...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٥

مانکن های ارزشی با حجاب برتر!

مانکن های بالا در مغازه های اطراف حرم شاه عبدالعظیم(ع) شهرری هستند، با چادر عربی و غیرعربی و ظاهرا الصلاح! و البته با حجب و حیا.

مانکنی  مساله دار ! که نماد وضعیت کنونی حجاب در جامعه ما هم هست!

خیلی با خودم کلنجار رفتم که این عکسو شطرنجی کنم یا نه!...فکر نکنم که کسی رو به گناه بیاندازه! این مانکن در مغازه های لباس فروشی خیابان جمهوری بود. وقتی ازش عکس گرفتم، صاحب مغازه-که صحنه عکس گرفتن من رو دید- یهو پاشد و  یک نگاه بدی به من کرد و مانکن مساله دار رو  به طرز بدی بغل کرد و برد پشت ویترین! قایمش کرد. وقتی که مانکن های خیابان جمهوری اینجوری باشن، دیگه مانکن های الهیه و جردن وبه اصطلاح جاهای «مکش مرگ ما پرور!» چطوری هستن؟

مانکن های مرد و لزوم پوشیدگی!

البته ...پوشیدگی و حجاب برای مانکن های مرد هم لازم الاجرا است و ایران تنها کشوری است که حجاب برای مانکن ها هم ضرورت دارد و حجاب نشانه شخصیت مانکن ها هم محسوب می شود!

***

-مساله حجاب در کشور ما واقعا داستان عجیبی پیدا کرده است..یعنی در مقطع بعد از انقلاب این عجوبت! ایجاد شده است...واقعیت این است که حجاب یک جذابیت پنهان جنسی برای زنان ایجاد می کند (این جذابیت جنسی می تواند یکی از فلسفه های حجاب در اسلام برای« زنان مومن» هم باشد که کمتر به آن توجه شده، یک نوع جذابیت توام با شکوه!) اما در کشور ما که حجاب اجباری است،قصه کمی متفاوت است...حجاب اجباری ، حجم عظیمی از این جذابیت جنسی به طرز ناخودآگاه ایجاد و در جامعه ما تزریق کرده است و این موج سکسی و جوان بودن جامعه ایرانی باعث ایجاد بحران های قابل درکی در جامعه ما شده است(یعنی از پیرمرد ۷۰ ساله بگیرید تا پسر ۱۴ ساله... آره! قربونش...!) خیلی ها بر این عقیده هستند که مدها و لباسهای عجیب و غریبی که بعضی دختران و زنان با انواع روسری و مانتو استاد می کنند به مراتب تحریک آمیزتر از بی حجابی معمول است...

 -بعد از انقلاب که جو زمانه با آمیختگی دین و سیاست(که یکی از شعارهای  اصلی انقلاب و روحانیت غالب بود) همراه شد ، بسیاری از مفاهیم سنتی و چیزهایی که اصولا سیاسی محسوب نمی شدند، انقلابی و سیاسی تفسیر و اعلام شدند و گستره شریعت به سرعت فراخ و وسیع شد...یکی از مهمترین مصادیق این پدیده «حجاب» بود، مساله حجاب یا بدحجابی در فقه سنتی و غیرحکومتی موضوعی حل شده بود، اصولا بد حجابی «حد» نداشت و نگاه کردن به این نوع زنان بدحجاب عرفی -اگر خوف گناه نبود- اشکالی نداشت ولی....در ایران بعد از انقلاب  « مبارزه با بدحجابی» به صورت یک اصل انقلابی و سیاسی درآمد و در حقیقت وظیفه ای سیاسی -انقلابی و زمینه نقش آفرینی فعالی بود که توده های موسوم به حزب الله (با تایید یا سکوت بزرگان انقلاب)در دهه شصت برای خود قائل شدند...مبارزه با بدحجابان(که ضدانقلاب توصیف می شدند) به صورت یک وسیله برای مشارکت سیاسی و احساس هویت سیاسی بخشی از شهروندان حامی حاکمیت در بعد از انقلاب درآمد.

زلف بر باد مده تا مدهی نیروهای مسلح بر باد!

-حجاب اجباری زنان و حاشیه های آن یکی از ترجیع بندهای ثابت نویسندگان غربی در مورد ایران بعد از انقلاب بود، با فروکش کردن جو انقلابی دهه شصت، هرچند که حجاب اجباری و انقلابی، منسوخ نشد ولی  به صورت یک بحث زنده و داغ در بین گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی درآمد...یکی از بسترهای شیوع و گسترش اندیشه های فمینسیتی در دهه هفتاد بحث حجاب اجباری بود، حجاب و حاشیه های آن همچنین به صورت فاکتوری برای جذب آرای زنان و جوانان در کشور درآمد، کارگزاران سازندگی و هواداران هاشمی رفسنجانی و بعدها اصلاح طلبان به خصوص فائزه هاشمی ، اولین گروهی بودند که تابو شکنی در مورد حواشی حجاب و حضور زنان در جامعه-که کلید آزادی های اجتماعی و آزادی زنان محسوب می شد- را شروع کردند...اما خیلی زود مقاومت محافظه کاران، راه آنان را سد کردند..

-اما به نظر می رسد در سالهای اخیر، گروههای زیادی از جریان محافظه کار(موسوم به راست) هم تردیدها و افق های جدیدی را در مساله حجاب پیدا کرده اند، سخنان جنجال برانگیز شمقدری یا رحیم مشایی مشاوران احمدی نژاد در مورد حجاب یا حتی فاطمه رجبی(که در سخنرانی مشهدش در مورد سخت گیری بر جوانان حرفهای خاصی زده بود) همچنین بحث هایی که در مجلس هفتم در این خصوص درگرفت و اظهار نظر بیادماندنی مصباحی مقدم(عضو جامعه روحانیت مبارز) که :مگر در زمان رسول الله(ص) زنان اهل کتاب مجبور به حجاب اجباری بودند و ...نشانه های این تغییر بود..سال ۸۵ سالی بود که بحث های مختلف مربوط به زنان و ...رونق خاصی داشت، ناهنجاری های شدید اخلاقی در جامعه ، نارضایتی مردم و حتی مذهبی ها از وضع موجود هم دلایل دیگری بود این تردیدها را وسعت می بخشید.

-واقعیت این است که بر طبق قاعده اسمز!  سیاسی بودن و سیاسی کردن مساله حجاب به طرز ماهرانه ای فروکش کرده است و در این فضا گروههای سیاسی زیادی هستند که با انگیزه های مختلف می خواهند و تلاش دارند مساله حجاب را به عنوان یک امتیاز آوانس گونه به اسم خود «حل» کنند و ...البته فمینیست ها(به خصوص فمینیست های برانداز) از خدایشان است که حجاب «سیاسی» باقی بماند تا آنها بتوانند با مانور و مقاومت در برابر آن برای خود وجهه اجتماعی و سیاسی و..ایجاد کنند، شاید بتوان گفت از نظر خیلی ها یکی از ابزارهای انقلاب های مخملین یا رنگین در ایران، همین موضوع حجاب اجباری یا باطبع تلاش برای کشف حجاب هایی با طعم نافرمانی مدنی باشد، روشنفکران ،حجتیه ای ها و سنتی ها از اول هم با حجاب اجباری مشکل داشتند، حالا باید دید چه کسانی در این بازی برنده می شوند...؟

-آیا حجاب هم مثل مذاکره با آمریکا به صورت یک تابوی خاص، تابویی «دست مالی شده ولی همچنان حفظ شده» درمی آید؟...خوب ! نظر شما چیه؟

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: