...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳۸٥

همه چيز از يک انفجار بزرگ شروع شد! بنگ...! بعد ايران سعی کرد هسته ای بشود ...!

- بهترين حالت برای تصور شرايط موضوع هسته ای ایران اين است که صحنه را به صورت یک "رینگ بوکس" تصور کنید و  ایران و آمریکا را در هیبت دو مشت زن (البته طبعا با وزن و قیافه های متفاوت!)  به عنوان دو بازیگر اصلی قصه در نظر بگیرید.

- دیگر بازیگران معادله هسته ای ایران یعنی: "روسیه، چین و اروپا" را به صورت چند داور یا عوامل صحنه! فرض کنید،  ما از سال 82 وارد این رینگ شلوغ شدیم و  البته دعوای اصلی از همان اول بین  "ایران و آمریکا" بود و همه هم این را می دانستند.

- تا قبل از صدور قطعنامه 173۷،  چین و روسیه و اروپا سعی یا وانمود می کردند که این دو مشت زن را از هم جدا کنند و با بکار گرفتن تلفیقی سیاست هایی چون: ‌واسطه گری و نازکشی،‌وقت کشی، میانجگری و تهدید و تطمیع و.. سعی کردند شرایط درگیری و بحران دفعی و ناگهانی  را به حداقل برسانند، در عین حال از هردو رقیب اصلی برای خود، امتیاز هم بگیرند...این وضع سه سال دوام آورد.

- اما با تصویب قطعنامه اخیر، ناگهان همه آن واسطه ها و بازیگران فرعی، از رینگ خارج شدند و "ایران" ماند و "آمریکا" و یک "رینگ" خونین و البته خالی!

* توضیح ضروری: آمریکا بیست و هفت سال به دنبال همین صحنه بود: یعنی ما و رینگ خالی و خودش، تا قبل از قطعنامه 1737، این آمریکا بود که به جلب حمایت چین و روسیه برای گیر انداختن ایران نیاز داشت...ولی الان این چین و اروپا و روسیه هستند که فرضا " اگر" بخواهند ایران را از این رینگ خونین خارج کنند، باید آمریکا را راضی کنند چون اگر همه کشورهای عضو شورای امنیت هم چنین بخواهند ولی "فقط"  آمریکا، ‌مخالف باشد، پرونده همچنان در رینگ خونین باقی خواهد ماند.

***

-هفته های  آتی،‌یکی از سرنوشت سازترین مقاطع تاریخ پرونده هسته ای است، بازتاب صدور قطعنامه از یک سو و  آثار شکست سنگین حامیان دولت در انتخابات 24 آذر به سرعت باهم ترکیب  شده و خود را نشان داد و موج تازه ای از مخالفت ها با احمدی نژاد برخاست و اولین و بارزترین چیزی هم که مورد هدف قرار گرفت: "سیاست هسته ای احمدی نژاد" بود که من اسمش را گذاشته ام: پوپولیسم هسته ای" (منظورم از پوپولیسم هسته ای دقیقا همان گفتمان  "قطعنامه شورای امنیت، کاغذ پاره ای بیش نیست و اثری ندارد و لجن است و ..." می باشد)

عکس تزیینی است! پیکان در برف!

عکس تزيينی است!

- تا پیش از صدور این قطعنامه ناجور   ، باز بودن نسبی فضای دیپلماسی و چانه زنی  برای ایران و اثر دلگرم کننده و عوام پسند پوپولیسم هسته ای احمدی نژاد (مبنی بر اینکه شورای امنیت هیچ غلطی نمی تواند بکند) و عدم وجود فشار واقعی و ملموس ناشی از قطعنامه های قبلی و به خصوص  سیاست های رسانه ای رسمی(صداوسیما) اجازه نداده بود که افکار عمومی از ابعاد واقعی  موضوع و خطر مطلع شوند و چشم انداز این رینگ خونین فقط برای اقشار محدودی از جامعه و اصحاب رسانه روشن بود، اما مهمترین نکته و بازتاب  ناراحت کننده قطعنامه اخیر این بود که این فضا را عوض کرد: یعنی اولین فشارها و محدودیت ها و خطرات بلافاصله خودش را نشان داد ، این بار "عموم" رسانه ها -به خصوص رسانه های داخل نظام-قضیه را جدی گرفتند و طبعا خیلی زود خواهد بود که این موج به آحاد مردم هم منتقل شود.

-یک خصوصیت قابل توجه  ما ایرانی ها یا شرقی ها این است که تا خطر یا تهدید "ملموس" نشود، آن را باور نمی کنیم و عکس العمل نشان نمی دهیم که البته  این بخاطر فقدان تفکر و نهادهای استراتژیک و رصدگر  در جامعه و "غرور شرقی و شهرستانی!" ماست، در همین راستا، ميتوان با بررسی قرائن و شواهد، پديده جدید و قابل تاملی را در  شرایط جدید هسته ای ديد و آن ‌ ایجاد یک "عقلانیت حداقلی -اضطراری" در خصوص موضوع هسته ای در برابر پوپولیسم هسته ای است( البته احمدی نژادی ها بسيار تمايل داشته و دارند که با استفاده از بحرانی شدن موضوع هسته ای و بهانه عدم ايجاد تفرقه و اختلاف، مخالفان گسترده دولت را ساکت و منزوی کنند ولی ظاهرا جريان برعکس شده)

-به نظرمی رسد اکثریت جریان اصولگرا، کلیت اصلاح طلبان و دوم خردادی ها،محافظه کاران، اقشار سنتی،  نخبگان،‌سیاسیون و احزاب،‌ رسانه ها، روشنفکران،  فعالان اقتصادی بخش خصوصی، اصناف و بازار ، تحلیلگران امنیتی ،  ‌اپوزسیون و ...ا(همه به جز پوپولیست-بنیادگراها) هرکدام با تحلیل و نياتی "متفاوت" ، اجماعی رنگارنگ و باشدت و ضعف گوناگون، ولی واحد،  در داخل و خارج از نظام ساخته اند و "همه"  به این "عقلانیت حداقلی-اضطراری" رسیده اند که ادامه وضع موجود و تداوم سیاست های احمدی نژادی در موضوع هسته ای و قرار گرفتن در ریل قطعنامه ها،‌ بسیار خطرناک بوده و ثمری جز نابودی و اضمحلال کشور ندارد.

- مطالعه و حتی تکثیر سرمقاله بسيار مهم روزنامه جمهوری اسلامی در روز دوشنبه هجدهم دی را به شدت به شما توصیه می کنم يک جمله اش را بخوانيد: نوع تبليغاتي كردن مسئله هسته اي در سخنرانيهايتان بگونه ايست كه به مخاطب القا مي كند شما خداي ناكرده براي سرپوش نهادن به برخي كاستيهاي دولت مساله هسته اي را چنان برجسته مي سازيد كه اشكالات دولت ديده نشود (جالب است که سایت های حامی دکتر احمدی نژاد بلافاصله موضع گیری کردند و "روزنامه جمهوری اسلامی" را هم در خط انگلیس! توصیف کردند + )

احمدی نژاد و لاریجانی در سفر اول نیویورک

لاريجانی و احمدی نژاد در سفر اول نيويورک در هواپيما

-از طرف دیگر، به احتمال زياد،  موج جدید تورم و گرانی در آستانه سال نو در راه است و این موج بعلاوه بازتاب های اقتصادی -سیاسی- رسانه ای قطعنامه و تحریم یاعث می شود، عقبه ایجاد شده در طول دوسال اخیر برای محمود احمدی نژاد در شهرهای کوچک و روستاها(ثمره سفرهای استانی) هم بر باد رود، وخامت اوضاع برای احمدی نژاد منحصر به این نیست، حامیان احمدی نژاد به خوبی می دانند که وضعیت آنها در انتخابات مجلس هشتم قطعا بهتر از انتخابات 24 آذر نخواهد شد (اگربخواهند با تابلوی مستقلی چون "حامیان، رایحه خوش خدمت و ..." بیایند، همان آش و کاسه و تراژدی 24 آذر برایشان به طرز ماهرانه تر و بدتری تکرار خواهد شد) همانطور که گفتیم رسا در این شرایط تنها منبع قدرت جریان احمدی نژاد (همانطور که در  اينجا بررسی کردیم )جریان فکری-عملی  آیت الله مصباح یزدی و حامیان ایشان است.

-خوب با این مقدمات، باید از خود سئوال کنیم که "چه خواهد شد؟" به نظر می رسد متاسفانه یا خوشبختانه،‌گزینه های متعددی وجود ندارد: یک گزینه ساده دلانه که دوم خردادی ها و اقلیت مجلس هم آن را کلید زده اند و ممکن است در صورت لج بازی و تدوام بن بست ،دامنه حامیان آن افزایش پیدا کند، رای عدم کفایت سیاسی به احمدی نژاد است، احتمال تحقق این گزینه به دلایل مختلف و عدیده کمتر از 20 درصد است.‌

پایان پوپولیسم هسته ای ؟!

-آن اجماع حداقلی (که اشاره کردیم ایجاد شده) در داخل حاکمیت، مصداق مشخص و روشنی دارد:گزینه بعدی که به نظرم محتمل تر است،‌ گزینه ای است که می شود اسم  آن را "احمدی نژاد منهای هسته ای " گذاشت، ‌به این معنی که دکتر احمدی نژاد،‌رئیس جمهور می ماند، از او در برابر موج ناراضایتی ها و ناکارآمدی ها و حملات مخالفین حمایت می شود، ولی در مساله هسته ای،عملا احمدی نژاد "ممنوع المنبر و ممنوع الورود" می شود و داستان هسته ای کاملا به دکتر علی لاریجانی ، دبیر شورای عالی امنیت ملی سپرده شده و با تکمیل فرمول توافق "لاریجانی-سولانا " موضوع هسته ای را در آخرین مهلت باقی مانده، فیصله دهد( البته این فرمول چندی قبل در آستانه حل بحران هسته ای بود ولی ...!) یکی از دلایل عصبانیت حامیان احمدی نژاد از محسن رضایی،‌حمایت رضایی از فرمول "لاریجانی" در موضوع هسته ای است.

 -باید منتظر تحولات هفته های آتی باشیم! همین! نظر شما چيست؟

*بازهم آرش عزيز، زحمت ترجمه اين متن طولانی را کشيد:

 The End of Nuclear Populism? What Is The Fate of The Nuclear Dossier

The before-mentioned unity has one clear meaning: the next possible option, which is more likely in my understanding, can be called “Ahmadinejad minus nuclear affairs”. This means that Dr Ahmadinejad will remain as the president and will be supported against discontent and inefficiency and opponents’ attacks. However, he will banned from talking about and interfering in the nuclear affairs. This way, the nuclear story will be left to Larijani, the speaker of the national security council, to complete the Solana-Larijani formula and solve the nuclear problem in the last available moments (this formula was solving everything a while ago, but … [Ahmadinejad disrupted it])  

***

-تاريخ هفته اين هفته: جلد دوم و سوم خاطرات آقای ری شهري، اولين وزير اطلاعات جمهوری اسلامی توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شد و خواب و خوراک را از ما گرفت تا تمامش کرديم! کتاب دارای عناوين جالبی مثل:جريان ناخدا افضلی و محاکمه سران حزب توده و بمب گذاری های منافقين و ...است، در يک بخشی از اين خاطرات آقای ری شهری که از اختلافات سياسی در کشور نگران بوده دستور تدوين يک بولتن مخصوص به نام بولتن اختلافات را در وزارت اطلاعات می دهد، از اين بولتن فقط يک نسخه برای امام تهيه می شود، عکس العمل ايشان بعد از ديدن بولتن فوق سری اختلافات خواندنی است:

-فرمانده پسنديده(يکی از بهترين بلاگرهايی که می شناختم) با نوشتن شرح مفصل و خواندنی از جريان آشنايی اش با اينترنت،  از دنيای مجازی خداحافظی تلخی کرده است، از همين تريبون می گويم: حاجی ! برگرد!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: