...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦

 آقای مقدم فر،آمدن شما به "فارس" کمی غیرمنتظره و ناگهانی بود . شاید افکار عمومی خیلی با سوابق رسانه ای و مطبوعاتی شما آشنا نیستند، ابتدا از سوابق خودتان برای ما می گویید؟

-حمیدرضا مقدم فر: بله، اینکه آمدن من به "فارس" ناگهانی بود، درست است، برای خودم هم ناگهانی بود، برای من و آقای فضائلی این مسئله ناگهانی بود ولی آنچه که در پشت سرماجرای این تغییر بود، خیلی ناگهانی نبود، چون جناب آقای فضائلی مدتی بود که استعفاء داده بودند. در مورد سوابق رسانه ای هم باید بگویم که من در طول دوران مدیریتی بی ارتباط با رسانه ها نبوده ام، با خبرگزاری های همسو با آرمان های انقلاب و دلبسته به نظام، مثل مهر و فارس همکاری داشتم و در نشریات و روزنامه سراسری هم مقاله می نوشتم.

 در سیاستگذاری نشریات متعددی هم فعالیت داشتم ، البته بیشتر سوابق من در حوزه راهبردی رسانه است . در همین راستا در دو موسسه مطالعاتی-پژوهشی فعال بودم، یعنی مدتها بود که کار اجرایی را رها کرده بودم ولی بالاخره مجبور شدم که به حوزه اجرایی رسانه بیایم. علاوه بر دانشگاه درس حوزوی هم خوانده ام و اکنون علاوه بر مدیریت در حوزه رسانه ، مدرس حوزه و دانشگاه هستم.

فارس

* برخی معتقدند یا لااقل اینطور عنوان می کنند که "فارس" رسانه دولت است. بویژه اینکه مثلا رئیس جمهور محترم گفته بودند خبرگزاری فارس چیز دیگری است. اگر کسی چنین حرفی را بزند، آیا شما اعتراض خواهید کرد؟

-اگر نظرم را به عنوان یک مخاطب بیرونی فارس بخواهید، نه من بلکه بیشتر مخاطبان فارس، این رسانه را حامی جریان اصیل اصولگرایی کشور و حامی اندیشه عدالت و در چارچوب های نظام دانسته و می دانند. ما از دولت دفاع می کنیم، اگر چه نقد هم می کنیم. البته قبول دارم که سهم انتقادات کمتر است ولی ما هیچ وقت روابط عمومی دولت نبوده ایم. در این دو سه ماهی که بنده به فارس آمده ام هم روال همین بوده است و سعی کردیم هرجا لازم بوده از دولت دفاع کنیم و هرجا لازم بوده، وارد عرصه نقد بشویم.نقدی با رویکرد کمک به شناسایی نقاط ضعف و اصلاح و تبدیل آن به نقطه قوت.

 یکی از اشکالات دولت همین است که ارتباط زیادی با رسانه ها داشته اما نتوانسته تعامل مطلوبی با رسانه ها داشته باشد

آقای مقدم فر، دولت نهم یکی از خبرسازترین دولتهای ایران بوده است و به شهادت آمار، بیشترین خبر و مصاحبه و تولید رسانه ای را داشته ، اما به نظر می رسد علیرغم این مسئله؛ تعامل دولت نهم با رسانه ها، دچار مشکلات و آسیب هایی باشد. رهبر معظم انقلاب هم توصیه هایی در جهت رفع این مشکلات و برقراری بهتر تعامل دولت  با رسانه ها و بهبوداطلاع رسانی ها فرمودند. حتی خود رئیس جمهور و مشاوران محترم ایشان هم بر ضعف اطلاع رسانی اشاره داشته اند. شما فکر می کنید مشکل کجاست که علیرغم این کمیت زیاد فعالیت و تولید خبر، کیفیت مطلوبی در رابطه دولت و رسانه ها ایجاد نمی شود؟

-بله، این حرف درستی است و یکی از اشکالات دولت همین است که ارتباط زیادی با رسانه ها داشته اما نتوانسته تعامل مطلوبی با رسانه ها داشته باشد. بخش عمده ای از این مشکل برمی گردد به دستگاههای ارتباطی که در بدنه دولت متصدی این کار هستند، چه در نهاد ریاست جمهوری، چه در دفتر رئیس جمهور و چه در مدیریت ها و روابط عمومی های زیر مجموعه . تعدد و موازی کاری در این حوزه هم مشکل آفرین است. باید تدبیر جدی در این مورد بشود، شاید دلیلش به کمبود نیروی انسانی متخصص و با تجربه و ..بازگردد ، ولی مجموعه این عوامل باعث شده است که دولت در مظلومیت رسانه ای قرار بگیرد که البته چند جانبه است . یعنی هم علل و ابعاد ی درداخل دولت دارد و هم در خارج از دولت.

* منظور شما دقیقا چیست؟

- قبول دارم که بخش زیادی از رسانه ها، حتی خدمات خوب دولت را هم منتشر نمی کنند یا بعضا کوچک نمایی می کنند. حتی برخی یک رویکرد منفی مطلق و سیاه به دولت نهم دارند، این یکی از ابعاد مظلومیت رسانه ای دولت است.

* به نظر شما بعد داخلی این مشکل بیشتر است یا بعد خارجی آن؟ یعنی خود دولت بیشتر مقصر است یا رسانه های غیرمنصف؟

- بیشتر عوامل این مظلومیت در عرصه بیرونی و رسانه ها است. بعضی از رسانه ها نقشی کاملا جانبدارانه از دولت دارند که این هم آسیب زننده است و بسیاری از رسانه ها هم در مورد دولت تاریک نمایی می کنند و سعی می کنند به هرقیمت، می خواهند آن را ناکارآمد جلوه دهند. یعنی رسانه های منصف و معتدل و مستقل و در چارچوب، مثل فارس و مهر که هم نقد منصفانه می کنند و هم حمایت آگاهانه، کم هستند. مثلا در موضوع هسته ای و گزارش اخیر البرادعی، خبرگزاری مهر خیلی خوب و دقیق اخبار و دیدگاهها را نقل و نقد کرد . خوب وارد موضوع شد و این به نفع نظام و دولت بود . این نوع نقدهای دلسوزانه در پیروزی های هسته ای، قطعا نقش دارد و می تواند در سایر عرصه ها نیز به پیشرفت کارها در جهت منافع ملی کمک کند..

* یک پارادوکسی که بعضا در محیط رسانه ای ما ایجاد می شود این است که برخی اینطور می اندیشند و عمل می کنند که نقد و انتقاد (که جوهره رسانه است) موجب سوء استفاده دشمن قرار می گیرد. به نظر شما به عنوان یک کارشناس راهبردی رسانه ای چطور می شود این تناقض را حل کرد و به یک تعریف و اجماع واحد در این مقوله رسید؟

درست است، ما یک صورت مسئله ای داریم که بسیار غامض و پیچیده است. ما به عنوان رسانه که واسطه بین دستگاههای اجرایی و افکار عمومی است، باید چالش ها و مشکلات را خوب ببینیم و بشناسیم و ماهرانه و هوشمندانه منعکس کنیم. نقد رسالت اصلی رسانه ها است؛ اما واقعیت این است که ما در معرض نگاه و نظر دشمن هم هستیم، دشمنی که امپراطوری خبری دارند ، اینها ما را رصد می کنند و در صدد سوء استفاده و ضربه به نظام از درون آن هستند.

خبرگزاری فارس الان نسبت به سایر خبرگزاری ها پرمخاطب ترین است، بخشی از این مراجعه مربوط به کشورهای خارجی و دشمنان ما است که ما را رصد می کنند و منتظرند که اگر ما جایی واقعیت ها و مشکلاتی را گفتیم، از آن سوء استفاده کنند. ما مردم خودمان را محرم می دانیم، ولی باید طوری نقد کنیم و چالش ها را منعکس کنیم که برای دشمن سند درست نکنیم و بهانه به دست او ندهیم و طوری نشود که عمده عملیات روانی دشمن از روی اخبار رسانه های داخلی انجام شود. ما باید در کار رسانه ای، به عنوان یک رسانه اصولگرا، منافع ملی و مصالح ملی را در نظر بگیریم، هنر ما این است که اینگونه نقد کنیم، البته این دید منفی که دشمن بتواند از هر نقدی یک پروژه امنیتی و روانی و سیاسی بسازد هم بعید است.

* از سئوال غیرمنتظره ای که می خواهم بپرسم، عذر می خواهم ولی می خواهم برای فهمیدن درجه نقد پذیری شما، بپرسم که اگر شما جای هیات نظارت یا شورای نگهبان بودید، صلاحیت آقای ... را تایید می کردید یا نه؟ یا  رسانه تان را برای نقد در اختیار او قرار می دادید یا خیر؟

 تنها خبرگزاری دولتی ما ایرنا است، اما واقعیت این است که ما تجربه خوبی در ارتباط با خبرگزاری دولتی در جمهوری اسلامی وجود نداشته ایم. دلیلش هم این است که ما در خصوص ضرورت ، ماهیت و کارکرد خبرگزاری دولتی اطلاع کافی نداریم

- ما در دروس حوزوی اصلی منطقی داریم به نام " سالبه به انتقای موضوع" ، این قضاوت اصلا منتفی است . من نمی توانم نظر بدهم و مصاحبه شما را هم آلوده نمی کنم ولی همین قدر بگویم که اگر جای شورای نگهبان بودم می دانستم چه برخوردی کنم و آن برخورد عمل بر نص قانون بود. نه کمتر و نه بیشتر.

* آیا شما دولتی بودن با شبه دولتی بودن رسانه ها و خبرگزاری ها را یک آفت می دانید و اساسا چه پیامدهای منفی یا مثبتی را برای آن قائل هستید؟

- تنها خبرگزاری دولتی ما ایرنا است، اما واقعیت این است که ما تجربه خوبی در ارتباط با خبرگزاری دولتی در جمهوری اسلامی وجود نداشته ایم. دلیلش هم این است که ما در خصوص ضرورت ، ماهیت و کارکرد خبرگزاری دولتی اطلاع کافی نداریم. اما اینکه خبرگزاری های ما عموما دولتی بشوند یا یکجانبه تبلیغ دولت را بکنند و اگر اشکالی هست آن را توجیه کنند، اتقاق خوبی نیست . در مقابل البته نمی توان نافی ضرورت حمایت دولت از خبرگزاری ها شد.

* میزان و نوع کمک دولت به خبرگزاری ها و رسانه ها چطور باید باشد؟

کمک های دولت به خبرگزاری ها باید به گونه ای باشد که رسانه را به دولت وابسته نکند. دولت هم چنین انتظاری نداشته باشد و به جای سلیقه ، ضابطه و شاخص حاکم باشد. به اصطلاح باید کمک پایه ای کند و طوری باشد که رسانه ها کم کم خودکفا بشوند. مسئله دیگر این است که باید در نوع کمک به خبرگزاری ها هم تجدیدنظر بشود. خبرگزاری یک رسانه فراگیر و فعال در تمام حوزه هاست. اما با احترامی که برای همکاران قائلم احساس می کنم ایجاد خبرگزاری های زیاد ، غیر فعال ومتفرقه  دور ریختن سرمایه های ملی است. باید از رسانه ای حمایت کرد که قدرت خود در جهت دهی مثبت به جامعه و تاثیر گذاری بر مناسبات خارجی به نفع نظام را به اثبات رسانده باشد.

* نظر شما در مورد تعداد خبرگزاری ها در کشور چیست؟

- باید توجه کنیم که ما در آغاز دوره  تاسیس خبرگزاری ها در کشورمان هستیم ولی حقیقت این است که ما در کشور با کمبودهای زیادی در عرصه خبرگزاری مواجه هستیم، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی در عرصه رسانه و خبرگزاری مشکل داریم . فکر می کنم، مهمترین مشکل ما موضوع نیروی انسانی حرفه ای است ما خبرنگار حرفه ای متعهد کم داریم و خبرنگارها الان حالت چرخشی پیدا کرده اند. فعالیت پایدار ندارند. یعنی از مهر به فارس می آیند و از فارس به ایسنا و همین دور ادامه دارد. یعنی خبرنگارهای ما طیف بسیار محدود و معدودی هستند و ما در طیف خبرنگاران، رویش نداریم.

* فکر می کنید، دلیل عدم رشد نیروی انسانی در حوزه رسانه ها چه باشد؟

-به دلیل عدم وجود نظام آموزش و تربیت خبرنگار، کادر سازی نداشته ایم، یکی از اولویت های بنده در فارس، تربیت نیرو است که انشاءالله به زودی آغاز خواهد شد. مشکل دیگر این است که به دلیل مشکلات معیشتی و روزانه، خبرنگاران ماهیتی کارمندی و حرفه ای پیدا کرده اند که این پیشرفت رسانه ای را متوقف می کند و مانع از جهش های کلان ما می شود. ما باید به سمت رسانه های منطقه ای و جهانی پیش برویم.

برخی خبرگزاری های مهم برای سال آینده با کاهش چشمگیر بودجه مواجه شدند. برخی هم حمایت های مختصر دولت را دریافت نکردند یا خیلی کم بوده ، به نظر شما دلیلش چه می تواند باشد؟

-من خبر از میزان حمایت دولت از خبرگزاری ها ندارم ولی می دانم همان "کم" را هم به فارس ندادند و من از دولت در این زمینه گلایه دارم و دولت هیچ گونه حمایتی از فارس نکرد.

* به عنوان مدیرعامل جدید، مهمترین شاخصه های "فارس" و نفاط ضعف و قوت این رسانه را چه می دانید؟

-از نظر مخاطب اینترنتی برطبق آمار سایت هایی چون آلکسا، فارس رتبه اول را دارد و در مطبوعات هم رتبه دوم(بعد از ایسنا) البته از نظر کیفی و تاثیرگذاری می توان گفت که مطالب فارس در مطبوعات، رتبه اول را دارد. مدیریت خوب آقای فضائلی، سرمایه مهمی برای فارس است. در این دو ماهی که من آمدم، دوستان فارس همکاری خوبی با من کردند، در صورتی که خیلی ها فکر می کردند چنین همکاری صمیمانه ای صورت نگیرد.

 ما در جنگ هستیم ولی این بار، قلم ما در حکم موشک است و جنگ ما، جنگ رسانه ای است. ابزارش هم رسانه ای است، باید نیروهای مدافع انقلاب در عرصه خبر، متحد شوند

ولی مهمترین مشکل فارس، مشکل نیروی انسانی است که همانطور که گفتم در صدد حل آن هستیم. اما اینجا مایلم به نقطه قوت مهم فارس هم اشاره کنم و آن روحیه جهادی و انقلابی داشتن در کار خبری است که از دیگر خبرگزاری های اصولگرا هم انتظار می رود چنین روحیه ای را بطور کامل در پیش بگیرند و خودشان را حقیقتا در حال مبارزه و جهاد ببینند. ما در جنگ هستیم ولی این بار، قلم ما در حکم موشک است و جنگ ما، جنگ رسانه ای است. ابزارش هم رسانه ای است، باید نیروهای مدافع انقلاب در عرصه خبر، متحد شوند و پدافند خوبی علیه دشمن در عرصه رسانه ای به کار ببندند، این عرصه مجروح و شهید دارد و باید از آبروی خودمان نیز خرج کنیم.

* شما به عنوان یک کارشناس راهبردی رسانه ، فضای انتخابات مجلس هشتم را با فضای انتخاباتی مجلس هفتم و ششم چگونه مقایسه می کنید؟

- ما یک خاطره تلخ تاریخی از عملکرد رسانه ها در مجلس ششم داریم، در مجلس ششم، کسانی به مجلس رفتند که نباید می رفتند و بخش عمده ای از مجلس را تبدیل به ظرفیتی علیه نظام کردند که اوج آن را در تحصن دیدیم. اقداماتی که موجب تشویق و تبلیغ آنها از سوی دشمن شد. غیر از طرح ها و نطق ها و تنش ها و کارکردهایی که باعث شد آمریکا و اسرائیل از گروهی در مجلس ششم حمایت کنند و اپوزسیون داخل و خارج از کشور هم به آن امید ببندد. در فضای ساختار شکن آن دوره، رسانه ها نقش مهمی داشتند.

چقدر پیر شدم !!

رسانه ها در مقطع انتخابات مجلس ششم در یک حرکت غیر حرفه ای و غیراخلاقی، کاندیدا معرفی می کردند و عملا به حزب تبدیل شده بودند، نه حتی ارگان حزبی، بلکه خود حزب، اما در مجلس هفتم این فضا نبود و توجه مجلس هفتم به مطالبات اصلی مردم و خدمت رسانی بود و از این جهت مجلس هفتم می تواند الگویی برای مجالس بعدی باشد. البته در شرایط فعلی هم رسانه ها در آستانه انتخابات مجلس هشتم، کارکرد دوگانه ای پیدا کرده اند و بعضی از رسانه ها صریحا برای بی انگیزه کردن مردم و القای ضعف در نظام عمل می کنند. البته شدت و حدت و قوت آنان به اندازه مجلس ششم نیست و مردم به میزان زیادی در این مورد آگاه شده اند.

* یکی از پدیده های رسانه ای سالهای اخیر، گرایش به "سایت های خبری و رسانه های غیررسمی" است، تحلیل شما از این گرایش چیست؟

- دلیل این گرایش و شیفت شدن مردم از رسانه های رسمی به رسانه های غیررسمی این است که ما در رسانه های رسمی و قانونی ، شفافیت و صراحت در انتشار اخبار نداریم . البته دلیل دیگر این گرایش این است که در این نوع رسانه های غیررسمی به دلیل عدم رعایت حرمت ها و حریم ها و چارچوب ها، مخاطب احساس آزادی می کند و جذابیت کاذب ایجاد می شود ولی در نهایت این گرایش به سایت ها یک پدیده منفی رسانه ای است.

* آقای مقدم فر، شما به عنوان مدیرعامل یک رسانه بزرگ کشور، آیا وبلاگ هم دارید یا قصد دارید داشته باشید؟

- من با این چیزی که بین خبرنگاران مد شده که در حالی که فعال رسانه ای هستند وبلاگ هم درست می کنند، مخالفم و آن را مطلوب نمی دانم. اینکه یک خبرنگاری (که واجد ابزار رسانه ای برای ارائه پیام به جامعه است) وقت زیادی را برای وبلاگ شخصی اش بگذارد، بیش از آنکه نشان نخبه گرایی و اطلاع رسانی باشد، بخاطر "مطرح کردن" خود است. ما در فارس این مسئله را ممنوع کرده ایم، چون آثار و پیامدهای مطالب وبلاگ خبرنگاران خود به خود به نهادی رسانه ای مربوطه مثل فارس هم بازمی گردد. لذا حتی اخیرا هم با مواردی از این دست برخورد کردیم.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: