...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٩ خرداد ۱۳۸۸

فیلم تبلیغاتی مهندس میرحسین موسوی که گروهی مستندساز به سرپرستی مجید مجیدی کارگردان نام آشنای سینمای ایران آن را تهیه کرده بود و شب نهم خرداد از شبکه یک سیما پخش شد، دومین فیلم از مجموعه مستندهای نامزدهای دهم انتخابات ریاست جمهوری بود.

 فیلم، شروعی جذاب و گیرا و عاطفی داشت و شاید کمتر کسی فکر می کرد فیلم از عیادت میرحسین از همکار سابقش در روزنامه جمهوری اسلامی و شاعر امروز-احمد عزیزی- آغاز شود، شاعری که در بستر بیماری هم مچ بند سبزرنگی به دست داشت و با حال نزار و تراژدیک اش، با انگشت، اشاره ای به آسمان می کرد.

اولین نکته قابل تامل این فیلم، سبک و نوع خاص و معنادار  روایت "تاریخ" بود، فیلم از اتوبیوگرافی موسوی آغاز می شود، سپس به وقوع انقلاب اسلامی و طرز آشنایی میرحسین با بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی و لذت "امام را میان مردم دیدن" اشاره می شود، نخست وزیری مهندس موسوی و صحنه هایی از جنگ تحمیلی و "جامعه ارزشی، معصوم و غیرسوداگر آن دوره" تاکید می شود و سپس بدون هیچ اشاره ای به وقایع دو دهه اخیر(دهه هفتاد و هشتاد شمسی) ناگهان به موضوع نامزدی مهندس موسوی پرداخته می شود.

این سبک روایتگری بیش از هرچیز نوع نگرش موسوی و ستاد انتخاباتی اش به تحولات سیاسی-فرهنگی-اجتماعی ایران را آشکار می کند.

بسیاری از حامیان موسوی امیدوار بودند بعد از اولین برنامه تبلیغاتی وی در تلویزیون (برنامه با دوربین) که انتقادی صرفا اقتصادی با زبان عامیانه  به عملکرد دولت نهم بود، در فیلم تبلیغاتی موسوی اشاره ای به اصلاحات و اصلاح طلبی ببینند و بشنوند تا حمایت جدی تری از موسوی به عنوان نامزد اصلاح طلبان کنند، اما ظاهرا این انتظار در این فیلم، رآورده نشد.

موسوی در دومین فرصت طلایی تبلیغات صداوسیما خود علنا و رسما خود را "ادامه اصلاح طلبی و اصلاح طلبان " معرفی نمی کند، در فیلم موسوی، حتی  از واژه هایی چون "اصلاح طلبی، دوم خرداد، خاتمی"  و دیگر کلید واژه های دهه هفتاد و هشتاد شمسی نام هم برده نمی شود و از همه تاریخ اصلاحات صرفا یک نمای کوتاه از سید محمد خاتمی -که کسری از ثانیه هم دوام نمی آورد- بسنده می شود. 

میرحسین موسوی

حتی وقتی فیلمساز پای دردل و ذغدغه های هواداران میرحسین می نشیند، خبری از مطالبات اصلاح طلبانه، آزادی های سیاسی و فرهنگی نیست و موضوعاتی مثل بیکاری جوانان، شوربودن آب آبادان، بیکارشدن یک نگهبان کارخانه و...نمایش داده می شود.

در واقع می توان گفت  فیلم مستند موسوی که امشب از شبکه اول سیما پخش شد،کاملا در حال و هوای نوع آغاز نامزدی میرحسین موسوی و شروع فرایند تبلیغاتی وی تا اواسط فروردین بود، در حالی از نیمه فروردین 1388 با پیوستن احزاب اصلاح طلب به اردوگاه موسوی و موج آفرینی ها و حمایت ها و ابراز تمایل بدنه جوان اصلاح طلبان به موسوی، فرایند انتخاباتی موسوی شکل دیگری به خود گرفت.

این عدم تمایل موسوی به تعریف خود در زمین اصلاح طلبی شاید به این موضوع بازگردد که موسوی، توانمندی ها و کاریزمای خود را بیش از آن می داند که نیازی به وام گرفتن از گفتمان اصلاح طلبی و اصلاح طلبان داشته باشد.

در فیلم موسوی بر "ساده زیستی" وی و صرف ناهار و نماز در گوشه خیابان هم تاکید می شود تا گوشه چشم فیلمساز و استراتژیست های ستاد انتخاباتی میرحسین برای جلب هواداران اصولگرای و به خصوص حامیان مردد محمود احمدی نژاد نیز اثبات شود.

به نظر می رسید فیلمی که مجیدی برای میرحسین ساخته بود، تلاشی برای " احیای خاطره نخست وزیر سالهای دفاع مقدس " بود و نه بیش از آن، البته تاکید بر رنگ سبز به عنوان نماد حامیان موسوی نکته ای بود که مجیدی سعی داشت این نماد انتخاباتی را به نمادی ملی-مذهبی با گسترده همه اقوام و قومیت ایرانی تعمیم دهد و می توان گفت فیلمساز در این تعمیم، تاحدود زیادی موفق عمل کرده بود، هرچند که تاکید ویژه بر آذری بودن مهندس موسوی در فیلم را نمی توان منکر شد.

بر خلاف فیلمی که جواد شمقدری برای احمدی نژاد ساخته بود و نشانه هایی از سردستی بودن در آن احساس می شد،  به نظر می رسد مجیدی با حوصله بیشتر و عمق بیشتر این فیلم را برای میرحسین موسوی ساخته بود، حالا مخاطبان میلیونی تلویزیون منتظر فیلم های تبلیغاتی مهدی کروبی و محسن رضایی هستند تا داوری خود را در این خصوص کامل کنند.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: