...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٢

به گزارش پارسینه، مشاور رئیس جمهور معمولا شغلی تشریفاتی و صوری محسوب می شود، مشاوران معمولا پیشکوست ها یا دوستان قدیمی "احترام لازم" هستند که رئیس دولت ترجیح می دهد نام و حضور آنان زینت دولت آنان باشد. اما این همه ماجرا نیست، رسم سیاست در ایران این است که روسای جمهور همیشه یک "مشاور در سایه" داشته اند، در دولت موقت مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی این وظیفه را بر عهده داشت که همزمان وزیر خارجه او هم بود.

 در ریاست جمهوری کوتاه بنی صدر(1358-1360) حسین نواب صفوی این وظیفه را برعهده داشت،‌مشاوری که نهایتا بعد از خلع و فرار وی به جوخه اعدام سپرده شد.

 در دولت هاشمی رفسنجانی، عطاالله مهاجرانی نقش این مشاور وی‍ژه را ایفا می کرد که نهایتا از کشور خارج شد و امروز در قامت یکی از چهره های فکری جریان موسوم به سبز نقش آفرینی می کند.

 در دولت سید محمد خاتمی،‌این سعید حجاریان بود که افکار سیاسی و عملیاتی رئیس جمهور را مهندسی می کرد  که نهایتا به تیر غیب گرفتار آمد و خانه نشین شد.

در دولت محمود احمدی نژاد، این اسفندیار رحیم مشایی بود که معادلات پشت پرده قدرت رئیس جمهور را طراحی و مهندسی می کرد.

با گذشت نزدیک به پنج ماه از عمر دولت حسن روحانی حالا با اطمینان می توان گفت که این "مشاور ویژه-استراتژیک" در دولت یازدهم،‌کسی نیست جز "محمود سریع القلم".

سریع القلم چهره ای عملگرا-تئوریک که بیش از بیست سال است در سایه روحانی چه در نیاوران(مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع) و چه حالا در پاستور(نهاد ریاست جمهوری) حضور موثر و جدی و البته نیمه علنی دارد.

محمود سریع القلم هم این روزها تمرکز خود را بر مقابله فکری و عملی با "پوپولیسم" قرار داده است، در مصاحبه ها،‌ سخنرانی در مجامع دانشجویی این "مشاور ارشد رئیس جمهور" ابایی ندارد که برای مقابله با آنچه که میراث دولت گذشته می داند، با مثال های عامیانه مثل بحث های سیاسی و هسته ای رانندگان تاکسی یا لبوفروش ها به جنگ عوام گرایی در سیاست برود.

بی جهت نیست که مخالفان دولت(از کیهان تا طیف پایداری تا حامیان قالیباف) هم این روزها تمرکز خود را بر حمله شدید و دائمی بر سریع القلم گذاشته اند.

هدف روشن است: مخالفان دولت می خواهند با متوقف کردن و از صحنه خارج کردن مشاور ارشد، راه حسن روحانی را سد کنند،اما حالا آزمون بزرگی برای حسن روحانی در پیش است،‌روحانی در مقابل فشار فزاینده مخالفان دولت با مشاور ارشدش چه خواهد کرد؟

 آیا روحانی مثل هاشمی، جای مهره خود را عوض می کند و سعی می کند با سیاست صبر و سکوت و مخفی کردن،‌فشارها را از مشاور ارشدش دور کند؟ آیا چون خاتمی حتی در مقابل حذف فیزیکی مشاورش کوتاه می آید؟ آیا مثل احمدی نژاد محکم بر بقای مشاورش می ایستد و هزینه می دهد؟

مطالب مرتبط

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٢

همانطور که پیش بینی می شد بعد از مصاحبه تلویزیونی حسن روحانی در آستانه صد روزگی دولت، محمود احمدی نژاد که مهمترین سیبل انتقادات رئیس جمهور بود، از وی رسما تقاضای مناظره کرد، در این میان چند نکته را می توان به اختصار بیان کرد:

1- درخواست مناظره با حسن روحانی یک معنای مشخص دارد: "رقیب تو ماییم!"  و جا افتادن این معنا، یعنی به حاشیه رفتن همه جریانات و چهره های اصولگرایی به عنوان "رقیب" و "آلترتانیو" دولت مستقر و "رجعت" دوباره احمدی نژادیسم.

2- واقعیت این است که حالا مشخص شده است که در صحنه انتخابات ریاست جمهوری، اصولگرایان بر خلاف اصلاح طلبان توان بسیج طبقه متوسط را ندارند و با تکیه بر پایگاه سنتی و ثابت خود هم نمی توانند برنده انتخابات باشند.

 3-  وجود و حضور احمدی نژاد یا احمدی نژادی که بتواند با مکانیسم های عامه گرایی، توده ها را جذب کند و با موج پوپولیسم، برنده شود، یک خلاء استراتژیک در میان اصولگرایان است که فقط احمدی نژاد آن را تامین کند، مناظره احتمالی روحانی-احمدی نژاد می تواند مقدمه فراموش کردن "جریان انحرافی" از سوی اصولگرایان باشد در مقابل رقیب مشترک!

4- احمدی نژاد با درخواست مناظره ار روحانی و رخ دادن احتمالی این مناظره، عملا می تواند وزن "نبود" خود را در صحنه سیاست و به خصوص انتخابات 92  به "رخ" بکشد، برای "آینده" امتیاز بگیرد.

5- درخواست مناظره با روحانی، عملا تداوم همان بازی قدیمی احمدی نژاد در تقابل با هاشمی رفسنجانی است، بازی زیرکانه احمدی نژاد که آن را خوب بلد است، می توان از هم اکنون بسیاری از جملاتی را که محمود احمدی نژاد در مناظره احتمالی با روحانی به زبان خواهد آورد را حدس زد: پشت دولت شما، آقای هاشمی است! آقای هاشمی این را دولت را سرکار آورده است، برادر شما در دولت چه می کند؟ چرا خانه شما در شمال شهر است؟  باندهای قدرت و ثروت در این دولت به هم رسیده اند، جای جوانها در این دولت کجاست؟ آیا تا بحال اجاره نشین بوده اید آقای روحانی؟ چرا مسکن مهر را که مال پابرهنه ها است را تعطیل کردید؟ چرا با آمریکا سازش کردید؟ و...

6-برای زیست در فضای سیاست، یک سیاستمدار به "نامی " نیاز دارد که "بر سر زبانها" بیفتد، حالا محمود احمدی نژاد دوباره با پاس گل رسانه های مخالف و موافق، دوباره این "فرصت" را به دست آورده است.

7- احمدی نژاد و روحانی دو سیاستمدار دارای مهارت های گفتاری فوق العاده هستند، تجربه مناظره ها، حاضر جوابی ها و مهارت های گفتاری این دو، از مناظره احتمالی روحانی-احمدی نژاد یک شوی بی نظیر سیاسی-تاریخی خواهد ساخت، مناظره ای که شاید از همه مناظره های تاریخ تلویزیون ایران، دیدنی تر و پرمخاطب تر باشد

.این نکته را هم نباید فراموش کرد که پیروزی حسن روحانی در مناظره احتمالی، از شیخ دیپلمات یک پیروز کامل و حتی مالک الرقاب صحنه سیاست ایرانی خواهد ساخت، در صورت پیروزی در این مناظره احتمالی، روحانی تبدیل به قدرتی بی بدیل، غیرقابل حذف در معادلات نظام جمهوری اسلامی خواهد شد.

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۳ آذر ۱۳٩٢

اکبر خوش‌کوشک، یکی از نام‌های جنجالی و پرحرف و حدیث سیاست ایرانی است، به خصوص در دهه هفتاد، حضور او در نهادهای خاص از یک سو و تعلق خاطرش به اصلاح‌طلبان و شایعات رنگارنگی که پشت سرش است، از او شخصیتی خاص ساخته است، اکبر خوش‌کوشک اخیرا پا به فضای مجازی گذاشته و بعد از 14 سال سکوت بعد از ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، اخیرا نامه سرگشاده‌ای به علیرضا نوری‌زاده نوشت و او را به مناظره فرا خواند.

 خبرنگار پارسینه از اکبر خوش کوشک درخواست مصاحبه کرد و او هم پذیرفت که نخستین مصاحبه فیس‌بوکی خود را با این سایت انجام دهد.

متن این گفتگو را به صورت مکتوب و ارسال سئوالات و دریافت جوابها انجام شده است را از نظر می گذرانید، لازم به توضیح است برای حفظ امانت جوابها عینا و با اصلاحات ویراستاری بسیار جزیی منتشر می شود:



 -اکبر خوش کوشک واقعا کیست؟! شما خودتان را چطور تعریف می‌کنید؟ الان به چه کاری مشغول هستید؟ آیا در حال حاضر کارمند دولت محسوب می‌شوید؟

 اکبر خوش‌کوشک فرزند یک کارگر است، بنده  یک شهروند عادی هستم و کسی نیستم که از خودم تعریف کنم؛ من الان  مشغول کارهای تجاری هستم،بنده بازنشسته اجباری هستم بعد از 30 سال خدمت مثل دیگر دوستان در تمام وزارتخانه ها و در جای کار دولتی کارمند نیستم؛ اما از بنده مشورت می خواهند (و) من انجام وظیفه می کنم.

نخستین فعالیت سیاسی خودتان را از چه سنی آغاز کردید؟

  ابتدا در بهار 1358 توسط یکی از افراد گروهک‌های معاند و منافقین به نام بچه نفتی...

محله نازی آباد یکی از سیاستمدارخیزترین نقاط ایران است،  شما هم اهل این محله هستید، به نظر خودتان محله نازی آباد چه داشت و دارد که چنین حالتی پیدا کرده است؟

  این فرمایشات شما فقط نازی آیاد را می کوید، این حس ناسیونالیستی است که من هم دارم، در تمام کشور عزیز ما انسانهای فداکاری و خوب متدین هستند؛ اما  نازی آباد به خاطر چند موضوع و بخاطر بعضی از خادمانش در سر زبان افتاده است، بزرگ همه نازی آبادی ها شهید والامقام شهید حاج داود کریمی است، استادم بود اما من شادگرد خوبی نبودم، من امام خمینی رضوان خدا بر او باد را از طریق ایشان شناختم.

این مسئله که گفته می شود شما به نیروهای اصلاح طلب وابستگی عاطفی یا سازمانی دارید، چقدر صحت دارد؟ آیا الان هم فعالیت سیاسی می کنید؟

 از سال 56-57 ، البته همه اطلاح طلب هستند از ادم تا خاتم (ص) ولی بنده از اول انقلاب به اصلاحات وابستگی دارم. همه ما برای اطلاح جامعه انقلاب کردیم. بنده سیاسی هستم، اما سیاسی با صداقت، من هیچ گونه وابستگی به هیچ گروه و سازمانی ندارم.
 من بفرموده حضرت آیت الله حاج حسن اقای خمینی دامه عزه که می گوید تمام سازمانها و حزب ها و گروه داخل نظام درونشان 50 درصد ارزشی دارند و 50 درصد ضد ارزشی دارند، ما وظیفه مان این است که باید آن ارزشها را نگه داریم هرجا که باشیم، این ارزشها را برای انقلاب و رهبری و نظام مقدس جمهوری اسلامی حفظ کنیم، بنده دوستانی از تمام گروه های اصولگرا و اصلاح طلب دارم، اما همانطور که گفتم با نگاه و  با نظریه حضرت آیت الله سید حسن خمینی دامه عزه با سیاسیون و گروهها رفاقت دارم.

روایت شما از قتل های زنجیره ای سال 1377 چیست؟ عاملان و آمران این قتل ها چه کسانی بودند؟

 راجع به قتل های زنجیره ای باتمام زوایا مصاحبه کرده ام که پخش خواهد شد.

شخصیت سعید امامی را چطور ارزیابی می کنید؟ او چطور آدمی بود؟ شما از کی با او آشنا شدید؟ آیا او خودکشی کرد؟ الان بعد از گذشت حدود شانزده سال، چه حسی به او دارید؟

 راجع به مرحوم سعید امامی هم مصاحبه کرده ام که بزودی پخش خواهد شد.

آیا اینکه گفته می شود شما در قتل فروهرها یا دیگر مقتولان حضور داشتید، صحت دارد؟

 من در قتل های زنجیره ای شرکت نداشته ام بلکه مسولیتی برای پیگیری برای یافتن کسانی که این کار را کرده بودند، داشتم، چون من در همان معاونت مسولیت داشته‌ام.

فکر می کنید چرا این‌قدر مورد حمله ضدانقلاب هستید و هر از چندگاهی برای شما شایعه می‌سازند؟

بالاخره  اگر یک نفر خادم این نظام باشد و بخاطرش ده ها بار مورد ترور و چندین بار مجروح جنگ را تجربه کرده باشد،دو برادرم بعد از جانبازی  هردو شان شهید شده باشند، همشیره ام 30 سال سپاهی بود و زحماتی کشیده ، پدر بسیجی ام که دو بار رفت به جهبه و مجروح شده ، با همه اینها، همیشه پا ی انقلاب و رهبری ایستاده ام،  خیلی ها به من ظلم کردند از خارجی ها نباید خرده گرفت، بلکه مشکل بعضی احمق های خودی است که تازه به دوران رسیده اند و در مبارزات نبودند، نه خودشان نه اربانشان.

آیا این صحت دارد که شما در انتخابات 88 حامی مهندس موسوی بودید؟

بله درست است، من  افتخار می کنم که برای پرشور شدن انتخابات که نظر مقام عظما ولایت نظرشان بود، تا ساعت 12شب 22 خرداد 23 خرداد  فعال بودم، مقام رهبری که  انتخابات را تایید کردند من هم قبول کردم و دیگر هیچ نوع فعالیت نکردم، اما بعضی از پس مانده های قتل های زنجیره می خواستند با ادعاهای  واهی با من برخود کنند، اما معاونت محترم وقت حفاظت از من دفاع کرد، در شواری عالی امینت ملی که بنده هیچ نقشی نداشتم اما روزنامه .. و سایت ... و خیلی اشغال های دیگر برعلیه من می نوشتند که من مسول شورش های خیابانی سال 88 هستم، این را به این خاطر می گفتند چون من در 20 اسفند 87 با دوستانمان میزبان جناب منهدس موسوی در حسینه بازار دوم نازی اباد بودیم و مهندس موسوی همانجا برای کاندید ریاست جمهوری نهم اعلام نامزدی کرد.

-چرا وارد شبکه‌های اجتماعی شدید و در فیس‌بوک از عکس واقعی خودتان استفاده نمی‌کنید؟

 در این کشور آزادی هست، هرکس می تواند از حقوق شهروندی استفاده کند، چون من خوشگل نیستم، هر کس عکسم را ببیند حالش بهم می‌خورد من هم رعایت حال دوستان را کردم و عکس استاد شهیدم (حاج داوود کریمی) را گذاشتم!

شما بعد از مدتها سکوت، نامه ای به علیرضا نوری زاده نوشتید و او را تلویحا متهم کردید که در قتل فریدون فرخزاد دست داشته است، امکان دارد، مفصل تر و شفاف تر این مسئله را توضیح دهید؟ چرا بعد از مدتها سکوت، ناگهان به فکر نوشتن این نامه سرگشاده افتادید؟

 راجع به نوری زاده بنده قبلا نوشته ام ، تا ایشان جواب بنده را بدهد، بعد هم مردم قضاوت کنند

مایلید دیگر چه کسانی (مثل نوری‌زاده) را به مناظره و گفتگوی مستقیم دعوت کنید؟

 اگر دوستانه عزیزم در سرکار سابق ایراد نگیرند برای شماها سال‌ها مطلب دارم.

فکر می کنید دوباره شرایطی ایجاد شود که قتل های زنجیره ای سال 77 تکرار شود؟
  هیچ وقت! دیگر هیچ خودسری حتی حاضر به تنه زدن به مرغ هم نمی شود.

تلخ‌ترین و شیرین‌ترین لحظه زندگی اکبر خوش‌کوشک چه بوده است؟

خودستایی می‌شود! این هم نخستین مصاحبه فیس‌بوکی من!

اشکالی ندارد اگر از عکس‌هایی که در اینترنت از شما هست برای مصاحبه استفاده کنیم؟

این چیزها برایم مهم نیست، فقط امیدوارم پارسینه صداقت داشته باشد.

توضیح: بنا به خواسته آقای خوشکوشک عکسها حذف شد.

مطالب مرتبط
بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: