله لاجوردی (۱)
- مبشری (۱)
- سالگرد شهید لاجوردی (۱)
- راست سنتی (۱)
- پلمب (۱)
- مجلس سنا (۱)
- سید احمد خاتمی (۱)
- پای پیرزن (۱)
- زشت و چروکیده (۱)
- کوربیس (۱)
- مجله زنان (۱)
- شهلا شرکت (۱)
- دیالکتیک (۱)
- غیرمنتظره (۱)
- شیر آب (۱)
- انقلاب اسلامی (۱)
- قوه قضاییه (۱)
- نقد فیلم (۱)
- پتو (۱)
- حزب اعتماد ملی (۱)
- رئیس جمهور (۱)
- دانشگاه تهران (۱)
- بهمن هدایتی (۱)
- کلیشه گویی (۱)
- مصائب خبرنگاری (۱)
- سندرم دان (۱)
- دانشگاه صنعتی شریف (۱)
- احمد توکلی (۱)
- آپاراتی (۱)
- سگ نوشت (۱)
- بستر بیماری (۱)
- قاب خیس (۱)
- فک و صورت (۱)
- آناهیتا همتی (۱)
- محسن آرمین (۱)
- محمد سلامتی (۱)
- مرسدس بنز 350 (۱)
- سلطنت پهلوی (۱)
- دربار شاهنشاهی (۱)
- اسدالله علم (۱)
- سریال یوسف پیامبر (۱)
- سعید جلیلی (۱)
- اتوموبیل شخصی (۱)
- اتوموبیل دولتی (۱)
- علی اکبر جوانفکر (۱)
- عکس سیاسی (۱)
- جامعه اسلامی مهندسین (۱)
- کلاه شاپو (۱)
- محمد نصرتی (۱)
- مرگ مرطوب (۱)
- دوم خرداد (۱)
- انتخابات ریاست جمهوری (۱)
- وزارت کشور (۱)
- جرثقیل (۱)
- علی آبادی (۱)
- سازمان بهزیستی کشور (۱)
- ابوالحسن فقیه (۱)
- قفقاز (۱)
- چایی (۱)
- برلین (۱)
- سوختگی (۱)
- غیرکلامی (۱)
- فیس بوک (۱)
- دستبند طلا (۱)
- گروه 1+5 (۱)
- نوری المالکی (۱)
- انبه (۱)
- جوانفکر (۱)
- mbc persi (۱)
- کباب ترش (۱)
- لیلا حاتمی (۱)
- ویلا سازی در شمال (۱)
- روز خبرنگار (۱)
- مرزبان ایرانی (۱)
- زنان و مردان (۱)
- پوپولیسم (۱)
- رستوران (۱)
- پخش زنده (۱)
- مزاحمت خیابانی (۱)
- شماها (۱)
- حضرت محمد(ص) (۱)
- لونا شاد (۱)
- مستند سیاسی (۱)
- تعامل با عکاسان (۱)
- حراره (۱)
- داستان کوتاه (۱)
- وزارت ارشاد (۱)
- طاقت (۱)
- شهروند (۱)
- تله فیلم (۱)
- سینمای موج نوی ایران (۱)
- سفرهای استانی (۱)
- فاطمه آجرلو (۱)
- کاوه اشتهاردی (۱)
- اورژانس (۱)
- ناطق نوری (۱)
- حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی شیرازی (۱)
- مجلس اول (۱)
- body language (۱)
- بم (۱)
- جادوگر (۱)
- جمعیت اتثارگران انقلاب اسلامی (۱)
- حسینیه جماران (۱)
- نان سنگکک (۱)
- هتل استقلال (۱)
- علوم (۱)
- لاهیجان (۱)
- حسین شریتعمداری (۱)
- روزنامه کیهان (۱)
- سالنامه همشهری (۱)
- استخوان (۱)
- صدام (۱)
- مرد هزارچهره (۱)
- فرح دیبا (۱)
- پهلوی (۱)
- تایلند (۱)
- تاریکی (۱)
- اتحاد جماهیر شوروی (۱)
- مانکن (۱)
- خبرنگاران (۱)
- عباس کیارستمی (۱)
- سید احمد خمینی (۱)
- محمدرضا باهنر (۱)
- قانون انتخابات (۱)
- مجلس هفتم (۱)
- آدولف هیتلر (۱)
- آیت الله بروجردی (۱)
- آسفالت (۱)
- گلی ترقی (۱)
- مهران مدیری (۱)
- قاصدک (۱)
- خالد مشعل (۱)
- محرمانه (۱)
- دعوت (۱)
- عراق (۱)
- شیث رضایی (۱)
- اداره (۱)
- حاشیه (۱)
- رفتگر (۱)
- ناتو (۱)
- پیکان (۱)
- کلاردشت (۱)
- مشایی (۱)
- دبستان (۱)
- فریاد مورچگان (۱)
- مهندسی انتخابات (۱)
- گوسفند (۱)
- بازنشستگی سیاسی (۱)
- ریاست جمهوری دهم (۱)
- جهانی شدن (۱)
- شیرین عبادی (۱)
- نامه های تهدید آمیز (۱)
- مشکلات امنیتی (۱)
- مهدی کروبی (۱)
- محمدی گیلانی (۱)
- مقدم فر (۱)
- مشق شب (۱)
- عرق (۱)
- عرقیات سنتی (۱)
- جامعه شهری (۱)
- آفت دنیوی (۱)
- زنان و زایمان و نازایی (۱)
- اسم عجیب و غریب (۱)
- ایدئولوژی (۱)
- پل حافظ (۱)
- مارمولک (۱)
- رایزن فرهنگی (۱)
- شکلات (۱)
- پاییز ، خزان (۱)
- انس و نسیان (۱)
- گربه (۱)
- شمال (۱)
- تبریز (۱)
- اسلحه (۱)
- زباله (۱)
- بچه (۱)
- سوریه (۱)
- هنر (۱)
- فرهنگ (۱)
- محمود کلاری (۱)
- اصفهان (۱)
- روسیه (۱)
- ژورنالیسم (۱)
- بویین زهرا (۱)
- محسن رضایی (۱)
- ارتش (۱)
- کروموزوم (۱)
- استیضاح (۱)
- فردین (۱)
- کارگر (۱)
- بنی صدر (۱)
- مدرسه سپهسالار (۱)
- امامی کاشانی (۱)
- کرج (۱)
- پرچم (۱)
- جرج بوش (۱)
- نماز جمعه (۱)
- مهندس (۱)
- شرق (۱)
- خرمشهر (۱)
- جمشید هاشم پور (۱)
- چای (۱)
- بهداشت (۱)
- مجمع تشخیص مصلحت نظام (۱)
- فروغ فرخزاد (۱)
- اجتماعی (۱)
- سفارت آمریکا (۱)
- غرب (۱)
- فیلم (۱)
- داریوش مهرجویی (۱)
- طنز (۱)
- لبنان (۱)
- اصغر فرهادی (۱)
- اخلاق (۱)
- انتخابات (۱)
- شهادت (۱)
- امام حسین (۱)
- گاو (۱)
- اصولگرایان (۱)
- حاملگی (۱)
- مادر (۱)
- ابوالفضل عباس (۱)
- رسانه (۱)
- آمریکا (۱)
- الله (۱)
- قزوین (۱)
- مهر (۱)
- دزدی (۱)
- توسلی (۱)
- خبرگان رهبری (۱)
- حج (۱)
- کربلا (۱)
- سگ (۱)
- قم (۱)
- معتاد (۱)
- برگ (۱)
- صادق هدایت (۱)
- دموکراسی (۱)
- زلزله بم (۱)
- ویلیام شکسپیر (۱)
- ضرغامی (۱)
- هولوکاست (۱)
- فلسطین (۱)
- مازندران (۱)
- عناوین مطالب
- بهمن ٩٠
- دی ٩٠
- آذر ٩٠
- آبان ٩٠
- مهر ٩٠
- شهریور ٩٠
- تیر ٩٠
- خرداد ٩٠
- اردیبهشت ٩٠
- فروردین ٩٠
- اسفند ۸٩
- بهمن ۸٩
- دی ۸٩
- آذر ۸٩
- آبان ۸٩
- شهریور ۸٩
- امرداد ۸٩
- تیر ۸٩
- خرداد ۸٩
- اردیبهشت ۸٩
- فروردین ۸٩
- اسفند ۸۸
- بهمن ۸۸
- دی ۸۸
- آذر ۸۸
- آبان ۸۸
- مهر ۸۸
- شهریور ۸۸
- امرداد ۸۸
- تیر ۸۸
- خرداد ۸۸
- اردیبهشت ۸۸
- فروردین ۸۸
- اسفند ۸٧
- بهمن ۸٧
- دی ۸٧
- آذر ۸٧
- آبان ۸٧
- مهر ۸٧
- شهریور ۸٧
- امرداد ۸٧
- تیر ۸٧
- خرداد ۸٧
- اردیبهشت ۸٧
- فروردین ۸٧
- اسفند ۸٦
- بهمن ۸٦
- دی ۸٦
- آذر ۸٦
- آبان ۸٦
- مهر ۸٦
- شهریور ۸٦
- امرداد ۸٦
- تیر ۸٦
- خرداد ۸٦
- اردیبهشت ۸٦
- فروردین ۸٦
- اسفند ۸٥
- بهمن ۸٥
- دی ۸٥
- آذر ۸٥
- آبان ۸٥
- مهر ۸٥
- شهریور ۸٥
- امرداد ۸٥
- تیر ۸٥
- خرداد ۸٥
- اردیبهشت ۸٥
- فروردین ۸٥
- اسفند ۸٤
- بهمن ۸٤
- دی ۸٤
- آذر ۸٤
- آبان ۸٤
- مهر ۸٤
- شهریور ۸٤
- امرداد ۸٤
- تیر ۸٤
- خرداد ۸٤
- اردیبهشت ۸٤
- فروردین ۸٤
- اسفند ۸۳
- بهمن ۸۳
- دی ۸۳
- آذر ۸۳
- آبان ۸۳
- شهریور ۸۳
- امرداد ۸۳
- تیر ۸۳
- خرداد ۸۳
- اردیبهشت ۸۳
- فروردین ۸۳
- اسفند ۸٢
- بهمن ۸٢
- دی ۸٢
- آذر ۸٢
- آبان ۸٢
- مهر ۸٢
- شهریور ۸٢
- امرداد ۸٢
- تیر ۸٢
- خرداد ۸٢
- اردیبهشت ۸٢
- فروردین ۸٢
- اسفند ۸۱

برای اولین بار بود که احمدی نژاد تقریبا بطور کامل معطوف مخالفین (و انتقادات شان) شد و مقداری ترمز استراتژی «پیشروی با کله شقی به هرقیمت » را کشید، در این مصاحبه کمتر از استراتژی "غرور درمانی" و "هندوانه زیربغل درمانی" برای همراه کردن مردم استفاده کرد و سخن معروفش که " ای مردم ایران! برای مدیریت جهان و ماموریت های بزرگ و ..آماده شوید"...را نگفت و همه تلاش خود را برای توجیه "مشکلات" موجود بر روی "زمین" معطوف کرد |

این قصه بگیر و ببندهای داخلی ( حکایت تبرج و چکمه و ..!) هم دود و مسئولیتش به چشم دولت احمدی نژاد فرو می رود و مردم و جوانان به حق یا ناحق، دولت را مسئول این وضعیت می دانند و جالب است که دولتی ها هم این خطر را به خوبی احساس کرده اندد |
بسیاری از منتقدان معتقدند فیلم خوب فیلمی است که یا آغاز یا پایان آن "شگفتانگیز" باشد، فیلمهای هالیوودی معمولا آغازی شوکهکننده دارند: یک قتل فجیع، یک صحنه خشن، یک انفجار بزرگ و ...
فیلمسازان آمریکایی / هالیوودی ترجیح میدهند با همین شوک اولیه و پرزرق و برق قلاب خود را در ذهن مخاطب بنشانند و تماشاگر را تا آخر دنبال خود بکشند و این سنت کلیشهای دهههای متوالی دوام آورده و پایان فیلمهای هالیوودی هم معمولا کلیشهای است: پلیس موفق میشود تروریست یا خلافکار را دستگیر کند یا از بین ببرد، بمب بزرگ خنثی میشود، قهرمانان فیلم بعد از سختیهای فراوان به هم میرسند و ... فیلم تمام و البته در ذهن مخاطب هم پرونده فیلم بسته میشود!
فیلم "حفره" به کارگردانی ژاک بکر محصول 1960 فرانسه به زندگی چهار محکوم در زندان میپردازد که قصد فرار از سلول خود را دارند. اما با ورود یک زندانی جوان به جمع آنان نقشه دچار تغییراتی میشود و نهایتا جوان تازهوارد رفقایش را لو میدهد و همگی لحظهای قبل از فرار و در حالی که آمادهاند تا از "حفره" که آن را با تلاش فراوان کندهاند پائین بروند، دستگیر میشوند.

"حفره" ساختاری خلاف کلیشه آن روز و امروز فیلمهای هالیوودی دارد، به جای شروع شوکآور، "پایانی شوکآور" دارد که تا مدتها ذهن مخاطب را با خود درگیر میکند و صد البته که تمهید و تعبیه پایان شوکآور به مراتب از شروع شوکآور سختتر است و مرز ظریف بین "هنر و تکنیک" و یکی از تفاوتهای سینمای کابویمحور آمریکا با سینمای آوانگارد و روشنفکرانه فرانسه همینجا مشخص میشود.
نکته جالب اینکه حتی عنوانبندی و تیتراژ فیلم بعد از "پایان فیلم" نقش میبندد تا فیلمساز، امضاء خود را در بهترین زمان بر ذهن مخاطب حک کند. میتوان گفت "حفره" نماینده خوبی از ژانر فیلمهای پلیسی فرانسوی است که نقطه اوج خود را در دهه پنجاه و شصت تجربه کردند و بعدها در دهه هفتاد آلمانیها این ژانر را با سریالها و فیلمهای پلیسی فتح کردند.
"حفره" یک شروع آرام را برای مخاطب میآفریند، هیچ زد و خورد و صحنه پرزرق و برق و پرخرج در کار نیست: محیط ساده، بسته و خستهکننده سلولی کوچک و مردانی جوان که دوستانی صمیمی و یکدل هستند و به آزادی میاندیشند. کارگردان با همین عناصر محدود مخاطب را بدون کوچکترین دلزدگی و خستگی، تا آخر فیلم بر جای خود میخکوب میکند.
نقطه قوت و درخشش "حفره" در این است که با مهارت و لطافتی فرانسوی از دو محور کاملا مجزا و البته جذاب روایی در پیشبرد داستان خود استفاده کرده است. مخاطب در فیلم شاهد نمایش تلاش بیامان و تحسینبرانگیز چند رفیق برای آزادی است که از اولین لحظات فیلم تا آخرین لحظهها تداوم مییابد و همذاتپنداری عمیق و لذتبخش را در مخاطب میآفریند.
اما دومین محور دراماتیک فیلم نمایش "خیانت" به زیرکانهترین و مخفیانهترین حالت است که کارگردان با زیرکی آن را در لایه اول فیلم مخفی کرده و جز چند اشاره گنگ و کوچک مثل ملاقات عصبی خائن با خواهرزن خود اثری از آن احساس نمیشود تا اینکه در لحظه آخر که همه منتظر لحظه باشکوه آزادی و فرار هستند، مثل یک تیر خلاص بر عاطفه تماشاگر مینشیند، تیری که باز هم تماشاگر را خلاص نمیکند و مدام در ناخودآگاه ذهن خود فیلم را مرور میکند تا خائن را بهتر بشناسد.
به تصویر کشیدن سرنوشت "خائن" هم در این فیلم جالب است: تنها پاداش خائن "سلولی" خالی است! البته در این میان نباید از دوبله هنرمندانه "حفره" هم گذشت، صدای گرم و جاودانی مرحوم حسین لرزاده یکی از یادگارها و ماندگارهای "حفره" است. این فیلم جمعه در برنامه صدفیلم از شبکه سه پخش شد.
دکتر علی اکبر سیاسی(1369-1274) جزو یکی از نخستین گروههایی بود که بعد از مشروطه، برای تحصیل به فرنگ رفت و از جمله اشخاصی بود که نهادهای مدرن در ایران دوره رضاشاه پایه نهادند، دکتر سیاسی از موسسین دانشگاه تهران( 1313 شمسی) است، اخیرا جلد نخست کتاب خاطرات وی با عنوان "گزارش یک زندگی" توسط نشر اختران، منتشر شده است.

برای کسانی که می خواهند با حال و هوای ایران اواخر قاجار و پهلوی اول تا روزهای داغ شهریور 20 و تا کودتای 28 مرداد و ...آشنا شوند، کتاب خاطرات دکتر سیاسی، یکی از بهترین منابع است، در بخشی از این کتاب؛ دکتر سیاسی به جریان جالب بازگشت خود و همراهان ایرانی اش از فرانسه به ایران را تحت عنوان "ارج و قرب ریش" روایت می کند-وقوع جنگ جهانی اول(1914) باعث شد که این محصلان ایرانی تصمیم بگیرند که به کشورشان برگردند- حالا این ماجرای خواندنی را از قلم دکتر سیاسی بخوانید:
در بازگشت به ایران، یکی از همراهخان به نام علی اکبر خان بهمن در بادکوبه از ما جدا شد و در آنجا ماند. در پاسخ به پرسش های پی در پی ما درباره نیمه راه گذاشتن دوستان می گفت:"در اینجا کارهایی دارم که باید انجام بدهم."
چندین ماه از این مقدمه گذشته و در تهران خبری از علی اکبر خان بهمن به گوش ما نرسید، تا اینکه روزی در میدان توپخانه صدای چهار نعل اسب های درشکه اربابی توجه مرا جلب کرد. باید دانست که در آن زمان هنوز در تهران اتوموبیل وجود نداشت. وسائل نقلیه عبارت بودند از اسب و الاغ و قاطر و معدودی درشکه های کرایه ای که بیشتر توسط اسب های مفلوک کشیده می شدند.بعضی از اشخاص متمکن و متعین کالسکه یا درشکه شخصی داشتند، هرچه درشکه یا کالسکه اربابی تمیزتر و اسب ها قوی هیکل تر داشت، صاحب آن متمکن تر و متشخص تر به شمار می رفت.
باری، صدای بلند نعل اسب ها بی اختیار مرا متوجه درون درشکه کرد تا ببینم کدام شخصیت مهمی است که می گذرد، آقایی را دیدم با ریش و سبیل و کلاه مشیرالدوله ای که لم داده بود و شباهت عجیبی به علی اکبر بهمن داشت، ولی نمی توانستم باور کنم که او باشد.چند روز بعد شنیدم که علی اکبر بهمن وارد تهران شده است.نشانی خانه اش را گرفتم و به دیدنش رفتم، با نهایت تعجب دیدم همان کسی است که در آن درشکه اربابی مجلل دیده بودم(باید دانست که ریش کوتاه بزی شکل و کلاه کوتاه پایین پهن بالا تنگ را مرحوم مشیرالدوله از رجال متجدد و خوشنام باب کرده بود و تشبه به این مرد شریف علامت تشخص و اشرافیت به شمار می رفت)
بهمن که متوجه قیافه حیرت زده من شد، مجال نداد چیزی بگویم.خود آغاز سخن کرد و بی مقدمه گفت:" می دانم چه سئوالهایی می خواهی بکنی، عجله نداشته باش، خودم پاسخ آنها را تحویلت می دهم"، خلاصه توضیحات او این بود:" من یک پیراهن از شما بیشتر پاره کرده ام( او قریب 35 سال داشت) می دانستم که در مملکت ما برای جوان ها هرچند که تحصیل کرده و دانشمند باشند، قرب و منزلتی قائل نیستند، کار و مقام به کسانی اختصاص دارد که سن و سالی داشته و از طبقه اشراف و متشخص باشند، این بود که من مدتی در بادکوبه ماندم تا ریش و سبیل کافی که نمودار سن و سال قابل ملاحظه باشد و وقاری به من بدهد به دست بیاورم، در ورود به تهران از "میرآخورباشی" این درشکه و اسب ها و درشکه چی را به امانت گرفتم تا پس از احراز مقام مناسب کمک او را به وجهی شایسته جبران کنم"...
علی اکبر بهمن(به خود اشاره کرد)گفت: " این آقایی که با این یال و کوپال و ریش و پشم روبروی جنابعالی نشسته است سه روز قبل در وزارت امور خارجه به ریاست «اداره امور خارجی ها» منصوب گردیده است.حالا شما جوانها بروید در زمره معلمان مفلوک برای چندرغاز حقوق روزی پنج شش ساعت در دارالفنون درس بدهید و با برو بچه ها سروکله بزنید!"
-یک جمله کلیشه ای : این حکایت مال حوالی سال ۱۲۹۳ شمسی است،یعنی حدود ۹۴ سال قبل! ولی آیا واقعا الان وضع اینجوریا نیست؟!چه کسی پاسخگوست؟!
***
از من می شنوید، حتما صبح خود را با خواندن ستون پیام های مردمی روزنامه کیهان یا جمهوری اسلامی شروع کنید! نمی دانید چه حس قشنگی و خوبی به آدم می دهد! این هم نمونه اش: ستون نامه های شما روزنامه جمهوری اسلامی ۲۵ آذر:

-از عوارض پرداختن صداوسیما به سوژه های عشقی در جامعه: دختر خردسال آقای صنایع پرور عاشق یک پسربچه می شود! واقعا چه کسی پاسخگوست؟!
-بی ربط: مرسدس بنز کلاسیک مدل ۱۹۵۴برای فروش(+)
-بازهم بی ربط: وبلاگی در مورد هنر دوبله ایرانی(+)
بدون تردید، گزارش NIE یک "شوک رسانهای" بود که به سرعت اثری "فریز کننده" برجای گذاشت؛ موضوع داغ حمله به ایران خیلی زود تحت تاثیر این گزارش "فریز" شد، این مسئله قطعا یک پیروزی دیپلماتیک و روانی برای ایران محسوب می شود، اما نباید فراموش کرد که دشمنان هرگز پیروزی ها را به "رایگان" به هم پاس نمی دهند...

انتشار گزارش NIE را می توان فرایند "سرشکن کردن هدفمند هزینه ها در دموکراسی آمریکایی" توصیف کرد، اعتماد افکار عمومی به نهادهای اطلاعاتی-امنیتی برای آمریکایی ها بسیار مهم تر از اهداف کوتاه مدت سیاسی است. در انتشار گزارش نهادهای اطلاعاتی، می شود نشانه های محسوسی از ائتلاف دموکرات ها و جمهوری خواهان معتدل علیه نومحافظه کاران تندرو و البته به نفع "کلیت منافع ایالات متحده" را رصد کرد.
انتشار گزارش با یک فرض کاملا مشخص صورت گرفت: روند پرونده هسته ای در چارچوب ماده 41 منشور ملل متحد رو به تقابل نظامی می رود، اما افکار عمومی در جهان و آمریکا و البته بخش عمده ای از رسانه های دنیا، مخالف اقدام نظامی آمریکا علیه ایران هستند. در واقع گزارش NIE یک عکس العمل منطقی و تاحدودی موقت در برابر عدم تجانس "صحنه سازی آمریکایی ها " از بحران هسته ای ایران با "ظرف های موجود" طرف آمریکایی بود که به خرید زمان برای آمریکایی ها منجر می شود.
زمان انتشار گزارش نهادهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا هم قابل توجه است، این گزارش می توانست "دیرتر" منتشر شود، اگر بپذیریم که گروه هدف انتشار این گزارش، "رسانه ها" باشند و این فرض را هم در نظر بگیریم که رسانه ها و اصولا افکار عمومی بسیار "فراموشکار" هستند، بنابراین انتشار این گزارش در آغازین مرحله اوج گیری بحران بین ایران و آمریکا، قابل تامل است.
اگر این گزارش چند ماه دیرتر، منتشر می شد، قطعا اثر ویران کننده تری برای سیاست های جرج بوش به دنبال می داشت و می توان گفت که یک نسبت مستقیم بین "زمان" انتشار این گزارش و "تاثیر" آن قابل درک است.
در شرایط فعلی می توان گفت که تاثیر رسانه ای و عمومی گزارش فوق بر استراتژی برخورد با ایران، نهایتا نهایتا 2-3 ماه دوام خواهد آورد و بعد از آن قطعا نمی توان به اثربخشی این گزارش، امیدوار بود، ضمن اینکه به دلیل ذوق زدگی رسانه ها( به خصوص رسانه های داخلی) گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا "مرجعیت" خاصی پیدا کرده است و مثلا انتشار یک گزارش جدید از سوی این نهادها یا نهادهای مشابه، تاحدود زیادی می تواند اثر گزارش NIE را از بین ببرند و صد البته نباید فراموش کرد که بهرحال ایران و آمریکا به اندازه کافی، دلیل یا بهانه برای درگیری و تقابل دارند.
توجه به موضع گیری های هدفمند مقامات آمریکایی به خصوص "گیتس" وزیر دفاع آمریکا در اجلاس امنیتی منامه هم راهگشا است، آنها بعد از انتشار گزارش NIE این رویکرد را در پیش گرفتند که ایران، بدون بمب اتم هم خطرناک است و تهدیدی برای امنیت منطقه محسوب می شود، هرچند که بعضی از جریانات جمهوری خواه ترجیح دادند رویکرد تشکیک در صحت و اصالت گزارش NIE را در پیش بگیرند.
بطور خلاصه فرض و هدف مهم منتشر کنندگان گزارش را می توان در این جمله ساده خلاصه کرد: "الان" ، زمان جنگ نیست...باید صبر کرد!
1- نومحافظه کاران هنوز از برخورد نظامی با ایران ناامید نشده اند و مترصد فرصت دیگری برای برخورد با ایران در باقی مانده دوره بوش هستند و تنها "زمان" درگیری با ایران را به تعویق انداخته اند.
2- جمهوری خواهان بخاطر هزینه های فوق العاده و غیرقابل محاسبه، از درگیری با ایران در زمان ریاست جمهوری بوش صرف نظر کرده اند و "ایران" را به عنوان یک "معضل سیاست خارجی " که حیثیت آمریکایی را لکه دار کرده است، برای دموکرات ها به "ارث" می گذارند و ترجیح می دهند که معضل ایران به دست نیروی "تازه نفس و نرم "دموکراتها حل و فصل شود تا با ماشین جنگی فرسوده نومحافظه کاران( توجه به این نکته هم ضروری است که برخلاف تصور عمومی، اکثر جنگ های ایالات متحده در زمان روسای جمهور دموکرات صورت گرفته است نه جمهوری خواهان)

یک ضرب المثل سوئدی می گوید: صداقت دشمنان در نهان، بسیار عمیق تر از رفاقت ظاهری دوستان است. اگر هرکس در دنیا شکی داشته باشد، ایرانی ها و آمریکایی ها، خودشان هردو به خوبی می دانند که موضوع هسته ای، فقط یک "بهانه" است، مشکلات و تضادهای ایران و آمریکا بسیار عمیق تر و گسترده تر از بحث اتمی است، تقریبا در همه مسائل خاورمیانه و حتی جهان، ایران و آمریکا دو سر قطب تقابل هستند، به همین دلیل نباید دچار این اشتباه استراتژیک شد که گزارش NIE پرونده درگیری ها و تقابل ایران و آمریکا را بسته است.


رویش در سمفونی مرگ و سنگ!
یک چیز جالب!: پسر آقای موسویان مطلبی را که در مورد پدرش نوشته بودم(شباهت های پرونده موسویان و امیرانتظام) عینا گذاشته توی وبلاگ شخصی اش (+)
- -سلام روزهای باراني و سرد باید بوی « قهوه» داغ بدهد! قهوه ندارم اما شكلات چرا!

-عکس گرفتن، اگر بدانی در حقیقت پادشاهی کردن است، قلمرو پادشاهی ساختن است، وقتی عکس می گیری، زمین و زمان را به نام خودت ثبت می کنی، به این نتیجه رسیده ام که بايد عکس گرفت، مثل نفس کشیدن!
براي هرفکري..يک عکس
براي هرجايي ..يک عکس
برای هر حالی و از هرحالی...یک عکس
همين كه قلمروي پادشاهي ات، خاطر یا دلی را آزرده نسازد، بس است!عکاسها، حتی آماتورترین عکاسها، صلح طلب ترین پادشاهان روی زمین هستند!

-از معجزه «حروف ربط» چیزی می دانی؟ کوچک بودن ولی موثر بودن را از حروف ربط یاد بگیر! یک «و» ِ «با» ِ«که» یا «را» یا همین «یا» یا حتی یک ویرگول ناقابل! می تواند همه چیز را عوض کند، چیزی شبیه معجزه...!

-کویر را دوست دارم، کویر حکم خانه پدری فراموش شده ام را دارد، تنها چيزي كه يادمه از کویر، شبهاي سياهشه، با ستاره هاش كه فوق العاده نزديكند، با شن هاش كه زود مي ره توي كفش و البته توی چشم، کلا در کوير ..همه چيز " نزديک " است : آسمان، ستاره، مرگ ، زندگي، و ...اصالت!
نمي دانی وقتي چوب را مي تراشي، زاويه هاشو مي گيري، نرمش مي كني، نازش مي دي چه حس خوبي هست ،فكرايي حرف هايي که فقط مال همون وقته مياد و مي ره...
به بهانه تشکیل نشست نه چندان موفقیت آمیز کشورهای 1+5 در پاریس که البته نماینده روسیه به دلیل آنچه که "بارش برف" توصیف شد، نتوانست در آن شرکت کند، می توان به قضاوت و تحلیل دوباره نشست این گروه پرداخت.
در واقع مهمترین مشکل و چالش 1+5 تنزل و زوال تدریجی "فلسفه وجودی" این گروه است که دلایل ذیل را می توان برای آن ذکر کرد:
- 5+1 صرفا برای حل مسالمت آمیز و اعمال " فشار نرم" موضوع هسته ای ایران تشکیل شد، بدیهی است که فشارهای یکجانبه آمریکا بر ایران و تاکید و تبلیغ(ولو ظاهری) بر راهکارهای نظامی، فلسفه وجودی این گروه را زیر سئوال می برد و اعضای غیرآمریکایی 1+5 در این صورت، دیگر دلیلی برای همراهی و همنشینی با آمریکا ندارند.

به جز آمریکا، تقریبا همه اعضای 1+5 روابط "نزدیک" اقتصادی و حتی سیاسی با ایران دارند و انگیزه اصلی تعامل و ارتباط شان با ایران، "انگیزه های اقتصادی" است. این در حالی است که فقط آمریکا است که با نظام جمهوری اسلامی "مشکل سیاسی" دارد و مخالف برنامه هسته ای ایران است، این تناقض در ایده های اصولی و کلان، نهایتا حاصلی جز بن بست 1+5 ندارد، از نظر 1+5 (به جز آمریکا) پذیرفتن "ایران هسته ای" به مراتب کم هزینه تر و منطقی تر از درگیر شدن با ایران و از دست دادن بازار و روابط اقتصادی با ایران است.
به جز ایالات متحده آمریکا، تقریبا همه اعضای 1+5 روابط "نزدیک" اقتصادی و حتی سیاسی با ایران دارند و انگیزه اصلی تعامل و ارتباط شان با ایران، "انگیزه های اقتصادی" است، این در حالی است که فقط آمریکا است که با نظام جمهوری اسلامی "مشکل سیاسی" دارد و مخالف برنامه هسته ای ایران است، این تناقض در ایده های اصولی و کلان، نهایتا حاصلی جز بن بست 1+5 ندارد، |
- گزارش البرادعی و همکاری های ایران-آژانس(مدالیته) یکی دیگر از دلایلی است که اصولا فلسفه وجودی 1+5 را زخمی می کند، اگر بهانه اصلی آمریکا برای تقابل با ایران( تلاش برای تولید سلاح هسته ای) به شهادت نهاد حرفه ای آژانس، از بین برود، 5+1 چه ضرورتی برای نشست های خود خواهند داشت؟
- از سوی دیگر ماهیت حکومت های "چین، روسیه،فرانسه، آلمان، انگلیس" کاملا متفاوت از ماهیت حکومت آمریکا و نومحافظه کاران و میلیاریست های کاخ سفید است، به دلیل همین تفاوت ماهیت و اینکه در کشورهای فوق، اکثرا یک" پارلمان زاویه دار و مخالف با جمهوری خواهان آمریکا" در قدرت شریک است، مسئولان این کشورها حتی در صورت تمایل کامل، باز نمی توانند با آمریکا، "همراهی" کامل داشته باشند(به خصوص کشورهای اروپایی که با فشار احزاب سیاسی مواجه هستند)
- نگاه نومحافظه کاران آمریکا به ایران، نگاهی مبتنی برنوعی"آرمانگرایی خاص محافظه کارانه" است که ازدید دیگر سیاستمداران معمول و معقول دنیا، این نوع نگاه به کشوری قدرتمند و موثری چون ایران، با کمبود دلایل واقعی و ملموس مواجه است. تجربه تلخ بلر، نخست وزیر سابق انگلستان در همراهی با جرج بوش که منجر به خداحافظی زودهنگام از قدرت شدو همچنین سرنوشت جان هاوارد در استرالیا، گویاترین نمونه این روند است که ظاهرا به اندازه کافی مورد توجه سارکوزی، رئیس جمهور جدید فرانسه قرار نگرفته است.
- حقیقت دیگر این است که کشورهای 1+5 در حقیقت همگی "رقبای" استراتژیک یا تاکتیکی ایالات متحده هستند، می توان گفت آمریکا در اقدامی منفعلانه برای فشار به ایران با "رقبای" خود متحد شده است. همین "جمع ناهمگون" است که باعث می شود در نهایت، 1+5 اختلافات عمیق و استراتژیک این کشورها را به نمایش بگذارد.
- نگاهی به وضعیت آلمان درگروه 1+5 خود، گویای بسیاری از واقعیت ها است. جمهوری فدرال آلمان تاکنون یکی از "برندگان بزرگ و البته فرعی" موضوع هسته ای ایران است، آلمان با استفاده از فرصت های ایجاد شده درچالش هسته ای ایران، تا حدود زیادی نقش سیاسی خود در اروپا را افزایش داد و به سطح نقش و وزن اقتصادی خود رساند.
اگر تا دو سال قبل، 1+5 حکم دستگاه ایجاد "اجماع "علیه ایران را داشت، اینک می توان نتیجه گیری کرد که 1+5 تبدیل به "ترمز" آمریکا برای برخورد با ایران شده است |
زمزمه عضویت دائم آلمان در شورای امنیت که از سال 2004 پررنگ شد و امروز کم کم حالت واقعیت به خود می گیرد، یکی از ثمرات حضور آلمان دراین جمع بود. بنابراین در صورت تحقق این هدف آلمانی ها، تداوم بازی فعلی ژرمن ها در کنار آمریکایی ها، برایشان ضرورتی ندارد و یکی از ارکان 1+5 عملا از دور خارج می شود.
به گزارش مهر، اگر تا دو سال قبل، 1+5 حکم دستگاه ایجاد "اجماع "علیه ایران را داشت، اینک می توان نتیجه گیری کرد که 1+5 تبدیل به "ترمز" آمریکا برای برخورد با ایران شده است. آمریکا اگر بخواهد بازهم بر طبل تقابل با جمهوری اسلامی بکوبد، ناگریز است یا رسما مرگ 1+5 را اعلام کند و استراتژی برخورد خارج از شورای امنیت و خارج از نهادهای بین المللی را در پیش بگیرد و یا حتی نومحافظه کاران آمریکایی هم به این نتیجه برسند که تقابل با ایران، فایده ای برای آنها ندارد.
شاید در شرایط فعلی، صدور یک قطعنامه ضعیف که فقط شامل توسعه "تحریم های ملایم" (و نه آنگونه که آمریکا می خواهد)، ثمره این تلاش آمریکا باشد.
فیلم "گاو" داریوش مهرجویی سرانجام بعد از گذشت 38 سال جمعهشب نهم آذرماه از شبکه سه پخش شد، گرچه نسخه ویدئویی آن از سال 1382 توسط موسسه رسانههای تصویری وارد شبکه ویدئویی شده بود. "گاو" (محصول 1348) نخستین حضور ایران را در جشنواره بینالمللی فیلم ونیز (1971) رقم زد و آغازگر موج نو سینمای ایران شد.
"گاو" با قاببندیهای فوقالعاده ساده و البته موثر آغاز میشود: تک پنجره ای در میان دیوار کاهگلی، حوض پر از آب میدان روستا، پیرزنهای تنها با نگاهی خشک شده در دو قاب پنجره در همان لحظات اولیه فیلم. مهرجویی با سادهترین عناصر تصویری و پرهیز از هرگونه اضافهگویی یا اضافهنمایی با استفاده حداقلی از کلام و دیالوگ زمینههای روایت داستان خود را در ذهن مخاطب میآفریند و هموار می کند.

فیلم "گاو" داریوش مهرجویی سرانجام بعد از گذشت 38 سال جمعهشب نهم آذرماه از شبکه سه پخش شد، گرچه نسخه ویدئویی آن از سال 1382 توسط موسسه رسانههای تصویری وارد شبکه ویدئویی شده بود. "گاو" (محصول 1348) نخستین حضور ایران را در جشنواره بینالمللی فیلم ونیز (1971) رقم زد و آغازگر موج نو سینمای ایران شد.
"گاو" با قاببندیهای فوقالعاده ساده و البته موثر آغاز میشود: تک پنجره ای در میان دیوار کاهگلی، حوض پر از آب میدان روستا، پیرزنهای تنها با نگاهی خشک شده در دو قاب پنجره در همان لحظات اولیه فیلم. مهرجویی با سادهترین عناصر تصویری و پرهیز از هرگونه اضافهگویی یا اضافهنمایی با استفاده حداقلی از کلام و دیالوگ زمینههای روایت داستان خود را در ذهن مخاطب میآفریند و هموار می کند.
|
هوشمندی فیلمساز تاکید بر سادگی فوقالعاده فضای روستا و حتی فیلمبرداری به شیوه سیاه و سفید است که جمع ستارگان آن روز سینمای ایران فیلم را مثل درخشش ستاره در شب و سکوت کویر درخشانتر و جذابتر میکند |
در بیشتر سکانسهای "گاو" عامدانه و هوشمندانه جز چهره درشت بازیگران چیزی نمایش داده نمیشود تا حواس بیننده پرت نشود. باید توجه داشت که این رویکرد مهرجویی تا آن زمان در فیلمهای ایرانی سابقه نداشت. نوع حرکت دوربین در "گاو" هم حالتی شبهمستند و غیرکلاسیک دارد، استفاده از دوربین روی دست به ایجاد فضایی واقعی در روایت داستان کمک کرده و جالب اینکه مهرجویی در فیلمهای بعدی خودش هم کم و بیش این سبک بهره برد و در "مهمان مامان" این سبک فیلمبرداری را به اوج رساند.
در همین فضای به شدت سنتی و عقب مانده و البته غلط انداز، مهرجویی روایتی کاملا مدرن و آکنده از استعارهها و کنایههای سیاسی و روشنفکری را به نمایش میگذارد و همین تناقض شیرین و پنهان است که "گاو" را پس از حدود چهار دهه هنوز جذاب و دیدنی نگاه داشته است. کنایههای سیاسی فیلم گاه به قدری روشن و گزنده مینماید که وزارت فرهنگ و هنر وقت با شرط درج عبارت "وقایع این فیلم مربوط به 40 سال قبل است" در تولید "گاو" همکاری کرد. هر چند فیلم با همه این شرایط هم تحمل نشد و بعد از یکبار اکران توقیف شد.
منتقدان هوشمند به خوبی میفهمند که "گاو" وضعیت روستاهای ایران را بعد از اصلاحات ارضی (1340) و نتایج مدرنیسم سطحی پهلوی به نقد کشیده است. واقعیت این است که اصلاحات ارضی و لغو نظام ارباب و رعبتی با وجود آنکه در مناطق حاصلحیز به نفع برخی دهقانان و روستائیان تمام شد، اما روند اصلاحات در اکثر نقاط کشور با زمینهای کشاورزی محدود و کمآب باعث از بین رفتن رونق کشاورزی در روستاها، تشدید فقر و آغاز موج شدید مهاجرت به شهرها شد. ناکجاآبادی که مهرجویی در "گاو" تصویر میکند و گاوی که با مرگ او روستائیان آشفته و مش حسن "مجنون" میشود، نمادی از این همین وضعیت اسفناک و رو به نابودی روستاهاست.
البته رژیم پهلوی به دلیل علاقه به صادر کردن پرستیژ و نمای روشنفکری از حاکمیت خود از ساخت فیلم "گاو" و امثال اینگونه فیلمهای موج نو حمایتهای کج دار و مریز کرد، به این ترتیب که بدون اینکه اجازه اکران این فیلمها را در داخل کشور بدهد، از ارائه آنها در جشنوارههای خارجی استقبال کرد و این زیرکی مهرجویی بود که از این حس جاهطلبانه پهلویها به نفع خود و فیلمش استفاده کرد.
|
"گاو" از معدود ثمرات درخشان همکاری و پیوند "سینما و ادبیات" در تاریخ سینمای ایران بود، از این جنس همکاریها بعدها کمتر اتفاق افتاد و شاید یکی از دلایل درجا زدن سینمای ملی کشور هم همین باشد که ادبیات و سینما به شکل دو جزیره دور از هم به حیات خود ادامه میدهند |
نباید در تحلیل موفقیت "گاو" روایت چندلایه و هنرمندانه غلامحسین ساعدی را هم نادیده گرفت. "گاو" از معدود ثمرات درخشان همکاری و پیوند "سینما و ادبیات" در تاریخ سینمای ایران بود، از این جنس همکاریها بعدها کمتر اتفاق افتاد و شاید یکی از دلایل درجا زدن سینمای ملی کشور هم همین باشد که ادبیات و سینما به شکل دو جزیره دور از هم به حیات خود ادامه میدهند.
"گاو" پایانی دراماتیک و کنایهآمیز دارد، مرگ مش حسن در راه رسیدن به "شهر" (که کنایه از کعبه آمال مدرنیسم است) و انتظار خوش خیالانه مردم روستا برای بازگشت و بهبودی او و ... آیندهای تاریک در انتظار روستا! حتی معلوم میشود که "بلوریها" در مرگ گاو نقشی نداشتهاند و این توهم توطئه مردم روستا بوده است.
شاید اگر فیمسازی دیگر "گاو" را میساخت، فیلم به خوش ساختی و موففیت فعلی نمیرسید. فیلمهای مهرجویی به طور عام و "گاو" به طور خاص دارای این امتیاز هستند که دو خصلت "منتقدانه / اعتراضی" و "عامه فهم" بودن را با هم دارند. مهرجویی از معدود فیلمسازان ایرانی است که به فرمول جادویی و گرانبهای "همراه با مخاطب خاص، حرکت با مخاطب عام" رسیده است. از این رو مهرجویی و با کمی تسامح مرحوم علی حاتمی را می شود حد واصل و فاصل فیلمسازان آوانگاردی چون ابراهیم گلستان با بدنه قالب کارگردانهای آن روز سینمای ایران به حساب آورد.

مهرجویی در طول دوره فیلمسازی خود با استفاده از همین فرمول جادویی موفق شد پیچیدهترین و روشنفکرانهترین ژانرهای سینمای ایران را با درونمایههایی چون عرفان و ماوراء و تصوف در قابل فهمترین و مقبولترین شکل به تصویر بکشد (نگاه کنید به فیلمهایی موفق چون "پری" و "هامون").
از سوی دیگر، شاخصههای روشنفکری در فیلمهای مهرجویی به اصطلاح هرگز "تو ذوق نمیزند" و گرایشهای روشنفکرانه فیلمساز زیر پوست لایه ظاهری و قابل فهم داستان مثل خون جریان دارد که مخاطب "اگر خواست" میتواند با آن هم ارتباط برقرار کند. یکی از بارزترین آنها فیلم "اجارهنشینها"ست که در وراء ظاهر دراماتیک خود نمایی کامل از "طبقات" جامعه ایرانی به نمایش می گذارد.
ظریفی میگفت علت اینکه داریوش مهرجویی و عباس کیارستمی همیشه یک "عینک آفتابی" به چشم دارند، این است که این دو کارگردان موج نو سینمای ایران نمیخواهند کسی "جهت و عمق" نگاهشان را بفهمد و حدس بزند و آنها در سایه این مستوری نگاه است که موفق میشوند فیلمهای ناب بسازند!
نقد فوق در مهر(+)
همین مطلب در جام جم آنلاین(+)
-نقد فوق در روزنامه تفاهم (+)
و سایت آفتاب(+)
و تبیان(+)

امسال در نمایشگاه مطبوعات، غرفه روزنامه اطلاعات کار جالبی کرده بود و بخش هایی از مطالب مهم و تاریخی روزنامه اطلاعات را به صورت بیلبورد و بزرگ زده بود توی غرفه اش، این مطلب بالا، نطق افتتاحیه رضا شاه در دوره ششم مجلس شورای ملی(تیرماه ۱۳۰۵-مرداد ۱۳۰۷) است، رضاشاه در ۱۳۰۴ توانسته بود با سرکوب مخالفان عمده اش و با تشکیل مجلس موسسان و تغییر برخی از بندهای قانون اساسی مشروطیت، سلطنت قاجاریه را به نفع سلسله پهلوی منقرض کند، خواندن بخش هایی از این نطق جالب است و به خوبی روحیه و طرز تفکر رضاشاه را نشان می دهد:
با نهایت مسرت ، اولین مجلس شورای ملی زمان سلطنت خود را که ششمین دوره تقنینیه است را با توفیق و عنایت سبحانی افتتاح می نماییم، امیدواری کامل دارم که سلطنت ما که نتیجه وقایع مهمه و اداره اراده ملت محبوب ما بوده، تاریخ خوشبختی و سعادت مملکت ما را تجدید و نمایندگان ملت در تامین سعادت و افتخارات مملکت و تهیه وسایل آسایش و رفاه عموم به اجرای نیات خیرخواهانه ما و مشخص ساختن آمال ملی توفیق خواهند یافت.
در خاتمه احتیاج شدید مملکت و توقف اصلاحات بر توحید مساعی و اتفاق کلمه به نمایندگان ملت خاطر نشان نموده و توفیق آنان را در ادای وظایفی که برعهده گرفته اند از خداوند مسئلت می نماییم.
اما سرنوشت اینطور رقم خورده بود که رضاشاه در سال ۱۳۲۴ غربت و تبعید ژوهانسبورگ بمیرد و جنازه مومیایی شده او چهار سال بعد، به ایران آورده شود(عکس زیر، جنازه مومیایی شده رضاشاه است)، جنازه رضاشاه را در مقبره بزرگی در شهرری دفن کردند.

اما بازهم سرنوشت رضاخان و جنازه اش به اینجا منتهی نشد، آیت الله صادق خلخالی، حاکم شرع معروف اوایل انقلاب در اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ با جرثقیل به سراغ قبر رضاشاه در جوار حضرت عبدالعظیم(ع) رفت و آن را تخریب کرد، بعد از تخریب معلوم شد که اساسا جنازه رضاشاه در این مقبره وجود ندارد و احتمالا محمدرضا، جنازه پدر را مخفیانه در هنگام خروج از ایران(دی ماه ۱۳۵۷)، با خود برده است، سرنوشت جنازه رضاشاه هنوز در هاله ای از ابهام است...

جالب اینجاست که در هنگام تخریب قبررضاشاه، همانطور که در این بریده روزنامه می خوانید، نماینده ای از دفتر رئیس جمهور(بنی صدر) از خلخالی خواسته بود که از تخریب این محل خودداری کند، زیر قرار است یک موزه جنایی در این مکان تبدیل شود؛محل سابق قبر رضاشاه و برخی از بلندپایگان رژیم پهلوی( مثل حسنعلی منصور) در خیابان موسوم به آرامگاه، کاملا محو شده و تبدیل به دستشویی و مراکز اداری حرم شده است.

-چقدر دلم برای نوشتن یک پست تاریخی تنگ شده بود!
ماجرا از آنجا آغاز شد که دو سایت «فرارو» و «رادیو زمانه» به مطلبی که در مورد شباهت های پرونده موسویان با پرونده امیرانتظام نوشته بودم، لینک دادند (+) ، چشمتان روز بد نبیند!...

امروز (۵ شنبه، هشتم آذر) در بخش اخبار ویژه کیهان(که مثل آن معید خاص در داستان مثنوی هرکس در آن بخوابد و بماند و اسمش بیاید، یه جورایی سیستم می شود!(+) از «مقایسه موسویان و امیرانتظام» توسط سایت های «ضد انقلابی» چون فرارو (که مقایسه موسویان-امیرانتظام در آن، فقط در مطلب بنده صورت گرفته بود) به شدت انتقاد شده است! از همه جالب تر اینکه اینها را در شمار افراد و گروههایی چون نوری زاده و جبهه ملی و ...هم آورده! حالا معلوم نیست که من باید از دست فرارو شاکی باشم یا فرارویی ها از دست من که باعث شدم حسین شریتعمداری بهش بگه ضدانقلاب!

-این هم لینک مطلب کیهان(+)... خلاصه اگر بار گران بودیم و از این حرفها ..رفتیم! راستی این رو از الان بگم که من با بیگانگان و منشی ام هیچ گونه رابطه نامشروع ندارم! با وجود اینکه منشی ام سفیده و چهار زبان بلده و خیلی خوشگله(منشی گوشی سامسونگ ام رو می گم! فکر بد نکنید) در ظمن! کمپوت مورد علاقه ام هم کمپوت گیلاس است! خواهش دیگرم این است که حاج رضا و حسین شهرستان را هم استاد کنید تا من تنها نباشم!
-برساحل سلامت: اندک دلخوشیهایمان هم که هر روز اندک تر می شود. نه تنها دوستان دست چپی، که دوستان دست راستی هم مورد نقد کیهانیون قرار می گیرند. فرارو و تیم قالیبافی اش هم می شوند هم پیمان رادیو زمانه! (+)
خوب...ظاهرا محمود می خواهد بازی موسویان را (با همه هزینه های خطرناکش ) ادامه دهد:
احمدی نژاد امروز در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالي در مورد تبرئه شدن حسين موسويان از اتهام جاسوسي گفت: ما مصرانه پيشنهاد ميكنيم كه مطالبي كه به بيگانگان و غير داده شده است، منتشر شود تا مردم در جريان قرار بگيرند.
احمدی نژاد اضافه کرده: اتفاقي افتاده، مطالبي منتقل شده است و كساني كه در نقطهي مقابل ما هستند از اطلاعات آگاهي دارند، از اين رو شايسته است متن اطلاعاتي كه داده شده منتشر شود تا ملت بدانند ما نگران چه هستيم و چه اطلاعاتي به ديگران؛من پيشنهاد ميكنم كه اين اطلاعات منتشر شود تا ملت اطلاع پيدا كنند چه اتفاقي افتاده است، متن کامل خبر را در اینجا بخوانید(+)
***
تقریبا بر کسی پوشیده نیست که «موضوع موسویان» هم جزیی از بازی تقابل احمدی نژاد با هاشمی و کوبیدن «قبلی ها» بود، بی تعارف باید قبول کرد یکی از دلایل موفقیت احمدی نژاد در انتخابات ۳ تیر ۱۳۸۴ ، «رودرو قرار گرفتن او با هاشمی رفسنجانی» بود، آن رویارویی با موفقیت احمدی نژاد و آرای ۱۷ میلیونی برای او تمام شد، فرض احمدی نژاد این بود و شد که می تواند با تداوم این رویارویی بازهم موفقیت کسب کند.

فرض غلط احمدی نژاد و خیلی از سیاسی های داخل و خارج و اپوزسیون این است که رفسنجانی «منفور» مردم (مردم کوچه و خیابان) است، البته این تحلیل ناتمام را اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم تجربه کردند و توانستند موفقیتی کوتاه و کم عمق به دست آورند، اما روند تحولات نشان می دهد که واقعیت این نیست.
نمی شود منکر این شد که حرف و حدیث و شایعات زیادی در مورد مسائل مالی اطرافیان هاشمی در جامعه مطرح است، هاشمی به دلیل حضور ۳۰ ساله در قدرت و حاکمیت، خواهی نخواهی مسئول «وضعیت موجود» شناخته می شود و در موردش متلک های اتوبوسی ( یا تاکسی مکان!) زیادی وجود دارد و ...اما نباید این لایه آشکار را مبنای تحلیل و قضاوت کرد، مردم خیلی خوب می فهمند و باور دارند که تراز هاشمی خیلی بالاتر از دیگر سیاسیون است و باز در عرصه های بحرانی به او پناه می أورند(به غیر از مردم، سیاسیون هردو جناح هم همین کار را می کنند)

یکی از جالب ترین و دقیق ترین تحلیل هایی که در مورد نسبت و رفتار مردم با هاشمی ( از یک شخص با تجربه که نمی توانم اسمش را فاش کنم! ) شنیدم این بود که : مردم در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ فقط می خواستند «حال» هاشمی را بگیرند! و در عمق وجود خود به توانایی فوق العاده او ایمان دارند ...شاید توضیح اش قدری مشکل باشد که هم آدم کسی را دوست داشته باشد و به توانایی های او معتقد باشد ولی همزمان بخواهد بخاطر برخی مسائل و مشکلات و نارضایتی ها حالش را هم بگیرد! ولی خوب مردم ایران اینجوری هستند دیگه !
احمدی نژاد به این مسئله توجه نمی کند که اولا مردم «حال» هاشمی را گرفته اند! ( بنابراین با هم بی حساب شده اند!) و حتی بعدا یک حال عجیبی هم به او داده اند(آرای بی سابقه در انتخابات خبرگان) ثانیا ضعف ها و نقائص و شهرستان بازی های دولت نهم به قدری است که احمدی نژاد را فاقد توانایی و مشروعیت لازم ادامه تقابل با هاشمی(به عنوان بازیگری بزرگ و قوی) کرده است، قطعا اگر دولت احمدی نژاد موفق می بود حتی می توانست هاشمی را کلا از صفحه روزگار سیاست ایران محو کند.
-شباهت پرونده امیرانتظام و موسویان(+)
پیش بینی هفته: این خط و این نشان که این جریان موسویان در آستانه انتخابات مجلس هشتم به شدت به نفع جریان حسن روحانی و کارگزاران و هاشمی چی ها تمام می شود و چه رایی که جمع نمی کنند!
بالاخره پرونده سیدحسین موسویان -موسوم به «جاسوس هسته ای» -که طرفداران دولت و خود شخص احمدی نژاد و البته خبرگزاری فارس امید زیادی برای پیشبرد اهداف خود به آن بسته بودند با اعلام نظر سخنگوی قوه قضاییه با حکم «برائت» بسته شد، در همین دقایق ابتدایی خبر می رسد که برخی ها قصد دارند در اعتراض به این حکم در مقابل قوه قضاییه تحصن و کفن پوشی و... کنند.

البته هر کودک دبستانی می تواند بفهمد که چه ضربه سنگین حیثیتی بر احمدی نژاد خورده است، بنابراین نمی خوام توضیح واضحات و مکررات بدهم و دو نکته را عرض می کنم و التماس دعا :
۱- می توان گفت «پرونده موسویان» شباهت های زیادی به «پرونده امیرانتظام» داشت و دارد( در ماهیت حقوقی و قضایی پرونده و نه در بعد شخصی افراد) : هردو متهم به جاسوسی و ارتباط با بیگانگان شدند، هردو دیپلمات مسلک بودند و بخاطر موقعیت خود، مرتبط با غربی ها بودند، جریان تند و رادیکال انقلابی مخالف سرسخت هردو و خواستار اشد مجازات برای آنها بود و ...(مثلا یکی از دلایل و مستندات جاسوسی امیرانتظام بینوا این بود که سفیروقت آمریکا او را در مکاتبات «امیرانتظام عزیز» Dear Amirentezam خطاب کرده بود!)

۲- اما به برخورد قوه قضاییه با این دو آدم (موسویان-امیرانتظام)دقت کنید : محاکمه طولانی امیرانتظام در اوایل انقلاب و توسط طیف چپ که در دستگاه قضایی و دادستانی انقلاب و ..(همین آقای موسوی خویینی ها و دانشجویان پیرو خط امام و ...)حضور داشتند، منجر به صدور حکم اعدام و سپس صدور نهایتا به صدور حکم حبس ابد برای او انجامید..
اما با گذشت چندسال و کمرنگ شدن جو انقلابی و احساسی، پرونده امیرانتظام کم کم تبدیل به یک معضل قضایی برای نظام شد، نهایتا با دادن مرخصی های مکرر و البته «اجباری» از زندان و حکم عجیب «تعلیق در مجازات» امیرانتظام را مثل یک خار در گلو! از سر خودشان باز کردند که این وضع متاسفانه همچنان ادامه دارد...
3-اما ورای همه هیاهوها و ...باید توجه داشت و حتما خوشحال بود که قوه قضاییه (که امروز در دست راستی های مهربون و محافظه کار است) این بار در دام نیافتاد و احساسات و انقلابی گری نتوانست در روند حقوقی و قانونی پرونده تاثیر بگذارد و در صورتی که همه چیز برای تولد "امیرانتظام دیگری" فراهم بود و می توانست خوراک خوبی هم در شرایط فعلی ایجاد کند و...!
-امیرعباس موسویان( فرزند موسویان) عینا این پست کلاش را در وبلاگ شخصی اش گذاشت(+)
-سخنگوی قوه قضاییه: موسویان بی گناه است: (+)
-وقتی خبرنگار فارس از تبرئه موسویان عصبانی می شود (+)
-تجمع احمدی نژادی ها در مقابل قوه قضاییه به روایت رجانیوز(+)
-موسویان کیست؟ (+)
-نظر هاشمی رفسنجانی در بدو دستگیری موسویان (+)
این چیه به نظر شما؟!

هدیه دادن و گرفتن رسم معمول دیپلمات ها و سیاستمداران است، ولی آخه شما بگید ...تازیانه چه جور هدیه ای است که داده و حتی گرفته میشود؟ طلا و جواهر و چینی و کاسه بلور و کریستال و تابلوی نقاشی و.. به عنوان هدیه دیده بودیم، اما تازیانه نه! حتی هدیه دادن شمشیر و اسلحه و حتی کلاشینکف! چیز چندان نامرسومی نیست، باز سلاح ..یه شرافتی داره، وسیله دفاع و شجاعت ورزی و کوبیدن میخ اسلام در بلاد کفر هم می تونه باشه، ولی تازیانه چه کارکردی جز نامهربونی دارد؟ ای آقای خاتمی گفتگوی تمدنها ! چرا این هدیه رو به نام ملت ایران قبول کردی؟( اونم از یه عُمَر! )

اینم هدیه یوشکا فیشر! وزیر خارجه سابق آلمان؛ یه خودنویس سبز که از جیبش درآورده و به داده به آقا سید کمال خرازی! ما هم گذاشتیم توی موزه تا ملت حالشو ببرن! واقعا چه کسی پاسخگوست؟!

-چند وبلاگ جالب که تازگی با آنها آشنا شدم : نوشته های امیرمهدی حکیمی(+) مسعود بحرینی(+)...حاصل اوقات(+)
-اینم برای ادخال سرور فی قلوب: به یارو می گن اگه آمریکا حمله کنه، چیکار می کنی؟ می گه: اول خونسردی ام رو حفظ می کنم بعد زنگ می زنم پلیس ۱۱۰!

از این عکس نتیجه می گیریم که پاکستان یکی از شهرستانی ترین کشورهای جهان است!

« نوشته» باید مثل زلف یار ، «آشفته» باشه تا فقط دست اهلش بیفته!
بی ربط : طریقه فارسی کردن گوشی P990-i سونی اریکسون (+)
- میخانه ای که مسجد شد؛ حکایت مسجد سراج الملک
- سندرم دان...تلخی اضافه داشتن!
- شریف درمانی...
- ناکام خوشمزهای که صدای طرب می آفریند!
- حکایت ارژنگ و پتو کوچولو...!
- تمرین دموکراسی و مناظره در مدرسه جمهوری اسلامی در برلین!
- شاهی که با لالایی خوابش می برد!
- ارتفاع پستِ جدایی نادر از سیمین...
- کمونیسم ماه گرفتگی تاریخ بود...!
- فورهندهای آغاسی بوی پاسگاه نعمتآباد میدهد!
- آدم فروشی...زیر باران!
- تق تق کلاش و داغ شدن استخوان....
- زنگ تفریح که می شد، محمود بچه ها را جمع می کرد...!
- حسن کامران چرا؟
- نورهای اضافه و خطر چراغ شدن تاریکی
- یک لحظه به شکسپیر هم شک کردم !
- فاتح فروتن ویترین کتابفروشی ها ....
- صدام بود و سلاح...توتم اش!
- مسعود فراستی و نظام سرمایه داری
- ما هم خدایی داریم...
- انگار مهم ترین کار دنیا را می کرد...
- همین لحظههای معمولی ولی مهم ...
- ژانر رفاه و وقاحت؛ وقیح ترین ها را انتخاب کن!
- ما ایرونی های حیوان مهمان نواز...!
- بینندگان عزیز و شور و حال مراسم حج!
- یک چیز محرمانه-مادرانه
- خوب که نگاه کنی ...
- یه حبه قند؛ خیلی رقیق ...خیلی محتاط!
- فرجام سئوالات بی جواب موتلفه...می دونی؟!
- احمدی نژاد مشایی می شود/تغییر استراتژی در برابر فشارها
- یادداشت های یک "طلبه بی سواد"
- همه ما یک نیمه پنهان فیلمنامه نویس داریم!
- تاریخ معاصر ایران در آرشیو ملی بریتانیا
- یادداشت های یک معلم سرباز جنوبی
- شماها، نشریه وبلاگ نویسان ایرونی!
- شکم پرست های جهان متحد شوید
- عکاس خبری:سیدمحسن سجادی
- مجموعه طنزهای متعهد و متاهل!
- موزه دیجیتالی جنگ جهانی دوم
- عکسهای ناب از تاريخ معاصر
- یک وبلاگ سینمایی خواندنی
- روحانی نژاد واحد مرکزی خبر
- عکاس خبری: رئوف محسنی
- روح آبی محمدصادق زمانی
- یادداشت های یک دبیر خبر
- يادداشت های يک حقوقدان
- جستجوگری در مسیر شدن
- یادداشت های یک خبرنگار
- دانلود سرودهای انقلابی
- نوشته های داوود مراديان
- ميرزا قلی خان راپورتچی
- علی میرطار از کالیفرنیا
- نوشته هايی برای هيچ
- نوشته های بی خواننده
- عکسهای مهدی ملکی
- ممل آمریکایی تحت وب
- آموزش روزنامه نگاری
- مهندس مهدی بازرگان
- محمدرضا منتظرالقائم
- وبلاگهای به روز شده
- برداشت های روزانه
- بحر هادی سلیمانی
- دیالوگ های ماندگار
- تیمسار سلطنت پور
- حسن روزی طلب
- عکسهای قجربوی
- خط قرمزی از کانادا
- ترجمه مطبوعاتی
- بزرگمهر حسین پور
- خاموشي يك آرش
- اسماعيل آقا آزادی
- بر ساحل سلامت
- آقای سيستانی
- مسعود دهنمکی
- مسعود بحرينی
- شاپور(باقر) نصیر
- حکایت قلم و دل
- بریده روزنامه ها
- عباسحسيننژاد!
- تاملات یک سایه
- حاجی واشتنگتن
- ديده بان اينترنت
- شریعت عقلانی
- دكتر مهرآفرين
- حلقه نقد فیلم
- پابرهنه بر خط
- منتقد ارتباطات
- تحليل اخبار روز
- خاطرات واقعی
- ژانر شناسی!
- کرگدن دات کام
- سجاد روسی
- مجید عزیزی
- حيدر رضايی
- بهمن وخشور
- کاخ سعد آباد
- محمد فیاضی
- جهان چهارم
- مجله علمی
- آقای قرائتی
- حاجی مسکو
- قلم سفید
- حسین مگه
- پرانتز بسته
- رادیو گلچین
- اميد طحان
- دهه شصت
- چهل حديث
- تقی دژاکام
- علوم غريبه
- فریاد سبز
- با افلاکیان
- رهيافتگان
- دویچه وله
- پاکنويس
- نگاه نو
- آهستان
- ستاريان
- پارسینه
- واژگون
- هرمس
- مفلحون
- کهف
- پوتین
- متتی
- سرتق
- بوقی
- بدر
- دایره
- اتوپيا
- مهجاد
- بزمانه
- حامی
- مجادله
- جمهور
- ایمایان
- پرانتز باز
- تورجان
- ملکوت
- منبرنت
- با اینترنت
- کارت قرمز
- رضا کاوند
- دانشطلب
- صحیفه نور
- يک پزشک!
- الف مهربون
- خمينيسم
- کاخ نياوران
- فوائد سیگار
- مکتب خونه
- بابک برزویه
- حزب الله نو
- زندگیه زيبا
- چند نفر طلبه
- روشنای کاريز
- اروند طلایی
- سلام سعید
- کاخ گلستان
- آقای انصاریان
- دولت عشق
- حاصل اوقات
- سبک ایرانی
- صالحين شيعه
- روضه مکشوف
- حجره دات نت
- سیاست نویس
- تاکسی نوشت
- مفتاح مهربونی
- پیدا کردن قبر!
- حاجی بوترابی
- حميد داوود آبادی
- لحظه های درنگ
- سلسله قاجاریه
- توکای نامقدس!
- سفیدک ارزشی
- دنیای اسرارآمیز
- طربکده ای غریب
- امیر اسماعیلی
- میثم زمان آبادی
- جالبی جات العربی
- هوشنگ گلمکانی
- آقای مصباح یزدی
- نقدهای سینمایی
- سیبستان ملکوت
- آقای جوادی آملی
- شهد شیرین شکر
- تخريبچی فرهنگی
- ترانه های فرانسوی
- عکاسی از بچه ها!
- يک مشارکتی خوب!
- بازی شادی تماشا!
- پايگاه شهدای رودسر
- حاميان محسن رضايی
- تاریخ و ادبیات آلمانی
- هاشم حکمه از شیراز
- محمد مهدی اسلامی
- از بروبچ نيويورک سيتی!
- احمد مطلایی اصفهانی
- شمرشناسی پيشرفته
- سیدعباس سیدمحمدی
- هه وال از دیار کردستان
- حرفهای یک سهامدار جزء
- کاریکاتوریست درک نشده
- جنگ سبز رسول عاصمی
- يادداشت های يک فيلمساز
- نوشته های جواد حسينی
- حدیث نفس یک احمد کارگر
- روزنامه نگاری از تبار قاجار!
- نوشته های حامد صالح آبادی
- یادداشت های میثم رشیدی
- کاغذهای اميرمهدی حکيمی
- یادداشت های هادی کحال زاده
- داستانوارههای محسن حاتمی
- علی صفايی حائری (عين- صاد)
- «کيهان بچه ها» تحت پرشين بلاگ
- نقدهای رضا بهرامی نژاد به فرهنگ
- فيلمهای بسيار جالب از تاريخ معاصر
- بوی کاغذ، طعم تایپ، ارژنگی ارزشی
- درباره پایتخت از نگاه یک خبرنگار شهری
- بی گاههای یک فروند محمد منصوری بروجنی
- اکبر هاشمی رفسنجانی!
- فریادنامه
- نقد ادبی
- صدای کودکی من
- اژدر و ارژنگ وخشور
- فردای نو
- خاطرات یک پزشک زندان
- حاج مرتضی درخشان
- ماهی گیری و دیگر هیچ!
- اخبار فناوری اطلاعات
- شبکه اجتماعی بهشت من
- باشگاه مدیران و متخصصان




