...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧

امروز شاید برای اولین بار شاهد یک مراسم کامل ذبح و سلاخی گوسفند از بای بسم الله تا تای تمت و باد انداختن در لاشه بودم، اما به جای اینکه به آبگوشت خوشمزه ای که می شود از دنبه های گوسفند درست کرد، فکر کنم یا چشیدن کله پاچه اش در یک صبح زمستانی و ...! از همه این مراسم نسبتا کوتاه ‌فقط یک نکته به ذهنم آمد:

قربانی کردن گوسفند از اول تا آخر چیزی حدود ٣٠ دقیقه طول می کشد، "حجم و مساحت شرع و شریعت" از این مراسم سی دقیقه ای و کل این فرایند "یک بسم الله گفتن است و رو به قبله کردن و چهار رگ اصلی را بریدن" که همه اش سرجمع یک دقیقه هم طول نمی کشد.

‌ بعد از این "یک دقیقه ابتدایی و ابداعی"‌دیگر خود قصاب با عقل و تجربه اش می داند که باید چاقو را کجا فرو کند و شکاف دهد و ...که  البته همه قصاب های دنیا هم می دانند که باید با لاشه چه کنند و  چطور آن را به آشپز تحویل بدهند و اصولا کارویژه و معرفت و تحلیل قصاب ها در همه دنیا یکجور و یکسان است،‌نیازی هم نیست که شرع و شریعت بیایید و به قصاب(بعد از آن مرحله ابتدایی-ابداعی) توضیح دهد که چه بکند و ...

چیزی که امروز به آن فکر کردم این بود که شاید بشود این فرایند سلاخی و خیلی از احکام معمول شریعت  را طور دیگری نگاه کرد، به این معنا که دین همان حرکت شروعی،‌ابتدایی،‌ابداعی است و "ادامه کار" به عقل متعارف سپرده شده است،

فکر کنم مشکل عمده ما این است که هنوز چاقو دست قصاب نیافتاده است!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: