...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱٠ آذر ۱۳۸٥

-دکتر! میخوای حسن عباسی بشی؟! توی مجلس؟

نه! نمیخواهم حسن عباسی باشم، من الانم شبیه حسن عباسی نیستم!

-هدف تون از کانديداتوری مجلس شورای اسلامي؟

احساس می کنم حرفهایی هست که مدتهای زیادی است که شنیده نشده و حداقل در داخل  حاکمیت این حرفها باید گفته شود.
 

دکتر محمدصادق کوشکی

يک فنجان قهوه داغ از دست دکتر خستگی تن رو درمی ياره!

-چه حرفهایی؟
-فساد سیاسی مسئولان، یادآوری این نکته که مردم برای دستیابی به چه هدفی و در فضایی حاضر به تخریب آن خانه کلنگی شدند، اینها را باید به یاد مسئولان آورد و من اگر مجلس رفتم، سعی می کنم این حرفها را یاد مردم بیاورم، باید یادمان باشد که خدا به هیچ حاکمیتی تضمین دائمی برای بقا نداده است و حاکمیت با کفر می ماند ولی با ظلم نه، تحمل و صبر مردم هم اندازه ای دارد.

-دکتر کوشکی از  کی با سياست آشنا شد؟

-زمان جبهه! در آن زمان، اصولا روزنامه ها کم بودند، سه يا چهار روزنامه بيشتر نداشتيم، اطلاعات و کیهان و رسالت و جمهوری اسلامی، در جبهه ها، همه روزنامه ها توزیع می شد اما در یک مقطعی در سال 66 به دستور امام به واسطه مطالب تفرقه انگیزی که در این روزنامه علیه دولت میرحسین موسوی چاپ می شد، توزیع روزنامه رسالت در جبهه ها ممنوع شد.

دکتر کوشکی و پسرش: محمد صالح!

محمدصادق و محمدصالح کوشکی و افق های آينده!

 در گردانی که من بودم، اصولا روزنامه مشتری نداشت و بچه ها اوقات بیکاری خودشان را با نامه نوشتن و اسم و فامیل بازی کردن و گل یا پوچ پر می کردند،اما من همه روزنامه ها را از تبلیغات می گرفتم و همیشه یک انبوه روزنامه کنارم بود،در سال 66 در جزیره مجنون در یک فضای محدودی گرفتار شدم، یک ماه روزنامه گیرم نیامد، مثل آدمهای معتاد شده بودم! یک بار یک تویوتا برایمان غذا آورد، از روزنامه به عنوان دستگیره قابلمه های غذا استفاده کرده بودند و روزنامه های کثیف و چرب و سیاه را در پشت تویوتا انداخته بودند،من این روزنامه ها را برداشتم، لذت خواندن این روزنامه ها در آن ظهر داغ جزیره مجنون هنوز به خاطرم مانده و آن روزنامه ها را با ولع عجیبی خواندم! شروع سياسی شدن همين خاطره ها بود!

-اگر مجلس بروید، پرشیا هم می گیرید؟

-نه پرشیا نمی گیرم! ولی مثل مرحوم طالقانی روی زمین هم نمی شینم!

يک چيز افتخار آميز از زندگی خودتان بگوييد!

 افتخارم این است که حتی یک ریال هم به جاسبی، شهریه نداده ام و برای قبولی در کنکور، واقعا زحمت کشیدم و دکترای هاوایی و دکترای مدیریت استراتژیک رانتی  و ..ندارم

خوشوقتم که تا امروز هیچ منصبی را از هیچ مسئولی نگرفتم و اگر مردم بخواهند و در این یکسال باقی مانده فرصت رفتن به مجلس را پیدا کنم، اولین سمت سیاسی عمرم را از دست صاحبان اصلی گرفته ام و با امضای صاحبان اصلی قدرت!
 
-اولين بار طعم عدالت را  کی چشیدید؟
 
اولین بار با دستکاری کردن شناسنامه ام در 14 سالگی به جبهه رفتم ولی یک تجدید در درس زبان داشتم، در زمان جنگ مجتمع رزمندگان از رزمندها امتحان می گرفت، کسی که ممتحن من بود، دوستی بود که سه ماه همسنگر بودیم و مرا با نمره 9 انداخت و من مجبور شدم برای اولین بار در عمرم از تک ماده استفاده کنم، اولین بار مزه تلخ عدالت را آنجا چشیدم!

-يه سئوال ساده و کاملا بی غرضانه! قرار بود بعد از 27 سال به اینجا برسیم ؟ 

-  شور عنقا داشتم ، بال مگس دزدیم ، مردم ما خانه کلنگی خودشان را به عشق ساختن یک بنای محکم و جدید در بهمن 1357 خراب کردند اما بی اعتنایی به نقشه های مورد توافق مردم و امام موجب شد ساختمان فعالی نه مورد پسند مردم باشد و نه متکی بر آرا و افکار امام  . کشور ما در بین 129 کشور مورد سنجش رتبه 109 را در فساد به دست آورده است ، فساد مسئولان سیاسی و این جایی نبود که ما بخاطرش 100 هزار شهید داده باشیم . در دنیا یک معیاری داریم بر اساس ملاک های موسسه جهانی شفاف سازی اقتصادی در بین مسئولان یک کشور هرچه رقم به یک نیزدیک تر باشد به این معنی است که گرایش و تمایل به فساد در مسئولین جامعه بیشتر است سال گذشته کشور ما رتبه 9/2 داشت و امسال رتبه 2 را کسب کرده است یکی از مظاهر فساد این است که در ایران نمی شود منابع بودجه تبلیغاتی گروه های سیاسی را کشف کرد . ما باید حکومت را بر اساس استانداردهای انقلاب بهمن 57 اداره کنیم . واقعیت این است که در ازای عدالت ، مبارزه با فساد ، تبعیض موفق نبوده ایم اما در حفظ استقلال سیاسی موفق بودیم . مردم از وضع موجود راضی نیستند و برای تغییر جدی اراده دارند .

اگه گفتين اين دست کيه؟بله درست حدس زديد: حاج رضا

  - نظر شما در مورد کلمه قبيحه آزادی چيه ؟!  به نظر شما ما در ايران آزادی داريم؟

-در ایران نمی شود حصار خبری تبلیغاتی ایجاد کرد و آزادی را خفه کرد . می دانید که فقط 10 درصد از ماهواره ها جمع شدند ؟ می دانید در سال هشتاد و چهار 160 هزار نفر مسافر از ایران به مقصد امارات رفتند آیا در این کشور می شود حصار خبری تبلیاتی ایجاد کرد ؟ بی بی سی پر شنونده ترین رادوی ایران است و رادوی فردا پر شنونده ترین رادوی در خوایگاه های دانشجویی . من سر کلاس هایم وقتی بچه ها حرفی می زنند اثر تحلیل شب گذشته رادیو فردا را احساس می کنم .

 -می دانستید حتی وبلاگ ها هم باید مجوز دار شوند ؟

 بله طبیعی است چون رسانه مسئولیت دارد و باید مسئولیت پذیر باشد وبلاگ با مسئولیت پذیری هویت جدی تری پیدا می کند اما حرف من این است که در چارچوب قانون اساسی یک سری آزادی های فردی و رسانه ای مشخص شده و اضافه بر آن کسی حق محدویت ندارد هرچند که در سالهای بعد از انقلاب بسیاری از مدیران و مسئولین بارها و بارها بدون توجه به قوانین به ایجاد محدودیت رسانه ای پرداختند.

    مثلا ؟

-   مثلا چهار دیپلمات ایرانی گروگان اسرائیل هستند اما در مورد اینها 20 سال بود که اجازه خبر رسانی وجود نداشت یا مثلا بسیج دانشجویی رسما چهار سال است که دعوت از من و حسن عباسی را برای سخنرانی ممنوع کرده است . یعنی رسما بخشنامه کرده . فضای فعلی ایران امکان ایجاد حصار رسانه ای و خبری را نمی دهد چه موافق باشیم چه مخالف.

اين گفتگو ادامه دارد!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: