...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٥ فروردین ۱۳۸٢
نمی دانم تا حالا دقت کرده ايد که مردم در مترو، خيلی کم حرف و ساکت و مظلوم! هستند... يا نه؟! در مترو خبری از حرافی های معمول زنانه! نيست همچنين از گفتگوهای سياسی -اجتماعی -فرهنگی -استراتژيک و ... عوام داخل تاکسی و اتوبوس! در مورد همه کائنات! در مترو لابد به خاطر تازگی داشتن اش، همه ساکت و شايد گفت بهت زده! داخل واگن ها می ايستند و همديگر را نگاه می کنند تا به مقصد برسند، حالا تصور کنيد عکاسی در چنين فضايی سنگين! و زير نگاه صد نفر که اکثرا به اين حرفه شريف به عنوان سوسول گری! و حرکات بورژوازی مابانه حاکی از شکم سيری طبقاتی! نگاه می کنند چقدر سخت است! چون عهد کرده ام که دوربين را همه جا با خودم ببرم(البته به جز گلاب به روی گاه!) وقتی ديروز سوار مترو شدم به دوريشی برخوردم که سوار مترو شده بود و زير باران همان نگاههای سنگين! به خاطر جالب بودن سوژه! گلنگدن کلاشينکف ديجيتالم! را کشيدم و تقريبا نيم خشاب! از اين درويش مقهور تکنولوژی! و مدرنيته عکس گرفتم...



درويش هم مثل همه در سکوتی فکورانه فرو رفته بود(منتها يه خورده بيشتر!) در عکس پايينی همانطور که مشاهده می فرماييد، درويش با يک فاصله خالی در کنار جوانکی خفته نشسته است! شايد کنايتی باشد از فاصله نسلها، تقابل سنت و مدرنيته! غفلت نسل جوان؟! و از اين جور حرفهای شعاری خلاصه!
آن حس فاصله و جدايي و سکوت و بهت زدگی و شخصی شدن ارتباطات ما در اين عکس فکر می کنم، مشخص است، به طرز ايستادن آدمها نگاه کنيد! نگاههای سرد و بی تفاوت!


نظر به استقبال شديد امت هميشه در صحنه دهکده جهانی! منتظر عکسهای جديدتر باشيد! از جمله عکسهايی محير العقول! از بهشت زهرا!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: