...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸

پخش رادیو معارف به صورت 24 ساعته..تصاویر ارزشی به شرح ذیل و ....از همه جالبتر:

رضایت نامه اولیا برای گیم نت!

اخذ رضایت نامه از ولی برای بچه های کوچک + میزان نقدی مجاز بازی در کلوپ!

گیم نت ارزشی

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸

صادق زیباکلام از بی.بی.سی فارسی و صدای آمریکا تا روزنامه ها و خبرگزاری ها و سایت های داخلی برای خود "تریبون" یافته است، کمتر فعال سیاسی یا شخصیتی است که چنین "گستره متضاد تریبون ها" را تجربه کرده باشد، به همین خاطر است که می توان این استاد شصت و یک ساله دانشگاه تهران را یک "پدیده رسانه ای" دانست.

اما صادق زیباکلام کیست؟

 صادق زیباکلام در سال ۱۳۲۷ در کوچه معروف به دعانویس‌ها در محله بازارچه آب منگول تهران در جنوب خیابان ری متولد شد. پدرش تاجر و دارای مغازه‌ای در خیابان قزوین تهران بود اما در فضای به شدت سیاسی دهه ۱۳۲۰ وارد فعالیتهای سیاسی نیز شده بود. او از طرفداران مصدق بود اما از لحاظ تشکیلاتی در حزب زحمتکشان به رهبری دکتر مظفر بقایی فعالیت می‌کرد.

مسوولیت اصلی زیباکلام درحزب زحمتکشان، همکاری درانتشار روزنامه "شاهد" ارگان این حزب بود، شاید تنها آموزه ای که زیباکلام همچنان از مظفربقایی و حسن آیت به یاد می آورد این است که یک فعال سیاسی باید "جنجالی" باشد تا شنیده و دیده شود و زیباکلام نشان داده است که این درس را به خوبی فراگرفته است.


پس از انقلاب سمت‌های متعددی را عهده دار می‌شود ، وی در سال 1358 نماینده ویژه دولت موقت مهندس بازرگان در امور کردستان می شود که به همین خاطر مدتی هم توسط گروههای مسلح کردستان به گروگان گرفته می شود، زیباکلام در سال ۱۳۶۳ برای ادامه تحصیل به انگلستان بازمی گردد اما به جای ادامه تحصیل در رشته مهندسی شیمی به علوم انسانی روی می‌آورد.

زیباکلام در دانشکده صلح شناسی دانشگاه برادفورد فوق لیسانس و دکترای خود را می‌گیرد. موضوع تز دکترای او انقلاب اسلامی ایران بوده‌است. زیباکلام در سال ۱۳۶۹ به ایران بازگشته و پس از دوسال وارد گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران می‌شود.

زیباکلام که نقشی هم در انقلاب فرهنگی و تصفیه اساتید دگراندیش در دانشگاهها داشته است، ابایی ندارد که به صراحت از "نقش خود" در انقلاب فرهنگی عذرخواهی کند.

زیباکلام که معتقد است "تک تک سلولهایش هم لیبرال است"چون وابستگی حزبی و سیاسی مشخصی ندارد و از همان روزهای اول اصلاحات، منتقد اصلاح طلبان شد، وضعیت ویژه ای در رسانه ها پیدا کرده است، به نظر بسیاری این دلایل باعث می شود که طرح وی در رسانه ها باعث ترویج یک حزب یا تفکر خاص نشود و یکی از دلایلی که وی توانسته است از فیلترهای رسانه های رسمی و دولتی داخلی عبور کند و کرسی تدریس علوم سیاسی در دانشگاه تهران را نیز بدست آورد، همین است.

دلمشغولی اصلی زیباکلام تضاد سنت و مدرنیسم و تاریخ معاصر است که با قلم روان و بدون پیرایه ای این دغدغه ها را علاوه بر مصاحبه های تلویزیونی در روزنامه های اصلاح طلب نیز قلمی می کند،.

دغدغه مهم دیگر زیباکلام "خاکستری سازی" تاریخ و مناسبات سیاسی در ایران است که با تمام قوت و با استفاده از هر تریبونی که بدست آورد، آن را تبلیغ می کند و البته در این راه هم تنها است.

بسیاری می گویند کلاس های درس زیباکلام یکی از داغ ترین و جنجالی ترین و پرطرفدارترین کلاس ها در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران است که البته خود زیباکلام هم سوژه بسیاری از سخنان و موضع گیری هایش را از درون همین بحث های کلاسی می یابد.

البته این را هم باید گفت که صادق زیباکلام دعوت به هیچ مناظره یا گفتگویی را رد نمی کند و این خود از زیرکی های اوست.

زیباکلام یکی از هواداران اکبر هاشمی رفسنجانی است و از نخستین کسانی بود که در برابر هجمه اصلاح طلبان به هاشمی در آستانه انتخابات مجلس ششم(1378) به شدت از او دفاع کرد، زیباکلام همچنین این فرصت را یافت که در گفتگوی مشروح و اختصاصی با اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1386 با عنوان "هاشمی بدون روتوش" سئوالات خود را از وی بپرسد.

این لیبرال تنها و مصدقی قدیمی که اندکی در ظاهر فانتزی و عجیب است، خصوصیتی پیدا کرده است که نه محافظه کاران و نه اصلاح طلبان او را "جدی" نمی گیرند، زیباکلام تفکر خاصی را نمایندگی نمی کند ولی استاد مناظره های داغ و جنجالی است و می توان گفت هم اینک در رسانه های داخلی در حکم "میکروب ضعیف شده ای از مدرنیسم" را دارد که باعث ایمنی یافتن سیستم در برابر میکروب های خطرناک تری از این دست می شود.

زیباکلام که معمولا عادت دارد در هنگام شنیدن سخنان مخالف خود با بند کمربند یا عینکش بازی می کند، چون صراحت لهجه خاصی و قابل توجهی برخوردار است، به جذابیت برنامه های صداوسیما و رسانه ها کمک می کند، البته همواره در برنامه ها و مناظره های صداوسیمایی در مقابل زیباکلام، چند مخالف در میدان حضور دارند تا اثر سخنان زیباکلام "هدایت شده" و "قابل کنترل" باشد!

از همین رو است که حتی صریح ترین و خاص ترین مواضع زیباکلام(مثل دفاع علنی از رضاشاه در برنامه زنده تلویزیونی) چندان حساسیتی را برنمی انگیزد و تحمل می شود و زیباکلام می داند ما به ازای این سخنان حبس و جریمه و زندان و ...نیست.

  یکی از مشهورترین تعابیری که در مورد صادق زیباکلام بکار برده شده است متعلق به محمد جواد لاریجانی است که زیباکلام را فردی "لیز" (که در هیچ چارچوبی جا نمی گیرد) توصیف کرده بود.

شگفتی های زندگی خصوصی زیباکلام نیز دستکمی از شگفتنی های رسانه ای او ندارد، برادرش سعید زیباکلام از تئوری پردازان جریان اصولگرا است، دخترش هم که عقاید سیاسی کاملا متناقضی با پدر دارد عروس احمد توکلی از شخصیت های سرشناس جناح راست شده است.

صادق زیباکلام، این ماهی لیز رسانه ها، پدیده این روزهای ماست که کسی که علاقه ای به "داشتن" و "صید " او ندارد ولی ظاهرا همه دوست دارند شاهد حرکت آزادانه و غیرمنتظره او در رسانه ها باشند، اثر مهم زیباکلام برای رسانه ها، ایجاد فرصتهای برای پرداختن رسانه ها به مباحثی است که همه کس، شهامت یا تدبیر طرح آنها را ندارد، شاید زیباکلام تجسم عینی داستان "ماهی سیاه کوچولوی" صمد بهرنگی باشد اما نه در ادبیات مارکسیستی دهه چهل شمسی، بلکه در عرصه رسانه های دهه هشتاد شمسی!

***

-لینک مطلب در پارسینه(+)

-برای این مطلب ۴ تا سیگار سوزوندم!

-لحظه موتورم رو از جلوی در خونه سرقت کردند! لحظه فلج کامل!

-پلی استیشن می خوام بگیرم، چی بگیرم؟ چنده؟ کسی می دونه؟ کال آف دیوتی هم داشته باشه!

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸

-محمود فرجامی(+) یک بازی وبلاگی جالب راه انداخته با عنوان" سه چیزی که دیگر به آن باور ندارم"،‌ این پست اجابت این بازی وبلاگی و مشارکت در جشن باورهای نداشته  است،‌آنهم در سالروز هفت سالگی وبلاگ کلاشینکف دیجیتال!

- "شرف از آن چیزهایی است که نمی شود حتی بخاطر خدا قربانی اش کرد" قبلا خیلی با این جمله شریعتی مشکل داشتم،‌ برایم حالت یک کفر زشت و مدرن را داشت،‌اما امروز به خوبی می فهمم بعضی چیزها است که "الهی" هست اما "ظاهرا"،‌ "دینی" نیست، چیزهایی مثل "عقل،شرف، انصاف، اختیار، آزادی،حتی ‌فلسفه".

اینها چیزهایی است که اگر آنها را "شرعی" به مفهوم رایج و عرفی کلمه فرض کنیم، عملا وارد یک تونل وحشت بی پایان در زندگی می شویم که هی می رویم جلو..ولی عملا عقب می رویم! "می پنداریم که طاعت می کنیم" ولی معصیت از عمق جانی که باعث می شود مرتب از خدا دور شویم و آلوده به اقسام شرک،یک نوع زندگی نباتی با طعم و ظاهر دینی..که چیز بسیار خطرناکی است، بگذارید این طور توضیح بدهم که خداوند متعال آنقدر انسان را شریف و عاقل و عالی و این امور را بدیهی و مسلم فرض کرده است که در "شریعت" نیازی به "تصریح دائم " و "تاکید روزانه" و "لحظه ای" و ... نشده است(هرچند که به یک معنا بطور کل تصریح هم شده است!)‌اما برخی مدعیان این را نفهمیده اند و من هم زمانی این را نمی فهمیدم،این باوری است که دیگر به آن اعتقاد ندارم.

-هرچند دین(اسلام) و مذهب شیعه ذاتا سیاسی است و سکولاریسم در جوامع اسلامی عملا ممکن و حتی مطلوب نیست،اما همیشه با یک شمشیر آخته و بی غرض البته! باید مراقب آفات برخی جلوه های پیوند دین و سیاست و حکومت بود، ‌قبلا فکر نمی کردم این شمشیر وجودش اینقدر ضروری باشد، ولی الان می فهمم این شمشیر(یا کلاشینکف!) وجودش واقعا ضروری و حیاتی است.

-تنفر....‌معتقد شده ام تنفر هم مثل عشق است باید درست خرجش کرد و به جا،‌آدمهایی که چیزهای زیادی را دوست دارند یا از چیزهای زیادی متنفرند،‌ احتمالا احمق هستند!

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۸

یک هندوی داغون که ظاهرا شبیه منه!

بروبچز رفته بودن هند برای الواطی، توی قطار این اقاهندوی مهربون رو می بینن، از فرط شباهتش با من دچار حیرت می شن و لحظه باهاش دوست می شن و عکس می گیرن!بالاخره هرکی همزادی داره، اینم همزاد ما! ببخشید دیگه! شب بود، تاریک بود، دموکراسی هندی و گاندی و اینا بود، از این بهتر در نیومد!

می گم بابا اینا کین؟؟ که شبیه کلاشن اما هندین!

ترانه جینگه جان از احمد عاشورپور رو هم گوش کنید و حالشو ببرید

 

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸

سایت های سیاسی اینترنتی پدیده رسانه ایی است که تقریبا مختص ایران است، در یک دهه ای که از عمر این رسانه های جدید می گذرد، آنها به دلایل مختلف با اقبال نسبی مخاطبان داخلی و خارجی فارسی زبان مواجه شده اند و توانسته اند جریان ساز باشند..

انقراض تدریجی روزنامه نگاری کلاسیک و برخی محدودیت ها و ضعف های رسانه های رسمی و از سوی دیگر ایجاد یک طبقه و طیف 20 میلیون نفری از کاربران اینترنتی، باعث شده است سایت های خبری-سیاسی مجالی برای عرض اندام پیدا کنند، هرچند که نباید در تصور وزن آنها نیز دچار اغراق شد و باید دانست که  "سایت ها، رسانه های دوران گذرا در جامعه ایرانی" محسوب می شوند
.

http://irancartoon.ir/news/archives/poster_resane_final.jpg


سایت های سیاسی داخلی  توانسته اند تا حد زیادی "اعتماد مخاطب"-عمده ترین سرمایه یک رسانه- را جذب کنند و البته قابل انکار نیست که اتفاقا سایت های اصولگرا نسبت به رقبای اصلاح طلب خود با اقبال بیشتری مواجه شده اند..

اما دیدگاهی که نسبت به سایت ها در مقایسه با رقبای رسمی خود(مثل خبرگزاری ها و ..) وجود دارد، مثل تفاوت زن صیغه ای و عقدی است! آنها هزینه های مربوط به کار رسانه ایی را می پردازند اما از مزایای آن محرومند: نهاد صنفی ندارند، اجازه حضور در برنامه های خبری را ندارند،از بسیاری از خبرگزاری های رسمی، تاثیرگذارتر هستند و از نظر اقتصادی هم اکثرا خودکفا هستند، اما حتی یک گواهی نامه ثبت رسمی ندارند و صدالبته که کتک خورشان هم  ملس است و دائما با خطر محدودیت یا فیلترینگ مواجه هستند و از همه مهمتر و دردناک تر اینکه به "رسمیت" شناخته نمی شوند.
.

در شرایطی که خطر دو قطبی شدن فضای رسانه ای کشور و "قدرت یافتن رسانه های خارجی فارسی زبان " و قبضه کردن فضای رسانه ای کشور توسط آنها، یکی از چالش های آتی  جامعه ایرانی است، توجه به اهمیت و نقش سایت های خبری داخلی بسیار راهگشا است، تقویت،حمایت و به رسمیت شناختن سایت های خبری داخلی، هم نشانه ای از تحقق آزادی و تکثر رسانه ای است و هم راهکاری ساده برای مقابله با نفوذ روزافزون رسانه های خارجی است.
.

بدون تردید، توسعه رسانه های داخلی با موضوع سایت ها گره خورده است و این مسیر، راهکاری دولتی و بخشنامه ای ندارد.

یادداشتم در همشهری نوروز

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸

با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال پرماجرای 1388 شمسی که تقریبا هفته ای در آن نبود که جامعه شاهد حادثه، چالش یا اتفاق جدیدی نباشد، جا دارد نگاهی دوباره ای به مهمترین چالش این سال که موضوع انتخابات ریاست جمهوری دهم و پیامدهای بعدی آن است، افکنده شود.

جریان سبز به عنوان مهمترین مولود حرکت های اعتراضی سال 1388 در پایان این سال در چه وضعیتی است ؟

واقعیت این است که اگر جریان سبز تا آذر ماه امسال در قامت یک جریان و ظرفیت "فعال" سیاسی ظاهر شده بود، هم اینک در حال تبدیل شدن به یک ظرفیت "تاکیتکی" و تغییر نقش از "عامل" به "متغیر" است.

راهپیمایی اعتراض آمیز 25 خرداد که به صورت خودجوش صورت گرفت، سپس حضور در مناسبت های ملی و مذهبی، شعار نویسی ها و فعالیت در فضای مجازی و ...اهم فعالیت های فعالانه جریان سبز در طول مقطع زمانی مذکور بود.

جریان سبز عملا در ایران فراگیر نشد و جریان سبز به دلیل ماهیت و خصلت خاص اقتصادی و اجتماعی، فرهنگی و محدودیت های موجود، در مرحله "اعتراض" متوقف و نتوانست در قامت یک "جنبش فراگیر" به طبقات مختلف اجتماعی پیوند بخورد و آنان را با خود همراه کند، جریان سبز همچنین به همین دلایل از وارد شدن به مرحله "اعتصاب" (به عنوان گامی عملی و عینی فراتر از "اعتراض های مجازی و خیابانی") ناتوان بود.

ابهامات هویتی جریان سبز، رهبران این جریان را (که بعضا دنباله روی بدنه آن بودند)عملا به وضعیتی پیچیده و سخت هدایت کرد، باید پذیرفت که هم اکنون ماهیتی بین "اصلاح طلبی و براندازی" دارد که همین رهبری واحد و تعریف شده بر آن را با دشواری های شدید و حتی محال پیش می برد.


نکته دیگری که می توان نتیجه گرفت این است که ظرف زمانی "9 ماه" تقریبا تمام ظرفیت نقش آفرینی جنبش خرده بورژواتیک شهری در ایران، انرژی و توان طبقه متوسط شهری در معادلات سیاسی ایران بود،به نظر می رسد به دلیل خصلت های اجتماعی و اقتصادی و شرایط موجود،طبقه متوسط ( که طبقه ای تحصیل کرده، جوان و مرتبط با نهادهای بورکراسی حاکمیت است) دیگر توان ادامه بازی را ندارد.

از ماههای پایانی سال 1388 با شارژ و گشوده شدن مجدد جبهه هسته ای علیه جمهوری اسلامی و پایان ظرفیت اعتراض های خیابانی جریان سبز، به نظر می رسد فضای چالش های داخلی و از جمله جریان سبز تا حد زیادی تحت الشعاع این جبهه جدید خارجی قرار گرفته و بازهم این روند تسریع خواهد شد.

حتی این احتمال وجود دارد که جریان سبز به دلایلی که در بالا توضیح داده شد،خواسته یا ناخواسته"متغیری" از بازی غرب در ایران شود.

ضمن اینکه نبرد اطلاعاتی و رسانه ای بین جمهوری اسلامی ایران و غرب نیز کاملا مشهود است(که ممکن است زمینه و مقدمه ای برای نبرد و برخورد سخت هم باشد) معادلات را در سال آتی کاملا تحت الشعاع قرار خواهد داد.

با این اوصاف می توان گفت حذف کامل جریان سبز از معادلات سیاسی ایران بعید به نظر می رسد اما به نظر می رسد این جریان در حالت انفعالی و به اصطلاح به صورت "آتش زیر خاکستر" منتظر نقش آفرینی هایی در "بزنگاهها" خواهد شد، بخشی از این جریان هم به دنبال فعالیت های زیرزمینی رفته یا می رود و از سوی دیگر هم با توجه به اینکه الگوی رقابت های سیاسی درون نظام با حضور دو جناح هم فعلا مخدوش است،بر پیچیدگی های اوضاع افزوده خواهد شد.

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸

پابرهنه پشت فرمان!

فوقش بیست و پنج ساله...با یک پیکان قراضه همسن خودش مسافرکشی می کرد،  توی همون نگاه اول می فهمیدی که "خسته اس"... از همونایی که بهشون می گن : "پیرجوون"، کفشهاشو درآورده بود و با پای برهنه رانندگی می کرد، شاید نشانی از دو حس متفاوت کلافگی و بی خیالی، ضبط ماشینش هم می خواند: هرچی بخوای همون می شم...

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: