...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٦

آقای مردوخی را تقریبا همه خبرنگارها می شناسند،‌ پیر و پیشکسوت و به اصطلاح شیخ الخبرنگاران است، با داشتن حدود ۸۰ سال سن هنوز  فعال و شاداب است، دستی در شعر دارد و معمولا سئوالاتی که از مسئولان می پرسد یک خطابه حماسی است، سئوالاتش هم همیشه یا در مورد گرانی و مبارزه با دانه درشت ها است و  یا در مورد توطئه های انگلیس،  امروز در حاشیه یک برنامه،  فرصتی شد تا از نزدیک با مردوخی صحبت کنم...

واقعیتش اینه که انگیزه اصلی برای حرف زدن با مردوخی؛ شایعه جالبی بود که در موردش  شنیده بودم و از این قرار بود که :مردوخی در زمان شاه و در اعتراض به تقلب در انتخابات از بالای بالکن مجلس شورای ملی...گلاب به روتون...روم به دیوار...ادرار کرده بوده روی نمایندگان!

اول سئوالم را خیلی رسمی شروع کردم، پرسیدم قصه درگیری شما در مجلس شورای ملی چی بوده که مردوخی  پاسخ داد: مهرماه ۱۳۴۲ و در جریان انتخابات دوره بیست و یک مجلس شورای ملی، من از حوزه سنندج (کردستان) نامزد شدم و ۸۰ هزار رای آوردم ولی فقط ۲۰ هزارتایش را برایم خواندند، این بود که روزی که اعتبار نامه نمایندگان سنندج در مجلس مطرخ بود(شیخ الاسلام و کمانگر) به مجلس رفتم (قسمت بالکن) موقع بررسی اعتبارنامه آنها فریاد کشیدم که(( اینها نمایندگان واقعی مردم کردستان نیستند! اینها منفور ملت هستند و ...))

ناصر مردوخی خبرنگار کهنسال

آقای مردوخی

مردوخی ادامه داد: یکی از ماموران گارد مجلس به من حمله کرد و خواست مرا بیرون بیاندازد که از دستش فرار کردم و خودم را از بالای بالکن به داخل صحن انداختم و روی سر یکی از نمایندگان افتادم! عبدالله ریاضی که اولین دوره ای  بود که رییس مجلس شده بود(دکتر سیدعبدالله ریاضی از سال ۴۲ تا ۵۷ رئیس تقریبا مادام العمر مجلس شورای ملی بود و  نهایتا آقای خلخالی زحمتش را در بهمن ۵۷ کشید! / توضیح مترجم ! ) ریاضی که این  اوضاع را مشاهده کرد، اعلام تنفس داد و مرا به داخل اتاق گارد مجلس بردند و کتک مفصلی زدند.

با پررویی تمام از مردوخی در مورد اون شایعه ناجور( بالکن و ادرار و...) پرسیدم که گفت: نه من چنین کاری نکردم و بدین ترتیب بود که یکی از شایعات گسترده در محافل خبری کشور بدست ما حل و فصل شد!

- مجموعه عکسهای حیدرر رضایی از مردوخی (+)

- نوازنده قبل از اجراء معروض داشت: این دوتار جنوب خراسان است، طَرَب در آن جای ندارد،‌حزن است و حزن و حزن!... باور نکردیم... و چه کرد آن دو سیم خشکیده روی چوب با ما و دیگران در آن سالن نه چندان تاریکِ مرکز همایش های صداوسیما!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: