...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦

1- با کمی تسامح می توان گفت علی لاریجانی نامزد رسمی اصولگرایان در انتخابات  ریاست جمهوری سال 1384 بود، "رسمی"  به این معنا که لاریجانی در فرایند تصمیم گیری شورای هماهنگی نیروهای انقلاب(مهمترین رکن تصمیم گیری اصولگرایان در مقطع انتخابات نهم) توانست نظر بزرگان سنتی و قدیمی اصولگرا را جلب کند و بر "رضایی، قالیباف، احمدی نژاد و .." پیشی بگیرد، حزب موتلفه به عنوان یکی از احزاب پرسابقه و ریشه دار هم رسما از لاریجانی حمایت کرد، لاریجانی همچنین اعتماد عمیق رهبری را هم همراه خود داشت، مدیریت 10 ساله صداوسیما و حضور در شورای فرماندهی سپاه و ...از جمله نشانه های این اعتماد عمیق بود.

لاریجانی !

2- بعد از انتخابات سوم تیر و انتخاب محمود احمدی نژاد، علی لاریجانی، رقیب سابق احمدی نژاد،  با صلاحدید مقامات عالی کشور،  به شورای عالی امنیت ملی رفت تا "مسئول پرونده هسته ای" شود، در واقع حضور لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی، نماینده همه رقبای اصولگرای احمدی نژاد در دوره انتخابات بود(رجوع کنید به حمایت های معنادار طیف های اصولگرا در موضوع هسته ای از مواضع لاریجانی)

بی تردید، یکی از مهمترین پیامدهای کنار رفتن لاریجانی و  تغیر این چیدمان و کنار گذاشتن نماینده و یادگاری! اصولگرایان از دولت این است که  جایگاه احمدی نژاد  در معادلات آتی اصولگرایان را  تحت الشعاع قرار می دهد...

بی تردید، یکی از مهمترین پیامدهای کنار رفتن لاریجانی و  تغیر این چیدمان و کنار گذاشتن نماینده و یادگاری! اصولگرایان از دولت این است که  جایگاه احمدی نژاد  در معادلات آتی اصولگرایان را  تحت الشعاع قرار می دهد...

4-از طرف دیگر، کنار گذاشتن لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و خروج وی از دولت نهم را می توان تلاش وتمایل جدی احمدی نژاد برای به دست گرفتن کامل و  تمام سیاست خارجی (به خصوص هسته ای) و ارتقای سهم رئیس جمهور از معادله سیاست خارجی توصیف کرد.

 می توان تصور کرد که برای  احمدی نژاد، حضور لاریجانی (رقیب سابق) را در یکی  مهمترین پست های سیاسی -امنیتی دولت،طعم  نوعی نارضایتی و سرخوردگی داشت، احمدی نژاد و هوادارانش تصور می کردند که دولت و شخص رئیس جمهور با نوعی کم اعتمادی از سوی کلیت نظام، در مورد مسائل کلان سیاست خارجی و به خصوص هسته ای، مواجه است و..(رجوع کنید به خبرسازی های سایت هایی مثل رجا علیه لاریجانی و...).امروز باید گفت، آنها از این مرحله هم عبور کردند...

5- یکی از پیامدهای "میان مدت"  کنار گذاشتن لاریجانی،  ورود مستقیم تر رهبری به معادله هسته ای خواهد بود، چون یکدست شدن تیم هسته ای ( احمدی نژادی شدن تیم هسته ای! ) بی تردید همه جریانات سیاسی(به خصوص اصولگرایان) را در مورد حساس ترین موضوع کشور(هسته ای) قلقک می دهد و تحریک می کند، با این اوصاف؛  با خاص تر شدن شرایط پرونده هسته ای ، شاهد شدت گرفتن اختلافات در مورد موضوع هسته ای، خواهیم بود، تداوم و جدی شدن این اختلافات است که باعث دخالت مستقیم تر رهبری در معادله هسته ای خواهد شد.

6-هرچند که اختلاف لاریجانی -احمدی نژاد و چند مرتبه استعفای لاریجانی، چیز چندان پوشیده ای نبود، اما یک معنی دیگر کنار رفتن لاریجانی می تواند به اختلاف تفسیر و  تاویل لاریجانی و احمدی نژاد  از "موقعیت فعلی پرونده هسته ای" ربط داشته باشد.

 چندی است که احمدی نژاد با صراحت و بطور مکرر(ازیک موضع الهام آلود!) از "مختومه شدن پرونده هسته ای" خبر می دهد و همه تهدیدات فعلی را رجزخوانی و دروغ و ...می نامد، خوب آیا این موضع عجیب می توانسته موضع لاریجانی (یا هر کارشناس آکادمیک یا حتی هر مطلع ساده و دنبال کننده اخبار) هم باشد؟ قطعا خیر! این دیدگاه عجیب مختص احمدی نژاد است!

خیلی واضح است که این تفاوت دیدگاه، جایی برای حضور لاریجانی در دولت نمی گذاشت و لابد آقای دکتر جلیلی(دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی) بر اساس دیدگاه احمدی نژاد می خواهد با رویکرد " بسته شدن پرونده هسته ای" وارد گود مذاکره با اروپا  و مدیریت پرونده هسته ای  شود...(نکته جالب این است که طبق قانون، دبیر شورای عالی امنیت ملی باید، "عضو" این شورا هم باشد که جلیلی عضو این شورا نیست!)

7-احمدی نژاد یک اصل تاکتیکی -روانی جالب دارد: غافلگیری و ترمیم  تیم  برای خرید زمان! دولت نهم ، رکورد دار "ترمیم" در دولتهای بعد از انقلاب است(+) تاکنون حدود 10 ترمیم از سطح وزیر تا رئیس بانک مرکزی داشته ایم، این نکته کلیدی را هم نباید فراموش کنید که هرگز و هرگز دولت احمدی نژاد یک دولت عادی با مولفه های معمول نیست، ما با یک دولت آرمانگرا و کاملا خاص مواجه هستیم که برای خودش "رسالت های ماورایی" قائل است و...

احمدی نژاد یک اصل تاکتیکی -روانی جالب دارد: غافلگیری و ترمیم  تیم  برای خرید زمان! دولت نهم ، رکورد دار "ترمیم" در دولتهای بعد از انقلاب است، تاکنون حدود 10 ترمیم از سطح وزیر تا رئیس بانک مرکزی داشته ایم

8- فرض کنید شما مربی یک تیم فوتبال پر طرفدار و جنجالی هستید و در آغاز نیمه دوم یک بازی سرنوشت ساز قرار گرفته اید، وقت چندانی تا پایان بازی نمانده است، اوضاع هم چندان بر وفق مراد نیست، حتی احتمال شکست وجود دارد، هواداران پر تعداد تیم از شما "انتظار" دارند، و از همه مهمتر، شما "باز" هم می خواهید "مربی" بمانید و منصب خودتان را حفظ کنید، خوب در این معادله چه خواهید کرد؟ تا هم بمانید، هم هوادارانتان را راضی کنید و اعتمادشان را جلب کنید و هم اگر شکست خوردید، بتوانید برای شکست خود، "مقصر" و "قربانی" داشته باشید؟ و اگر در پایان بازی، موفق "نشدید" ، بتوانید گناه را به گردن بازیکنان نالایق یا رفقای نیمه راه بیاند؟

جواب  ساده است، شما  باید مرتب بازیکنان تیم خودتان  را عوض کنید، تعویض و ترمیم های مکرر، باعث می شود که شما "زمان" بخرید و قضاوت در مورد خودتان را مرتبا به تعویق بیاندارید، اینطور هوادارانتان باز هم به شما مهلت می دهند و منتظر معجزه! می مانند و اگر شما ماهرانه باشید ، هوادرانتان ممکن است در یک "بزنگاه" بازهم به شما اعتماد کنند...

 یعنی بهترین راه برای خرید "زمان" و به تعویق انداختن " قضاوت" در مورد عملکرد دولتی که نیمه عمر خودش را هم گذرانده است،  ترمیم های مکرر و دائمی است، شاید بی سابقه باشد که یک دولت در نیمه دوم عمر خودش، چنین دست به تغییرات و ترمیم بزند،

محمود احمدی نژاد ، عاشق خدمت و جهاد

به نظر شما، توده های مردم  وقتی این ترمیم های مکرر دولت را می بینید چه فکری با خودشان می کنند؟ قطعا به این فکر نمی کنند که "ثبات مدیریتی کشور" استاد می شود! وجود و تبلیغ مفاهیمی چون "مافیا" ، "باندهای ثروت و قدرت" ، "احزاب" و...از سوی دولت، به همراه این ترمیم ها و ..می تواند نتایج کاملا خاصی بر قضاوت توده ها بگذارد، البته بی تردید مدیران میانی کشور از این فضا، احساس تحقیر و بی ثباتی می کنند، ولی مگر اهمیت دارد؟!

باور کنید که فقط "یکسال و نیم"  از عمر دولت احمدی نژاد باقی مانده است، ولی هیچ یک از ما این واقعیت را "باور " نکرده ایم و هنوز در پس غبار شلوغی رسانه ای دولت، خبرسازی ها و پوپولیسم خبری و سیاسی دولت و سفرهای استانی و وعده ها و وعیدها و ... طوری با دولت طرفیم که انگار دولت سه ماه است که سر کار آمده!

 9- باور کنید که فقط "یکسال و نیم"  از عمر دولت احمدی نژاد باقی مانده است، ولی هیچ یک از ما این واقعیت را "باور " نکرده ایم و هنوز در پس غبار شلوغی رسانه ای دولت، خبرسازی ها و پوپولیسم خبری و سیاسی دولت و سفرهای استانی و وعده ها و وعیدها و ... طوری با دولت طرفیم که انگار دولت سه ماه است که سر کار آمده! واقعیت این است که با وجود همه انتقادات ریر و درشت و نارضایتی ها از دولت احمدی نژاد، هنوز یک "قضاوت" عمومی در مورد دولت به وجود نیامده است...

10-واقعیت این است که احمدی نژاد ، تنها تر می شود..اما اگر این تنهایی، با هنر و مشاطه گری  تیم رسانه ای و تبلیغاتی احمدی نژاد، طعم دیگری بگیرد، در "غیاب احزاب" و" دور زدن اصولگرایان" ، یک فرصت دوباره برای جلب اعتماد مردم برای او می آفریند! دور دوم سفرهای استانی در راه است و جالب است بدانید این سفرها، درست در  آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری تمام می شود! بازی جالبی است! نه ؟!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: