...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩

در ادامه رسیدن احضاریه های باحال، امروز دو احضاریه به دستم رسید، احضاریه اول اتهامش این است: استفاده ابزاری از تصویر زن...!

***

-آخرین ماههای عمر مجلس پنجم، راستی های مهربون برای اینکه سولاخ(دقیقا با همین تلفظ!) نفوذ اصلاح طلبان پیروز در مجلس ششم را در آینده بگیرند چند قانون خفن تصویب کردند از جمله اصلاح قانون مطبوعات و قانون منع استفاده ابزاری از زنان، آن روزها ما سال آخر دبیرستان بودیم و مشغول بازی-شادی-تماشا، یکی از نمایندگانی که خیلی این سنگ ها را به سینه می زد، همین جناب مرضیه حدیدچی دباغ بود، آن روزها هیچ فکرش را نمی کردم که صابون آن قانون یازده سال بعد به بدن مبارک ما بخورد!

***


-زمان ما معروف بود که به یکی از اساتید دانشگاه علوم سیاسی تهران مرکز گفتند چرا به دخترها بیست می دی ولی پسرها رو اذیت می کنی توی نمره، جواب داد: بابا! خدا به اینها 20 داده! من که نمی تونم 20 ندم! حالا حکایت ماست...استفاده ابزاری از تصویر زن آنقدر "وسیع" و "قابل تفسیر" است که می تواند هرگونه درج عکسی از زنان را شامل بشود، چیکار کنیم ما؟ خدا به غالب  اینها 20 داده دیگه! خوشگلن طبعا(به خصوص اگه سفید هم باشن!) چیکار کنیم؟ سیبیل بذاریم براشون؟ شطرنجی کنیم؟ ...عجب گرفتاری شدیم ها! البته بگذریم که زنان کلن دردسر و فتنه هستند، چه اگر در خانه داشته باشیدشان و چه در مطبوعات و رسانه ها عکسشان را بزنی!

***

-احضاریه دوم هم با همین اتهام است ولی برای بابام!! لابد خواستن اسم پدر رو بزنن،‌گفتن یکی هم برای او بزنیم که دو قبضه بشه قصه! خلاصه بعد از عمری ریش سفید کردن در راه اسلام و انقلاب باید با ولی مان برویم دادسرا! خو ئی انصافه؟! :) خدا کنه بازرس محترم قانع بشه که بابام تقصیری نداشته و مجبور نشم بابام رو ببرم اونجا(عدم حضور حکم جلب لحظه!) بدبختی اینجاس که جرم آبرومندانه ای هم نیست که بریم باهاش پز بدیم !

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۳ دی ۱۳۸٩

فرایند عزل ناگهانی وزیر خارجه و رئیس سازمان ملی جوانان و ...به سرنخ واحدی می رسد: "اسفندیار رحیم مشایی"، در واقع فرایندی را که محمود احمدی نژاد هوشمندانه و هدفمند از ابتدای دوره دوم ریاست جمهوری خود آغاز کرده است نام دیگری جز "بیعت گرفتن" برای رحیم مشایی ندارد.

 

http://parsine.com/files/fa/news/1389/10/3/19356_841.jpg



دکتر احمدی نژاد به خوبی می داند که تجربه تحزب و احزاب دولت ساخته تجربه موفقی نیست و ضمن هزینه دار بودن، عملا با مقبولیت مردمی هم مواجه نمی شود و بسیار زود گرفتار حاشیه ها و اختلافات درونی می شود، دلیل دوری احمدی نژاد از تشکل ها و احزاب اصولگرا را هم باید در همین نکفته جستجو کرد.

اما این دوری از تجربه "تحرب" به معنای صرف نظر کردن از فرایند "نهادینه کردن قدرت" و تبدیل شدن به یک قدرت استراتژیکی و دائمی از سوی جریان احمدی نژاد نیست، راهبرد "بیعت گرفتن" برای اسفندیار رحیم مشایی که با قاطعیت تمام در درون دولت دهم جاری است به خوبی جای راهبرد پرهزینه "تحزب" را گرفته است.

به عبارت دیگر اگر اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی احزاب "کارگزاران سازندگی و مشارکت" را در دوره صدرات خود برای نهادینه کردن تفکر و خط مشی خود پایه گذاری کردند، امروز محمود احمدی نژاد به جای سازوبرگ پرحاشیه و بوروکراتیک و البته "مدرن" تحزب، عملا فرایند سنتی و البته موثر"بیعت گرفتن" را در پیش گرفته است، فرایندی که افراد به جای وفاداری به مرامنامه یک حزب، یا شرکت در جلسات حزبی و مشارکت در انتخابات درون گروهی، شور و مشورت، صرفا وفاداری خود به فرد مورد نظر را بدون قید و شرط اعلام می کنند.

 نباید فراموش کرد که یکدست کردن کامل دولت در سطوح بالا و اجرای فرایند بیعت گیری برای مشایی، روشن ترین پیام برای سطوح پایین و مدیران میانی است که "تکلیف" خود را در معادلات آتی بفهمند و خود را با جانشین محتوم احمدی نژاد "هماهنگ" کنند.

ساختار دولت به عنوان منسجم ترین و بزرگترین قدرت اجتماعی-اقتصادی و سیاسی کشور با بیش از یک میلیون کارمند، منبع جدید قدرت لجستیکی جریان احمدی نژاد برای تداوم قدرت سیاسی خود است، فرایندی که رقبای سیاسی و مخالفان به آن دسترسی ندارند و به اندازه دهها حزب بزرگ می تواند موثر باشد.

در همین زمینه(+)

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: