...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٢٩ آذر ۱۳۸٧

صدای چرخ چای که می آید، انگار برای کسری از ثانیه، زمان متوقف می شود! یک ذوق شاید بچه گانه، نشانه ای برای گذشت زمان، همه به چارچوب در خیره می شوند تا آن چرخ دلنشین، با پاهای فلج و سخت اش، بچرخد و جلو بیاید...

انگار شخصیت مهمی وارد شده باشد، همه زیر چشمی می پایندش و هوایش را دارند، تا چرخ چای به نوبت بچرخد و برسد بالای میز آنها،‌ مواردی هم پیش می آید که این ارابه متواضع و خسته چای در بطن خودش، شیرینی دانمارکی یا خامه ای (به مناسبت تولد نوزاد یک همکار، ازدواج یا حتی ختم و خیرات) هم پنهان کرده است که آن موقع لذت چای بیشتر هم می شود...!

چرخ چای حاج اسحاق!

این رنگین مایع داغ که با آب نیتراتی دار الخلافه دم کشیده ،برای چند ثانیه ، طعمی از مطبوعیت را برایت می سازد، جادوی بی بدیل رفع خستگی چای را فقط کارمندها می فهمند، ضمن اینکه "چای در خانه"، از زمین تا آسمان با "چای اداره" فرق می کند،چای خوردن بهانه چند لحظه جدا شدن از کار، گپی دوستانه ، استراحت است که شاید بخش عمده ای از این حالت،‌روانی و شاید تلقینی و بیشتر به حواشی چای مربوط است تا مهمان کردن حلق خسته با این مایع رنگی داغ.

امروز که به دقت به چرخ چای نگاه می کردم متوجه یک تفکیک جنسیتی جالب شدم! استکان های ساده و بی رنگ و کم حجمی که در ردیف بالا چیده شده اند،99 درصد متعلق به آقایان  است و آن لیوان های پارچ گونه و جینگولی و گل گلی مال خانمها است، این پدیده ای است که به نظرم در همه اداره ها دیده می شود،‌

 آیا چای خوردن در لیوان مخصوص خود، حس متفاوتی می آفریند؟ آیا چای خوردن در لیوان هدیه گرفته شده، حس خاصی را برمی انگیزد؟ آیا  چای خوردن در این لیوان ها نوعی نشان وفاداری و ابراز محبت در غیاب کسی است که این لیوان را به فرد مربوطه هدیه داده؟

آیا داشتن یک حریم خصوصی! برای نوشیدن، احساس لذت بیشتری می دهد؟ آیا تمایل خانمها در استفاده از لیوان های بزرگ- که طبعا به طولانی تر شدن زمان نوشیدن چای می انجامد-اتفاقی است؟

می دانم که خیلی ها خواهند گفت: چای خوردن در لیوان مخصوص، فقط بخاطر رعایت بهداشت و وسواس است و این همه تفسیر و تاویل ندارد، اما فکر نکنم قصه چای به این سادگی ها باشد،  آیا چای در لیوان مخصوص و جینگولی بهانه ای برای به یاد اوردن "خانه"(و مفاهیمی چون بچگی و قلک و عیدی!) است؟

علی القاعده برای مردها خود چای مهم است ولی ظاهرا برای زنها، "لیوان" چای به اندازه خود چای مهم است، بهرحال واقعیت این است که ما به این آب جوش رنگی مطبوع معتادیم...کاری که این چای با کلیه می کند،‌کمتر از کاری نیست که سیگار با ریه می کند،‌ولی نمی دانم چرا همه هرچه فریاد دارند بر سر "سیگار" می کشند؟!

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٧

حتما همه از ماجرای کفش پرانی یک خبرنگار عراقی به بوش با خبر هستید، امروز که در جمع خبرنگاران! این موضوع را بررسی می کردیم( همراه با بازبینی مکرر فیلم حادثه!) و مثل برنامه ٩٠ از زوایای مختلف قضییه را می سنجیدیم، سئوالی به ذهنم آمد : واقعا برنده این حادثه که بود؟

چند گزینه به نظرم آمد:

١-خبرنگار جسور عراقی :که با پرتاب کفش خود تجسم غرور شکسته شده عربی عراق بود ، عراق همیشه نسبت به سایر کشورهای عربی یک سروگردن بالاتر بود،ر هرچند این خبرنگار با این کار عجیب و نامعمول(برای یک خبرنگار) شغل و آزادی خود را تا مدتی از دست می دهد، ولی حتما به عنوان یک اسطوره در بین عراقی ها شناخته خواهد شد،‌آیا این خبرنگار برنده حادثه ١۴ دسامبر ٢٠٠٨ بود؟

 

٢- جرج بوش: که جاخالی بسیار هنرمندانه ای (به خصوص در کفش اول) داد، چون نشانه گیری خبرنگار حرف نداشت و کافی بود بوش فقط کسری از ثانیه کم بیاورد تا یکی از مهیج ترین و ماندگار ترین تصاویر تاریخ سیاست ثبت شود، اگر کفش به صورت جرج بوش می خورد، حقیقتا ضربه حیثیتی بسیار بزرگی برای جرج بوش بود و چیزی در حد "سیلی تاریخ" برای بوش تفسیر می شد،‌آیا بوش برنده حادثه ١۴ دسامبر بود؟

٣- نوری المالکی: که پیچیده ترین عکس العمل را در صحنه داشت، مالکی مطمئن بود که "هدف" نیست، بنابراین با رضایتی پنهان و دیپلماتیک! ناظر ماجرا بود، نخست وزیر عراق در هنگام پرتاب کفش اول به سمت بوش،‌ بطور مطلق هیچ عکس العملی نشان نداد،  اما در موقع پرتاب کفش دوم، دستش را (البته نه چندان سخاوتمندانه و جانانه!) "سپر" بوش کرد.

نظر شما چیه؟ برنده کفش پرانی ١۴ دسامبر چه کسی بود؟

-فیلم واقعه (+)

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٢٢ آذر ۱۳۸٧

آناهیتا همتی در جرثقیلی در قزوین!

شهرستان بویین زهرا( از توابع قزوین) آناهیتا همتی در قامت نقش روی صندلی یک جرثقیل!

آناهیتا همتی در جرثقیلی در قزوین

پشت آقای راننده در هنگام حمل اشیاء سنگین با آناهیتا همتی گرم است! شاعرانه نیست؟

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٧

سردر توالت مدانه یک اداره دولتی

گلاب به روتون،...امروز که برای "قضای حاجت بعد از ناهار "به آبریزگاه یک اداره دولتی مراجعه کرده بودم با کمال تعجب چشمم به تابلوی سردر توالتها افتاد...از بچگی یادم می آید که در همه جای دنیا تابلوی توالت زنانه، "یک آدمک ساده با دامن" بود و تابلوی توالت مردانه هم همان آدمک بود بدون دامن! اما ظاهرا این سردر توالت خیلی جالب تر و پیچیده تر و ایدئولوژیک تر است....!

سردر توالت یک اداره دولتی

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧

پیکان با کولر آبی!

پیکان قرمزی با کولر آبی! ...هنر نزد ایرانیان است و بس و دیگر هیچ!

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧

در "احسن القصص" بودن یوسف همین بس که حتی اگر فرج الله سلحشور هم سریالش را بسازد، باز هم جذاب از کار در می آید، اما دیشب که داشتم سریال یوسف پیامبر را می دیدم، ناخودآگاه فکری به ذهنم آمد...

‌اگر حضرت یوسف(ع)  امروز می خواست داوطلب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی شود، به نظرم به استناد بند 1 ، 3 و 10  ماده 30 قانون انتخابات رد صلاحیت می شد! می گید نه ...؟ نگاه کنید به قانون انتخابات:

ماده 30 - اشخاص زیر از داوطلب شدن نمایندگی مجلس محرومند:

 1 - کسانی که در جهت تحکیم مبانی رژیم سابق نقش موثر داشته‌اند

(چون حضرت یوسف در دربار آمون هتپ بزرگ و دم و دستگاه پوتیفار و حضور داشت و به آنان مشاوره می داد و در جهت حل مشکلات آنان اقدامات مهمی را انجام داد)

3 - وابستگان تشکیلاتی و هواداران احزاب، سازمانها و گروههائی که غیرقانونی بودن آنها از طرف مقامات صالحه اعلام شده است.

(کدام تشکیلات از تشکیلات الحادی دربار فرعون و آمون و..بالاتر؟)

10- وابستگان به رژیم سابق از قبیل اعضای انجمنهای شهر و شهرستان و وابستگان به تشکیلات فراماسونری و هیأت رئیسه کانونهای حزب رستاخیز‌و حزب ایران نوین و اعضای فعال آنها، نمایندگان مجلسین سنا، شورای ملی سابق و مأموران ساواک

(یوسف چون عزیز مصر شد ، طبعا جزو وابستگان رژیم طاغوت قرار می گیرد و مشمول این ماده ١٠ هم قرار می گیرد، وانگهی رژیم مصر باستان که در آن رسما ادعای خدایی و ...می کردند قطعا از رژیم پهلوی خفن تر و ناجور تر است)  

...نظر شما چیه؟! شاید یه جورایی حضرت یوسف شانس هم آورد که آقای خلخالی در دوره پوتیفار نبود وگرنه زبانم لال،‌لحظه ..اعدامش می کرد! 

پ.ن: یا همین امام رضا(ع) خودمون که ولیعهد مامون بود و اتفاقا همان زمان ایشان به تندروهایی که از این کار امام(پذیرفتن ولایتعهدی مامون) ایراد می گرفتند،‌کار حضرت یوسف(ع) را دلیل می آوردند که وزارت عزیز مصر را قبول کرد.

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧

اگر برادران یوسف( همان یوزارسیف آقای سلحشور) او را به ته چاه حسادت و کینه انداختند، ظاهرا برادران لاریجانی و ابر و باد و مه و خورشید و فلک و بخش هایی از نظام! دست به دست هم داده اند تا علی لاریجانی را تا آن بالا بالاها ببرند!

علی لاریجانی

امروز (همایش سی سال قانونگذاری)روز لاریجانی بود و همه عواید بزرگ رسانه ایی و سیاسی مراسم پرشکوه و البته پرریخت و پاش امروز مجلس به کاسه لاریجانی رفت، با یک برنامه ریزی «هوشمندانه» علی لاریجانی میزبان نمایندگان هشت دوره مجلس بعد از انقلاب و چهره هایی چون هاشمی رفسنجانی،خاتمی، کروبی، ناطق نوری و ...بود.

 مجلس در بعد از پیروزی انقلاب رکن مهم شاید اهم حاکمیت بود که به تدریج از فروغ آن کاسته شده بود( به خصوص در دوره حدادعادل) ولی امروز لاریجانی نشان داد که خیز بزرگی برای ارتقای شان مجلس و البته موقعیت خودش برداشته است، در مراسم امروز حتی چهره هایی چون «عزت الله سحابی» هم عملا با آمدن خود به این مراسم بر زیرکی لاریجانی صحه گذاشته بودند(البته غایبان جلسه امروز مثل احمدی نژاد، عماد افروغ و بهزاد نبوی و رضا خاتمی و ابراهیم یزدی و ...شاید اینقدر باهوش بودند که نیایند)

بروبچز در کنار هم

حرکت لاریجانی از شروع دوره ریاست مجلس هشتم تا امروز انصافا پیچیده و هوشمندانه است و البته خیلی بعید است که چهره ای چون دکتر جواد لاریجانی پشت این تدابیر نباشد، به نظرم علی لاریجانی نه تنها در دوره دهم نامزد ریاست جمهوری نخواهد شد، بلکه سعی می کند با ماندن دو یا سه دوره ای در مجلس به تدریج یک تیم کامل برای حکومتداری برای خودش بسازد(کاری که هاشمی رفسنجانی درطول سه دوره ریاست مجلس انجام داد) و بعد با یک عقبه محکم و مقبولیت بالا و «کلاس بالا» به عرصه ریاست جمهوری بیاید، ضمن اینکه لاریجانی برخلاف کروبی و ناطق نوری و حدادعادل(روسای مجلس سابق) یک دیپلمات مشهور و  مذاکره کننده ارشد نظام شناخته شده است و همین خصلت هم به او در عرصه بین المللی بسیار کمک خواهد کرد.

یک اتفاق جالب دیگر در مورد لاریجانی است که یک اقلیت قوی ولی بی سروصدا یعنی «شمالی ها »را پشت سر خود دارد، شمالی ها تاحالا زیر سایه اصفهانی ها و کرمانی ها و آذری ها تقریبا در محاق بودند و امروز با لاریجانی جان دیگری گرفته اند(ناطق نوری به طرز ماهرانه ای هوای علی کوچولو  قصه ما را دارد)

خواهید دید که سر طرح تحول اقتصادی، لاریجانی چقدر احمدی نژاد را خواهد چزاند و البته در مورد مسئله مذاکره احتمالی و آتی با آمریکای اوبامایی چطور احمدی نژادی ها را دور خواهد زد.

***

-حاشیه های امروز همایش سی سال نظارت و قانونگذاری(+)

-نگاهی به پدیده علی لاریجانی(+)

از همه اینها که بگذریم... یک بازی باحال از میدون انقلاب خریدم به نام Wolfenstein که شدیدا جواب می دهد، اگر روزی برسد که اشتیاقم به بازی جنگی را از دست بدهم می فهمم که واقعا پیر شده ام!


ادامه مطلب ...
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧

تماس تلفنی ایمن نیست!

دیروز داشتیم از حوالی پارک وی (هتل استقلال و مرکز همایش های صداوسیما) رد می شدیم که ناگهان روی موبایل هایمان عبارت " تماس تلفنی ایمن نیست" نقش بست، این هم عکس اش...!

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧

سرکی به تاریکی

 سری و سرکی در تاریکی

سرکی در تاریکی ..در بن بست !

توصیه های هفته:

-ساعت 6 عصر لحظه بخوابید تا ساعت 12 شب و بیدار بمانید تا صبح!

-silent کردن موبایل+ حذف نلویزیون از زندگی

-ایستک قبل و بعد از ناهار

-ابرو هرچه قدر "پاچه بزی تر"...مهربان تر!

- صدا:  قاصدک (+)

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: