...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٥

-اصرار احمدی نژاد بر بی اعتنایی به وجود تهدیدهای جدی و (حتی آرایش جنگی در مرزها) قابل تامل است آنهم  در شرایطی که تقریبا هیچ صاحبنظری در کشور به جز احمدی نژاد (و البته بعلاوه مربع :الهام،زری بافان،سعیدلو و مشایی) اوضاع را عادی تحلیل نمی کند و این فقط احمدی نژاد است که به تنهایی دم از عادی بودن و امن و امان بودن اوضاع می زند.

کاوه اشتهاردی و محمود احمدی نژاد!

-ولی در این میان یک اتفاق خطرناک دارد می افتد... و آن این است که احمدی نژاد به دلیل لجاجت شخصی به سرعت در حال از دست دادن "ظرفیت های ملی منصب ریاست جمهوری" است و دلیل عمده آن (به جز ناکارآمدی ها و موج گرانی و ...) عدم هماهنگی او  با عقلانیت حداقلی-اضطراری ایجاد شده در کشور است و او بر همین اساس همچنان بر نظر خودش اصرار دارد و مرتب می گوید هیچ خطر و تهدیدی نیست و قطعنامه کشک است و اثری ندارد و  آمریکا قطعا کاری نمی کند و جرات حمله ندارد و...

اما چرا احمدی نژاد اصرار دارد که بگوید"هیچ خبری" نیست و ادعا کند که نگران تهدیدات نیستم ؟!

-منشاء بی خیالی های احمدی نژاد به جز تحلیل غلط از  ماموریت های الهی خود و سوء تفاهم ایشان در مورد نقش خاص خود در نظام خلقت!  می تواند از این جهت هم باشد که احمدی نژاد واقعا و با نهایت سادگی و صداقت فکر می کند که اتفاقی نخواهد افتاد ، چون بر اساس یک تحلیل قدیمی فکر می کند ، ایران و آمریکا در نهایت سازش می کنند (این تحلیل تا قبل از صدور قطعنامه ۱۷۳۷ و اوایل سال ۸۵ با پرچمداری لاریجانی ، بسیار شایع بود ولی عملا با روند جاری ، شکل واقعی به خود نگرفت) در نتیجه این تحلیل غلط،  احمدی نژاد بر این باور است که در صورت سازش احتمالی و محتمل بین ایران و غرب، می تواند جایگاه مردمی خود را حفظ کند و حتی مدعی هم شود که دیدید که گفتم خبری نبود و نشد!

ضمن اینکه اذعان و اعتراف به خطرناک بودن اوضاع و تهدیدات مسلم در برابر کشور از سوی خود احمدی نژاد می تواند عملا یک انتحار سیاسی و اعتراف به شکست سیاست ها و راهبردهای خود در حضور مردم باشد و بدین ترتیب او عملا پایگاه استراتژیک خود(پوپولیسم) را از دست می دهد.

واقعا این یعنی چی؟؟

هواداران احمدی نژاد برای حفظ موقعیت شکننده وی به انتشار این نوع عکسها متوسل شده اند

-اما خطر اصلی  چیست؟ اصرار احمدی نژاد بر نگران نبودن از تهدیدات و ...می تواند  منجر به این نتیجه منطقی بشود که آمریکایی ها برای اینکه عملا غلط بودن حرف و تحلیل  احمدی نژاد را به حامیان و هوادارانش و ملت ایران نشان بدهند و عملا گام عملی برای ایجاد زمینه فروپاشی نظام بردارند، حتما یک سری حرکات نظامی محدود و خطرناک و پرسروصدا بکنند تا عملا باقی مانده اعتماد عمومی به احمدی نژاد به عنوان "رئیس جمهور کشور" هم از بین برود، پرواضح است که این ضربه، اولین قربانی اش احمدی نژاد است و مجموعه نظام و کشور را با یک بحران بزرگ مواجه می کند.

-قبلا هم گفتیم که احمدی نژاد جدا هیچ شانی برای خود به عنوان رئیس جمهور قائل نیست و این خصلت در این مواقع بحرانی، خودش بحران ساز است...

-در استراتژی یک اصل مهم وجود دارد: ضربه را باید به ضعیف ترین حلقه و مهره طرف مقابل زد تا اولا یک پیروزی سریع -و دارای بار روانی بالا- حاصل شود و دوم اینکه سایر حلقه های طرف مقابل هم حساب کار خودشان را بکنند، اگر روند فعلی در مورد احمدی نژاد ادامه یابد، احمدی نژاد قطعا ضعیف ترین و منزوی ترین حلقه نظام خواهد شد و آنگاه است که ضربه پذیری او بسیار بالا خواهد بود.

-واقعیت این است که ایران و آمریکا در اواخر جنگ هشت ساله و به خصوص سالهای ۱۳۶۶-۶۷ تجربه رویارویی نظامی مستقیم  ولی "محدود"  با هم را داشته اند و نتیجه نهایی آن هم قبول اجباری قطعنامه 598 از سوی ایران بود، ممکن است این تجربه در قالبی جدید تکرار شود و  آمریکایی ها سعی  کنند از تاکتیک های شبیه آن دوران مثل زدن سکوهای نفتی بعلاوه مورد هدف قرار دادن سریع و همه جانبه نقاط حساس مثل:نیروگاهها، سدها و ...استفاده کنند.

- در یکی از حساس ترین مقاطع تاریخ کشور هستیم پس کمربندهای خود را ببندید!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: