...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٥

- "این به خاطر دستگاههای قدیمی و خراب بیمارستانهای دولتی است، نگران نباشید اینجا همه چی مرتب است، شما فقط فیش را بپردازید، بیمارتان الان بستری می شود و همین امروز با دستگاههای اینجا پرتودرمانی اش می کنیم" . پیرمرد را در بیمارستان دولتی (...)  پرتو درمانی کرده اند، اما روی گلویش زخم شده است، خانواده نگران: حتما بخاطر دستگاههای خراب بیمارستان دولتی بوده است. به  بیمارستان خصوصی (..) می آورند، پسر پیرمرد، کارمند سازمان انرژی اتمی است، شک می کند، آزمایش می کنند، معلوم می شود : پرتو درمانی بیمارستان دولتی هیچ عیبی نداشته و جالب تر اینکه  بیمارستان خصوصی اصلا پرتو درمانی نکرده است(!) ، ادای پرتو درمانی را با دستگاه خاموش برای پیرمرد و خانواده اش درآورده اند،  تا لابد آن دو میلیون تومان که گرفته اند "حلال" باشد!

-اشک در چشمان دکتر حلقه می زند، سرش را می اندازد پایین :"خوب به من می گفتی! داروی مشابه ، ارزان تر تجویز می کردم، یه کاری می کردم خوب". افسر نیروی انتظامی به جای همسرش آمده، بغضش را فرو می برد ...چند لحظه "سکوت"...، همسر "آقای پلیس"  بعد از عمل آنژیوی قلب، فوت کرد و چهار تا یتیم روی دست شوهرش گذاشت، به یک دلیل ساده: "نداشتن".

عکس تزیینی است

-پرستار با بی حوصلگی نام را در لیست وارد می کند :" وقت شما برای پرتو درمانی، بیستم مهر" . بعد سرش را بالا می گیرد و به چشمهایت خیره می شود و با تاکید می گوید : "یعنی سه ماه و بیست روز دیگه" . اضطراب و کلافگی و ترس و تشویش را که در چشم ها می خواند، می گوید: می خواهید به بیمارستان خصوصی (...) معرفی تان کنم؟ همین فردا وقت می دهند ها ! . این "های" آخر حرف پرستار، حتما از سرطان، بیشتر روح و جسم بیماران را می خورد، نمی دانم پرستار مجبور است این "دیالوگ تبلیغاتی" را چند بار در روز بگوید...

-"پرتو درمانی"  برای شهروندان غربی انجام نمی شود، چون توام با "ریسک"  است و شهروندان این کشورها، در صورت هرگونه عارضه و مساله  می توانند شکایت کنند و غرامت بگیرند و پدر بیمه و دکتر و...را دربیاورند،  اما این "غربی های مهربان" با آغوش باز بیماران جهان سومی را پرتو درمانی می کنند! چون تعهدی ندارند، وانگهی علم (؟!) هم پیشرفت می کند ، حکایت موش آزمایشگاهی مجانی و کلی درآمد ارزی و ...!

-مطب دکتر...، ساعت 11 شب، دکتر به منشی سفارش کرده به شهرستانی ها زودتر وقت بدهد، کیک و شیرینی و چایی به سبک سلف سرویس چیده شده است، یک نماز خانه کوچک چوبی گوشه دیگر اتاق، 4 دکتر در این مطب، اول بیماران را ویزیت ابتدایی می کنند و بعد با گزارش اولیه می فرستند پیش دکتر، دور تا دور مطب پر از گلدان و تابلوهای نقاشی  است،  وقتی مریض ها می خواهند به منشی، پول ویزیت را بدهند، منشی به تابلوی روی میزش اشاره می کند و بلند می شود و می رود و سرش را با گلدانهای شمعدانی گرم می کند و این کار مدام تکرار می شود، اینجا ویزیت دکتر را بیماران ، هرچه قدر که دوست داشتند، توی صندوق می ریزند، این جمله را زیاد می شنوی :"مگر هنوز از این آدمها پیدا می شوند؟!"

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: