...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٦

واحد شمارش سفرخارجی در دانشگاه آزاد

یک ضرب المثل آلمانی-سوئدی (چون سازنده اش دورگه بوده!) هست که می گه: مدیران و واقعیت های یک جامعه را از روی گزارش هایی که تهیه می کنند، بشناس!

این را از روی بولتنی که مدیر یکی از واحدهای دانشگاه آزاد به عنوان گزارش تهیه کرده برداشتم، نکته جالب اینکه : میزان و ارزش و به تعبیری «واحد شمارش» سفر و کنفرانس تحقیقاتی اساتید به خارج از کشور «ریال های خرج شده» است در حالی که هیچ اثری از کیفیت ، حتی عناوین مقالات ارائه شدن نیست!  بلانسبت ..بلانسبت، گلاب به روتون، روم به دیوار، زبانم لال! اگر گوسفند و مرغ و جوجه را هم به چرا می بردند! همین جوری حساب می کردند!

 از طرف دیگر واحد شمارش «تشویق مقالات» هم «نفر» است! سن و مجری و گل و بلبل و لوح تقدیر !

***

اما حکایت این ورقه پایین: اول بگذارید متن شعرش را بنویسم :

ساقی و می و شمع  گل پروانه                  خوش آمدی ای هاشمی فرزانه!

این مردم رودهن به استقبالت               خوش آمد گویند به گل و گلخانه(بچه های حفاظت لابد!)

یک شاخه گل نثار بر هرقدمت                   خوشحال شدیم از خبر آمدنت

طوطی شکرخوار (لابد خبرنگاران!) که این جمله شنید         مشتاق شنیدن کلام و سخن است

ما را نبود طوفه ای(تحفه!) اندر نظرت                         این جان گرامی به فدای قدمت

اما شاه بیت این شعر اینجا است :

مردم رودهن(پهلوان احمدبابایی)(سیدمهدی حسینی) که این جمله شنید، گوید چه دوری(دری!) بود اندر دهنت!

سید مهدی حسینی که این جمله شنید، گوید چه دری بود اندر دهنت!

اما قصه این ورق: آقای هاشمی رفسنجانی رفته بود مراسم افتتاح و کلنگ زنی در دانشگاه آزاد رودهن، در سالن ورزش یک مرشد(همین پهلوان احمد بابایی!) با همراهی دو تا بچه شروع کرد به خواندن این شعر به سبک زورخانه ایی و بچه ها هم شنا می رفتند و دمبل پرت می کردند و می چرخیدند و ...! وقتی این  شعر  پاچه خوارانه تمام شد، دیدم متن شعر روی میزی که جلوی پهلوان بود، افتاده، برش داشتم!  چه داستان جالبی در شاه بیت آخری اتفاق افتاده را خودتان ملاحظه کنید!

همین صحنه که شرح دادم!

ظاهرا اول قرار بوده «مردم» بر گوهر گران در دهان آقای هاشمی تاکید و تصریح کنند، اما بعد «پهلوان احمد» مردم را کنار زد و بعد سید مهدی حسینی، پهلوان (+)را ... خلاصه یک جامعه شناسی فشرده از وضعیت سیاسی-فرهنگی ما  و جامعه شناسی طبقاتی حتی از مفهوم پاچه خواری! در این رقابت جالب بین مردم، پهلوان احمد و سید مهدی حسینی(رئیس واحد رودهن که از سال ۱۳۶۱ رئیس است!) قابل مشاهده است.

فقط همین رو بگم که خبرنگار یک خبرگزاری خاص که اسمش را نمی برم! می خواست این شعر را در بخش اخبار ويژه خبرگزاری شان بزند! ولی کلاشینکف در رقابتی نفس گیر موفق به حفظ مالکیت خود بر این اثر هنری شد و آن را به خوانندگانش تقدیم می کند!

***

راستی در این مراسم، آقای رسولی نژاد، نماینده فیروز کوه و دماوند هم حضور داشت، شاید جالب باشد که بدانید همین آقای رسولی در سال ۷۳-۷۴ تقریبا اولین کسی بود که علیه هاشمی موضع گرفت، موضع سختی هم گرفت و حتی گفت حمد و سوره هاشمی در نماز جمعه غلط است و ...ولی در مراسم امروز پهلوی هاشمی نشسته بود و یک سخنرانی کوتاه مملو از «حضرت آیت الله  هاشمی رفسنجانی» هم کرد! اخر مراسم از رسولی نژاد سئوال کردم «حمد و سوره حاج آقا درست شده؟» که سریع گرفت و با خنده گفت: اون چیزها، جوسازی روزنامه های اون موقع بود!

***

-یک مسئله  عاطفی-ریاضی-صداوسیمایی: باعرض پوزش بخاطر دلخراش بودن تصویر(+)،  اگر این اتفاق (+)در آمریکا و اروپا می افتاد، محاسبه کنید فرکانس لرزش صدا و احساسات و کسینوس تغییر لحن «کامران نجف زاده» را در هنگام خواندن این خبر در بخش خبری ۲۰:۳۰!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: