...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٢

وقتی در آن نيمه شب تاريک از پشت شيشه يک خواربار فروشی نزديک حرم چشمم به اين آگهی افتاد، فقط به «کادر» و «نور» و «زوم» فکر می کردم ...اما وقتی در خلوت امشب دوباره نگاهش کردم...دلم سوخت...! خيلی!

امان از گمشده، کاش می شد برای گمشدن چيزای ديگه هم آگهی داد و زد پشت در بقالی! بيادت داغ بر دل می نشانم...ز ديده خون به دامن می فشانم ..همه شب خواب بينم، خواب ديدار...دلي دارم دلی بی تاب ديدار...سری داريم و سودای غم تو ...پری داريم و پروای غم تو ...غمت از هر چه شادی دلگشاتر ...دلی داريم و دريای غم تو...
راستی اينم بگم که هيچ وقت يادتون نره که کوکاکولای اصل را در بطری اصل بنوشيد! يه پيرزنه رعايت نمی کرد، مرد!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: