...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٥

تغییر لحن ناگهانی مقامات آمریکایی بعد از یک دوره تشدید جنگ روانی و لفظی علیه کشورمان و تبلیغ مستقیم و غیرمستقیم حمله نظامی به ایران در رسانه ها، با واکنشهای متفاوتی در محافل خبری داخلی و خارجی مواجه شده است.

مهمترین مصداق این تغییر لحن ناگهانی و البته معنادار، گفتگوی جرج بوش با شبکه خبری C-SPAN در هفته گذشته بود که بوش با رد برنامه ریزی برای حمله به ایران، این زمزمه ها را محصول جوسازی رقبای سیاسی اش، توصیف  کرده بود. رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده نیز در اظهار نظری مشابه از عدم عزم آمریکا برای حمله نظامی به ایران خبر داد، هرچند که بوش در این گفتگوی خبری، از دموکراتها خواست که خطر " ایران هسته ای " را درک کنند.

سئوال مهم وکلیدی دراین موضوع این است که آیا این تغییرلحن دائمی ونشان ازیک "تغییر راهبردی" است یا صرفا یک  چرخش  سیاسی- خبری در قبال موضوع ایران از سوی مقامات کاخ سفید تلقی می شود؟

در بررسی این تغییر لحن از سوی سران کاخ سفید می توان بطور فهرست وار به چند عامل اشاره کرد :

1) در هفته های اخیر و به خصوص با سفر دکتر لاریجانی به اجلاس امنیتی مونیخ و سفر مهم دکتر ولایتی وزیر خارجه سابق کشورمان به روسیه ودرپی آن ارائه طرحی موسوم و منتسب به "طرح سوئیس"، زنده بودن، موثربودن وظرفیت داشتن دیپلماسی و ابزارهای مسالمت آمیز برای خروج ازبن بست کنونی، خود را به روشنی به افکار عمومی جهان و محافل سیاسی  نشان داد و در حقیقت مقامات کاخ سفید در این مقطع، به اجبار یا اکراه، ترجیح دادند که زنده بودن و قابلیت داشتن دیپلماسی برای حل موضوع را بپذیرند و دلیل عمده تغییر لحن آنان می تواند این عامل باشد.

2) فاکتور دیگری که می توان در این معادله پیچیده  از آن یاد کرد ، این است که چون دولت آمریکا در شرایط فعلی در عراق گریبانگیر مشکلات حاد امنیتی-سیاسی و نظامی است ، مجبور است در قبال ایران (به عنوان یک موضوع حساس برای جهان و به خصوص دموکرات های تازه به قدرت رسیده) همراهی و نرمش بیشتری با رقبای دموکرات (که به راهکارهای دیپلماتیک علاقه بیشتری دارند) نشان بدهد تا از ایجاد شکاف های بیشتر در استراتژی جدید و شکننده  آمریکا در عراق جلوگیری شود.

 چون دولت آمریکا در شرایط فعلی در عراق گریبانگیر مشکلات حاد امنیتی-سیاسی و نظامی است ، مجبور است در قبال ایران(به عنوان موضوعی حساس برای جهان و به خصوص دموکرات های تازه به قدرت رسیده) همراهی و نرمش بیشتری با رقبای دموکرات (که به راهکارهای دیپلماتیک علاقه بیشتری دارند) نشان بدهد

3) عامل بعدی که به نظرمی رسد در تغییر لحن مقامات آمریکایی در قبال ایران به طور "موقت" موثر بوده، نزدیک شدن به پایان مهلت ایران از طرف شورای امنیت در قطعنامه 1737 است، درواقع می توان گفت آمریکایی ها به درست یا غلط به این نتیجه رسیده اند که ایران قطعا نرمشی در جریان قطعنامه فوق الذکریا موضوع تعلیق نشان نخواهد داد.

بنابراین مقامات کاخ سفید سعی می کنند در روزهای باقی مانده به پایان مهلت شورای امنیت، با رفتاری ظاهری و ژستی فریبکارانه، خود را مدافع دیپلماسی و تعامل نشان دهند که بعد از پاسخ منفی ایران به تلاشهای دیپلماتیک برای حل موضوع، اولا هزینه این عدم تعامل را کاملا به گردن ایران بیاندازند وبه اصطلاح ایران را"مسئول مرگ دیپلماسی" قلمداد کند و ثانیا مشروعیت جدید و پشتوانه محکم تری برای ادعاهای خود در قبال ایران ارائه کنند و به جهانیان القا کنند که هدف اصلی ایران به چالش گرفتن نظام بین الملل و نه حل موضوع هسته ای و احقاق حقوق خود است . تادر این راستا طرح موضوع قطعنامه بعدی در شورای امنیت را با پشتوانه محکم تری دنبال نمایند.

4) نکته چشمگیر دیگر در مقطع کنونی این بود که ناگهان تحرکات ضد امنیتی - قومی توسط "گروهک ریگی" در جنوب شرقی ایران اوج می گیرد و چند حمله تروریستی نسبت به اعضای سپاه پاسداران انجام می شود ( که مسئولان ایرانی به صراحت از نقش مستقیم بیگانگان در آن خبر دادند) و بلافاصله این تحرکات تروریستی مورد محکومیت "شورای امنیت سازمان ملل" قرار می گیرد، شورای امنیتی که قرار است به زودی پیش نویس قطعنامه بعدی علیه ایران را بررسی و تصویب کند.

این قبیل تحرکات تروریستی در شرایط فعلی می تواند به نوعی به معنای تحرک جدید طرف مقابل برای گشودن جبهه ای جدید علیه تمامیت ارضی کشور و حاکمیت ملی ایران تلقی شود؛ از سوی دیگر برجسته کردن و طرح موضوع عملیات تروریستی  زاهدان در شورای امنیت سازمان ملل متحد هم گامی برای قابل پذیرش کردن تصمیمات بعدی شورای امنیت در قبال ایران و به نوعی ژست بی طرفی موثر می تواند توصیف شود. 

از این رواست که قرائن و گمانه ها حکایت ازآن دارد که تغییرلحن مقامات آمریکایی  اصولا نمی تواند راهبردی و به عنوان یک رفتار اصیل سیاسی تلقی شود و لذا می توان این توقع را داشت که در هفته های آتی، یعنی بلافاصله  پس از پایان مهلت ایران در دوم اسفند، دور جدیدی از تنش های لفظی و حملات گفتاری علیه کشورمان را شاهد باشیم که قطعا از هم اکنون تاکتیک‌ها و استراتژی‌های جدیدی را از سوی دستگاه سیاست خارجی کشورمان می‌طلبد.

-اصل این گزارش در مهر

-این یادداشت در روزنامه جوان البته بدون اسم نویسنده!

-همین یادداشت در روزنامه صدای عدالت ولی بازهم بدون نام نویسنده و منبع!

 -تداوم چندصدایی هسته ای ؛ خلع سلاح رسانه های داخلی(کامنت هایش را حتما بخوانید!!)

-یادداشت جالب یک فرزند شهید از آفت های فرهنگ سازی در موردشهداء

-یارو راننده کامیون بوده نصفه شب میبینه نمیتونه ترمز کنه روبرویش هم یه اتوبوس سریع شاگردش را از خواب بیدار میکنه میگه پاشو پاشو تصادف را نگاه کن!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: