...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٢
اين روزها دنبال واژه اي مي گردم موثرتر از «آه»... غليظ تر از آه!
چيزي كه من دنبالش مي گردم...شايد ...بين «آه» و «آخ» باشد! نه منظورم «واه» يا «اوخ» نيست! اينها را امتحان كرده ام!
نمي دانم اين كلمه گمشده كشف يا اختراع شده يا نه؟!
كاش مي شد دماسنجي هم پيوست كلمه ها كرد... يك سلام سرد! يك لبخند ولرم! يک نگاه خنک ! يک احساس تگری! يك آه داغ...!
تازه الان مي فهمم چقدر بركه كلمات براي آب تني معاني كوچك و كم آب است! تا بخواهي دست و پايي بزني...آب گل مي شود!

گدازه خيلي از دلهره ها ...دردها ، دادها و بيداد ها ...با يك “آه” ... شايد كمي خنك شود ..اما امان از دمي كه نسيم هزار آه هم داغ دل را سرد و حتي كمي خنك نكند! و “ممد حيات” هم وقتي مي خواد “مفرح ذات” شود، از داغي آن كوره ،گٌرگرفته، بيرون آيد...!
اين روزها دلم پايين افتاده ...خيلي پايين! از بس كه مدام هْري ريخته پايين ...! آن هم نه يك بار...كه هرلحظه! هر دم...مسنمر و مكرر! و چه شبهايي كه اين درد مرموز...اين دلهره خاكستري پرحرارت تو را از خواب بيدار مي كند و واي اگر هم نتواني آن فعل اختياري دردناك-فراموش كردن- را هم صرف كني! يا بهتر بگويم اجازه نداشته باشي...!
-بعد از تحرير: برادر رولمی! باسلام و آرزوی توفيق! اين هم معصوميت! خودی ! شرقی! از کشور دوست و برادر افغانستان! بدون پروپاچه لخت و شورت! و زلف افشون! مراتب جهت عبرت و اصلاح و اقدام به اطلاع می رسد!
بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: