...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٧

اگر از یک خانواده معمولی و نسبتا مرفه در تهران بپرسید که ایده ال تان برای زندگی  چیست، قطعا جواب خواهند داد: داشتن یک منزل مسکونی در تهران، یک اتوموبیل مدل بالا و البته و صدالبته  در انتهای پاسخ این سئوال، خواهید شنید : و ...یک "ویلا در شمال"

کلاردشت...بهشت سابق!

اگر محیط زیست شمال ایران "زبان" -یا هرگونه وسیله ارتباطی شبیه به زبان!- می داشت، قطعا هرروز، هزار بار می گفت و گلایه می کرد و  حتی گریه می کرد که برآورده شدن این رویای شیرین خانواده ها (ویلای شمال) چقدر سخت و تلخ و زجرآور است!

هرچند دلایل بسیار متنوع اقتصادی-اجتماعی را می توان برای عطش داشتن ویلا در شمال ذکر کرد، مثل "انباشت سرسام آور سرمایه در تهران، چشم و هم چشمی های سرمایه دارانه و .." .اما این عطش ویلا خواهی و ویلاسازی را می توان به میل به داشتن یک حریم خصوصی برای تفریح و استراحت از سوی عده ای از شهروندان نیز تعبیر کرد

اگر بدانیم که روند ویلاسازی در شمال چه سرعت شگفت آوری دارد، اگر بدانیم که فقط نزدیک به 4 درصد از خاک ایران جنگلی و سبز و حاصلخیز است، اگر هجوم همه جانبه دلال های قانونی و غیرقانونی مسکن ساز به شمال را بدانیم، به محیط زیست شمال کشور حق می دادید که "هرروز و هزار بار" خون گریه کند و بکار گیری این اصطلاحات را اغراق و بزرگ نمایی های معمول رسانه ها تلقی نمی کردید.

هرچند دلایل بسیار متنوع اقتصادی-اجتماعی را می توان برای عطش داشتن ویلا در شمال ذکر کرد، مثل "انباشت سرسام آور سرمایه در تهران، چشم و هم چشمی های سرمایه دارانه و .." .اما این عطش ویلا خواهی و ویلاسازی را می توان به میل به داشتن یک حریم خصوصی برای تفریح و استراحت از سوی عده ای از شهروندان نیز تعبیر کرد.

هرچند جاده زیبای چالوس بخاطر ازدحام و تراکم ماشین ها، فرصت نفس کشیدن ندارد اما همچنان زیبایی و تازگی خود را حفظ کرده است، قرار بود برای تداوم نفس کشیدن این جاده قدیمی،طرح های ابتکاری انجام شود ولی ظاهرا از طرح دهان پرکن ساماندهی قهوه خانه ها و غذاخوری های حاشیه جاده چالوس، فقط و فقط تخریب  "هتل واریان" -یکی از معدود سازه های مهندسی ساز و مدرن منطقه- محقق شد و دهها قهوه خانه و غذاخوری همچنان فاضلاب خودشان را میهمان رودخانه کرج و سد امیرکبیر و البته میلیونها شهروند تهرانی می کنند!

هفت پیچ معروف جاده چالوس  که تمام می شود، شیب جاده معکوس می شود، هوای شرجی دریا با خنکی آب و سبزی جنگل و سفیدی مه در هم می آمیزد و فضایی می آفریند روح بخش، چنددقیقه بعد و نرسیده به تله کابین نمک آبرود، تابلوی ورودی جاده کلاردشت چشم را می نوازد، کلاردشتی که بهشت ویلاسازان شده است و یک نقطه تاریک و بحرانی  در محیط زیست شمال ایران.

کلاردشت...بهشت سابق!

از همان جاده ورودی کلاردشت،شاهکارهای! ویلاسازی به چشم می آید: تپه های کچل شده، درختان که عمدی یا غیرعمدی! خشک شده اند، مراتع ویران، گاو های سرگردان در نخاله های ساختمانی، مسابقه دیوارکشی در تپه ها، بولدوزرهای روشن در حال گود برداری، کامیون های زنجیره ای پر از مصالح و آجر و سیمان و ...کارگرانی که مشغول کارند.

نتیجه عملیات این ارتش هماهنگ، رویش روزانه انوع و اقسام ویلاهای قناس و بدترکیب در طبیعت کلاردشت ، ویلاهایی که به معنای واقعی کلمه، معماری و ساخت آنها "دلبخواهی" است...در کلاردشت، سرمایه داری حاکم نیست، بلکه تورنمنت شخصی سازی طبیعت است که حکفرمایی می کند.

پدیده بسیار جالبی که در کلاردشت می توان مشاهده کرد "دکه های املاکی" است، بدون کوچکترین اغراق، تعداد این دکه های املاکی که کارویژه آنها هم ویلادار کردن خلق الله است، از تعداد سوپرمارکت ها  و حتی دکه های سیگار فروشی هم بیشتر است و هر چند متر، یکی از این دکه ها، با یک میز و یک تلفن، زیر یک آلاچیق کوچک  یا چهار دیواری گچی، جاخوش کرده اند!

در کلاردشت ظاهرا پول درآوردن بسیار ساده است؛ برخی از محلی های سودجو با تفکیک و دیوار کشی تپه های بی صاحب  آن را برای تهرانی ها رزرو می کنند! ویلاها هم سه مدل دارد: ارزان، متوسط و اعیانی!

سودجویان و دلالان محلی و غیرمحلی ، اسامی تهرانی پسندی هم بر تپه های بی زبان و بی دفاع کلاردشت می گذارند، مثل "شمیران آباد" ... تا با یک شبیه سازی مکانی-ذهنی، مراتع کلاردشت، "شمیران و دروس و نیاوران و اقدسیه و ..." را به یاد مشتری های این ویلاهای بیاورد و آنها سرکیسه را راحت تر شل کنند

و از آن جالب تر این است که سودجویان و دلالان محلی و غیرمحلی ، اسامی تهرانی پسندی هم بر تپه های بی زبان و بی دفاع کلاردشت می گذارند، مثل "شمیران آباد" ... تا با یک شبیه سازی مکانی-ذهنی، مراتع کلاردشت، "شمیران و دروس و نیاوران و اقدسیه و ..." را به یاد مشتری های این ویلاهای بیاورد و آنها سرکیسه را راحت تر شل کنند.

کته مهمی که  این خصوص می توان گفت این است که چرا با وجود حجم قابل توجه سرمایه و انگیزه برای ساخت و ساز در منطقه کلاردشت، به جای "ویلا" مجتمع های مدرن هتل ساخته نمی شود؟

واقعیت این است که  آب و هوای کوهستانی کلاردشت طوری است که در سال تقریبا 6 ماه این ویلاها قابل استفاده برای استراحت و اقامت(برای غیر بومی ها)  است، در صورتی که اگر در این منطقه، هتل ساخته می شد، در تمام طول سال قابل سکونت و استفاده بود و کارکردهای متنوع تری نیز پیدا می کرد، ضمن اینکه اگر به جای نهضت ویلاسازی، هتل سازی صورت می گرفت، امکان جلب توریست و جهانگرد هم پیدا می شد.

نکته دیگر این است که این حجم گسترده ویلاسازی عملا مراتع طبیعی، دامداری و کشاورزی بومی در منطقه را از بین می برد و این ویلاها عملا تیشه به ریشه هرگونه تولید در منطقه می زنند.

...باید به صدای طبیعت گوش داد قبل از آنکه صبر طبیعت و مهلت ما تمام شود و بلاهایی که بر سر طبیعت می آوریم، دامنگیر خودمان شود! راستی چقدر از صبر کلاردشت  و سودطلبی سودجویان ویلاساز باقی مانده است؟ قابل انکار نیست که نفس های کلاردشت، این بهشت زیبا به شماره افتاده است...

لینک گزارش در مهر(+)

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: