...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٦

ابوطالب فکر می کرد وبلاگ کلاشینکف را سهیل کریمی می نویسد! (کلی مشمئز شدم!)اما گفتگو با سعید ابوطالب، یکی از بهترین گفتگوهایی بود که تابه حال گرفته بودم، هرچی تکنیک های روانشناختانه بلد بودم در این مصاحبه به کار بستم، یه جورایی مصاحبه تبدیل شد به بازجویی!(حتی یک ابتکار خفن هم زدم و وسط مصاحبه یک سیگاری روشن کردم و ادامه مصاحبه با دود سیگار و چراغ اتاق گرفتم که بار دراماتیکی فضا بیشتر بشه!) حیف که خیلی از جاهای مصاحبه، غیرقابل انتشار است! ولی با همه این احوال فکر می کنم بشود «سعید ابوطالب» را از روی این مصاحبه تاحدود زیادی «شناخت»!

***

آقای ابوطالب می دانم که اگر رای نیاورید، حتما به مستندسازی بازخواهید گشت. اما چیزی را که نمی دانم سوژه این مستند احتمالی است. اگر رای نیاورید سوژه مستندی که خواهید ساخت چه خواهد بود؟

- سعید ابوطالب : بالاخره انتخابات درنظام جمهوری اسلامی کاملا آزاد ودموکراتیک انجام می شود و هیچ کس نمی تواند تضمین کند که رای می آورد یا نه. چه بسا افراد شاخص و مشهوری که رای نیاوردند و چه بسا افراد گمنامی مثل من که رای آوردند، نتیجه انتخابات در ایران اصلا قابل پیش بینی نیست و این از زیبایی های جمهوری اسلامی است. واقعیت این است که دراسفند ماه 82 که به نمایندگی انتخاب شدم، همه کارهای مستندسازی را که با تلویزیون و سینما داشتم، کنار گذاشتم. 4 ماه قبل از پایان مجلس هم به فکر بازگشت به عالم مستند سازی افتادم، در این چندساله که مجلس بودم، ایده های زیادی به ذهنم آمد، به خصوص ایده ها و سوژه هایی از داخل مجلس، اما چون اخلاقا وظیفه داشتم که وقتم را صرف مجلس کنم، در آخر دوره نمایندگی به این فکر افتادم که مستندی از درون مجلس بسازم.

 * مثل مستندی که خانم منیژه حکمت از مجلس ششم ساخت؟

- نمی خواهم کار خانم حکمت را ارزیابی کنم، چون هنوز آن را ندیده ام، شاید فرق مستند من با مستند خانم حکمت این باشد که ایشان از منظر خبرنگاری و ژورنالیستی به مجلس نگاه می کرد و من از درون مجلس و به عنوان یک نماینده به مجلس نگاه کرده ام. ببینید ، مجلس ما ذاتی دارد که متفاوت از آن تصویری است که در رسانه ها و خبرگزاری ها انعکاس پیدا می کند. مجلس زیبایی هایی از حیث تکثر و تنوع دارد و اینکه هر نماینده ای، سلیقه ای و طبقه ای و گروهی از مردم را نمایندگی می کند که اینها خیلی به چشم نیامده است.

* تهیه کننده مستند شما کیست یا کجاست؟

 - شبکه" پرس تی وی" چندین ماه قبل به من این پیشنهاد را کرد که مستند مجلس را بسازم، من هم قبول کردم ولی آن را مشروط کردم به ماههای پایانی مجلس. برای اینکه تست کنم که ساخت مستند از درون مجلس امکان پذیرهست یا نه ونماینده ها به دوربین من عادت کنند، از هیات رئیسه مرخصی می گرفتم و از نماینده ها عکس یا فیلم می گرفتم. هر نماینده مثل هر کارمندی می تواند برای کارهای شخصی اش مرخصی برود و من این مرخصی را برای مستند سازی بکار بکردم.

عقیده دارم که اگر در داخل مجلس بدون گرفتن مرخصی این کار را می کردم، کاری غیراخلاقی بود. برای ساخت این مستند، با دوستان فیلمسازم مشورت بسیار کردم، راش هایی را که گرفته بودم به کارگردانها و مستندسازها نشان دادم و انشاءالله مستند "پارلمان ایرانی" از شبکه پرس.تی وی پخش خواهد شد.

* آیا این مستند از شبکه های داخلی هم پخش خواهد شد؟

- نمی دانم که پرس تی وی اجازه پخش این مستند را به شبکه های داخلی بدهد یا نه.

* محور این مستند چیست؟ دقیقا چه چیزی را می خواستید نشان بدهید؟

- من می خواستم حقیقت مردم سالاری دینی را در مجلس نشان بدهم، خصوصا برای مخاطبان خارج از کشور. هماهنگی کردم و  از صحن و کمیسیون ها و راهروها و تمام اجزای مجلس، فیلمبرداری کردم. نماینده آشوری ها با زبان دینی خودش در این مستند حرف می زند. بعضی نماینده ها به انگلیسی، نمایندگان خوزستان و عرب زبان، با زبان عربی، یا از غذاخوری و کمیسون های مختلف، فراکسیون های مختلف اقلیت و اکثریت، روحانی و غبرروحانی و...همه در پارلمان ایرانی حضور دارند.

* نماینده ها مقاومت نمی کردند در برابر دوربین شما؟

-7-8 ماه قبل که کار را شروع کردم، نماینده ها مقاومت می کردند.

* مثلا؟

- مثلا از آقایان فدایی، کوچک زاده، آرین منش به درخواست خودشان عکس گرفتم.عکسها را ظاهر کردم و دادم، اما بعدا به خبرنگار پارلمانی کیهان شکایت مرا کردند که کیهان مطلبی را زد و البته جوابیه مرا هم چاپ کرد. اول مشتاقانه از من خواستند که از آنها عکس بگیرم و تعجب می کنم که چرا بعدا شکایت کردند. حتی به آنها گفتم اگر ازعکستان خوشتان نیامده، دوباره عکس می گیرم، من هزاران عکس از نمایندها گرفتم، صدها عکس دارم که نماینده ها در صحن مجلس یا خواب هستند یا در حال حرف زدن با موبایل هستند.اینها هم به هرحال جزئی مستند از پارلمان ایرانی است.

* این عکسها هم داخل مستند خواهد بود؟

-این عکسها در نمایشگاهی در پایان مجلس هفتم در داخل مجلس و فقط برای خود نماینده ها به نمایش درخواهد آمد. محرمانه است و بعید می دانم که رضایت بدهند که این عکسها علنی شود.

* فتوژنیک ترین یا خوش عکس ترین نماینده که بود؟

- آقای روبرت بیگلریان، نماینده ارامنه، همیشه عکسهایش خوب از آب درمی آمد.عکسهای آقای مودب پور، نماینده رشت هم همینطور

* و بدعکس ترین نماینده؟

- بعضی ها همیشه عکس شان بد از آب می آمد، نماینده یکی از استانهای غربی کشور، بارها از من خواست که از او عکس بگیرم ولی همیشه عکسهایش بد می شد.

* عکس های نماینده ها را خودتان ظاهر می کنید؟

- بله، همه عکسها را خودم ظاهر می کنم. چاپ و ظهور دیجیتال و به جایی نمی دهم، این هم جالب است که طی چند هفته گذشته، بسیاری از نماینده ها تقاضا کردند که عکسهایشان را روی CD بزنم و به آنها بدهم تا در تبلیغات انتخابات مجلس از آن استفاده کنند. شورای نگهبان هم مصوبه مجلس را در ممنوعیت چاپ پوستر رد کرد و این موج و اشتیاق بیشتر هم شد. جالب است که نمایند هایی که قبلا معترض بودند، الان عکس شان را می خواهند. 

* از جذابیت های فضای داخل مجلس می گفتید...

- مثلا بعضی نماینده ها، پزشک هستند و من هم چون مشکل قلبی دارم به بعضی از آنها مراجعه می کنم، یا بعضی روحانی هستند و من خودم در صحن مجلس، خمس ام را به آقای طباطبایی می دهم. یا بعضی نماینده ها حقوق خوانده اند و به نمایند های دیگر معاضدت حقوقی می دهند و وکالت می کنند، من هم  برای نماینده ها عکس می گیرم.

* تا حالا کسی از نماینده ها خواسته که به هیچ وجه از او عکس نگیرید؟

- بله، آقای زادسر، نماینده جیرفت . من نزدیک به شش ماه در مجلس کنار آقای زادسر می نشستم و به همین خاطر عکسها و فیلمهای زیادی از ایشان داشتم، از من خواست که کل فیلمها و عکسهایش را پاک کنم و من هم همه فیلمها را پاک کردم. از طرف دیگر آقای شیخ قدرت علیخانی، پیرموذن، کعبی با صراحت و شجاعت و شفافیت به سئوالات گروه مستند ساز جواب دادند.

*عکس های آقای باهنر چطور بود؟

- آقای باهنر هم از کسانی است که عکسشان هیچ وقت خوب درنمی آمد!

* از آقای حدادعادل هم عکس گرفتید؟

- دوبار خواستم از حدادعادل عکس بگیرم، ولی چون در جایگاه هیات رئیسه است و رفتن من به آنجا مشکل است و باعث حواس پرتی نمایندگان می شود، نتوانستم .البته برای جبران این مسئله، قرار مصاحبه ای با ایشان در صحن مجلس مشروطه گذاشتم که طی روزهای آینده برای ضبط مصاحبه پیش وی می روم، با آقای افروغ و خانم امین زاده هم مصاحبه مفصل خواهیم داشت.

* کدام یک از نماینده ها به نظرتان استعداد بازیگری داشت؟

- متاسفانه تاجایی که نماینده ها را می شناسم، هیچ کدام صاحب استعداد ویژه ای در بازیگری نبودند، اما یکی از شخصیت هایی که دوست داشتم از آن مستند مستقلی می ساختم، آقای حسن سلیمانی، نماینده هرسین و کنگاور بود. ایشان لهجه بسیار زیبایی و قدرت بیان کم نظیری دارند و دایره واژگانش بسیار وسیع و بزرگ است . کلا شخصیت ویژه ای دارد، قاضی هم هست و هرروز مورد مشورت نماینده ها در مورد مسائل حقوقی قرار می گیرد. خیلی دوست داشتم از زندگی ایشان مستند بسازم، اصولا نماینده ها دو گونه هستند، نمایندهایی که کاراکتر سیاسی دارند و کاراکتر سیاسی آنها را از شفافیت و صداقت  دور می کند و فقط به درد مصاحبه رسمی می خورند، آنها واقعا به معنای کلمه دیپلمات هستند.

* مثلا؟

- مثلا آقای دکتر علاءالدین بروجردی، کاظم جلالی، این نوع نماینده ها به درد مستند نمی خورند، حرفهایشان چندان جذاب نیست، ولی خیلی از نماینده ها هستند که به جنس مردم عادی نزدیکتر هستند و به درد کار مستند می خورند، -مثل آقای علیرضا محجوب، که ادبیاتش مثل ادبیات مردم کف خیابان است، خیلی صادق است.

*آقای ابوطالب، شما خودتان را متعلق به جناح راست می دانید؟

- نه

* پس چرا در لیست آبادگران قرار گرفتید؟

-اگر بگویم منتشر می کنید؟

* بله، حتما

 - من به عنوان مستند سازی که سه سال با نماینده های مجلس زندگی کردم، یعنی هزاران ساعت گفتگو و نشست و برخاست و مسافرت داخلی و خارجی، به شما عرض می کنم که چپ و راست به مفهومی که درادبیات ژورنالیستی وجود دارد، واقعیت بیرونی ندارد. مثالی برای شما می زنم، من از دهها نماینده سئوال کردم و این سئوال و جواب را ضبط کردم که شما عضو اکثریت مجلس هستید یا اقلیت؟ تعداد کمی از آنها بودند که بپذیرند اقلیت هستند و به ندرت نماینده ای پیدا می شد که به صراحت بگوید چپ است یا راست و این به این دلیل است که ما اساسا چپ و راست نداریم و این اصطلاحات مال عالم رسانه و ژورنالیسم است و هیچ کس دقیقا و واقعا نمی داند که چپ و راست یعنی چه؟

این بلا سر واژه هایی مثل اصولگرا و اصلاح طلب هم آمده است، همه نماینده های اصولگرا مدعی هستند که ازهمه اصلاح طلب تر هستند و نماینده هایی که در جبهه اصلاحات هستند معتقدند که اصولگرا هستند، اگراصولگرایی به معنای انقلابی بودن و ارزشی بودن است، بسیاری از نماینده های جبهه اصلاحات ، واقعا اصولگرا هستند، اگر اصلاح طلب به معنای مردمی بودن و تحول خواه بودن و نفی محافظه کاری است، بسیاری از نمایندگان را می شناسم که در جبهه اصولگرایی هستند اما واقعا اصلاح طلب هستند، مثل عماد افروغ، محمد خوش چهره و... من بسیاری از این افراد را در که در جناح های مختلف پراکنده شده اند را جزو جبهه خودی انقلاب می دانم،آنها در سلیقه و روش با هم اختلاف دارند نه در اصول و مبانی انقلاب.

 

* خوب به سئوال اول بازگردیم، چطور شد که در مقطع انتخابات مجلس هفتم، در لیست آبادگران قرار گرفتید؟

- در انتخابات مجلس هفتم؛ دوستان اصولگرا تدبیری که به خرج دادند، این بود که در شرایطی که شاید خودشان را بازنده انتخابات می دانستند، لیستی را تهیه کردند که حتما رای بیاورد. بنابراین ازخیلی از تمایلات و خواسته های حزبی و گروهی خود دست برداشتند. البته این کار برای آنها بسیار سخت بود، تا لحظات آخر هم کشمکش بود، اما بهرحال آن لیست 30 نفره آبادگران بیرون آمد و به آن تن دردادند. از آن لیست تعداد محدودی بودند که بازیگردانی به عهده آنان بود، از آن سی نفر، من می توان بگویم که یک سوم آنها هیچ تعلقی به جریان راست سنتی نداشتند که اتفاقا همین افراد هم بیشترین رای را در تهران آوردند، مثل سید مهدی طباطبایی، خادم، افروغ، خوش چهره ، مظفر و ابوطالب.

* یعنی می خواهید بگویید که شما ویترین  شدید؟

-نه، ویترین کلمه قشنگی نیست.

* جذاب ترین و به یادماندنی ترین لحظه نمایندگی تان؟

وقتی چند طرحی را که پیشنهاد کرده بودم، رای آورد، یکی از جذاب ترین لحظات نمایندگی ام بود. از جمله همین طرح خرید ماهواره برای صداوسیما که دو سال قبل پیشنهاد کردم، ماهواره DBS که ما درآمدهای نقتی دولت را بالا بردیم تا این ماهواره به مبلغ 250 میلیون دلار خریداری شود. لحظه بیادماندنی دیگر در مجلس وقتی بود که در موضوع هسته ای ، تصویب کردیم که طرح کاهش همکاری ها با آژانس و لغو اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی عملی شود، این پیشنهاد با اجماع تصویب شد و روزهای بسیار باشکوهی بود که مجلس هفتم نشان داد چقدر به منافع ملی پای بند است. آن موقع ما در مجلس قدیم بودیم و رای گیری به صورت ایستادن بود که همه نمایندگان مجلس، سرپا ایسناده بودند و یادم نمی آید کسی آن موقع نشسته باشد.

* در مجلس، با کسی هم دعوایتان شد؟

 -بیش از همه میکروفن من توسط حدادعادل قطع شد در حالی که من دقیقا در چارچوب قانون و آیین نامه عمل می کردم و متاسفم که رئیس مجلس بر خلاف آیین نامه، میکروفن یک نماینده را قطع کرد.

* رهبر معظم انقلاب در سخنانی به "مظلومیت عرصه فرهنگ" اشاره کردند، به نظر شما که عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم هستید، بارزترین مصادیق مظلومیت فرهنگ در جامعه ما چیست؟

- ببینید ممکن است این حرفهایی که می خواهم بزنم، کلیشه ای به نظر بیاید، اما حقیقت این حرفها واقعا کلیشه ای نیست، ذات انقلاب ما فرهنگی است و بعد از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب، امروز برای همه و به خصوص تحلیلگران غربی اثبات شده است که انقلاب اسلامی ایران، ذاتش اقتصادی نبود، ازجنس شورش یک طبقه علیه طبقه دیگر نبود، شورش علیه مظاهر مدرنیسم نبود، به دلیل شکاف طبقاتی صورت نگرفت، هیچ ریشه اقتصادی و طبقاتی نداشت، انقلاب اسلامی از جنس انقلاب مشروطه بود و البته یک تئوری قوی فلسفی و سیاسی به نام ولایت فقیه پشت آن بود که به نظرم از ریشه های صدرایی برخوردار است.

می شود گفت که انقلاب اسلامی دقیقا در نقطه واقعی اش در تاریخ اتفاق افتاد،یعنی جامعه ما زمینه آن را کاملا داشت. جامعه در زمان وقوع انقلاب به بلوغ رسیده بود و به همین خاطر انقلاب اسلامی از جنس انقلابهای رنگین، کودتا و ...نبود. ما اگر به شرایط سال 57 دقت کنیم، می بینیم که اتفاقا وضعیت اقتصادی مردم دلیل اصلی نارضایتی مردم نبود و رهبران انقلاب مثل امام، شهید مطهری، شهید بهشتی، مفتح، آیت الله خامنه ای از یکطرف و تفکرات بزرگانی مثل دکتر شریعتی از طرف دیگر کاملا هویتی فرهنگی داشتند. این خصلت فرهنگی در جملات امام هویدا بود، انقلاب اسلامی محصول فرهنگ غنی ایرانی -اسلامی ما بود، همان توده ای که مودب به آداب ارزشی و فرهنگی و سیاسی و تاریخی بود، بعد از انقلاب، بلافاصله درگیر هشت سال جنگ تحمیلی شد و 8 سال از دستاوردهای انقلاب دفاع کرد، بعد همین ها در خرداد 76 به خاتمی رای دادند و...

* شما هم در دوم خرداد به خاتمی رای دادید؟

-رای باید مخفی باشد و مخفی بودن رای جزو حقوق اجتماعی است. عرض می کردم که همان توده ها به خاتمی رای دادند و بعد همان توده مردم در سوم تیر 84 به احمدی نژاد.

* و شما هم به احمدی نژاد رای دادید؟

-بله من جزو طرفداران سرسخت شعارها و آرمانهای احمدی نژاد بوده و هستم و به همین دلیل هم جزو منتقدان آن هستم. من بیش از هرکسی به آرمانهای احمدی نژاد پای بند بوده ام ولی حاکمیت این ارزشها را در نقد دلسوزانه عملکردها می دانم. ما حق نداریم به شخصیت های سیاسی قداست ببخشیم، این با شخصیت های روحانی و مذهبی متفاوت است. ما در باورهای دینی خود برای روحانیت شان و جایگاه خاصی قائل هستیم، کلام روحانیت، ادامه کلام معصوم است و باید حرمتش همیشه حفظ شود. غیر از روحانیون، ما حق نداریم که کسی را تقدیس کنیم، در نقد رفتار سیاسی هیچ کس نباید مصلحت اندیشی شود. هرکسی که وارد عرصه سیاست می شود؛ در نقد رفتار سیاسی، می توان روحانی و غیرروحانی را نقد کرد، چنانچه رهبرمعظم انقلاب هم صراحتا گفتند که مخالفت با نظر ایشان به معنای ضدیت با ولایت فقیه نیست، یعنی "رفتار سیاسی" قداست ندارد.

* از سئوال اصلی دور شدیم، بارزترین مصادیق مظلومیت فرهنگی را می گفتید.

بله، زمینه مظلومیت فرهنگ بعد از دوران جنگ ایجاد شد که گفتمان حاکم بر رهبران سیاسی ما ( منظورم رهبران انقلاب نیست) از گفتمان اصلی انقلاب که اصلاح فرهنگ بود به بحث هایی مثل سازندگی و توسعه و رفع چالش های معیشتی مردم تنزل پیدا کرد. اگرچه بهبود وضعیت معیشت هم در پرتو اصلاحات فرهنگی به دست می آمد، اما توجهات اصلی از فرهنگ کنار رفت. یکی دیگر از مظلومیت های فرهنگ این بود که پارادیم عوض شد، یعنی به اشتباه اسم برنامه های توسعه را توسعه اقتصادی-فرهنگی گذاشتند اما عملا در این برنامه ها هیچ اثری از فرهنگ و توجه به فرهنگ نبود. توسعه فرهنگی یعنی تعمیق فرهنگ، یعنی ساختن جامعه فرهنگی، اما در برنامه های توسعه هرجا حرف از فرهنگ بود، ابزار و بودجه و سخت افزار مورد نظر بود. در دوران اصلاحات نیز این بدفهمی ها از فرهنگ ادامه پیدا کرد و در دولت آقای خاتمی با بدفهمی از توسعه سیاسی به مظلومیت عرصه فرهنگ دامن زده شد. یکی دیگر از مظلومیت های فرهنگ این بود که همه وزرای ارشاد بعد از انقلاب، قبل از آنکه فرهنگی باشند، سیاسی بودند و پیش از آنکه دغدغه فرهنگ را داشته باشند، دغدغه های سیاسی خاص خود را داشتند.

* یک وزیر فرهنگ مطلوب و غیرسیاسی نام ببرید کسی که واقعا فرهنگی باشد.

- من که نمی شناسم همه افراد را، اسم آوردن از افراد چندان عادلانه نیست. مظلومیت دیگر عرصه فرهنگ این بود که ما عملا استراتژی فرهنگی نداشته و نداریم، حتی وقتی رهبرمعظم انقلاب از مظلومیت فرهنگ نام بردند، نظر بلند ایشان را برخی به موارد جزیی و کوچک تنزل دادند. ایشان گفتند فرهنگ یعنی فضای تنفس، می شود گفت منظورشان این بود که الان نخبگان برای تنفس  و فعالیت، فضای مناسبی ندارند و باید این فضای کلی ایجاد شود. باید بگویم که خیلی از کارهایی که امروز به اسم فرهنگ می شود، واقعا ضدفرهنگی است، مثل برخوردی که با حجاب بعد از انقلاب شد، ما با موضوع حجاب، برخوردی غیرفرهنگی کردیم و این برخوردهای غیر فرهنگی الان هم ادامه دارد و ..

* پس راهکار توسعه فرهنگ حجاب چیست؟

-پاسخ به این سئوال درتخصص من نیست، این موضوع جنبه فقهی و حقوقی و اجتماعی دارد که باید متخصصان امر دراین مورد نظر بدهند، ولی این را می گویم که بدحجابی و همه ناهنجاری هایی از این دست چون اساسا از جنس فرهنگ است، راه حل فرهنگی هم می طلبد، با آیین نامه وبخش نامه و ورود پلیس به صحنه اصلاح نمی شود.

* عملکرد آقای صفارهرندی در وزارت ارشاد را چطور ارزیابی می کنید؟ 

- من تنها کسی بودم که در جلسه رای اعتماد، در دفاع از آقای صفار صحبت کردم. من آنجا گفتم که اگر ما داعیه برپایی تمدن اسلامی را داریم، تمدن اسلامی بدون فرهنگ و هنر و ادبیات و موسیقی ممکن نیست و صفار کسی است که این موضوعات را می فهمد. معتقدم که آقای صفار یک شخصیت فرهنگی بود ولی از وقتی که در قالب عضو هیات دولت قرار گرفت به یک شخصیت سیاسی بدل شد . ما از وزیر فرهنگ، انتظار رفتاری کاملا فرهنگی داریم. آقای صفار الان به سخنگو و توجیه گر رفتار سیاسی دولت تبدیل شده است که با رویکرد فرهنگی در تضاد است.

* آیا الان دوباره به وزارت صفارهرندی رای می دهید؟

- به صفار سیاسی نه، ولی به صفار روزنامه نگار و فرهنگی دوباره رای می دهم.

* شما در مجلس به انتقاد کردن معروف هستید، عمیق ترین و رادیکال ترین نقدی که تاحالا کردید، چه بوده است؟

- سئوال تان را اصلاح کنید، این سئوال غلط است. من رفاقت هایم، از جنس نق زدن است،  جدی ترین نقدی که من در دوره نمایندگی مجلس داشته ام، نقد جدی دولت بوده است، من معتقدم که دولت احمدی نژاد با همه خوبی هایی که دارد، سعی می کند قانون اساسی را دور بزند، قانون اساسی استوارترین میثاق یک جامعه است و همه باید به آن تن دربدهند. قانون اساسی شان و جایگاه نماینده های مجلس و قوای سه گانه و دولت را روشن و تعریف کرده است ولی جای تعجب است که چرا دولت اصرار دارد در وظایف قانونی قوای دیگر دخالت کند یا قانون اساسی را تفسیر کند. در حالی که این وظیفه دولت نیست.

یکی از مشکلات دولت این است که شان خود را در قانون اساسی نیافته است. دولت باید بداند این قوه مجریه نیست که بودجه را تصویب می کند، بلکه دولت بودجه را به مجلس پیشنهاد می کند و مجلس بودجه را اصلاح و تصویب می کند. دولت به جز پیشنهاد وظیفه دیگری ندارد. یا مثلا وزرای هیات دولت را مجلس تعیین می کند، یعنی رئیس جمهوروزراء را  پیشنهاد می دهد به مجلس و مجلس می تواند این پیشنهادات را بپذیرد یا نپذیرد، وزیر هم که انتخاب می شود، برخلاف آنچه دولت فکر می کند، وزیر ، دستیار رئیس جمهور نیست و دارای مسئولیت و شخصیت مستقل حقوقی است که در برابر عملکرد خود و رای خودش در هیات دولت به مجلس پاسخگو است. به نظرمن بظور کلی تعریف وزیر در دولت احمدی نژاد با آنچه که در قانون اساسی تعریف شده، مغایرت دارد.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: