...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٦

اعتراف می کنم که اصلا با محرم رسمی و تقویمی حال نمی کنم،  روزها و ماههای دیگر، دلم برای محرم و عاشورا تنگ می شود، هنوز هم نفهیده ام و نمی دانم این، بد است یا خوب.

دیروز دوستی ازم پرسید چرا اینقدر به  محمود گیر می دی؟ بحث مفصلی کردیم ، آخر بحث بهش گفتم به نظرم محمود، مهدویت و امام زمان(عج) را در حد یک "وٍرد" آورده پایین، که اگر اول سخنرانی هایش یک "اللهم عجل لولیک الفرج" بگوید، دیگر با این ورد، می شود عقل را تعطیل کرد و همه چی تمام است و همه درست می شود و همه بی تدبیری ها حل می شود.

***

دیروز دوستی ازم پرسید چرا اینقدر به  محمود گیر می دی؟ بحث مفصلی کردیم ، آخر بحث بهش گفتم محمود، مهدویت و امام زمان(عج) را در حد یک "وٍرد" آورده پایین، که اگر اول سخنرانی هایش یک "اللهم عجل لولیک الفرج" بگوید، دیگر با این ورد، همه چی تمام است

فکر کنم یکی از دلایل تاخیر ظهور این است که اگر آقا بیاید، ایرانی ها مهلتش نمی دهند،  تبرک و زیارت و ماچ و بوسه و گریه و زنجموره و حاجت خواهی که به امام مهلت قیام و اصلاح نمی دهد، همین امام رضا  قربونش برم،هم از سرمان زیاد است!

***

سردرگمی فعلی در مورد آنچه که انحرافات عاشورا نامیده می شود(قمه زنی و علم کشی و شمایل و خیلی چیزهای دیگر.) و سردرگمی ها و شبهاتی بالاتر  از رویکرد "تایید هر رفتار دینی یا منتسب به دین" ناشی می شود، سالهای سال؛ افزودند و افزودند، پیله های تقدس و تاریخ ، دین را فراگرفت، البته نمی خواهم بگم که  "بد" بود، شاید هم یکجورایی حکمت خدا بود تا در برهوت تاریخ و زمان، دین بماند، دینی که شفا می داد، حاجت می داد، دینی که "سنت" شده بود، "تقویم" شده بود، رسم و شیوه زندگی شده بود، ولی انگار چند وقت است که حضرت باری تعالی می خواهد یک طور دیگری "هم" دینش را نگه دارد..!

***

بیایید از خودمان بپرسیم 99 درصد حاجت ها را که "تکنولوژی " می دهد، پس دین این وسط چکاره است؟! واقعیت این است که الان دکتر و مهندسا خیلی چیزها را  خوب می کنند یا درست می کنند، حاجت می دهند، یه جورایی رقیب امامزاده ها  شده اند(استثناء ها را استثناء کنید لطفا!) صدالبته تا همه دردهای اینجوری شفا پیدا نکنند، مردم نمی فهمند که "زخم تاریک گمراهی" چیست و "اهدنا الصراط المستقیم" به چه دردی می خورد، می فهمند که درد اصلی، بچه دار نشدن و خونه خریدن، شفای مرض بچه نیست. 

***

 آن دین به قول سروش "فربه" حالا ظاهرا می خواهد رژیم بگیرد، رژیم زیبایی و خلوص!  نه اینکه برود در کنج خانه ها، نه! این روند را نباید با سکولاریسیون و عرفی شدن اشتباه گرفت، یک اتفاق دیگر دارد می افتد! دین حاجت کم کم کمرنگ می شود، البته از بین هم نمی رود.

***

خالص شدن و خالص شدن، یک بهت عظیم آخرالزمانی در راه است، شاید بشود اسمش را گذاشت رستاخیز عظمای کاهندگی، کاهندگی ایمان و مومنین تا در عدد 313 متوقف شود! تا بشریت خودشان در  قعر "الضالین و مغضوب علیهم" احساس کنند و واقعا  "اهدنا الصراط المستقیم" سر دهند، نه در لقلقه زبان، راستی دقت کرده ای که چه "انتظار" نابی در "اهدنا" جا خوش کرده است؟!

***

یک بهت عظیم آخرالزمانی در راه است، شاید بشود اسمش را گذاشت رستاخیز عظمای کاهندگی، کاهندگی ایمان و مومنین تا در عدد 313 متوقف شود! راستی دقت کرده ای که چه "انتظار" نابی در "اهدنا" جا خوش کرده است؟!

امروز فن آوری، همه تار و پودهای جبر و ارث باقی مانده در ذهن و اندیشه آدمیان را در هم می پیچد  و نابود می شود، مقاومت در برابر این موج هم فقط از حماقت بر می خیزد، گوشت و پوست تیز کنی ، می فهمی که  جهان یکپارچه کوره شده، داغ داغ،  کوره ای برای خالص شدن، برای دوقطبی شدن، برای تعیین تکلیف همه، حسینی بودن یا یزیدی بودن، حتی دیگر زینبی بودن هم در کار نیست! (به قول شریعتی! در مثل مناقشه و مناقصه نکنید!) متاع کفر ودین مشتری واقعی اش را پیدا می کند، وسوسه و گناه، خیر و شر از همه مرزها و قیدها و جبرها و حجاب ها عبور می کنند و صاف می آیند درون تو، فقط  آنچه که می ماند اختیار است و اختیار است.

***

همه آداب و  ترتیب و تربیت های موروثی، همه به اصطلاح" توفیق های اجباری" در هم می شکند و فرو می ریزد تا "حق" بدرخشد، خود بدرخشد،  بدون هیچ چراغی، بدون هیچ جبری، بدون هیچ کمکی، سلسله مراتبی که به جای حق  و امام درست شده تا -به نیت انشاءالله صاف- " دین خدا " پا برجابماند، کمرنگ و کمرنگ تر می شود. 

سوءتفاهم  تاریخی یکی فرض گرفتن "مذهبی بودن" و "هدایت شده بودن" حل می شود،  "ظاهر و باطن"، تکلیف شان معلوم می شود، ریش و پشم و کرک ها خیلی ها خواهد ریخت،  طبیعی هم است، اینکاره نیستند خوب! حتی  بازار آن نوع روشنفکری دینی راحت الحلقوم گونه و استراتژی جمع خدا و خرما، هم کساد می شود، کما اینکه همین الان هم  تا حد زیادی کساد  شده است!

***

  اگر تا حالا "نحن نزلنا.الذکر و انا له لحافظون" بود، اگر فقط "ذکر" و "ظاهر" و "نوشته"  حفظ می شد، امروز، دوران "لیظهره على الدین کله و لو کره المشرکون " است! "حجت" می آید تا روند به فحشا کشیده شدن واژه ها متوقف شود، انصاف بدهید که آمدن برای  آشکارکردن قبر مخفی حضرت زهرا خیلی دم دستی است. 

***

وقتی ابرهه در نزدیکی مکه برای نابودی کعبه، خیمه زده بود، عبدالمطلب نزدش آمد، همه فکر کردند که می خواهد شفاعت کعبه را بکند، اما عبدالمظلب گفت: این خانه صاحبی دارد و خود از آن دفاع می کند، من به دنبال شترهایم آمده ام که سربازانت آنها را اسیر کرده اند، ..بیاییم فکر شترهایمان باشیم و منتظر روزهای هیجان انگیز آینده!

***

عاشورا به عاشورا، دین تازه می شود، انگار ماییم که هرسال حسین را در قتلگاه جهل می کشیم و شهید می کنیم و اوست که هرسال فریاد می زند " ان کان دین محمد لم یستقم الا به قتلی، فیا سیوف خذینی"  و گناهان ما را می شوید و  دین را زنده می کند!  و ...عاشورا نقطه ناب جمع "اختیار و اخلاص" بود و هست!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: