...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸۸

شاید برای خیلی ها این سئوال پیش آمده باشد که چرا در بحران انتخابات دهم  ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن، اکثریت قریب به اتفاق علماء و مراجع(به جز آقایان منتظری و صانعی) موضع گیری علنی نکرده اند و همچنان ماجرا با سکوت ادامه می دهند؟ بی شک هفته ها و ماههای فعلی یکی از حساس ترین مقاطع است که به  سرفصل های جدیدی  در تاریخ و مفهوم و ماهیت "مرجعیت شیعی" و مسئله "توقعات و انتظارات از مرجعیت"  تبدیل خواهد شد.

مراجع و روحانیت

- البته نیاز به توضیح ندارد که همه این دلایل الزاما برای همه مراجع و علماء صدق نمی کند و منظورم هم از علما و روحانیت در این نوشته، روحانیت حکومتی و روحانیون کاملا وابسته به جناح چپ(مثل آقای بیات زنجانی) نیست،‌بلکه منظور غالب و تیپ  اکثریت معمول مراجع است.

برای این سکوت و عدم موضع گیری مراجع و روحانیون اعلام چند دلیل را می توان ذکر می کرد که به نظرم از این قرار است:

-ورود مراجع و روحانیت به مسئله ادعای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و مسائل بعدی آن، در شرایط فعلی یک موضع گیری سیاسی غلیظ و تمام و کمال محسوب می شود و کاملا هم به نفع یک جریان سیاسی(اصلاح طلبان) تمام می شود، بسیاری از مراجع و روحانیت با این سطح از سیاست ورزی(ورود مستقیم و جزیی به مسائل) میانه ای ندارند و از نظر آنان،ورود آنها به اینگونه مسائل، موقعیت روحانی و خاص آنان را با چالش مواجه می کند.

-مراجع و روحانیت می دانند که ورود آنها در شرایط کنونی به بحران اخیر(که البته الان از مسئله انتخابات فراتر رفته) یک "موضع گیری ساده و معمولی" نیست و آثار و پیامدهای بسیار عمیق خواهد داشت و می تواند "کفه معادلات" را به صورت ناگهانی برهم بزند، به همین دلیل در موضع گیری و ورود به مسئله فوق، بیش از حد احتیاط می کنند.

-مسئله مهم دیگر کانال های ارتباطی مراجع و روحانیت است،باید توجه کرد معمولا بیوت علماء با انواع و اقسام بولتن ها و اخبار خاص(عموما رسمی-حکومتی) تغذیه رسانه ای می شود و همین فضا، شاید جای چندانی برای جریان های خبری مخالف که دسترسی متقابل به کانال های ارتباطی ندارد، باقی نگذارد، ضمن اینکه نباید فراموش کرد علما و مراجع  معمولا "محل مراجعه" هستند و خودشان معمولا اهل "مراجعه" نیستند.

-دلیل دیگر می تواند این باشد که بخشی از روحانیت و مراجع،‌اصولا حوادث اخیر را یک حادثه گذرا و مقطعی و نه چندان مهم و حیاتی ارزیابی می کنند که می گذرد و نباید بی گدار در مورد آن هزینه کرد.

- اصولا معترضان و منتقدان وضعیت موجود(جنبش سبزی ها) اصولا جزو مخاطبان و مقلدان مرجعیت و روحانیت به حساب نمی آیند، این عده  با مراجع کانال ارتباطی و رابطه ارگانیک ندارند، بنابراین طبیعی است روحانیت و مراجع دلیلی برای ورود مستقیم و علنی به موضوع اعتراضات نمی بینند، ضمن اینکه مراجع و روحانیت به خوبی می دانند نفس ورود به مسئله بحران های انتخابات و ... روابط فعلی آنها با حاکمیت را هم بطور کامل تحت الشعاع قرا می دهد.

-تفکر سنتی و معمول در روحانیت و مراجع تقلید این است که آنها اصولا جایگزین و آلترناتیوی برای نظام جمهوری اسلامی(به عنوان تنها حکومت شیعی جهان) قائل نیستند و به همین دلیل مصلحت حفظ اهم و قاعده تزاحم و ...باعث شده است که بقای نظام موجود را با وجود همه مشکلات و مسائل بخواهند و از هرگونه حرکت انتقادی در این خصوص خودداری کنند.

-ورود مراجع به حوادث انتخابات و بحران های آن( که می تواند در قالب "بیانیه، فتوا، پیشنهاد و ..."صورت بگیرد) عملا هیچ گونه تضمین اجرایی ندارد و به اصطلاح ممکن است حرف شان روی زمین بماند(که این خود بزرگترین ضربه به یک مرجع تقلید است) شاید همین نکته باعث شده است که مراجع و روحانیون بلندپایه بخاطر پیامدهای ورود بی نتیجه به این وادی، شان و جایگاه خود را در معرض خطر و چالش قرار نمی دهند.

-تجربه دو نوع سیاست ورزی روحانیون در تاریخ معاصر پیش روی مراجع است،  اولین تجربه، "تجربه مشروطه" است که اکثر علمای بلندپایه و روحانیت تمام قد به میدان آمدند و از مشروطه دفاع کردند ولی به مرور حذف شدند و نهایتا عاقبت خوشی برای آنان نداشت و به انزوای روحانیت و ظهور رضاشاه انجامید و یک "خاطره بد" از سیاست ورزی روحانیت شد.

 تجربه دوم، سیاست ورزی روحانیت شیعه در جریان انقلاب اسلامی بود که همچنان ادامه دارد ....مقطع فعلی یک مجرا و بزنگاه جدید سیاست ورزی روحانیت است و شاید روحانیت با توجه به دو تجربه قبلی، چشم اندازی و نقطه روشنی  برای ورود به این مقطع سوم، ندارد و شاید به همین خاطر راهبرد" محافظه کاری و انتظار" را فعلا ترجیح می دهد.

***

-این مطلب را امروز صبح روی موتور نوشتم! هی  یه نکته می آمد به ذهنم،‌موتور رو می زدم کنار، یادداشت می کردم،‌دوباره موتور رو آتیش می کردم! خیلی ها فکر کردن پلیسم دارم شماره پلاک ماشینشو می نویسم!

-توضیح لازم : تا زمانی که آیت الله تورجان زنجانی (+) و حاج آقا رضا مهدوی در مورد این مطلب نظر ندهند و توشیح نکنند، ‌مطلب اعتبار ندارد!

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸

چند آیه معروف از قرآن است که به دلیل قرینه سیاسی-مصلحتی و جلوگیری از سوء استفاده دشمن به نظرمی رسد مدتهاست از "قرآن رسمی" حذف شده است که از این جمله هستند:

- ان الله لا یغیر ما بقـوم حتی یغیروا ما بانفسهم(رعد-١١)

-فضّل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً( نساء-٩۵)

-فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب (زمر ١٧-١٨)

-لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی (بقره ٢۵۶)

-الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ(نساء ٣۴)

***

توضیح :آیه اول شعار نهضت آزادی است، آیه دوم، شعار و آرم مجاهدین خلق، آیه سوم شعار بنی صدر، آیه چهارم هم ورد زبان سکولارها و  بعضا مردم توی تاکسی و اتوبوس! آیه پنجم هم چون به تریج چادر فمینیست های اسلامی برخورنده تشخیص داده شده، حذف شده است...چه کسی پاسخگوست واقعا؟ 

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸

دادگاه اخیر اطلاح طلبان ماورای همه مفاهیم حقوقی و ذاتی اش، یک "عَرَض" ارتباطی و رسانه ای هم داشت، دادگاه یک صحنه مواجهه بود بین متهم با " رئیس دادگاه،دادستان، احیانا خانواده اش و از همه مهمتر خبرنگاران و عکاسان و به خصوص عکاسان"، متهمی که بعد از حدود 70 روز حبس و بی خبری مطلق از بیرون،به دادگاه می رود با نگاه خبرنگاران و  فلاش دوربین عکاسان مواجه می شود،به خوبی می داند این فریم ها که ثبت می شود،میلیونها غافله دل و سیستم همراه این عکسها است!و این عکسها مهمترین منبع تحلیل در مورد آنها می شود.

چشم ها...نگاهها ...حرفها...؟!

 به نظر می رسد متهمان از آنجا که آدم های سیاسی و بعضا رسانه ای هستند، از این "فرصت مواجهه" یا "استفاده" کرده اند یا حالتی که در آن قرار داشته اند آنقدر واقعی ومستقیم بوده است که کاملا در عکسها ثبت شده است و می توان از آن طریق روحیه فعلی آنها را شناخت و به بیان دیگرمیتوان می گفت که "بعضی از آنها" سعی کرده اند با "زبان بدن" یا چیزی شبیه به آن با مخاطبان غایب حرف بزنند.

این چیزهایی که می خوانید برداشت من از این "مواجهه" است،‌از حالت هایی که این افراد "دارند" یا وانمود می کنند یا سعی می کنند "داشته باشند"....

-بهزاد نبوی: -"گرفتن" حالت "ناراحتی شدید" (پایین انداختن سر+ اخم ناشی از ناراحتی).

-بهزاد نبوی: -"گرفتن" حالت نگرانی-ناراحتی شدید" (پایین انداختن سر+ اخم ناشی از ناراحتی)، این حالت را در اولین دادگاه هم داشت، اما امروز کمتر و ملایم تر شده بود.

:ژست تفکر عمیق+"درهم فروبردگی عمدی صورت" بدون القای حالت تسلیم

-محسن میردامادی:ژست تفکر عمیق+"درهم فروبردگی عمدی صورت" بدون القای حالت تسلیم، این عکس را هم ببینید(+)

لبخند تمسخر؟

-سعید لیلاز+محمدرضا جلایی پور: لبخند (تمسخر)

عبدالله رمضان زاده: "اخم ناشی از خشم" بطور خیلی مخملی و ملایم!

-عبدالله رمضان زاده: بهت ملایم+"اخم ناشی از خشم و کمی تمسخر" بطور خیلی مخملی و ملایم! امین زاده همین حالت را با چاشنی یک لبخند ریز و گم دارد!

hajarian

-سعید حجاریان:بی تفاوت ترین چهره یا بی تفاوتی محض(تنها مورد این چنینی در دادگاه)

محسن صفایی فراهانی: گرفتن و پوشاندن و "فشردن" صورت با دست به حالت "پشیمانی شدید"

-محسن صفایی فراهانی: گرفتن و پوشاندن و "فشردن" صورت با دست به حالت "پشیمانی شدید"، این عکس را هم ببنید(+) و این عکس فوق العاده قابل تامل(+) و این (+)

مصطفی تاج زاده: افراشته کردن سر و نگاه خشم آلود به دادگاه(تنها مورد این چنین در کل دادگاه)

-مصطفی تاج زاده: افراشته کردن سر و نگاه خشم آلود به دادگاه(تنها مورد این چنین در کل دادگاه)

-محمد قوچانی: نگاه متفکرانه اما تسلیم آلود

-محمد قوچانی: نگاه متفکرانه اما تسلیم آلود

-احمد زیدآبادی:آشفتگی،"گرفتن" حالت آسیب دیدگی شدید،"داشتن" حالت شوکه شدگی

-احمد زیدآبادی:آشفتگی،"گرفتن" حالت آسیب دیدگی شدید،"داشتن" حالت شوکه شدگی+ نوعی ناامیدی مطلق...

-شهاب طباطبایی،سعید شریعتی: بهت کامل

-نظر شما چیه؟!

پ.ن: عکسهای ایلنا از دادگاه(+) عکسهای ایسنا(+): ژست ها و حالت های متهمان در همه عکسهایی که گرفته شده، تقریبا ثایت است،‌این هم یکی دیگه(+)

-یادداشت دکتر حامد وفایی :حکایت آن چشم ها،سیاست و دیانت ما(+)

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: