...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩




نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩
تاحالا فکر کردی که چرا مردم پول می دن تا بترسن؟ فیلم ترسناک می خرن و با ولع و لذت تماشا می کنن، یا پول می دن و می رن ، تونل وحشت ؟

ترس ظاهرا حس خوشایندی نیست، اما چرا این اتفاق می افتد؟ چرا هزینه می کنیم تا "بترسیم"؟

ترسیدن باعث می شود خودمان را کشف کنیم، باعث عریانی روح می شود، ترس باعث شناختن می شود، ترس مقدمه رهایی است، آن جیغ ها، فریادها، ترسیدن ها آدمو تخلیه می کنه، ترسیدن باعث می شه اون گارد ظاهری ما برای خودمان و حتی اطرافیان بریزد، خودت بشی، یا خودت رو ببینی ، حداقل یه بخشی از خود واقعی رو ...ظاهر صورت مسئله ساده است، اما پیچیده است، پیچیده است که ما رنج می بریم تا به لذت برسیم، عجیبه نه ؟

http://www.adambarfiha.com/fear22.jpg

نوشتن هم یک جورایی شبیه همان تونل وحشت یا فیلم ترسناک است، می ترسیم از  از نوشتن، از نوشتن درباره خودمان، احساسات مان، چیزهایی که ناراحت یا خوشحال مان می کنه،...از واکنش ها مطمئن نیستیم، اما باید نوشت!

من الان نقش بلیط فروش تونل وحشت یا فروشنده خیابانی فیلم های ترسناک رو دارم! بترس و بنویس، نترس و بنویس!
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳۸٩

 "غلامحسین الهام،فاطمه رجبی، اسفندیار رحیم مشایی، علی کردان، سعید مرتضوی،محمدرضا رحیمی، محمد علی آبادی و محمدعلی رامین" این اسامی برای همه آشناست، اما برای اصولگرایان آشناتر! اما کدام ویژگی مشترکی این اسامی را بهم پیوند می دهد؟

ماجرای ابوالمشاغل بودن غلامحسین الهام در دولت نهم، اسیدپاشی های مکتوب فاطمه رجبی، حرفهای خارج از چهارچوب اسفندیار رحیم مشایی، مدرک قلابی مرحوم کردان،علی آبادی و شکست های زنجیره ای ورزشی در المپیک ،ماجراهای هیجان انگیز مرتضوی و داستان حلقه خیابان فاطمی و ...حالا هم "محمدعلی رامین و مطبوعات"...به نظر می رسد جدیدترین پرده از تراژدی "اصولگرایان بربادرفته" باشد.


ظاهرا اصولگرایان محترم هنوز از تجارب تلخ قبلی، عبرت نگرفته و قصد دارند ماجرای "محمد علی رامین و مطبوعات" را -مثل موارد بالا- به "هاون پر آب" خود اضافه کنند و بکوبند و بعد از چندماهی اعتراض و سرخ و سفید شدن رسانه ای و غرغرهای سیاسی زنانه ، نهایتا مثل دفعات قبلی "بی خیال" شوند و "کوتاه" بیایند و بعد هم دلخوش کنند که بخاطر "مصلحت" بی خیال شده اند.


بلاتشبیه حکایت احمدی نژاد و اصولگرایان بیشتر به دعواهای زن و شوهری می ماند که زوجه به دلایل و توجیهات مختلف و از جمله آبرو داشتن پیش در و همسایه و... سقف انتقاد و ایرادش محدود به سیبیل کج یا بی احترامی نوکر و نهایتا بوی پیاز دهان زوج محدود است... که البته این دعوا هم بعد از یک غرغر زنانه -که بیشتر برای جلب توجه انجام می شود و سپس قاطعیت مردانه ختم به خیر می شود و "خانم خانه" مجبور است کوتاه بیاید و اینطور است که دوباره "زندگی شیرین می شود! "

http://parkanet.persiangig.com/image/kambez.jpg

واقعیت این است که احمدی نژاد همه این "غرغرهای اصولگرایانه" را -با زیرکی و حمایت تام و تام از مردانش-به نماد و نقطه ضعف و عقب نشینی اصولگرایان تبدیل کرده است و این چیزی است که در تاریخ برای اصولگریان امروز و جناح راست سابق(که ماجرای 99 امضاء را در کارنامه دارد) ثبت می شود نه چیزی بیش از این.

پس آقایان و خانم ها اصولگرا!


باور بفرمایید بدون این "گیردادن ها" و "غرغرهای شیرین" هم حقوق تان حلال است، از راس امور بودن افتادید از اصل و اصولگرایی که نیافتاده اید! لطفا از همین الان بی خیال "جریان رامین و رسانه ها" شوید و عرض خود را نبرید و زحمت مردم و رسانه ها را نفزایید!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: