...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۸

-الحق مع دولت احمدی نژاد و دولت احمدی نژاد مع الحق!

-منو و شنودهای خونه، شنیدنت عادتمونه !

- ئی "ناجیه غلامی "دیدگاه آدمو در مورد افغانی ها عوض می کنه،چی می کنه ئی بی.بی.سی مارموز!

-همین!

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸

شما چه تصوری از مظفرالدین شاه قاجار دارید؟ حتما وقتی او را به یاد می آورید، تمام هم خانواده ها و مترادف های کلمات و واژه هایی چون "عیاش،‌ الدنگ و دوونگ، خوش گذران، بی عرضه، بی فرهنگ و..." در ذهن تان جمع می شود...حالا در کنار همه آن تصاویر و تداعی معانی ها، این "تصویر" را ببینید و به "تصورات" خود از "مظفرالدین شاه" اضافه کنید:

نامه مظفرالدین شاه به کمال الملک

چند توضیح:

اول: این یک نامه رسمی دربار قاجار و با سربرگ رسمی است که مظفرالدین شاه برای احوال پرسی از کمال الملک(محمد غفاری) "شخصا" و مستقیما و به خط خود، برای او نوشته است و یکصدتومان هم به ضمیمه این نامه (به همراه بکار بردن ضمیر دوم شخص جمع! برای نقاش باشی سابق دربار) برای کمال الملک  "انعام" فرستاده است.

دوم : این نامه مربوط به زمانی می شود که کمال الملک برای آموختن نقاشی در اروپا به سر می برد و این نامه مظفرالدین شاه در حقیقت نوعی "درخواست" شاهانه و از موضع بالا! برای بازگشت استاد به وطن است، کما اینکه کمال الملک هم این دعوت را نهایتا پذیرفت و به ایران آمد.

 

شاه بابا ! کیم لره گالدی دنیا؟!

سوم: این را هم باید دانست که 100 تومان در آن وضعیت افتضاح اقتصاد ایران در آستانه مشروطیت که خبری از پول نفت و ...نبوده، واقعا پولی برای خودش بوده است و اقلا خرج صیغه کردن یک زن جدید در درب خانه مبارکه یا خریدن یک اسباب بازی جدید فرنگی برای شاه می توانسته بشود!

چهارم: حتما می دونید که فرمان مشروطیت( یعنی کاستن و محدود کردن قدرت شاه و تاسیس مجلس و عدالتخانه و البته برداشتن عسگر گاریچی!) به دست کدوم شاه امضاء شد؟

حالا این شما و این تصورات تاریخی تان از مظفرالدین شاه!
 

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸
حتما شما هم از پیام غیرمنتظره و عجیب اوباما در سیزده آبان تعجب کردید، منم تعجب کردم ولی بعدا که یه خورده در موردش فکر کردم، دیگر خیلی تعجب نکردم!
 
***
گفتمان سیاسی ایران و آمریکا در طول سی سال اخیر را می توان به یک بازی پینگ پنگ تشبیه کرد، به این معنی که هرگاه یک طرف لحن خود را تند و رادیکال کرده است، طرف مقابل هم بلافاصله با آبشارهای محکم "توپ" را به زمین طرف مقابل انداخته است، اما به نظر می رسد این بار، اوباما بعد از دریافت یک ضربه محکم از طرف مقابل، برخلاف روسای جمهور سابق آمریکا، توپ را خیلی آرام و دوستانه به طرف مقابل پاس داده است، برای ناظران این بازی سی ساله، این رفتار آنهم از سوی آمریکا قدری عجیب است.
 
مهمترین و قابل بحث ترین بخش پیام اخیر اوباما، "زمان" این پیام است،ارسال پیام از سوی اوباما به مناسبت سیزده آبان بلافاصله بعد از سخنرانی آیت الله خامنه ای که در آن بر استقرار منطق "گرگ و میش" در روابط ایران و آمریکا و بی اعتنایی ایران به  لبخندهای کودک فریبانه آمریکا تاکید شده بود، صورت گرفت، سیزده آبانی که هرگز خاطره خویشاند برای آمریکایی های نیست ولی البته یک خاطره انقلابی و ایدئولوژیک برای ایران است و اوباما دقیقا همین روز را برای ارسال پیام خود انتخاب کرده بود.
 
اوباما با ارسال این پیام فوری یک روز بعد از سخنرانی رهبرایران، بازی را به سطح عالی و علنی ارتقا می دهد و شایعات رد و بدل کردن پیام ها و نامه های محرمانه بین خود و رهبرایران را به واقعیت تبدیل می کند.
 
 پاسخ یا  رویارویی مستقیم "رئیس جمهور آمریکا"  به "رهبرایران"  ، امری بوده که در طول این سی سال بی سابقه است،چون تماسها رد و بدل شده بین تهران و واشتنگتن همواره در سطوح پایین یا غیررسمی برقراره بوده یا در بهترین حالت در معدود مواردی بین دو رئیس جمهور بوده است.
 
 گزینه تحلیلی دیگر این است که یا پیام های دیگری از ایران به اوباما رسیده است که باعث شده رئیس جمهور آمریکا سخنرانی انقلابی رهبرانقلاب را به اصطلاح "تاکتیکی" بداند یا اینکه اوباما با ارسال این پیام غیرمنتظره با زیرکی چنین چیزی را "وانمود" و "تبلیغ" می کند.و جالب این است که هردوی این فرضیه ها،‌نتیجه واحدی دارند...
 
به نظرمی آید اوباما و تیم سیاستگذاری اش  در کاخ سفید با توجه به سه دهه چالش های ایران و آمریکا به این نتیجه رسیده اند که باید از مواضع کلاسیک و متعارف در برابر ایران خارج شوند و به نوعی بازی جدیدی را در قبال ایران در پیش بگیرند یا به بیان بهتر زمین این بازی را عوض کند.
 
باراک اوباما در پیام خود خطاب به جمهوری اسلامی ایران گفت: «ایران باید انتخاب کند؛ سی سال است که شنیده‌ایم دولت ایران مخالف چیست؛ حال پرسش این است که این دولت در پی چه آینده‌ای است و وقت آن است که دولت ایران تصمیم بگیرد می‌خواهد در گذشته بماند یا آن که دست به انتخابی بزند که درهای فرصتی بزرگ‌تر، رفاه بیشتر و عدالت برای مردم ایران را به رویش باز کند.»

پیام آشتی جویانه 13 نوامبر باراک اوباما دو هدف متضاد و استراتژیک را برای آمریکا دنبال می کند، از یک سو در میانه میانه روها، هزینه چالش گری در برقراری رابطه ایران و آمریکا را متوجه ایران می کند و از سوی دیگر هم هیمنه و هیبت ضدآمریکایی جمهوری اسلامی در افکار عمومی خاورمیانه و جهان(که یکی از منابع قدرت سنتی جمهوری اسلامی است) را  با شبهه و تردید مواجه می کند.
 
ایدئولوژی زدایی یا به بیان بهتر "تاریخ زدایی" از چالش ایران-آمریکا و محروم کردن ایران از این ابراز تبلیغاتی یکی از محورهای اصلی پیام باراک اوباما است.
 
از سوی دیگر ، اوباما با این حرکت، شمع  نیمه جان تلاشهای پنهانی در داخل ایران برای بهبود روابط با آمریکا را نیز روشن نگه داشت تا این تلاشها مثل همیشه با یک سخنرانی قاطع و انقلابی رهبر عالی جمهوری اسلامی قطع نشود و بحث و گفتگو پیرامون این مسئله ادامه پیدا کند.
 
اوباما با ارسال پیام اخیر، ضمن تلاش برای برهم زدن نظم ذهنی رهبران ایران( و حتی ایجاد اختلاف در رهبران ایران) در قبال آمریکا، به اعتراضات اخیر و جریان سبز هم گوشه چشمی نشان می دهد و می گوید" دنیا هم‌چنان شاهد فریادهای رسای آنها برای عدالت و جست‌وجوی شجاعانه‌ آنها برای حقوق انسانی و همگانی‌شان است."
حالا باید دید آیا جمهوری اسلامی ضربه محکم و کلاسیکی به این توپ آرام می زند یا آنکه نوع بازی خود را عوض خواهد کرد.   
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸

با حضور ناگهانی امروز محمود احمدی نژاد در مجلس و درخواست وی برای عدم اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها در قالب بودجه سالانه، این طرح بزرگ که به بزرگ ترین جراحی اقتصادی ایران مشهور شده بود، حالا به نظر می رسد به عمیق ترین معضل اقتصادی کشور در طول سی سال اخیر تبدیل شده باشد.

این در حالی است که طرح تحول اقتصادی قریب به 7 ماه است که در جلسات کارشناسی مداوم مشترک دولت و مجلس و با حضور مداوم وزیر اقتصاد در جلسات این کمیسیون، در حال بررسی بود.

این جلسات به قدری مهم و حساس بود که رهبرانقلاب نیز با تعیین نماینده وِیژه (علی آقامحمدی) عملا بطور مستقیم وارد موضوع هدفمند کردن یارانه ها شده بودند.

محمود و دیگر هیچ!

آنطور که غلامرضا مصباحی مقدم، رئیس کمیسیون ویژه مجلس برای هدفمند کردن یارانه در گفتگو با خبرگزاری ایسنا می گوید" نماینده‌ای که از طرف مقام معظم رهبری برای بررسی لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها با مجلس آمده بود، قانع شده بود"

اما به نظر می رسد با جدی شدن بحث هدفمند کردن یارانه ها و ایجاد نگرانی های شدید در جامعه، احمدی نژاد که همواره نشان داده است شم قوی و قابل توجهی نسبت به جهت گیری ها و ذائقه توده های مردم دارد، نوع نگاه خود به این جراحی بزرگ -لااقل در ظاهر-را تا حد زیادی تغییر داده است تا اولا عوارض شدید اقتصادی-اجتماعی-سیاسی آن به نام وی و دولت وی تمام نشود و از سوی دیگر، در صورت اجرای این طرح بزرگ، افتخار آن هم به حساب وی نوشته شود.

از طرف دیگر به نظر می رسد احمدی نژاد مایل است،طرح هدفمند کردن یارانه ها یا بطور دفعی و ناگهانی و با "کمترین دخالت و تاثیرگذاری پارلمان" و "بیشترین اختیار دولت" اجرا شود، یا آنکه فضای مبهمی شکل بگیرد که نقش و مسئولیت مستقیم دولت در هدفمندکردن یارانه ها به محاق رود و بیشتر مجلس به عنوان مسئول این ریسک بزرگ شناخته شود.

ضمن اینکه احمدی نژاد نشان داده است بطور جدی به دنبال گسترده تر شدن اختیارات دولت و شخص رئیس جمهور است و این چالش نیز می تواند آزمون یا سکوی پرشی بزرگ برای وی در آغاز دولت دهم باشد.

به بیان دیگر اگر احمدی نژاد بتواند "اختیارات مافوق قانونی" برای اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها از مجلس بگیرد، این رویه دیگر تعطیل نخواهد شد و آغازی برای نقش آفرینی ویژه قوه مجریه در اداره و تصمیم سازی کلان برای اداره کشور خواهد بود.

در شرایط کنونی که دولت تلویحا پا پس کشیده است یا چنین وانمود می کند، اگر مجلس بر اجرای طرح تحول مطابق توافقات قبلی و قوانین موضوعه و از همه مهمتر "عزم جدی نظام" اصرار کند، در جامعه و افکار عمومی به عنوان مسئول این طرح شناخته خواهد شد نه دولت و شخص احمدی نژاد.

با این اوصاف به نظر می رسد سناریوهای آتی برای طرح هدفمند کردن یارانه ها چندان متنوع نباشد و بتوان آن را در چهار گزینه خلاصه کرد:

1- عقب نشینی مجلس و پذیرفتن نظر احمدی نژاد.
2- پس گرفتن لایحه هدفمند کردن یارانه ها و منتفی شدن کامل موضوع
3-دخالت رهبری با ارائه حکم حکومتی با توصیه شفاهی به مجلس یا دولت برای تحقق این طرح.
4- احاله موضوع به مجمع تشخیص مصلحت نظام و ادامه چالش فوق.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: