- کلاشینکف دیجیتال (۱٢)
- عکس شهری (۱٢)
- محمود احمدی نژاد (٩)
- احمدی نژاد (٧)
- علی لاریجانی (٦)
- مهربونی (٦)
- انتخابات دهم ریاست جمهوری (٥)
- مجلس هشتم (٥)
- مجلس شورای اسلامی (٥)
- انتخابات مجلس هشتم (٥)
- محمود احمدی نژاد (٥)
- فدایی سالاری (٥)
- امام خمینی (٤)
- ناصرالدین شاه قاجار (٤)
- صداوسیما (٤)
- غلامعلی حدادعادل (٤)
- سینمای ایران (٤)
- دولت نهم (۳)
- اکبر هاشمی رفسنجانی (۳)
- عکس (۳)
- وبلاگ (۳)
- سید محمد خاتمی (۳)
- داستانک (٢)
- مصاحبه (٢)
- موبایل (٢)
- مرگ (٢)
- سیاست (٢)
- سیدحسن خمینی (٢)
- بامو (٢)
- دهه شصت (٢)
- ریاست مجلس هشتم (٢)
- اسفندیار رحیم مشایی (٢)
- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (٢)
- بیمارستان (٢)
- خبرگزاری فارس (٢)
- رسانه ها (٢)
- ابراهیم حاتمی کیا (٢)
- محمد باقر قالیباف (٢)
- محسن مخملباف (٢)
- حسین فدایی (٢)
- انتخابات نهم ریاست جمهوری (٢)
- میرحسین موسوی (٢)
- پراید (٢)
- حمله نظامی به ایران (٢)
- لئونید برژنف (٢)
- کولر (٢)
- مشروطیت (٢)
- بهزاد نبوی (٢)
- شمال ایران (٢)
- مظفرالدین شاه قاجار (٢)
- عکس پرتره (٢)
- موتلفه اسلامی (٢)
- محیط زیست (٢)
- صدام حسین (٢)
- فیضه خواری (٢)
- زبان بصری (۱)
- ارتباط معنایی (۱)
- زیراب زنی (۱)
- دایی مردک (۱)
- سید اقبال واحدی (۱)
- صبح بخیر ایران (۱)
- وقاخت (۱)
- عرفان صادق (۱)
- تکریت (۱)
- حزب البعث (۱)
- محبوس سنت هلن (۱)
- دزدمونا (۱)
- مواد مخدر شیشه (۱)
- حسن کامران دستجردی (۱)
- مخالفان احمدی نژاد (۱)
- گلوله خوردن (۱)
- پیک موتور (۱)
- صدمیلیون تومن (۱)
- روده گوسفند (۱)
- آندره آغاسی (۱)
- خواهران شاراپووا (۱)
- میخائیل گورباچف (۱)
- ودکا روسی (۱)
- آیت الله شاه آبادی (۱)
- 1285 شمسی (۱)
- سفارت ایران در آلمان (۱)
- ساعت سیکو 5 (۱)
- بره تودلی (۱)
- سیدحسن مدرس (۱)
- ماموران مالیه (۱)
- معضل کنکور (۱)
- نخبه های ایرانی در ناسا (۱)
- نشانگان دان (۱)
- سراج الملک (۱)
- امیرعباس هویدا (۱)
- جنگ غزه (۱)
- میرتاج الدینی (۱)
- 1977 (۱)
- فلسفه غرب (۱)
- چنگیر نامدار (۱)
- سید کمال دعایی (۱)
- نانوایی (۱)
- پاییز در زمستان (۱)
- موزیک ارتش (۱)
- ستاد انتخاباتی (۱)
- ناهار کارگری (۱)
- عکس اجتماعی (۱)
- نظام سرمایه داری (۱)
- وفایی (۱)
- پاشو برو بیرون (۱)
- عدل مظفر (۱)
- کوروش علیانی (۱)
- علی درستکار (۱)
- حقوق مادام العمر (۱)
- فرید الدین حدادعادل (۱)
- مجتبی توانگر (۱)
- نی نی ارزشی (۱)
- عرفان کاذب (۱)
- مسعود فراستی (۱)
- عکس خانوادگی (۱)
- تماس تلفنی (۱)
- ذبیح الله منصوری (۱)
- آدم فروشی (۱)
- عزت الله سحابی (۱)
- خیابان طالقانی (۱)
- جریان انحرافی (۱)
- شیرینی دانمارکی (۱)
- می دونی؟ (۱)
- درخت انگور (۱)
- رضا میرکریمی (۱)
- ظل السلطان (۱)
- جدایی نادر از سیمین (۱)
- دراماتیک (۱)
- ارتفاع پست (۱)
- ظهر جمعه (۱)
- مونگلیسم (۱)
- تراژیک (۱)
- یه حبه قند (۱)
- آیت الله احمد جنتی (۱)
- تیر خلاص (۱)
- همسایه عوضی (۱)
- مفهوم ارتباطی (۱)
- کلاشینکف (۱)
- اسپری (۱)
- هسته ای (۱)
- دکتر علی کردان (۱)
- ارژنگ (۱)
- جماران (۱)
- مجلس شورای ملی (۱)
- سرکی (۱)
- هان چه خبر آوردی؟ (۱)
- سوسمار (۱)
- جواد لاریجانی (۱)
- همایش سی سال قانونگذاری (۱)
- فرج الله سلحشور (۱)
- پیکان قرمز (۱)
- کولر آبی (۱)
- توالت مردانه (۱)
- توالت زنانه (۱)
- آدمک با دامن (۱)
- این شبها (۱)
- کفش خبرنگار عراقی (۱)
- کامیون اسباب کشی (۱)
- حسین شهرستان (۱)
- ابی عبدالله (۱)
- جولان (۱)
- اهدایی (۱)
- برگ و مرگ (۱)
- ابرو قیطانی (۱)
- آرایش مردان! (۱)
- کانکس (۱)
- پوتیفار (۱)
- توصیه به خواهران (۱)
- میدان انقلاب (۱)
- باقر نصیر (۱)
- رعایت شئونات اسلامی (۱)
- هدیه رئیس جمهور به خبرنگاران (۱)
- تیمسار سلطنت پور (۱)
- 13 آبان (۱)
- دانشجویان پیرو خط امام (۱)
- طهران قدیم (۱)
- خیابان منوچهری (۱)
- بیپرم خان ارمنی (۱)
- سلاخی (۱)
- قصابی (۱)
- دولت دوربرگردان (۱)
- ساده سازی امور (۱)
- عموهای مرحوم (۱)
- انالله و اناالیه راجعون (۱)
- قطعنامه های شورای امنیت (۱)
- سفر نیویورک (۱)
- ناجا (۱)
- اسدالله لاجوردی (۱)
- مبشری (۱)
- سالگرد شهید لاجوردی (۱)
- راست سنتی (۱)
- پلمب (۱)
- مجلس سنا (۱)
- سید احمد خاتمی (۱)
- پای پیرزن (۱)
- زشت و چروکیده (۱)
- کوربیس (۱)
- مجله زنان (۱)
- شهلا شرکت (۱)
- دیالکتیک (۱)
- غیرمنتظره (۱)
- شیر آب (۱)
- انقلاب اسلامی (۱)
- قوه قضاییه (۱)
- نقد فیلم (۱)
- پتو (۱)
- حزب اعتماد ملی (۱)
- رئیس جمهور (۱)
- دانشگاه تهران (۱)
- بهمن هدایتی (۱)
- کلیشه گویی (۱)
- مصائب خبرنگاری (۱)
- سندرم دان (۱)
- دانشگاه صنعتی شریف (۱)
- احمد توکلی (۱)
- آپاراتی (۱)
- سگ نوشت (۱)
- بستر بیماری (۱)
- قاب خیس (۱)
- فک و صورت (۱)
- آناهیتا همتی (۱)
- محسن آرمین (۱)
- محمد سلامتی (۱)
- مرسدس بنز 350 (۱)
- سلطنت پهلوی (۱)
- دربار شاهنشاهی (۱)
- اسدالله علم (۱)
- سریال یوسف پیامبر (۱)
- سعید جلیلی (۱)
- اتوموبیل شخصی (۱)
- اتوموبیل دولتی (۱)
- علی اکبر جوانفکر (۱)
- عکس سیاسی (۱)
- جامعه اسلامی مهندسین (۱)
- کلاه شاپو (۱)
- محمد نصرتی (۱)
- مرگ مرطوب (۱)
- دوم خرداد (۱)
- انتخابات ریاست جمهوری (۱)
- وزارت کشور (۱)
- جرثقیل (۱)
- علی آبادی (۱)
- سازمان بهزیستی کشور (۱)
- ابوالحسن فقیه (۱)
- قفقاز (۱)
- چایی (۱)
- برلین (۱)
- سوختگی (۱)
- غیرکلامی (۱)
- فیس بوک (۱)
- دستبند طلا (۱)
- گروه 1+5 (۱)
- نوری المالکی (۱)
- انبه (۱)
- جوانفکر (۱)
- mbc persi (۱)
- کباب ترش (۱)
- لیلا حاتمی (۱)
- ویلا سازی در شمال (۱)
- روز خبرنگار (۱)
- مرزبان ایرانی (۱)
- زنان و مردان (۱)
- پوپولیسم (۱)
- رستوران (۱)
- پخش زنده (۱)
- مزاحمت خیابانی (۱)
- شماها (۱)
- حضرت محمد(ص) (۱)
- لونا شاد (۱)
- مستند سیاسی (۱)
- تعامل با عکاسان (۱)
- حراره (۱)
- داستان کوتاه (۱)
- وزارت ارشاد (۱)
- طاقت (۱)
- شهروند (۱)
- تله فیلم (۱)
- سینمای موج نوی ایران (۱)
- سفرهای استانی (۱)
- فاطمه آجرلو (۱)
- کاوه اشتهاردی (۱)
- اورژانس (۱)
- ناطق نوری (۱)
- حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی شیرازی (۱)
- مجلس اول (۱)
- body language (۱)
- بم (۱)
- جادوگر (۱)
- جمعیت اتثارگران انقلاب اسلامی (۱)
- حسینیه جماران (۱)
- نان سنگکک (۱)
- هتل استقلال (۱)
- علوم (۱)
- لاهیجان (۱)
- حسین شریتعمداری (۱)
- روزنامه کیهان (۱)
- سالنامه همشهری (۱)
- استخوان (۱)
- صدام (۱)
- مرد هزارچهره (۱)
- فرح دیبا (۱)
- پهلوی (۱)
- تایلند (۱)
- تاریکی (۱)
- اتحاد جماهیر شوروی (۱)
- مانکن (۱)
- خبرنگاران (۱)
- عباس کیارستمی (۱)
- سید احمد خمینی (۱)
- محمدرضا باهنر (۱)
- قانون انتخابات (۱)
- مجلس هفتم (۱)
- آدولف هیتلر (۱)
- آیت الله بروجردی (۱)
- آسفالت (۱)
- گلی ترقی (۱)
- مهران مدیری (۱)
- قاصدک (۱)
- خالد مشعل (۱)
- محرمانه (۱)
- دعوت (۱)
- عراق (۱)
- شیث رضایی (۱)
- اداره (۱)
- حاشیه (۱)
- رفتگر (۱)
- ناتو (۱)
- پیکان (۱)
- کلاردشت (۱)
- مشایی (۱)
- دبستان (۱)
- فریاد مورچگان (۱)
- مهندسی انتخابات (۱)
- گوسفند (۱)
- بازنشستگی سیاسی (۱)
- ریاست جمهوری دهم (۱)
- جهانی شدن (۱)
- شیرین عبادی (۱)
- نامه های تهدید آمیز (۱)
- مشکلات امنیتی (۱)
- مهدی کروبی (۱)
- محمدی گیلانی (۱)
- مقدم فر (۱)
- مشق شب (۱)
- عرق (۱)
- عرقیات سنتی (۱)
- جامعه شهری (۱)
- آفت دنیوی (۱)
- زنان و زایمان و نازایی (۱)
- اسم عجیب و غریب (۱)
- ایدئولوژی (۱)
- پل حافظ (۱)
- مارمولک (۱)
- رایزن فرهنگی (۱)
- شکلات (۱)
- پاییز ، خزان (۱)
- انس و نسیان (۱)
- گربه (۱)
- شمال (۱)
- تبریز (۱)
- اسلحه (۱)
- زباله (۱)
- بچه (۱)
- سوریه (۱)
- هنر (۱)
- فرهنگ (۱)
- محمود کلاری (۱)
- اصفهان (۱)
- روسیه (۱)
- ژورنالیسم (۱)
- بویین زهرا (۱)
- محسن رضایی (۱)
- ارتش (۱)
- کروموزوم (۱)
- استیضاح (۱)
- فردین (۱)
- کارگر (۱)
- بنی صدر (۱)
- مدرسه سپهسالار (۱)
- امامی کاشانی (۱)
- کرج (۱)
- پرچم (۱)
- جرج بوش (۱)
- نماز جمعه (۱)
- مهندس (۱)
- شرق (۱)
- خرمشهر (۱)
- جمشید هاشم پور (۱)
- چای (۱)
- بهداشت (۱)
- مجمع تشخیص مصلحت نظام (۱)
- فروغ فرخزاد (۱)
- اجتماعی (۱)
- سفارت آمریکا (۱)
- غرب (۱)
- فیلم (۱)
- داریوش مهرجویی (۱)
- طنز (۱)
- لبنان (۱)
- اصغر فرهادی (۱)
- اخلاق (۱)
- انتخابات (۱)
- شهادت (۱)
- امام حسین (۱)
- گاو (۱)
- اصولگرایان (۱)
- حاملگی (۱)
- مادر (۱)
- ابوالفضل عباس (۱)
- رسانه (۱)
- آمریکا (۱)
- الله (۱)
- قزوین (۱)
- مهر (۱)
- دزدی (۱)
- توسلی (۱)
- خبرگان رهبری (۱)
- حج (۱)
- کربلا (۱)
- سگ (۱)
- قم (۱)
- معتاد (۱)
- برگ (۱)
- صادق هدایت (۱)
- دموکراسی (۱)
- زلزله بم (۱)
- ویلیام شکسپیر (۱)
- ضرغامی (۱)
- هولوکاست (۱)
- فلسطین (۱)
- مازندران (۱)
- عناوین مطالب
- بهمن ٩٠
- دی ٩٠
- آذر ٩٠
- آبان ٩٠
- مهر ٩٠
- شهریور ٩٠
- تیر ٩٠
- خرداد ٩٠
- اردیبهشت ٩٠
- فروردین ٩٠
- اسفند ۸٩
- بهمن ۸٩
- دی ۸٩
- آذر ۸٩
- آبان ۸٩
- شهریور ۸٩
- امرداد ۸٩
- تیر ۸٩
- خرداد ۸٩
- اردیبهشت ۸٩
- فروردین ۸٩
- اسفند ۸۸
- بهمن ۸۸
- دی ۸۸
- آذر ۸۸
- آبان ۸۸
- مهر ۸۸
- شهریور ۸۸
- امرداد ۸۸
- تیر ۸۸
- خرداد ۸۸
- اردیبهشت ۸۸
- فروردین ۸۸
- اسفند ۸٧
- بهمن ۸٧
- دی ۸٧
- آذر ۸٧
- آبان ۸٧
- مهر ۸٧
- شهریور ۸٧
- امرداد ۸٧
- تیر ۸٧
- خرداد ۸٧
- اردیبهشت ۸٧
- فروردین ۸٧
- اسفند ۸٦
- بهمن ۸٦
- دی ۸٦
- آذر ۸٦
- آبان ۸٦
- مهر ۸٦
- شهریور ۸٦
- امرداد ۸٦
- تیر ۸٦
- خرداد ۸٦
- اردیبهشت ۸٦
- فروردین ۸٦
- اسفند ۸٥
- بهمن ۸٥
- دی ۸٥
- آذر ۸٥
- آبان ۸٥
- مهر ۸٥
- شهریور ۸٥
- امرداد ۸٥
- تیر ۸٥
- خرداد ۸٥
- اردیبهشت ۸٥
- فروردین ۸٥
- اسفند ۸٤
- بهمن ۸٤
- دی ۸٤
- آذر ۸٤
- آبان ۸٤
- مهر ۸٤
- شهریور ۸٤
- امرداد ۸٤
- تیر ۸٤
- خرداد ۸٤
- اردیبهشت ۸٤
- فروردین ۸٤
- اسفند ۸۳
- بهمن ۸۳
- دی ۸۳
- آذر ۸۳
- آبان ۸۳
- شهریور ۸۳
- امرداد ۸۳
- تیر ۸۳
- خرداد ۸۳
- اردیبهشت ۸۳
- فروردین ۸۳
- اسفند ۸٢
- بهمن ۸٢
- دی ۸٢
- آذر ۸٢
- آبان ۸٢
- مهر ۸٢
- شهریور ۸٢
- امرداد ۸٢
- تیر ۸٢
- خرداد ۸٢
- اردیبهشت ۸٢
- فروردین ۸٢
- اسفند ۸۱

مکان:تهران،اندکی بالاتر از بیمارستان آبان،خیابان آبان


-سقاخانه ذوقی کارگرهای شهرداری( خیابان طالقانی)
-آدم باید هراز چندگاهی، دوربین رو بذاره کنار تا قدر عکس گرفتن رو بدونه!
-طرف می ره کلانتری می گه یه طوطی گم شده، می گن: خب ما چکار کنیم؟ جواب می ده: هیچی! فقط اومدم بگم هر فحشی که به آخوندا می ده نظر شخصی خودشه!
با سخنان نسبتا تند سید احمد خاتمی،امام جمعه تهران(+) و بیانیه 200 امضایی نمایندگان مجلس علیه اسفندیار رحیم مشایی، (+) موضوع "مشایی گیت" در دولت نهم ابعاد بزرگتری به خود پیدا کرده است که کم کم تبدیل به "آزمونی سخت و حیثیتی" برای احمدی نژاد می شود.

ابتدا باید به این مسئله توجه کرد که اسفندیار رحیم مشایی جزو محفل اصلی و به اصطلاح " تیم یک" احمدی نژاد است، احمدی نژاد ترجیح داد از همان ابتدای به دست گرفتن قدرت و دولت، دونفر از اعضای اصلی این گروه یعنی "رحیم مشایی و علی آبادی" را در دو منصب انتصابی و دنج و گرم و نرم،یعنی " دو معاونت رئیس جمهور" بگمارد تا آنها "همیشه" و بدون مزاحمت و خطر برکناری و نقد و سئوالاز سوی مجلس و ... در "کنارش" باشند.
نکته مهم این است که احمدی نژاد انعطاف؛ غمض عین،اعتماد و حتی می توان گفت "حالت عاطفی خاص و عجیبی" نسبت به این محفل دارد و دلیل این حرف هم هماهنگ بودن و حرف شنو بودن احمدی نژاد از این تیم و چشم پوشی های معنی دارش از اشتباهات و گاف های عجیب و غریب این تیم است، یادمان نرود که گاف های مشایی منحصر به این قصه اسرائیل و آمریکا نبود،هنوز خاطره شرکت در مجلس رقص ترکیه و ورود زنان به ورزشگاهها، سخن گفتن از پایان دوران اسلامگرایی و آزادی حجاب و حجتیه بازی ها و ..قصه بشقاب و غذا و سجاده خالی انداختن و...در یادها هست ولی احمدی نژاد با وجود انتقادات شدید همه طیف ها حاضر نشد مشایی را کنار بگذارد که هیچ، با او وصلت خانوادگی هم کرد و دختر مشایی را برای پسرش گرفت تا عمق پیوند آ
نها بیشتر معلوم شود
احمدی نژاد انعطاف؛ غمض عین،اعتماد و حتی می توان گفت "حالت عاطفی خاص و عجیبی" نسبت به این محفل دارد و دلیل این حرف هم هماهنگ بودن و حرف شنو بودن احمدی نژاد از این تیم و چشم پوشی های معنی دارش از اشتباهات و گاف های عجیب و غریب این تیم است،
و فراموش نکنید که این مشایی بود که قصه سهمیه بنزین سفر و ...را با مخالفت وزارت نفت علم کرد و به کرسی نشاند و...دیدار احمدی نژاد با همسر دکتر فاطمی را ترتیب داد و ...همینطور رجوع کنید به گاف علی آبادی در مورد فدراسیون فوتبال رسیدن فوتبال ایران تا مرز تعلیق و نابودی که البته احمدی نژاد هم صریحا در مصاحبه تلویزیونی اقرار کرد که علی آبادی اشتباه کرده است ولی هیچ برخورد قاطع و انقلابی و عزلی انجام نشد.
اما ورای این دلیل عاطفی،بال و پردادن به شخصیتی مثل اسفندیار رحیم مشایی در حوزه سیاست خارجی، به خصوص در ماههای اخیر می تواند دلیل دیگری هم داشته باشد،حرفهای عجیب و غریب و ظاهرا نسنجیده مشایی در مورد دوستی با مردم اسرائیل(با علم به بازتاب شدید رسانه ایی و هزینه ای که در درون نظام می آفریند)حاصل تلاش احمدی نژادی ها برای "تولید و تولد به اصطلاح یک "جناح کبوتر و میانه رو" در درون دولت و توسط همان "محفل یک" است.
البته ظواهر و قرائن تا اینجای کار،نشان می دهد که این تولد به شکلی ناقص الخلقه صورت گرفته و عملا نوزاد مربوطه مرده و معلول و کج و معوج به دنیا آمده است، اگر حرفهای مشایی را در کنار بال و پر دادن به لابی گری ها و سفرهای متنوع و مصاحبه های رنگارنگ هوشنگ امیراحمدی بگذاریم،می توانیم تکه های این پازل را بهتر کنار هم بچینیم...
نکته دیگر این است که به دلایلی، احمدی نژاد قادر نیست که عذر منوچهر متکی را از کابینه بخواهد و او را صرفا تحمل می کند،به همین دلیل به نظر می رسد، ماموریت های خاصی در سیاست خارجی دولت نهم به رحیم مشایی سپرده است...که اگر مشایی مجال پیدا کند، بازهم به شگفت انگیزی های سیاسی اش ادامه خواهد داد.
| حرفهای عجیب و غریب و ظاهرا نسنجیده مشایی در مورد دوستی با مردم اسرائیل(با علم به بازتاب شدید رسانه ایی و هزینه ای که در درون نظام می آفریند)حاصل تلاش احمدی نژادی ها برای "تولید و تولد به اصطلاح یک "جناح کبوتر و میانه رو" در درون دولت و توسط همان "محفل یک" است |
اما بر اساس کدام تحلیل، با چنین هزینه گزافی احمدی نژادی ها تصمیم به تولید یک "جناح کبوتر" در درون خودشان کردند؟
دلیل می تواند این باشد: بعد از گذشت سه سال از عمر دولت نهم و سخنان پرهزینه و رادیکال در نفی هولوکاست و ..که تصویری خشن و خفن از احمدی نژاد در غرب و اروپا ساخته و از سوی دیگر، باعث شد بسیاری از مردم در داخل کشور هم نسبت به سخنرانی های تند احمدی نژاد موضع پیدا کنند و با توجه به نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری.
این جمع بندی در محفل اصلی دولت ایجاد شده است که باید برای" تلطیف چهره دولت نهم و رئیس آن " کارهایی ضربتی و زودبازده انجام داد،ولو به قیمت از دست دادن طیف هایی از هواداران.
حتما در مورد "کلک مرغابی" یا کلک رشتی در استان های شمالی ایران چیزهایی شنیده اید، به نظرم یکی از کارکردهای سخنان عجیب مشایی نوعی صدای مرغابی درآوردن و کلک مرغابی زدن است (جالب این که مشایی هم شمالی است!)
لابد به زعم برخی آقایان، با تشدید تهدید نظامی اسرائیل علیه ایران ، این گونه پالس های و صدای مرغابی درآوردن ها می تواند دشمن را گیج کند و بین" دولت" و "ملت" اسرائیل اختلاف بیاندازد(توجه کنید به تاکید مشایی بر واژه ملت اسرائیل) تا نهایتا اسرائیلی ها را در تصمیم گیری قاطع علیه ایران پیشمان کند و ..ولی جالب اینجاست که ظاهرا اسرائیلی ها اصولا مشایی را جدی نگرفتند و این حرفها نتوانسته است چیزی را تغییر دهد.(+)
هفته های سرنوشت ساز و داغی برای احمدی نژاد و مشایی شروع شده است، باید دید که احمدی نژاد در برابر موج فزاینده و شدید درخواست ها برای اسعتفا یا عذرخواهی مشایی، چه خواهد کرد؟ آیا بازهم چشم پوشی و بی خیال شدن یا اینکه این بار فشارها کار خودش را می کند و باعث خروج مشایی از دولت می شود؟
ماندن مشایی قطعا هزینه ای بسیار زیاد برای احمدی نژاد دارد و به همان میزان رفتن و خروج اش از کابینه هم برای احمدی نژاد تلخ و هزینه آور است، چون یک عقب نشینی و شکست حیثیتی محسوب می شود،می توان گفت یک بازی "باخت-باخت" بر سر کلک مرغابی آقای مشایی برای آقای رئیس جمهور روی میز چیده شده است.
-حالا ببینید کی گفتم ..بالاخره روزی معلوم خواهد شد که این قصه «تامین امنیت شیرین عبادی» به دستور احمدی نژاد هم از جمله طرحات فکری و ابتکارات کبوتربازانه و مهروزانه اسفندیار رحیم مشایی بوده است!
-سخنان مشایی در تضاد با مواضع مسئولان نظام است/ انتظار برخورد جدی رئیس جمهور(+)
-ناراحتی همسر سخنگوی دولت از پدر عروس احمدینژاد...(+)
-درباره آقای رحیم مشایی از زبان محمدصالح مفتاح(+)
-200 نماینده مجلس :مشایی صلاحیت معاونت رئیس جمهوری ایران را ندارد
ولی از همه این حرفها که بگذریم: دم محمود گرم که اینقدر پشت اسفندیار درآمده است! اگه خاتمی بود، نه تنها تسلیم فشارها می شد، بلکه زنش را هم طلاق می داد تا جماعت بی خیالش شوند!




سرو در تمنای ماه، خاک در تمنای آسمان...چه فرقی می کند برای مارمولک مرده در آسفالت خیس؟


واقعیت این است که مقاله اخیر حسین شریعتمداری در مورد "احتمال ردصلاحیت خاتمی" را باید فراتر از ظاهر ساده آن دید، این مقاله در حقیقت جرقه آغازین آماده سازی افکار عمومی و جامعه برای انتخابات آتی ریاست جمهوری با استفاده از الگوی مهندسی انتخابات است.
به درست یا غلط، عده ای شکست احمدی نژاد در انتخابات آتی ریاست جمهوری را رویدادی بسیار تلخ و پرهزینه می دانند که باید "به هرقیمت" از آن جلوگیری کرد.
اما الگوی فرضی پیروزی قطعی احمدی نژاد در دور دوم چه خواهد بود؟

1-چون اصلاح طلبان به اصطلاح همه تخم مرغ هایشان را در "سبد خاتمی" قرار داده اند، این وضعیت یک فرصت طلایی برای طرف مقابل ایجاد می کند که در نهایت گزینه "پذیرش و پرداخت هزینه ردصلاحیت خاتمی" عملی شود و با انتخاب این گزینه، عملا کلیت اصلاح طلبان از تاثیرگذاری در انتخابات ریاست جمهوری کنار گذاشته شوند تا یک مشکل عمده در راه پیروزی احمدی نژاد حل شود، نگاهی به تجربه انتخابات مجلس هشتم و روند نسبتا بی هزینه کاهندگی کمی و کیفی اصلاح طلبان در حاکمیت نیز، این گمانه را تشدید می کند.
| چون اصلاح طلبان به اصطلاح همه تخم مرغ هایشان را در "سبد خاتمی" قرار داده اند، این وضعیت یک فرصت طلایی برای طرف مقابل ایجاد می کند که در نهایت گزینه "پذیرش و پرداخت هزینه ردصلاحیت خاتمی" عملی شود |
اما از سوی دیگر راضی کردن رقبای درون اردوگاه اصولگرا برای "نیامدن" کاری دشواری است که قطعا برای احمدی نژاد بدون "هزینه" نیست و صدالبته که این کاری است که "لاریجانی-باهنر" می توانند برای احمدی نژاد انجام دهند.
نتیجه مهم این بده بستان می تواند این باشد که عملا دولت دوم احمدی نژاد، به یک "دولت ائتلافی غیررسمی" تبدیل شود و نفوذ و سهم علی لاریجانی در دولت دوم احمدی نژاد بسیار افزایش یابد و رویکردی که در مورد معرفی کردان(به عنوان یکی از نیروهای لاریجانی به عنوان وزیر کشور) اتفاق افتاد و نارضایتی حامیان احمدی نژاد را هم برانگیخت، تداوم یابد.
احمدی نژاد با پذیرش این مدل عملا از شعارهای اولیه عدول می کند و وارد نظام حزبی می شود(چیزی که به شدت از آن فرار می کرد) و بخش عمده ای شعارهایش بی معنا خواهد شد و البته طیف وسیعی از حامیان ساده و کسانی که فکر می کردند احمدی نژاد با سیستم قدرت و ثروت نمی سازد، را هم از دست خواهد داد.

از این جهت است که انتخابات آتی ریاست جمهوری یک معذوریت بزرگ اخلاقی برای احمدی نژاد می آفریند:بطور خلاصه می توان گفت در صورت تحقق این مدل، احمدی نژاد قدرت و تداوم ریاست جمهوری را بر مدل آرمانی مورد نظر خودش درحکمرانی و استفاده از نیروهای معتمدش ترجیح داده است.
از طرف دیگر تحقق این مدل(دولت ائتلافی-غیررسمی) و کاهش قدرت احمدی نژاد باعث می شود "طیف وسیع اصولگرایان ناراضی ولی خاموش" از عملکرد دولت نخست احمدی نژاد هم راضی شوند و سیستم "مهار آبرومندانه احمدی نژاد" نیز با محوریت علی لاریجانی صورت بگیرد و همین گزینه، بازهم احتمال قوت گرفتن این گزینه را تشدید می کند.
| انتخابات آتی ریاست جمهوری یک معذوریت بزرگ اخلاقی برای احمدی نژاد می آفریند:بطور خلاصه می توان گفت در صورت تحقق این مدل، احمدی نژاد قدرت و تداوم ریاست جمهوری را بر مدل آرمانی مورد نظر خودش درحکمرانی و استفاده از نیروهای معتمدش ترجیح داده است |
البته نباید فراموش کرد که با همه تدابیر فوق، امکان پیروزی یک ضرب احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری آتی وجود ندارد و احمدی نژاد قادر به کسب بیش از 5-6 میلیون رای در مرحله اول نیست و بازهم در مرحله دوم است که او می تواند پیروز میدان باشد.
با این اوصاف، مدلی که می توان برای انتخابات آتی ریاست جمهوری در نظر گرفت، می تواند چنین مولفه هایی داشته باشد:
به احتمال زیاد و با فرض معادلات بالا، مدل انتخابات ریاست جمهوری دهم به مدل انتخابات ریاست جمهوری در دهه شصت بازخواهد گشت یعنی: یک نامزد اصلی(احمدی نژاد) و نهایتا 3 نامزد فرعی و گمنام که فطعا احتمال رای آوری نداشته باشند، در دهه شصت آقایان عباس شیبانی، عسگراولادی، محمود کاشانی، رجبعلی طاهری این نقش را ایفا می کردند؛ در این صورت است که رای آوردن محمود احمدی نژاد(به عنوان چهره مشهور و رئیس جمهور فعلی) تضمینی و قطعی شود.
احتمالا صحنه انتخابات طوری خواهد بود که امکان "ناطق نوریزه شده احمدی نژاد" ایجاد نشود و نامزدهای دیگر شرایطی داشته باشند که به هیچ وجه "فرار آراء " و "نافرمانی انتخاباتی" که منجر به بروز دوم خرداد شد، صورت نگیرد، حتی اگر پیامد این تدابیر "سردی" فضای انتخابات باشد، به نظر می رسد این هزینه هم پرداخت خواهد شد.
شاید تنها چالش این مدل، نوع رفتار غیرمنتظره مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی در انتخابات، یا ظهور یک نیروی عصیانگر در جریان اصولگرا باشد که ممکن است معادلات موجود را برهم بزند.
دوستان روزنامه اعتماد بخش پایانی مصاحبه مشروحی را که با مهندس محمدرضا باهنر گرفته بودم؛ منتشر نکردند؛ چون به نظرم این بخش آخر مصاحبه هم جالب بود؛ این است که کلا این بخش را می گذارم اینجا اختصاصا برای کلاش!
-آقای باهنر! اگر هم زمان سه خواستگار برای دختر شما باشد ، یکی از حزب جامعه اسلامی مهندسین ، دیگری معلم و آخری روحانی ، شما با کدام یک موافقت می کنید ؟
دخترهای من استدلالی در این باره دارند ، که می گویند بابا هرکس به خواستگاری ما می آید برای خود ما باشد نه به خاطر شما ! البته این حرف کاملاً درست هم هست .
یعنی خواستگارها تا این حد به شما علاقه دارند ؟!
نه . اصلاً لزومی به دوست داشتن من نیست ، ممکن است فرد فقط برای منافع و امتیازاتی که احساس می کند می تواند کسب کند به خواستگاری بیاید . دخترهای من می گویند امتیازات را در خود ما جستجو کنند نه در پدر ما ! البته خانواده ، جایگاه خود را در ازدواج دارد و بسیار هم مهم و تاثیرگذار است .
نگفتید کدام یکی را انتخاب می کنید ؟
هیچ کدام از این ها تعیین کننده و امتیاز علی الاطلاق نیست . مهم فرد ، توانایی ها و استقلال است . البته وابستگی فکری نه ، وابستگی های اقتصادی و خود اتکایی و استقلال مادی و معیشتی و این مهم ترین مسئله است .
تفریح مهندس باهنر چیست ؟
در زمان فراغت ، رفتن به طبیعت با خانواده .
ویلای شخصی ؟
نه . باغچه مختصری در هشتگرد کرج .
آقازاده ها کجا شاغل اند ؟
آقازاده ، منظور دختر و پسر است ؟ بعضی ها لفظ آقازاده را فقط به پسر خطاب می کنند !هیچ کدام از فرزندان من به اشتغال نرسیده اند ولی از نظر درسی در جایگاه مناسبی قرار دارند . دختر بزرگم مهندس صنایع غذایی امیرکبیر خوانده ، ازدواج کرده و دو فرزند دارد و شاغل هم نیست .
قصد ندارد عضو جامعه اسلامی مهندسین شود ؟
نه . در این زمینه فعال نبوده اند؛ دختر دومم کارشناسی عمران علم و صنعت خوانده و در حال حاضر دانشجوی ارشد دانشکده فنی دانشگاه تهران است . سومین دخترم دانشجوی نساجی امیرکبیر است . فرزند چهارمم که پسر است دانشجوی مکانیک دانشگاه تهران . البته من ذکر کنم که نماینده ها سهمیه ای برای دانشگاه دولتی ندارند .
یعنی هیچ کدام علاقه ای به عضویت در جامعه اسلامی مهندسین ندارند ؟
نه . هیچ کدام وارد تشکیلات نشده اند ولی در بین خودشان به اندازه کافی حرف سیاسی می زنند .
یعنی ما در کنار خاندان هاشمی ها و لاریجانی ها ، شاهد خاندان باهنرها نیستیم ؟ خاندانی سیاسی و قدرتمند ؟
نه فکر نمی کنم . حداقل تا این جا که بچه ها علاقه ای به فعالیت سیاسی ندارند و ترجیح می دهند پیگیر درس باشند . البته از ظرفیت ها باید استفاده شود ولی به نظر من غیرطبیعی است که توقع داشته باشیم پسر نایب رئیس مجلس ، از لحاظ ژنتیکی می تواند نایب رئیس باشد . این اشتباه است و ممکن است احساس شود از رانت و لابی و ... استفاده شده است . البته پسر نایب رئیس می تواند دکترا مکانیک دانشگاه شریف داشته باشد یا عضو موفقی در هیات علمی باشد ، محقق نخبه و ...
آقای باهنر ، ساختمان بهارستان در چند قدمی ساختمان مشروطه است . تا به شده وقتی روی صندلی مجلس می نشینید ، حس خاصی از مشروطه داشته باشید ؟ حس نوستالوژیک و تاریخی خاص ؟
بله . مجلس تاریخ پرفراز و نشیبی داشته و سمبل مجلس و نمایندگی مجلس هم شهید مدرس بوده ولی شاید نتوان توقع ظهور شهید مدرس دیگری را در جمهوری اسلامی داشته باشیم .

یعنی ظهور چنین شخصیتی ممکن نیست ؟
نه ! امکان دارد که شهید مدرس هم باشد ولی دیگر کسی نمی تواند کارهای ایشان را انجام دهد .
یعنی نیازی به شهید مدرس نیست ؟
نه ! اشتباه نکنید ، شهید مدرس شخصیتی بسیار بزرگ بود و خیلی های دیگر ... اما بحث این است که شهید مدرس در مقابل رضاخان بود اما رئیس مجلس ما ، در مقابل رئیس جمهور و رهبری و مجموعه نظام است ، در تعامل کامل .
بالاخره منظورتان این است که نیازی نیست کسی مدرس باشد ؟
اصلاً ضرورتی به آن رفتارها نیست . زمانی مقام معظم رهبری مثال جالبی زدند برای نمایندگان ، فرمودند : چهارسال نمایندگی به سرعت می گذرد و تمام می شود ، اما به معنای این که چهارسال وقت کمی است ، نیست و بعد مثال دوران صدارت امیرکبیر را بیان کردند ، که امیرکبیر تمام کارهایی که در تاریخ ثبت شده را در عرض سه سال انجام داد و البته خیلی زود هم دیر می شود . مهم استفاده درست و صحیح از فرصت ها است .
آقای باهنر! باور نکردنی ترین دیدار شما در این اتاق با چه کسی بود ؟
من با خیلی از افراد رابطه دارم که ممکن است بیرون این اتاق یا در همین اتاق با من ملاقاتی داشتند . در این جا آقای مرعشی بودند که از رقبای ما هستند ولی در خدمتشون بودیم و بحث مفصل و طولانی هم با هم داشتیم .
بیرون این مجموعه چه طور ؟ شنیدن اسمی به عنوان ملاقات کننده آقای باهنرکه عجیب باشد ؟
خوب بیشتر رقبای سیاسی هستند که با هم جلسه و نشست و گفتگو داریم و گاهی همدیگر را می بینیم و البته در همین انتخابات اخیر مجلس هم میزگرد مفصلی با آقای محمدرضا خاتمی داشتیم .
ملاقات خصوصی ؟
من هم در جامعه اسلامی مهندسین و هم در مجلس پذیرای ارباب رجوع ها هستم . که برخی از آنها آشنا و برخی هم غریبه هستند . زمانی شخصی وقت ملاقت درخواست کرده بود ، وقتی موافقت شد و آمد ، گفت اسم واقعی اش موسوی نیست و یکی از مفسدان اقتصادی است که اخیراً محکوم شده و زندانی است .
آن زمان ایشان در مرخصی 15روزه بودند و گفتند که دادگاه جریمه ای معادل 20 میلیارد تومان برایش در نظر گرفته بود که البته 7 الی 8 میلیارد تومانش پرداخت شده بود . از من هم می خواستند که قوه قضائیه فرصتی در اختیارش قرار دهد تا آزاد باشد و مابقی جریمه را پرداخت کند ، چون معتقد بود که زندان بودنش نه به نفع دولت است ( جریمه پرداخت نمی شود و پول به خزانه دولت برنمی گردد) و نه به نفع من .
فکر می کنم از مجرمان فرودگاه و گمرک بود ، نزدیک 2 یا 3 سال پیش . من گفتم شرح حالش را بنویسد و نامه ای هم من ضمیمه کردم ولی بعداً پیگیری هم نکردم چه اتفاقی افتاد و ایشان هم به ما مراجعه نکرد .
میلیونها خانواده ایرانی ظهرهای جمعه، مشتری شبکه یک تلویزیون هستند، آنها عادت دارند آخرین ساعات مفید تعطیلی آخر هفته خود را پای پخش فیلم های سینمایی از این شبکه بگذرانند، سنت پخش فیلم های سینمایی از شبکه ایی که خود را "شبکه ملی هر ایرانی" معرفی کرده است، سالهاست که تداوم دارد، اما خانواده های ایرانی برخلاف سالهای نه چندان دور که خاطره ظهرهای جمعه را با فیلم های سینمایی کلاسیک و به یادماندنی(ولو بعضا تکراری!) سپری می کردند، اخیرا شاهد پخش گسترده و مداوم "تله فیلم های ایرانی" در ظهرهای جمعه هستند.
تولید انبوه و پخش گسترده تله فیلم ها ظاهرا یکی از سیاست های مدیریتی عزت الله ضرغامی برای ترویج توانمندی فیلمسازان ایرانی و در اختیار گذاشتن تریبون وسیع صداوسیما در این مسیر، محسوب می شود.

هرچند که نمی توان فی نفسه به این ایده رسانه ایی-مدیریتی ایراد گرفت اما به نظر می رسد با توجه به آمارهای منتشر شده در مورد برنامه های پرمخاطب تلویزیون، نه مخاطبان عام صداوسیما و نه اصحاب نقد و رسانه چندان اقبالی به پدیده "تله فیلم های ظهر جمعه ایی" نشان نداده اند و این پدیده، آنچنان که باید در قاب شیشه ای تلویزیون، جاگیر نشده باشد.
| واقعیت این است که مردم به حق توقع دارند ظهر جمعه شان صرف دیدن مشق شب نوکارگردان ها نشود، مردم دوست دارند ظهر جمعه، با فیلم های جذاب و حرفه ایی، سپری شوند |
اما چند دلیل عمده را می توان در خصوص عدم توفیق نسبی تله فیلم ها برشمرد:
1-به نظر می رسد عمده تله فیلم های پخش شده، از "نوکارگردان ها" است و به بیان دیگر، تله فیلم های پخش شده، مشق شب فیلمسازانی است که این شانس را یافته اند که تمرین های تصویری و سینمایی شان در قاب تلویزیون، خوراک یکی از بهترین و پرمخاطب ترین زمان های پخش سیما شود،بنابراین شاید اولین دلیل پس زدن تله فیلم ها در عدم تعریف صحیح مخاطب نهفته باشد.
واقعیت این است که مردم به حق توقع دارند ظهر جمعه شان صرف دیدن مشق شب نوکارگردان ها نشود، مردم دوست دارند ظهر جمعه، با فیلم های جذاب و حرفه ایی، سپری شوند،از این رو شاید با تغییر زمان پخش تله فیلم ها بخش عمده ای از این مشکل حل شود.
-با نگاهی به ساختار اکثریت تله فیلم های پخش شده، می توان دریافت که به دلیل تهیه و تولید تله فیلم ها در ساختار و چارچوب اداری و خاص "صداوسیما" ، این آثار فاقد رویکرد حرفه ایی اقتصادی لازم در ایجاد جذابیت هستند(رویکردی که تهیه کنندگان سینمایی آن را بکار می گیرند) و به همین دلیل است که تله فیلم های تولید شده معمولا به صورت ارزان و ساده و حتی انبوه با استفاده از کمترین خلاقیت بصری و سینمایی و بازیگران درجه سوم و چهارم تولید می شوند و کمتر به یاد می مانند و زود به فراموشی سپرده می شوند.

3-نکته دیگر این است که از نظر مضمون و محتوا نیز تله فیلم ها تعریف و هویت خاصی ندارند و می توان آنان را "سریال های تک قسمتی" توصیف کرد که در شبکه های مختلف تلویزیونی پخش می شود، قرار است چه حرف جدیدی از این قالب جدید زده شود؟
آیا تله فیلم ها صرفا برای پرکردن آنتن ساخته می شوند؟ صداوسیما در سالهای اخیر، روزنه ای را برای جلب همکاری با فیلمسازان مطرح سینمایی مثل "ابراهیم حاتمی کیا، کیانوش عیاری،فریدون جیرانی و .." برای ساخت سریال های تلویزیونی باز کرده است به اذعان کارشناسان امر تجربه موفقی را به جای گذاشته است، چرا صداوسیما همین تجربه را در زمینه تولید تله فیلم تکرار نمی کند تا شاهد غنای هرچه بیشتر تولید محتوای تصویر در کشور باشیم.
4-یکی از کارکردهای تله فیلم در شبکه های تلویزیونی جهان، ساخت مشترک یک تله فیلم با همکاری چند شبکه تلویزیونی در کشورهای مختلف است که باعث آفرینش اثری با کیفیت بالا می شود، به عنوان مثال شبکه BBC و ZDF ید طولایی در ساخت آثار این چنینی دارند که سابقه افتخارآمیزی برای این شبکه ها محسوب می شود، چرا سازمان صداوسیما به سراغ ساخت تله فیلم هایی با همکاری کشورهای خارجی نمی رود که تجربه و غنای تولیدات ساخت داخل، افزایش پیدا کند؟
دکتر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی هربار که می خواهد برای "مذکرات هسته ای" با 1+5 به خارج برود یا از آن مذاکرات بازگردد، این مسیر رفت و برگشت به فرودگاه و بالعکس را با یک "پراید سفید رنگ" طی می کند، این موضوع کمی عجیب به نظرم آمد ! با فرض اینکه ما کوچکتر از آن هستیم که به دکتر جلیلی گیر بدهیم،قلم به دست می گیریم و چند سئوال را صرفا در مورد این پراید سفید و مهربون مطرح می کنیم:
در خصوص "پراید سفید" دوحالت وجود دارد:
1- اگر پراید سفید رنگ، اتوموبیل شخصی آقای جلیلی است، در این صورت چه ضرورتی دارد که برای عزیمت به ماموریت اداری-رسمی از اتوموبیل شخصی استفاده شود؟ همانطور که استفاده از اتوموبیل دولتی برای کار شخصی توجیهی ندارد،استفاده از اتوموبیل شخصی هم برای کار اداری توجیهی ندارد.
| اگر پراید سفید رنگ، اتوموبیل شخصی آقای جلیلی است، در این صورت چه ضرورتی دارد که برای عزیمت به ماموریت اداری-رسمی از اتوموبیل شخصی استفاده شود؟ |
از سوی دیگر، حضور راننده شخصی برای پراید سفید رنگ در عکسهایی که موجود است،، این گمانه را-شخصی بودن اتوموبیل- ضعیف می کند.
2-احتمال دوم این است که پراید سفید رنگ، یک اتوموبیل دولتی است و برای عزیمت آقای جلیلی به ماموریت های اداری -رسمی از آن استفاده می شود، حالا سئوالی که ایجاد می شود این است که چرا پراید؟... این پراید سفید رنگ چه رازی دارد که دکتر جلیلی ترجیح می دهد همواره برای رفتن به مذاکرت هسته ای از این اتوموبیل استفاده کند؟

دکتر جلیلی که تقریبا مرد شماره دو امنیت کشور-بعد از وزیر اطلاعات- محسوب می شود، چرا از یک پراید (که اتوموبیلی ناامن، ضعیف و تقریبا غیراستاندارد) استفاده می کند؟ اگر قصد و غرض ساده زیستی است چرا از پیکان که اتوموبیلی محکم تر و بهتر از پراید است، استفاده نمی شود( که بالاخره رنگ و بوی ملی و بومی هم دارد) چون استفاده از پراید آنهم توسط مقامی در این سطح و در مقابل چشم رسانه ها، عملا تبلیغ این اتوموبیل ارزان محسوب می شود.
|
وانگهی در شرایطی که مدیران درجه سوم و چهارم کشور هم از اتوموبل "پژو" برای تردد استفاده می کنند(و عرف جامعه هم آن را تجمل و ریخت و پاش نمی داند) چرا دبیر شورای عالی امنیت ملی از پراید استفاده می کند؟ حتی دکتر احمدی نژاد هم که اصرار زیادی بر ساده زیستی دارد و سمبل این مسائل در کشور است، تسلیم شرایط حفاظتی است و از اتوموبیل مخصوص استفاده می کند، پس چگونه است که آقای جلیلی به عنوان دبیر نهادی که مسئول امنیت کل کشور است، این قاعده ساده و مرسوم در امنیت شخصی خویش را رعایت نمی کند؟
- ظاهرا موضوع پراید آقای جلیلی در مجلس هم بازتاب هایی داشته است(+)
- تقدیر مثل یک خبر است، پر از پاراگراف های بیخود و باخود و کسل کننده و ...اما گاهی در مسیر تقدیر به «تیتر» می رسی...! تیتر باید کوتاه باشد و موثر و قاطع!
این مرسدس بنز را که مشاهده می کنید، از سری مرسدس هایی بوده است که متعلق به دربار شاهنشاهی بوده که برای جشن های و تشریفات دربار و ..(به خصوص دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی) استفاده می شده که دربار ، اضافی این بنزها را به مردم فروخت و این مرسدس مهربون گشت و گشت و گشت و در نهایت بعد از به من رسید! و در واقع این بنز سهم من از سلطنت پهلوی محسوب می شود، خدا می دونه که امیر اسدالله علم در همین بنز چقدر و چند بار برای شاهنشاه ، خانم و چیزهای دیگر آورده است!
این اسباب بازی قشنگ و تاریخی را به قیمت دومیلیون تومان و از محل عرق جبین حرفه خبرنگاری خریداری کردم! آبی متالیک مدل ١٩٧٣ EL، هشت سیلندر، انژکتوری، جواب می ده به طرز ماهرانه ای ! (یک بار در اتوبان قم، باهاش ١٣٠ تا رفتم! با دنده ٣!)
حدس بزنید اسم مدلش چیه؟ ماموت! وزن: دو تن!
خیال دارم حسابی به این تانک آلمانی برسم و عروسکش کنم! بنز باز نداریم اینجا؟!
ظاهرا تراژدی شلوارک من و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی(+) دارد به جاهای پیچیده ای می رسد و پرده های مرموزی از تاریخ را می گشاید!
امروز آقای محمد سلامتی، دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به مهر آمده بود؛موقعی که داشت سوار پرشیای مشکی اش می شد که از حیاط خبرگزاری خارج شود، از او در مورد قصه "بازداشتگاه سازمان مجاهدین انقلاب در اوایل انقلاب" و ...سئوال کردم که جوابهای جالبی داد:
محمد سلامتی، دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص ادعای بهزاد نبوی در مورد وجود بازداشتگاه در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که چندی پیش در یک گفتگو مطرح شده بود،اظهار داشت: این مسئله صحت ندارد، ما هیچ وقت در سازمان بازداشتگاه نداشتیم، آقای بهزاد نبوی در این مورد اشتباه کرده و ما در سازمان به وی در این خصوص تذکر دادیم.

دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گفت: آقای بهزاد نبوی، بازداشتگاه کمیته را که نزدیک محل سازمان بود با بازداشتگاه خود سازمان اشتباه گرفته بود.
وی افزود: در اوایل انقلاب، من مسئول هماهنگی های اجرایی در سازمان بودم و مسئولیت بخش های نظامی و اجرایی را برعهده داشتم، ما نیازی به داشتن بازداشتگاه نداشتیم، چون این طور امکانات را در سپاه و کمیته در اختیار داشتیم(لینک خبر در مهر)

نکته جالب امروز این بود که مجید قناد تهیه کننده برنامه فیتله را هم اتفاقی وقتی آمده بود از بیمه خسارت ماشینش را بگیرد، دیدم و در مورد انتقادات حجت الاسلام راستگو از برنامه فیتیله سئوال کردم(+) که قناد جواب جالبی داد: ما چون از طریق تلویزیون خانه میلیونها ایرانی می رویم باید آمادگی پذیرش هرنوع انتقادی را داشته باشیم، این حرفها را از این گوش می گیریم و از آن گوش درمی کنیم و کار خودمان را می کنیم!
مردمی که دور مجید قناد جمع شده بودند واکنش های جالبی داشتند، یکی از آنها شماره منزلش را گرفت که «ساغر» دختر کوچکش با عمو قناد حرف بزند و یکی دیگر هم یک بلوتوث رقص و آواز در خیابان را با اصرار به مجید قناد نشان می داد و هی می گفت: ایرانه ها ! تهران خودمونه!
اگر از یک خانواده معمولی و نسبتا مرفه در تهران بپرسید که ایده ال تان برای زندگی چیست، قطعا جواب خواهند داد: داشتن یک منزل مسکونی در تهران، یک اتوموبیل مدل بالا و البته و صدالبته در انتهای پاسخ این سئوال، خواهید شنید : و ...یک "ویلا در شمال"

اگر محیط زیست شمال ایران "زبان" -یا هرگونه وسیله ارتباطی شبیه به زبان!- می داشت، قطعا هرروز، هزار بار می گفت و گلایه می کرد و حتی گریه می کرد که برآورده شدن این رویای شیرین خانواده ها (ویلای شمال) چقدر سخت و تلخ و زجرآور است!
| هرچند دلایل بسیار متنوع اقتصادی-اجتماعی را می توان برای عطش داشتن ویلا در شمال ذکر کرد، مثل "انباشت سرسام آور سرمایه در تهران، چشم و هم چشمی های سرمایه دارانه و .." .اما این عطش ویلا خواهی و ویلاسازی را می توان به میل به داشتن یک حریم خصوصی برای تفریح و استراحت از سوی عده ای از شهروندان نیز تعبیر کرد |
اگر بدانیم که روند ویلاسازی در شمال چه سرعت شگفت آوری دارد، اگر بدانیم که فقط نزدیک به 4 درصد از خاک ایران جنگلی و سبز و حاصلخیز است، اگر هجوم همه جانبه دلال های قانونی و غیرقانونی مسکن ساز به شمال را بدانیم، به محیط زیست شمال کشور حق می دادید که "هرروز و هزار بار" خون گریه کند و بکار گیری این اصطلاحات را اغراق و بزرگ نمایی های معمول رسانه ها تلقی نمی کردید.
هرچند دلایل بسیار متنوع اقتصادی-اجتماعی را می توان برای عطش داشتن ویلا در شمال ذکر کرد، مثل "انباشت سرسام آور سرمایه در تهران، چشم و هم چشمی های سرمایه دارانه و .." .اما این عطش ویلا خواهی و ویلاسازی را می توان به میل به داشتن یک حریم خصوصی برای تفریح و استراحت از سوی عده ای از شهروندان نیز تعبیر کرد.
هرچند جاده زیبای چالوس بخاطر ازدحام و تراکم ماشین ها، فرصت نفس کشیدن ندارد اما همچنان زیبایی و تازگی خود را حفظ کرده است، قرار بود برای تداوم نفس کشیدن این جاده قدیمی،طرح های ابتکاری انجام شود ولی ظاهرا از طرح دهان پرکن ساماندهی قهوه خانه ها و غذاخوری های حاشیه جاده چالوس، فقط و فقط تخریب "هتل واریان" -یکی از معدود سازه های مهندسی ساز و مدرن منطقه- محقق شد و دهها قهوه خانه و غذاخوری همچنان فاضلاب خودشان را میهمان رودخانه کرج و سد امیرکبیر و البته میلیونها شهروند تهرانی می کنند!
هفت پیچ معروف جاده چالوس که تمام می شود، شیب جاده معکوس می شود، هوای شرجی دریا با خنکی آب و سبزی جنگل و سفیدی مه در هم می آمیزد و فضایی می آفریند روح بخش، چنددقیقه بعد و نرسیده به تله کابین نمک آبرود، تابلوی ورودی جاده کلاردشت چشم را می نوازد، کلاردشتی که بهشت ویلاسازان شده است و یک نقطه تاریک و بحرانی در محیط زیست شمال ایران.

از همان جاده ورودی کلاردشت،شاهکارهای! ویلاسازی به چشم می آید: تپه های کچل شده، درختان که عمدی یا غیرعمدی! خشک شده اند، مراتع ویران، گاو های سرگردان در نخاله های ساختمانی، مسابقه دیوارکشی در تپه ها، بولدوزرهای روشن در حال گود برداری، کامیون های زنجیره ای پر از مصالح و آجر و سیمان و ...کارگرانی که مشغول کارند.
نتیجه عملیات این ارتش هماهنگ، رویش روزانه انوع و اقسام ویلاهای قناس و بدترکیب در طبیعت کلاردشت ، ویلاهایی که به معنای واقعی کلمه، معماری و ساخت آنها "دلبخواهی" است...در کلاردشت، سرمایه داری حاکم نیست، بلکه تورنمنت شخصی سازی طبیعت است که حکفرمایی می کند.
پدیده بسیار جالبی که در کلاردشت می توان مشاهده کرد "دکه های املاکی" است، بدون کوچکترین اغراق، تعداد این دکه های املاکی که کارویژه آنها هم ویلادار کردن خلق الله است، از تعداد سوپرمارکت ها و حتی دکه های سیگار فروشی هم بیشتر است و هر چند متر، یکی از این دکه ها، با یک میز و یک تلفن، زیر یک آلاچیق کوچک یا چهار دیواری گچی، جاخوش کرده اند!
در کلاردشت ظاهرا پول درآوردن بسیار ساده است؛ برخی از محلی های سودجو با تفکیک و دیوار کشی تپه های بی صاحب آن را برای تهرانی ها رزرو می کنند! ویلاها هم سه مدل دارد: ارزان، متوسط و اعیانی!
| سودجویان و دلالان محلی و غیرمحلی ، اسامی تهرانی پسندی هم بر تپه های بی زبان و بی دفاع کلاردشت می گذارند، مثل "شمیران آباد" ... تا با یک شبیه سازی مکانی-ذهنی، مراتع کلاردشت، "شمیران و دروس و نیاوران و اقدسیه و ..." را به یاد مشتری های این ویلاهای بیاورد و آنها سرکیسه را راحت تر شل کنند |
و از آن جالب تر این است که سودجویان و دلالان محلی و غیرمحلی ، اسامی تهرانی پسندی هم بر تپه های بی زبان و بی دفاع کلاردشت می گذارند، مثل "شمیران آباد" ... تا با یک شبیه سازی مکانی-ذهنی، مراتع کلاردشت، "شمیران و دروس و نیاوران و اقدسیه و ..." را به یاد مشتری های این ویلاهای بیاورد و آنها سرکیسه را راحت تر شل کنند.
کته مهمی که این خصوص می توان گفت این است که چرا با وجود حجم قابل توجه سرمایه و انگیزه برای ساخت و ساز در منطقه کلاردشت، به جای "ویلا" مجتمع های مدرن هتل ساخته نمی شود؟
واقعیت این است که آب و هوای کوهستانی کلاردشت طوری است که در سال تقریبا 6 ماه این ویلاها قابل استفاده برای استراحت و اقامت(برای غیر بومی ها) است، در صورتی که اگر در این منطقه، هتل ساخته می شد، در تمام طول سال قابل سکونت و استفاده بود و کارکردهای متنوع تری نیز پیدا می کرد، ضمن اینکه اگر به جای نهضت ویلاسازی، هتل سازی صورت می گرفت، امکان جلب توریست و جهانگرد هم پیدا می شد.
نکته دیگر این است که این حجم گسترده ویلاسازی عملا مراتع طبیعی، دامداری و کشاورزی بومی در منطقه را از بین می برد و این ویلاها عملا تیشه به ریشه هرگونه تولید در منطقه می زنند.
...باید به صدای طبیعت گوش داد قبل از آنکه صبر طبیعت و مهلت ما تمام شود و بلاهایی که بر سر طبیعت می آوریم، دامنگیر خودمان شود! راستی چقدر از صبر کلاردشت و سودطلبی سودجویان ویلاساز باقی مانده است؟ قابل انکار نیست که نفس های کلاردشت، این بهشت زیبا به شماره افتاده است...

روز جمعه با دایی عزیزم رفتیم شمال؛ نهار را در رستورانی در میانه راه لاهیجان به رشت، "کباب ترش"( کباب برگ+ رب انار) خوردیم که جواب داد!
از همان اول که چشمم به عکس سیاه و سفید افتاد؛ حدس زدم که باید صاحب فعلی رستوران باشد، دایی جان که متوجه کنجکاوی من شد، موقع خروج از رستوران شخصا رفت به آشپرخانه رستوران و این بنده خدا را آورد که زیرعکس قدیمی تا من از او عکس بگیرم، این آقا هرچه قدر به دایی گفت مشتری ها نگاه می کنن و عذر آورد برای عکس نگرفتن و ... دایی ول کن نبود! عکس این شد که می بینید؛ گذر عمر...بهترین توصیف برای این عکسه!
راستی کسی می دونه «سبیل» از کی بین ایرانی ها مد شد؟ یادگار دوره قاجاره آیا؟ نظر شما چیه؟ چرا اکثر مردهای ایرانی ترجیح می دن سبیل بذارن؟تاریخچه فرهنگی و اجتماعی این پدیده چیه؟

کلاشینکفی که مزقون شد! (این عکس را آقای تیموری برایم فرستاده)
-می ترسم بازنشستگی کلاشینکف دیجیتال این بشه که "گیره کاغذ" آقای جوانفکر و اینا بشیم!
-فکر کنم اون میوه بهشتی که باعث استاد شدن حضرت ادم و حوا شد، "انبه" بوده باشه، چند وقتی است که توی کف این میوه مهربون هستم، واقعا هیچ لذتی بالاتر از خریدن یک انبه در یک بعدازظهر تابستانی و خوردنش به روش عربی!(یعنی خوردن انبه مثل زردآلو) در خیابان نیست!
-این MBC فارسی جواب می ده ناجور!

این فضاسازی رسانهای-خبری کافی بود تا برخی خوش خیالیها در مورد مذاکره مستقیم ایران و آمریکا و آنچه که عقب نشینی آمریکا و ...به محک گذاشته شود.
اما واقعیت این است که موضوع "ایران" به صورت یک شاقول برای انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا درآمده است و هرچه زمان می گذرد، وزن و تاثیر این شاقول در سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز افزایش می یابد، بر همین اساس نیز می توان تحلیل کرد که موضوع هسته ای نیز شاقول مهم در انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران خواهد بود.
| اما در ایران نیز، تداوم وضعیت فعلی در مورد برنامه هسته ای می تواند این پیامد را بر انتخابات آتی ریاست جمهوری داشته باشد که احتمال تغییر دولت فعلی ( موضع رادیکال در قبال غرب ) کمتر شود و اصطلاحا "زین اسب در موقع رزم عوض نشود |
با رصد تحولات انتخاباتی آمریکا می توان به وضوح دریافت که مواضع دموکرات ها و نامزد آنان باراک اوباما در قبال ایران تحت تاثیر شرایط موجود، مرتبا در حال رادیکالتر شدن است، نقطه عطف این ماراتن تندگویی علیه ایران هم سخنان بی سابقه اومابا در آیپک(لابی صهیونیستی آمریکا) بود.
اگر دو سال قبل، موضع دموکرات ها در قبال ایران زمانی "مذاکره مستقیم و بدون شرط" برای یافتن راهی مسالمت آمیز با ایران بود اینک این موضع به "اعمال دیپلماسی سخت و تحریم های شدید+ گفتگو با رئیس جمهوری غیر از احمدی نژاد" رسیده است.
باید توجه کرد که تداوم این وضعیت پیامدی مهم دارد، اگر منحنی رادیکالیزه شدن مواضع آمریکا همچنان ادامه یابد و موضوع ایران به عنوان یک "پرونده بحرانی و ویژه" برای امنیت ملی آمریکا دربیاید، طبیعی است که بخش عمده ای از رای دهندگان آمریکایی ترجیح خواهند داد حل این موضوع را به فردی پرسابقه و باتجربه و دارای سوابق نظامی مثل "مک کین" بسپارند تا فردی مثل "اوباما"، چون خشونت و سیاست مشت آهنین، سهم و میراث همیشگی جمهوری خواهان از سیاست کلی ایالات متحده آمریکا است.
از این رو است که دموکراتها در حقیقت به مرور و با رادیکالتر کردن مواضع خود، خود را در برابر جمهوریخواهان و افکار عمومی خلع سلاح میکنند.
از سوی دیگر، تیم جرج بوش در کاخ سفید نیز بی میل نیست که راهکارهای تبلیغی دموکراتها در قبال ایران ( از جمله مذاکره مستقیم با ایران) را در تداوم سیاست های فعلی خود بیازماید، تا عملا اردوگاه دموکراتها با رنگ باختن راهکارهایی چون مذاکره با ایران، دچار تشویش و بلاتکلیفی شود.
نگاهی به تجربیات گذشته تجربه مذاکره ایران و آمریکا در سالهای اخیر نیز می تواند قابل توجه باشد. مذاکرات ایران و آمریکا در موضوع عراق بعد از 4 دور مذاکرات نهایتا سرانجامی نیافت و با تداوم گفتمان اتهام افکنی آمریکا علیه ایران و استفاده یکطرفه و نخوت آمیز آمریکایی ها از مواهب گفتگو و سیاست نه چندان کارآمد ایران، این مذاکرات عقیم و ابتر ماند،این بار هم نوبت راهکار مذاکره مستقیم ایران و آمریکا در موضوع هسته ای بود که امتحان خود را پس دهد، امتحانی که ساعتی بعد از پایان مذاکرات ژنو نتیجه خود را نشان داد.
اما در ایران نیز، تداوم وضعیت فعلی در مورد برنامه هسته ای می تواند این پیامد را بر انتخابات آتی ریاست جمهوری داشته باشد که احتمال تغییر دولت فعلی ( موضع رادیکال در قبال غرب ) کمتر شود و اصطلاحا "زین اسب در موقع رزم عوض نشود."
- میخانه ای که مسجد شد؛ حکایت مسجد سراج الملک
- سندرم دان...تلخی اضافه داشتن!
- شریف درمانی...
- ناکام خوشمزهای که صدای طرب می آفریند!
- حکایت ارژنگ و پتو کوچولو...!
- تمرین دموکراسی و مناظره در مدرسه جمهوری اسلامی در برلین!
- شاهی که با لالایی خوابش می برد!
- ارتفاع پستِ جدایی نادر از سیمین...
- کمونیسم ماه گرفتگی تاریخ بود...!
- فورهندهای آغاسی بوی پاسگاه نعمتآباد میدهد!
- آدم فروشی...زیر باران!
- تق تق کلاش و داغ شدن استخوان....
- زنگ تفریح که می شد، محمود بچه ها را جمع می کرد...!
- حسن کامران چرا؟
- نورهای اضافه و خطر چراغ شدن تاریکی
- یک لحظه به شکسپیر هم شک کردم !
- فاتح فروتن ویترین کتابفروشی ها ....
- صدام بود و سلاح...توتم اش!
- مسعود فراستی و نظام سرمایه داری
- ما هم خدایی داریم...
- انگار مهم ترین کار دنیا را می کرد...
- همین لحظههای معمولی ولی مهم ...
- ژانر رفاه و وقاحت؛ وقیح ترین ها را انتخاب کن!
- ما ایرونی های حیوان مهمان نواز...!
- بینندگان عزیز و شور و حال مراسم حج!
- یک چیز محرمانه-مادرانه
- خوب که نگاه کنی ...
- یه حبه قند؛ خیلی رقیق ...خیلی محتاط!
- فرجام سئوالات بی جواب موتلفه...می دونی؟!
- احمدی نژاد مشایی می شود/تغییر استراتژی در برابر فشارها
- یادداشت های یک "طلبه بی سواد"
- همه ما یک نیمه پنهان فیلمنامه نویس داریم!
- تاریخ معاصر ایران در آرشیو ملی بریتانیا
- یادداشت های یک معلم سرباز جنوبی
- شماها، نشریه وبلاگ نویسان ایرونی!
- شکم پرست های جهان متحد شوید
- عکاس خبری:سیدمحسن سجادی
- مجموعه طنزهای متعهد و متاهل!
- موزه دیجیتالی جنگ جهانی دوم
- عکسهای ناب از تاريخ معاصر
- یک وبلاگ سینمایی خواندنی
- روحانی نژاد واحد مرکزی خبر
- عکاس خبری: رئوف محسنی
- روح آبی محمدصادق زمانی
- یادداشت های یک دبیر خبر
- يادداشت های يک حقوقدان
- جستجوگری در مسیر شدن
- یادداشت های یک خبرنگار
- دانلود سرودهای انقلابی
- نوشته های داوود مراديان
- ميرزا قلی خان راپورتچی
- علی میرطار از کالیفرنیا
- نوشته هايی برای هيچ
- نوشته های بی خواننده
- عکسهای مهدی ملکی
- ممل آمریکایی تحت وب
- آموزش روزنامه نگاری
- مهندس مهدی بازرگان
- محمدرضا منتظرالقائم
- وبلاگهای به روز شده
- برداشت های روزانه
- بحر هادی سلیمانی
- دیالوگ های ماندگار
- تیمسار سلطنت پور
- حسن روزی طلب
- عکسهای قجربوی
- خط قرمزی از کانادا
- ترجمه مطبوعاتی
- بزرگمهر حسین پور
- خاموشي يك آرش
- اسماعيل آقا آزادی
- بر ساحل سلامت
- آقای سيستانی
- مسعود دهنمکی
- مسعود بحرينی
- شاپور(باقر) نصیر
- حکایت قلم و دل
- بریده روزنامه ها
- عباسحسيننژاد!
- تاملات یک سایه
- حاجی واشتنگتن
- ديده بان اينترنت
- شریعت عقلانی
- دكتر مهرآفرين
- حلقه نقد فیلم
- پابرهنه بر خط
- منتقد ارتباطات
- تحليل اخبار روز
- خاطرات واقعی
- ژانر شناسی!
- کرگدن دات کام
- سجاد روسی
- مجید عزیزی
- حيدر رضايی
- بهمن وخشور
- کاخ سعد آباد
- محمد فیاضی
- جهان چهارم
- مجله علمی
- آقای قرائتی
- حاجی مسکو
- قلم سفید
- حسین مگه
- پرانتز بسته
- رادیو گلچین
- اميد طحان
- دهه شصت
- چهل حديث
- تقی دژاکام
- علوم غريبه
- فریاد سبز
- با افلاکیان
- رهيافتگان
- دویچه وله
- پاکنويس
- نگاه نو
- آهستان
- ستاريان
- پارسینه
- واژگون
- هرمس
- مفلحون
- کهف
- پوتین
- متتی
- سرتق
- بوقی
- بدر
- دایره
- اتوپيا
- مهجاد
- بزمانه
- حامی
- مجادله
- جمهور
- ایمایان
- پرانتز باز
- تورجان
- ملکوت
- منبرنت
- با اینترنت
- کارت قرمز
- رضا کاوند
- دانشطلب
- صحیفه نور
- يک پزشک!
- الف مهربون
- خمينيسم
- کاخ نياوران
- فوائد سیگار
- مکتب خونه
- بابک برزویه
- حزب الله نو
- زندگیه زيبا
- چند نفر طلبه
- روشنای کاريز
- اروند طلایی
- سلام سعید
- کاخ گلستان
- آقای انصاریان
- دولت عشق
- حاصل اوقات
- سبک ایرانی
- صالحين شيعه
- روضه مکشوف
- حجره دات نت
- سیاست نویس
- تاکسی نوشت
- مفتاح مهربونی
- پیدا کردن قبر!
- حاجی بوترابی
- حميد داوود آبادی
- لحظه های درنگ
- سلسله قاجاریه
- توکای نامقدس!
- سفیدک ارزشی
- دنیای اسرارآمیز
- طربکده ای غریب
- امیر اسماعیلی
- میثم زمان آبادی
- جالبی جات العربی
- هوشنگ گلمکانی
- آقای مصباح یزدی
- نقدهای سینمایی
- سیبستان ملکوت
- آقای جوادی آملی
- شهد شیرین شکر
- تخريبچی فرهنگی
- ترانه های فرانسوی
- عکاسی از بچه ها!
- يک مشارکتی خوب!
- بازی شادی تماشا!
- پايگاه شهدای رودسر
- حاميان محسن رضايی
- تاریخ و ادبیات آلمانی
- هاشم حکمه از شیراز
- محمد مهدی اسلامی
- از بروبچ نيويورک سيتی!
- احمد مطلایی اصفهانی
- شمرشناسی پيشرفته
- سیدعباس سیدمحمدی
- هه وال از دیار کردستان
- حرفهای یک سهامدار جزء
- کاریکاتوریست درک نشده
- جنگ سبز رسول عاصمی
- يادداشت های يک فيلمساز
- نوشته های جواد حسينی
- حدیث نفس یک احمد کارگر
- روزنامه نگاری از تبار قاجار!
- نوشته های حامد صالح آبادی
- یادداشت های میثم رشیدی
- کاغذهای اميرمهدی حکيمی
- یادداشت های هادی کحال زاده
- داستانوارههای محسن حاتمی
- علی صفايی حائری (عين- صاد)
- «کيهان بچه ها» تحت پرشين بلاگ
- نقدهای رضا بهرامی نژاد به فرهنگ
- فيلمهای بسيار جالب از تاريخ معاصر
- بوی کاغذ، طعم تایپ، ارژنگی ارزشی
- درباره پایتخت از نگاه یک خبرنگار شهری
- بی گاههای یک فروند محمد منصوری بروجنی
- اکبر هاشمی رفسنجانی!
- فریادنامه
- نقد ادبی
- صدای کودکی من
- اژدر و ارژنگ وخشور
- فردای نو
- خاطرات یک پزشک زندان
- حاج مرتضی درخشان
- ماهی گیری و دیگر هیچ!
- اخبار فناوری اطلاعات
- شبکه اجتماعی بهشت من
- باشگاه مدیران و متخصصان

