...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٧

احمد...

فوتبال زمین خاکی قم، دیپلم، تبعید، کوچه های تاریک نجف؛ جای خالی برادر، نوفل لوشاتو، فاطی، حسن، درخت سیب، بنی صدر، مهرآباد، خمینی ای امام، بلیزر، بهشت زهرا، رفاه، خواب خوش، پیروزی، استراحت، کوسن کرامت، پشتی قدرت،محرم اسرار، سفارت آمریکا، بیمارستان قلب، جماران،  پرستاری پدر رهبر، سیاست، سپاه، میرحسین ، جنگ، جام زهر قطعنامه، مرگ پدر، تولیت،عصا، رنج نامه، شورای عالی امنیت، مهلت سه ماهه، حلالیت طلبی(*)چله کوشک قم…مرگ...احمد طاقت سیاست نداشت!

 


 

 سیاست، مثل این است که استخدامت کنند برای خوردن نان خامه ای! کارت این باشد که شیرینی بخوری، با اجبار ِ چه با  اختیار، هرروز بیشتر، هرروز شیرین تر،‌ سیاست وقتی با قدرت هم قاطی شد، شرابی می شود مردافکن، دیگر خیلی طاقت می خواهد...یه جورایی می شود مرض قند! چیز عجیبی است این سیاست، ‌احمد طاقت سیاست نداشت؟

***

-چهره و شخصیت احمد هم از چهره های مورد پسند «ایرانی» بود، ظاهر ساده ، بی تکلف و به اصطلاح «درویشی» و «مظلوم»، مهربانی و حس بی آزار بودن و حالت پسر وفادار و در کنار پدر ، لپ های گل انداخته و چشمهای کشیده و سبیل بلند روی لب ریخته و ریش های بور چهره ای خودمانی از احمد برای مردم ساخته بود،چاق هم بود و چاق ها اصولا از نظر ایرانی ها مهربان به نظر می آیند، کلا  سید احمد خمینی چیزی شبیه کاراکتر دوست داشتنی «غلامرضا تختی» شده بود، این ویژگی های احمد در کنار آن اقتدار و ابهت آهنین پدر یک جوریایی تکمیل می شد و خیلی بیشتر هم به چشم می آمد... 

 

-پاورقی:(دی ماه ٧٣ صاحب نفسی به سید احمد خمینی خبر داده  بود سه ماه دیگر بیشتر زنده نیست، احمد شروع کرد به حلالیت خواستن،بعد هم چله گرفت در کوشک قم و بعد سکته در اسفند ٧٣)

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧

امروز -چهاردهم آبان ٨٧-یکی از بی رحمانه ترین روزهای سیاست ایرانی بود: ذبح دسته جمعی یک وزیر، اتحاد چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب و حامی دولت و مستقل  علیه کردان،  یک رسوایی عظیم که نمی دانم نشان مظلومیت کردان بود یا ظالمیت او! تقاص بود یا چیزی دیگر

 هرچه بود، کردان شکست...بدجور هم شکست! امروز، چهاردهم آبان ٨٧ سرنوشت تلخ یک مدیر میانی که دوره "وزارتش" فقط سه ماه دوام آورد، رقم خورد! کردانیسم! نیمه پنهان بسیاری از مدیران درجه دوم کشور است که بهتر است اصلا فکر ارتقا در مناصب بالا به سرشان نزنند و با همان شرکت های پیمانکاری و مرغداری و ویلای شمال و...حال کنند!

احمدی نژاد وقتی حلقه مردان درجه اولش برای منصب وزارت کشور  ته کشید،‌ترجیح داد سراغ کردان برود، یک مدیر درجه دو با سابقه ای خاکستری! به دلیل اینکه فقط عزل و برکناری فقط یک وزیر کابینه را کله پا می کند، به احتمال قریب به یقین، ترکیب فعلی کابینه احمدی نژاد تا آخرین روزها به همین صورت خواهد بود و  احمدی نژاد پرونده ترمیم ها و تغییرات را می بندد و وزراء یک نفس راحت می کشند! با برکناری کردان رابطه احمدی نژاد با مجلس هشتم تیره تر خواهد شد و جالب این است که بازهم احمدی نژاد برای تعامل اجباری با مجلس( که دولت از آن گریزی ندارد) در اموری مثل بودجه و معرفی وزیر جدید کشور و ...به لاریجانی محتاج خواهد بود. 

کردان: من هم جانبازم ولی ثبت و ضبط نکرده ام!(فیلم)

امروز در حاشیه جلسه استیضاح و در هنگام نطق علی مطهری، احمد توکلی نماینده مردم تهران در حاشیه مجلس به طرز عجیبی راه می رفت!( می توانید بادی لنگوویچ احمدآقا را هم مثل عمو بهزاد دربیاورید!) ظاهرا توکلی در جلسات حساس مجلس همین کار را می کند! فیلمش را ببینید!

 -روایت تیمسار سلطنت از جلسه امروز(+)

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٧

حاشیه هایی که امروز از مراسم سیزده آبان درآوردم:

-مراسم سیزده آبان را می توان دماسنج شعار انقلابی "مرگ بر آمریکا" دانست که به دلیل وجود چالش های همیشگی و داغ در روابط ایران و آمریکا، این مراسم نیز با وجود گذشت بیست و هشت سال از آغاز، همچنان داغ و خبری است، حضور معنادار خبرنگاران خارجی و توجه آنان به کوچکترین جزییات یا تغییرات، در این مراسم به ظاهر کلیشه ای نیز از همین منظر قابل ارزیابی است، با توجه به اینکه رویکرد "مذاکره با ایران" یکی از سرفصل های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است،اهمیت مراسم برگزاری سیزده آبان در سال جاری بیش از قبل به چشم می آید.

-مجری مراسم درآغاز مراسم از دانش آموزان وشرکت کنندگان مراسم خواست فقط درمحل های از پیش تعیین شده و با هماهنگی ، اقدام به آتش زدن پرچم آمریکا کنند، پرچم های آمریکا و اسرائیل در دو قسمت جداگانه آقایان و خانم ها به آتش کشیده شد که یکی از داغ ترین صحنه های مراسم خصوصا برای عکاسها بود، مجری مراسم در هنگام آتش کشیدن پرچم آمریکا تاکید کرد: "حساب مردم آمریکا از دولت آمریکا جدا است."

سیزده آبان

-حاج بخشی مثل همیشه با تفنگ گرینوف و پرچم سبز بزرگ در مراسم حاضر بود ، خبرگزاری رویتر با حاج بخشی مصاحبه مفصلی انجام داد، البته نیاز به گفتن نیست که "آقا دوربینی " هم مثل همیشه، با شناسایی بهترین نقطه استقرار در مقابل دوربین ها در مراسم حاضر بود!

-بسیج دانش آموزی با لباسهای متحدالشکل و بی سیم ، انتظامات مراسم را بر عهده داشت.

-گروه موزیک ارتش سرود "آمریکا، مرگ به نیرنگ تو" و "ای ایران" را برای حضار اجرا کردند که با تشویق و استقبال دانش آموزان مواجه شد.

-معمولا سخنران مراسم سیزده آبان وزیر کشور است، سال گذشته نیز حجت الاسلام پورمحمدی سخنران مراسم بود، با وجودی که از تریبون مراسم اعلام شد که علی احمدی، وزیر آموزش و پرورش سخنرانی خواهد کرد، علی احمدی و همراهانش بعد از حضور چند دقیقه ای در قسمت جایگاه مخصوص، مراسم را ترک کردند.

-امروز نیز همچون مراسم راهپیمایی روز قدس ، تنها حزب سیاسی که برای مراسم سیزده آبان، پلاکارد چاپ  و در بین تظاهر کنندگان تقسیم کرده بود، حزب موتلفه اسلامی بود.

-ازحاشیه های جالب مراسم این بود که با توجه به اولویت دانش آموزی آن، از دانشجویان پیرو خط امام (ره) در این مراسم خبری نبود که جا دارد ستاد هماهنگی تبلیغات اسلامی-مجری رسمی مراسم سیزده آبان-  از این پس از دانشجویان تسخیر کننده سفارت آمریکا نیز بخواهد که در این مراسم حضوری فعال داشته باشند

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٧

تیمسار سلطنت پور در ازدحام خبرنگاران!

-۵ شنبه رفتیم نهاد ریاست جمهوری(ساختمان کوثر) تا هدیه رئیس جمهور رو به مناسب روز خبرنگار دریافت کتیم، ‌نکته جالب این بود که خبرگزاری فارس و روزنامه کیهان توی یه روز بودن و بقیه خبرگزاری ها و روزنامه ها روزهای دیگه ! به قول معروف تموم دنیا یه یک طرف...تو یه طرف عزیزم! عزیزم!

-اما حاشیه اصلی این دریافت هدیه،‌ازدحام زیاد و بی نظمی ان بود، همه از سرکول و هم بالا می رفتن، برای خیلی ها از خبرنگارها این سئوال ایجاد شده بود که چرا روش دادن هدیه رئیس جمهور باید اینطوری باشه؟ نمی شد هدایا رو به صورت خیلی باکلاس و قشنگ بدهند به نماینده روزنامه و خبرگزاری تا اون بین بچه های خودشون پخش کنه؟ حتما باید خبرنگارها رو اینطوری جمع می کردن؟ ضرورت تجمع و ازدحام خبرنگارها توی نهاد چی بود؟سیستم سفرهای استانی باید استاد می شد آیا؟ ولی جالبتر این بود که هیچ کس از بچه ها در اصل گرفتن هدیه از احمدی نژاد شک و تردیدی نداشت و البته به طرز ماهرانه ای در این مورد، شخصیت حقوقی و حقیقی ریاست جمهوری را از هم تفکیک می کردند!

رسید دریافت هدیه ریاست محترم جمهور!

رسید دریافت هدیه ریاست محترم جمهور!

شوخی با پخش زنده شبکه 3 !

حدس بزنید این پراید مال کیه ؟! بله ...درست حدس زدید یک خبرنگار شبکه سه تلویزیون!

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٤ آبان ۱۳۸٧

بهار اومد مثل خزون می مونه!

آب نیک، مرداد 87

-این دو روز را بهشت کوچولوی باقر در پامنار بودیم، فیلم دیدیم...هی فیلم دیدیم...دود کردیم، خوابیدیم و باز  فیلم دیدیم...آنهم همه اش توی مایه جنگ جهانی دومی: Black Book و God German و... و چه حالی داد!

-می توانم جدا ادعا کنم در کل دوره دانشگاه(علوم سیاسی خوانده ام من) فقط در کلاسهای دکتر بخشایشی اردستانی بوده که  "چیزی" یاد گرفته ام، کلاسهای دکتر بخشایشی با یک مقدمه مذهبی-مناسبتی شروع می شد و در ادامه ناب ترین و صریح ترین تحلیل های سیاسی با چاشنی شیرین شوخی و طنز گفته می شد،  فکر کنم در یکی از همین کلاسها بود که استاد یک سئوال مطرح کرد که هنوز در ذهنم  می چرخد: اگر شما در شهریور 1320 مقام تصمیم گیر ایران بودید، چه می کردید که ایران به اشغال متفقین درنیاید؟! نظر شما چیه؟

گربه سیاه استثمارگر !

همیشه سفیدها استتثمارگر بوده اند و این بار سیاه ها! چه کسی پاسخگوست؟

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: