...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٥

-امروز رفتم جلسه "چه باید کرد" مشارکت، سخنرانی محسن امین زاده، معاون سابق وزارت خارجه...

-داستان ماهی سياه کوچولوی صمد بهرنگی رو خونديد؟ اگر از من بپرسند مشارکت چیه؟! داستان یه ماهی قرمز کوچولو رو تعریف می کنم که ....! می خواید بقیه داستان رو یه جور دیگه بگم؟...:

 

 - تعارف و تردیدی نیست که "جبهه مشارکت" ، حزبی دولت ساز است و اعضای آن ابتدا در قدرت بوده اند و بعد حزب ساخته اند ، اما  الان به نظر می رسد دوری از "قدرت" واقعا به مشارکتی ها فشار آورده!(چیزی مثل فشارعزوبت!) جبهه مشارکت کم کم از فضای "هیجانی و انتخاباتی و انتزاعی" خارج شده و به سمت شکل گیری یک هویت حرکت می کند من مطمئنم خیلی از سران مشارکت از تندروی های دوران انتخابات و شعارهای معین –که به خاطر جلب حمایت جنبش دانشجویی و جوانان و تحریمی ها انجام شد ولی عملا نتیجه ای نداد-پشیمان شده اند.
-یک ماه قبل، محمدرضا خاتمی و دوستان پا شدند رفتند دفتر موتلفه با اعضای شورای مرکزی موتلفه دیدار و گفتگو کردند، یک اتفاق عجیب و باور نکردنی دیگر!
 

                                        حرکات موزون   

 
-اگر شش ماه قبل کسی می گفت که عسگراولادی و بهزاد نبوی در موقع رد شدن از خیابان با هم سلام و علیک کرده باشند و درمورد وضع هوا و ترافیک خیابانها حرف زده باشند، واقعا جای تعحب بود اما امروز بهزاد با حبیب الله باهم ریش سفیدی می کنند تا مشکلات خانه احزاب –که یکی از دعواهای خفن و پرسروصدای دو جناح بود-حل شود!. جالب اینجاست که مشکل ، مشکل کوچکی هم نبود، راستی ها میگفتند چپی ها در انتخابات شورای مرکزی فعلی خانه احزاب تقلب کرده اند، این مشکل مثل آب خوردن از گلوی هردوطرف پاین رفت و با این ملاقات کوچک دوطرف حل شد ..به همین راحتی ! یک ضرب المثل آلمانی هست که می گه : اگه یه دونه اختلاف بین دونفر با یک ربع صحبت حل بشه، پس حتما اونا میتونن دوستان خوبی هم برای هم باشند! و همه اختلافاتشون رو حل کنند.
 
-دقت کردید که وقتی احمدی نژاد در مشهد دستیابی ایران به چرخه سوخت را اعلام کرد، بلافاصله سروصدای مشارکتی بلند شد که چرا از دولتهای سابق و زحمات ما نامی برده نشد و چرا خاتمی و موسوی به مراسم دعوت نشدند؟
 
-بعد ازدوم خرداد 76 که خیلی ها از این واقعه جوگیر یا خوشحال یا شوکه شدند،  این تحلیل-درست یا غلط- شکل  و رسمیت گرفت که اصلاح طلبی چیز خوبیه و در درون نظام می تونه مفید باشه و خیلی از بحرانها رو خنثی کنه و ...
 
-واقعیت این است که مشارکت خود را بر اساس "اصلاح طلبی" و البته "بقا در درون نظام" و حضور در قدرت تعریف کرده به همین دلیل آرایش سیاسی اش، یک آرایش دوگانه و دقیقا بر همین دو پایه  است: تیپ معمول مشارکتی ها دو نوع است، یک تیپ مدیران مشارکتی هستند که کمتر سیاسی هستند و بیشتر "عملیاتی و مدیریتی"  هستند کسانی مثل " بیطرف و صفدر حسینی و محمود حجتی و عارف و ..." در دوره خاتمی، مشارکت خیلی خوب و حرفه ای این طیف را ساخت و متشکل کرد و  در درون دولت خاتمی جا داد و بعضی از آنها هم انصافا قوی کار کردند ، مثل حجتی یا بیطرف.این طیف مدیران برای اثبات خودی بودن و مفید بودن مشارکت برای نظام ساخته شده اند.
 
-اما تیپ دوم مشارکت،  طیف مشارکتی های  روشنفکر  و نظریه پرداز هستند، چهره هایی  مثل "حجاریان و تاج زاده، جلایی پور و..." که  برای ارتباط با روشنفکران و  دانشجوها و زنان و طبقات جامعه و..فعالیت می کنند-البته یه شق سومی هم هست که بینابین است و لنگش میان این دو است،  مثل امثال مزروعی که نه مدیر قوی هستند نه متفکر سیاسی یا حتی محمدرضا خاتمی و البته یه شق چهارمی هست که واقعا هم نظریه پردازه هم مدیر،و محسن  امین زاده جزو این دسته است.

                                 هیچی

 
-مشارکت به دلیل همین ساختار دوگانه خود، نخواسته و نتوانسته که یک  "طبقه اجتماعی  اصلاح طلب" درست کند و یکی از دلایل شکست های متوالی و زنجیره ای اش هم همین بوده است.
 
- اصلاح طلب بودن و درچارچوب نظام بودن  برای مشارکت در حکم آب است برای ماهی، الان که جروبحث های انتخاباتی و ...خوابیده..و آب برکه رو بقیه خوردن و حتی بعضی ها توش جيش کردند!  این ماهی سیاه کوچولو(یا قرمز کوچولو) دچار کم آبی و فشار شده و سختی شده...!
 
-امروز وقتی وقتی محسن امین زاده حرف می زد، به عینه می دیدم که واژه ها را پشت چشمهای ریزش با مغرش-که البته به نظرکوچک نمی آمد- مزه مزه می کند و تند و تیزی اش را می گیرد و بعد به زبان جاری می کند، اینو از من داشته باشید که  معمولاکسانی که چشمشون ریزه آدمهای پیچیده ای هستند!مثلا مثل بوقی! مشارکت به دليل ماهيت اش،‌بين اصلاح طلبی و محافظه کاری حيران است،‌معطل است.
 
-متاسفانه یا بدبختانه، یکی از اضلاع مهم و اولویت دار سیاست ایرانی، نگاه به "بیرون" است، البته سیاست ورزی بدون درنظرگرفتن معادلات خارجی و خارجی ها  معنی ندارد، اما این نگاه در ایرانی ها مفهوم و کارکرد و نقش  "خارجی - بیگانه" (چه در مفهوم خوب و چه در مفهوم بد)، به دلایل مختلف، کاملا پررنگ است.
 
-احزاب در ايران، خيلی خيلی خاص هستند،‌در هيچ کجای دنيا  انصارحزب الله ، نهضت آزادی  و مشارکت پيدا نمی کنيد، چون شرايط ايران خيلی خاص است.
 
-بعد از آغاز دور دوم خاتمی و خروج جنبش دانشجویی از طیف  اصلاح طلبان درون نظام برای فعالان سیاسی که با شعار "عبور از خاتمی" جلوه گر شد و در مراسم "انسداد سیاسی" در دفتر تحکیم به اوج خود رسید، "نگاه به خارج" در میان طیف سرخورده به اوج رسید و به مرور بر تعداد هواداران آن افزوده شد، تشدید روند اضمحلال اصلاح طلبان از سال 79 به بعد و وقایع بعدی در مورد مطبوعات و زندانیان سیاسی و ...این موج را تقویت کرد، نمودهای اجتماعی  جریان "نگاه به خارج" ، جریان رفراندوم طلب-کمیته رفراندوم- و اعضای سابق جنبش دانشجویی و طیفی از لائیک ها و ملیون بود که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری تقریبا  تحت عنوان " تحریمی ها" شناخته  شدند.
 
                 ماهی سیاه کوچولو!!
 
-یکی از ظرائف قصه ماهی قرمز کوچولو ما ،  بحث نگاه و تعامل مشارکت با "خارج" است، امین زاده که یکی از کله گنده ها و مخ های  جریان تعامل مشارکت با خارج است ،  امروز صریحا گفت:" ما بودیم که  ترکها رو به ایران کشوندیم و اونها دومیلیارد دلار در فرودگاه امام و ترک سل سرمایه گذاری کردند" و البته دیدید که چقدر سریع و قاطع با این تعامل برقرار شده-ترک سل و فرودگاه امام- برخورد شد، چون بروبچز مربوطه  دقیقا این هدف گذاری مشارکت را فهمیده بودند.
 
-اینکه حرکت الپر در دفاع از مشارکتی ها و حمله به تحریمی ها رو تصمیم ساده و شخصی او بگیریم-به خصوص پاراگراف آخر-باورش خیلی ساده لوحی است ، اینکه در شرایط فعلی نگاه مشارکت معطوف به حمله و تهاجم به  "تحریمی ها" از یک سو و از سوی دیگر به سمت تعامل با جریان راست خارج از دولت(موتلفه) رفته است نشان از تحولات مهمی دارد، تحلیل مشارکت این است که الان اوضاع خطرناک و ناجور است ، ماهی قرمز کوچولو به تکاپو افتاده تا خودشو به برکه برسونه یا برکه رو به خودش متوجه کنه!
 
-تحرک جديد مشارکت می تواند با چراغ سبز و حمايت ضمنی هاشمی هم باشد و جرياناتی در درون نظام به هرحال از وضعيت جديد راضی نيستند.
 
-اگر داستان ماهی سياه کوچولو رو صمد بهرنگی نوشته است،‌ داستان ماهی قرمز کوچولو رو سعيد حجاريان نوشته، یک چیز رو فراموش نکنید که: "مخ مشارکت"، سعید حجاریان است...! اگر خوب به ساختار مشارکت و این چیزهایی که گفتم، نگاه کنید، خیلی راحت رگه های هوش اطلاعاتی-تشکیلاتی حجاریان رو می تونید کشف کنید!حالا بايد ادامه بازی ماهی قرمز کوچولو رو ببنييم!
بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: