...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٥

باسلام! مطلب طولانی است! توصيه می کنم به آفلاين خواندن!

***

-روز 20 آذر که رسید به این مفهوم است که  4 روز از 16 آذر گذشته است و  شانزده آذر روز دانشجو و جریان آن سه آذر اهورایی و ...است که همه می دانیم،  اما 20 آذر سومین روز مهلت تبلیغات انتخابات خبرگان-شوراها  است و  در ایران عزیز ما هم  همه سرنوشت در روزهای آخر تبلیغات رقم می خورد (به یاد بیاورید آن چهارشنبه مرموز و مهربون خرداد 84 را که سونامی سیاسی معادلات را بهم زد)  در همین هنگام  و این شرایط، ناگهان اعلام می شود که رئیس جمهور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر به مناسبت روز دانشجو سخنرانی خواهد کرد!

-در اینکه که دانشگاه امیرکبیر(پلی تکنیک سابق) خفن ترین انجمن های اسلامی(!؟) را دارد  هیچ تردیدی نیست،می توان گفت که پلی تکنیک  صادرکننده نمونه "جوجه کمونیست ها"(به قول مرحوم طالقانی)  به بقیه انجمن اسلامی ها هم است و هرکسی حتی با آی کیویی در حد سس مایونز می فهمد که رفتن احمدی نژاد به دانشگاه امیرکبیر در شرایط فعلی،  واکنشها وتنش های  کاملا قابل انتظار و رادیکالی مثل "فحش و شعارهای تند و پرت کردن لنگه کفش و آتش زدن عکس و شعار علیه ارکان نظام و رهبری و تندشدن فضا و عصبی شدن هوداران و ..." دارد.

تشنج در دانشگاه امیرکبیر

-خبر غیررسمی حضور احمدی نژاد در دانشگاه از شنبه اعلام می شود، دانشجوها اعتراض می کنند و جو سیاسی و پرتنش  پلی تکنیک کاملا غیرعادی تر و شدیدتر  می شود، در روزهای شنبه، یکشنبه  فقط دانشجویان با کارت معتبر دانشجویی می توانند وارد دانشگاه شوند،  حتی خبرنگارها هم ممنوع الورود هستند(ساکنین محل و دانشجویان پلی تکنیک می توانند در این مورد شهادت بدهند)

-اما سئوال مهم این است که چرا احمدی نژاد به پلی تکنیک رفت؟ برای اینکه نشان بدهد از مخالفان هراسی ندارد؟ این جواب ساده ای است ، البته جسارت احمدی نژاد اینقدر بالا هست که این مورد هم جزو انگیزه ها قرار گیرد  دکتر احمدی نژاد یکی از ماموریت های الهی خود را تمسخر و لوث کردن و خراب کردن آنچه را که  "اسطوره های جریان باطل" می داند با لحن و ادبیات مردمی و عامی می داند( رجوع کنید به سخنان ایشان در مورد هولوکاست و شورای امنیت و ناوهای آمریکا و تهدیدات غرب و اسرائیل) -در مراسم پلی تکنیک هم احمدی نژاد در این موارد و به خصوص در مورد مساله جنجالی "دانشجویان ستاره دار" موضع گیری جالبی داشت اما این جواب و انگیزه برای حضور در پلی تکنیک کافی نیست.

- چرا احمدی نژاد یا تیمی که مسئول اینگونه امور است، برای حضور در روز دانشجو، دانشگاه دیگری را انتخاب نکردند؟!  مثلا دانشگاه حسن روزی طلب اینا که قبلا هم امتحانش را پس داده بود و دوستان از فضا و اتمسفر سیاسی همه مطلع بودند؟! آنهایی که سرشان در حساب است می دانند که "شئونات و تشریفات خاص ریاست جمهوری" یعنی چه؟! بی شک فحش دادن و اهانت به رئیس جمهوری(به عنوان یک شخصیت حقوقی) یک خط قرمز محسوب می شود، ولی برای آدم خاکی و مردمی  و البته صاحب ماموريت الهی چون احمدی نژاد این قصه کمی فرق می کند...!

-نکته قابل تامل حضور کاملا اتفاقی! و مهرورزانه  برادر مهرداد بذرپاش، چهره اصلی ائتلاف رایحه خوش خدمت در این مراسم دانشگاه امیر کبیر بود؛  البته از حضور سازماندهی شده دانشجویان و دیگر عزیزان وارداتی نیز که یکی از حاشیه های مراسم و عوامل اعتراض دانشجویان بود؛ می گذریم .

-  نکته قابل توجه این است که  آقای بذرپاش  هم در موقع ثبت نام (دوماه قبل)  و هم  امروز در کنفرانس خبری در فارس اعلام کرد که رقابت اصلی انتخابات بین "حامیان احمدی نژاد و دوم خردادی ها"  است و لاغیر! و الیته این منطقی ترین و آسان ترین راه برای پیروزی حامیان دولت بود و برای جذب رای دهندگان مردد متمایل به اصولگرایان و مردم خسته از لیست بازی و درگیری های سیاسی و ...

آتش زدن عکس رئیس جمهور

- تراژدی ائتلاف اصولگریان را حالا  دیگر حتی خواجه حافظ شیرازی هم می داند، دامنه اصولگرایی از نظر احمدی نژادی ها به قدری تنگ شد  که حتی چمران و شیبانی و خادم و بیادی (کسانی که جزو تیم اصلی احمدی نژاد در دوران شهرداری بودند و مسبب انتخاب او به شهرداری بودند) در لیست حامیان دولت جایی نیافتند (چون روی خوشی به شهردار شدن قالیباف نشان داده بودند)

-اما وقتی پای ماموریت های الهی در میان باشد، جریان طور دیگری می شود، به قول معروف :"می شود و می توانیم!"  اساسا مساله این بود که  از نظرحامیان احمدی نژاد مساله،  اصلا "ائتلاف" نبود! ملاک اصلی جریان حامی دولت برای ارائه لیست واحد با سایر اصولگرایان، نه تفاهم و توافق و تعامل و رایزنی بلکه مساله و درخواست حامیان از سایر اصولگرها  از جنس"ایمان آوردن به احمدی نژاد" بود، همه باید به احمدی نژاد ایمان می آوردند و لیست بذرپاش اینا را قبول می کردند و کنار می رفتند، طبیعی بود که اصولگرایان و راستی ها این را نپذیرفتند.

- در هفته های اخیر لیست اصلی اصولگریان تحت عنوان "ائتلاف بزرگ اصولگرایان" بالاخره آماده شد، اما در این میان ، دوم خردادی ها که حسابی طرف مقابل را با اختلافات کاذب و تابلوی اعتماد ملی و ستاد ائتلاف و ستاد مردمی و ..گول زده بودند، لیست واحد خودشان را رو کردند و به میدان آمدند، بدین ترتیب سه لیست اصلی درصحنه قرار گرفت: ائتلاف بزرگ اصولگرایان، حامیان احمدی نژاد(رایحه خوش خدمت) و اصلاح طلبان!

-خوب با این اوصاف وبا ادامه این حضور سه گانه،  به نظر شما شانس کدام لیست بیشتر بود یا هست؟ به نظر می رسد لیست جامع اصولگریان  نسبتا شانس بالاتری داشت( با فرض مشارکت زیر 20 درصدی شهروندان) چون لیست ائتلاف بزرگ چهره های نام آشنا و خوشنام و مطرح  داشت (جالب است که نام چمران و بیادی را حتی بعضی گروههای نزدیک به دوم خردادی ها هم در لیست شان گذاشته بودند) و  شانس  لیست اصلاح طلبان در درجه دوم بود، خیلی طبیعی است که در این شرایط، رقابت بین نمایندگان به اصطلاح "چپ" و "راست" شکل بگیرد و همه حامیان اصولگرایی پشت لیست واحد جمع شوند، بازهم خیلی  طبیعی بود که با ادامه این وضعیت در هفته آخر منتهی به انتخابات، ضعیف ترین موقعیت متوجه لیست رایحه خوش خدمت با اسامی ناآشنا و کم تجربه و شود (البته  رایحه خوش خدمت، فردی چون "پروین احمدی نژاد" را دارد!)

-با این شرایط ، اگر به جای این وضعیت سه گانه،  دو قطبی "احمدی نژاد و دوم خردادی ها" (آنگونه که مهندس بذرپاش هم پیش بینی کرده بود) به وجود آید و پررنگ شود چه اتفاقی می افتاد و به نفع چه جریانی خواهد بود؟ اگر رای دهندگان سنتی به اصولگرایان حس کنند که بار دیگر دوم خردادی ها و اصلاح طلبان می خواهند به قدرت بازگردند و ...چه واکنش سیاسی-انتخاباتی نشان می دهند؟ 

             چرا نامهربونی؟

-خوب حالا برگردیم به اول داستان، در این شرایط اگر احمدی نژاد با یک تاخیر4 روزه،  مراسم 16 آذر را در پرتنش ترین دانشگاه کشور اجرا کند و فحش بخورد و عکسش را آتش بزنند و.. چه اتفاقی می افتد؟!  نتیجه طبیعی اش این خواهد بود که مخاطبان و رای دهندگان به جریان اصولگرایان(که مقدار زیادی شان دچار تردید و سردرگمی در رای دادن  شده اند)  تحت تاثیر این "مظلومیت احمدی نژاد" و  حمله شدید اپوزسیون به رئیس جمهور مردمی و رجایی گونه و شعارهای تند علیه ارکان انقلاب که البته رسانه ای هم شد و روزنامه ها آن را داغ تر هم کردند،  به گروه "حامی احمدی نژاد" و حاملان "شعار و مدعای  حمایت و طرفداری از دولت نهم " متمایل می شوند و آن دو قطبی مورد نیاز برای پیروزی احمدی نژادی ها(یعنی دوقطبی احمدی نژاد-ضدانقلاب!) تامین و تثبیت می شود.

-می گویند در ایام قدیم فردی بود که عادت داشت "سادات"(توضیح : سادات جمع سید است و اسم شخص خاصی نیست!)  را ببوسد! البته این کار را به قصد ثواب  و صواب می کرد،  یک بار سیدی "کچل و آبله رو"  و به اصطلاح شهرستانی!  را آوردند و به این طرف گفتند: خوب این را هم ببوس! او هم پاسخ داد: مگر قرار است همه ثواب ها را من بکنم؟!

اگر فکر می کنید دولت احمدی نژاد یک دولت معمولی با شرح وظایف رسمی و قانونی و کلیشه ای چون اجرای مصوبات مجلس و سند چشم انداز و برنامه توسعه است و بعد از چهار یا هشت سال می رود و .. سخت در اشتباهید! احمدی نژاد آنطور که خودش ههم بارها و بارها گفته: ماموریتی الهی دارد و  احمدی نژاد و حامیان می خواهند ثواب این انجام ماموریتی را که برای خودشان تعریف کردند را خودشان به تنهایی ببرند و در این راه اصلا از شریک و موتلف و همراه خوششان نمی آید در جریان اصولگرایان) و اصلا بقیه را هم قبول ندارند تا بخواهند نقشی به آنها بدهند( احمدی نژادی ها از جریان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی در جریان انتخابات ریاست جمهوری پارسال حسابی عبرت آموزی کرده اند)

        اعتراض

- تردید نکنید که قصه این رایحه خوش خدمت و حامیان احمدی نژادی ها  "سر دراز"  دارد و تازه شروع قصه  است و اینها خود را در نظر مردم،  جایگزین اصولگرایان می دانند و در این انتخابات هم رسما از اصولگرایان عبور کردند و این عبورشان هم  بازهم  ادامه خواهد یافت، عقبه و لجستیک کافی برای ادامه این استراتژی را هم دارند(ایجاد تقابل با غرب به خصوص در مساله هسته ای هم  بسیار به آنها برای ایجاد این فضا کمک می کند و در دوره جدید احمدی نژاد بیشترین استفاده را از اوضاع هسته ای می کند)

- از همه مهمتر این است که احمدی نژاد هم برای انجام این ماموریت الهی همیشه حاضر است که و شئونات و جایگاهش را رها کند و هر ریسک جسارت آمیزی را هم انجام دهد، البته  آنها در این مسیر بدشان هم نمی یاد که یک میکروب ضعیف و کنترل شده دوم خردادی هم  وجود داشته باشد که بتوانند همیشه بترسانند و "دو قطبی" ایجاد کنند و رای بگیرند، ولی این جریان نوظهور سعی خواهند کرد که کاملا جریان اصولگرا را- که رقیب و دشمن  خود می دانند-منکوب و مضحمل کنند و همانطور که خودشان تلویحا گفته اند:" اصولگرا یعنی  احمدی نژادی شدن و ذوب در احمدی نژاد " به مجموعه اینها اضافه کنید مشروعیت بخشی دائم به این جریان  از سوی آقای مصباح و با استفاده از مفهوم "مهدویت"... خلاصه جاده و اسب مهیاست ! بیا تا برویم! اين است که  حساسيت انتخابات شوراها اينگونه است و می تواند تبديل به  يکی از تعيين کننده ترين مقاطع تاريخ انقلاب شود.

-جریان بازدید سرزده و شتابزده  از شبکه خبر و سخنرانی و حضور در میان رای اولی ها (جشن تکلیف سیاسی) و ممنوع التصویر شدن قالیباف و آمدن علی احمدی (پدرخانم بذرپاش) به گفتگوی خبری شبکه دو و تبلیغ رایحه خوش خدمت ،  آنهم درست در یک هفته مهلت تبلیغات و داستان تراژیک زریبفان و ...را هم اصلا نادیده می گیریم! و بازهم نایدیده می گیریم : استفاده زیرکانه رسانه های غربی از حاشیه های پرتنش مراسم پلی تکنیک و تلاش خبرگزاری فارس برای بزرگ نمایی هرچه بیشتر حواشی مراسم امیرکبیر  و ...

-حالا شما به این سئوال جواب دهید: چرا احمدی نژاد به این مراسم رفت؟

لينک های مرتبط:

-عکسهای مهر

-عکسهای ايسنا

فيلم های مراسم پرتنش پلی تکنيک را ببينيد

 -تحليلی در اين مورد: چرا دانشگاه اميرکبير انتخاب شد؟

- احمد توکلی هم می پرسد:سايت الف: چرا احمدی نژاد به پلی تکنيک رفت؟

- اين را هم بخوانيد: بر دوستداران احمدی نژاد صلوات!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: