...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٧

"ُمردن" باید چیزی باشد بین "جرِخوردن و پوست انداختن و پاشیده شدن باشد در لبه بلندترین پرتگاه متصور! 

روزی ، روزگاری مرگ!

  ضیافت و هم آغوشی گس مزه تضادها: رنج و  ترس و حتی شوق و شادی،..نهایت رنج و رنجوری تن، تکاپوی روح و جان برای نوعی زاییده شدن(شاید مردها فقط هنگام مرگ، ‌زایمان را بفهمند!) به شمارش افتادن آخرین قطره های جان و اختیار  در کویر مرگ

فیزیولوژی دستهایش را در مقابل متافیزیک بالا می برد.. پیراهنی که در آن آخرین لحظات هم وزن کره زمین سنگین می شود و بر سینه می نشیند، توقف بی رحمانه زمان ، رسوب تدریجی و دلهره آور سرمای مرگ بر گرمای زندگی(می گویند قبض روح از پا شروع می شود) انتشار سکرآور و  جادویی حسی ناشناخته و عجیب در تک تک سلول ها(مرگ شاید نسبتی هم با نیکوتین داشته باشد!) تبدیل و تقلای ثانیه ها به ساعت و سال و ...در نهایت، جانانه ترین  تسلیم ممکن در هستی!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: