...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸

بعد از درگذشت لئونید برژنف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی در سال 1982 ، یوری آندروپف که دو دهه رئیس سازمان اطلاعاتی شوروی (کا.گ.ب) بود، به قدرت رسید، رهبران پیشین شوروی، یعنی استالین، خروشچف و برژنف همگی "مارشال های نظامی" بودند اما آندرپف اولین و آخرین رهبر شوروی بود که از پشت میز ریاست سازمان اطلاعاتی شوروی به دبیرکلی حزب کمونیست رسید.

آندروپف، رهبر وقت شوروی

 آندروپف در سال 1954 سفیر شوروی در مجارستان شد و این اولین پست بالای وی در ساختار دولت شوروی بود، درخشش وی در مهار کردن انقلاب ضدکمونیستی در مجارستان و فیصله دادن ماجرای بهار پراگ(1968) از جمله افتخارات آندرپف شوروی شد؛ او همان کسی بود که بزرگترین اشتباه نظامی شوروی یعنی حمله به افغانستان را تدوین کرد و به برژنف(که بخاطر کهولت و بیماری تسلط زیادی بر اوضاع نداشت) قبولاند که باید به افغانستان حمله کرد.

دوران زمامداری آندرپف با وجود آنکه کوتاه بود، اما یکی از مقاطع مهم جنگ سرد و روابط بین دو ابرقدرت شوروی و آمریکا محسوب می شود، آندرپف تمایل محتاطانه ای به سمت اصلاحات جزیی با حفظ اصول سوسیالیسم داشت و تلاش کرد با فساد در دستگاه اداری و حزبی شوروی نیز مبارزه کند، ضمن اینکه چالش با آمریکا بر سر موشک های قاره پیما و سلاح های هسته ای را نیز افزایش داد.

آندروپف بخاطر سوابق اطلاعاتی اش، به خوبی از مشکلات شوروی آگاه بود، او افشای پرونده های جنایی و فساد مقامات شوروی در بالاترین مقامات دولتی و حزبی را آغاز کرد و تعداد زیادی از وزرا و مقامات محلی شوروی را عزل کرد، برای اولین بار در تاریخ شوروی ، واقعیت ها و آمارهای نامطلوب اقتصادی و موانع پیشرفت علمی از طبقه بندی محرمانه خارج شد و مردم شوروی با این آمارهای تلخ مواجه شدند و چهره دولت شوروی به عنوان مدافع کارگران و دهقانان جهان بخاطر همین رویکرد، در داخل شوروی مخدوش شد.

اما در کنار این رویکرد، ایده سیاسی-اطلاعاتی آندروپوف "نابودی مخالفان در تمام گونه های آن" بود و همواره اصرار داشت و به صراحت می گفت: "مبارزه برای حقوق بشر بخشی از طرح گسترده امپریالیستی برای متزلزل ساختن پایه و اساس دولت شوروی" است.

 آندروپف زمانی که رئیس کا.گ.ب بود دستور مقابله با " خرابکاری ایدئولوژیک توسط دشمن " را صادر کرد و به سازمان اطلاعاتی شوروی دستور داد با دگراندیشان و اربابان امپریالیستی شان، جدا مقابله کنند و در زمانی که رهبر شوروی هم شد، این سیاست را ادامه داد.

آندرپف به ملی گرایی روسی نیز روی خوشی نشان داد و همواره متهم بود که مخالف موسیقی غربی است و در محافل خصوصی از وی نقل می شد که موسیقی غربی زننده و مخرب است.

اما یکی از حوادث مهم دوران زمامداری آندرپف، موضوع "سامانتا اسمیت" بود، دختر ده ساله آمریکایی که با لحنی کودکانه نامه ای کوتاه به رهبر شوروی نوشت و آندرپف در نهایت شگفتی، پاسخ مفصلی به این دختر آمریکایی داد.



آنچه را که می خوانید، شرح این ماجرا است.
 

نامه سامانتا به رهبر شوروی بدین شرح بود:

جناب آقای آندروپوف ،
اسم من سامانتا اسمیت است. من ده ساله هستم، شغل جدید شما( رهبری شوروی) را تبریک می گوییم، من نگران هستم که روابط شوروی و آمریکا به یک جنگ هسته ای ختم شود، آیا شما قصد جنگ دارید؟ باید حتما به این سوال من جواب بدهید که چرا شما می خواهید جهان را تسخیر کنید یا حداقل کشور ما آمریکا را ؟خدا جهان را برای ما ساخته است تا با یکدیگر در صلح و دوستی زندگی کنیم.

ارادتمند
سامانتا اسمیت

***

نامه این دختر ده ساله آمریکایی در روزنامه اتحاد جماهیر شوروی پراودا منتشر شد. در تاریخ 26 آوریل 1983 پاسخ آندروپوف به سامانتا منتشر شد، متن این پاسخ از این قرار بود:

سامانتای عزیز
I. من نامه شما را دریافت کردم،مثل نامه های بسیار دیگر که به من رسیده است، به نظر من شما یک دختر شجاع و صادقانه ، شبیه شخصت "Becky " در کتاب "تام سایر" نوشته مارک تواین هستی! این کتاب به خوبی در کشور ما برای همه دختران و پسران دوست داشتنی، شناخته شده است.

شما از نگرانی خود در مورد جنگ هسته ای بین شوروی و آمریکا نوشته بودید، سامانتا! ما در اتحاد جماهیر شوروی تلاش می کنیم که هر کاری انجام دهیم که هیچ جنگی روی زمین شکل نگیرد، این همان چیزی است که هر شهروند شوروی می خواهد. این همان چیزی است که بنیان گذار دولت بزرگ ما ، ولادیمیر لنین ، به ما آموخت.

مردم اتحاد جماهیر شوروی خوب می دانند جنگ چقدر چیز بدی است، چهل و دو سال قبل ، آلمان نازی ، برای برتری بر تمام جهان به کشور ما حمله کرد ، بسیاری از شهرها و روستاهای ما تخریب شد و میلیون ها نفر از شهروندان شوروی کشته شدند آن جنگ با پیروزی ما به پایان رسید در حالی که ما علیه نازی ها، با آمریکا متحد بودیم، من امیدوارم که شما در کتاب تاریخ این چیزها را مطالعه کنید، امروز هم ما زندگی در صلح را می خواهیم با همه کشورهای جهان و همچنین کشور بزرگ اتحاد جماهیر شوروی.

در امریکا و در کشور ما،سلاح های هسته ای وجود دارد، آنها سلاح های وحشتناک هستند که می تواند میلیون ها نفر در یک لحظه به قتل برسانند، اما ما نمی خواهیم که این سلاح ها را بکار ببریم،اتحاد جماهیر شوروی صریحا اعلام کرده است که آماده است سلاح های هسته ای خود را به تدریج نابود کند، اگر بقیه هم چنین کنند،هیچ کس در کشور ما نه کارگران ، دهقانان ، نویسندگان و نه پزشک ، نه کودکان ، و نه از اعضای دولت مایل به جنگ بزرگ یا کوچک نیستند.

ما می خواهیم که صلح را برای خودمان و برای همه مردم کره زمین برای فرزندان ما و برای شما ، سامانتا! شما را دعوت می کنم ، اگر پدر و مادر تان به شما جازه دهند، به کشور ما سفر کنید، بهترین زمان برای این سفر تابستان امسال است،و شما خودتان خواهید دید که کشور ما چگونه است و خودتان ببینید که در اتحاد جماهیر شوروی، همه برای صلح و دوستی میان مردمان جهان تلاش دارند.من برای شما بهترین چیزها را آرزو می کنم.

***

 در تاریخ 7 ژوئیه 1983 ، سامانتا با پدر و مادر خود به مسکو پرواز کرد ، و دو هفته در شوروی به عنوان مهمان رسمی آندروپوف را به سر برد. .سامانتا در یک کنفرانس مطبوعاتی در مسکو شرکت کرد و به سئوالات خبرنگاران جواب داد، اسمیت تصمیم گرفت زبان و رقص روسس را بیاموزد،آندروپوف ، با این حال به دلیل تشدید بیماری خود، با سامانتا ملاقات حضوری نکرد اما تلفنی با وی صحبت کرد. 
تمبر رسمی شوروی برای سامانتا


سامانتا با فضانوردان روسی ملاقات کرد و رسانه های شوروی پر از عکس و مقالات درمورد او شده بود، او به سراسر شوروی سفر کرد و در همه جا با استقبال مواجه می شد....25 اوت 1985 در حالی که دوسال از مرگ آندروپوف می گذشت، سامانتا به همراه پدرش در یک سانحه هوایی کشته شدند.
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸

واقعا وصفش مشکل است،چون تابحال مشابه آن را نداشته ایم... یک پدیده نو در تمدن بشر، تولد شگفت انگیز و دیدنی یک زبان جدید و مشترک جهانی، بدون آنکه نیازی به دانشگاه و آکادمی و کلاس و معلم باشد...انگار که مفهوم "علم" یا "دانایی" یا "ارتباط" و "رسانه" با یک جهش ژنتیکی مواجه شوند و اگر کل علم بشر را مثلا یک سوسک فرض کنیم،‌شاهد باشیم در مقابل چشمانمان این سوسک کوچک، به سرعت و مثلا در عرض ده سال،‌تبدیل به دایناسوری می شود به اندازه کره زمین،‌شما می توانید در آن واحد هم ایرانی باشید،‌هم فرانسوی، هم لبنانی، هندی، روسی، ایتالیایی و ..."بشوید، بی شمار " هم" دیگر با یک کلیک! 

"زبان" رمز و مرز "ارتباط" است و صدای شکسته شدن استخوانهای این رمز و مرز به خوبی شنیده می شود،یک زبان جدید و جهانی متولد شده است در زایشگاه گوگل!  یک زبان الکن -ابتدایی تازه متولد شده اما قابل فهم که روز به روز کامل تر و شیرین تر می شود و  این زایمان تاریخی منجر می شود به تولد یک طبقه جدید در جهان، انفجار عظیم و واقعی ارتباطات و اطلاعات، یک پانتومیم لذت بخش دیجیتالی -گوگلی...یک ابر لذت ارتباطی که تا به حال تجربه اش نکرده اید... مترجم گوگل را می گویم! که خیلی فراتر از "ترجمه ساده" است، وقتی همه تاریخ و فرهنگ و ادبیات و علم و هنر بیاید توی اینرنت(که آمده است) آن موقع است که می شود حدس زد مترجم گوگل چه چیزی است و چه اثری خواهد گذاشت!

مترجم گوگل یا بهتر بگویم "گوگل" در قرن جدید، به اندازه(وحتی بیشتر از) جنگ جهانی دوم در تاریخ بشر اثر و تغییر ایجاد خواهد کرد و نوعی مبداء تاریخ ارتباطی بشر می شود و بلاگرها در قرن جدید، رهبران این جهان جدید هستند، بلاگرهای جهان به زودی به حیرت انگیز بودن و غول آسا بودن "مترجم گوگل" پی خواهند برد و متحد خواهند شد تا یک طبقه جدید را بسازند!با مفهوم کلاسیک اینترنت،حتی ریدر خوانی خداحافظی کنید و بروید با مترجم گوگل،‌جهانگردی کنید! فقط یک بار امتحان کنید،‌معتادش می شوید! 

***

این نمونه ای که اینجا می آورم،‌نمونه ای بسیار کوچک از چیزی است که بالا شرح دادم،یادتان باشد که برای یاد گرفتن یک زبان جدید همیشه از جوک ها و فحش هایش شروع کنید! چون همه ظرائف و دقایق فرهنگی یک کشور را در خود دارد، دیشب سراغ جوک های سیاسی در مورد رهبران اتحاد جماهیر شوروی در  منابع و سایت های روسی رفتم و کلی حال کردم،اینهم نمونه ای از چیزهایی که پیدا کردم...(توضیح: برژنف رهبر شوروی به دیکتاتوری، کهولت و چاپلوس پروری و خرفت بودن شهره بود)

-به برژنف یک توپ فوتبال هدیه کردند،او گفت: از شما برای این هدیه متشکرم، اما نمی توانم قبولش کنم،چون خیلی به خروشچف(رهبر معزول شده شوروی) شبیه است!

***

برژنف در یک کنفرانس مطبوعاتی:خبرنگاری سئوال می کند،برژنف در جواب می گوید: سئوال بعدی!  این کار آنقدر ادامه پیدا می کند که خبرنگاران ناراحت می شوند و سئوال نمی پرسند و تصمیم به ترک کنفرانس مطبوعاتی می گیرند،برژنف می گوید:صبر کنید  من هنوز جواب دو تا سئوال را نداده ام!

پس از یک سخنرانی طولانی، برژنف به نزد مشاورش رفت و گفت: شما می گفتید این سخنرانی را برای ١۵ دقیقه تنظیم کرده اید؟ مشاور می گوید: رفیق لئونید ایلیچ! شما هرچهار نسخه کپی شده سخنرانی را خواندید!

***

 -ابروهای برژنف چیست؟
- سبیل استالین است ، اما در سطح بالاتر! (Это усы Сталина, но на более высоком уровне. )

***
برژنف جمعی از فضانوردان شوروی را احضار کرد و گفت: "رفقا!  آمریکایی ها روی ماه فرود آمدند.ما تصمیم گرفته ایم که شما روی خورشید فرود بیایید! فضانوردان گفتند: ولی رفیق لئونید ایلیچ! ولی ما می سوزیم!  برژنف:اصلا نگران نباشید! حزب فکر همه چیز را کرده است! شما در شب پرواز می کنید!
***
کارل مارکس اجازه یافت از جهنم به اتحاد شوروی سر بزند و سری به رادیوی دولتی شوروی بزند، مارکس از برژنف اجازه خواست در رادیوی شوروی سخنرانی کند،‌برژنف به او گفت: من نمی توانم به تنهایی در این مورد،‌تصمیم بگیرم و با اعضای پولیت برو(شورای مرکزی حزب کمونیست شوروی) مشورت کرد و آنها تصویب کردند که کارل مارکس فقط می تواند یک جمله در رادیوی شوروی بگوید، مارکس به سراغ میکروفون و فریاد زد:کارگران جهان ، مرا ببخشید!

***
برژنف  در لژ سلطنتی انگلستان، نوشته ای از جیبش درآورد و شروع به سخنرانی کرد:  امروز کشور ما به همراه شکل برجسته و آخرین راه جنبش کمونیستی بین المللی ، دبیر کل حزب کمونیست و رئیس  جمهوری  اتحاد جماهیر شوروی عالی اتحاد جماهیر شوروی ، مارشال اتحاد جماهیر شوروی ؛ لئونید... برژنف...همه تعجب کردند،برژنف با  نگاه خیره به کاغذ نگاه کرد و گفت:با عرض پوزش! ظاهرا اشتباها ژاکت رفیق آندروپف(رئیس کا.گ.ب) را پوشیده بودم!

***

آنکه۴٠  دندان و  4 پا دارد،‌چیست؟
- تمساح.
-آنکه که 4 دندان و 40 پا دارد؟ 
- دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی!

***

-لوکس ترین جای جهان برای افراد سالمند کجاست؟

 -کاخ کرملین.

***

نوع و مسیر راهپیمایی مورد علاقه دبیران کل حزب کمونیست شوروی : حمل اسلحه در میدان سرخ!

***

برای چه برژنف به رتبه مارشال اتحاد جماهیر شوروی ارتقاء یافت؟ 
- برای دستگیری کاخ کرملین!

***

- چه اتفاقی می افتد اگر سوسیالیسم در صحرای بزرگ آفریقا برپا شود؟

–  پس از پنج سال، کمبود و جیره بندی شن و ماسه در صحرا شروع خواهد شد!

***

 سخنرانی برژنف  آغاز می شود (در یک تکه کاغذ) :
-رفقای صهیونیست ها!
سالن در بهت فرو می رود!  
برژنف این بار به دقت به "برگه تقلب" سخنرانی اش نگاه می کند و می گوید :
-رفقا! صهیونیست ها دوباره آماده می شوند که...

***

- اگر یک تمساح، برژنف را قورط بدهد؟
- دو هفته بعد ،برژنف خارج می شود!

***

-تفاوت استالین و هیلتر چیست؟
- سبیل!

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸

بیانیه اخیر میرحسین موسوی ، نامزد معترض انتخابات دهم ریاست جمهوری را که به مناسبت حوادث عاشورای تهران صادر شد را می توان در یک کلمه"نرمش بدون سازش" از سوی میرحسین توصیف کرد. 

موسوی سعی می کند با به رخ کشیدن این نکته که "بدون اطلاعیه وبیانیه" هم "مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است"، به "هواداران نظریه دستگیری فوری موسوی-کروبی" بگوید دستگیری او، کروبی و حتی خاتمی فایده ای برای برای فرونشاندن فتنه بعد از انتخابات خرداد 1388 ندارد.


برخلاف بیانیه های سابق، میرحسین از موضوع "تقلب در انتخابات ریاست جمهوری" سخن نمی گوید، بلکه آشفتگی ها و بحران های امشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم‌تر می شود را به رخ مخاطبان خود در نظام می کشد.

موسوی در این بیانیه، نوک حمله خود را متوجه "صداوسیما" کرده است، میرحسین در این بیانیه، دو بار به صراحت، صدا و سیما را با صفت "بی عقل" معرفی می کند، صداوسیمایی که از نظر موسوی مهمترین عامل "به رسمیت نشناختن بحران جدی در کشور است" و تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد.

 
موسوی برای اولین بار پیشنهاد "آشتی ملی" را می دهد اما بسیار دقت می کند این پیشنهاد آشتی جویانه از نظر هوادارانش، "سازش" تلقی نشود.

موسوی در این باره تصریح می کند:"راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست. اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده‌ای توبه کنند و عده‌ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است"

 به نظر می رسد اصلی ترین فراز بیانیه موسوی در اولین گزینه پیشنهادی اش برای رفع بحران موجود نهفته باشد، میرحسین موسوی تلویحا ایده "عدم کفایت سیاسی دولت احمدی نژاد" را به عنوان اولین و مهمترین گزینه پیشنهادی خود برای حل بحران فعلی پیشنهاد می کند.

آن جایی که می نویسد : "اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت‌های غیرمعمول در مقابل کاستی‌ها و ضعف‌هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است،به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد." معنی این "مسئولیت پذیری و پاسخگویی در برابر مشکلات ایجاد شده" در مقابل مجلس و قوه قضاییه،بعید است مصداقی جز "تصویب عدم کفایت سیاسی در مجلس شورای اسلامی" باشد.

جالب این است که موسوی برای ترغیب تصمیم گیران نظام به عملی شدن این ایده، صرفا این پیشنهاد را "دلسوزانه و حکیمانه" مطرح می کند و برای آسان شدن تحقق ایده عدم کفایت سیاسی دولت احمدی نژاد، اجرای آن را بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و دادوستد سیاسی و ..می داند.
 
 موسوی در این باره نوشته است:همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می‌تواند اجرایی شود.
 
سایر پیشنهادات موسوی همچون آزادی زندانیان سیاسی و اصلاح سازوکارها و قوانین انتخاباتی و رفع محدودیت رسانه ها و...عملا تکرار راه حل های هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه 26 تیر 1388 است و چیزی افزون بر آنها ندارد، نکته دیگر این است که میرحسین بعد از هفت ماه به این نتیجه رسید که "فهرست پیشنهادات خود برای آشتی ملی" را عرضه کند، ولی هاشمی رفسنجانی در اولین تریبون عمومی که بعد از انتخابات پرچالش ریاست جمهوری یافت، پیشنهادات خود را مطرح کرد.
 
به بیان دیگر ، میرحسین پایان "آبرومندانه" جنبش سبز و پایان مسائل بعد از انتخابات را  در گروی کنار زدن دولت محمود احمدی نژاد توسط نهادهای قانونی نظام معرفی می کند.
بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: