...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٢

«شب امتحان» عصاره، شکل سرطانی و مصداق و مثال نوستالژیک(!) فرهنگ «کار دقیقه نودی» در فرهنگ ایرانی است، این خرده فرهنگ آموزشی ـ عوامانه «شب امتحان» از طرف دیگر با مدرک پرستی و مدرک‌گرایی هم نسبت مستقیم دارد، شب امتحان، شب گنج بردن بدون رنج است!

شاید بهتر باشد بگوییم شب امتحان، شب امتحان نیست، «شب نمره» است؛ «شب مدرک» است، شب عذاب و برزخ پاس کردن یا نکردن واحد و درس برای گرفتن مدرک.

«مدرک» هم همان برگه مقوایی پرس شده با چند امضا و یک عکس است که کاربردی جز درج در پرونده و خاک خوردن در پوشه کارگزینی اداره ندارد، برای چندرغاز افزایش حقوق یا در ورژن دیگرش، چند بار چشم و هم‌چشمی بین جمع فامیل.

اگر بخواهیم صریح باشیم، مدرک همان هدف اصلی و غایی و البته بی‌ارزش بسیاری از دانشجو ـ کارمندها، جوانان بیکار و به بیان خودمانی، پسرهای سربازی فرار کرده است.مشکل از اینجاست که شب امتحان می‌شود «شب امتحان» نه «ایام یادگیری»! اصلا یاد بگیریم و یاد بگیرند که چه بشود؟!

در شب امتحان، انگار همه منافذ و سوراخ‌های فلسفی مغز باز می‌شود، آدم یاد بدهکاری‌ها و همذات پنداری‌هایش با نیچه و سارتر می‌افتد، استعداد نوشتن ـ البته در غیر موارد درسی ـ می‌آید سراغت، بهترین و ناب‌ترین سوژه‌های وبلاگ نوشتن، خروار خروار بحران و بهت و سوال و یاس فلسفی می‌آید سراغ آدم: درس بخوانم برای چه؟ تقصیر بابام بود که رفتم این رشته! اصلا مرا چه به این درس؟ به چه دردم می‌خورد؟ درس را ول می‌کنم می‌روم بازار پیش پسرخاله‌ام، فردا به اولین خواستگارم جواب مثبت می‌دهم و از این وضع خلاص می‌شوم، فردا انصراف می‌دهم و می‌روم سربازی! اینها بخشی از دیالوگ‌های فلسفی سوزناک شب‌های امتحان است!

شب امتحان در روایت عامیانه و متعارف‌تر ـ نه استثناها ـ چیزی، یاد گرفته نمی‌شود، فقط حفظ می‌شود یا بعضا برای دوپینگ‌های آموزشی مخصوص(!) «نوشته» و «جاسازی» می‌شود تا چند ساعت بعد، در صبح امتحان به کار آید و این قصه ادامه دارد، شب امتحان تا شب امتحان، بی‌تعارف این منطق نظام آموزشی عالی ماست.

بگذریم از این‌که در شب امتحان انواع حاشیه‌ها و جذابیت‌ها هم به دانشجوی استرس گرفته چشمک می‌زند، انگار که استرس شب امتحان نسبت مستقیمی با بهتر خوابیدن دارد، هرقدر امتحان حساس‌تر، خواب شب امتحان شیرین‌تر! بهترین کتاب‌های غیردرسی در شب امتحان پیدا می‌شوند، تلویزیون بهترین فیلم‌ها و سریال‌ها را پخش می‌کند، شب امتحان همه اسباب‌بازی‌های مدرن و قدیمی، از موبایل و تبلت و اینترنت و کامپیوتر رو میزی به دانشجویان لبخند می‌زند!

تجربه ثابت کرده است شب‌های امتحان هرقدر تنهاتر باشی، سوزناکی و آسیب‌های آن یاس‌های فلسفی بیشتر است، شب امتحان اگر بخواهی واقعا نمره بیاوری، نباید تنها باشی، در جمع است که هم بیشتر خوش می‌گذرد! و هم احتمال درس خواندن با دیدن قیافه‌های مصمم دوستانی که تندتند جزوه و کتاب را ورق می‌زنند و با همذات‌پنداری یا حسادت به آنها(!)، بیشتر می‌شود.

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٢

سعید جلیلی یک "معما" است، آمده قربه الی الله... ببازد تا "احمدی نژادیسم" را مهار کند؟ آمده تا احمدی نژاد بهانه نداشته باشد که آدمش در انتخابات نبود؟ آمده تا پایداری را دور بزند یا دور بزنند؟ آمده تا حامیان هشت ساله و فرودست احمدی نژاد امیدوار باشند که "کسی" هنوز هست که نمایندگی شان می کند؟ آمده تا شاید هم با سبد رای 5 میلیونی "رای-وعده ها" بازی را ببرد؟  سعید جلیلی یک معما است...


بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: