...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٥

ـ يکی از چيزهايی که خيلی دوست دارم، لذت پيش بينی و پاسخ به اين سئوال داغ است که به کجا می رويم؟ اين نوشته  در جواب اين سئوال است ، راهنمايی ام کنيد:

-یکی از پیچیدگی های جمهوری اسلامی که متاثر از زمانه وقوع انقلاب ۵۷ بود ، ايجاد نسبت مبهم و بسيار پیچیده بین "سنت و ایدئولوژی" است ، جمهوری اسلامی همزمان از توانمندی های سنت و ایدئولوژی برخوردار است و همین است که قدرت بسیج و ثبات را بطور همزمان به نظام داده است.

-در دوره اصلاحات به دلیل افزایش دزمدرنیسم  در جامعه و از سوی اصلاح طلبان، باعث شد دو گروه  سنت گرایان و ایدئولوژی گرایان هردو احساس به حاشیه رفتن کنند و  باهم متحد شوند، یکی ازدلایل پیروزی احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری ۸۴ هم همین بود، اما این احساسی بود که خيلی زود عوض شد.

-تحولات بعد از انتخابات رياست جمهوری ۸۴ و خروج اصلاح طلبان از حاکميت، ‌الگوی دو جناحی   دوگانه و دو بالی جناحها در جمهوری اسلامی-که از سال ۱۳۶۰ تا ۸۴ جريان داشت- را فعلا مخدوش کرده است و اين شرايط جديدی را ايجاد کرده که قبلا هيچ وقت سابقه نداشته است.

دیو سپید پای در بند....از پنجره فوکر 100

عکس تزيينی است !

-در شرايط فعلی ، تقسيم بندی واقعی گروههای سياسی و فکری حامی انقلاب اسلامی و نظام  به دو گروه  سنت گرا و ايدئولوژی گرا  منتهی می شود و ساير طبقه بندی ها به حاشيه می رود،  انتخابات آتی  خبرگان نقطه اوج اين تقابل است و هاشمی رفسنجانی و مصباح يزدی دو شاخص عمده اين دو جريان.عملا اين مرزبندی و تقابل چنان جدی است که ساير گروههای سياسی و اجتماعی خواه يا ناخواه خود را با اين مدل هماهنگ و منطبق می کنند(حمايت گسترده و غيرقابل انتظار اپوزسيون و گروههای وسيعی از نخبگان از هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات ۸۴ شروع اين پديده بود)

-یکی از نتایج دراز مدت چالش هسته ای، چون با افزایش تحلیل گری و تفکر منجر می شود،تقویت عقلانیت سیاسی است، که این هم خود باعث افزایش فاصله سنت و ایدئولوژی می شود، چون جنس و رويکرد عقلانيت در هر طرف متفاوت است،  سنت گرایان ، پیرو عقل محافظه کار و بقاء هستند ، خواستار نوعی تعامل و حل موضوع هستند و  ایدئولوژی گرایان خواهان کاریزما وگشايش و صدور انقلاب و حيثيتی کردن موضوع هسته ای ،  اين تقابل در عرصه پرونده هسته ای نيز ديده می شود که هاشمی و خاتمی و روحانی و مشارکتی ها و حتی ملی مذهبی ها و سکولارها در يک سو قرار گرفته اند و طرف مقابل در سوی ديگر.

-شعار "معیشت"، شعار و فصل مشترک "سنت گرایان و ایدئولوژیک گرایان" علیه اصلاح طلبان بود، اینک بعد از شکست و حذف دشمن مشترک، تکلیف این شعار و وعده مهم که باعث پيوند مردم با ايدئولوژی گرايان-در رقابت اخير- شد،معلوم نیست ...

-در اين ميدان، ایدئولوژی گرایان  ابزارهای  جدیدی برای  بسیج مردم دارند(پول نفت سر سفرها شاخص ترين مورد آن بود) و موقعيت فعلی منطقه و درگيری های لبنان و فلسطين ،‌موقعيت بين المللی آنها را مساعد کرده  ولی ابزارهای سنت گرايان، ثابت مانده است و بعضا رو به تقليل می رود.

-در اين ميدان ایدئولوژی گرایان ابایی از قربانی کردن ندارند، ولی سنت چنین جسارتی ندارد،‌اين مساله بسياری از معادلات آتی را عوض خواهد کرد.

-واقعيت اين است که  دعوای سنت و مدرنيته -که شايد از دوره مشروطه علنی شد-در مملکت ما به جاهای حساسی رسيده است، به نظر شما چه خواهد شد؟ به کجا می رويم؟

-اين جمله هيچ ربطی به نوشته بالا ندارد: چوب دو سر طلا شدن،‌شرط لازم برحق بودن هست،‌ولی شرط کافی نيست !

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: