...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٩ مهر ۱۳۸٦

نامهربونی!

امروز(دوشنبه) داشتم می رفتم سرکارِ، توی خیابون کارگر بودم که یهو صدای تیراندازی شنیدم و بعد یک پیرمرد با دستی که ازش خون فوران می کرد، از یه مغازه پرید بیرون، گروگانگیر یک پیرمرد شصت ساله بود که با یک کلت اقدام به گروگانگیری کرده بود، منم سریع کلاشینکف (دوربینم!) رو مسلح کردم و از همون لحظه اول شروع کردم به عکاسی...

بعد که مردم و نیروی انتظامی صحنه رو شلوغ کردن، درسی رو که از حسین فاطمی یاد گرفته بودم، به کار بستم ...اونجا رو ول کردم و رفتم ساختمان مقابل مغازه، با نهایت پررویی، در یه خونه رو زدم، کارتم رو نشون دادم و گفتم می خوام عکس بگیرم! اونا هم نامردی نکردن!( البته شاید از ریشم ترسیدن!)

هیجان...خطر...مسلسل..و...همه چیزهایی که دوست داشتم، بود! وقتی ماجرا تموم شد و گروگانگیر خودش رو تسلیم کرد، با آخرین سرعت ممکن، گوله کردم سمت مهر ... الانم یه خستگی شیرین توی تنم مونده که خیلی حال می ده ! خلاصه جواب داد اساسی! شاید اصلا سیاست رو رها کردم و رفتم عکاس شدم!

ادامه عکسها را در اینجا ببینید (+) منتظر فیلمش هم باشید....به زودی!

-اینهم فیلم حادثه گروگانگیری (+) که فیلمبرداری و تدوین اش با خودم بوده، البته با تشکر از خانواده رجبی و کلیه عزیزانی که ما را در ساخت این برنامه یاری کردند! 

               
بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: