...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٥

-پرداختن به "تجربه حضور زنان در عرصه سیاست  در مقطع بعد از انقلاب"، خودش به تنهایی یک کتاب می طلبد ولی به قول آن ضرب المثل قدیمی که می گوید:" تجربه سیاسی زنان را گر نتوان چشید! به قدر وبلاگی باید شنید!" خوب است چند نکته را با هم مرور کنیم:

-بعد از انقلاب، مجلس شورای اسلامی، اولین جایی بود که عرصه حضور زنان در سیاست شد، البته طبعا بانوان مسلمان و کاملا و شدیدا انقلابی که اکثرشان وابستگی خانوادگی و نسبی به بعضی شخصیت ها مرد داشتند، به این خاطر که امام راحل در موضوع زنان، دیدگاههای به مراتب بازتری نسبت به دیگر مراجع داشت و زنان نقش خاصی در پیروزی انقلاب و به خصوص راهپیمایی های میلیونی ماههای آخر داشتند، این طیف، پشتوانه مناسبی برای رشد و نمو در فضای سیاست داشت...

-اما یک مشکل بزرگ در اینجا موجود بود: این خانمها همه چادری بودند و البته سفت و سخت هم "رو" می گرفتند، همین مساله و اشتراک در مواضع انقلابی -که خوراک همه جریانهای انقلاب بود- باعث شد که "تمایز" بین این خانمها، اندکی مشکل شود، دلیل ساده بود: چون "مواضع" و "قیافه" همه آنها شبیه هم بود! در موقع انتخابات و تبلیغات  این مشکل خیلی خودش را نشان می داد و البته  به قول صرب ها: هرمشکلی یه راه حلی داره! 

چون همه "تمایزهای احتمالی" می بایستی در "مثلث متساوی الساقینی که از پیشروی چادر در صورت، برجا می ماند، انجام می شد،  کار بسیار حساسیت بالایی داشت، خانمهایی که زرنگ تر بودند یا در حقیقت !شوهرهای باهوش تری داشتند، خیلی زود سعی کردند این وسیله تمایز -اقلا در ظاهر- را ایجاد کنند، "عینک بزرگ" و خاص یکی از این وسائل بود که حاج خانم کروبی خیلی زود استفاده از آن را استاد کرد(به عینک خانم کروبی توجه کنید!) انجام می شد، ایجاد "ابروی کلفت" و "خاص"  هم یکی از ابزارهای موجود بود که توسط سرکار خانم جلودارزاده به کار گرفته شد و جواب هم داد!(به چشم خواهری و به قول علماء برويد در گوگل سرچ کنيد و بدون قصد ریبه به ابروهای ایشان "یک نگاه" بیاندازید!) 

حاج خانم کروبی که با هدیه تهرانی اساسی مشکل داره!

به عينک خانم کروبی توجه کنيد!

- از اوایل دهه 70، همزمان با بروز نشانه های تحول جدید در جامعه، یک موج زن گرایی در جامعه سیاسی ایجاد شد که نتیجه آن " داستان فائره هاشمی و مجلس پنجم" بود، مجلس پنجم، رکورد حضور زنان در مجالس بعد از انقلاب شد(اگر اشتباه نکنم حدود 13 زن، اگر اشتباه می کنم، در کامنت ها بگید تا اصلاح کنم) جالب است که این موج چندان دوام نیاورد، زن گرایی در واقع آغاز یک موج و نشاندهنده آغاز یک تحول در جامعه بود و وقتی تحولات عمیق تر شد، زن گرایی هم متوقف شد، در باب همان بحث "تمایز" خوب است بگویم که  در دوران اصلاحات، خانم الهه کولایی از حزب مشارکت، با روسری معروف اش توانست آن "تمایز" را نشان دهد.

-اما...فاطمه رجبی ، بی شک، فعالیت های خانم رجبی آغاز یک دوره جدید در فعالیت زنان بعد از انقلاب است، خانم رجبی در دوران اصلاحات، توانست به مدد قلم به شدت تند و گزنده اش -که البته خودشان در سخنرانی یزد گفتند بخاطر عدم وابستگی به باندهای ثروت و قدرت، قلمشان "قدری تند" است- به میدان سیاست آمد، جالب است که بازهم به گفته خود خانم رجبی، ایشان اصلا علاقه ای هم به "حضور در مناصب سیاسی ندارد"، ادبیات خانم رجبی چنان بی سابقه و تند و آتشین بود که باعث "تمایز" ایشان شد، یک نکته مهم این است که در جامعه سیاسی، چون اکثر فعالان سیاسی "مرد" هستند، یک زن راحت تر می تواند متمایز و خاص شود و فاطمه رجبی همینگونه شد(خانم رجبی در دوران خاتمی ، او را به مناظره دعوت کرد)

خانم فاطمه رجبی !

فاطمه رجبی با قلمش متمايز شد!

-فاطمه رجبی تا چندی قبل، بیشتر به عنوان یک "تندروی پیش تاخته و تنها" شناخته می شد، حتی خیلی از هواداران دولت و رئیس جمهور نگرانی جدی داشتند که مواضع تند خانم رجبی به ضرر احمدی نژاد تمام شود، خصوصا اینکه پدر خانم رجبی (آقای علی دوانی، که مورخی مسلط و معتبر است) و برادر ایشان، با ارسال نامه ای از هاشمی و خاتمی بخاطر حرفهای فاطمه رجبی ، عذرخواهی کرده بودند، برادر حسین شریعتمداری هم در یک سرمقاله آتشین سعی کرد، فاطمه رجبی را مهار کند، اما  موفق نشد و این پایان ماجرا نبود، تنهایی فاطمه رجبی خیلی دوام نیاورد، سایت های مهربون "رجانیوز و نوسازی" با درج مقالات و انجام مصاحبه های مکرر با خانم رجبی سعی کردند که جبران مافات کنند تا اینکه....محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری در آن شب بارانی و به یاد ماندنی، دفاع جانانه ای از "ژاندارک مسلمان" قصه ما کرد و مردانگی او را تایید کرد...این تایید و دفاع عجیب و غیرمنتظره همه چیز را عوض کرد....آنهايی که با روانشناسی آشنا هستند می دانند که اثر تشويق و تاييد روی خانمها به مراتب بيشتر و موثرتر است و اعتماد به نفس آنها را به طرز ماهرانه ای بالا می برد و حتی کار به آنجا می رسد که خانم رجبی با نهايت جديت در مورد خودش به اين نتيجه می رسد که :در این کشور تنها فاطمه رجبی است که گرایشات باندی ندارد 

-فرض کنید یک دختربچه شیطون و جسور برود توی "کوچه"  و به یک مرد 60 ساله که قبلا مثلا رئیس اداره بوده، هرچی از دهانش درآمد بگوید،  بدیهی است که مرد مربوط نمی تواند به او جواب بدهد و مستقیم درگیر شود، حالا فرض کنید ، چند دختر و پسر بچه هم با اون دختر اولی ، جمع شوند و شروع به شعار و بدوبیراه کنند! حالا فرض کنید که کار بالا بگیرد و بچه های کوچه های دیگر هم از دختر بچه قصه داستان ما دعوت کنند که برود آنجا و سخنرانی کند و بترکاند! البته بی شک  دیدنی تر از همه،  قیافه آن کسی  است که از دور "مردانگی" این دختربچه را تایید و تشویق می کند!(اینکه در این مثال گفتم "دختر بچه" و اشاره ای به نسبت خانم رجبی و آقای غلامحسین الهام، نکردم به این خاطر بود که اولا خانم رجبی شدیدا به این مساله حساس است و من نمی خوام ایشان را ناراحت کنم و دلیل دوم این است که  آنهایی که خانم رجبی و البته آقای الهام را می شناسند، می دانند که آقای الهام انصافا نقش و اختیار چندانی در تحرکات و آتشبار خانم رجبی ندارد)

-خانم رجبی، قبل از این قضایا از خانه اش و با استفاده از یک "فکس"، عملیات آفندی خود را علیه دشمنان انجام می داد، اما اخیرا برای ترویج افکار خودشان "مسافرت" می روند واین اتفاق جالب است..آنهم مسافرت به شهرهای مذهبی(مشهد و يزد) و به دعوت هیات های هوادار دولت اسلامی-همان شبکه زنجیره ای حامیان احمدی نژاد در انتخابات نهم که نقش بسیار مهمی در پیروزی او داشتند- اينجا و اينجا متن سخنرانی های خانم رجبی در يزد و مشهد را بخوانيد.

این خانومه اصلا شاخص نشد!

اين خانومه اصلا شاخص نشد!

-این نکته خیلی جالب است که  اگر فاطمه رجبی، تا پیش از این با خاتمی و هاشمی، مشکل داشت، در این شرایط جدید و با تایید مردانگی اش، شروع به زدن "رقبای انتخاباتی احمدی نژاد" کرده است، آیا واقعا الان معضل کشور، کاندیداتوری "طلایی" یا کارهای حاج باقر  در شهرداری است که خانم رجبی که حالا تبدیل به یک "بمب رسانه ای" شده است و عقبه استراتژیکی دولت نهم هم پیش سرش آمده- این چیزها بنویسد؟

 حيف که متهم به زن ستيزی می شم وگرنه می گفتم که :واقعیت این است که هورمون پروژسترون خیلی میانه ای با "قضاوت" و "عدالت" -که یک عمل پیچیده عقلانی است -ندارد و دلیل اینکه در اسلام زنها نمی توانند قاضی بشوند هم همین است!

-بدون اینکه بخواهم به وادی شبیه سازی تاریخی-که آفت جامعه ماست- وارد شوم، فقط خوب است اشاره ای به سیره سیاسی جناب عایشه و قضايای شروع جنگ جمل داشته باشیم: عایشه در مسجد مدينه، نعلین های پیامبر(ص) را بالا گرفت و گفت: چطور هنوز وقتی که این نعلین ها کهنه نشده، سنت های صاحب نعلین را فراموش کردید؟ این تهییج عاطفی که : "بشتابید!همه چیز از بین رفت!" بارها در گوش تاریخ، با صدای "زنانه" شنیده است...خوب است خانم رجبی، خطبه امیرالمومنین(ع) بعد از جنگ جمل و سرزنش قومی که یک زن را به عنوان رهبر خود برگزیده است -البته بنی صدر گفته بود حضرت علی(ع) در این خطبه، نظر شخصی اش را بیان کرده است!-را یک بار دیگر مرور کند. 

- حرکات تخریبی اخیرا در کشور، رنگ و بوی دیگری یافته است (اتفاقا این حرکات در شهرهای مذهبی هم آغاز شده است) جریان مربوط به یزد و چیزهایی که در مورد آقای خاتمی و پدرشان گفته شد(که کار به تذکر نمایندگان مجلس به رئیس جمهور هم کشید) اتفاق تازه ای در فضای سیاسی کشور است، زمینه این قبیل حرفها در هیات ها هم وجود داشت ، آثارناشی از نسبت دادن"نطفه و لقمه ناپاک" به رقبای سیاسی، قطعا آثارش شبیه به تخریب های قبلی نیست، امروز جریانی که خودش را منتخب خدا و بی نیاز از رای مردم و مورد تایید حضرت حجت(عج) می داند، با  لشگرهایی مجهز به تانک هایی از جنس "پوپولیسم" و بمب های از جنس "رسانه" در حال یک سازماندهی بزرگ است...

-اين هم تاريخ هفته امروز: از نشريه عبرت های عاشورا(۶ خرداد سال ۸۴):بر اساس اعلام مسئولان قرار است به زودی نخستين جزيره مصنوعی کشور به وسعت ۹ ميليون کيلومتر مربع در استان گيلان ساخته شود... صرف نظر از جزئيات اين خبر ، امری ارزشی و در خور تقدير است، اما اين نکته را نيز در ذهن متبادر می کند که با توجه به اينکه شکل اين جزيره بنام الله(آرم جمهوری اسلامی) انتخاب شده،‌آيا برای حضور توريست ها بر روی اين کلمه مقدس در قالب جزيره که موجب خدشه بر احکام شرعی مترتب بر اسماء جلاله باشد،‌چه تهميدی انديشيده شده است؟!

دغدغه دات کام!

- در اين مورد فقط بايد گفت: بابا دغدغه!! 

-در مورد حکم اعدام صدام يک چيزهايی نوشتم، اگه حالشو داشتيد،‌ بخونيد،‌جان کلام اين است که :واقعیت این است که کاریزمای صدام حسین به عنوان رئیس یک کشور عربی با ژست های  ضد آمریکایی و ضداسرائیلی رادیکال ، به خصوص آنکه "قربانی" حمله آمریکا هم  شد ؛ از یک سو مورد استفاده جریان تروریستی برای تداوم فعالیت های خود در عراق قرار می گیرد  و از سوی دیگر بخش مهمی از اقلیت اهل سنت عراق،  "صدام حسین" را به عنوان نماد حاکمیت اقلیت سنی برعراق به یاد می آورند، حذف صدام که منجربه شکستن این همسویی مخرب می شود، نوید بخش افق روشنی در پیش روی عراق و اضمحلال جریان پیچیده تروریستی  در این کشور می تواند باشد.

-ببخشيد که طولانی شد!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: