...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧

هاشمی رفسنجانی

دیدن بعضی آدمها فی نفسه و در لحظه! مثل دیدار از گران ترین و دیدنی ترین جاهای موزه لوور یا یکی از عجایب هفتگانه دنیا می مونه...مدتهاست که دیگه هاشمی رو با نگاه خطی و سیاسی نگاه نمی کنم.. واقعیت اینه که وقتی به چهره هاشمی رفسنجانی نگاه می کنم، دیدن تک تک چین و چروک ها و خطوط صورتش منو یاد لحظه لحظه تاریخ معاصر و انقلاب  می اندازه...یک چروک برای زندان کمیته مشترک، یک چروک برای شورای انقلاب، چند تا چروک برای جنگ و بنی صدر و ...خاطرات و چروک هایی به وسعت 50 سال، نمی دونم این حس رو می تونم به شما منتقل کنم یا نه... امروز بازهم موفق شدم از هاشمی مصاحبه اختصاصی بگیرم برای بار ششم! هرچند کوتاه ..ولی خاطره انگیز!: اظهار نظر هاشمی رفسنجانی در باره وام 100میلیونی به نمایندگان(+)

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧

بعضی وفتها که دلم می گیره، می رم شلوغ ترین جاهای میدان انقلاب می شینم و برای خودم یک پیراشکی یا سوسیس بندری میخرم و می شینم روی موتور و ملت رو تماشا می کنم! دیدن صحنه های شلوغ و پرازدحام مثل خوابیدن برایم یک حالت تسکین دهنده داره!

دیروز هم که به همین کار مشغول بودم، یهو یه چهره آشنا رو دیدم! به قول بچه ها ببین کی اینجاس! دیدم که چریک پیر، تروتسکیست سابق،وزیر مشاور و صنایع سنگین میرحسین موسوی یعنی بهزاد نبوی  داره از میدون انقلاب رد می شه که یهو حس پاپاراتزی ام گل کرد و با دوربین روشن از طرز راه رفتن عمو بهزاد فیلم گرفتم که تقدیم اش می کنم به بروبچز که بروند Body language مهندس رو دربیارن!

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٧

هاشمی رفسنجانی

 رقت هفتاد ساله کهولت،  طعم سی ساله قدرت...

هاشمی رفسنجانی، اکبر!

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧

پسری با ابروهای قیطانی!

پسری با ابروهای قیطانی! چهاردهم مهر 87

قیطانی دات بیز

چه کسی پاسخگوست؟!

قیطانی دات بیز

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٧

عکس محمود کلاری

این عکس،‌عکس محمود کلاری است...! شاید همین تیتر کافی باشد!

برای درک بهتر فضای عکس باید به حواشی تاریخی و زمانی آن توجه کنیم: این عکس متعلق به لحظاتی است که عکاسان روزنامه ها و خبرگزاری های معدود آن روزگار، در یکی از دفعات معدود،  اجازه یافته بودند در زمانی  تقریبا بین  یک تا دو دقیقه در اقامتگاه مخصوص امام خمینی حاضر شوند و با دوربین های آنالوگ از شخصیت اول کشور عکس بگیرند...‌

 محدودیت تکنیکی، تنگی وقت، استرس، شرایط خاص امنیتی و البته جو عاطفی-احساسی-کاریزماتیک قطعا زمینه ملموس واقعی این لحظات برای عکاسان بوده است که این آشفتگی به خوبی درک می شود، آنطور که می بینید همه عکاسان در این "ثانیه های طلایی و غیرقابل بازگشت" ،با شتاب و استرس ‌به امام خمینی نزدیک می شوند  و  فقط به گرفتن "عکس پرتره " از امام خمینی مشغول هستند، نکته جالبی که نشان می دهد عکاسان فقط مشغول عکس پرتره هستند این است که هیچ اعتراضی به آن دو روحانی که بالای سرامام خمینی ایستاده اند نمی کنند...

اما ...فقط یک عکاس،‌یعنی محمود کلاری است که بر همه این "اتمسفر" غالب شده و به جای صرف این ثانیه های طلایی برای گرفتن عکس پرتره، با سوژه یابی متفاوت ، انتخاب موقعیتی جدا و کادربندی متفاوت،‌قابی متفاوت آفریده و ثبت کرده است.

توجه کنید به تعجب و شگفتی یکی از عکاسان که به کلاری نگاه می کند!

‌ محمود کلاری عکسی گرفته که قطعا بیش از همه آن پرتره های معمول،‌ماندگار خواهد شد و بی جهت هم نیست که کلاری از معدود فیلمبرداران داری نگاه مولف سینمای ایران است که وارد ساحت کارگردانی هم شده است...

پوستر مربوط به نمایشگاه همین عکس(+)

-چقدر دیدن نبوغ آدمها لذت بخش است!

-چون خیلی ها می پرسند می گویم که این لینک های بالای کلاش مربوط است به سایت : WWW.Safirlink.com که دوستان می توانند با مراجعه مستقیم به آنجا،‌حالش را ببرند.

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸٧

"دعوت" روایت زنان در موقعیت‌های مختلف است که هر یک با پدیده کودک ناخواسته مواجه می‌شوند و برای حل مشکل به سقط جنین روی می‌آورند، ‌حاتمی‌کیا تلاش کرده مسئولیت پدر و مادر شدن را به جامعه گوشزد و بچه‌دار شدن را دعوتی بداند که کودکان بیگناه با آن مواجه می‌شوند و پدر و مادر حق ندارند نشانه مسلم خدا را پس بزنند یا پس بدهند.

نکته قابل توجه "دعوت" آن است که اولین فیلم حاتمی‌کیا است که مستقیم یا حتی غیر مستقیم به مفاهیم ایدئولو‍ژیکی چون جنگ و انقلاب و... ربط ندارد و در تولید آن ستاره‌هایی چون محمدرضا شریفی‌نیا، مهناز افشار، محمدرضا فروتن و... دعوت شده‌اند. این مولفه‌ها دیدن "دعوت" را با حساسیت و اشتیاق بیشتری برای مخاطبان مواجه می‌کند.

مهناز افشار،‌لیلا حاتمی

آمارهای خطرناک و رو به تزاید سقط جنین در محافل رسمی و غیر رسمی لابد بهترین دلیل بوده تا کهنه‌کارگردان جنگ به فکر ساختن فیلمی با موضوع سلب حق حیات از نوزادان ناخواسته بیفتد. این تغییر جسورانه ساحت فیلمسازی با توجه به شرایط زمان در جای خود می‌تواند نقطه‌ای مثبت در کارنامه حاتمی‌کیا ثبت شود.

حاتمی‌کیا تقریبا در انواع روایت از جنگ به اشباع رسیده بود؛ از آغازی مثل "هویت"، "‌دیده‌بان" و "مهاجر" تا "آژانس شیشه‌ای" و "موج مرده" و "به نام پدر". جالب اینکه او قبل از هر منتقدی موقعیت اشباع‌شده خود را شناخت و پای به مرحله‌ای جدید از فیلمسازی گذاشت، ‌جسارتی که هر کارگردانی ‌به آن نزدیک نمی‌شود

باید توجه داشت که حاتمی‌کیا تقریبا در انواع روایت از جنگ به اشباع رسیده بود؛ از آغازی مثل "هویت"، "‌دیده‌بان" و "مهاجر" تا "آژانس شیشه‌ای" و "موج مرده" و "به نام پدر". جالب اینکه او قبل از هر منتقدی موقعیت اشباع‌شده خود را شناخت و پای به مرحله‌ای جدید از فیلمسازی گذاشت، ‌جسارتی که هر کارگردانی ‌به آن نزدیک نمی‌شود.

در "آ‍ژانس شیشه‌ای" حاتمی‌کیا پیچیده‌ترین، ‌کاملترین و جذابترین نوع روایت را از جنگ به نمایش گذاشت و نوعی دموکراسی داستانی ظریف برای شخصیت‌های متضاد فیلم آفرید که جذابیت اثر را چند برابر می‌کرد، اما به نظر می‌رسد در "دعوت" با وجود تلاش حاتمی‌کیا برای ایجاد نوعی تنوع و تکثر و ایجاز،‌ روایت پیچیده و جذاب ساخته نمی‌شود.

ابراهیم حاتمی کیا

"دعوت" برای حاتمی‌کیا مثل پا گذاشتن به یک میدان مین و شروع تمرین فیلمسازی در ساحتی جدید است. اما یک آغاز محتاطانه و محافظه‌کارانه برای ورود به سینمای اجتماعی. البته حاتمی‌کیا در این نخستین گام با استفاده از ساختار اپیزودیک با یثربی کار کرده و ترجیح داده با راهنمایی او پا به این میدان جدید بگذارد و به نظر می‌رسد باید "دعوت" را از این منظر دوگانه تفسیر کرد.

مهمترین مشکل "دعوت" ‌تعلیق است: فیلم معلق است بین نگاه زنانه فیلمنامه‌نویس و نگاه دینی کارگردان. یثربی بیشتر به دغدغه زنانه موضوع سقط جنین پرداخته و حاتمی‌کیا هم بیشتر در پی ترویج نگاهی ماورایی / دینی به موضوع حق حیات نوزاد بوده، اما‌ این دو نگاه با هم چفت نشده 

مهمترین مشکل "دعوت" ‌تعلیق است: فیلم معلق است بین نگاه زنانه فیلمنامه‌نویس و نگاه دینی کارگردان. یثربی بیشتر به دغدغه زنانه موضوع سقط جنین پرداخته و حاتمی‌کیا هم بیشتر در پی ترویج نگاهی ماورایی / دینی به موضوع حق حیات نوزاد بوده، اما‌ این دو نگاه با هم چفت نشده و حتی می‌توان گفت یکدیگر را تا حدود زیادی خنثی کرده است.

 

این دوگانگی طبعا بر کارگردانی فیلم اثر گذاشته و حاتمی‌کیا را تا حدود زیادی از یک معماری هماهنگ و هنری بازداشته است. (بازی ضعیف فروتن را می‌توان مصداق آن دانست). مجموعه این عوامل باعث شده با وجود نام بزرگ حاتمی‌کیا و ستاره‌های فراوان، "‌دعوت" اثری درخشان نباشد و‌ دیالوگ‌های جسورانه و حاتمی‌کیایی هم نتوانسته ضعف‌های فیلم را پنهان کند.

واقعیت این است که حاتمی‌کیا هنوز در بیان موجز روایت به تبحر نرسیده و از سوی دیگر ناکافی ماندن جذابیت‌های نمایشی در "دعوت" و ترسیم ناقص نقطه اوج در داستان‌ها، ‌نقصی دیگر است که در ساختار فیلم دیده می‌شود.

-لینک مطلب در مهر(+)

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٦ مهر ۱۳۸٧

درست در لحظاتی که محمود احمدی نژاد از سفر نیوریورک، پا به تهران گذاشت و می خواست از نتایج سفر درخشان خود به نیویورک بگوید، نمایندگان ائتلاف 1+5 اعلام کردند که در مورد پیش نویس قطعنامه چهارم شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران به توافق رسیده اند و این پیش نویس در روزهای آتی به رای گذاشته می شود،‌این همزمانی حتما اتفاقی نیست...!

فرانک اشتاین مایر، وزیر خارجه آلمان هم جمله جالبی را در خصوص لزوم صدور هرچه سریع تر قطعنامه جدید علیه ایران گفت: تاخیر در صدور قطعنامه باعث می شد که "دولت ایران" خیلی خوشحال شود!(+)

صدور قطعنامه چهارم، چیز چندان عجیب و غیرقابل انتظاری نبود، اما از روی برخی جزییات می توان به نکات ظریفی هم پی برد، برای درک بهتر چرایی صدور و کیفیت خاص قطعنامه چهارم شورای امنیت سازمان ملل علیه برنامه هسته ای ایران باید نگاهی دوباره به شرایط سیاسی داخل و خارج ایران انداخت:

در شرایط فعلی و بعد از گذشت سه و سال نیم از دولت احمدی نژاد و ریزش های دائمی دولت و بروز مخالفت های گسترده در درون نظام علیه دولت نم و ترمیم ها و استعفاهای بی سابقه و...این مسئله کم کم برای همه(داخلی ها و خارجی ها) مسجل و اثبات می شود که "احمدی نژاد تنهاست و به مرور تنهاتر" هم می شود.

ظاهرا غرب هم به سمت سیاست انتظار و "تفکیک بین حاکمیت و احمدی نژاد" پیش می رود، نتیجه و میوه و نماد این سیاست بطور دقیق، هدف گیری موقعیت شخص احمدی نژاد در انتخابات آتی با ابزارها و سیاست های بین المللی چون قطعنامه های شورای امنیت و تحریمها و.. است

از طرف دیگر با عبور از نیمه دوم سال 87 و به صدادرآمدن زنگ انتخابات در جامعه، رقبای سیاسی داخل نظام احمدی نژاد کار خودشان را برای انتخابات با شدت و هیجان و خیلی زودتر از معمول شروع کرده اند( حسن روحانی-کروبی و ...) و تلاش می کنند که تفکر خاص دولت نهم را به بایگانی بسپارند و برخلاف  تئوری" دولت اسلامی" که دولت نهم را آینده محتوم نظام جمهوری اسلامی و" ریل آتی حرکت لوکوموتیو انقلاب" جلوه می دهد، راهی برای عبور یا بازگشت از احمدی نژاد به جامعه (در چارچوب نظام) معرفی کنند.

اما به موازات این تحرکات داخلی، ظاهرا غرب هم به سمت سیاست انتظار و "تفکیک بین حاکمیت و احمدی نژاد" پیش می رود، (البته چاره از هم جز این بکار گیری این سیاست ندارد) نتیجه و میوه و نماد این سیاست بطور دقیق، هدف گیری موقعیت شخص احمدی نژاد در انتخابات آتی با ابزارها و سیاست های بین المللی چون قطعنامه های شورای امنیت و تحریمها و.. است.

 به قول ظریفی قطعنامه شورای امنیت مثل "نمره صفر در انضباط" است.

جالب است که بخاطر شرایط خاص اقتصادی-سیاسی و ژئوپلتیکی فعلی ایران و پرهزینه بودن گزینه حمله نظامی و تغییر رژیم و .. البته وجود صداهای مخالف دولت نهم که روز به روز بلندتر می شوند باعث شده است که غرب با وجود همه اختلافات و مشکلاتی که با ایران دارد، در مورد "نظام و رژیم حاکم بر ایران"  به یک موضع یکپارچه منفی نرسد(مثل موضعی که مثلا در قبال کره شمالی یا عراق دوره صدام داشت یا دارد) و همین موضوع به ضرر احمدی نژاد و به نفع نظام شده است. 

داوود احمدی نژاد

پیامد دوم شرایط فوق (به خصوص برای طرفهای خارجی) می تواند رسیدن به این تحلیل باشد که در رابطه با مسئله هسته ای در داخل ایران، از احمدی نژاد رادیکال تر و سرسخت تر وجود ندارد و  اگر این "نماد" سرسختی و رادیکالیسم(یعنی احمدی نژاد) زمین بخورد و در مشکلات اقتصادی و سیاسی غرق شود،ایران لابد در موضوع هسته ای، کوتاه خواهد آمد...و همین انگیزه بیشتر فشار آوردن مضاعف بر "احمدی نژاد" خواهد شد.

شرایط داخلی دولت انصافا اسفناک و چشم انداز مثبتی در آن دیده نمی شود، محمود  در دونکرک اقتصاد گیر افتاده(+) و چشم انداز اقتصاد آنهم در سال منتهی به انتخابات، روز به روز بدتر می شود...و به قول معروف جاده و اسب مهیاست که محمود زمین بخورد! (البته نکته جالب انگیز قصه این است که همه این دلایل ناامیدکننده، باعث نمی شود که احمدی نژاد در دور دوم هم رئیس جمهور نشود!) 

نکته جدیدی که در این سفر نیویورک می توان فهمید تمهیدات غرب در سفر اخیر بود؛ از جمله تغییر سیاست در اعطای ویزا به همراهان و ..که  تاحدودی امکان مانور رسانه ای را از محمود گرفت، یعنی نوعی تمرین برای مهار احمدی نژاد

اما نکته جدیدی که در این سفر نیویورک می توان فهمید تمهیدات غرب در سفر اخیر بود؛ از جمله تغییر سیاست در اعطای ویزا به همراهان و ..که  تاحدودی امکان مانور رسانه ای را از محمود گرفت، یعنی نوعی تمرین برای مهار احمدی نژاد که با این فرض بالا که مطرح کردیم، هم خوانی دارد، در سفر اخیر نیویورک آن غافلگیری سابق در سفرهای نیویورک رخ نداد و از دانشگاه کلمبیا و دیدارهای پرسروصدا و ...خبری نبود و همانطور که گفتیم تا احمدی نژاد پایش را به فرودگاه گذاشت خبر تصویب پیش نویس قطعنامه چهارم منتشر شد تا محمود عملا نتواند هیچ تبلیغاتی در مورد نتایج درخشان سفرشبه نیویورک داشته باشد.

به نظرم دو قطبی آتی یا به قول چپ های "تضاد آینده" جامعه ما شاید همین موضوع باشد، در شرایط آتی در برابر دیدگاه " تلاش برای انفکاک احمدی نژاد از حاکمیت" قطعا دیدگاه " حمایت شدیدتر حاکمیت از احمدی نژاد" می تواند تعریف و عملیاتی شود که قطعا یک انتخاب استراتژیک و کلان در نظام جمهوری اسلامی خواهد بود و نشان خواهد داد که آیا واقعا "دولت نهم" ریل محتوم لوکوموتیو انقلاب و نظام است یا خیر؟ 

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸٧

عمو علی آقایی که از دیشب دیگر نیست...

همیشه از اینکه عکس خانوادگی بگیرم بدم می اومده، اول بخاطر لوس بودن این کار و دوم چون "یادگاری های تلخی " درست می شه که آدم نه دلش می یاد نگاهشون کنه و نه پاکشون کنه...این دو عکس رو چندسال قبل در یک میهمانی خانوادگی گرفتم؛عمو علی دیشب( شب قدر) رفت و برادرش(عکس پایینی) هم پارسال....عجب حکایتی است این مرگ!

حالا ما که متهم به زن ستیزی هستیم، پس بذارید اینو بگم که نمی دونم چه حکمتی است که خدا هرچی زیبایی داده به زنها توی جوانی ازشون موقع پیری می گیره ولی پیرمردها کلا خوش تیپ تر هم می شوند! اینجوری نیست به نظرتون آیا ؟!

عمو آقا رضا که پارسال رفت ...

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸٧

به قول معروف؛ یاد امام و شهدا دل رو می بره کربلا! امروز داشتم آرشیوم را مرور می کردم چشمم به این مطلب قدیمی افتاد که در ویژه نامه مرحوم تهران امروز منتشر شده بود، به مناسبت آخرین سفر دکتر به نیویورک گفتم شاید بد نباشه بذارمش اینجا.

احداث دوربرگردان در خیابانهای شلوغ تهران، ابتکاری بود که در دوران شهرداری دکتر احمدی نژاد به عنوان یک راهکار برای کاهش ترافیک در شهر بکار بسته می شد، دوربرگردان در حوزه حمل و نقل شهری، نوعی پاسخ آسان یا آسان سازی یک صورت مسئله دشوار و پیچیده( ترافیک) بود، بعد از گذشت سه سال از عمر دولت نهم، به نظر می رسد دکتر احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری هم علاقه دارد از همین روش "دور برگردانی" برای تمشیت امور استفاده کند، البته دوربرگردان های احمدی نژاد در دوره ریاست جمهوری بر خلاف دوره شهرداری از جنس گاردریل و سیمان و آسفالت نبود، دوربرگردان دوره ریاست جمهوری از جنس سخنرانی و افشاگری و رسانه است ، قرائن و نشانه های این رویکرد دوربرگردانی آنقدر در دولت نهم دیده می شود، تا جایی که می توان دولت احمدی نژاد را دولت "دور برگردان" نیز توصیف کرد.

***

مبنا و محور سیاست دوربرگردانی "ساده سازی" امور است و این فرض که اگر امور ساده شد، زود به نتیجه هم می رسد، با این فرض، اصولا افرایش توقعات مردم اساسا نامطلوب نیست، وعده ها داده می شود و سخاوت مندانه هدیه می شود، چون اساسا محدودیت و مانعی برای تحقق وعده ها متصور نیست، مفهوم سیاست و تدبیر در این گفتمان، شبیه سنت "تبرک" است، کافی است دست و اشاره دولتمردان نظر کرده بر کارها بخورد و متبرک شود تا کارها خودشان درست شود، "هاله نور" با همین نگاه،رویت می شود، بازهم با همین فرض است که نیاز چندانی به کارشناس و متخصص احساس نمی شود، جابجایی و عزل وزیران و مدیران یک رویه ثابت می شود و حتی دامنه تغییر مدیران به استانداران و مدیران میانی درجه سوم هم کشیده می شود، حتی اگر ظواهر و آمار و واقعیات جامعه "چیز" دیگری را نشان دهد، غلامحسین الهام سخنگوی دولت از کاهش قیمت مسکن خبر می دهد و رئیس جمهور در کنفرانس خبری از بهبود وضعیت معیشت و قدرت خرید مردم سخن می گوید، این سخنان را نباید دفاعی ساده از عملکرد قوه مجریه دانست، بلکه در پس آن یک تئوری کلامی-معرفتی پنهان است.

محمود احمدی نژاد

وقتی بنا به ادعای احمدی نژاد "مدیریت" امور حتی مدیریت جلسه دانشگاه کلمبیا با حضرت ولی عصر( عج) باشد، تکلیف مخالفان و منتقدان این دولت، کاملا قابل حدس است، این در حالی است که متکلمان شیعی و علما قائل به نظارت امام در دوره غیبت بر امور هستند نه مدیریت ایشان، چون با پذیرفتن مدیریت امام زمان(عج) عملا کاستی ها و مشکلات هم به پای خالص ترین عنصر تشیع یعنی ولایت نوشته می شود .

البته اخیرا دکتر احمدی نژاد استراتژی "ورود مستقیم" را برای حل و فصل بعضی امور بحرانی( چون مسکن) انتخاب کرده است و این خود نشان می دهد که به مرور ظرفیت استراتژیک دولت تقلیل یافته و عملا کسی جز رئیس جمهور و مردان معدودش به این گفتمان باور ندارند و نمی توانند آن را اجرا کنند.

***

دانشگاه امام صادق(ع) جایی است که محمود احمدی نژاد هرگاه احساس کرده است نیاز است که حرفهای بی پرده و صریحی را برای دوستان و هوادارانش بگوید، محفل بسیجیان این دانشگاه را انتخاب کرده است، در تازه ترین از این دست سخنان، دکتر احمدی نژاد در آستانه سالروز سوم تیر، بنا به اطلاع دفتر رئیس جمهور، از ساعت نه شب تا پاسی از بامداد در جمع دانشجویان حاضر شد و شاه بیت این سخنان عاطفی در میان دانشجویان تاکید مجددا بر اظهار نظر قابل تامل خود-امسال سخت ترین سال هجوم به دولت است- بود، احمدی نژاد همچنین هدف از آنچه که فشارها و هجوم هایی که به دولت نهم انجام می شود را "انتقام از مردمی که به این دولت رای داده اند" توصیف کرده است.(خبرگزاری فارس-29 خرداد 1387)

از همین کلمات ساده می توان تکه های مهمی از پازل گفتمان حقیقی دولت نهم را حدس زد: در واقع برگردان گفتمان احمدی نژاد این است که از آنجا که دولت نهم یک دولت "مقدس" و نظرکرده محسوب می شود، بنابراین کسانی که به احمدی نژاد رای داده اند و او را انتخاب کرده اند، قاعدتا و لابد با هجمه و فشار و توطئه و شبهه افکنی شیاطین مواجه می شوند تا از راه هدایت بازگردند

در این گفتمان با زیرکی تمام، عدم انتخاب دوباره احمدی نژاد به معنای "انتقام از مردمی که به این دولت رای داده اند" معرفی می شود و این عدم انتخاب(که مانند خود انتخاب،حق مسلم رای دهنگان است) ماهیتا، حرکتی مذموم معرفی می شود، رئیس جمهور در این گفتمان، نوعی رئیس جمهور معنوی و دائمی است که انتخاب کردن او ، عین انتخاب صواب وثواب است و این دری است که باید همیشه برهمین پاشنه بچرخد و بگردد.

از منظر احمدی نژاد روی کارآمدن دولت نهم، ورای "انتخاب" یک رئیس قوه مجریه بوده است، رئیس قوه مجریه ایی که وظایف تعریف شده ای چون اجرای قانون اساسی، سند چشم انداز، برنامه های توسعه پنج ساله و ...دارد، در حقیقت صحنه و عرصه ریاست جمهوری در این گفتمان، صحنه رقابت و جابجایی افراد، سلائق و تئوری های گوناگون در دوره های چهار یا هشت ساله نیست، بلکه آنطور که از فحوای سخنان دولتمردان دولت نهم و شخص احمدی نژاد برمی آید، صحنه تقابل حق و باطل است

از منظر همین دیدگاه است که مخالفان احمدی نژاد سزاوار افشاگری های مداوم هستند، چون باید مردم باز هم همین راه را انتخاب کنند.یعنی از منظر دکتر احمدی نژاد، تلاش رقبای ایشان ورود به عرصه رقابت سیاسی و عرضه توانمندی های خود ، معنایی مترادف با "رقابت " ندارد، بلکه مفهومی با عنوان "انتقام" است .

***

-فید کلاشینکف هم راه اندازی شد : http://feeds.feedburner.com/kelashinkof

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: