...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٥

-در مورد شکل و شمايل جديد کلاش، گويند يک بنده خدايی از اهالی يک جای به خصوص!  رفته بود استخر که ناگهان بی مقدمه شروع کرد به انجام  اولين سه گانه معروف بچه ها(...بوس ، لالا)... صاحب استخر  با عصبانبت به او گفت: مرتيکه اين چه کاريه؟! طرف جواب داد: خيلی ها در استخر  اين کار را می کنند ، صاحب استخر گفت: درست است! ولی نه از روی دايو! حکايت وبلاگ نويسی با اسم مستعار مثل آن قصه در داخل استخر است و وبلاگ نوشتن با اسم حقيقی  مثل بول کردن از روی دايو است..(البته بايد خيلی مواظب بود که استخر خالی و سفت نباشد تا اتفاقات ناجوری پيش نيايد!) نوشتن با اسم حقيقی .ادم را از مرض  اسکزوفرنی ديجيتالی و دو شخصيتی شدن در فضای وب دور می کند و البته شايد دچار خودسانسوری هم بکند...اين است که بهمن هدايتی همان سيف الاسلام است، با همان رنگ و با همان طعم!  (مثل سيو و سيب!)

-چشمهايم را می بندم و سرم را به شيشه کثيف تاکسی تکيه...دختربچه  دوساله مسافر بغلی وق می زند، مادرش آهسته در گوشش می گويد: خفه شو مرجان ! اگر ساکت نشی می دم اين آقا پاسداره ببرتت! خنده ام می گيرد و برمی گردم که عکس العمل دخترک را ببينم...طعم نگاه دخترک هنوز در چشمم هست... پدر! مادر! شما متهميد! به خدا وسايل و ابزار بهتری هم برای تنبيه و ترساندن کودکان وجود دارد!

-ياد بگير زيبايی را «تکه تکه» ببينی. در اجزاء ...اينطوری خيلی بيشتر زيبايی می بينی ، در «کل» دنبال زيبايی نگرد...! وقتی دوربين می آيد دستت، از فکرت عکس بگير..يک درخت ، يک خودکار،يک چهره ، يک سنگ ، حتما امتحان کرده ای وقتی يک اهنگ را در يک موفعيت خاص زمانی-مکانی گوش کنی ، بعدها هروقت آن آهنگ را گوش کنی ، برت می گرداند به همان موقعيت ، در مورد عکس هم همين کار را بکن! دراين کار لذتی وجود دارد که در انتقام موجود نيست اصلا هم به حرف و متلک بقيه کاری نداشته باش!

بنز تمیز...!

-با اين مدل مرسدس خيلی حال می کنم! صاحبش می گفت: ۳۰ سال خوابيده توی پارکينگ، البته نگفت که مال يه خانم دکتر بوده که ...! می گفت ۵ ميليون ! می ارزه به نظرشما ؟!  اينجا را هم ببينيد...

-راستی امشب با مجيد عزيزی که با راوی اش آمده است تا علم خمينی بر زمين نيفتد، رفتيم ديدن فيلم مربای شيرين، در اين قحط مضمون سينمای ايران، بدک نبود، فيلم نامه اش را که نوشته هوشنگ مرادی کرمانی بود را خوب پرداخت نکرده بودند، مربای شيرين که حدود سه سال توقيف بود در فضای اوج دوم خرداد ساخته شده ، مرضيه برومند حيران است در ساختن يک فيلم اجتماعی و کمدی برای کودکان (که تخصص خوبی در آن دارد) و البته سياسی ، همه اينها بود و هيچ کدام نبود ،بهم ريخته  ولی در مجموع قانع کننده ، البته مجيد اصرار داشت بريم يه تکه نان، ولی قانع اش کردم که برويم مربای شيرين، بالاخره ليلا حاتمی و محمدرضا شريفی نيايی گفتن! بنده خدا توی سالن سينما هی نگاه عاقل اندر سفيه به من نگاه می کرد وتسبيح می چرخاند، نوعی احساس روشنفکری دينی!

-قسمتی از يک گفتگو در مورد همين مطلب:

-چرا اين شكلي مينويسيد ؟

-يعني منظورتون اينه که بي تربيتي است ؟

-بي تربيتي نيست ... يه كم بي عفتي است

-تا حالا عبارت طنز عفيف رو شنيديد؟

-طنز عفيف رو گل اقا باب کرد.

-دقيقا مثل اينه كه تو يه ادم بذاري گوشه ديوار با اين چيزاي دارت بزني بهش،ميزني تو مخ طرف اينقدر داغغون ميشه كه نميتونه تكون بخوره و فضا رو درك كنه،كلا نوشته هاي شما اينجوريه،يا كلا بايكوتت ميكنه،يا اصلا ديگه اثري نداره نوشته هات براش.هميشه ياد داشته باش غير خودت كس ديگه اي هم هست.

- دقيقا همينو قبول دارمِ،شليک مستقيم،من مي گم به اين فرديت اصيل نياز داريم،خيلي گم شديم توي چارچوب ها ...توي کليت ها،جامعه را ...گرفته از بس با دارت فقط ترسانيده ايم.

- متاسفم جدا ،معلومه اصلا زايبند چهارچوب ها نيستي

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: